آشنایی با رشته میکروب شناسی ( میکروبیولوژی )

وقتی که از پشت میکروسکوپ به یک قطره آب، یک بگ درخت و یک مشت خاک می نگری دنیای عجیب و خارق العاده میکروارگانیسم ها در مقابل دیدگانت گشوده می شود. دنیای موجودات حیرت انگیز که توانایی آنها در هیچ موجود دیگری حتی انسان به چشم نمی خورد.

به راستی چه موجودی می تواند در قدرت رشد با باکتری برابری کند؟ باکتری که شاید یک میلیونیم گرم (میکروگرم) نیز وزن نداشته باشد اما اگر شرایط محیط برای تکثیر تصاعدی آن مناسب باشد، در عرض ۷۲ ساعت انبوه باکتریهای تولید شده وزنی سه هزار برابر وزن کره زمین خواهند داشت و این تنها یکی از جلوه های دنیای شگفت انگیز میکروارگانیسم ها است، دنیایی که در رشته میکروبیولوژی (میکروب شناسی) مورد بررسی قرار می گیرد.
اما میکروارگانیسمها که اساس و پایه علم میکروبیولوژی را تشکیل می دهند، چه هستند؟

محمدعلی آموزگار دانشجوی دوره دکترای میکروبیولوژی دانشگاه تهران در این باره می گوید: میکروارگانیسمها موجودات ریز ذره بینی مانند: باکتریها، ویروسها، قارچهای میکروسکوپی و پرتوزوئرها هستند که با چشم غیر مسلح دیده نمی شوند.

وی همچنین در مورد جایگاه میکروارگانیسمها در رشته میکروبیولوژی می گوید: علم میکروبیولوژی که گرایشی از علم زیست شناسی است به بررسی و مطالعه میکروارگانیسم ها می پردازد در این علم ارتباط میکروارگانیسم ها با خودشان و همچنین با موجودات عالی تر مانند انسان، حیوانات و گیاهان مورد بررسی قرار می گیرد.

گفتنی است که علم میکروبیولوژی گرایشهای مختلفی دارد که عبارتند از:
الف) گرایش پزشکی: در این گرایش میکروبهایی که برای انسان بیماری زا هستند و چگونگی فغالیت آنها بررسی می شود. البته این گرایش قسمت کوجکی از علم میکروبیولوژی را برای خود اختصاص می دهد چرا که از میان میکروبهای شناخته شده فقط حدود ۱۷۰ نوع میکروب، بیماری زا هستند و بقی

ه میکروبها تا کنون شناخته شده اند، میکروبهای مفید می باشند.
ب) میکروبیولوژی غذایی: بسیاری از مواد غذایی مثل ماست یا پنیر به یاری میکروبها تولید می شوند.
ج) میکروبیولوژی صنعتی: در این گرایش از میکروبیولوژی از میکروبهای مفید برای تولید مواد صنعتی مانند اسیدها و کمپوست میکروبی ( تهیه کود به یاری مواد زاید و زباله ها) استفاده می شود، همچنین از میکروبها در رفع آلودگی های محیط زیست استفاده می گردد.

دکتر علی اکبر محمدی متخصص میکروبیولوژی و رئیس مؤسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی نیز در معرفی این رشته می گوید: رسته میکروبیولوی که با میکروارگانیسمها یعنی موجودات ریز ذره بینی سر و کار دارد، دو جنبه مهم دارد، یکی مبارزه با میکروارگانیسم های خطرناک و بیماری زا که حیاط انسانها، حیوانات و گیاهان را به خطر می اندازند و میکروبیولوژیست با شناسایی روش و مسیر ایجاد بیماریها می تواند این مسیر را متوقف کرده و از چرخه و سیر بیماری جلوگیری کند و جنبه دیگر استفاده بهینه و مناسب از میکروارگانیسم ها برای تولید مواد غذایی و تبدیل بهینه صنایع غذایی مثل تهیه پنیر، ماست و یا حتی نان و همچنین تولید داروهای پزشکی و دامپزشکی می باشد.

در واقع علم میکروبیولوژی در مورد چگونگی استفاده بهینه از میکروارگانیسم ها و جلوگیری از ضررها و زیانهایی که میکروارگانیسم ها می توانند به حیات انسانها، دامها و نباتات وارد کنند، بحث می کند.

