اساس نامه بورس اوراق بها دار

قسمت اول: نام، مدت، نشانى و موضوع
ماده ۱٫ براساس قانون تأسيس بورس اوراق بهادار، كه از اين به بعد “قانون بورس” ناميده ميشود، سازمانى به نام “سازمان كارگزاران بورس اوراق بهادار تهران” تأسيس و طبق مقررات اين اساس‌نامه اداره ميشود.
ماده ۲٫ سازمان كارگزاران بورس اوراق بهادار تهران، كه از اين به بعد “سازمان” ناميده ميشود، مؤسسه‌اى است غيرتجارى و غيرانتفاعى كه داراى شخصيت حقوقى است و براى مدت نامحدود تأسيس ميگردد .
ماده ۳٫ مركز سازمان در تهران است.

ماده ۴٫ موضوع سازمان، عبارت است از:
(۱) ايجاد تسهيلات براى خريد و فروش انواع سهام، اوراق قرضه و اسناد خزانه و ديگر اوراق بهادار.
(۲) اعلام نرخ‌هاى اوراق بهادار در بورس تهران كه از اين به بعد “بورس” ناميده ميشود.
(۳) مراقبت در حسن جريان امور و روابط بين كارگزاران و مشتريان.
(۴) تنظيم روابط كارگزاران با يكديگر و تسهيل مبادله اطلاعات بين آنان، با توجه به لزوم حفظ اسرار مشتريان.
(۵) نظارت بر ميزان حق‌العمل دريافتى كارگزاران از مشتريان در ازاى خدماتى كه براى آنان انجام ميدهند و توصيه‌هاى لازم در مورد روشهاى ارزشيابى و محاسبه حق‌العمل مزبور و تجديد نظر در ميزان آن.

(۶) همكارى با بورس‌هاى ديگر در ايران و كشورهاى ديگر و كسب اطلاعات و فراهم آوردن تسهيلاتى كه براى اعضاى سازمان يا مشتريان آنان مفيد است و قرار دادن آن اطلاعات و تسهيلات در دسترس اعضاى سازمان و مشتريان آنان.
(۷) تحقيق درباره هرگونه بي نظمى يا اختلاف بين كارگزاران با يكديگر يا با مشتريان كه مربوط به معامله‌هاى بورس يا فعاليت‌هاى كارگزاران باشد و اقدام و اخذ تصميم درباره بي نظمى يا اختلاف مزبور، طبق مقررات قانون بورس و آيين نامه‌ها.

(۸) دريافت هر مبلغ وام لازم براى اجراى مقاصد سازمان.
(۹) تحصيل هرگونه دارايى منقول يا غيرمنقول، هرگونه حقوق يا امتيازها و مبادرت به معامله‌هايى از قبيل خريد، فروش، اجاره، استجاره، مبادله، به رهن گذاشتن، واگذارى و هر معامله ديگرى كه براى نيل به مقاصد سازمان لازم باشد.
(۱۰) سرمايه‌گذارى، معامله و استفاده از قسمتى از وجوه سازمان كه مورد نياز فورى نباشد و به ترتيبى كه از طرف هيأت مديره سازمان كارگزاران بورس كه از اين به بعد “هيأت مديره بورس” ناميده ميشود، تعيين ميگردد.
(۱۱) هرگونه اقدام ديگرى كه به تشخيص هيأت مديره بورس براى رسيدن به مقاصد فوق لازم يا مفيد باشد.

قسمت دوم : عضويت
ماده ۵٫ اعضاى سازمان، عبارتند از كارگزاران، كه به دو دسته تقسيم مىشوند:
دسته اول: اشخاص حقيقى كه طبق مقررات قانونى به كارگزارى بورس پذيرفته ميشوند.
دسته دوم: مؤسسه‌هاى مالى و اعتبارى ايرانى كه صلاحيتشان مورد تأييد بانك مركزى جمهورى اسلامى ايران قرار گرفته باشد. اين مؤسسه‌ها، وظايفى را كه از حيث كارگزارى به عهده خواهند داشت، به وسيله نمايندگان خود انجام ميدهند.

