آناناس

ديد كلي
اين درخت جزو خانواده گياهاني است كه برگهاي نيزه اي و خشك دارند كه روي هم قرار گرفته و يك مجراي باريك( گلدان) را تشكيل مي دهند. اين گياهان روي شاخه هاي بلند مي رويند و از مواد معدني حاصل از مواد آالي مرده گياه كه در مجراي باريك جمع شده است تغذيه مي كنند .

درحقيقت پرورش آناناس به منظور توليد ميوه آن است و بعضي از انها زيباترين گياهان گلداني را تشكيل مي دهند . زادگاه اين گياه برزيل است . برگهاي خاردار و چرم مانند پشت سر هم است بطوري كه در وسط برگها حفره اي بوجود مي آيد كه شاخه گل دهنده از همان محل ظاهر ميگردد. بريا ميوه دادن ۳ تا ۴ سال وقت لازم است و پس از ظهور و رسيدن ميوه آن اندام گيه به تحليل رفته و خشك مي شود و هماهنگ با اين خشك شدن يا جوشها از كنار پايه مادري شروع به ظهور مي نمايند كه منبع اصلي تكثير هستند.

نازهاي آناناس:
نور: اگر چه بهترين نور براي اين گياه نور كامل است لي در نيم سايه هم قابل نگهداري است .
دما:بهترين درجه حرارت براي حفظ رنگها ۱۸-۲۱ درجه سانتيگراد است .

آبياري: اجازه دهيد سطح خاك گلدان در زمان بين دو آبياري خشك شود . در تابستان هفته اي يكبار ودر زمستان هرده روز يكبار آبياري كافي است .
رطوبت: گياه رطوبت دوست است. در تابسان دو بار در هفته و در زمستان يكبار در هفته غبار پاشي نماييد . در روزهاي گرم و خشك تابستان غبارپاشي بيشتري توصيه ميشود .

تغذيه: كوددهي يكبار در هفته در بهار و تابستان بخصوص با ظاهر شدن ميوه توصيه مي گردد .
خاك مناسب: كمپوست (بقاياي مواد گياهي و صنعتي) بهترين محيط براي رشد ريشه اين گياه است.
تعويض گلدان: تعويض گلدان دو بار لازم است . اولين بار ۳ ماه پس از كاشت پاجوش در گلدان و دومين بار يكسال پس از تعويض اول انجام مي گيرد . گلدان را خيلي بزرگ اتخاب نكنيد و توجه نماييد كه خاك بايدكاملا سبك باشد . پوشيدن دستكش لاستيكي در زمان تعويض گلدان به علت تيزبودن تيغهاي كنار برگها لازم است.

تميز نمودن برگها:برگها را با اسفنج خيس پا كنيد توجه نماييد كه مواد برق كننده شيميايي روزنه ها را مسدود مي نمايد .
تكثير: گياه پس از ميوه دادن ، خشك و به جاي آ جوانه هاي تازه اي به نام پاجوش يا پا گياه از كنار بوته ها ظاهر ميگردد . با ظهور پاجوشها و گذشت چند روز از شروع پژمردگي گياه مادري ، گياه را از گلدان خارج و به آرامي پاجوش را با كارد كاملا تيز از مادر جدا و در گلدان كوچكتري كاشت نموده و آبياري كنيد
عوارض و درمان آناناس:

رشد گياه متوقف است وو از گل و ميوه خبري نيست : تا هوا سرد است كه گلدان را به محل گرمتري منتقل نماييد و تا به كوددهي نياز دارد .
برگها زرد رنگ شده و لكه هاي قهوه اي در سطح زيرين آنها مشاهده مي گردد :عامل آن حشره آفت است .هفته اي يكبار با سم حشره كش نفوذي سمپاشي نماييد تا علايم برطرف گردند .
نوك برگها قهوه اي شده و خشك مي گردند : يا هوا خيلي گرم است يا گياه كم آبي كشيده ، گياه را آبياري كنيد.
برگها رنگ خود را از دست داده اند: نور كافي نيست و يا به كود دهي نياز است . گياه را به محل روشن تري منتقل نماييد و يا كود دهي نماييد.
برگها خشك ، چروكيده و لوله شده اند: هوا سرد وگياه تشنه است . گياه را به محل گرم منتقل نموده آبياري نماييد .
برگها چروكيده وقهوه اي مي شوند:هواي محيط خيلي گرم است ، گياه را به محل خنكتري ببريد.
غبار پاشي را فراموش نكنيد.

