نقدي بر معيارهاي حسابداري ارزيابي عملکرد و پيشنهاد معيارهای ارزش افزوده اقتصادي و جريان های آزاد نقدی برای گزارشگری ارزش های واحد تجاری:

ناصر ايزدي نيا

چکيده:
با وجود چالش هاي ناشي از تفکيک مالکيت از مديريت و تضاد منافع بين گروه‌هاي ذينفع مرتبط با واحد تجاري شاهد هستيم از معيارهاي حسابداري نظير درآمد هر سهم ، نسبت بازدهي حقوق صاحبان سهام  و يا بازدهي سرمايه گذاريها به منظور ارزيابي عملکردواحدهای تجاری استفاده مي شود. وحتي از اين معيارها براي تنظيم طرحهاي انگيزشي و پاداشي مديران استفاده شده است. در اين مقاله که حاصل يک مطالعه توصيفي است به نقد و ارزيابي معيارهاي سنتي حسابداري براي ارزيابي عملکرد و گزارشگری مالی واحد های تجاری پرداخته مي شود و با توجه به شرايط تحول يافته ناشي از جهاني شدن اقتصاد چالش اساسي مديريت بنگاه‌هاي تجاري ارزش آفريني براي بنگاه ها و بخصوص ثروت آفريني براي طبقه سهامدار معرفي مي گردد. شاخص اصلي ارزش آفريني و ارزيابی عملکرد معيار ارزش افزوده اقتصادي يا سود اقتصادي معرفي مي گردد. اين شاخص براي ارزيابي عملکرد واحدهای تجاری و تنظيم طرحهاي انگيزشي مديران کاربرد دارد و ضمن تأکيد بر اهميت آن، چگونگي محاسبه و تعديلات لازم بر سود وسرمايه حسابداري به منظور محاسبه ارزش افزوده اقتصادي مطرح مي شود. همچنين معيار جريان های آزاد نقدی  به عنوان شاخص ديگری در ارزيابی عملکرد و گزارشگری ارزش های واحد تجاری معرفی می گردد. نمونه هایي از بنگاه‌هاي موفق که از اين شاخص ها براي ارزيابي عملکرد خود استفاده نموده اند معرفي می شود.
واژه هاي کليدي: ارزش افزوده اقتصادي- جريان های آزاد نقدی– ارزيابي عملکرد و پاسخگويي مديران – پاداش مديران – معيارهای حسابداری

Faculty of Admin. Sciences & Econ. Journal,
University of Isfahan.
Vol.17, No.1 , 2005

A Critique on Performance Measurement Techniques in Accounting and Proposing the Measure of Economic Value Added and Free Cash Flows for Corporate
Reporting

N. Izadinia

Abstract

With challenges over the separation of ownership and management and the conflict of interest between different accounting user groups, we witness the use of accounting measures such as Earning per share (EPS), return on stockholders’ Equity (ROE) or return on investment (ROI) for performance evaluation. Those measures are also used for setting management’s incentive plans. In this article which is an interpretive one we critically evaluate traditional accounting measures in performance evaluation and corporate reporting and with regards to the changes in world economy conditions and globalization we show that the main challenge of the corporate management is wealth creation for stockholders.
The main measure of wealth creation and performance evaluation is Economic Value Added (EVA) or Economic Profit (EP). This measure is used for managers’ performance evaluation and setting incentive plans for them. We show in this paper how to adjust the accounting profit and capital to arrive at Economic Value Added (EVA). Further, the Free Cash Flow is another measure of performance evaluation and corporate reporting which is discussed in this paper. We give a sample real world companies who use such measures.

