آبیاری

دوره دو جنگ فراجهاني شاهد كاهش شديد درفعاليتهاي آبياري بوده است كه به
طوراساسي به رشد زياد توليد كشاورزي كمك كرده است كه انسانيت را قادرميسازد تا جمعيت دوبرابرش را تغذيه كند. هرچند تمايزي بايد بين كمك مثبت كلي آبياري وآبرساني به قابليت توليد كشاورزي و رفاه اقتصادي و مقدارمهمي از تخصيص نادرست سوء اداره منابعي كه با توسعه آبياري همراه بوده اند صورت بگيرد. هرچند دربسياري ازموارد منابع آبرساني بيش ازحد توسعه يافته اند. همچنين سرمايه بيش ازحد خرج شده است و هزينه هاي مهمي برحسب فقدان

اكوسيستم ،انقراض گونه هاي ماهي و آلودگي منابع آبرساني بيش ازحد پرداخت شده است.اين فصل ديدگاهي اقتصادي را درمورد كمك منابع آبياري وآبرساني به توسعه كشاورزي گذشته و مديريت آينده منابع آبرساني فراهم ميكند.

كارايي مصرف آب تحت تاثير تصميماتي صورت گرفته در بسياري ازسطوح قرارگرفته است . ما دراين فصل بي كفايتي هايي كه ميتواند درسطوح مختلف مديريت آبرساني رخ دهد را تحليل ميكنيم. ما ابتدا با بحث كردن مصرف آب آبياري توسط فردي شروع ميكنيم وازاينرو به اهميت مديريت آبرساني منطقه اي مي پردازيم. ما ازاينرو اهميت ملاحظات پويادرمورد آينده و نقش مديريت بين منطقه اي را مورد بحث قرارميدهيم. با هم اين بخش هاچاچوبي اقتصادي رابراي طرح كردن

سازمانهاي آبرساني و خط مشي هايي براي افزايش دادن تخصيص منابع آبرساني و جلوگيري كردن ازبي كفايتي فعلي درسيستم هاي منبع آبرساني ارائه ميكنند. دومين قسمت فصل عطفيوهزينه هايي كه ازطريق پروژه هاي آبرساني وآبياري كشاورزي دركشورهاي درحال توسعه تحقق يافته اند را مرورميكند. معدودي از ارزيابي هاي يكپارچه شده عملي درمورد اين پروژه ها وجود دارد ، ازاينرو ما قطعات را به هم پيوست ميدهيم و اطلاعات را با بحث هاي مفهومي تركيب ميكنيم.

۱- مرور : قرن قبلي شاهد رشد بي سابقه اي درپروژه هاي آبياري درسطحي جهاني بوده است . استفاده از آبياري چاه لوله اي هزينه استفاده كردن ازآب هاي زيرزميني را كاهش داده است و كمك رساني مخزن ها وكانال هاي بزرگ براي رسيدن به ايمني غذا مورد استفاده قرارگرفته است . زمين آبياري شده درسرتاسر جهان از۵۰ ميليون هكتار در۱۹۰۰ به ۲۶۷ ميليون هكتار درامروز افزايش داشته است كه اكثر اين افزايش دركشورهاي درحال توسعه است .درحال

حاضر ۷۵ درصد اززمين زير كشت دركشورهاي درحال توسعه است . آبياري مقدارزمين زيركشت و محصولات زمين كشت فعلي را افزايش داده است. جدول ۱ رشد درمناطق آبياري شده جهاني را دردهه هاي اخير نشان ميدهد. برخي مناطق همچون آسيا به طورزيادي ازآبياري سود كردند . كشورهايي با بزرگترين مناطق درآبياري چين و هند و ايالات متحده هستند كه به طورهمساني شامل نيمي اززمين آبياري شده جهان ميباشند. ديگر مناطق همچون آفريقا زمين زير

كشت كمي دارند. جهان كلي نشان دهنده افزايش زيادي درزمين آبياري شده است كه تقريباً دريك چارچوب زماني ۳ ساله دوبرابر ميشوند. به علاوه جدول يك درصد زمين دروشده قابل كشت آبياري شده را نشان ميدهد. اين درصد به طورمهمي بين مناطق تغيير ميكند. به طورمثال در۱۹۹۵ ، آسيا ۳۲٫۴ درصد اززمين كشت كلي تحت آبياري را دارد درحالي كه درآفريقا آن تنها ۶٫۱ درصد بود . همچنين بعضي ازكشورها چون ايالات متحده وچين سهم زمين قابل كشتشان را