ماده ۶٫ همه كارگزاران، اعم از دسته اول و دوم، بايد داراى شرايط زير باشند:
۱) تابعيت ايران.
(۲) نداشتن پيشينه محكومت كيفرى مؤثر.
(۳) داشتن حسن شهرت.
(۴) داشتن دست كم ۲۵ سال تمام.
(۵) داشتن دست كم مدت سه سال سابقه كارآموزى نزد يك يا چند كارگزار.
(۶) پذيرفته شدن در امتحان نظرى و حرفه‌اى، طبق آيين‌نامه بورس.
(۷) اجازه هيأت مديره بورس.

تبصره: شوراى بورس ميتواند اجراى بند (۷) ماده فوق را تا هنگام انتخاب اعضاى هيأت مديره بورس و اجراى بند (۵) آن را حداكثر تا سه سال پس از تاريخ تشكيل بورس، به تأخير بيندازد.
در مورد گروه دوم، يعنى مؤسسه‌هاى مالى و اعتبارى، تنها بندهاى (۱) و (۷) اين ماده بايد رعايت شود. با وجود اين، نمايندگان اين مؤسسه‌ها هم بايد واجد كليه شرايط ياد شده در بالا باشند.

(۱)) الف) هر شخص، اعم از حقيقى يا حقوقى، داوطلب كارگزارى بورس، تقاضاى خود را كتباً طبق نمونه‌هاى تعيين شده، همراه با مدارك مورد نياز كه توسط هيأت مديره بورس تعيين ميشود، به عنوان دبيركل سازمان ارسال خواهد نمود.
(ب) هيأت مديره بورس، تاريخى براى رسيدگى به تقاضاى داوطلب معين ميكند و دست كم چهارده روز پيش از آن تاريخ دبيركل سازمان، اطلاعيه‌اى شامل نام و نشانى متقاضى و نام پيشنهاد كننده او، براى اعضاى سازمان، به ديوار تالار بورس الصاق خواهد كرد.

(ج) پس از انقضاى چهارده روز از تاريخ الصاق اطلاعيه، تقاضاى اطلاعات و مدارك مربوط به آن و هر گونه اطلاعات ديگرى كه در اين باره رسيده باشد، در جلسه‌اى كه تاريخ آن قبلاً تعيين شده، توسط هيأت مديره بورس مورد رسيدگى قرار مىگيرد.
(د) اعضاى هيأت مديره بورس، پس از اين رسيدگى، در مورد رد يا قبول تقاضا، رأى مخفى مىدهند و تصميم‌هاى هيأت مديره به اكثريت آراى دو ثلث از اعضايى كه در جلسه رسمى حاضر بوده و رأى دادهاند، معتبر است.
(هـ) تصميم‌هاى هيأت مديره بورس در مورد قبول يا رد تقاضاى كارگزارى توسط دبيركل سازمان به متقاضى ابلاغ خواهد شد و در صورت رد تقاضا، تقاضاكننده ميتواند در ظرف يك ماه به شوراى بورس شكايت كند.
رأى شوراى بورس قطعى است. متقاضى نميتواند پيش از دوازده ماه تمام از تاريخ رد قطعى تقاضاى عضويت در شوراى بورس، دوباره تقاضاى كارگزارى نمايد.

(۲) هر داوطلبى كه تقاضاى او پذيرفته شود، نشانى محل كار خود در تهران را به دبيركل سازمان تسليم ميكند. تمام آگهي‌ها، يادداشت‌هاى كارگزاران و ديگر اوراق و مدارك و مكاتبات، به نشانى مزبور ارسال ميشود.
اعضا موظفند هرگونه تغيير نشانى خود را به دبيركل سازمان اطلاع دهند، در غير اين صورت، مسئول تمام اشكال‌هاى ناشى از خبر ندادن تغيير نشانى خود ميباشند.
(۳) هر متقاضى كه عضويت او به تصويب هيأت مديره رسيده است، بايد ظرف ۱۴ روز از تاريخ اعلام پذيرفته شدن، مبلغى را كه به عنوان وروديه توسط هيأت مديره بورس تعيين شده است، تماماً پرداخت نمايد. وجوهى كه به عنوان وروديه دريافت ميشود، قابل استرداد نيست.

