اگر این نکته را که «نقد، برج مراقبت هنر است» قبول داشته باشیم، از طریق نقد دیگران، هم به کاستیهای نوشته پی می بریم، هم به آثار مثبت یا منفی آن بر خوانندگان. البته شرط نقد صحیح آن است که دور از غرض و مرضی و به قصد اصلاح و تکمیلی باشد، نه مغرضانه و حسودانه و جاهلانه و مخرب.

«نقد پذیری» نیز شجاعتی از سوی نویسنده میطلبد که ضربه های نقد را تحمل کند و از نکته های نقادانه  دیگران استقبال کند و متواضعانه بهره گیرد. طبیعی است که داشتن روحیه  تکبر و خودخواهی و غرور، مانع پذیرش نقد و رفع کاستیها می شود. پیمود. بی اعتنایی و بی توجهی به نظر خوانندگان و منتقدان، مانع رشد میگردد، پیوسته چشم و گوش به حرف و نظر دیگران داشتن نیز، مانع خلاقیت گشته، جسارت اقدام و آفرینش ادبی را از انسان سلب می کند. هم باید راه را رفت، هم به حرفها و نظرهای دیگران توجه کرد. «نقد در هنر، مثل آینه  جلوی اتومبیل است.

راننده – هنرمند – باید به کمک آن مواظب پشت سرش باشد ولی یکسره در آن نگاه نکند، چرا که در این صورت انحراف از جاده و خطر تصادف در کمین اوست.» و «شاعری که با منتقدین آثارش قهر کرده است، مثل هواپیمایی است که ارتباطش با برج مراقبت قطع شده باشد…».

آنچه درباره  هنر و شعر گفته شده، درباره  نویسندگی و هریک از شاخه های ادبیات و مهارتهای قلمی نیز صادق است و هر نقدی را نباید به حساب حسادت ناقد یا غرض ورزی او گذاشت. باید از نقد دیگران، در کمال بخشی به اثر بهره گرفت. حتی می توان اثر را به همردیفان خود ارائه داد که پس از خواندن یا شنیدن آن، نظر بدهند و کاستیهایش را بیان کنند تا در رفع آن بکوشیم.