میکروبیولوژی یا زیست شناسی سلولی مولکولی
گاه می شنویم که از رشته میکروبیولوژی با عنوان زیست شناسی سلولی مولکولی یاد می شود برای مثال در بعضی از قسمتهای دفترچه های آزمون سراسری سازمان سنجش آموزش کشور از این رشته با عنوان زیست شناسی سلولی مولکولی یاد شده است و به همین دلیل تعدادی از داوطلبان آزمون سراسری تصور می کنند که رشته میکروبیولوژی همان رشته علوم سلولی مولکولی است و در نتیجه هنگام انتخاب رشته با مشکلاتی روبرو می شوند.
دکتر محمدی درباره تفاوت بین این دو رشته می گوید: در حقیقت علم میکروبیولوژی مادر علوم سلولی مولکولی است چون زمانی که راجع به فیزیولوژی سلول ( به اصطلاح چگونگی کار کردن و سوخت و ساز بدن سلول)

صحبت می شود، در واقع ساختار سلول به عنوان یک میکروارگانیسم مورد بررسی قرار می گیرد، اما این باعث نمی شود که دو رشته فوق را یکی بدانیم چون علوم سلولی مولکولی از حیطه فعالیتهای بیرونی میکروب خارج شده و وارد فعالیتهای درونی آن می شود، در حالیکه در علم میکروبیولوژی تأثیرات بیرونی میکروارگانیسم ها مطالعه می شود برای مثال شما در علم میکروبیولوژی نگاه می کنید که میکروارگانیسم مورد نظر شما چه نوع بیماری ایجاد کرده و از روی آثار بیماری حدس می زنید میکروارگانیسمی را که بررسی می کنید چه نوع میکروبی است .

دکتر محمدی همچنین در مورد نام رشته میکروبیولوژی می گوید: با توجه به اینکه امروزه علوم بسیار ریز، جزئی و تخصصی شده است، بهتر است که دو علم میکروبیولوژی و علوم سلولی و ملکولی در کنار یکدیگر و با نام تخصصی به علم زیست شناسی خدمت بکنند نه اینکه یک علم، دیگری را احاطه بکند. مثلا اگر بخواهیم میکروبیولوژی را زیر مجموعه ای از علوم سلولی و مولکولی بدانیم، اشتباه است چون بعضی از اوقات علوم سلولی و مولکولی کاری به میکروارگانیسم ها ندارد و در مورد سلولهای یوکاریوتی یا سلولهای انسانی صحبت می کند .
فلورا فروزش

از زمان رابرت كخ و لويى پاستور تاكنون باسيلوس آنتراسيس در صدر مطالعات باكترى هاى بيمارى زا قرار داشته است. عامل مولد سياه زخم در پاييز سال ۲۰۰۱ ميلادى مجدداً شيوع يافت، به طورى كه منجر به مرگ ۵ تن شد. همين موضوع اهميت باكترى باسيلوس را در بيوتروريسم مورد تاييد قرار داد. بيمارى زايى باكترى ناشى از وجود دو پلاسميد بيمارى زا است، يكى از آنها (pxol) سم سه قسمتى را رمز مى كند كه شامل فاكتور كشنده (LF)، آنتى ژن حمايتى (PA) يا فاكتور ادم (EF) و آنتى ژن حمايت (PA) مى شود. در مجموع اين سم ها (PA/PA,LF/EF) اعمال زيستى متعدد را در ميزبان مورد هدف قرار مى دهد، به طورى كه منجر به سركوب پاسخ هاى ايمنى و در نهايت مرگ ميزبان در اثر اختلال در سيستم هاى مختلف مى شود. از طرف ديگر، پلى ساكاريد كپسول

(CPS) باعث محافظت باكترى در برابر پاسخ هاى ايمنى ميزبان شده و ژن هاى رمزكننده اين كپسول به وسيله پلاسميد pxo2 حمل مى شود. هدف مطالعات در حال انجام، شناسايى مكانيسم هاى مولكولى است كه مسبب بيمارى و توانايى بالقوه خنثى كردن آنها يا توليد واكسنى است كه توانايى محافظت در برابر باكترى را داشته باشد. مطالعه مقايسه اى ژنوم مى تواند منشاء نمونه هاى جداشده را كه سبب بيمارى مى شوند شناسايى كرده و نيز باعث پى بردن به