درآبياري داشتند كه نسبتاً بين ۱۹۶۵ و ۱۹۹۵ ثابت باقي ماند درحالي كه درهند اين درصد تقريباً دوبرابر شده است . درحالي كه زمين كمي درآبياري دربرخي مناطق جهان همچون آفريقا وجود دارد ، دربعضي ازموارد مقدارمهمي زمين آبياري شده بالقوه وجود دارد. جدول ۲ عامل بالقوه رابراي زمين آبياري شده درآفريقا و آسيا و آمريكاي جنوبي نشان ميدهد. يك مورد جالب براي مشاهده اين است كه نسبت واقعي به عامل بالقوه زمين آبياري شده درآسيا بيشتراز آفريقا و آمريكاي جنوبي است. يك نتيجه گيري كه ما ميتوانيم ازاين جدول بكنيم اين است كه توسعه آينده وسعت زمين به جريب آبياري شده درآسيا محدود است ،‌ اما

عامل بالقوه مهمي درديگر مناطق درحال توسعه جهان وجود دارد. هرچند توزيع عامل بالقوه زمين آبياري شده يك مقدار تغيير قابل ملاحظه دارد. اين تغيير درآفريقا و پيامدهايش براي توسعه و ايمني غذايي به طورجزئي تر درrosegrant و perez بحث شده است . يك نگراني مهم براي آينده منبع محدود آب شيرين

است . سالهاي اخير شاهد كاهش درتعداد پروژه هاي آبرساني ايجاد شده درجهان به علت نگراني هاي محيطي وهزينه اي بوده است .اكثر مناطقي كه محل هاي خوبي براي پروژه هاي آبرياني هستند قبلاً توسعه يافته بودند وبيشتردرمورد اثرات منفي محيطي ساخت سدهاي بزرگ و سيستم هاي آبياري بد مديريت شده شناخته شده است . شواهد اين تغيير ميتواند درپروژه هاي سرمايه گذاري شده توسط بانك جهاني مشاهده شود. درآنجا تغييري ازتوسعه پروژه هاي

جديد آبياري با افزايش تسهيلات آبياري فعلي وجود داشته است. نمونه اي ازاين نوع پروژه رقابت ذخيره كردن آب درمنطقه درياي آرال است . منابع آبرساني به طور يكنواخت دراطراف جهان توزيع نشده اند و مناطق خشك به داشتن تضادهايي درمورد منابع آبرساني ادامه ميدهند. به علاوه رشدجمعيت دركشورهاي درحال توسعه پيش بيني شده است كه تقاضاي كلي براي غذا را درقرن آينده افزايش ميدهد. آنهايي كه دركشورهاي درحال توسعه هستند محصولات گوشتي بيشتري ميخورند و درنتيجه تقاضارابراي محصولات غله اي به عنوان تغذيه دام افزايش ميدهند. تخميناتي توسط IFPRI نشان ميدهد كه براي برآورده كردن تقاضادر۲۰۲۰ ، توليد جهاني محصولات غله اي بايد ۴۰درصد بيش ازسطوح ۱۹۹۵ افزايش داشته باشد. مديريت بهتر سيستم هاي آبرساني فعلي همراه با استفاده ازفن آوري هاي آبياري موثرتر دردهه هاي آينده ضروري است . ازاينرو اين فصل هم كارايي سيستم هاي آبياري درگذشته را وهم مسير اصلاح سيستم آبرساني را براي آينده معرفي ميكند.

۲- ابعاد چندگانه مديريت آبرساني : كارايي مصرف آب تحت تاثيرتصميماتي درچندين سطح مديريت قرارميگيرد. نمودار زير نشان ميدهد كه چه انتخاباتي درهرسطح ازمديريت صورت گرفته است و چگونه اين سطوح مختلف به هم ارتباط دارند. سئوالات ليست شده به معني ليست كامل و جامعي نيستند اما بعضي ازانتخابات صورت گرفته در هرسطح و انتخاباتي كه بركارايي سيستم كامل آبرساني تاثيرميگذارد به تصوير ميكشد . درانتخاب كردن طرح سيستم بهينه استفاده كردن ازروش القايي پسرو و پايه ريزي كردن طرح سيستم براساس واكنشهاي پيش بيني شده درسطوح منطقه وزراعي مهم است .
نمودار ص ۹ :