بند (۳) مكرر. هر يك از كارگزاران مكلفند يك تا سه نفر از اشخاص واجد صلاحيت را به عنوان كارآموز بپذيرند.
ضوابط راجع به كارآموزان، به موجب آيين‌نامه ۲۳/۱۰/۷۰ كارآموزى است كه به تصويب شوراى بورس خواهد رسيد.
(۴) دفتر نام و نشانى كارگزاران را دبيركل سازمان نگهدارى مىكند و در ساعات ادارى كار، در دسترس عموم قرار ميگيرد.
(۵) هر گاه عضوى تصميم به استعفا از عضويت سازمان بگيرد، بايد مراتب را كتباً به دبيركل سازمان اطلاع دهد. دبيركل سازمان، رونوشت استعفانامه او را بلافاصله روى لوحه آگهي‌هاى تالار بورس نصب مينمايد و موضوع را همان روز كتباً به اطلاع همه اعضاى سازمان ميرساند.

اعضاى سازمان بايد بدهيها و تعهدهاى عضو مستعفى را به دبيركل سازمان گزارش دهند و هرگونه معامله و داد و ستد نيمه تمام وى را در گزارش قيد نمايند.
هيأت مديره بورس، تا گذشتن دو هفته تمام از تاريخ آگهى در لوحه و تسليم اطلاعيه‌ها به اعضاى سازمان، استعفاى عضو مزبور را نخواهد پذيرفت و تا هنگامى كه تمام بدهيهاى معوقه عضو مستعفى تأديه نشده و تعهدها و معامله‌هاى او انجام نشده باشد، ملزم به پذيرفتن استعفاى او نخواهد بود.

(۶) (الف) هيأت مديره بورس مىتواند عضو متخلفى را كه رعايت قوانين بورس، مقررات آيين‌نامه‌ها، مواد اساس‌نامه يا مقررات ديگر را ننمايد يا از اجراى تصميم‌هاى هيأت مديره بورس سر باز زند يا به تشخيص هيأت مديره بورس، رفتارى برخلاف شئون حرفه‌اى خود داشته باشد يا عملى برخلاف مصالح و منافع بورس يا اعضاى سازمان انجام دهد، اخراج يا معلق كند.
مدت تعليق از عضويت، به تشخيص هيأت مديره بورس، تعيين ميگردد.
عضو معلق، در دوران تعليق، از تمام مزاياى عضويت محروم است.
(ب) تصميم به اخراج يا تعليق عضو بايد با اكثريت آراى دست كم دو سوم اعضاى حاضر هيأت مديره بورس در جلسه رسمى كه بدين منظور تشكيل ميگردد، با رأى مخفى، به تصويب برسد.

(ج) در صورت اخراج يا تعليق عضوى، رئيس هيأت مديره بورس بايد بي درنگ مراتب را كتباً به اطلاع رئيس شوراى بورس برساند و علل و موجبات اخراج يا تعليق را نيز در آن قيد نمايد.
(د) دبيركل سازمان، تصميم هيأت مديره بورس مبنى بر اخراج يا تعليق عضو را كتباً به او اطلاع ميدهد. عضو معلق يا اخراج شده، حق دارد ظرف سه روز از تاريخ ابلاغ، از شوراى بورس تقاضاى تجديدنظر نمايد.

