نمایه های پیش همارا

وقتی اصطلاحات نمایه ای بر روی کاغذ یا بر روی کارتهای فهرست نویسی چاپ شوند، انعطاف پذیری خاصی که در نظام های پس همارا وجود دارد نیز ازدست میرود. نمایه های چاپی و برگه های فهرست نویسی پیش همارا هستند. در این نظام ها:

  • نشان دادن روابط چندبعدی اصطلاح دشوار است
  • اصطلاحات را تنها میتوان در یک توالی خاص (الف، ب، پ، ت، ث) فهرست کرد. این امر مستلزم آن است که اولین اصطلاح، نسبت به سایر اصطلاحات، مهمترین اصطلاح باشد
  • در هنگام جستجو، ترکیب اصطلاحات چندان ساده (اگر کاملاً ناممکن نگوییم)نیست

احتمالا برگه دان معمولی ترین نظام بازیابی اطلاعات است که از قرنها پیش در کتابخانه ها مورد استفاده قرار میگیرد. به مثال قبلی توجه کنید: کتابی دربارهٔ مهاجرت نیروی کار از موزامبیک به معادن آفریقای جنوبی، فرض کنید که با استفاده از سرعنوان های موضوعی به این کتاب سه موضوع داده شده است؛ موزامبیک، آفریقای جنوبی و کارگران مهاجر توصیف  کتاب شناختی کتاب باید براساس الفبایی موضوع و در قالب برگه کاغذی، در زیر هر یک از سه موضوع تکرار شود. این مسئله باعث میشود تا کتاب، براساس هر یک از سه سرعنوان در دسترس قرار داشته باشد. به هرحال، به هیچ عنوان و به هیچ روشی نمی توان این اصطلاحات را با هم ترکیب کرد. مثلاً یک بهره گیر کتابخانه ای که در جستجوی کتابی دربارهٔ ارتباطات اقتصادی یا سیاسی بین موزامبیک و آفریقای جنوبی است، باید زیر همهٔ سرعنوان های (موضوعات) موزامبیک یا همهٔ عناوینی که زیر سرعنوان آفریقای جنوبی قرار دارند را جستجو کند. حتی اگر این کار را نیز انجام دهد، بهره گیر ضرورتاً نخواهد توانست عناوین (مدارک) مرتبط را تشخیص دهد. اگر با سرعنوان موزامبیک جستجو کند، کاوشگر تنها باید امیدوار باشد که در صورت وجود کلمه آفریقای جنوبی؟ (و برعکس اگر زیر کلمه آفریقای جنوبی نگاه میکند) در عنوان کتاب یا وجود سایر سرعنوان ها در پایین برگه، بتواند مرتبط بودن آن را تشخیص دهد (تنها استفاده کنندگان حرفهای از برگهدان ممکن است به این روش جستجو کنند). احتمال دیگر این است که زیر همهٔ مدخل های موزامبیک و همهٔ مدخلهای آفریقای جنوبی جستجو کند تا عناوینی (مدارک) که زیر این دو اصطلاح وجود دارند را بیابد – اگر تعداد مدخلها زیاد باشد این فرآیندی بسیار ملال آور خواهد بود. ممکن است با استفاده از یک تقسیم فرعی (یعنی، با پیش همارایی اصطلاحات در یک مدخل) بتوان این وضعیت را بهبود بخشید. بنابراین، کسی ممکن است مدخلی را به شکل زیر بیابد:

موزامبیکی – ارتباطات اقتصادی

یا حتی

موزامبیک – ارتباطات اقتصادی – افریقای جنوبی

به هرحال، در برگه دانهای کتابخانه ای از مقدار نسبتاً کمی از عناوین فرعی استفاده میشود. همانند نمایه های پس همارا، قراردادن همهٔ اصطلاحات با یکدیگر در برگه دان بسیار غیرمعمول است: مورامبیک، ارتباطات اقتصادی، آفریقای جنوبی، کارگران مهاجر، کارگران معدن مدخله ای مفصلی از این نوع. بیشتر در نمایه های چاپی به چشم میخورند تا در برگه دانه ای کتابخانه ای. از این نظر، نمایه های چاپی را می توان ابزارهایی بسیار کارامدتر از برگه دانهای کتابخانه ای به شمار آورد. در بعضی از نمایه های چاپی، بهره گیر می تواند زیر اصطلاح موزامبیک بررسی کند و ببیند که آیا اصطلاح آفریقای جنوبی نیز ذکر شده است یا خیر، در فصل ۱۰ مثال های متفاوتی از نمایه های چاپی ارائه شده است.

اما یک مدخل، مثل مدخلی که نمایش داده شده، با یک مشکل همراه است: این مدخل امکان دسترسی به مدرک را فقط برای کسی فرآهم می آورد که زیر اصطلاح موزامبیک جستجو کند و از طریق جستجو زیر اصطلاحات آفریقای جنوبی، کارگران معدن یا کارگران مهاجر نمی توان به این مدرک دست یافت. برای ایجاد نقاط دسترسی بیشتر، باید مدخله ای بیشتری را در نمایه تهیه کرد.