نمودار ۱- سطوح چندگانه مديريت سيستم آبرساني :
۱- مديريت آبرساني درسطح زراعي : انتخابها : ۱- تخصيص زمين – چند جريب براي هرمحصول اختصاص داده شده است ؟۲- آبياري : آيا بايد محصولات آبياري شوند يا خير ؟ ۳- چه نوع سيستم آبرساني ( سنتي يامدرن ) بايد مورد استفاده قراربگيرد ؟
واگذاري منطقه اي : انتخاب ها : ۱- آب چگونه بايد بين ناحيه ها اختصاص داده شود ؟ ۲- چه مقدار درزمينه نگه داري ساختار انتقال سرمايه گذاري ميشود ؟‌۳- چگونه آب بايد براي مصرف كنندگان مختلف قيمت گذاري شود ؟

طراحي سيستم : انتخاب ها : ۱- نسبت آب هاي زيرزميني به آب سطح مصرف شده دريك سيستم مصرفي ربط دهنده چه بايد باشد؟ ۲- درمورد يك پروژه آبرساني چه مقداربايد سرمايه گذاري شود ؟ ۳- ظرفيت يك پروژه جديد آبرساني چه بايد باشد؟

۲٫۱ : انتخاب هاي مديريت آب درسطح كوچك : درنهايت كارايي سيستم هاي آبياري توسط انتخاب هاي سطح مزرعه تعيين ميشود. اينها شامل انتخاب هاي تخصيص زمين درميان محصولات تا حدي كه اين محصولات آبياري شوند هستند و شامل مصرف منابع غير آبرساني و نوع فن آوريهاي آبياري ميباشد. اين انتخاب ها به هم وابسته هستند و مدل سازي كامل اين انتخاب ها احتمالاً طاقت فرسا است. ازاينرو ما دراينجا اختصاص زمين درميان فعاليتها را بحث ميكنيم .

مادرابتدا انتخاب بين كشاورزي با تغذيه باراني و آبياري شده را مورد مخاطب قرارميدهيم و ازاينرو به انتخاب يك سيستم آبياري خاص مي پردازيم.
۲٫۱٫۱ : واگذاري زمين به آبياري درسطح مزرعه : تحقيق گسترده اي درمورد انتخاب فن آوري وجود دارد كه درتحليل كردن انتخاب وسعت زمين به جريب تحت آبياري سودمند است . اين تحقيق تاحد زيادي فرض ميكند كه ازخطربيزارهستند و توسط دترس پذيري اعتباري محدود ميشوند. با شواهدي حكايتي اكثر تحقيق فعلي فرض ميكند كه انتخاب آبياري خطر را كاهش ميدهد و محصول را افزايش ميدهد اما به سرمايه گذاري زياد نيازدارد. مدل زير انتخاب كشاورز استفاده كردن از كشاورزي با تغذيه باراني يا گذاشتن زميندرآبياري است كه توسط فدرو جاست و زيبرمن انتخاب شده است . شمول محدوديت اعتباري درمدل دركشورهاي درحال توسعه ارتباط خاصي با كشاورزان دارد.

فرض كنيد كه كشاورزي يك جريب زمين L دارد وميتواند آن را درميان دوفعاليت اختصاص دهد ، كشاورزي آبياري شده و تغذيه شده باراني. سود درجريب تحت هردو مورد به طورعادي توزيع شده است درجايي كه سود ميانگين درجريب تحت آبياري است و واختلاف سود ۰ است . اختلاف ميانگين و سود درجريب تحت زراعت با تغذيه باراني به ترتيب و است . ما L0 را به عنوان وسعت زمين به جريب تحت زراعت با تغذيه باراني و L1=L-L0 را به عنوان وسعت زمين به جريب

آبياري شده مشخص ميكنيم. آبياري هزيه ثابت دلارهاي K وهزينه درهرجريب دلارهاي m دارد و كشاورز يك محدوديت اعتباري دلارهاي N را دارد.با تعريف كردن به عنوان مقياسي از بيزاري ازخطر ، ما فرض ميكنيم كه كشاورز بيزاري ازخطر مطلق ثابت رادارد وازاينرو تابع هدفش با احتلاف و ميانگين سود خطي است . درصورتي كه آبياري انتخاب شده باشد اما محدوديتهاي اعتباري لازم باشد، وسعت زمين به جريب درآبياري معادله است . درصورتي كه اعتبار تحميلي نباشد و سود خالص پيش بيني شده درهرجريب تحت آبياري بيش از زراعت با تغديه باراني باشد تمام زمين آبياري خواهد شد. با يكي كردن اين حالت فوق وسعت زمين به جريب بهينه درآبياري معادله زيراست.

ازاينروآبياري با افزايش سود حاصل ازآبياري افزايش خواهد يافت و تاثيركاهش خطر آبياري بيشتراست وهزينه هاي آبياري كوچكتراست واعتبار محدوديت كمتري دارد. ماازاين نتيجه ميوانيم به اين نتيجه گيري برسيم كه كاهش دادن سرمايه گذاري آبياري سرمايه گذاري شده احتمالاً وسعت زمين به جريب درآبياري را افزايش ميدهد و خصوصاً ازآنجائيكه افزايش محصول و كاهش خطر آبياري افزايش مي يابد.

