مقدمه
عمده ترين بخش مصرف گندم در ايران مربوط به توليد نان است (۹۰% عرضه گندم را شامل مي شود)، و بخشي نيز به مصرف بذري و مصرف دامي مي رسد. مصرف بذر مورد نياز كشت سالانه در كشور بالغ بر۰۰۰/۰۰۰/۱ تن برآورد گرديده كه در شرايط معمول كشت گندم از ۶۰ كيلوگرم در زراعت ديم لغايت۲۰۰ كيلوگرم در هكتار در زراعتهاي پاييزه آبي متغير است. در زراعتهاي پاييزه گندم آبي نسبت بذر مصرفي به توليد يك به بيست است. ميزان بذر كمتر و يا بيشتر از معمول در برخي مواقع و به دلايل متعددي به شرح زير توسط كشاورزان مورد استفاده قرار مي گيرد. از آن جمله:

واريته هاي بذر درشت (اندازه بذر) واريته هائي با پتانسيل (توانائي) پنجه زني كم، كشت بهاره، كشت دير (در پائيز يا بهار)، روش دستپاش، اراضي سنگين، درصد جوانه زني پائين و غيره.
خسارت هاي وارده بر بذر گندم به هنگام داشت، برداشت و پس از برداشت توسط برخي عوامل بيماري زا و آفات (در مزرعه و انبار) باعث افزايش ضايعات بذر گندم مي شود. متوسط رطوبت موجود در خاك نيز از عوامل اصلي تعيين كننده ميزان بذر مصرفي است. به طوري كه در مناطق كم باران ميزان متوسط بذر كمتر و در مناطق نيمه مرطوب و مرطوب بذر بيشتري مصرف مي شود.

بنابر اين، جلوگيري از ضايعات گندم با توجه به مشكلات و محدوديت هاي موجود از نقطه نظر افزايش عملكرد در واحد سطح، افزايش سطح زير كشت، تامين نهاده هاي مورد نياز، محدوديت واردات به لحاظ تنگناهاي حمل و نقل و بندري اهميت زيادي پيدا كرده است و تأثير آن بر درآمد زارعين و نهايتاًٌ ميزان عرضه محصول قابل توجه مي باشد (وزارت كشاورزي، ۱۳۶۲). لذا، طرح حاضر براي دستيابي به امكان كاهش ميزان بذر مصرفي در هكتار به عنوان راهکاری برای کاهش ضايعات بذر جهت كشت گندم پائيزه آبي مي باشد،

كاهش ميزان بذر مصرفي بطور قطع در هزينه هاي نهاده ها كاهش معني داري بر جاي مي گذارد، اما بايستي دقت شود كه استقرار بوته ها در شرايط هاي مختلف اقليمي در نظر گرفته شود. بعبارت ديگر، بهترين بررسي آن است كه آزمايش يا مطالعه منطقه اي (site by site

