نگارش پایان نامه

۱-۴- نگارش فصل اول پایان نامه (چارچوب کلی تحقیق)

فصل اول پایان نامه در واقع همان پروپوزال است. به منظور نوشتن فصل اول پایان نامه باید ازقسمتهای اصلی پروپوزال با همان عناوین استفاده کرد.

نکته: قسمت مربوط به جامعه آماری و نمونه معمولاً در فصل اول نمیآید چراکه مربوط به فصل سوم پایاننامه است.

 نکته: قسمت مربوط به محدودیتهای تحقیق معمولاً در فصل اول نمی آید چراکه مربوط به فصل پنجم پایان نامه است.

۴- ۲- نگارش فصل دوم پایان نامه (چارچوب نظری تحقیق)

نکاتی درباره نگارش فصل دوم پایان نامه

 ۴- ۱-۲- چارچوب نظری چیست؟

چارچوب نظری به مجموعهای از گزارهها اطلاق می شود که به لحاظ نظری قادر به تبیین یا طبقه بندی متغیر وابسته یا اصلی تحقیق هستند. این گزاره ها ممکن است از یک نظریه خاص گرفته شده باشند یا تلفیقی از نظریات مختلف باشند که همگرایی آنها به لحاظ نظری توسط محقق ثابت شده باشد.

۲-۲-۴- ضرورت طراحی چارچوب نظری

اگر نظرسنجی ها را از دایره شمول طرحهای پژوهشی و پایان نامه خارج کنیم بدون استثنا برای تمامی طرح های پژوهشی طراحی چارچوب نظری ضرورت دارد. بنابراین اگر تحقیق یا پایاننامهای قصد تبیین یا توصیف دقیق (طبقه بندی) یک موضوع را داشته باشد ضرورتاً باید از چارچوب نظری استفاده کند. بیتوجهی به چارچوب نظری در چنین مواقعی به معنای تکیه زدن به حدس و گمانهای سست و بی ریشه خویش در مواجهه با مساله است. شاید این جمله اخیر را حمل بر خودکمبینی پژوهشی بدانید ولی واقعیت این است که در بسیاری از موضوعاتی که ما مشغول پژوهش درباره آنها هستیم تجربیات پژوهشی متعددی می توان یافت که مطالعه و خواندن آنها و نیز استفاده از نظریات مرتبط با آنها میتواند ما را از تکرار خطاها بی نیاز سازد. شاید طراحی چارچوب نظری را مانعی برای بروز خلاقیت و نبوغ خود پژوهشگر محسوب کنند در این حالت توصیه می کنم محقق ابتدا تمام حدس و گمان های شخصی خود را در ارتباط با مساله ارائه کند و آنگاه به دنبال تدوین چارچوب نظری باشد.استفاده از چارچوب نظری به معنای شراکت در تجربیات و خردورزی جمع کثیری از محققان و صاحب نظران در امر تحقیق است. فرض کنیم شما در حال انجام تحقیقی درباره مشارکت جوانان در تشکلی های دانشجویی در سطح دانشگاهها هستید. مراجعه به نظریاتی که درباره مشارکت (انواع و معیارهای آن) وجود دارد می تواند الگوی مناسبی به شما برای طراحی ابزار و نیز توصیف نتایج بدهد. اینکه شما چه سوالاتی برای سنجش مشارکت بپرسید نیاز به مبنای نظری دارد. برای ارائه گزارش تان نیز به مبنای نظری احتیاج دارید. مثلاً شما به چه دلیل مشارکت دانشجویان را برحسب رشته های تحصیلی آنان میخواهید گزارش کنید؟ چرا نتایج را به تفکیک جنس ارائه می کنید؟ تفاوتها یا مشابهت های مشارکت در طبقات رشته تحصیلی و جنسیت را با چه قرائنی توضیح میدهید؟ همه اینها نیاز به چارچوب نظری روشن دارد. معمولا در طرحهای پژوهشی که محقق قصد توصیف یا طبقه بندی موضوع تحقیق را دارد و نمیخواهد به چرایی آن بپردازد به جای اصطلاح چارچوب نظری از چارچوب مفهومی استفاده میکند. چارچوب مفهومی نیز مجموعهای از گزاره های نظری است که صرفا به تجزیه و طبقه بندی موضوع میپردازد. فایده چارچوب نظری منحصر به سنجش یا طبقهبندی نتایج نیست. بلکه از آن مهمتر مربوط به تبیین موضوع است. تدوین چارچوب نظری در شرایطی که محقق قصد پاسخگویی به سوالات چرادار را دارد بسیار ضروری است. به عنوان مثال شرایطی را در نظر بگیرید که محقق قصد دارد به عوامل موثر بر مشارکت دانشجویان در تشکل های دانشجویی بپردازد. او چه فرضیاتی در این زمینه طرح خواهد کرد؟ منشاء این فرضیات از کجاست؟ اگر فرضیه را گزارهای حاکی از رابطه دو یا چند متغیر در نظر بگیریم او چه مستنداتی برای ربط متغیر یا متغیرهای مستقل به وابسته میتواند ارائه کند؟ او باید چند فرضیه برای تبیین موضوع ارائه کند؟ پاسخ این سوالات بر عهده چارچوب نظری است. محقق با تدوین چارچوب نظری پاسخی را که صاحبنظران به چرایی مساله تحقق دادهاند به معرض آزمون میگذارد. من اعتقاد دارم هر نتیجه ای که دال بر وجود یا عدم رابطه بین دو متغیر باشد نیاز به پشتوانه نظری برای تفسیر دارد.