لكه هاي سوخته در وسط برگها مشاهده ميگردد :غبار پاشي در آفتاب انجام شده است ، گياه بهرطوبت احتياج دارد ولي در آفتاب غبارپاشي نكنيد . برگهاي از بين رفته را با كارد تيز حذف كنيد (پوشيدن دستكش را فراموش نكنيد. برگها تيغ دارند .

برگها حالت زنگ زدگي پيدا كرده اند: از مواد براق كننده استفاده نكنيد . اسفنج مرطوب براي تميز كردن برگها مناسب تر است .
ميوه ظاهر شده ، ولي برگها در حال خشك شدن هستند: كاملا طبيعي است پاجوشها از اين به بعد ظاهر شده و رشد خواهند كرد . بعد از اين كه گياه مادري از بين رفت پاجوشها را جدا نموده ، هركدام را به يك گلدان كوچك منتقل كنيد .

گياه از قاعده برگها شروع به پوسيدن نموده وبرگها مي ريزند: آبياري زياد از اندازه صورت گرفته است . اجازه دهيد سطح خاك گلدان در فاصله بين دو آّبياري خشك شود و سپس آبياري كنيد.در زمستان هفته اي يكبار و در تابستان دو بار آبياري كافي است.
آناناس و آناليزش با علوم:

تاكسونومي: گياه آناناس بر حسب خويشاوندي با ساير گياهان رده بندي مي شود و جايگاه اين گياه از نظر رده بندي ميشود و جايگاه اين گياه از نظر رده بندي در سطح گونه مشخص ميشود .
مورفولوژي:تنوع ريختن گياه آناناس مطالعه مي شود . به عبارتي مطالعه تنوع ريختي اين گياه باعث مي شود تا بدانيم كه با شرايط متفاوت در زيست گاهها ي مختلف سازگاري اين گياه چگونه صورت ميگيرد .

آناتومي: ساختمان داخلي گياه آناناس مطالعه ميشود .
مورفوژنر: از ابتداي تشكيل سلول تخم آناناس تا بوجود آمدن شكل اين گياه مطالعه مي شود .
فيزيولوژي: نحوه كار و فعاليت گياه آناناس از سطح اندامكهاي درون سلول تا بافتها ، اندامها و خود گياه آناناس بررسي ميشود .
سيتولوژي: به مطالعه درباره رشد توليد مثل و رفتار سلول گباه آناناس مي پردازد.

اكولوژي: به مطالعه چگونگي سازش آناناس با محيط و ارتباط آنها با يكديگر مي پردازد .
ژنتيك: چگونگي انتقال صفات وراثتي و عوامل انتقال دهنده و ساختار شيميايي اين عوامل را در گياه آناناس بررسي مي كند.
طبقه بندي سلسله گياهان:
گياهان را در پنج گروه طبقه بندي كرده اند:
بريوفيتها يا خزه ها:
گياهاني هستندكه داراي ساقه و برگ بوده ولي فاقد گل و ريشه هستند .از بين خزه هاي موجود در دنيا خزه هاي جنس sphgnum ازانتشار وسيعي برخوردار هستند .

گياهان ابتدايي و تك ياخته اي هستند مانند جلبكهاي ميكروسكوپي و باكتريهاي تجذيه كننده مواد آلي . در اين گروه قرار دارند.
تالوفيتها:قارچها، جلبكها و گلسنگها دراين گروه قرار دارند.

پتريدوفيتها:اين گياهان ساقه ، برگ و ريشه دارند وليفاقد گل هستند و بوسيله هاگ تكثير مي شوند و سرخسها از فراوان ترين گياهان اين گروه هستند .
اسپرما توفيتها : به اين گروه پيدا زادان هم مي گويند و بازدانگان و نهاندانگان تك لپه و دو لپه در اين گروه قرار دارند . تك لپه ها پيش رفته ترين گياهان هستند .

