میتوان تصور کرد که تئوری های رانگاناتان بر نظام پرسی (نظام نمایه ای متن حفظ شده)” که آوستین (آوستین، ۱۹۸۴) آن را توسعه داد نیز تاثیرگذار بوده است. در نظام پرسی، براساس زنجیره ای از اصطلاحات و رمزهای دستوری که نمایه ساز تهیه میکند، برنامه های رایانه ای مجموعه ای کامل از مدخله ای نمایه ای و ارجاعات متقابل را برای یک مدرک تولید میکنند. از طریق مجموعه ای از اصطلاحات که در یک توالی بافت محور” قرار میگیرند، محتوای موضوعی یک مدرک توصیف می شود. آوستین و دیگر(۱۹۷۷) مثال زیر را ارائه داده اند: هند، کارخانجات پنبه، کارمندان، آموزش منطقی که در این نمونهٔ ارائه شده وجود دارد آن است که هر اصطلاح اساساً به اصطلاحی که بلافاصله قبل از آن قرار گرفته وابسته است. بنابراین، آموزش فقط با “کارمندان و کارمندان فقط در بافت کارخانجات پنبه و مجموع این اصطلاحات در بافت هند” کاربرد دارند. در نظام پرسی، برای بیان ارتباط بین اصطلاحات تشکیل دهنده یک مدخل نمایه ای، از دو خط استفاده میشود:

کارمندان.کارخانجات پنبه.هند

آموزش

 

0

 

این ارتباط اینگونه توجیه می شود که این شیوه نمایه سازی، روشی را فرآهم میآورد که در آن بین اصطلاحی که در نمایه و در نقطه بازیابی قرار گرفته، و اصطلاحاتی که الف) از بافت گسترده تری برخوردارند و ب) به بافت محدودتری وابسته اند، ارتباط همزمان برقرار می شود. در مثال فوق، اصطلاحات ” کارخانجات پنبه و هند، اصطلاح کارمندان را اصلاح میکنند تا بافت گسترده تری را نشان دهد، درحالی که اصطلاح آموزش به عنوان اصطلاحی وابسته به “کارمندان” ارائه شده است.

همانطور که در مثال نشان داده شد، یک مدخل پرسی از سه جزء تشکیل شده است:

1

اصطلاح معرفت، نقطه بازیابی در نمایه است و به صورت درشت تر چاپ می شود. اصطلاح توضیح گر بافت گسترده تری را فرآهم می آورد و اصطلاح نمایشگر اصطلاحاتی را نشان می دهد که به بافت محدودتری وابسته اند. هرچند محل اصطلاح معرف همواره باید پر باشد اما پر بودن محلهای دو اصطلاح دیگر همیشه ضرورتی ندارد.

مدخله اي نوع آغم که در شکل بالا نشان داده شد را می توان با رایانه و از میان زنجیره ای از اصطلاحات که در یک توالی بافت محور ارائه شده اند تولید کرد. بنابراین، زنجیرهٔ هند، کارخانجات پنبه، کارمندان، آموزشی ، مدخل های زیر را تولید میکند:

هند

کارخانجات پنبه. کارمندان. آموزش

کارخانجات پنبه. هند

کارمندان. آموزش

متاسفانه، فرآیند کار به این سادگی نیست که در این مثال ارائه شده است. شرایط بسیاری وجود دارد که در آن توالی موجود در یک زنجیره از اصطلاحات، به خودی خود و باصراحت وابستگی ها را مشخص نمی سازد. در حقیقت، نمایه ساز پرسی برای ارائهٔ صريح ارتباطات یک اصطلاح، باید از عملگرا” (رمزهایی که به اجزای اصطلاحات اضافه می شوند) استفاده کند. برای مثال قبلی، زنجیرهٔ ورودی به شکل زیر خواهد بود:

(O) هند

(۱) کارخانجات پنبه

(p) کارمندان

(۲) آموزش

در اینجا، (۲) به معنی عملیات انتقال ، (p) به معنی هدف انتقال، بخشی از سیستم اصلی ،

(O) مکان و (۱) به معنی سیستم اصلی (هدفی عملیات انتقالی) است. این عملیات وظیفه ای”

را نشان می دهند که یک اصطلاح (با ایجاد نوعی نحو) در ارتباط با سایر اصطلاحات ایفا میکند. بنابراین، می توان آنها را نشانگرهای وظیفه ” یا ” عملگرهای وظیفه ” نامید.

آوستین و دیگر، ۲۶ عملگر از این نوع را فهرست کردهاند. بدیهی است که استفاده از چنین برنامه ای، عملیات نمایه سازی را بسیار پیچیده می کند، بر هزینه آن می افزاید و در حقیقت،

برای نمایه سازی به روش پرسی به دستنامه های بسیار عظیمی نیاز خواهیم داشت. نظام پاپسی (نظام نمایه سازی موضوعي گردان اصل مبنا)” که از تئوری های طبقه بندی رانگاناتان استخراج شده است، تاحدودی به نظام پرسی شباهت دارد (بها تاچاریاش، ۱۹۸۱).

طرح نمایه سازی فارادان (۱۹۶۷، ۱۹۸۰) که از نظام پرسی قدیمی تر است، از آن جهت که از یک طرح نشانگر وظیفه بهره میگیرد، به این نظام شباهت دارد. درحالی که نظام پرسی از قوانین خاص خود به عنوان ابزاری برای تولید عبارات منسنجم نمایه ای با استفاده از رایانه بهره میگیرد. در نظام فارادان، از این قوانین برای نشان دادن روابط دقیق بین اصطلاحات استفاده شده است. این روابط از تحقیقی حاصل آمده اند که پیاژه، وایناک، ایساکس و دیگران بر روی روانشناسی تجربي تفکر انجام داده اند و در اثر گیلفورد با عنوان ساختار یخزد ” تقویت شده است.

