اختلافات اساسی و کلّی در مذهب تشیع و تسنّن چیست

منشأ اختلافات بین شیعه واهل سنت، اختلاف در امامت بعد از رسول خدا(ص) است. اهل سنّت اعتقادی به منصوب شدن امامان دوازده گانه از طرف پیامبر ندراند ولی شیعه معتقد است که پیامبر از طرف خدا، علی(ع) و فرزندان او را به عنوان امام و رهبر تعیین کرد و به مردم ابلاغ نمود که آنان مبیّن و مفسر قرآن و آگاه به رمز و رموز و بطون آن هستند.

شیعیان در اعتقادات و در فروع دین تابع سلوک و تعلیمات امامان(ع) بوده و معارف دینی را از آنان گرفته ومعتقدند که امامان به قرآن آشناتر و به سنّت پیامبر آگاه تر از دیگران بودند. شیعة علی(ع) را برتر از بقیة صحابة پیامبر می دانند و او را آگاه تر و فقیه تر و عادل تر از بقیه می شناسد، همین طور در زمان امام باقر و امام صادق(ع) اینان از دیگران مانند ابوحنیفه داناتر بوده اند. شیعه سنّت پیامبر را از طریق اهل بیت گرفته اند ولی اهل سنّت، سنّت پیامبر را از غیر اهل بیت می گیرند. در نتیجه در بسیاری از مسائل مهم اعتقادی و فقهی درمانده اند و به گمان و اجتهادات شخصی استناد کرده اند. اختلاف در جبر و اختیار، امامت و رهبری و در احکام شرعی مانند کیفیت وضو، ارث، نماز و روزة مسافر از این قبیل است

تفاوت ایدئولوژی دو فرقه شیعه و سنی در اسلام چیست‌؟
با ارتحال جانسوز پیامبر گرامی اسلام‌و قطع ارتباط مسلمانان با غیب و وحی دراثر استفاده از رأی و اجتهاد شخصی‌، اختلاف‌های فراوانی بین مسلمانان بوجود آمد که در نهایت به پیدایش مذاهب مختلف و حوادث گوناگون منجر شد. از جمله موارد اختلاف در میان مسلمانان عبارت بودند از:
۱٫ اختلاف در امامت و جانشینی پیامبر اکرم

‌۲٫ اختلاف در آوردن قلم و کاغذ طبق درخواست پیامبر گرامی‌پیش از وفات آن حضرت
۳٫ اختلاف در رحلت پیامبر گرامی‌به این معنا که آیا آن حضرت می‌میرد و یا مثل حضرت عیسی‌غ به آسمان برده می‌شود؟!
۴٫ اختلاف در محل دفن آن حضرت

‌۵٫ اختلاف در فدک که متعلق به حضرت زهرا۳ بود و… هر کدام از اختلاف‌های مذکور برای اسلام و مسلمانان زیان‌هایی را در بر داشت‌، ولی مهمترین و برجسته‌ترین این اختلافها بحث امامت و جانشینی پیامبر گرامی‌بود که سایر اختلاف‌ها را تحت الشعاع خود قرار داد.
شیعیان پیرو حضرت علی‌و معتقد به جانشینی بی‌واسطة آن حضرت بعد از پیامبر گرامی‌و نص و تصر

یح ولایت آن حضرت در غدیرخم از طرف پیامبر اکرم‌می‌باشند که در پی آن پیامبر اسلام‌مردم را در صحرای گرم و سوزان “خُم‌ْ” متوقف کرد و با بیان خطبه‌ای از جمله فرمود: “من کنت مولاه فهذا علی مولاه‌; هر کس من مولا و ولی او بوده‌ام‌، علی‌]۷[ مولا و ولی او است‌…” و به همین مناسبت آیة ۶۲، سورة مائده نازل شد.(الکافی‌، محمد بن یعقوب کلینی‌;، ج ۱، ص ۴۲۰، دارالکتب الاسلامیة‌، تهران‌.) و حدیث مذکور در منابع و کتاب‌های معتبر اهل تسنن نیز نقل شده است‌.(ر.ک‌: الدر المنثور، جلال الدین السیوطی‌، ج ۳، ص ۹۸، داراحیأ التراث العربی‌، بیروت‌.)