آزمايش دستگاه انتقال مواد در گياهان آوندي:
تئوري آزمايش:
سلولهاي گياهي بايدآب ، املاح ، اكسيژن و غذا دريافت كنند . و مواد زايد مثل دي اكسيد كربن را دفع كنند . در گياهان آوندي ، آوند چوبي و آوند آبكشي ،بافتهاي لوله اي شكل هستند كه سبب انتقال مواد در تمام بخشهاي گياه مي شوند.در اين پروژ ه شما ميتوانيد چگونگي حركت مايعات را از ميان دستجات آوندي گياهان كه شامل آوندهاي چوبي ،آبكشي و سلولهاي نگدارنده است ،نمايش دهيد .
هدف آزمايش :نمايش انتقال مايع در دستگاه آوندي گياهان
مواد لازم:
۱٫يك ليوان شيشه اي شفاف
۲٫ دو ساقه تازه كرفس با چند برگ
۳٫ رنگ قرمز خوراكي
۴٫چاقو
۵ آب
روش كار:
۱- حدود ۴/۱ ليوان را از آب پركنيد.
۲- به مقدار كافي رنگ قرمز حياتي در ليوان بريزيد تاآب، قرز پررنگ شود.
۳- با ستفاده از چاقو، انتهاي هر ساقه كرفس را به طور عرضي قطع كنيد.
۴- انهاي قطع شده ساقه ها را در ليوان حاوي آب رنگي نگه داريد .
۵- در سه ساعت اول تغيرات ظاهري ساقه را در هر ساعت مشاهده و ثبت كنيد . در طول ۱۲ ساعت اول آزمايش ، تعداد مشاهدات را هر چند دقيقه كه ممكن است افزايش دهيد .

۶- پس از ۱۲ ساعت يك ساقه كرفس را از ليوان بيرون آوريد و تغييرات ظاهري راشماهده كنيد و گزارش كنيد.
۷- با استفاده از چاقو با دادن برشهاي عرضي ، قطعه هايي را از ساقه جدا كنيد . اين قطعه ها را از ۵/۲ سانتيمتري پايين ساقه ، وسط و انتهاي آن تهيه كنيد .شكل ظاهري هر قطعه را مشاهده و گزارش كنيد.

۸- پس از ۲۴ ساعت ، سطح خارجي يك ساقه را وقتي هنوز در آب رنگي است مشاهده كنيد.
۹- سه بخش از اين ساقه رامطابق مرحله ۷ بريد و ظاهر آنها را مشاهده و گزارش كنيد .
نتايج آزمايش :

در طول ۳ ساعت اول ، رنگ قرمز كم رنگي ديده ميشود كه در ساقه ها بالا آمده است. پس از ۱۲ ساعت ، برگها رنگ مايل به قرمز پيدا مي كند . در قطعه هاي بريده شده از ساقه ، نقاط كوچك رنگ قرمزي كه در فاصله هاي معين از لبه هاي خارجي قرار گرفته اند ديده مي شوند . گياهان آوندي داراي بافت هاي ويژه اي براي انتقال غذا ، آب و املاح هستند كه به آنها دستگاه انتقال مواد مي گويند .

حركت رو به بالاي آب كه بر خلاف نيروي كشش جاذبه زمين انجام مي شود ناشي از عمل لوله هاي مويين و تعرق برگها است . خاصيت لوله هاي مويين بالا رفتن يك مايع در لوله هاي كوچك بر اثر نيروي پيوستگي و نيروي چسبندگي است . چسبندگي بين مولكولهاي آب و ديواره داخلي آوندهاي چوبي سبب بالا راندن آب ديواره لوله هاي چوبي مي شود . تعرق فرآيند تبخير آب از ميان سوراخهايي به روزنه هاي هوايي در برگ است.در هنگام تبخير آب از برگها آّب به درون ريشه كشانده مي شود وارد آوند هاي چوبي مي شود كه اين حركت آب دليلي به افزايش رنگ قرمز در برگهاست آزمايش واكنشهاي گياه نسيت به نور :
تئوري آزمايش:

فتومورفوژنز شامل واكنشهاي گياه نسبت به محرك نوري با جهت غير اختصاصي و يا محرك نوري است . كه در يك زمان ويژه بر گياه تاثيري ندارد. مثال براي فتومورفوژنز بي رنگ شدن و طويل شدن غير عادي ساقه هاست كه در غياب نور ، رخ مي دهد. در اين آزمايش شما فرصت داريد تا تاثيرنور را بر تشكيل بافتهاي گياهي مطالعه كنيد . در اين رابطه تاثيرات كمي و كيفي نوررا در پديده بي رنگ شدن برگها تعيين خواهيد كرد
هدف آزمايش:
تعيين ميزان رشد گياه در نور و تاريكي
مواد لازم:
۱- دو عدد گلدان
۲- ۸ عدد لوبيا چيتي
۳- خاك گلدان
۴- آب
۵- نوار چسب كاغذي
۶- جعبه مقوايي با حدود ۴۵ سانتي متر ارتفاع
روش كار:
۱- هر گلدان را تا ۵/۲ سانتي متري لبه آن از خاك پر كنيد .
۲- دو طرف پايين گلدان ، دو سوراخ ايجاد كنيد . و هركدام را در زير گلدانيهاي جداگانه قرار دهيد..
۳- در عمق ۵/۲ سانتي متري خاك هر گلدان ، ۴ دانه لوبيا بكاريد .

۴- خاك هر گلدان را با آب مرطوب كنيد . مراقب باشيد كه در طول آزمايش ، مرطوب باقي بمانند وگلدانها را نزديك پنجره قرار دهيد .
۵- يكي از گلدانها را در داخل جعبه مقوايي قرار دهيد . درزهاي جعبه را با نوار چسب كاغذي بپوشانيد تا نور وارد آن نشود .
۶- در پايان ۲ هفته در جعبه را باز كنيد و طول ، قطر و رنگ ساقه هاي رشدكرده در نور و تاريكي را مقايسه كنيد .
نتيجه آزمايش:

گياهاني كه در تاريكي رشد يافته اند ظاهري دوكي شمل دارند .ساقه آنها درازتر و قطرشان كمتر و رنگ پريده است .ولي ساقه گياهاني كه در نوررشد كرده اند كوتاه، ضخيم ، و سبز رنگ هستند . رشد و نمو برگهاي گياهاني كه در تاريكي روييده اند كندتر از گياهاني است كه در روشنايي رشد كرده اند . فتومورفوژنز واژه اي است كه در مورد واكنشهاي گياه نسبت به محرك نوري كه اختصاصا جهت دار يا متناوب نيست بكار ميرود .طويل شدن ساقه هاي گياهاني كه در تاريكي رشد كرده اند نتيجه نوعي فتومورفوژنز است . كه بي رنگ شدن يا اتيوله شدن نام دارد .

افزايش بيش از حد طول سلولها در هر ساقه ناشي از بالا بودن غير عادي سطح هورمون اكسين و هورمون اتيلن است. در فقدان نور ، پيش پلاسها نمي توانند به كلروپلاست تبديل شوند . رنگ پريده بودن گياهان نيز به همين علت است .نور همچنين بر توليد انواع مختلف هورمونها در سلولهاي گياهاني كه در مقابل نور آفتاب روييده اند تاثير دارد . مقدار پايين اين هورمونها سبب مي شود كه سلولها كمتر دراز شوند . بنابراين گياهان رشد يافته در مقابل نور در مقايسه با گياهاني كه در تاريكي روييده اند داراي ساقه هاي ضخيم و كوتاه هستند.
انواع مختلف گياهان :