) بوده و براساس نوع خاك، ساختمان بستر بذر، رطوبت موجود در خاك، آب و هواي زمان كاشت، در نظر داشتن خسارت مربوط به آفات و غيره باشد. همچنين براي استقرار مناسب بوته ها در مزرعه بهتر است بجاي مقدار بذر، براساس تعداد بذر در واحد سطح عمل شود زيرا كه اندازه بذور براي واريته هاي مختلف تفاوت دارند. ميزان بذر در متر مربع به طور شاخص بايستي ۲۵ تا ۵۰ درصد بيشتر از تعداد بوته لازم در واحد سطح باشد تا هر نقصاني را جبران نمايد. بر اساس مطالعات سازمان تحقيقاتي HGCA (2000) ميزان بذر در كشت هاي مطلوب مي تواند تا حدود ۷۰%، بدون هيچگونه كاهشي درعملكرد ارقام مختلف، كمتر شود. كاهش ميزان بذر ممكن است خطر فضاي خالي در مزرعه را افزايش دهد اما، در مقادير بالاي مصرف بذر خطر خوابيدگي ساقه، احتمال وقوع بيماريهاي گياهي و افزايش هزينه نهاده بذر وجود دارد. در تراكم بوته مناسب ميزان بذر مصرفي آن قدر پائين خواهد بود كه احتمال وقوع ريسك هاي ياد شده بطور اساسي كاهش مي يابد.
ميزان بذر مصرفي و توزيع بوته ها در يك مزرعه تاثيرات مشخصي را بر اجزاء عملكرد گندم خواهد داشت. افزايش ميزان بذر مصرفي مي تواند تعداد سنبله در واحد سطح را زيادتر كند اما، دو جزء ديگر عملكرد يعنی، تعداد بذر در سنبله و وزن دانه كاهش مي يابند. خاصيت جبران كنندگي نسبي در بين اجزاء عملكرد گندم مي تواند نقصان عملكرد را وقتي كه يك جزء كاهش مي يابد، به حداقل برساند اما چنين جبراني ممكن است كامل نباشد.
همچنين با كوتاه شدن فصل رويش، توانائي جبران كم مي شود. بنابراين، در مطالعات مربوط به مقادير بذر و تعداد بوته، همه اجزاء عملكرد دانه بجاي فرد فرد اجزاء مي بايست مورد توجه قرار داشته باشند. تعداد سنبله در واحد سطح به تعداد پنجه هاي اصلي و تعداد پنجه هاي بارور در بوته بستگي دارد.وقتي تراكم بوته (مقادير بذر) افزايش مي يابد حداكثر تعداد پنجه در واحد سطح در يك شرايط ويژه به سرعت تشكيل مي شود. ولي ، درصد پنجه هائي كه باقي مانده و توليد سنبله مي كنند پائين خواهد بود البته، در تراكم پايين بوته نيز ۱۰۰ درصد پنجه ها زنده باقي نمي مانند.

بطور خلاصه، دستيابي به حداكثر عملكرد يا بوسيله افزايش تراكم گياهي و يا با افزايش عملكرد تك بوته امكان پذير است. ولي چون اثرات فرايندهاي تشكيل دهنده عملكرد در رابطه با رقم، عمليات كاشت و شرايط اقليمي روند ثابتي ندارد، درنتيجه تراكم كاشت مي بايست براساس هر م

ورد تعيين شود و به دنبال مشخص شدن تحقيقاتي اين چنين است كه مي توان مقدار بذر مصرفي در واحد سطح را توصيه نمود.

تاريخچه گندم :

درباره گندم تاريخچه كاملاً صحيح و روشني در دست نمي‌باشد. عمركشت و كار را براي گندم حدود ۱۰۰۰۰ سال تصور مي‌كنند. براي گندم‌هايي كه از حفاريهاي ژارمو (Jarmo) نزديك سليمانيه در عراق به دست آمده است به كمك كربن راديو اكتيور توانسته‌اند در حدود ده هزار سال عمر تعيين كنند. حدس زده ‌مي‌شود كه جنوب غربي آسيا مبداء گندم است. روي تابلوهاي برنزي قرن ۱۹ قبل از ميلاد كه از سوريه بدست آمده است طريقه خردكردن گندم و تبديل آن به نان مشاهده شده است . هرودوت تاريخ‌نويس يوناني، در گزارشهاي مربوط به قرن پنجم قبل از ميلاد به تهيه نان در مصر اشـــاره كرده است. گورهاي امتداد رودخانه نيل ديوارهايي دارد كه طرزكشت و كار، برداشت، ‌آسياب كردن گندم و بالاخره تهيه نان را در آن زمان نشان مي‌دهد. آب وهواي نسبتاً گرم عصر حجر موجب كشت غلات گوناگوني مانند گندم، جو و ارزن شد. مسلم است كه بشر اوليه غلات را مطابق روشهاي امروزي مورد استفاده نانوايي قرار نمي‌داده است بلكه براي استفاده غذايي، از دانه‌هاي‌ گياهان غلات بصورت برشته يا دمي و از دانه‌هاي خردشده و آرد شده آنها بصورت هريره استفاده مي‌كرده است. هربرت هوور (Herbert Hoover) در سال ۱۹۴۳ راجع به اهميت نان در جنگ چنين گفته است «اولين كلمه‌اي كه در جنگ از آن سخن به ميان آمده است اسلحه و آخرین آن نان بوده است در تمام وعده‌هاي غذايي ملاحظه ‌مي‌شود كه هيچ نوع غذايي نيست كه گندم يا فرآورده‌هاي آردي گندم در آن بكار نرفته باشد. بنابراين، نان ارزش و اهميت غذايي خود را از قديم تا بحال كاملاً حفظ كرده است.
تاريخچه تحقيقات گندم در ايران
از اواخر سال ۱۳۰۹ آزمايشهاي مقدماتي غلات و ازدياد بذر در مزارع آزمايشي باغ فردوس دانشكده كشاورزي كرج انجام شد. سال۱۳۱۴، بنگاه اصلاح و تهيه بذر در ايران در كرج تأسيس گرديد و ابتدا مسئوليت آنرا دكتر شنيدر (Schneider) آلماني برعهده گرفت كه مدت ۶ سال از طرف اداره كل فلاحت وقت در اين قسمت باقي ماند. نامبرده از اواخر سال ۱۳۱۵ ، نسبت به تهيه واريته‌هاي مختلف گندم مناسب با آب و هواي مناطق معتدل و گرمسير اقدامات لازم بعمل آورد