Keywords: Economic Value Added (EVA), Free Cash Flow, Performance evaluation, Incentive plans, Accounting measures

مقدمه
اختيار و قدرت تصميم گيري در شرکتهاي سهامي عام که ناشي از ابتکار عمل و سرمايه بخش خصوصي است در کل در حيطه وکنترل گروه‌هايي از طبقات مديريت است. مديراني که اقتصاد کشور تحت نفوذ تصميمات آنهاست و برنامه ريزي بنگاه ها را به نحوي انجام مي دهند که چه بسا با منافع طبقه سهامدار و يا حتي اقتصاد ملي در تضاد باشد. شناسايي مشکلات ناشي از تفکيک مالکيت از مديريت و تضاد منافع به
زمان هاي دور برمي گردد از زماني که دو نفر از اساتيد دانشگاه کلمبيا بنام آقايان Cardiner. C.Means & Adolf . A.Berle در کتابي تحت عنوان ” شرکت هاي مدرن ومالکيت خصوصي سبک و سياقي از مديريت را که در جهت منافع فردي و گروهي خود عمل مي نمايد، افشا مي سازند. به عنوان مثال آنان ذکر مي کنند مديران در جهت رشد منافع خود اندازه شرکت ها را گسترش مي دهند حتي اگر اين رشد غير اقتصادي و به زيان طبقه سهامدار باشد. زماني که ارزيابي عملکرد و پاداش مديران اجرايي متناسب با اندازه شرکت ها است شاهد وقوع اين پديده هستيم. يا زماني که پاداش سالانه مديران مبتني بر ارقام حسابداري است، انگيزه هاي قوي براي مديريت سود و دستکاري ارقام حسابداري وجود دارد.
از اين رو کميته هاي پاداش و مجامع عمومي شرکتها براي رهايي از دام سود حسابداري و ساير مقياسهاي ارزيابي عملکرد مبتني بر ارقام حسابداري به مقياسهاي ارزش آفريني روي آورده اند. مقياس های ارزش افزوده اقتصادي (EVA) وجريانهایآزاد نقدی(FCF) مقياس های اصلي اندازه گيري ارزش است که نارساییهاي ساير مقياسهاي حسابداري را ندارد و تلاش مي نمايد بين منافع طبقه سهامدار و مديران هم سويي ايجاد نمايد.به علاوه مقياسهای مذکور برای گزارشگری ارزش های اقتصادی واحد تجاری کاربرد دارد.