يك گردش كوتاه در داخل جنگلها يا مزارع هنگام تابستان ياپايين اختلافات وسيعي را از نظر شكل و ساختمان در گياهان آشكار مي سازد وبعضي درختاني مرتفع هستند . عده اي علفهايي كوتاه هسند . بعضي گلهاي زيبا دارند و بذر توليد مي كنند . حال آنكه عده اي نظير سرخس ها به هيچ وجه توليد گل نمي كنند . اما بوسيله ساختمانهايي بسيار كوچك به نام هاي هاگ تكثير مي كنند . بعضي روي زمين و بعضي درآب زندگي مي كنند اين اختلافات وسيع باعث شد كه گياه شناسان گياهان را در گروههاي مختلفي تقسيم كنند . و براساس شباهتهاي و يا روابط بنياني تمام گياهان را به چند گروه بزرگ تقسيم مي شوند .
در ميا گياهان با ح داقل تفكيك ساختماني ، باكتري ها ، قارچ ها و جلبكها قرار دارند . اين گياهان داراي ريشه ها ، ساقه ها با برگهاي حقيقي نيستند . تنه اين نوع گياه يا ساختمان نسبتا ساده تالاموس ناميده مي شود .

ساده ترين اين گياهان ، باكتريها هستند كه اكثرا تك سلولي هستند . عده اي از اين باكتريها موجب امراض سخت در انسان و حيوان و گياه مي شوند ولي بسيار ديگر براي انسان مفيد هستند.

قارچها مانند باكتريها تماما فاقد رنگريزهاي كلروفيل كه لازمه زندگي مستقل هستند واز اين رو بايدغذاي خود را از موجودات ديگر بدست مي آورند برخي قارچها سبب امراض انساني و حيواني مي شوند و بسياري نيز براي انسان نافع اند.

جلبكها به صورت غوطه ور در آب يا در شرايط مرطوب مي رويند و محتوي رنگريزهاي سبزينه هستند و از اين رو گياهان مستقلي هستند .برخي تك سلولي و برخي به صورت كلي هستند . و پايه غذايي تمام حيوانات آبزي هستند . از اين رو از اهميت اقتصادي برخوردارند.
خزه ها و پنجه گرگيان ، گروهي از گياهان را تشكيل ميدهد كه در محلهاي مرطوب سراسر جهان مي رويند و فاقد ريشه ، ساقه و برگهاي حقيقي هستند.
سرخسهاي معمولي و دم اسبيان با داشتن تنه هاي گياهي كاملا متمايز از جلبكها و قارچها و پنجه گرگيان و خزه تفاوت دارند و داراي ريشه، ساقه و برگهاي حقيقي اند و سيستم آوندي كاملا مشخص دارند ولي به دليل عدم توليد گل، ميوه يابذر ازگياهان عالي متمايزند.
توسعه يافته ترين گياهان با بزرگترين تغيرات ، گياهان بذردار هستند . آنها داراي ريشه ها ، ساقه ها ، و برگهاي حقيقي هستند و يك سيستم آوندي كاملا توسعه يافته هستند . هرچند مهمترين صنعت ويژه در مورد آنها اين امر است كه بذر توليد مي كنند .اكثر گياهان زراعي در ختان ، درخچه ها و گياهان گلدار به اين گروه تعلق دارند . گياهان بذر دار به دو گروه اصلي يعني بازدانگان بوسيله توليد بذر بدون پوشش مشخص ميشوند يعني بذرها درميوه محصور نمي شوند .
نهاندانگان داراي گلهاي كاملا وسعه يافته هستند و بذرهاي خود را در يك ساختمان محصور شده كه ميوه ناميده مي شود توليد مي كنند . اعضاي اين گروه بسيار فراوان و تمام گياهان گلدار معروف را در بر م يگيرند . نهاندانگان به دو گروه مناسب كوچكتر تقسيم مي شوند . تك لپه ايها و دولپه ايها .
رشته هاي زيست شناسي:

زيست گياهي يكي از تقسيمات اصلي زيست شناسي (علم زندگي) است . رشته هاي ديگر زيست شناسي ، جانور شناسي، زيست ـ شيمي ، زيست ـ فزيك ، روان شناسي و علوم پزشكي هستند . عنصر مشترك در تمام اين رشته ها اين است كه آنها را با موجودات زنده سرو كار دارند. اين در تاييد اين حقيقت است كه گياهان موجودات زنده هستند . و از اين لحاظ داراي بسياري چيزهاي مشترك با شكل هاي ديگر زندگي هستند .براي آساني مطالعه ، موضوع زيست گياهي به چندين رشته مهم تقسيم گرديده است . اين رشته ها عبارتند از :

تاكسونومي: با سيستماتيك گياهي با نام گذاري و تقسيم بندي گياهان سرو كار دارد.
ريخت شناسي:شكل و ساختمان و توسعه آنها همراه با رولبط قسمتهاي گياهان بايكديگر را بررسي مي كند و شامل مطالعه كالبد شناسي ،سيتولوژي و روبان شناسي(امبيولوژي) است.