۲٫۱٫۲ : بخش قبلي فرض كرد كه يك كشاورز انتخابي براي رشد دادن محصولات درمورد زمين تغذيه شده باراني داششت. دربسياري ازمكانها ، بارندگي براي رشد هرمحصول كافي نيست. دراين موارد يك كشاورز نميتواند آبياري را انتخاب كند و او بايد نوع فن آوري آبياري به كارگرفته شده را انتخاب كند. روشهاي سنتي آبياري چون آبياري كردن ياكانال زدن ازجاذبه براي پراكنده كردن آب بالاي يك زمين استفاده ميكنند. اين روشها هزينه هاي پايين انتخاب دارند اما همچنين نسبتاً با مصرف آب كافي نيستند . فن آوري هاي مدرن همچون آب پاش كوچك يا آبياري قطره اي هزينه هاي انتخاب بالاتردارند اما آب را مستقيماً به محصول تحويل ميدهند و نسبت به فن آوري هاي سنتي آب را دريك حالت دقيق تر به كارميگيرند.

براي بحث كردن كارايي با انواع مختلف فن آوري آبياري ، ما ازمفاهيم آب موثر و آب كاربردي استفاده خواهيم كرد. آب كاربردي مقداركلي آبي است كه توسط كشاورز درزمين استفاده شده است درحالي كه آب موثر مقدارآبي است كه درواقع توسط محصول استفاده ميشود. اختلاف بين اين دو به علت تبخير وروان آب است و كارايي آبياري نسبت آب موثر به آب كاربردي است.علاوه بر فن آوري آبياري ويژگيهاي كيفيت زمين چون شيب زمين وظرفيت نگه داري آب خاك بركارايي آبياري تاثير ميگذارد. بررسي هاي نظري و تجربي نشان داده است كه افزايشي درقيمت آب به طوريقين با انتخاب فن آوري دقيق آبياري ارتباط دارد. برطبق نظريه caswell و zilberman ، تحت شرايط محتمل ، فن آوري هاي مدرن آبياري محصولات راافزايش ميدهد و نيز آب را دراكثر موارد ذخيره ميكند اما سودهايحاصل ازاين فن آوري با بهترشدن كيفيت زمين كاهش مي يابد. اين نتيجه ضد شهودي است زيرا احتلافات درظرفيت نگه داري آب منجربه اختلافاتي درقيمت موثر آب ميشود درجايي كه قيمت موثر تحت آبياري سنتي با بهترشدن كيفيت زمين كاهش مي يابد. ازاينرو افزايش هاي نسبي تغيير به آبياري دقيق با زمين با كيفيت بيشتر كمتراست . به جزمواردي كه كيفيت اوليه زمين خيلي پايين است ، يك افزايش درقابليت توليد با ذخيره كردن آب ارتباط خواهد داشت.انتخاب زماني رخ

ميدهد كه محصول و تاثير ذخيره كردن قيمت آبياري دقيق بيشترازهزينه ثابت فن آوري هستند ، ما ازاينرو پيش بيني ميكنيم كه فن آوري مدرن درابتدا درمحل هايي با كيفيت پايين زمين همچون تپه هاي سراشيبي و خاك ماسه اي انتخاب شده است. جزئيات اين مدل درضميمه ۱ ارائه شده است . نتيجه ضدشهودي ديگر تحليل اين است كه دسترس بودن فن آوري آبياري موثر ميتواند درواقع منجربه افزايش خالص درمصرف آب منطقه اي خاص شود. به اين علت است كه دو

نوع تاثير حاصل ازدسترس پذيربودن آبياري موثر وجود دارد آنهايي كه درتفاوت فشرده و آنهايي كه درتفاوت سطحي هستند. درتفاوت فشرده كشاورزاني كه فن آوري آبياري موثر را انتخاب ميكنند احتمالاً مصرف كلي آب را كم ميكنند. هرچند درآنجا همچنين ميتواند تغييري در تفاوت سطحي وجودداشته باشد. آنهايي كه كيفيت پايين زمين دارند غالباً متوجه ميشوند كه استفاده كردن ازروشهاي آبياري سنتي براي زراعت سودآورنيست ازآنجائيكه قيمت موثر آب زماني بالا است