به اعتقاد شیعیان ولایت و امامت حضرت علی بن ابیطالب‌ در قرآن کریم نیز مورد تأکید قرار گرفته و شأن نزول آیة ۵۵، سورة مائده که به آیه ولایت معروف است ـ و نیز بسیاری دیگر از آیات قرآن کریم دربارة حضرت علی‌می‌باشد.(ر.ک‌: تفسیر مجمع البیان‌، مرحوم طبرسی‌;، ج ۲، ص ۱۲۶ـ۱۲۹، منشورات دارمکتبة الحیاة‌، بیروت‌.)
شیعه معتقد است که پس از حضرت علی‌امامام معصوم‌: یکی پس از دیگری جانشین پیامبر و بیان کننده قرآن و احکام الهی هستند و معتقدند که تمام وظایف و شئوون پیامبر به جز دریافت وحی تشریعی‌، برای آنان ثابت است‌، به همین جهت احکام و معارف اسلامی را از آنان دریافت نموده و پیرو مکتب اهل بیت‌: می‌باشند.
شیعیان همچنین معتقدند که پیشوای مسلمانان باید عادل‌، عالم و معصوم باشد و چنین کسی منصوب شده از ناحیه خداوند متعال است و شخص غیرمعصوم نمی‌تواند امامت و ولایت مسلمانان را بر عهده بگیرد و آیه تطهی(احزاب‌،۳۳) دلیل روشنی بر عصمت اهل بیت‌: می‌باشد.(ر.ک‌: تفسیر نمونه‌، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران‌، ج ۱۷، ص ۲۹۷ـ۳۰۶، دارالکتب الاسلامیة‌، تهران‌.)

ولی اهل تسنن چنین اعتقادی را ندارند و جانشینی پیامبر گرامی‌را به بیعت جمعی از مسلمانان با فردی و یا وصیت یک خلیفه نسبت به خلیفة بعد از خود و… معتبر می‌دانند و اعتقاد دارند که برای خلافت و رهبری مسلمانان عصمت شرط نیست و مردم هر کس را برگزیدند گر چه عادل هم نباشد، کفایت می‌کند! آنان بعد از رحلت پیامبر گرامی‌به خلافت ابوبکر، عمر و عثمان معتقد هستند و حضرت علی‌را خلیفة چهارم‌! می‌دانند.
آنان منصبی را که شیعیان برای امامان معصوم‌: قائلند، قبول ندارند و اغلب آنان در احکام و معارف اسلامی از فتاوای چهار امام معروف خود و احادیثی که در کتاب‌های روایی خود مانند “صحاح ستة‌” و… جمع آوری شده‌، پیروی می‌کنند.

از آن جا که شیعیان براساس دلایل عقلی و نقلی معتبر مانند: حدیث “ثقلین‌” و دلایل دیگر در احکام و معارف اسلامی پیرو مکتب اهل‌بیت‌: ]قرآن و عترت‌[ می‌باشد; ولی اهل سنت از آنان پیروی نمی‌کنند; به همین جهت بین شیعه و اهل سنت در معارف اسلامی و احکام شرعیه مانند: وضو، نماز و… تفاوت‌هایی وجود دارد که در این باره (اختلاف معارف و احکام شرعی‌) کتاب‌های مستقلی نوشته شده که کتاب “الخلاف‌” مرحوم شیخ طوسی‌;; بحوث فی الملل والنحل‌، آیة الله جعفر سبحانی‌; الفقه المقارن للاحوال الشخصیة بین المذاهب الاربعه السنیة والمذهب الجعفری‌، بدران ابوالعینین بدران‌; و… از جمله آن‌ها است‌
اختلاف میان اهل تسنن و تشیع در چیست ؟