. واريته‌هاي گندم شاه پسند، اميد، روشن،چهار هزار و هشتصد و بیست و واريته جو كاليفرنيا براي منطقه كرج و واريته‌هاي گندم ريحاني، ايتاليايي و طبسي براي منطقه ورامين ازدياد و در بين كشاورزان توزيع شد.

 

معرفی شرکت و محصولات آن:
شرکت کردستان سبز که در چهار کیلومتری جاده دهگلان _ سنندج قرار دارد حدود بیست سال است که تاسیس شده است و فعالیتهای ان شامل تهیه و تولید بذر گندم و بذر سیب زمینی خوراکی است.
این شرکت حدود هشت انبار دارد که ظرفیت هرکدام حدود ۱۰۰۰تن گندم می باشد و فعالیت و کار این شرکت به این صورت است که خود شرکت دو عدد چاه عمیق داراد که هرکدام از چاه ها حدود ۳۰ هکتار از زمینهای آبی را زیر کشت می برد و در سال شرکت چند حلقه چاه دیگر را که معمولا تا حدود ۱۰۰هکتار زمین آبی را اجاره می کند و آنها را زیر کشت سیب زمینی و گندم می برد.
پرسنل ثابت این شرکت حدود ۱۱ نفر می باشند.یک نفر مهندس کشاورزی، ۲نفر راننده تراکتور، یک نفر مسئول ماشین آلات و یک نفر نگهبان روز و ۴نفر کارگر ساده متفرقه را دارا می باشد. عمده کارهایی که برای سیب زمینی انجام می شود خرید کود مرغی و کود شیمیایی می باشد و شخم زدن که یک دستگاه سیب زمینی را می کارد و یک دستگاه برای زمین سیب زمینی شیارهایی درست می کند که به آسانی همه آب می خورند. آن دستگاه کاشت باید بصورتی تنظیم شود که سیب زمینی را نه زیاد در عمق و نه زیاد ددر کف زمین قرار می دهد. البته برای نگهداری سیب زمینی چون این شرکت تا حالا سردخانه اش را راه اندازی نکرده است باید از فصل پاییز تا فصل بهار موقع کشت سیب زمینی باید سیب زمینی را دوبار سورت کند و از تمیز کند و باید سیب زمینی های درشت را جدا کند که اینها هرکدام مثلا در زمستان حدود۶هزار کارگر لازم دارد و در بهار هم همینطور بعداز نگهداری باید سیب زمینی برای کاشت آماده می شود سیب زمینیهای درشت باید قاش شوند تا به درد کشت بخورند در این شرکت چند نوع سیب زمینی به نامهای اگریا، گرانولا، سانتا و سانتا مینی تیوبر تولید می شود. در زمان کشت هم کود مرغی و هم کود شیمیایی در زمین استفاده می شود و سیب زمینی محصولی است که در هفته باید۲ بار آب بخورد و نیازی شدیدی به آب دارد وکسی که مسئول آبیاری آن است باید خیلی مواظب باشد. در زمانیکه علف هرز تولید می کند باید حتما سم پاشی شود تا علف هرز بالا نیاید اگر علف هرز بزرگ شود باید حتما توسط کارگر آن علف هرزها کنده شوند.
در مورد گندم، گندم محصول بسیار خوب تقریبا نسبت به سایر محصولات کشاورزی دردسر کمتری از کاشت و تا برداشت دارد نگهداری آن باید در جای خشک و خنک باشد. شرکت کردستان سبز در سال ۱۳۸۹سه نوع گندم به نامهای آبی ( سایونز و گاسلوژن ) و دیمی ( آذر۲ ) را تولید نمود. سایونز و گاسلوژن گندمهایی هستند که در بهار نیاز به ۹الی ۱۱ بار آب دارند و بازدهی آنها ۹ تن در هکتار می باشد و هر هکتار حدود ۲۰۰ کیلو بذرمی خواهد. این بذر گندم چند نوع می باشد که نوع پروروشی آن وبعد مادری و بعد لواهی شده گرانترین نوع بذر می باشند.

