مقدمه

در جهان امروز ساختمان های با ساختار های صلب و غیر قابل تغییر، جواب توسعه های اتی را نمی دهند و مثلا در هنگام تغییرات ناچار، محکوم به تخریب یا تغییر اساسی در ساختار می شوند، علاوه بر آن توسعه روز افزون شهری و گسترش علوم و فنون نیاز به ساختمان هایی با عمر طولانی را الزامی کرده است که بتوانند در طرح ها و برنامه ریزی های کلان شهری سالها فعالیت کنند. لزا برای طراحی ساختمانی به این منظور باید ساختمان را برای برنامه ای طولانی مدت برنامه ریزی نمود و امکان ایجاد تغییر و توسعه آتی را در ساختمان در نظر گرفت که تغییرات شامل پیش بینی پلانی منعطف و نیز سازه ای قابل توسعه و گسترش می باشد.

در دهه های اخیر سقف های باز و بسته شونده و گسترش پذیر به دلیل قابلیت های آنها در دستیابی به یک معماری انعطاف پذیر و پویا مورد توجه معماران و مهندسان قرار گرفته است. تطبیق پذیری با شرایط محیطی، کاهش مصرف انرژی، و نیز پاسخگویی مناسب به الزامات عملکردی یک بنا در جهت آسایش کار بران آن ، استفاده از این گونه سقف ها را در فضای معماری افزایش داده است.

استفاده از سقف های باز و بسته شونده و گسترش پذیر پدیده جدیدی نمی باشد و سابقه آن به قرن های گذشته بر کی گردد. ابتدا سقف های متحرک زیادی در ابعاد کوچک در سراسر دنیا ساخته شدند. با پیشرفت تکنولوژی در طراحی و ساخت سازه ها و نیز تولید مصالح با ویژگی های مقاومتی بالا، سبب ساخت این گونه سقف ها در ابعاد چشم گیرتری با عملکرد های متنوع معماری شد.۲ با این حال عواملی هنوز مانع از توسعه فراگیر تر این سازه ها در معماری شده است که بر طرف کردن آن ها نیازمند پژوهش های گسترده ، و آزمایشات طولانی و سرمایه گذاری و امکانات کافی می باشد. عواملی همچون هماهنگی سازه حین باز شدن با عملکرد های معماری، پایداری در برابر نیرو های خارجی، دوام و ماندگاری، هزینه های نگه داری، ایمنی کاربران و … از جمله موانع فنی توسعه این سازه ها می باشد که با شناخت هرچه بهتر آنها تلاش برای رسیدن به فضای انعطاف پذیر تغییر شکل شده است.