۳-۲-۴- کدام چارچوب نظری برای موضوع تحقیق من مناسب است؟

این سوال بسیار مهم است. بعضی از محققان مخصوصا در رشته علوم انسانی این سوال را به صورت چندگزینه ای مطرح میکنند! بدین نحو که کدام چارچوب مناسب است تضاد، کارکردگرایی، کنش متقابل نمادین یا مبادله؟ به نظر من این رویکرد به چارچوب نظری اشکال دارد. برای پیدا کردن چارچوب نظری مناسب ابتدا باید مساله تحقیقتان را انتزاع کنید. به عبارتی دقیق تر صورت زیرین مسالهتان را کشف کنید. به عنوان مثال صورت زیرین مساله تقلب در یک تحقیق یا پایاننامه، چیزی جز انحراف یا کجروی نیست. لذا محقق برای تدوین چارچوب نظری مربوط به تقلب باید به نظریات مرتبط با کجروی مراجعه کند. در غیر این صورت دستیابی به نظریهای درباره تقلب عملاً غیرممکن است چراکه شان نظریه ایجاب میکند که به موضوعات کلی بپردازد تا مصادیق معین. یا در مثال فوق (مشارکت در تشکلهای دانشجویی) محقق می تواند مشارکت را جلوهای از کنش داوطلبانه و اختیاری در نظر بگیرد و به نظریات مرتبط با عملی (نظیر نظریه اختیار عاقلانه یا نظریه مبادله یا نظریه کنشی پارسونز و…) مراجعه کند.

 ۴- ۴-۲- در تدوین چارچوب نظری از چند نظریه استفاده کنم؟

برای پاسخ به این سوال باید بین پایان نامه ها و نیز تحقیقاتی که برای سازمان های مختلف انجام می شود تفاوت قائل بشویم. در پایان نامه ها هدف آن است که دانشجو به استادان راهنما، مشاور و ناظر نشان دهد تحقیق کردن را میداند و واجد مهارتهای مربوطه است. لذا استفاده از یک نظریه (مخصوصاً در دوره کارشناسی) و دو یا سه نظریه رقیب (در دوره کارشناسی ارشد) کفایت میکند. اما در تحقیقات کارفرمایی، سفارش دهنده تحقیق کاری به تعداد نظریه ها ندارد. او انتظار دارد محقق تاجایی که امکان دارد پاسخ قانع کنندهای درباره چرایی مساله بدهد و درصد بیشتری از تغییرات آن را توضیح دهد. لذا بدیهی است که حد و مرزی برای آن قائل نشود.

۵-۲-۴- همگرایی یا واگرایی نظریات در چارچوب نظری چه معنایی دارد؟

در مواقعی که محقق از بیش از یک نظریه برای تدوین چارچوب نظری استفاده میکند باید وجوه تشابه و تمایز نظریه های مختلف را مشخص کند. او باید به این سوال پاسخ دهد که آیا نظریات مورد نظر وی مکمل یکدیگرند یا رقیب هم هستند و پذیرش یکی مستلزم طرد دیگری است. معمولاً یک چارچوب نظری خوب به مدل تحلیلی مناسب می انجامد.