در طرح فارادان نه ارتباط مشخص وجود دارد که هر ارتباط با یک عملگر ارائه شده است. مجموعه کامل این عملگرها در شکل ۲۳ نشان داده شده اند. این طرح برای فرآیند شکل گیری تفکر، مراحلی را ارائه داده که از روانشناسی کودکان گرفته شده است؛ یعنی مراحلی که از طریق آنها یک کودک بین اشیاء تداعی برقرار کرده و آنها را از یکدیگر تمیز میدهد. دو نوع درجه بندی وجود دارد: درجه بندی از طریق سازوکارهای همایند و درجه بندی از طریق سازوکارهای تشخیص “. اولین مرحله سازوکار همایند، آگاهی رسانی ساده بدون ارجاع به زمان است؛ مرحله دوم، تداعی موقتی در بین ایدهها، و سومین مرحله تداعی تثبیت شده (دائمی) ایده ها است. مراحل سازوکار تشخیص عبارتند از: همزمانی ساده (تمیز مفاهیم دشوار است)، همزمانی ناملموس (مفاهیم نقاط مشترک زیادی دارند) و مفهوم سازی صریح (مفاهیمی که کاملاً قابل تشخیص هستند).

با به هم پیوستن اصطلاحات (منفرد) ازطریق این عملگرها، گزاره های نمایه ای شکل میگیرد. یک گزاره نمایه ای، که از اصطلاحاتی تشکیل شده که به وسیله عملگرها به هم مرتبط اند، را یک آنالت” مینامند. مثال های ساده عبارتند از:

پرندگان / * مهاجرت

معدن آهن / ذوب

و مثالی پیچیده تر از این قرار است:

شیشه /(اکسیژن /) فلوئور/ – جایگزینی

3

شکل ۲۳. سیستم رابطه ای فاراداین

که جایگزینی فلوئور به جای اکسیژن در شیشه را ارائه می کند. هرجا که لازم باشد از روش نمایش دوبعدی استفاده می شود:

 

چغندرقند / – ذخیره                         ذخیره چغندرقند

   شستشو                                  شسته شده

 

 {قند۔ معمولی}                                      تغذیه قندی موش

موش /* (روغن نارگیل) / – تغذیه            با روغن نارگيل

فارادان (۱۹۷۷) نظام نمایه سازی رابطه ای خود را با نظامهای پرسی، نفیس و پاپسی مقایسه کرده است. همه نظام هایی که او به آنها ارجاع داده است عقب مانده تر از آن هستند که بتوانند نمایه های گردان تولید کنند. او اظهار می دارد که رایانه می تواند نمودارهای دوبعدی او را به مدخله ای نمایه ای گردان تبدیل کند.

گاردینرو دیگران (۱۹۹۵) تاثیر فارادان بر شیوه دسترسی آنها به کاوش پایگاه های متنی  را ستوده اند. یعنی، فرآیندهای کاوشی آنها ناظر بر جستجوی متنهایی است که به نظر می رسد اصطلاحات جستجو شده در آنها، به روشی دقیق که مورد نیاز گزاره جستجو است، با یکدیگر رابطه برقرار کرده اند.

سیستم اختصار نویسی نمادین (سلی، ۱۹۶۶؛ سلی و امبر، ۱۹۶۴)، سیستم نمایه سازی دیگری است که از طریق نشانگرهای وظیفه، رابطه های بین اصطلاحات را مشخص می کند. نمایه ساز اصطلاحات را از یک طرح طبقه بندی که از ۲۰ طبقه اصلی تشکیل شده است استخراج میکند. این طبقات اساساً برمبنای سیستم اصلی سازمان یافته اند. در سراسر طرح، از رمزهای یاد یاری ۵ برای ارائه موضوعات استفاده شده است. مثلاً Adr نشانگر adrenal gland (غده فوقکلیوی)، Hypt بیانگر Hypothalamus (هیپوتالاموس)، BMR نشانهٔ Basal Metabolic Rate و غیره است. نشانگر وظیفه سلی یک فلش (-») است که جهت عمل را نشان میدهد، مثل:

 

تاثیر هورمون فوق کلیوی بر مغز         cer   Cere ACTH

با به مثال پیچیده تر دیگر توجه کنید:

                                        Adr K- Hyp K- ACTH+TX

تاثیر بر فوق کلیوری هیپوفیزکتومی

در رابطه با هورمون

آدرنو کورتیکوتوالپیک و تیروکسین

دیگر نشانگرهای وظیفه سایر روابط را نشان میدهند. مثلاً علامت > برای بیان محتوی با اجزای سازنده (مثلاً Glu < B نشانگر قند خون (Blood sugar) است) به کار میرود و علامت دونقطه (:) نقش مقایسه ای دارد. در این سیستم میتوان محتوای موضوعی کاملاً پیچیده را به اختصار و بدون ابهام ارائه کرد، مثل:

R- (B/Rb (- R/Duck) Rat

(تزریق ماده کلیوی اردک به خون خرگوش و به این ترتیب تزریق شرم در موش و به این ترتیب تولید تغییرات کلیوی)

Glu<B(:Ur)<con

(تاثیر کورتیزون بر ترکیب خون در مقایسه با ترکیب ادرار)