در صورتى كه از شورا تقاضاى تجديدنظر نشده باشد، پس از پنج روز از تاريخ انقضاى مهلت سه روزه تجديدنظر، دبيركل سازمان، تصميم هيأت مديره بورس را روى لوحه آگهي‌ها اعلام مينمايد. اگر عضو معلق يا اخراج شده، تقاضاى تجديدنظر كرده باشد، اعلام تصميم در اين مورد، موكول به ابلاغ نظر شورا به دبيركل سازمان است.
(۷) (الف) هيچ يك از كارگزاران نميتوانند بدون جلب رضايت قبلى و كتبى هيأت مديره بورس، با كارگزار يا كارگزاران ديگر در انجام معامله‌ها شريك شوند.

(ب) كارگزارانى كه با يكديگر شريك شوند، در مورد تمام بدهي‌ها و تعهدهاى ناشى از معامله‌هاى بورس كه در طول مدت مشاركت انجام دادهاند، مسئوليت تضامنى دارند و مراجعه به يكى از آنان، مانع مراجعه به ديگرى نخواهد بود.
(ج) اگر كارگزارى بخواهد شركت خود را با كارگزاران ديگر منحل نمايد، بايد موضوع را كتباً به دبيركل سازمان اطلاع دهد. در اين صورت، مقررات بند (۵) ماده (۷) بايد رعايت گردد.
(د) هيچ كارگزارى نميتواند با شخص ديگرى كه عضو سازمان نيست، در عمليات كارگزارى بورس مشاركت نمايد.
قسمت سوم : هيأت مديره بورس و دبيركل سازمان
ماده ۸٫

(۱) سازمان توسط هيأت مديره‌اى مركب از هفت نفر عضو، كه براى مدت سه سال انتخاب مىشوند، اداره ميشود. پنج عضو از اعضاى هيأت مديره بايد از بين كارگزاران حقوقى انتخاب شوند و دست كم چهار عضو از اعضاى اخير بايد از بين كارگزاران بانك‌ها تعيين گردند. نخستين هيأت مديره بورس، در مجمع عمومى مؤسس، طبق مقررات اين اساس‌نامه، انتخاب ميشود.

از آن به بعد، در پايان سال‌هاى اول و دوم، در مجمع عمومى عادى، دو نفر از اعضاى هيأت مديره بورس، به قيد قرعه، از عضويت هيأت مديره بورس خارج ميشوند و دو نفر توسط مجمع عمومى عادى براى مدت سه سال از تاريخ تشكيل همان مجمع، انتخاب مىگردند. پس از سه سال، مجمع عمومى در مورد مديرانى كه سه سال در سمت هيأت مديره بورس باقى مانده‌اند، تجديد انتخاب خواهد كرد و در سال‌هاى بعد، به همان ترتيب، ادامه مىيابد. هر مدير، تا انتخاب جانشين خود توسط مجمع، همچنان در عضويت هيأت مديره بورس باقى ميماند و انجام وظيفه مىكند.
تبصره: تجديد انتخاب اعضاى هيأت مديره بورس، بلامانع است.

(۲) اعضايى به عضويت هيأت مديره بورس انتخاب ميگردند كه داراى سه سال سابقه كارگزارى فعّال بوده و چهارده روز پيش از تشكيل مجمع عمومى عادى، داوطلبى خود را براى مديريت، كتباً به اطلاع دبيركل سازمان رسانده، و دو نفر از اعضاى سازمان، موافقت خود را با آن اعلام نموده باشند.