تكامل عامل بيمارى زا شود. براى اولين بار در سال ۲۰۰۳ تعيين توالى ژنوم باسيلوس آنتروسيس در بانك اطلاعات TIGR صورت گرفت. اين تعيين توالى مربوط به گونه غيربيمارى زا Ames بود كه فاقد دو پلاسميد غيربيمارى زا است. در قدم بعد TIGR ژنوم نژادى كاملاً بيمارى زا كه حاوى هر دو پلاسميد است را تعيين توالى كرد و نوع نژاد باسيلوس آنتراسيس را مورد بررسى قرار داد. همچنين تعداد ديگرى از نژادهاى باسيلوس آنتراسيس تعيين توالى شد. به تازگى آرشيو جمع آورى شده اى در NCBI ايجاد شده است كه مجموعه اطلاعات را به هم مرتبط مى سازد و تعيين توالى نهايى، اطلاعات جامعى را از كنار هم قرار دادن ژنوم فراهم

مى كند. اولين اطلاعات قرار گرفته در آرشيو مربوط به يكسرى از خويشان نزديك باسيلوس آنتراسيس است. اخيراً يافته نهايى چشمگيرى با توجه به باكترى خويشاوند يعنى باسيلوس سرئوس منتشر شده است. اگرچه باسيلوس سرئوس سبب بيمارى با شدت بسيار كمترى نسبت به باسيلوس آنتراسيس است و اين تفاوت عمدتاً به وجود دو پلاسميد سمى در باسيلوس آنتراسيس نسبت داده مى شود، اما با بررسى هاى صورت گرفته، باسيلوس آنتراسيس عضوى ا

ز همان كلاستر فيلوژنى باسيلوس سرئوس است. از آنجايى كه باسيلوس سرئوس عامل ايجاد بيمارى شبيه سياه زخم در فرد بيمار شناخته شد، در نتيجه براى تعيين توالى ژنوم G9241 (سويه جديدى از باسيلوس سرئوس) تعيين توالى WGS مورد قبول واقع گرديد. دو پلاسميد بيمارى زا در باسيلوس سرئوس وجود دارد، يكى تقريباً مشابه pxol است كه حاوى همان ژن هاى سمى است و ديگرى pBc218 است كه آنالوگ پلاسميد pxo2 بود و احتمالاً حاوى كلاستر سنتز كپسول پلى ساكاريد است. اين يافته ها، خويشاوندى نزديك باسيلوس آنتراسيس و باسيلوس سرئوس را اثبات مى كند و همچنين نشان مى دهد كه بيمارى سياه زخم مى تواند توسط سويه ديگرى از باسيلوس آنتراسيس ايجاد شود.
يکشنبه ۱ تير ماه ۱۳۸۲ ۱۴:۵۰

اگر فصلهاي سرد سال يعني پاييز و زمستان را فصل عفونت هاي ويروسي در نظر بگيريم و اگر فصل بهار را فصل بيماري هاي آلرژيک بدانيم ، تابستان ، فصل گرما را بايد فصل مسموميت هاي غذايي بناميم.
هرچقدر هوا روبه گرمي مي رود ، شيوع اسهال و اس

تفراغ هم که شايع ترين علت آنها عفونت هاي گوارشي است ، بيشتر مي شود. گرماي هوا به مواد غذايي اي که در نگهداري درستشان در خانه ها، کارگاه هاي توليد ، انبارها ، فروشگاه ها و رستوران ها و هر کجاي ديگر سهل انگاري مي شود ، رحم نمي کند و محيط دلپذيرتري براي انواع باکتري هايي فراهم مي کند که در مدت زمان کوتاهي مي توانند تکثير شوند و يک ماده غذايي را به فساد بکشانند بدون آن که در ظاهر آن کمترين تغييري ايجاد کرده يا بو و طعم آن را عوض کنند. اگر شما هم يک بار، حتي براي چند ساعت حالت تهوع ناشي از مسموميت غذايي را تجربه کرده و يا مجبور شده باشيد در يک ساعت ۴ يا ۵ بار

به دستشويي برويد، آن وقت حتما شما هم اهميت بيماري ظاهرا ساده اي مثل يک مسموميت غذايي را درک خواهيد کرد. ضمن اين که نبايد فراموش کرد گاهي همين اپيدمي هاي مسموميت غذايي هم مي توانند همراه مرگ ومير باشند. داشتن آماري از تعداد مبتلايان به مسموميت غذايي کار ساده اي نيست.
بسياري از افراد مبتلا به اين بيماري به پزشک يا درمانگاه مراجعه نمي کنند و خوددرماني يا درمان هاي سنتي مثل قندداغ را ترجيح مي دهند و به همين علت تعداد کل بيماران مبتلا به مسموميت غذايي قابل ثبت نيست.