۶-۲-۴. منبع نویسی

در فصل دوم منبع نویسی دارای اهمیت بالایی است که به تشریح آن میپردازیم: استناد کردن یا سند آوردن از مهمترین و در عین حال پیچیدهترین موارد تهیه هرگونه نوشته علمی نظیر پایان نامه، مقاله و… است. منظور از استناد کردن این است که نویسنده چگونگی استفاده از اندیشههای دیگران را به خواننده معرفی کند و ضمناً از دزدی ادبی یا Plagliarism جلوگیری کند. معمولاً در دانشگاهها، مجلات علمی و کنفرانسها روش ارجاع دادن مشخص میشود که شامل چندین روش است که سه مورد در زیر نام برده شده است: 

APA:psychology,education,and oder social sciences.

MLA:literature,arts,and humanities.

AMA:medine,health,and biological sciences.

ارجاع نویسیAPA(American Psychological Association)  که توسط انجمن روان شناسی آمریکا ابداع شد، بیشترین میزان استفاده را دارد. برای هر مرجع علمی که در نوشته علمی خود ایجاد می کنیم دو بار هر مرجع یا استناد می آید:

 یک بار داخل متن باتوضیحات مختصر.

 یکبار در انتهای نوشته و در قسمت لیست منابع و مراجع که با جزئیات کامل می آید. لیست منابع بعد از متن مقاله، ولی پیش از ضمایم آن، به ترتیب الفبای مرتب شده و درج می شود. در زیر تمامی موارد شرح داده شده است.

فهرست منابع

برای سهولت در نگارش «انجمن روانشناسی آمریکا» یا American psychological associations|

(APA) یکی از مرسومترین شیوه ماخذ نویسی در جهان به شمار میرود. در این روش فهرست منابع فارسی و لاتین باید به طور جداگانه ارائه می شود. معمولاً فهرست منابع بر اساس حروف الفبا ارائه میشوند.

 برای مثال در داخلی متن اگر صحبتی را از کتاب آقای فرهنگی بنویسیم باید منبع ذکر شود و ابتدا آن مطلب را آورده و در انتهای آن باید به صورت زیر قرار دهیم:

… … … (فرهنگی، ۱۳۷۳، ص ۲۱). و سپس در قسمت منابع و ماخذ به صورت زیر می آوریم:

 فرهنگی، علی اکبر، ۱۳۷۳. ارتباطات انسانی، جلد اول. تهران: انتشارات تهران تایمز .

موارد مختلف در استناد

۱- اثر دارای یک مولف: وقتی یک اثر متعلق به یک مولف باشد، نام خانوادگی آن اثر و سال انتشار اثر را ذکر کنید. نام خانوادگی باید بدون القاب خانم، آقا، دکتر، مهندسی، پروفسوروس بیاید. مثلاً:«در پژوهشی خجسته (۱۳۷۰) چنین نتایجی به دست نیامد.

۲- اثر دارای دو مولف: در چنین مواردی نام دو مولف و تاریخ انتشار اثر را ذکر کنید. مثل یافته های دانا و حسینی (۱۳۶۵) حاکی از این است.

۳-اثر دارای سه تا پنج مولف: در این موارد برای اولین بار نام تمامی مولفان را می آورید اما در اشارات بعدی به این اثر، تنها نام خانوادگی اولین مولف را ذکر کنید و به دنبال آن «و همکاران» را هم بنویسید. مثال: «محمدی، ارجمندی، شکیبا، اسلامی و صادقی (۱۳۷۰) …»

برای بار اول و از بار دوم به بعد بنویسید: «محمدی و همکاران (۱۳۷۰) …».

۴-  اثر دارای بیش از پنج مولف: بنویسید: «رضوی و همکاران (۱۳۷۰) …».