دبيركل سازمان، صورت اسامى نامزد شدگان را روى لوحه آگهي‌هاى تالار بورس الصاق مينمايد. تشريفات مذكور در مورد انتخاب نخستين اعضاى هيأت مديره، كه توسط مجمع عمومى مؤسسه انتخاب ميشوند، رعايت نميشود.
(۳) هيأت مديره بورس، هر سال، از ميان اعضاى خود، يك رئيس و يك نايب رئيس، براى مدت يك سال، انتخاب ميكند.
(۴) مسئوليت هر يك از اعضاى هيأت مديره بورس در مقابل سازمان، همان مسئوليتى است كه وكيل در مقابل موكل دارد.
ماده ۹٫
(۱) جلسه‌هاى هيأت مديره بورس، دست كم يك بار در هر ماه، در مركز سازمان تشكيل مىشود و توسط رئيس، و در غياب او، به وسيله نايب رئيس، اداره ميشود. هر عضو سازمان ميتواند، با اجازه هيأت مديره بورس، در هر يك از جلسه‌ها يا كميسيون‌ها بدون داشتن حق رأى حضور يافته، نظرهاى خود را اعلام دارد، مشروط به اينكه قبلاً اين تصميم خود را به اطلاع دبيركل سازمان رسانيده باشد.

(۲) جلسه‌هاى هيأت مديره بورس، با دعوت رئيس هيأت مديره بورس، و در غياب او، به وسيله نايب رئيس يا به تقاضاى دو نفر از اعضاى هيأت مديره بورس، تشكيل ميشود. خلاصه مذاكره‌هاى هر جلسه را رئيس جلسه خواهد كرد.
(۳) هر يك از اعضاى هيأت مديره بورس، در جلسه‌هاى هيأت، فقط داراى يك رأى است. در صورت تساوى آرا، رأى طرفى قاطعيت خواهد داشت كه رئيس جلسه به آن رأى داده باشد.

(۴) حد نصاب لازم براى رسميت جلسه هيأت مديره بورس، چهار نفر است و اتخاذ تصميم با اكثريت آرا معتبر خواهد بود، مگر در مواردى كه در اين اساس‌نامه، ترتيب ديگرى پيش‌بينى شده باشد.
(۵) در صورتى كه يكى از مديران سه دفعه متوالى، بدون عذر موجه، از حضور در جلسه‌هاى هيأت خوددارى نمايد يا استعفا دهد يا ورشكست گردد يا محجور اعلام شود يا به هر علتى از عضويت سازمان خارج گردد يا فوت شود، هيأت مديره بورس ميتواند بلاتصدى بودن محل او را اعلام كند و براى اشغال و تصدى سمت او تا تشكيل مجمع عمومى سالانه بعدى، عضو ديگرى را انتخاب نمايد.

ماده ۱۰٫
(۱) هيأت مديره بورس، يك نفر خارج از اعضاى سازمان بورس را به عنوان دبيركل سازمان براى مدت دو سال انتخاب مينمايد كه تصدى امور اجرايى هيأت را به عهده خواهد گرفت و موظف است كه نام كارگزاران را در لوحه كارگزاران درج نمايد. تجديد انتخاب دبيركل سازمان بلامانع است. در صورت تغيير، دبيركل قبلى تا انتخاب دبيركل جديد، وظايف او را انجام مىدهد.
(۲) دبيركل سازمان، تحت نظارت هيأت مديره بورس انجام وظيفه مينمايد و فقط داراى اختياراتى است كه از طرف هيأت مديره بورس به او تفويض ميشود.

(۳) دبيركل سازمان، در دوران تصدى خود، نمىتواند هيچ‌گونه شركت يا نفعى در معامله‌هاى مربوط به بورس داشته باشد. همچنين حق ندارد بدون موافقت قبلى هيأت مديره بورس، كه در خلاصه مذاكره‌ها ثبت شده باشد، در هيچ مؤسسه‌اى شغل موظف داشته باشد.
(۴) دبيركل سازمان، بودجه سالانه سازمان را همراه با پيشنهادها و اظهارنظرهاى خود تنظيم مينمايد و حداكثر تا پانزدهم اسفند هر سال، براى تصويب، به هيأت مديره بورس تسليم مىكند.

