محققان اظهار می کنند که آن دسته از موسسات بخش عمومی که به دنبال توزیع بهتر عملکرد هستند باید به ساختار سازمانی خود توجه کرده و از نظام های متمرکز به سمت نظام های غیرمتمرکز که سطوح بالاتر نظرات و آرا را تسهیل می کند، روی آورند (کاروآنا و همکاران۱، .(۲۰۰۲

هر چه شخص بیش تر به تفکر مستقل ترغیب شود و بیش تر در تصمیم گیری ها مشارکت داشته باشد عملکرد بهتری را از خود نشان می دهد. ساختارهای سازمانی غیرمتمرکز باعث تسهیل در جریان ارتباطات افقی و عمودی در سازمان می شوند. چنین ساختاری باعث ارتقای فرایند کارآفرینی و ابزاری برای ایجاد تعاملات غیررسمی میان مدیریت عالی سازمان و کارمندان، و سرعت بخشیدن به شناخت ایده های عملی، محسوب می شود(کریر۲، .(۱۹۹۶

یکی از کاربردهای جالب ابعاد ساختاری (پیچیدگی، رسمیت و تمرکز) با مقایسه ی شکل های مکانیک و ارگانیک سازمان مشخص می شود .سطوح بالای پیچیدگی، رسمیت و تمرکز ویژگی شکل های مکانیکی سازمان هستند. در سازمان های مکانیکی، نیروی کار به زیرمجموعه های بسیار تخصصی تقسیم می شود (پیچیدگی بالا)؛ کارگران در انجام کار دارای آزادی عمل محدود بوده و قوانین و رویه ها به دقت تعریف می شوند (رسمیت بالا)؛ و مشارکت محدودی در تصمیم گیری در سطوح بالای سازمان انجام می شود (تمرکز بالا) از نظر ابعاد ساختاری، شکل ارگانیک ساختار سازمانی در نقطه ی مقابل ساختار مکانیکی قرار دارد؛

یک ساختار ارگانیکی دارای سطوح پایینی از پیچیدگی، رسمیت و تمرکز است. رابطه ای قوی و مثبت میان ساختار سازمانی منعطف و ارگانیک با جهت گیری کارآفرینانه ی سازمان وجود دارد. یعنی هر چه میزان انعطاف ساختار سازمانی افزایش پیدا میکند میزان درجه ی خطرپذیری مدیران، و ایجاد نوآوری در سازمان افزایش یافته و هم چنین واکنش کلی سازمان در مقابل تغییرات و شرایط محیطی فعالانه تر و پویاتر میشود. در مقایسه با سازمان های ماشینی، کارکنان شاغل درسازمان های ارگانیک، در جهت گیریهای خود جامع گراتر (کلی نگرتر) بوده (پیچیدگی ساختاری کم تر) و در انجام وظایف آزادی عمل بیش تر ی داشته (رسمیت کم تر) و تصمیم گیری به سمت سطوح پایین سازمان سوق داده می شود (عدم تمرکزگرایی) (جوگاراتنام و ییک تس۳، .(۲۰۰۶

سایر تحقیقات (کوین و اسلون، ۱۹۸۸؛ بارتلت و گوشال۴، ۱۹۹۶؛ دس و همکاران (۱۹۹۹ نیز نشان می دهند که ویژگی هایی مانند خطرپذیری، گرایش به نوآوری و فوق فعال بودن در سازمان دارای ساختار ارگانیکی نسبت به سازمان دارای ساختار مکانیکی بیش تر است.

مینتزبرگ(۱۹۹۸)۵، ساختارهای ساده، ماشینی، حرفه ایـی، بخشـی، ادهوکراسـی ، اعتقـادی را ارائـه داد کـه بسـط سـاختار مکـانیکی و ارگـانیکی بارونز(۱۹۹۴)۶، می باشد. ساختار ادهوکراسی برای نوآوری در محیط پیچیده و پویا مناسب است. وی ساختار مکانیکی را در شرایط باثبـات و سـاختار ارگانیک را در شرایط پویا، مناسب می داند.

تحقیقات بارونز و همکاران((۱۹۹۴، شفریتز(۱۹۹۵)۷، اسپندر(۱۹۹۵)۸، صالح ووانگ(۱۹۹۳)۹ و دفـت (۲۰۰۱)، نشـان داد در هـر مـوقعیتی سـاختار خاصی مناسب بوده و ساختار ارگانیک، تأثیر زیادی بر نـوآوری دارد. تحقیقـات کـانتر(۱۹۹۱)۱۰، بـارونز و همکـاران (۱۹۹۴)، راسـل و راسـل (۱۹۹۲)، ساختارهای غیرمتمرکز را نوآورتر می داند. در مطالعات کاک(۲۰۰۷) ۱۱، یکپارچگی میان بخشی تاکید گردید.