در کل آزمايشها،نمونه A در شکل (۱) به دليل اينکه در هر دو فاز مشترک است ، به دو صورت نرخ خوردگي آن گزارش شده است . چون نيمه بالايي  قطعه در فاز ميعانات وجود دارد و مقدار خوردگي در آن ناحيه بسيار کم مي باشد(با توجه به نرخ خوردگي نمونه C و مشاهده ميکروسکپي و ماکروسکوپي )، در محاسبه نرخ خوردگي A٢، اين سطح محاسبه نشده است ولي نرخ خوردگي A١ براي کل سطح قطعه حساب شده است .

نمودار شکل (۳)نرخ خوردگي قطعات را نسبت به سرعت حرکت نشان مي دهد، نتايج بدست آمده را مي توان به چند گروه عمدة زير تقسيم بندي کرد:

۱- نرخ خوردگي فولاد به افزايش نرخ خوردگي نسبت به سرعت جريان افزايش مي يابد. محصولات اکسيدي بوجود آمده روي سطح فلز، در برابر تنش هاي حاصل از حرکت سيال ، پايداري کمي داشته و از روي سطح کنده مي شوند. يکي ديگر از دلايل آن ، انتقال بيشتر يون ها (مخصوصاً يونهاي آهن و هيدروکسيل ) در محلول مي باشد که باعث مي شود نرخ واکنش هاي آندي و کاتدي بالا رود و حتي نفوذپذيري يونها را در لاية اکسيدي بيشتر کند. يکي از دلايل افزايش نرخ خوردگي نمونة Cانتقال اتفاقي قطرات ريز آب در فاز ميعانات مي باشد که به صورت موضعي ، محيط الکتروليتي روي سطح ايجاد مي کند.

۲-بطور قابل ملاحظه اي در تمام آزمايشها، نرخ خوردگي A٢ از B بيشتر بود و حتي در مواردي نرخ خوردگي  A١(با سطح دو برابر) بيشتر يا برابر B بود. حداکثر حلاليت اکسيژن در مايعات هيدروکربني نزديک به ppm  مي باشد، از طرفي  حداکثر حلاليت اکسيژن در آب برابر ppm مي باشد[۱۶]. اين مقادير  نشان دهنده اين مي باشند که اکسيژن موجود، تمايل به حل شدن در فاز هيدروکربني  را داردواکنش کاتدي  موجب  کاهش اکسيژن  حل  شده ، توليد  يون  -OH و  درنتيجه بالا  رفتن pH در  اين  ناحيه مي گردد و بديهي است که از سرعت واکنش کاتدي به تدريج کاسته مي شود. در پايين قطعه طبعاً اکسيژن حل شده داراي غلظت به نسبت ، کمتري خواهد شد چون براي رسيدن به نقاط پاييني ، مولکول هاي حل شده بايد مسير طولاني تري را طي کنند و لذا در آن ناحيه مقدار اکسيژن کمتر است و ناحية آندي را تشکيل مي دهند و آهن در نقاط پايين تر شروع به انحلال آندي مي کند.