(۵) در صورت غيبت موقت دبيركل سازمان، وظايف او را شخص ديگرى كه هيأت مديره بورس تعيين ميكند، انجام ميدهد.
(۶) نحوه امضاى تمام اسناد، اوراق تعهدآور، چك‌ها، حواله‌ها، سفته‌ها و ديگر اوراق بازرگانى را هيأت مديره تعيين ميكند.
ماده ۱۱٫ هيأت مديره بورس ميتواند با رعايت قوانين و آييننامه‌ها و اساس‌نامه مربوط به بورس، هرگونه اقدامى را به نام سازمان به عمل آورد و هر نوع عمليات و معامله‌هايى را كه مربوط به موضوع سازمان باشد با اختيار تام انجام دهد.
اختيارها و وظايف خاص هيأت مديره بورس، به قرار زير است:
(۱) اداره امور بورس، مراقبت در حسن عمل كارگزاران و كاركنان، اقدام براى نيل به مقاصد و هدف‌هاى بورس، تهيه آيين‌نامه‌هاى داخلى و تسليم آنها به شوراى بورس براى تصويب.

(۲) رسيدگى به درخواست‌هاى متقاضيان كارگزارى و صدور پروانه كارگزارى براى اشخاص واجد شرايط.
(۳) دريافت و تسليم درخواست‌هاى پذيرش اوراق بهادار به هيأت پذيرش اوراق بهادار.
(۴) مراقبت در آگهى نمودن اوراق بهادار پذيرفته شده توسط هيأت پذيرش و درج آنها در فهرست رسمى اوراق بهادار.
(۵) رسيدگى به اقدامات و عمليات كارگزاران بورس و بازرسى دفاتر و عمليات و معاملات آنها.
(۶) رسيدگى به شكايت‌هاى رسيده عليه كارگزاران، و در صورت لزوم، اتخاذ تصميم‌هاى انضباطى درباره آنان.
(۷) اخذ جرايم از اعضاى متخلّف سازمان در موارد تخلف از مقررات داخلى.

(۸) اتخاذ تصميم‌هاى لازم در مورد كسانى كه با عمليات خود موجبات خسارت يا اختلال معامله‌هاى بورس را فراهم آورده و برخلاف مقاصد و هدف‌هاى بورس اقدام نمايند.
(۹) نمايندگى سازمان در برابر اشخاص ثالث و اداره‌ها و مؤسسه‌هاى دولتى و مؤسسه‌هاى خصوصى و شهرداري‌ها.
(۱۰) نصب و عزل كاركنان سازمان و تعيين مقررات استخدامى و اجراى آن.
(۱۱) تصويب بودجه سالانه سازمان.

(۱۲) افتتاح حساب به نام سازمان نزد بانك‌ها و مؤسسه‌ها.
(۱۳) دريافت مطالبه‌هاى سازمان و پرداخت ديون آن، اعم از اصل و بهره و ديگر متفرعات.
(۱۴) انتخاب نماينده براى حضور در جلسه‌هاى رسمى بورس، طبق ماده (۲۰) قانون بورس.
(۱۵) تعهد، ظهرنويسى، پذيرش، پرداخت يا واخواست اوراق تجارتى مربوط به عمليات جارى سازمان.
(۱۶) خريد و فروش و معاوضه اموال منقول و غيرمنقول سازمان و عقد هر نوع قرارداد بدين منظور.
(۱۷) اجاره نمودن محلى براى سازمان و واگذارى و فسخ اجاره و تقاضاى تعديل اجاره بها.
(۱۸) به امانت گذاشتن هر نوع اسناد و مدارك و وجوه در صندوق‌هاى مؤسسه‌هاى دولتى يا خصوصى و استرداد آنها.
(۱۹) تحصيل اعتبار از بانك‌ها و شركت‌ها و مؤسسه‌ها و هر نوع استقراض براى تأمين هزينه‌هاى سازمان با هر گونه شرايطى كه مقتضى باشد با كسب اجازه از مجمع عمومى.

