طبقه بندی در نمایه های موضوعی

همهٔ نمایه هایی که تاکنون مورد بحث قرار گرفت از روش هایی استفاده می کنند که بیشتر الفبایی هستند تا نظام یافته . انواع دیگر نمایه را باید براساس اصولی منطقی ساختار بندی کرد. ابداع چنین روش هایی به کاتر (۱۸۷۶) بازمیگردد. کاتر کسی است که برای مسائلی چون مدخل مستقیم در مقابل مدخل غیرمستقیم (تاریخ باستان یا باستان، تاریخ؟) قوانینی را وضع کرد. کایزر (۱۹۱۱)، که اصطلاحات را به سه دستهٔ اصلي اصطلاحات ملموس  اصطلاحات فرآیندی و اصطلاحات منطقه ای” دسته بندی کرده بود، روش پیشرفته تری را ارائه نمود. اصطلاحات ملموس ” اصطلاحاتی هستند که به اشیاء – واقعی یا خیالی – وابسته اند، در صورتی که اصطلاحات فرآیندی اصطلاحاتی هستند که فعالیت ها را زیر پوشش قرار می دهند. کایزر میگوید که “گزارهٔ نمایه باید اصطلاحات را در یک توالی نظام یافته منظم نماید نه الفبایی.

تنها سه توالی مجاز وجود دارد:

ملموس – فرآیندی (مثل لوله ها – جوشکاری یا لوله های استیلی – جوشکاری)

  • منطقه ای – فرآیندی (مثل آرژانتین – تجارت)
  • ملموس – منطقه ای – فرآیندی (مثل قهوه – برزیل – صادرات)

برای پیروی از قوانین کایزر، نمایه ساز باید اصطلاحی کاملاً ملموس را تهیه کند. مثلاً اصطلاح شیرین سازی باید به شکل آب – شیرین سازی نوشته شود. پیشرفت عمده بعدی را به رانگاناتان ” نسبت میدهند. هرچند نام رانگاناتان اساساً با نظریه های طبقه بندی و طرح طبقه بندی کتاب شناختی او یعنی طبقه بندی کولون پیوند خورده است، اما او در شیوهٔ نوین نمایه سازي الفبایی – موضوعی نیز سهم عمده ای داشته است. نمایه سازی زنجیره ای ” او تلاشی برای دستیابی به فرآیندی برای توسعه نظام مند یک نمایه الفبایی – موضوعی در یک فهرست رده ای (در قالب برگه یا کتاب) است. مبانی طرح رده بندی و مبانی نظری طبقه بندی او در حیطه موضوعی این کتاب قرار میگیرد. کافی است که بگوییم ترکیب یا شماره سازی از ویژگی اصلی طرح رده بندی است که براساس اصول رانگاناتان تدوین شده است. یعنی، شماره رده ای که موضوع تاحدی پیچیده را ارائه می دهد، از پیوند عناصری ملی حاصل می آید که عناصر موضوعی بیشتری را رائه می نماید. مثلاً موضوع تولید کارخانهای لباسهای پشمی در آلمان در قرن ۱۹ را باید با علائم AbCfHYqZb نشان داد که Ab ارائه دهنده لباس , Cr نشانگر پشمی ، H نشانهٔ ” کارخانه ، Yq” آلمان” و Zbمعرفی قرن نوزدهم است. همهٔ این علایم از بخش های مختلف طرح طبقه بندی استخراج و در یک توالی معین (“نظم ترجیحی” یا نظم استنادی “”) ترکیب شده اند.

بدیهی است که تهیهٔ نمایه ای الفبایی برای یک فهرست طبقه ای که براساس این اصول ساختار بندی شده است، باید نظام مند باشد در غیر این صورت بی نظمی ایجاد کرده و استفاده از آن را ناممکن خواهد نمود. راه حل رانگاناتان برای این مشکل – یعنی نمایه سازی زنجیره ای – مستلزم نمایه سازی هر مرحله از زنجیرهٔ سلسله مراتبی، از خاص ترین به عام ترین موضوع است. بنابراین، مدرکی که با شماره ردهٔ AbCfHYqZb مشخص میشود باید مدخله ای نمایهای زیر را تولید کند:

قرن ۱۹، آلمان، کارخانه، کالاهای پشمی، لباس AbCfHYqZb

آلمان، کارخانه، کالاهای پشمی، لباس AbCfHYq

کارخانه، کالاهای پشمی، لباس AbCTH

کالاهای پشمی، لباسی AbCf

لباس ” Ab

بدیهی است که استفاده کننده از این نوع نمایه نیز باید براساس یک توالی از پیش تعیین شدهٔ اصطلاحات جستجو کند. مثلاً اگر اطلاعاتی دربارهٔ لباس در آلمان قرن نوزده را جستجو میکند و جستجوی خود را با اصطلاح لباس آغاز کرده است، باید از نمایهساز کمک بگیرد. در تعیین یک توالی که در آن شماره های طبقه بتوانند در یک طرح طبقه بندی تحلیلی – نحوی (که اغلب به چهریزهای ” مشهور است) ترکیب شوند، در طرح رانگاناتان پنج طبقه اصلی و یک فرمول وجود دارد که می توان آنها را با هم ترکیب کرد. در این توالی، طبقات به ترتیب شخصیت”، ماده”، “انرژی ، فضا و زمان” (شمافز) با یکدیگر ترکیب می شوند.

خود اشیاء” بهترین تعریف برای طبقه شخصیت است. ماده موادی هستند که اشیاء از آنها تشکیل شدهاند. انرژی ” عملی است که بر روی یا ازسوی اشیاء انجام میگیرد، “فضا”

جایی است که عمل یا کار در آن انجام میگیرد و زمان به وقت یا موقع انجام عمل دلالت دارد. توالي AbchYgZb  شخص، ماده، انرژی، فضا و زمان (شمافز) است. بنابراین، وقتی از این ترتیب در زنجیره مدخل نمایه ای پیروی شود، ترتیب طبقات برعکس آن خواهند بود.

توالي منطقی چهریزه اي رانگاناتان در شماره سازی را می توان در فهرست های الفبایی – موضوعی و نمایه ها نیز به کار گرفت. بنابراین، فرد میتواند با پیروی از فرمول (ش م اف ز) مدخل نمایه ای منطقی تولید کند؛ مثال:

لباس: کالاهای پشمی: کارخانه: آلمان: قرن ۱۹

متاسفانه در فرمول (شمافز) قدری ساده انگاری وجود دارد. در نمایه سازی محتواي موضوعی بسیار پیچیده، ممکن است یک طبقه بیش از یک بار تکرار شود (مثلاً تاکید بر یک ساختار می تواند ما را به نارسایی های آن ساختار هدایت کند که این مسئله خود مستلزم تکرار دو مقوله مجزا از طبقه انرژی است)؛ برخی از طبقات باید به زیر طبقات دیگری (مثلاً برای بیان انواع فعالیت ها) تقسیم شوند؛ بعلاوه، فرمول (ش م اف ز) نمی تواند بعضی از صفات معینی که در نمایه سازی مهم هستند – مثل خواص مواد – را به دقت مشخص نماید.

با این وجود، تئوری های رانگاناتان بر روش های نوین نمایه سازی موضوعی تاثیر عمیقی داشته اند. این تاثیر را به وضوح در کتاب کوتس ( ۱۹۶۰) می توان مشاهده کرد. کوتس کسی است که از استقلال یک فهرست یا نمایه از انعطاف ناپذیري سرعنوان هاي موضوعي از پیش تعریف شده دفاع کرد. یک مدخل نمایه ای باید کاملاً با محتوای موضوعی مورد بحث هم گستره ” باشد، مثل: خطوط انتقال قدرت، أورهد، رسانا، یخ گرفتگی، پیشگیری، گرم سازی

برای ایجاد یک توالی که در آن اصطلاحات مربوط به اجزاء در کنار یکدیگر قرار گیرند، کوتس از یک فرمول معنی دار استفاده کرد. توالی پایه ای که او ایجاد کرد عبارتند از نشیمن. نوع، اجزاء ، “عمل و عامل “؛ اما این توالی در شرایط خاص قابل تغییر هستند. مثلاً در سرعنوان فوق از توالي شیء، نوع، اجزاء، عمل و عامل تبعیت شده است. نمایه فن آوری بریتانیا” (که بعداً با نام نمایه جاری فن آوری” منتشر شد) که کوتس ویراستار آن بود، از فرآیندی تبعیت میکند که کوتسی آن را توسعه داده بود. در شکل ۲۲ مجموعه ای از مدخل های نمونه از این نمایه ارائه شده است. توجه داشته باشید که هر مدرک فقط یک بار در نمایه ظاهر می شود. سایر روش ها از طریق استفاده از ارجاعات متقابل به دست می آید.