فيزيولوژي:اعمال زندگي گياه و وظايف اندام و بافتهاي مختلف را بررسي مي كند .
آسيب شناسي: بابيماران گياهي سرو كار دارد .

بوم شناسي:با روابط گياهان نسبت به محط انسان ارتباط دارد .
ژنتيك گياهي :با مطالعه توارث در گياهان سرو كار دارد .

ديرين گياه شناسي: با گياه شناسي سنگواره ها با گياهان دوران گذشته زمين شناسي سرو كار دارد .
رشته هاي ديگر اين علم مربوط است به مطالعه وسيع گروههاي مجزابي از گياهان .باكتري شناسي: محدود به مطالعه باكتريها، بيولوژي: مطالعه خزه ها و پنجه گرگيان

قارچ شناسي: مطالعه قارچ ها ، جلبك شناسي: مطالعه جلبكها
علاوه بر اين رشته اي معين زيست گياهي ، بسياري از علوم كشاورزي ديگر با منشاشات را از گياه شناسي دانسته اند يا بر پايه كياه شناسي بنا شده اند.
نخستين گياهان در زندگي بشر

گياهان نه فقط براي ما غذا ، لباس و مسكن تهيه مي كنند ، بلكه هوايي را كه تنفس مي كنيم از اكسيژن ، كه بدون آن زندگي ممكن نيست محيي مي سازند . بعضي از باكتريها نظير باكتريها موجب امراض منحني براي انسان و حيوانات مي شوند اما در عين حال ( آنتي بوتيك ها ) نظير پني سيلين و ديگر داروهاي كه از گياهان بدست مي آيند به جلوگيري و شنا يافتن اين امراض كمك مي كنند . گياهان براي بكارافتادن كارخانه ها نيرو تهيه مي كنند و در بيشتر موارد مواد خام نظير پنبه ، روغن ها، چربي ها ، موم ها ، لاستيك و چوب تهيه مينمايند كه در ساخت فرآورده هاي آنها بكار مي رود .

اكثر كارگران جهان بوسيله كار با گياهان و فرآورده هاي گياهي امرار معاش مي كنند . از ابتداي تاريخ گياهان به دفع نيازهاي بشر كمك كرده و موجب پيشرفتش گرديده اند. احتمالا يكي از مهمترين اتفاقات درتاريخ بشر كشف اين پديده بود كه بذرهايي كه به داخل خاك مي افتد گياهان غذا دهنده را توليدميكند . اين انسان را ملزم به ماندن در يك محل به قدر كافي طولاني مي كرد تا محصولات زراعي را برداشت كند و در تشكيل گروههاي اجتماعي كه به نوبه خود منجر به تقسيم كار و منشاء تجارت كه در جلگه هاي دجله و فرات پدي شدن در اطراف محيط بومي گندم بود.
زيست گياهي پايه چه علومي است؟

