– اگر همزه   مضموم یا مفتوح در آغاز کلمه پس از باء زینت و تأکید یا میم و یا نون نهی و نفی بیاید ، همزه تبدیل به « ی » می شود مثل : بیفتد ، میند.بش . . و نینداخت اما اگر همزه مکسور باشد آن را بحال خود باقی می گذاریم مثل : بایست . . و مایست و نایستاد

– همزه ای که در اول کلمه بوده است و اکنون بواسطه مرکب شدن کلمه در وسط قرار گرفته است و تلفظ نمی شود برای عدم التباس و اشتباه نوشته می شود . مثل : مرد افکن ، نیرانداز ، در افتادن ، ربات امشب، کانبیا (که انبیا ) ، در او ، از او ، از اینان

-کز، نز، وز، ور مخفف که از، نه از؛ و از؛ و اگر جز در شعر نمی آیند و باید بدون الف نوشته شوند. اما مخفف که این را باید کالین نوشت که باکین به هعة جعد اشتباه نشود

–  همزه والف را اگر دریات کلمه با هم جمع شوند به شکل الف هی نویسند و بالایش علامات هذة می گذارند مانند : آمد : مآب ؛ لالی ؛ آشتی اما اگر همزه به سبب اتصال به کلمه   پیش تلفظ نشود محتاج علامت مد نیست ട . مثل کلمات سیلاب و پیشامد

–  همزه های عربی در کلماتی از قبیل سائل مسائل قائل، فوائد، شمائل ، مائل در فارسی اغلب تبدیل به « ی » می شوند و آنها را هم «ی» می نویسیم و هم تلفظ می کنیم مگر آن که اصل آنها همزه باشد مثل سائل که از «شال» می آید.

–  همزه های آخر پس از حرف الف ) الف ممدود: ( را در فارسی حذف s انبیاء وزراء ؟ عباء رداء X) می کنیم ) یعنی صورت مقصور ادا می کنیم ) یعنی هواء » را انبیا : وزرا : عبا ؛ ردا ؛ هوا می گوییم و می نویسیم .