مفهوم شناسي اخلاق

الف . معناي لغوي  اخلاق  

کلمه اخلاق که جمع خلق است ، در لغت به معناي يک صفت نفساني يا يک هيأت راسخه است ؛ يک حالتي که در نفس رسوخ داشته باشد و موجب شود تا افعالي که با آن صفت متناسب اند بدون احتياج به تروي ، يعني فکر کردن و سنجيدن ، از انسان صادر شوند [۱۲].

ب . کلمه اخلاق از لحاظ اصطلاحي داراي سه معنا است

۱.کلمه اخلاق در اصطلاح گاهي به معناي لغوي خود يعني صفات نفساني مي آيد.

۲. گاهي هم به عنوان صفت فعل به کار مي رود؛ يعني کار اخلاقي که منظور، تنها صفات نفساني نيست ؛ اگرچه هنوز به صورت يک هيأت راسخ هم در نفس پديد نيامده و از روي فکر و تأمل و تروي هم انتخاب شده ، ولي در عين حال ، موصوف به اخلاق فاضله يا رذيله مي شود.

۳. گاهي (نيز واژه اخلاق ) فقط در مورد اخلاق فاضله به کار مي رود و مي گويند: (ايثار) اخلاقي و خوب است (يا دزدي ) غيراخلاقي و ناشايسته است [۱۳].