ایجاد سطحی از دسترسی به یک مدرک از طریق نظام بازیابی پس همارا، جز با صرف هزینه فراوان میسر نیست. همانطور که پیش از این نشان داده شد، یک نظام پس همارا امکان دسترسی از طریق هرنوع ترکیبی از اصطلاحات اختصاص یافته به مدرک را فرآهم می آورد. تعداد ترکیبات از فرمول ۱ – “۲ حاصل میآید. در اینجا n به تعداد اصطلاحات اشاره دارد. بنابراین، در مدرکی که با پنج اصطلاح نمایه شده، میتوان ۱ – ۲ (جمعاً ۳۱) ترکیب انجام داد. ازلحاظ نظری، اگر یک نمایه چاپی ۳۱ مدخل ارائه کند میتواند همهٔ ترکیبات را برای این پنج اصطلاح فرآهم آورد. ایجاد نمایه ای چاپی با چنین مدخله ای بسیار زیادی برای هر مدرک، از نظر اقتصادی ناممکن است زیرا با افزایش تعداد مدارک، تعداد مدخلها نیز به طور چشمگیری افزایش خواهد یافت؛ برای ۸ اصطلاح باید ۲۵۵ ترکیب انجام داد!

بعلاوه، از آنجا که در یک نمایه چاپی، هر اصطلاح باید پس از اصطلاح دیگر (یعنی در یک توالی خطی و زیر یکدیگر) چاپ شود، اصولاً نمایه های چاپی را به صورت گردان تهیه میکنند نه ترکیبی مثلاً توالی موزامبیک، آفریقای جنوبی مثل توالی آفریقای جنوبی، موزامبیک نیست. تعداد جایگشت برابر با n فاکتوریل خواهد بود که n بیانگر تعداد اصطلاحات است. برای مثال، تعداد جایگشت برای ۸ اصطلاح برابر با (۱× ۲×۳×۴×۵×۶×۷×۸) ۴۰۳۲۰ خواهد شد.

وضعیتی که دراینجا به آن اشاره شد به اندازه نمایه های چاپی غم انگیز و اسفبار نیست. برنامه های مختلف رایانه ای تولید شده اند که با استفاده از زنجیرهای از اصطلاحات، مجموعه ای از مدخله ای نمایه ای ایجاد می کنند. فهرست گزینشی در ترکیبات (اسیلیس) نمونه ای اولیه از این برنامه ها است. این برنامه که شارپ” (۱۹۶۶) آن را تهیه کرد، ابتدا زنجیرهٔ اصطلاحات را براساس الفبا مرتب می کند. این زنجیره (به تصویر ۱۷ نگاه کنید) به عنوان اولین مدخل نمایه ای درنظر گرفته می شود. سپس، این برنامه با توجه به دو قانون ساده، همهٔ مدخله ای دیگری که مورد نیاز باشد را تولید می نماید:

۱. اصطلاحات همیشه به صورت الفبایی فهرست می شوند؛

۲. توالی زائد حذف می شوند (مثلاً در صورتی که اصطلاحات کارگران مهاجر، کارگران معدن و آفریقای جنوبی وجود داشته باشد دیگر به مدخله ای کارگران مهاجر، کارگران معدن نیازی نخواهد بود).با این روش، تعداد مدخل ها از   به  کاهش خواهد یافت.

الگوی اسلیس، از آن جهت که امکان هم کناری ” یا تقابل همهٔ اصطلاحات مفید – حداقل تازمانی که اصطلاحات به صورت الفبایی منظم شده اند – را فرآهم می آورد الگوی هوشمندانه است. این الگو اشکالاتی نیز دارد؛ هنوز تعداد عظیمی مدخل تولید می کند؛ برای استفاده کارآمد از نمایه، کاوشگر باید به صورت ذهنی اصطلاحات کاوشی را الفبایی کند (مثلاً فرد می تواند براساس کارگران مهاجر، موزامبیک به مطالبی دست یابد اما براساس موزامبیک، کارگران مهاجر به هیچ مدرکی دست نخواهد یافت)؛ اصطلاحاتی که در نزدیکی انتهای خط الفبا قرار میگیرند بافت خود را ازدست می دهند (مثلاً. فردی که به همهٔ مدخله ای موجود در زیر آفریقای جنوبی نگاه می کند نمی تواند هیچ تصوری از اینکه اثر دربارهٔ چیست داشته

3

شکل ۱۷. مدخل هایی برای یک نمایهٔ فهرست گزینشی در ترکیبات (اس لیس)

 

باشد). سایر نمایه ها بر مجموعه ای از مدخلها وابسته اند که از طریق چرخها، نوبتی” یا تعويض “منظم شده اند. در چرخه، هر اصطلاح در یک حلقه، باید برای تبدیل به یک نقطه بازیابی” به چپ ترین در فارسی راست ترین] موقعیت حرکت کند؛ سایر اصطلاحات، بعد از

آن اصطلاح نوشته میشوند:

الف ب پ ت ث الف

ب پ ت ث الف

ت ث الف ب پ

تاث الف ب ب پ

ث لف ب پ ت

توجه داشته باشید که به دنبال اصطلاح مدخل، ابتدا مداخلی قرار میگیرند که در حلقه اصلی پس از ان قرار داشته است، سپس اصطلاحاتی می ایند که بر ان مقدم بودهاند. در یک * نمایه چرخه ای ، توالی اصطلاحات در یک حلقه به هیچ نظمی نیاز ندارد، گرچه آنها کراراً الفبایی شده و به صورت نظام مند (که بعدا توضیح داده خواهد شد) مرتب می شوند.