با وجود اين مثلا در کشور انگلستان تخمين زده شده که در سال ۲۰۰۲ ، ۶ميليون مورد تهوع و استفراغ براي مصرف غذايي فاسد داده بوده است.
اين آمار در سال ۲۰۰۰ چيزي حدود ۵ميليون نفر بوده است و يعني در کشوري مثل انگلستان که استانداردهاي بهداشتي قابل قبولي دارد شيوع مسموميت هاي غذايي در سالهاي اخير افزايش يافته است.

با اين اوصاف در کشورهايي مثل کشور ما بايد اوضاع خيلي بدتر باشد. اگرچه برگ برنده ما را هم مقابل مسموميت هاي غذايي نبايد فراموش کرد. در کشوري مثل کشور ما، هنوز بيشتر مردم تمايل دارند از غذاهاي خانگي تازه استفاده کنند و شايد همين مهمترين نکته در پيشگيري از بروز مسموميت هاي غذايي است.
متهمان اصلي پرونده مسموميت غذايي
باکتري هاي متنوعي مي توانند عامل ايجاد مسموميت هاي غذايي باشند. يکي از مهمترين اين باکتري ها و به قولي شايع ترين علت ايجاد مسموميت غذايي ، باکتري اي است موسوم به کامپيلوباکتر. اين باکتري در روده حيواناتي مثل گاو، گوسفند و مرغ مي تواند به طور طبيعي زندگي کند. در آب تصفيه نشده هم مي تواند وجود داشته باشد. کمپيلوباکتر از آن باکتري هايي نيست که در خود ماده غذايي رشد کند و تکثير يابد. در واقع احتياجي هم به اين رشد و تکثير ندارد.

فقط تعداد کمي از اين باکتري مثلا در يک تکه مرغ که خوب پخته نشده باشد مي تواند علايم مسموميت را ايجاد کند. در عين حال ، کامپيلوباکتر ، باکتري نازک نارنجي اي است و اگر گوشت خوب پخته شود ، کلک آن هم کنده مي شود. باکتري ديگري که مي تواند عامل ايجاد مسموميت غذايي باشد، سالمونلاست.
سالمونلا بخصوص در زرده تخم مرغ هاي آلوده ممکن است وجود داشته باشد. گرماي هوا محيط مساعدي براي کشت آن فراهم مي کند. گونه اي از سالمونلا مي تواند باعث بيماري شديدي به نام حصبه شود ، اما معمولا بيشتر سالمونلاها بي آزارتر از اين حرفها هستند. استافيلوکک طلايي هم باکتري ديگري است که مهمترين راه انتقال آن دستهاي آلوده است.

اين باکتري در فاضلاب و حتي گردوغبار وجود دارد و آشپزها ، کارکنان رستوران ها ، اگر بهداشت فردي را رعايت نکنند ، عامل اصلي انتقال اين باکتري به مواد غذايي و از آنجا به دستگاه گوارش مشتريان خود هستند. باکتري ديگري که بخصوص در غذاهايي که خارج از يخچال نگهداري مي شوند و مدت زيادي در دماي اتاق مي مانند رشد مي کند، کلستريديوم پرفرينجنس نام دارد. اگر غذاي مانده خورديد و بعد دچار اسهال و استفراغ شديد، احتمالا همه چيز زير سر همين کلستريديوم است.

باسيلوس سرئوس هم باکتري ديگري است که البته شيوع آن از ديگر متهمان هم رديفش کمتر است.
باسيلوس سرئوس در خاک وجود دارد، بنابراين در غذاهايي مثل برنج ، سبزي ها و سيب زميني يافت مي شود. در آخر بايد از اشريشياکولاي هم نام برد که زيرگروههاي مختلفي دارد.