مروري بر ادبيات موضوع:
در دو دهه آخر قرن بيستم ميلادي شاهد تغيير و تحولات بنيادي در شرايط اقتصادي و روابط تجاري بين کشورها هستيم. آثار اين تغييرات بسياري از کشورهاي جهان، صرفنظر از وضعيت سياسي و سطح توسعه اقتصادي آنها را فرا گرفته است. عمده عوامل کليدي در پيدايش شرايط متحول شده اقتصادي را ميتوان به قرار زير تلخيص نمود .
• آزاد سازي نرخ ارز در بازار پول و شناور شدن نرخ ارز
• مقررات زاديي از فعاليتهاي اقتصادي و بويژه پايان يافتن کنترل ها در زمينه حرکت سرمايه ها
• جنبش جهاني خصوصي سازي در اقتصاد
• توافق همگاني در مورد تعرفه ها و تجارت
• بسط و گسترش مؤسسات سرمايه گذاري و اعتباري
• رشد حيرت انگيز تکنولوژي اطلاعات و ارتباطات
• تغيير ديدگاه نسل ها نسبت به نوع پس اندازها و سرمايه گذاري ها
مجموعه اين شرايط کليدي زمينه ساز پديده جهاني شدن اقتصاد بوده است. در شرايط جديد مديران واحدهاي تجاري با چالش هاي جديدي مواجهند. از جمله مي توان به موارد زير اشاره کرد.
• امروزه سرمايه گذاران قادرند براي کسب بازدهي بيشتر سرمايه هاي خود را حرکت دهند زيرا سرمايه هادارای چنين خاصيتی می باشند.
• مديران اجرايي نمي توانند نسبت به بازارهاي سرمايه بي تفاوت باشند.
• حداکثر سازي ثروت سهامداران از اهداف اصلي بنگاه هاست .
• حفظ هزينه هاي سرمايه در سطح معقول از ضرورتهاي تداوم فعاليت در بازار سرمايه است.
• ارزش آفريني براي بنگاه‌ها عامل اصلي در ثروت آفريني طبقه سهامدار وحفظ تداوم فعاليت است.
• ارزش افزوده بازار (MVA) که شاخص ثروت آفريني براي طبقه سهامدار است تحت تأثير قضاوت نسبت به EVA مي باشد.
مؤسسات مشاوره مالي و مديريت راه حل بنيادي که به منظور بهبود اساسي در عملکرد شرکتها و حل چالش هاي جديد پيشنهاد نموده اند، سيستم مديريت مبتني بر ارزش (VBM) مي باشد. اين سيستم آن گونه که نايت (Jame. A.Knight) يکي از صاحبنظران اين نظريه توصيف مي کند . عبارت است از:
« VBM يعني سيستمها و فرآيندهاي کليدي و حتي افراد در يک واحد تجاري به سمت ارزش آفريني سوق داده شوند و جهت گيري اين سيستمها به سمت خلق ارزش باشد. به عبارتي به کليه افراد در رده هاي مختلف سازمان اين تفکر القا شود که چگونه در بين تصميمات خود تقدم قایل شوند و تصميماتي را مقدم بدارند، که در ايجاد ارزش و ثروت آفريني مؤثرند.»
يک برنامه جامع مديريت مبتني برارزش (VBM) اجزای زير را در برمي گيرد :
• برنامه ريزي استراتژيک
• تخصيص سرمايه (مديريت سرمايه گذاريها)
• بودجه بندي عملياتي
• اندازه گيري عملکرد
• تنظيم طرحهاي پاداش مديران و کارکنان
• تنظيم ارتباطات داخلي سازمان
• تنظيم ارتباطات خارجي سازمان
در سيستم VBM ثروت آفريني براي طبقه سهامدار به عنوان هدف بارز و شاخص در مديريت واحد تجاري و اتخاذ تصميماتي از قبيل توليد محصولات جديد يا گسترش حجم عمليات مي باشد.
ارزش افزوده اقتصادي (EVA) که به آن سودباقيمانده يا سود اقتصادي هم
مي گويند معتقد است ارزش زماني ايجاد مي شود که يک واحد تجاري بتواند تمامي هزينه هاي عملياتي و همچنين هزينه هاي سرمايه خود را پوشش دهد و مبالغي نيز مازاد باقي بماند. EVA به عنوان يک راه حل بديل براي نگاه به عملکرد واحد تجاري است و مقياسي است که ميتوان برمبناي آن به ارزيابي عملکرد پرداخت.EVA يک مشارکت اساسي در مديريت خلق ارزش دارد و معبری براي پياده نمودن نظريهVBMاست و در اجراء هر يک از اجزا سيستم مديريت مبتني بر ارزش مرتبط است .
هم اينک در اکثر شرکتهاي بزرگ غربي که تعداد آنها از صدها مورد تجاوز مي کند
EVA مبناي گزارشگری نتايج عمليات و تنظيم طرحهاي انگيزشی است .
EVA مقياسي منافع سهامداران است و مديران نيز با همان هدف مشمول ارزيابي و اعطا پاداش قرار مي گيرند. EVAيک مفهوم جديد نيست بلکه همان مفهومي است که اقتصاددانان آن را سود اقتصادي مي ناميدند ليکن تا اين اواخر فاقد تکنيک اندازه گيري بود. بعد از يک دوره تکوين نسبتاً طولاني اندازه گيريEVA توسط شرکتStern Stewart در سال ۱۹۸۹ آغاز گرديد از آن زمان تاکنون بيش از ۳۰۰ شرکت در نقاط مختلف جهان با اين سيستم خود را سازگار نموده اند که از آن جمله ميتوان از شرکتهاي زير نام برد:

TATE & LYLE BRIGGS & STRATTON COCA- COLA
SPX LAFARJE QUAKER OATE
HERMAN MILER SIMENS BOISE CASCADE