ریشه‌ اساسی‌ اختلاف‌ آن‌ است‌ که‌ اهل‌ تسنن‌ به‌ سیره‌ خلفا روی‌ آورده‌،و حتی‌ اجتهادات‌ آنان‌ در برابر نصوص‌ دینی‌ را حجت‌ می‌دانند، لذا حتی‌ درمواردی‌ که‌ سیرة‌ خلفا برخلاف‌ ظاهر قرآن‌ یا پیامبر باشد، به‌ آن‌ عمل‌ می‌کنند.
مثلاً در باب‌ وضو، مسأله‌ چگونگی‌ شستن‌ دست‌ها نیز از سویی‌ بازگشت‌به‌ تردید در سیره‌ پیامبر می‌کند و از سویی‌ به‌ تفسیر آیه‌ شریفه‌ : «فاغسلواوجوهکم‌ وایدیکم‌ الی‌ المرافق‌» بر اساس‌ روایاتی‌ که‌ سیره‌ پیامبر(ص‌) راتوضیح‌ داده‌اند نحوه‌ شستن‌ دست‌ها توسط‌ آن‌ حضرت‌ از بالا به‌ پایین‌ بوده‌ که‌مطابق‌ روند طبیعی‌ جریان‌ آب‌ است‌ و کلمه‌ «الی‌» که‌ در آیه‌ آمده‌ به‌ عنوان‌منتهای‌ غایت‌ ذکر شده‌ است‌؛ یعنی‌ حد نهایی‌ شستن‌ دست‌ها را بیان‌ فرموده‌است‌؛ لیکن‌ بنا به‌ تفسیر اهل‌ تسنن‌ «الی‌» در آیه‌ بیانگر جهت‌ شست‌ و شواست‌.
وجه‌ اصلی‌ افتراق‌ برادران‌ شیعه‌ و سنی‌ از نظر مذهب‌ آن‌ است‌ که‌ شیعیان‌در فقه‌ و نیز اصول‌ اعتقادی‌ خود پیرو مکتب‌ اهل‌ بیت‌: می‌باشند ولی‌برادران‌ اهل‌ سنت‌ در این‌ زمینه‌ از فقیهانی‌ غیر از اهل‌ بیت‌: نیز تبعیت‌می‌کنند. همین‌ امر موجب‌ آن‌ گردیده‌ که‌ تفاوت‌هایی‌ از عملی‌ نیز در احکام‌بروز نماید.

پس‌ از پیامبر اکرم‌۶ افراد زیادی‌ به‌ عنوان‌ صحابه‌ و یا تابعین‌ از آن‌حضرت‌ نقل‌ حدیث‌ می‌کردند. این‌ نقل‌ها سرآغاز شکل‌ گیری‌ فقه‌ و مکاتب‌فقهی‌ بوده‌ است‌.
متأسفانه‌ به‌ دلیل‌ فاصله‌ گرفتن‌ حکومت‌ و خلافت‌ پس‌ از پیامبراکرم‌۶ این‌ حکومت‌ها بنا به‌ دلایل‌ سیاسی‌ به‌ ترویج‌ افراد و مکاتبی‌ که‌متفاوت‌ با مکتب‌ اهل‌ بیت‌: بود همت‌ گماشتند تا آن‌ جا که‌ حتی‌ قرن‌های‌بعد همه‌ مذاهب‌ فقهی‌ دیگر رسمیت‌ یافتند، ولی‌ مکتب‌ اهل‌ بیت‌ رسمیت‌نیافت‌.

درگیری‌ مداوم‌ شیعه‌ با حکومت‌های‌ اموی‌ و عباسی‌ و عثمانی‌ نیز مزید برعلت‌ گردید. از همین‌رو می‌بینیم‌ مذهب‌ حنفی‌ ترویج‌ می‌شود ولی‌ مذهب‌استاد ابو حنیفه‌ مسکوت‌ می‌ماند.
اگر ائمه‌: دائماً از مظلومیت‌ خود سخن‌ رانده‌اند یکی‌ از مظاهر آن‌همین‌ مسأله‌ بوده‌ است‌.
لازم‌ به‌ ذکر است‌ ابو حنیفه‌ تنها از امام‌ صادق‌۷ اخذ حدیث‌ و علم‌ننموده‌، بلکه‌ طرق‌ دیگری‌ نیز برای‌ اخذ حدیث‌ داشته‌ است‌.
۱- آنگاه‌ هدایت‌ شدم‌ تیجانی‌
۲- چرا شیعه‌ شدم‌ رازی‌