پادزهر اين سم چيست؟
مسموميت غذايي فقط «گاهي» به معناي واقعي کلمه مسموميت است ، يعني بعضي از باکتري هايي که به آنها اشاره شد از خود يک سم يا آن طور که پزشکان مي گويند يک توکسين آزاد مي کنند که باعث ايجاد التهاب در معده ، روده کوچک و گاهي روده بزرگ مي شود، کرامپ هاي عضلاني (دل پيچه) ايجاد مي کند و باعث استفراغ ، اسهال ، تب و کم آبي بدن مي شود. در عين حال بعضي از باکتري ها هم هستند که خودشان به مخاط روده حمله مي کنند. نکته اي که نبايد فرموش کرد اين است که فاصله زماني ميان ورود غذاي آلوده به بدن تا شروع علايم مسموميت ، واقعا متفاوت است.

گاهي تنها چند ساعت پس از مصرف غذاي آلوده و گاهي چند روز پس از آن ، علايم مسموميت ظاهر مي شوند. ممکن است همين فاصله زماني هم کليدي باشد براي تشخيص اين که کدام باکتري عامل ايجاد مسموميت بوده است.

مثلا کلستريديوم پرفرينجنس معمولا حدود ۳۶ ساعت پس از مصرف غذا علايم ايجاد مي کند اما استانيلوکک ظرف ۲ تا ۶ ساعت خودش را نشان مي دهد ؛ اما گذشته از اين حرفها آنچه در مسموميت غذايي اهميت دارد ، تشخيص درست خود بيماري است و تشخيص نوع باکتري هاي که عامل ايجاد آن است اهميت آنچناني ندارد. علت هم اين است که مسموميت هاي غذايي حتي بدون درمان خودبه خود بهبود مي يابند و فقط در طول مدت بيماري بايد اولا آب و املاح مورد نياز را که بيمار به دليل اسهال و استفراغ از دست مي دهد ، جايگزين و ثانيا علائم ناراحت کننده بيماري را کنترل کرد. در بيشتر موارد تجويز آنتي بيوتيک عليه باکتري عامل ايجاد بيماري نيازي نيست و مي توان اطمينان داشت که سيستم دفاعي بدن از پس آن برمي آيد. فقط اگر ظرف چند روز بيمار بهبود نيابد، آن وقت با توجه به آزمايش مدفوع و کشت باکتريايي آن ، بايد نوع باکتري را تعيين و آنتي بيوتيک مناسب عليه آن را به کار برد. دانستن اين نکته درباره درمان