تعاريف و اصطلاحات آورده شده در پرو‍ژه
بهاي تمام شده: عبارت است از مجموع ارزش عوامل تخصيص داده شده به توليد يك محص

ول.
هزينه‌هاي توليدي: عبارت است از هزينه‌هايي كه براي ساخت يك واحد محصول بكار مي‌رود كه شامل دستمزد مستقيم، مواد مستقيم و سربار ساخت مي‌باشد.
مواد مستقيم: هر نوع موادي كه براي توليد مستقيما بكار مي‌رود و يك جزء اصلي و قابل

شناسائي محصول تكميل شده را تشكيل مي‌دهد مواد مستقيم ناميده مي‌شود.
دستمزد مستقيم: حقوق و دستمزد كاركناني كه بطور مستقيم در توليد محصول دخالت دارند و مواد مستقيم را به محصول تبديل مي‌كنند، دستمزد مستقيم ناميده مي‌شود.
سربار ساخت: تمام هزينه‌هاي منظور شده در جريان توليد به جزء مواد مستقيم و دستمزد مستقيم، به عنوان سربار كارخانه تلقي مي‌شود، از قبيل مواد غير مستقيم، دستمزد غير مستقيم و ساير هزينه‌هاي غير مستقيم توليدي.
تخصيص هزينه‌ها: عبارت است از منظور نمودن هزينه‌ها به حساب هر يك از محصولات.
نرخ جذب سربار: نرخي است كه بر اساس آن هزينه‌هاي سربار ساخت به محصولات تخصيص داده مي‌شود.
عناصر تشكيل دهنده بهاي تمام شده:
عناصر تشكيل دهنده بهاي تمام شده محصولات توليدي به طور كلي شامل اقلام زير مي‌باشد:
۱ـ مواد مستقيم
۲ـ دستمزد مستقيم
۳ـ سربار كارخانه
هر نوع موادي كه براي توليد مستقيما بكار مي‌رود و يك جزء اصلي و قابل شناسايي محصول تكميل شده را تشكيل مي‌دهد مواد مستقيم ناميده مي‌شود مانند سیب زمینی آماده شده جهت کاشت.
حقوق و دستمزد كاركناني كه بطور مستقيم در توليد محصول دخالت دارند و مواد مستقيم را به محصول تبديل مي‌كنند، دستمزد مستقيم ناميده مي‌شود، مانند حقوق كارگران قسمت برداشت گندم.
تمام هزينه‌هاي منظور شده در جريان توليد به جزء مواد مستقيم و دستمزد مستقيم، به عنوان سربار كارخانه تلقي مي‌شود از قبيل مواد غير مستقيم، دستمزد غير مستقيم و ساير هزينه‌هاي غير مستقيم توليدي.
اصطلاحاً جمع هزينه‌هاي مواد مستقيم و دستمزد مستقيم و سربار كارخانه را بهاي توليد يا بهاي ساخت گويند و جمع هزينه‌هاي مواد مستقيم و دستمزد مستقيم را بهاي اوليه و جمع دستمزد مستقيم و سربار كارخانه را هزينه‌هاي تبديل گويند.
ساير هزينه‌هايي كه در يك موسسه توليدي واقع مي‌شوند هزينه‌هاي دوره ناميده م