كه كارايي آبياري پايين باشد. هرچند فن آوري مدرن آبياري كارايي مصرف آب را افزايش ميدهد وقيمت آب موثر را كاهش ميدهد. اين ميتواند كشاورزي كردن درزمين را سودآوربكند كه تحت آبياري ريزشي غير مزروع بودند. اما تغييرات شديد و سطحي مصرف آب بايد با تغييري درقيمت آب يا دسترس بودن فن آوري ارزيابي شود. افزايش دركارايي مصرف آب آب استفاده نشده را كاهش ميدهد وازاينرو با مسائل آبياري قطره اي جمع كردن ذخاير آب واشباع شدن با آب ازبين

ميرود. Caswell و lichtenbergو zilberman نشان دادند كه زماني درمورد زهكشي جريمه اي تعيين ميشود ، انتخاب آبياري با آبپاش و قطره اي احتمالاً شتاب پيدا ميكند. اين فن آوري ها قابليت توليدرا افزايش و پي آمدهاي خارجي منفي را كاهش ميدهندو انتخابشان با اصلاح كردن قيمت گذاري آب و معرفي حق الزحمه هاي زهكشي آسان ميشود. فراهم كردن انگيزش هاي صحيح براي كشاورزان براي انتخاب كردن آبياري موثر ميتواند تاثيراتي نمايشي برروي مصرف آب داشته باشد. تغيير دادن ازآبياري كانالي يا آب پاشي به سيستم هاي قطره اي كاربردهاي آب را تا ۳۳٫۵ درصد كاهش ميدهد. استفاده جهاني ازآبياري قطره اي

۲۸ برابر سطح نيمه دهه ۱۹۷۰ است اما هنوز كمتراز۱درصداز منطقه آبياري شده جهان را تخمين ميزنند. بهترشدن كارايي مصرف آب به كشاورزي محدود نميشود و مصرف كنندگان آب صنعتي و مسكوني همچنين ميتوانند كارايي مصرف آب راافزايش دهند. با تكنيكهاي موجود امروز ، كشاورزان ميتوانستند تقاضاهاي آبرسانيشان را تا ۱۰تا ۵۰ درصد و صنعت ها را تا ۴۰ تا ۹۰ درصد و شهرها را تا يك سوم بدون فداكاري كردن توليد اقتصادي يا كيفيت زندگي كاهش دهند.

۲٫۱٫۳ : بهره وري آب :
يك عامل مهم درتعيين كردن واكنش كساورزان به تغييري درقيمت آب شكل تابع مرتبط كننده محصول توليد شده با منابع آبرساني است . به دنبال نظريه caswell و zilberman ما به عنوان تابعي ازآب موثر درجايي كه آب موثر كميت استفاده شده توسط كارخانه است توليد درهرجريب را تعيين ميكنيم . اين معادل با محصول پارامتر كارايي مصرف آب وآب كاربردي است . بعضي از تحقيقات اوليه درمورد بهره وري آب توسط hexem و heady انجام شده است كه ازآزمايشات

زمينه اي درايالات متحده آمريكا براي تخمين زدن محصول به عنوان تابعي از منابع من جمله آب و كود استفاده ميكند. يك تابع توليدي عموماً استفاده شده در تحقيق اقتصادي يك تابع توليدي cobb-diuglas با شكل است، با يك نيازمندي كه است . ماداميكه بعضي ازتحقيقات نشان داده اند كه اين معرفي به طورمنطقي درسطحي كلي دقيق است ، شواهد اقتصاد سنجي نشان داده است كه اين يك معرفي ضعيف ازواكنش محصول آب دريك سطح كوچك تراست . شواهدي وجود

دارد كه يك تابع نمايي درجايي كه a,b,c>0 باشند يك ارائه بهتري ازبهره وري آب است. اين شكل كاركردي ويژگي دارد كه بالاي بعضي از سطوح استفاده از منبع ، محصولات شروع به كاهش ميكنند. با يك شوك هوايي زياد چون آبياري يك نفر ميتواند به آساني مشاهده كند كه چگونه زميني از محصولات با شستشو پاك ميشود وسودهايآن آب اضافي منفي هستند. ديگر تابع عموماً استفاده شده von lieberg است كه فرض ميكندآب برگشت هاي ثابتي را درزير بعضي ازسطوح آستانه نشان ميدهد. و يك برگشت صفر بالاي آن آستانه است. اين شكلي چون ميگيرد. تحقيق فعلي مشخص ميكند كه واضح نيست كه مدام ازاين شكل هاي كاركردي دقيق ترين است وتحقيق بيشتر بايد درمورد موضوع انجام شود.
علاوه بر تحقيق نظري انجام شده درمورد شكل كاركردي بهره وري آب ، تحقيق تجربي براي تخيمين زدن برگشت هاي آب درچندين محل انجام شده است . يكبررسي درمورد حوزه رودخانه مشخص ميكند كه برگشت ميانگين آب درمنطقه ۰٫۱۱/m3 دلاراست . هرچند اين مقدار به طور مهمي درسرتاسر منطقه تغيير ميكند و مصرف آب درمناطق غير شور ۵ مرتبه بيشتراز مناطق شورااست .درآنجا همچنين درمورد رابطه بين گوناگوني هاي محصول زياد وبهره وري آب تحقيق صورت گرفته است . ازآنجائيكه HYV محصول نهايي آب را افزايش داده است آنها همچنين سرمايه گذاري را درآبياري تحريك ميكنند.
۲٫۱٫۴ : وجود فن آوري هاي موثر آبياري كم سرمايه :