(۲۰) اقدام به ايجاد هر نوع ساختمان و تأسيسات مورد نياز سازمان.
(۲۱) اقامه هرگونه دعوا و دفاع يا انصراف از هرگونه دعوا، اعم از حقوقى و كيفرى، با داشتن اختيارات تام در مورد امور دادرسى، از قبيل پژوهش، فرجام، مصالحه، ادعاى جعل، تعيين جاعل، ارجاع دعاوى به داورى و كارشناسى و تعيين داور و كارشناس، با اختيار صلح يا بدون آن، و به طور كلى، استفاده از تمام حقوق و اجراى تكاليف ناشى از قانون داورى، تعيين وكيل براى دادرسى و مانند آن، با حق توكيل يا توكيل در توكيل ولو كراراً.

تعيين داور و كارشناس، اقرار، خواه در ماهيت دعوا، خواه به امرى كه كاملاً قاطع دعوا باشد. دعوا خسارت يا استرداد دعوا. جلب شخص ثالث و دفاع از دعواى ثالث. دعوا متقابل و تهاتر و دفاع از دعاوى مزبور، تأمين مدعى به، توقيف اشخاص و اموال، اعطاى مهلت براى پرداخت مطالبه‌هاى سازمان، درخواست صدور برگ اجرايى و تعقيب عمليات اجرايى در تمام مراجع صالح و اخذ محكومبه.
(۲۲) تعيين استهلاك داراييها.
(۲۳) تنظيم گزارش مالى سازمان، متضمن دارايى منقول و غيرمنقول، و صورت مطالبه‌ها و قرضها و نيز تنظيم ترازنامه و حساب درآمد و هزينه و پيشنهاد هر نوع اندوخته براى تصويب مجمع عمومى سازمان.
(۲۴) پيشنهاد تغيير و اصلاح اساس‌نامه به مجمع عمومى فوق‌العاده براى تسليم آن به شوراى بورس.
قسمت چهارم : پروانه كارگزارى
ماده ۱۲٫
(۱) مبادرت به عمليات كارگزارى، منوط به صدور پروانه كارگزارى است كه پس از انجام تمام مقررات و تشريفات مندرج در اين اساس‌نامه، از سوى هيأت مديره بورس، به نام متقاضى صادر خواهد شد.
(۲) هيأت مديره بورس، در صورتى پروانه كارگزارى صادر خواهد كرد كه متقاضى، تضمين مقرر در ماده (۱۳) قانون بورس را نزد بانك مركزى جمهورى اسلامى ايران سپرده و وروديه موضوع بند (۳) ماده (۷) اين اساس‌نامه را پرداخت كرده باشد.

(۳) در صورتى كه عضوى اخراج گردد يا تعهدات خود را نسبت به اعضاى ديگر يا سازمان انجام ندهد، هيأت مديره مىتواند تضمين مقرر در ماده (۱۳) قانون بورس را مطالبه و ضبط نمايد و دستور دهد كه اين تضمين يا وجوهى كه از بابت آنها عايد شده، صرف پرداخت ديون و تعهدات آن عضو به اعضاى ديگر يا به سازمان شود و مازاد آن به خود او تأديه گردد.
قسمت پنجم : مجامع عمومى
ماده ۱۳٫
(۱) مجمع عمومى عادى سالانه و مجمع عمومى فوق‌العاده، به دعوت رئيس هيأت مديره بورس، يا در غيبت او، به دعوت نايب رئيس، در محل و تاريخ معين شده از طرف هيأت مديره بورس تشكيل ميگردد. چهارده روز پيش از تاريخ گشايش اين مجامع، دبيركل سازمان، آگهى آن را با ذكر تاريخ، ساعت، محل و دستور جلسه، روى لوحه آگهي‌هاى تالار بورس، نصب مىنمايد.