ي‌شوند. مانند هزينه‌هاي توزيع و فروش و اداري و تشكيلاتي كه در پايان سال مالي به حساب سود و زيان انتقال مي‌يابند.

انواع محصولات شرکت کردستان سبز:
در شرکت موردنظر همانطور که در بالا بحث شد محصولات کشاورزی که در شرکت کردستان سبز وجود دارد ما به مواردی مانند گندم و سیب زمینی بحث میکنیم و می خواهیم اشاره مختصری به بهای تمام شده هر کیلو محصول سیب زمینی و گندم در این پروژه داشته باشیم. لذا اول به تعریفی از حسابداری بهای تمام شده و طبقه بندی هزینه در حسابداری بهای تمام شده اشاره ای خواهم نمود.
حسابداري بهاي تمام شده:
چه چيزي را به چه قيمتي به دست آورده ايم؟ پاسخ اين سوالات در حسابداري به وسيله تكنيكها و روشهايي داده مي شود كه به آن حسابداري بهاي تمام شده يا حسابداري صنعتي مي گويند.
شناخت و طبقه بندي صحيح هزينه ها، تعيين محل وقوع آنها و تخصيص درستشان به انواع فعاليتهاي سازمان و نهايتا تجزيه و تحليل نتايج بدست آمده را مي توان به عنوان هدف اصلي سيستم بهاي تمام شده ناميد.
– قبول يا عدم قبول سفارش مشتريان
– تعيين قيمت فروش محصولات
– توليد يا عدم توليد يك محصول خاص
– افزايش يا كاهش حجم توليد محصولات
– ايجاد يك خط توليد جديد و يا توسعه واحد صنعتي
– حذف و يا ايجاد تغيير در خط توليد موجود
– تغيير در كيفيت محصولات و يا تغيير در فرآيند توليد
تصميم گيري در مورد هر يك از موارد فوق و دهها مورد ديگر از اين قبيل، بدون داشتن يك سيستم مناسب حسابداري بهاي تمام شده، اگر غير ممكن نباشد، بدون شك خالي از اشكال نخواهد بود. محاسبه بهاي تمام شده در بدو امر كاري ساده به نظر مي رسد. چرا در هر موسسه توليدي، حداقل براي محاسبه سود و زيان سال، ناچارند كه هزينه ها را ثبت و در مقابل درآمدها قرار دهند. حال كافي است كه مشخص شود در طي سال چه محصولاتي و با چه كميتي توليد شده است كه با تخصيص اين هزينه ها به توليدات، قيمت تمام شده هر محصول بدست خواهد آمد. آنچه كه گفتيم، اساس كار حسابداري بهاي تمام شده است ولي انجام اين كار به مراتب از گفتن آن مشكل تر است.
روشهاي طبقه بندي هزينه ها:
الف: طبقه بندي هزينه ها به تفكيك عوامل اصلي بهاي تمام شده
موسسات توليدي در جريان عمليات خود، مواد اوليه را با كمك تكنولوژي و كار نيروي انساني به محصول تبديل مي كنند . پس عوامل تشكيل دهنده بهاي تمام شده محصولات يك موسسه توليدي را مي توان در سه بخش كلي هزينه مواد، هزينه كار و هزينه سربار طبقه بندي كرد.
ب: طبقه بندي هزينه ها به مستقيم و غير مستقيم:
هزينه هاي مستقيم هزينه هاي هستند كه بتوان آنها را به سهولت به واحد محصول تخصيص داد مثل هزينه مواد اوليه، هزينه پرسنلي كه مستقيما با مواد و ماشين آلات سازنده محصولات كار مي كنند و بقيه هزينه ها غير مستقيم تلقي مي شوند يعني هزينه