فن آوري هاي موثر آبياري ضرورتاً هزينه سرمايه اي زياد را انتخاب را دربرنميگيرد. نمونه هايي از مناطق بي آب وجود دارد كه ابتكار كشاورزان را درتواناييشان براي سازگاري با منابع آبي محدود نشان ميدهد. يك نمونه هم سطح كردن زمين مزرعه است . تراس بندي كشتزار براي هزاران سال به عنوان روش افزايش كارايي آب كاربردي استفاده شده است . يك سطح مسطح منجر به بده كمتري ميشود و كارايي مصرف آب كارخانه را افزايش داد. روش ديگر استفاده شده

قراردادن گلدان هاي هاي گلي زير سطح زمين نزديك ريشه هاي محصولات درخت است . رس منفذ دار باعث ميشود كه آب به كندي از گلدان چكه كند و منبع آب ثابتي رابراي درخت فراهم ميكند. يك نمونه ديگر درمورد فن آوري آبياري كم هزينه استفاده از مخزن هاي روستايي درهندوستان است. به طورسنتي ،

دهكده ها درهندوستان آب باران را درمخازن جمع آوري كردند كه هردهكده سيستمي دارد كه مشخص ميكند چگونه آب درميان مصرف كنندگان تقسيم ميشود و چه كسي مسئول نگهداري سيستم است . همچنين يك سيستم كم سرمايه ازآبياري قطره اي وجود توسعه يافته بود كه دربخهشايي ازهندوستان استفاده شده است . اين سيستم ازحفره هاي ساده اي به جاي منتشركننده ها و يك صافي پارچه اي استفاده ميكند. عليرغم نيازداشتن به يك سرمايه گذاري خيلي كمتر درسرمايه نسبت به اكثر سيستم هاي آبياري قطره اي ، آن به طورقابل ملاحظه اي درمصرف آب موثراست . استفاده از آبياري قطره اي مخزني روشي كه آب ازطريق لوله هاي چكه اي ازيك سطل آويزان تحويل داده ميشود و ميتواند مصرف آب را به زيادي ۵۰درصد كاهش دهد.

۲٫۲ : واگذاري آب منطقه اي :
دريك سطح منطقه اي بسياري ازجنبه هاي مديريت آب وجوددارد كه بايد براي بهتركردن كارايي كلي سيستم آبرساني مورد مخاطب قراربگيرد. مادراين بخش انتخابات اوليه صورت گرفته درمورد يك سيستم من جمله محل و وسعت پروژه آبرساني و نيز اهميت سرمايه گذاري پروژه را مورد بحث قرار ميدهيم . ما ازاينرو به بحث درمورد انتخاب هاي مهم مديريت سيستم هاي فعلي همچون ، معامله آب و قيمت گذاري آب ميپردازيم .

۲٫۲٫۱ : اقتصاد هاي اصلي پروژه هاي بزرگتر ازاندازه آبرساني : درتصميمي براي ساخت يك پروژه جديد آبرساني ، سودهايپروژه بايد با هزينه ها مقايسه شود. پروژه هاي بزرگ آبرساني درايالات متحده غربي بعضي از اولين پروژه هاي سرمايه گذاري شده دولتي بودند كه قبل از تاييد پروژه نياز به تمكيل شدن تحليل هرينه –سود داشتند. پروژه هاي آبرساني سرمايه گذاري شده توسط نمايندگيهاي بين المليي همچون بانك جهاني همچنين نيازبه چنين بررسي هايي قبل ازتصويب دارد. علاوه بر تصميم گيري درمورد محل ، انتخاب اندازه يك سد و سيستم انتقال بايد صورت بگيرد. نظريه اقتصادي دركهايي درمورد انتخاب اندازه بهينه