۵- آثاری که به نام سازمان ها یا نهادها به چاپ میرسند: مثل: گزارشی که به تازگی انتشار یافته است (نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران – ۱۳۷۴)

۶- آثاری که نام خانوادگی مولفان آنها یکسان است: نمونه زیر: «احمد نیک خواه (۱۳۶۶) جمشید نیک خواه (۱۳۷۲) در نتایج … ».

۷- دو یا چند اثر در داخل یک پرانتز مثل: «پژوهش والاس (۱۹۸۰، ۱۹۸۸، ۱۹۹۰، ۱۹۹۵)».

۸-دو یا چند اثر یک مولف یا مولفان واحد در یک سالی. مثال: «مطالعات انجام شده دراین باره (احمدی، ۱۳۶۵ الف، ۱۳۶۵ ب، جمشیدی و حسنی، ۱۳۷۰ الف، ۱۳۷۰ ب، ۱۳۷۰ پ)».

۹- کتابهای بدون مولف مثل: «فلک ناز و خورشید آفرین و سرو و گل (۱۳۲۴) …».

۱۰- آثار ترجمه شده مثل: «اسکینر (۱۹۷۱)، ترجمه سیف (۱۳۷۰)…»

۱۱- ارتباطهای شخصی مثلاً نامه ها یادداشتها، مکالمات تلفنی و نظایر اینها به نمونه زیر توجه کنید:

۱۲ – ژان پیاژه (ارتباط شخصی، ۲۸ ژانویه ۱۹۸۷)

۱۳- منابع دست دوم: باید به صورت زیر استفاده شود:

تعریف «ریس» از رفتار (به نقل از سیف، ۱۳۷۳، ص ۵۳) به قرار زیر است: «هر فعالیتی که ارگانیسم انجام دهد و به وسیله ارگانیسمی دیگر با یک ابزار اندازه گیری قابل مشاهده است.»

نقل قول مستقیم

آنچه گفته شد، مواردی بود برای استناد کردن به اندیشه ها یا مطالب کسانی دیگر که شما آنها را مورد استفاده قرار می دهید. در استفاده از آثار دیگران، می توانید اندیشه ها و یافته های گوناگون علمی را با ذکر مأخذ، خلاصه، تحلیل، تفسیر و تبیین کنید. این کار را باید به زبان و بیان خودتان انجام دهید. هرگز نباید از روی آثار دیگران، چه فارسی و چه غیرفارسی، نسخه برداری کنید، مگر آنجا که لازم باشد یک تعریف، یک توضیح یا یک نکته مهم را بدون هیچ گونه دخل و تصرفی بازگو کنید. به این عمل نقل قول مستقیم میگویند. در چنین مواردی به دو صورت زیر عمل می کنیم:

۱- نتایج پژوهشهای انجام شده درباره ارزشیابی استادان توسط دانشجویان را میتوان این گونه خلاصه کرد که ارزشیابی های دانشجویان بیش از آنکه نشان دهنده تغییرات محتوا باشد، نشان دهنده (YYa () ۹۸۶( تغییرات روش آموزش معلم یا طرز ارائه درس به وسیله او است (دور کن

۲- دورکن (۱۹۸۶) نتایج پژوهشی های انجام شده درباره ارزشیابی استادان توسط دانشجویان بیش از آنکه نشان دهنده تغییرات محتوایی باشد، نشان دهنده تغییرات روش آموزش معلم یا طرز ارائه به وسیله او است (ص ۷۷).

چگونگی تهیه فهرست مراجع

در بخش مراجع، فهرست آثار و اسنادی که در متن پژوهش نامه به آنها اشاره شده است، می آید. این فهرست به ترتیب حروف الفبای نام خانوادگی مولفان آثار، بدون ذکر شماره مرتب میشود و هر اثر تنها یکبار می آید. در ذکر هر اثر یا هر منبع چهار دسته اطلاعات زیر لازم است که باید به دنبال هم بیایند.

۱- مولف یا مولفان

۲- تاریخ انتشار اثر

۳- عنوان اثر

۴- اطلاعات مربوط به انتشار اثر مانند شهر، ایالت یا کشور، محل انتشار اثر نام ناشره چهار مورد فوق با نقطه از هم جدا می شوند.