(۲) مجمع عمومى عادى، به طور فوق‌العاده، ممكن است در هر موقع، به دعوت رئيس هيأت مديره بورس، يا در غيبت او، به دعوت نايب رئيس، يا در صورت تقاضاى كتبى يك سوم اعضاى سازمان و ظرف مدت چهارده روز پس از تسليم اين تقاضا، به دعوت دبيركل سازمان، تشكيل گردد. آگهى تشكيل اين مجمع كه متضمن تاريخ، ساعت، محل و دستورجلسه است، دست كم سه روز تمام پيش از تاريخ تشكيل، توسط دبيركل سازمان روى لوحه آگهي‌هاى تالار بورس نصب مىشود.

همچنين دبيركل سازمان بايد دست كم دو روز پيش از تشكيل جلسه، آگهى مشابهى براى هر يك از اعضا، به نشانى آنان، كه در دفتر ثبت شده است، ارسال دارد.
(۳) در مجمع عمومى، اخذ رأى در مورد هر پيشنهاد، به طور مخفى يا علنى، به تشخيص رئيس مجمع، انجام مىگيرد. خلاصه مذاكره‌ها و نتيجه تصميم‌هاى مجمع عمومى در دفتر خلاصه مذاكره‌ها ثبت مىشود و پس از امضاى رئيس مجمع، سنديت خواهد داشت.

(۴) براى شركت در مجامع عمومى، از همه اعضا دعوت به عمل مي آيد، به استثناى اعضاى زير كه حق شركت در مجامع عمومى را ندارند:
(الف) عضو معلق
(ب) عضو غيرفعال كه ميزان سهم مشاركت او در فعاليت‌هاى بورس در سال ماقبل تشكيل مجمع عمومى، كمتر از درصد حجم كل معامله‌هاى بورس بوده است.
(۵) اعضاى سازمان مىتوانند شخصاً يا به وسيله نماينده خود، كه بايد از بين اعضاى سازمان انتخاب نمايند، در مجمع عمومى شركت كنند و رأى بدهند. هيچ يك از اعضاى سازمان نميتواند بيش از يك نمايندگى را قبول نمايد.
احراز نمايندگى به وسيله وكالتنامه مسلم ميگردد.
(۶) جلسه‌هاى مجامع عمومى عادى، وقتى رسميت خواهد داشت كه دست كم نصف به علاوه يك اعضا، اصالتاً يا وكالتاً، حضور داشته باشند.

اگر در دفعه اول، اين حدنصاب حاصل نشد، مجمع عمومى جديدى با همان تشريفات، ظرف حداكثر چهارده روز دعوت ميگردد. تصميم‌هاى اين مجمع، قطعى است، ولو اينكه حدنصاب فوق حاصل نشود. تصميم‌هاى مجامع عمومى عادى با اكثريت آراى حاضران در جلسه رسمى، معتبر است. در صورت تساوى آرا، رأى طرفى قطعيت دارد كه رئيس مجمع به آن طرف رأى داده باشد.
(۷) رياست جلسه‌هاى مجمع عمومى عادى و مجمع عمومى فوقالعاده، با رئيس هيأت مديره بورس، و در غياب او، با نايب رئيس هيأت خواهد بود.
(۸) اختيارهاى مجمع عمومى عادى، بدين قرار است:
(الف) استماع گزارش هيأت مديره، راجع به امور سازمان و گزارش حسابرس راجع به وضع مالى سازمان و ترازنامه و اتخاذ تصميم نسبت به تصويب يا رد آن. تصويب يا رد ترازنامه و حساب‌ها بايد پس از استماع گزارش حسابرس به عمل آيد، در غير اين صورت، باطل و از درجه اعتبار ساقط است.
(ب) انتخاب، عزل يا تجديد اعضاى هيأت مديره بورس و حسابرس.
(ج) تعيين پاداش اعضاى هيأت مديره بورس و حقوق حسابرس.

(د) اعطاى اختيارهاى لازم به هيأت مديره بورس براى مواردى كه اختيارهاى آن هيأت كافى نيست.
(هـ) اخذ تصميم راجع به هر پيشنهادى كه جزو دستور جلسه بوده و در صلاحيت مجمع عمومى فوق‌العاده نباشد.