دانش عمومي از اشيايي كه چنان قسمت بزرگي از محيط ها را تشكيل ميدهد و نقش چنان برجسته اي در زندگي ماا ايجاد مي كند تا حد يك آموزش وسع ضروري است . براي دانشجويان كشاورزي ، بيولوژي، جنگلداري و علوم طبيعي بطور كلي زيست گياهي پايه اي است كه دانش اختصاص تر آنها بر روي آن بنا مي شود .
تاريخچه گياه شناسي:
در بين كارهاي آغازين مربوط به گياه شناسي كه تقريبا ۳۰۰ سال قبل از ميلاد نوشته شده دو رساله بزرگ توسط تئوفراستوس(فيلسوف يوناني) ديده مي شود .درباره تاريخچه گياهان (historia plantarum) و درباره اهداف گياهان ، اين دو كتاب روي هم بيشترين تاثير را در دوران باستان و قرون وسطي درعلم گياه شناسي داشته اند . discorides نويسنده پزشكي رومي شواهد مهمي مبني بر دانش يونانيان و روميان درباره گياهان دارويي ارائه مي دهد.
رابرت هوك(Robert hooke) در سال ۱۶۶۵ با استفاده از يك ميكروسكوپ ابتدايي ياخته را در چوب پنبه و اندك زماني بعد در بافت گياه زنده كشف كرد. او با نگاه به يك برش باريكي از چوب پنبه نوشت: من توانستمتعداد زيادي منفذ و سوراخ در آن مشاهده كنم كه بيشتر شبيه كندوي عسل هستند . اين روزنه ها يا باخته ها عمق زيادي نداشتند اما تعداد بسيار زيادي جعبه كوچك محسوب مي شوند.(leonhart fuchs) نويسنده آلماني ، (Conrad gessner) نويسنده سوئيسي و (Nicholas Gerard) نويسنده گان انگليسي يك كتاب گياهيمنتشر كردند كه اطلاعاتي رادرباره گياهان داروئي ارائه مي كرد .
گياه شناسي:

گياه شناي به عنوان شاخه اي از زيست شناسي به بررسي علمي زندگي گياهان مي پردازد.
گياه شناسي:
شاخه اي از زيست شناسي است كه با گياهان سرو كاردارد . كه چند نوع گياه وجود دارد؟ چگونه زندگي و رشد مي كنند ؟ چطور نسبت به محيط اطراف خود واكنش نشا ميدهند نسبت به چه امراضي حساس هستند و مهمتر از همه آنكه چطور گياهان در زندگي روزمره ما تاثير مي گذارند؟ مطالعه بيشتر ديد روشن تري نسبت به وابستگي انسان به گياهان و تاثير زيادي كه آنها در منشاء و پيشرفت تمدن داشته اند به دست مي دهد و به مطالعه علمي گياهان مي پردازد.بطور قراردادي گياه شناسان به بررسي كليه موجودات زنده اي كه عموما جزو گونه هاي حيوانات محسوب نمي شوند مي پردازد ، يعني موجودات زنده اي كه ثابت بوده يا به پايه اي متصلند . هدف بررسي گياه شناسان هستند .

زيست شناسي علم حيات است .زيست شناسي به ويژگيها و رفتارهاي موجودا ، چگونگي تشكيل گونه ها و انواع موجودات و روابطي كه آنها با هم دارند و به محيط زيست آنها مربوط مي شود .زيست شناسي طيف گسترده اي از رشته هاي علمي كه اغلب رشته هاي علمي مستقل بحساب مي آيند را شامل مي شود . روي هم رفته زيست شناسان حيات را از روي دامنه وسعي از شاخصها مورد مطالعه قرار مي دهند.

در مقياس ذره اي و مولكولي ، زندگي مورد بررسي زيست شناسي مولكولي ، زيس شيمي و علم وراثت مولكولي است . در مقياس سلولي مورد مطالعه زيست شناسي سلولي و در مقياسهاي چند سلولي مورد نظر فيزولوژي ، كالبد شناسي و بافت شناسي است .زيست شناسي رشدي حيات را در مقياس رشد و نمو اندام يك موجود مورد مطالعه قرار مي دهد .با بالا بردن مقياسها به بينش از يك موجود علم وراثت چگونگي چگونگي عملكرد وراثت بين والدين و فرزندان را مورد بررسي قرار مي دهد .رفتارشناسي جانوري رفتار گروهي بيش از يك موجود را مطالعه مي كند . علم وراثت جمعيتي ميزان يك جمعيت كل را در نظر دارد و علم سيستماتيك شاخص چند گونه اي اجداد موجودات را بررسي مي كند . جمعيت هاي به هم وابسته و محل سكونتشان در بومي شناسي و زيست شناسي تكاملي مورد مطالعه قرار مي گيرد .يك رشته نظري جديد ستاره شناسي نام دارد كه احتمالات وجود حيات د ركرات ديگر غير از زمين را مورد بررسي قرار مي دهد . زيست شناسي تنوع حيات را مورد بررسي قرار مي دهد ..