مسموميت براي پدر و مادرهايي که سراسيمه بچه هاي مبتلا به اسهال و استفراغشان را نزد پزشک مي آورند و انتظار دارند با کيسه ا پر از قرص و شربت و آمپول به خانه برگردند، اهميت دارد. اين طور نيست؟
مسموميت غذايي – استافيلوككي
علائم
بيمار ۱ تا ۶ ساعت بعدازخوردن غذاي آلوده به ED مراجعه مي‌كند همراه با تهوع شديد، استفراغ، و كرامپهاي شكمي كه به سمت اسهال پيش مي‌رود. او بسيار ill؛ رنگ‌پريده، با تعريق، تاكيكارد، اورتوستاتيك بوده و ممكنست از پارستزي يا احساس درحال مردن شاكي باشد. ساير افراديكه همان غذا را خورده‌اند هم ممكنست اين علائم را داشته باشند. بهرحال معاينه فيزيكي باعث اطمينان مي‌شود. تندرنس‌شكمي خفيف هم بطور لوكاليزه وجود دارد كه بعلت كشيدگي اپيگاستريوم يا ماهيچه ركتوس شكم در اثر استفراغ است.
آنچه بايد انجام داد:
• بطور كامل معاينه كرده و تستهاي لازم براي رد انفاركتوس ميوكارد، اولسر پاره‌شده، آنوريسم dissecting، يا هر بيماريي كه بدين صورت تظاهر ميكند را انجام دهيد.
• درضمن، محلول داخل‌وريدي ۰٫۹% NaCl يا رينگرلاكتات تجويز كرده و بيمار را درنظر بگيريد، و علائم‌حياتي و معاينه‌فيزيكي را تكرار كنيد. در بيماران كوچكتر كه داراي ذخيره كليوي و كارديوواسكولار براي هيدريشن سريع هستند، تجويز ۲-۱ ليتر درعرض يكساعت اغلب تمام علائم را بهبود مي‌بخشد.
• درصورتيكه بيمار بهتر شده و قادر به خوردن مايعات است، او را مرخص كرده و از او بخواهيد درعرض چندساعت بعد غذايش را بيشتر كند، با محلول رهيدريشن خوراكي (ORS) مانند زير شروع كند:
o 4/3 قاشق چايخوري نمك
o يك قاشق چايخوري سوداي پخته (جوش‌شيرين)
o يك فنجان مرباي پرتقال (آب ليمو)
o چهار قاشق سوپ‌خوري شكر
o چهار فنجان آب
خوردن و احساس او بايد درعرض ۱ تا ۲ روز بهبود يابد.
• درصورتيكه علائم آهسته‌تر بهبود مي‌يابد، يك ضداستفراغ يا آنتي‌اسپاسموتيك تك‌دوز مانند شياف پروكلرپرازين ۲۵mg يا قرص دي‌سيكلومين ۲۰mg تجويز كنيد.
• اگر هيپوتنشن يا ساير علائم هنوز باقي است و اگر بيمار قادر به رهيدريشن خوراكي نيست، بايد بستري شود.
آنچه نبايد انجام داد:
• فوراً براي قطع تهوع و استفراغ از داروها (مانند Compazine, Tigan) استفاده نكنيد. چون مانع دفع سموم شده و كمكي در رفع عدم‌تعادل آب‌والكتروليتها كه مسئول اصلي بسياري از علائم هستند نميكند.
• بعلت فوق، بسرعت داروهايي (مانند Lomotil, Imodium) براي كرامپ و اسهال تجويز نكنيد.
• در تجويز مايعات وريدي دريغ نكنيد.
• دربيماران واضح تستهاي آزمايشگاهي گران‌قيمت درخواست نكنيد.
• بدون يك هيستوري خوب، فرض را بر مسموميت غذايي نگذاريد.
توضيحات
اكثر علائمي كه همراه با هر نوع گاستروانتريت ديده مي‌شود بنظر مي‌رسد مربوط به عدم تعادل الكتروليتها و دهيدريشن است. كه حتي مي‌توانند درغياب اسهال و استفراغ فراوان، و مقاوم دربرابر رهيدريشن خوراكي قابل‌توجه باشند، چون روده قادر به جذب مواد نبوده، و باعث جمع‌شدن چندين ليتر مايع در لوله‌گوارش مي‌شود. رينگرلاكتات محلول انتخابي براي رهيدريشن وريدي است، تقريباً الكتروليتهاي سرم طبيعي را دارد، و آنرا مي‌توان بسرعت انفوزيون كرد. رينگرلاكتات تقريباً فقدان الكتروليتها ناشي از اسهال را جبران مي‌كند، درحاليكه اگر ناشي‌از استفراغ باشد –چون كلرايد بيشتر دفع شده است- نرمال‌سالين بهتر است.
اكثر موارد مسموميت غذايي در ED ناشي‌از سم استافيلوكك است، كه وقتي غذا گرم نگه‌داشته مي‌شود رشد مي‌كند. سموم شيميايي هم همين علائم را دارند، اما شروع علائم زودتر است. علائم ساير سموم غذايي باكتريال معمولاً بين ۶-۱ ساعت بعداز خوردن شروع مي‌شده، تهوع و استفراغ كمتر و كرامپ و اسهال بيشتر و دورة آن طولاني‌تر است. منبع غذايي آلوده مشخص علت را روشن مي‌كند. حلزون صدف‌دار مطرح‌كنندة ويبريو پاراهموليتيكوس، برنج مطرح‌كنندة باسيلوس سرئوس، گوشت و تخم‌مرغ مطرح‌كنندة استافيلوكك، كامپيلوباكتر، كلستريديوم، سالمونلا، شيگلا، E. Coli انتروپاتيك، يا يرسينيا است.هرگاه فردي دچار اسهال شود، بطور طبيعي مي‌تواند مربوط به آخرين غذاي خورده شده باشد. هوشيار باشيد تشخيص مسموميت غذايي را در بيماران (بويژه آنهايي كه قصد شكايت از متصدي غذا دارند) بدون درگيري ساير افراد يا آزمايش نمونه غذاي مسموم نگذاريد.

http://www.iauk.net/index.php?pageaction=opencmsdetail&cms_id=95&parent_id=228