۳- شبهای‌ پیشاور سلطان‌ الواعظین‌
۴- ادیان‌ و مذاهب‌ جهان‌ نبی‌ حسینی‌
۵- تاریخ‌ فقه‌ صدری‌

۶- ادوار فقه‌ محمود شهابی‌
۷- اصحاب‌ صحاح‌ ستّه‌ صالحی‌
۸- یادنامه‌ شیخ‌ طوسی‌
چرا بین شیعه و سنی در مورد ولادت حضرت مهدی(عج) اختلاف وجود دارد؟
در پرسش دو احتمال وجود دارد:
۱ـ احتمال اوّل آن است که عالمان شیعی و سنی در تولد و عدم تولد امام زمان(عج) اختلاف دارند؛ بدین معنا که دانشوران شیعی باور دارند امام زمان(ع) متولد شده؛ ولی اندیشمندان اهل سنت می گویند که حضرت هنوز متولد نشده است. اگر مقصود این باشد، باید گفت: اصل ولادت مهدی از واقعیات تاریخ است. به جز ائمه طاهرین، و عالمان و محدّثان شیعه، بسیاری از تاریخ نگاران و محدثان اهل سنت نیز بدین معنا تصریح کرده، و آن را یک واقعیت دانسته اند. برخی از نویسندگان، نام بیش از ۶۵ تن از این عالمان و نام کتب آنان را ذکر نموده اند.(۱) آن عِدّه از عالمان اهل سنت که ولادت امام زمان(ع) را انکار کرده اند، می گویند حضرت در آینده متولد خواهد شد. از آن رو حکومت عباسی با گسترش اخبار مهدویت، به وحشت افتاده بودند و چاره آن کار را در این دیدند که امام هادی و عسکری را در محاصره قرار بدهند تا همانند جریان فرعون و حضرت موسی از ولادت امام مهدی(عج) جلوگیری به عمل آورند، یا در کودکی او را بکشند، برای خنثی سازی این نقشة شوم، امام عسکری(ع) تصمیم گرفت جریان ولادت حضرت مهدی(عج) را مخفی نگه دارد و تنها به شیعیان خاص اطلاع دهد.

این سیاست موجب شد برخی در ولادت حضرت شک و تردید داشته باشند، لیکن در دورة ۶۹ سالة غیبت صغری با شواهد و قرائن برای شیعیان ولادت حضرت ثابت شد، امّا دیگر عالمان به جهت عدم ارتباط آنان با سازمان وکالت تا حدودی شک و تردید در بین آنان باقی مانده یا این که مسایل دیگر در رویکرد آنان مؤثر بوده اند. مضافاً بر این که در خیلی از مسایل تاریخی مورخان و اندیشمندان با هم اختلاف نظر دارند. در این جا به دیدگاه چند تن از عالمان اهل سنت اشاره می شود که تصریح کرده اند حضرت حجّت متولد شده است:
۱ـ شمس الدین ابن خلکان می نویسد: “ابوالقاسم محمد بن الحسن العسکری بن علیّ الهادی بن محمد الجواد، دوازدهمین امام شیعه است. لقب معروف او حجّت است. شیعیان همو را، “منتظر” و “قائم” و “مهدی” می دانند.(۲)

۲ـ شیخ سلیمان قندوزی می نویسد: “خبر معلوم و مسلّم، در نزد موثّقان، این است که ولادت قائم(ع)، در نیمة شعبان واقع شده است، به سال ۲۵۵، در شهر سامرا”.(۳)
۳ـ شیخ عبدالوهاب شعرانی می نویسد: “مهدی(عج) از اولاد امام حسن عسکری است. در شب نیمة شعبان سال ۲۵۵ متولد شده و زنده است تا این که با عیسی بن مریم ملاقات کند”.(۴)