مقدمه

در محيط آشوبناک امروزي ، موفقيت هر سازماني مستلزم در اختيار داشتن منابع انساني مـاهر و کارآمد است . رقابت ، ساختارهاي سازماني ، بازارهاي امروزي و بازار نيروي کار به گونه اي است که سرمايه گذاري بر روي منابع انساني را به عنوان يک راهبـرد ضـروري بـراي مـديران و سـازمان ، مطرح ساخته است (رينبيرد۲۰۰۲،۱: ۲). از جمله مهم ترين زمينه هاي سرمايه گـذاري بـر روي منـابع انساني ، آموزش است . آموزش ، ابزار مفيدي براي کمک به حل مشکلات مهم مديريتي و سازماني است (بدينگهام ۱۹۹۷،۲: ۸۸). آموزش ، يکي از مهم ترين ابزارهاي توسـعه ي منـابع انـساني اسـت و مديران آگاه و موفق ، لزوم آمـوزش را بـه درسـتي مـي فهمنـد و توسـعه ي منـابع انـساني را يکـي از الزامات سازماني تلقي مي کنند (راي ۱۹۹۵،۳: ۹-۱۲).

يکي از اهداف اوليه ي  آموزش ، توسعه ي دانـش ، نگـرش ، مهـارت کارکنـاني اسـت کـه رفتار آن ها بايد در جهت مطلوب و همکاري اثربخش بـا سـازمان تغييـر يابـد و آمـوزش کارکنـان فعلي ، روش اثربخشي براي تأمين منابع انساني مورد نياز سازمان است (نـوي ،۱۹۹۹: ۳). تمرکـز بـر دانش ، نگرش ، مهارتهايي که نيازهاي کارکنان را محقق نسازد، نه تنها بهـره ور نيـست ؛ بلکـه منـابع سازمان را نيز هدر مي دهد. راهبردها و اقدامات آموزش اثربخش ، آن است که بتواند به طور واقعي در قبال نيازهاي سازمان و کارکنان پاسخ گو باشد (تيکر۲۰۰۶،۴: ۱۱).

همگان در مورد ضرورت طراحي و اجراي آموزش هاي حين کار در سـازمان هـا اتفـاق نظـر دارند اما آن چه مهم تر است ارزش يابي اثربخشي آموزش و عوامل مؤثر در سيستم آموزش اسـت که بتوان با استفاده از نتايج به دست آمده ، آموزش هاي مطلوب و اثربخـشي را طراحـي کـرد. اگـر بتوان اين فرايند را عملي ساخت ، آموزش به ايجاد مهارت هـاي مـورد نيـاز کارکنـان و سـازمان هـا منجر خواهد شد (سلطاني ، ۱۳۸۵: ۱۷۷).