به نمونه های زیر توجه شود

الف- کتاب

یک کتاب دارای یک مولف مثل: علی آبادی، خدیجه، ۱۳۶۸. مقدمات تکنولوژی آموزشی، تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور، یا سیف علیاکبر ۱۳۶۸. روان شناسی پرورشی. روانشناسی یادگیری و آموزش (ویرایش سوم). تهران: آگاه.

۱- یک کتاب دارای دو مولف یا بیشتر مثل: احدی، حسن، بنی جمال، شکوه السادات ۱۳۷۱. روانشناسی رشد. مفاهیم بنیادی در روانشناسی کودکی. تهران: بنیاد.

۲-کتاب هایی که به جای مؤلف با عنوان سازمآنها یا نهادها منتشر شدهاند مثل: مرکز اسناد و مدارک علمی، وزارت آموزش وپرورش ۱۳۶۲.

۳- کتاب هایی که به جای مولف، ویراستار دارد یا کتابهایی که به صورت مجموعه مقالات یا مجموعه فصولی است که به وسیله افراد مختلف نوشته شده اما یک یا چند نفر آنها را گردآوری  کرده یا بر آنها نظارت داشتهاند. مثل: شفیع آبادی، عبدالله (گردآورنده). ۱۳۷۴. مجموعه مقالات اولین سمینار راهنمایی و مشاوره، تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.

۴-فصلی از یک کتاب یا مقالهای از یک مجموعه مقاله که به وسیله افراد مختلف نوشته شده اما موسسه یا فرد (افراد) آن را را گردآوری کرده و به چاپ رساندهاند. مثل: آقازاده، احمد، ۱۳۷۴. بررسی ویژگیهای نظام راهنمایی و مشاوره تحصیلی و شغلی در دو کشور ژاپن و انگلستان، عبدالله شفیعآبادی (گردآورنده) مجموعه مقالات اولین سمینار راهنمایی و مشاوره «ص ۱۹۳-۱۷۳» تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.

۵- کتاب هایی که مولف خاصی ندارد. مثل: فلک ناز و خورشید آفرین و سرو و گل (بدون ذکر تاریخ). تھران: کتابفروشی محمد حسن علمی۔

۶-کتابهای ترجمه شده. مثل: هرگهان، بی آر و آلسون ام، اچ ۱۳۷۴. مقدمهای بر نظریههای یادگیری (علی اکبر سیف، مترجم). تهران: دانا (تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی ۱۹۹۳).

۷-جزوه و بروشور. مثل: وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، معاونت آموزشی، اردیبهشت ۱۳۷۴ خلاصه مسائل تحصیلات تکمیلی در ایران: تنگناها و راه حل ها (گزارشی). تهران: مولف

۸- دایره المعارف ها و فرهنگها: مثل: مصاحب. غلامحسین (سرپرست)، ۱۳۴۵ دایره المعارف فارسی، تھران:فرانکلین

ب – رساله ها و پایان نامه ها

الف) رساله دکترا مثل: رضا بخش، حسین، ۱۳۷۳، بررسی انگیزش پیشرفت در یادگیری و آموزش و عوامل وابسته به آن در دانشجویان دانشگاه های دولتی رساله دکترا چاپ نشده. دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تحصیلات تکمیلی و تحقیقات عالی، تهران.

ب) کارشناسی ارشد مثل: گرجی، یوسف ۱۳۷۳. رابطه بین میزان محبوبیت اجتماعی استادان از نظر دانشجویان و نحوه ارزشیابی دانشجویان از فعالیتهای آموزشی آنان، پایاننامه کارشناسی ارشد. چاپ نشده. دانشگاه علامه طباطبایی، تهران.

 ج) کتابهایی که حاوی مجموعه چکیدهها یا خلاصه های مقالات هستند. مثل: سیف علی اکبر

آذر، ۱۳۷۴. روش های جدید آموزش برای ایجاد توانایی یادگیری در دانش آموزان، خلاصه مقالات

همایش علمی کاربردی بهبود کیفیت آموزش عمومی، تهران اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران.

د) کتابهای زیر چاپ. مثل: کریمی، یوسف (زیر چاپ)، روان شناسی اجتماعی، نظریه ها، مفاهیم

و کاربدها (ویرایش دوم) تهران، ویرایش.

پ – مقاله

۱- مقاله ای چاپ شده در مجله های تخصصی (دارای یک مولف). مثل: سیف، علی اکبر، ۱۳۶۹.

