انتخاب کتاب نسبت به کتاب و موضوع مورد مطالعه، باید حالت انتخابی داشت نه غافلگیری. گاهی موضوعاتی مطرح می شود که بحث روز است، یا هر روز کتابهای جدیدی به صحنه می آید. در اینکه باید کدام موضوع را و در هر موضوعی کدام کتاب را خواند، انسان باید حالت فکر قبلی و انتخاب داشته باشد؛ نه اینکه غافلگیر موضوعات و کتابها شود و همیشه حالت عکس العملی داشته باشد. همچنین نسبت به موضوعات و کتب، انسان باید اهتم و مهم کند؛ یعنی درجهٔ اولویتها و اهمیتها و ضرورتها را بسنجد و براساس آن، وقت خود را صرف مطالعه کند، وگرنه کتاب بسیار است و بدون این اولویت بندی، این مراعات اولویت و ضرورت، هم در انتخاب موضوع مورد مطالعه لازم است

(چون موضوعات فراوانی است که همه خوب و مفید است) هم در انتخاب کتابهای معتبر و غنی دربارهٔ هر یک از موضوعات. بدون این خواهد شد و وقتی هشیار می شویم که فرصتها گذشته و بسیاری از کتابهای سودمند و لازم، مطالعه نشده است. به تعبیر حضرت علی لایه: هر کسی به کار غیر مهم بپردازد، کار مهمتر را ضایع و تباه میسازد «من اشتغال” .)بغیر الهٔ ضيع الأهم

و این همان «مدیریت زمان » و استفادهٔ بهینه از فرصتها در همهٔ کارها از جمله کتابخوانی است. سؤال از اهل مطالعه واطلاع در هر رشته، دسترسی ما را به «بهترین ها» در هر موضوعی آسانتر میسازد. به تعبیر قرآن کریم: «اگر نمیدانید، از صاحبان ذکر و دانش بپرسید.»” کتابخانه، کمتر از داروخانه نیست. تأثیر مطالعه بر انسان  هم بیش از قرص و کپسول یا گیاهان دارویی است، پس در انتخاب آنچه می خوانیم، باید مراقب باشیم، تا سرمایهٔ عمر، بی حساب خرج نشود.