سد دارد. ماداميكه سدها ازطريق منبع آب آبياري شده و قوه محركه مولد برق و حفاظت ازسيل سودهايبسياري را فراهم ميكنند ، هزينه هاي كامل ساخت غالباً در تصميم گيري براي ساختن يك سد و درانتخاب وسعت يك پروژه آبرساني درنظر گرفته نميشود. پي آمدهاي خارجي مرتبط با ساخت غالباً كاملاً مد نظر

قرارنميگيرند و هزينه ملاحظه شده نهايي توسعه را كاهش ميدهند. همچنين آن غالباً موردي است كه هزينه هاي توسعه توسط دولت ها يا نمايندگيهاي بين المللي كم ميشود. دراين موارد ، هزينه هاي درك شده توسعه آبرساني زير هزينه هاي خصوصي واقعي هستند. يك مدل ساده ثابت نيروهايي را مجسم ميكند كه منجربه سرمايه گذاري زياد درپروژه هايي چون سدها ميشود. فرضص كنيد كه w مشخص كننده گنجايش سد است . سود نهايي بازار براي منطقه احاطه

كننده ساختن سد و افزايش منبع آبرساني درمنحني MB نشان داده شده اند. هزينه هاي ساختن يك سد ميتواند به دو مقوله تقسيم بندي شود- هزينه هاي ساخت وسرمايه اي مستقيم و هزينه هاي خارجي . هزينه مستقيم نهايي ساختن سدتوسط منحني MPC نشان داده شده است وهزينه اجتماعي نهايي توسط منحني MSC نشان داده شده است. اختلاف بين اين دو منحني پي آمدهاي خارجي مرتبط با ساخت سد را تخمين ميزنند. اين پي آمدهاي خارجي

شامل هزينه هاي محيطي چون تخريب زيستگاه طبيعي و فروسايش خاكوديگر هزينه هايي چون بي رفاهي جمعيت هاي پناهنده ميباشد . هم اكنون تصوركنيد كه ساخت كاهش يافته است . به علت كمك هاي مالي هزينه اي كه غالباً توسعه دهندگان با آن روبه رو ميشوند غالباً زير هزينه هاي خصوصي كامل است كه هزينه درك شده توسعه آب را به جا ميگذارد كه توسط منحني MC نشان داده شده است .

مهمترين نتيجه اين نمودار اين است كه درمواردي كه هزينه ها سوبسيد ميشود و پيامدهاي خارجي درنظرگرفته نميشوند ، گنجايش سد بيش ازحدزياد خواهدبود و هزينه نهايي آب توليد شده خيلي پايين خواهد بود. اگرهزينه اجتماعي كامل ساخت سد درنظرگرفته شود ، گنجايش بهينه سد W خواهد بود و سود نهايي P خواهد بود. درنظرگرفتن رابطه بين گنجايش مخزن وديگر مولفه هاي تحويل آب همچنين مهم است . سودهايتوسعه آب تابعي ازسه فعاليت واگذاري و مديريت و ظرفيت مخزن هستند. تا حدودي ، اين سه فعاليت ميتوانند جانشين هايي براي يكديگر درنظرگرفته شوند. زماني كه كمك هاي مالي

منجربه هزينه نسبي پايين ظرفيت مخزن ميشود ، درظرفيت مخزن سرمايه گذاري بيش ازحد و درواگذاري و مديريت و سيستم هاي آبياري سرمايه گذاري كمي وجود دارد. ماداميكه واضح است كه آبياري و توسعه آب سودهايمتعددي را فراهم كرده اند ، حذف هزينه هاي واقعي منجربه ساخت سدهاي بزرگي ميشود كه غالباً درمحل هايي نامناسب براي توسعه پروژه آبرساني به علت چشم اندازها واكوسيستم هاي ضعيف هستند.