 تعریف و طبقه بندی تفکر، دانشنامه ۲۰، ۶۵-۵۰ (۶۵-۵۰ صفحات و ۲۰ شماره آن است.)

۲-مقاله چاپ شده در مجلات تخصصی (دارای دو مولف یا بیشتر). مثل: پزشکی، زهرا و بوالهری، جعفر ۱۳۷۳. بررسی نگرش اهالی چند روستای شمال شهر تهران در زمینه بیماری روانی. فصلنامه اندیشه و رفتاره ۲، ۳. ۷۲ – ۶۸.

۳- مقاله زیر چاپ در مجله های تخصصی مثل: سیف علیاکبر (زیر چاپ). روشهای ارزشیابی معلمہ، فصلنامه روان شناسی و علوم تربیتی۔

۴-مقاله چاپ شده در مجلات غیرتخصصی (ماهنامه، هفتهنامه خبرنامه و…) مثل: مرادی کرمانی،هوشنگ. ۱۳۷۵، ویژه نوروزه نوروز در تاریکی سینما. فیلم، ۱۱-۱۰.

۵- مقاله های چاپ شده در روزنامه ها، مثل: راستین، شادمهر ۱۳۷۵، ۲۳ فروردین چگونگی تجارت با سینما، همشهری ص ۱۰.

۶- مقاله های چاپ شده در خبرنامه ها و روزنامه ها، بدون ذکر نام مولف، مثل: حکایت علوم انسانی ۱۳۷۴، دیماه خبرنامه دانشگاه علامه طباطبایی، ۲۳، ۲۴، ص ۳.

۷- مقاله های ترجمه شده مثل اسکینر، بی اف ۱۳۷۲. چه بر سر روانشناسی به عنوان علم رفتار آمده است؟ (علی اکبر سیف، ترجمه)، فصلنامه روانشناسی و علوم تربیتی دوره اول و شماره ۱، ۲۹ از ۵.

مثال ها:

نحوه نگارش منبع متن گرفته شده از مقالات مجلات در فهرست منابع نام خانوادگی، نام یا حرف اول نام سال انتشار عنوان مقاله. نام مجله (به صورت ایتالیک یا نوشته زاویه دار). شماره مجله: صفحه شروع و پایان.

مثال فارسی

بنی اسدی، نازنین، ۱۳۸۳. مدیریت مشارکتی معلمان و ارتباط آن با رفتار جامعه مدنی دانش آموزان، مجله روانشناسی و علوم تربیتی ۹۶-۶۵ (۲) ۳۴. ۔

مثال انگلیسی

Bennett, W. 1946. The interpretation of culture: A question of values. Southwestern Journal of Anthropology. 27(3):361-374. Dubeck, L. (1990). Science fiction aids science teaching. Physics teacher. 28:316–۳۱۸٫

 اگر از چکیده مقالات باشد و از اینترنت گرفته باشیم مثل زیر:

 Issac, J. D., Sansone, C. & Smith, J. L. (1999,May). Other people as a source of

Issac,j.d.,sansone,c.&smith,j.l.(1999,may)other people as a source of

internet in an activity. Journal of Experimental Social Psychology, 35,239-265. Abstract retrieved

June 27, 1999, from IDEAL database site http://www.europe, iddealibrary.com/

درصورتی که مقاله مورد استناد از یک پایگاه اطلاعاتی به دست آمده باشد در انتها به جای آدرس سایت، نام پایگاه اطلاعاتی قید میشود و چنانچه مقاله مذکور در پایگاه دارای کد باشد در انتها در پرانتز ذکر می شود.

مثال:

Holliday, R.E., & Hayes, B.K. (2001). Dissociating automatic and intentional processes

in children’s eyewitness memory. Journal of Experimental Child Psychology, 75(1), 1-5.

Retrieved February 21, 2001, From ExPanded Academic ASAP database (A59317972).

اگر مقاله توسط چند نویسنده تدوین شده باشد بعد از نام خانوادگی، نام نویسنده اول نوشته می شود و بین آنها قرار میگیرد و قبل از نام نویسنده آخر حرف و در فارسی و در انگلیسی علامت & .قرار میگیرد