هاي مواد اوليه و پرسنلي كه در تعريف فوق به صورت مستقيم تلقي نمي شوند.
ج: طبقه بندي هزينه هاي متغير و ثابت
د: طبقه بندي هزينه ها با توجه به وقايع سازماني : هزينه هاي توليدي _خدماتي_اداري_فروش
ه: طبقه بندي هزينه ها به روش تركيبي: در سطح حسابهاي ك

ل از يك روش و در سطح حسابهاي معين از ديگر روشهاي طبقه بندي هزينه ها استفاده كرد.
مراكز هزينه :
عمليات ساخت محصول در يك موسسه توليدي ممكن است توسط قسمتهاي مختلفي صورت گيرد در اين حالت هر قسمت،مسئوليت بخشي از فرآيند توليد را بعهده داشته و محصول با عبور از اين قسمتها بتدريج تكميل شده ونهايتا بصورت محصول آماده براي فروش در مي آيد. بمنظور كنترل هزينه هاي توليد ومحاسبه بهاي تمام شده محصولات به شكلي كه بتوان مشخص كردكه هر يك از قسمتهاي توليد چه مبلغي از عوامل تشكيل دهنده بهاي تمام شده را به خود اختصاص داده اند،مي بايست اين قسمتها به دقت شناسايي شوند. در حسابداري صنعتي هر يك از اين قسمتها را مركز هزينه مي نامند. تعيين مراكز هزينه بايد بنحوي صورت گيرد كه تخصيص هزينه ها به آنها امكان پذير بوده و حوزه مسئوليت سرپرستان اين مراكز مشخص باشد. در حسابداري بهاي تمام شده اصطلاح مركز هزينه به هر يك از واحدها و قسمتها اعم از توليدي، پشتيباني، اداري و فروش اطلاق مي شود. مراكز پشتيباني، خدماتي- سرويس دهنده مانند مراكز تهيه آب و برق و گاز، تعميرگاهها و انبارها. اين مراكز با خدمت خود عمليات توليد را تسهيل مي كنند و بدون وجود آنها اصولا عمل توليد امكان نخواهد داشت .

منظور از حسابداری (بهای تمام شده) چیست؟
حسابداری بهای تمام شده شاخه‌ای از علم و فن حسابداری است که وظیفه جمع آوری اطلاعات مربوط به عوامل هزینه و محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات را بر عهده داشته با و تجزیه و تحلیل گزارش‌ها و بررسی‌ راههای تولید روشهای تقلیل بهای تمام شده تولیدات را بیان می‌کند.
اهمیت حسابداری بهای تمام شده برای چیست ؟
در واقع حسابداری صنعتی یا حسابداری بهای تمام شده یک ابزار بسیار مهم در اختیار مدیریت می‌باشند تا مدیران با استفاده از حسابداری صنعتی، بهای تمام شده تولیدات را محاسبه می‌کند و کنترل خود را بر روی هزینه‌های مواد، دستمزد و سایر هزینه‌های تولید اعمال می‌کند.
مدیران اگر گزارشات دقیق و صحیحی از عوامل هزینه نداشته باشند در تصمیم گیری خود در جهت افزایش تولید یا سایر تصمیم گیری‌ها و راه انجام تصمیمات خود با مشکل مواجه خواهند شد.
کاربرد حسابداری بهای تمام شده چیست ؟
گاهی تصور می‌شود کاربرد حسابداری صنعتی و بهای تمام شده محدود به کارخانجات و صنایع تولیدی می‌باشد هرچند شاید مشهورترین کاربرد آن در این جهت باشد ولی سایر مؤسسات نیز از حسابداری بهای تمام شده بهره برده و از روشهای حسابداری بهای تمام شده در بانکها، شرکتهای بیمه عمده فروشی‌ها ، شرکتهای حمل و نقل ، شرکتهای هواپیمایی ، دانشگاه‌ها و بیمارستان‌ها در جهت کارایی بیشتر استفاده می‌گردد.