۲٫۲٫۲ : مديريت سيستم هاي واگذاري : ساخت سيستم هاي واگذاري آب عنصر مهمي باكارايي كلي سيستم است ازآنجائيكه مديريت بهتر سيستم هاي انتقالي نيازبه پروژه هاي جديد لابرساني را كاهش ميدهند. بسياري ازسيستم هاي كانالي درزماني ساخته شدند كه هزينه هاي ساخت يك سيستم موثر توزيع بيشترازهزينه هاي اضافي بودند. روشهاي مختلف براي بهتركردن تقسيم آب وجود دارد. به طورمثال خط كشي كانال ها روشي است كه ميتواند مقدار آب ازدست رفته درطول انتقال را محدود كند. مسئله ديگر نگه داري نادرست سيستم هاي فعلي كانالي است و به مرورزمان بدتر شدن وجود دارد كه منجربه مقدارهاي افزايش يافته آب ازدست رفته ميشود. مديريت ضعيف سيستم هاي آبياري منجربه اتلاف هاي انتقالي تا بيش از ۵۰ درصد ميشود. عدم كارايي همچنين ازآب ازدسته رفته با تبخير دركانال ها و مخزن ها حاصل ميشود. اين مسائل يك اثر نامتناسب برروي مصرف كنندگان پايين رو دريك سيستم آبرساني دارد كه مسائل سرمايه اي را درميان مصرف كنندگان مختلف آب ايجاد ميكند. نگه داري يك سيستم كانالي دريك محل سودهايي براي مصرف كنندگان محلي دارد . هرچند آن سودهايي براي تمام مصرف كنندگان پاين رود سيستم آبرساني دارد. به اين علت ، نگه داري كانال يك پيامد خارجي مثبتي را فراهم ميكند ازآنجائيكه سوداجتماعي نگه داري كانال بيشتراز سود خصوصي براي هرمصرف كننده آب است . اگراين پيامدهاي خارجي مثبت درنظرگرفته نشوند ، درآنجا درنگهداري كانال سرمايه گذاري كمي وجود خواهد داشت و منجربه يك سيستم انتقال آبرساني ناكارا ميشود. chakravotry, hochman,zilberman نشان ميدهند كه بدون اقدامي اشتراكي ( كه منجربه سرمايه گذاري و انتقال بهينه ميشود) ، سيستم هاي كانالي با يك كاربرد بيش ازحد آب نزديك به منبع و كاربرد

كمتر كوتاه تر ازبهينه خواهد بود. انتقال به انتقال بهينه كانال ها و توليد را توسعه ميدهد و درواقع نرخ اجاره اي زمين هاي بالاي رودخانه را كاهش ميدهند اگرچه اجاره كلي احتمالاً افزايش مي يابد. همانطور كه توسط easter بحث شد ، درسالهاي اخير ازتوسعه پروژه هاي جديد آبرساني تا مديريت بهتر پروژه هاي فعلي تغييري وجود داشته است . اين منجربه يك اعتماد افزايش يافته به شركت هاي مصرف كننده آب ميشود. يك WUA گروهي از كشاورزاني هستند كه به

طوراشتراكي منبع آب موجود تركيبشان را مديريت و تقسيم ميكنند. تغييري با مديريت منابع آبرساني توسط مصرف كنندگان آب به عنوان ابزاري براي بهتركردن سيستم هاي انتقال و بهبود هزينه وكارايي مصرف آب ترويج داده ميشوند. درمحل هاي مختلف WUA پهلو به پهلو باسيستم هاي آبياري عموماً جاري براي بسياري ازسالها وجود داشته است. شواهد حاكي ازاين است كه محصولات بيشتر وساختارهاي انتقال بهتر و نگه داري افزايش يافته و كارايي بيشتر و منبع

معتبرتر با WUA درارتباط هستند. يك مسئله مهم براي اقتصاد دانان با تاثير بخشي راهبردهاي مختلف مديريتي براي منبعي عمومي ، سيستم آبياري ارتباط دارد. دريك بررسي سيستم هاي آبياري مديريت شده كشاورز مكزيكي ، دايتون و جانسون انگيزه هايي رابراي يك فرد براي فراهم كردن كارنگه داري اشتراكي تحت قوانين مختلف توزيعي WUA مورد تحقيق قرارميدهند. او متوجه ميشود كه به علت هزينه هاي گسترده بيشتر سيستم ، يك سيستمي كه شرايط كار

وتخصيص آب به طورمتناسبي تقسيم شده اند ممكن نيست بهينه باشد. يك سيستم بهتر يكي از شرايط برابر كار و واگذاري آب است كه بين اعضاء معمامله احتمالي است . او همچنين متوجه ميشود كه نابرابري اقتصادي درميان مصرف كنندگان آب با يك قانون تقسيم مناسب ارتباط دارد و شواهدي كه مالكان ثروتمندتر ميتوانند براي سهم بيشتري ازمنبع آبرساني كلي تلاش كنند. كشوري كه درحالحاضر ازwua براي مديريت كردن سيستم هاي آبياري استفاده ميكند ماداگاسكاراست . يك آيين نامه تصويب شده در۱۹۹۰ مستلزم اين است كه مصرف كنندگان آب هزينه هاي زيربناي آبياري را بپردازند و نتيجه جبران هزينه ميانگين ۸۰ تا ۹۰درصدي به خوبي بالاي اكثركشورهاي درحال توسعه بوده است