مقدمه
بزرگ ترین معجزه پیامبر بزرگ اسلام قرآن است.عده بسیاری ازاعراب سعی بر این داشتند که در برابر این کتاب آسمانی قد علم کنند و همچون آن را پدید آورند اما آن ها در برابر بلاغت این کتاب از آوردن ١٠ سوره و حتی یک سوره همانند آن عاجز ماندند تا این که خداوند در پاسخ به تلاش آنان خبر داد که(آگر همه ی انسانها و جنیان با هم متحد شوند تا مانند آن را بیاورند هرگز نمی توانند.) اما چرا؟مگر قرآن از چه ویژگی یا ویژگی هایی برخوردار است که این امر را باعث شده؟

پاسخ های بسیاری برای این سوال وجود دارد که به اختصار می توان این ویژگی ها را به دو دسته فصاحت و بلاغت تقسیم کرد.
فصاحت سام بیان زیبا و صریح و آهنگ دلنشین آن می باشد.همچنین بلغت قرآن موارد بساری را در بر می گیرد مانند دستورهای هدایتی در زمینه های مختلف که بر شمردن آنها در قالب این مقاله نمی گنجد.همچنین وجودروابط ریاضی بین آیات و کلمات و سوره ها،خبر از آینده و اشاره به پدیده های علمی که از آن به عنوان اعجاز علمی قرآن نیز یاد می شود نمونه هایی از بلاغت قرآن منسوب می شود.
در این نوشته ها سعی بر آن است که نمونه هایی از اشارات علمی قرآن به طور خلاصه ذکر شود. اما قبل از آن در مورد اعجاز علمیاین کتاب باید به چند نکه اشاره کرد.

اول آنکه قران در اصل کتاب هدایت است و هدف ان جهت بخشیدن به زندگی انسان است و اگر در بعضی از آیات آن به پدیده های علمی اشاره شده از آن جهت است که این کتاب از علم بی پایان خداوند نشأت گرفته
دوم این که بعضی گمان می کنند که قرآن شامل تمامی علوم بشری است و برای اثبات این گفته، آیاتی را از قرآن یاد آور می شوند نظیر آیه ٣٨ سوره انعام:«ما فَرَّطنا فیِ الکِتابِ مِن شَیءٍ» (در کتاب قرآن چیزی را فروگذار نکردیم)

و یا آیه ی ٥٩ سوره انعام:«وَ لا رَطبٍ وَلا یابِسٍ الّا فی کِتابٍ مُبین» (هیچ تر و خشکی نیست مگر آنکه در کتابی،آشکار،است)
و همچنین آیه ی ٨٩ سوره نحل :«وَ نَزَّلنا عَلَیکَ الکِتابَ بَیاناً لِکُلِّ شَیٌ» (قرآن را برتو فرستادیم تا بیان کننده همه چیز باشد.
در مقابل عده ای دیگر این آیات را با مطلب مورد ادعا بیگانه می دانند زیرا آیه ی ٨٩ سوره نحل در رابطه با بیان فراگیر احکام دین است چرا که این آیه در صدد اتمام حجت با کافران است که روز رستاخیز بر پیامبری به عنوان شاهد بر رفتار امت خویش براتگیخته می شود و پیامبر اسلام نیز شاهد بر امت خود است چرا که کتاب و دینی که به دست او به ما رسیده کامل بوده و همه چیز در آنها بیان شده است و البته این موضوع با توجه به قسمت های قبلی این آیه مشخص می شود:«وَ جِئنا بِکَ شَهیداً علی هولاءِ وَ نَزَّلنا عَلَیکَ الکِتابَ بَیاناً لِکُلِّ شیء وَ هدیً وَ رَحمَةَ وَ بُشری لِلمُسلِمین» (جای نقص در بیان وظایف و تکالیف شرعی باقی نگذاردیم تا هدایت و رحمت و بشارتی باشد برای مسلمانان)

در آیات ٣٨ و٥٩ سوره انعام نیز با توجه به قسمت های قبلی این آیات مشخص می شود که منظور از کتاب،علم ازلی الهی است نه قرآن و به این ترتیب این عقیده را که در قرآن همه علوم بشری وجود دارد نسخ می کند.
اما با این وجود نمی توان منکر اعجاز علمی این کتاب گردید.

نکته دیگر این که چون علم حالت ثابتی ندارد و مدام در حال دگرگونی است و ممکن است یک نظریه که حالت قطعیت داشته پس از مدتی رد شود باید در تفسیر آیات با ابزارهای علمی دقت داشت که در بیان پدیده های علمی ذکر شده در قرآن از کلمه ی «شاید» استفاده شود تا اگر در نظریه تغییری پدید آمد و یا منسوخ شد به قرآن اشکالی وارد نشود و صرفا گفته شود که تفسیر شخص اشتباه بوده.
حال که این نکات ذکر گردید به بیان نمونه هایی از اشارات علمی قرآن می پردازیم.

حرکت خورشید
«وَ الشَّمسُ تَجری لمُستَقَرِّ لَها ذلکَ تَقدیر العَزیز العَلیم» ٣٨ یس
(و خورشید به سوی قرارگاه ویژه ی خود روان است. آن تقدیر خدوند عزیز و داناست)
«لا الشَّمسُ یَنبَغی لها اَن تُدرِکُ القَمَر و لاالّیلُ سابِقُ النّهار وَ کُلُّ فی فَلَکٍ یُسبحونَ»

٤٠ یس
(نه خورشید سزد که به ماه رسد و نه شب بر روز پیشی گیرد و هرکدام در سیری شناورند)
آیه ٣٨ یس بیانگر حرکت خورشید می باشد. خورشید دارای دو حرکت دورانی و جریانی است.
دوران به حرکت دایره مانند اطلاق می شود در حالی که جریان اشاره به حرکت طولی دارد.
نکته جالب این است که این آیه برای خورشید هم حرکت طولی و هم دورانی قائل شده است.به این صورت که یک بار می فرماید:« وَ الشَّمسُ تَجری لمُستَقَرِّ لَها» و بار دیگر می فرماید:« کُلُّ فی فَلَکٍ یُسبحونَ»

زمانی که این آیات نازل شد فرضیه هیئت بطلمیوس بر محافل علمی حاکم بود که بر اساس آن اجرام آسمانی حرکتی نداشتند و به منزله ی اجسامی درخشان و متراکم در دل آسمان بودند و زمین نیز مرکز عالم شناخته شد.

بنابراین در آن دوران نه شناور بودن خورشید مفهومی داشت و نه حرکت طولی آن اما بعد از آن که پایه های این نظریه فرو ریخت نظریه دیگری روی کار آمد که بر اساس آن خورشید در مرکز منظومه شمسی ثابت و بی حرکت است و تمام منظومه به دور آن در حال گردش است اما این نظریه هم نتوانست مفهوم این آیات را به روشنی مشخص کند تا این که علم به پیشرفت خود ادامه داد و بالاخره در این اواخر ثابت شد که خورشید با سرعت ١١٣٠٠٠٠ کیلومتر بر ساعت به دور خود و نیز با سرعت ٧٢٤٠٠ کیلومتر بر ساعت به طرف صورت فلکی هرکول در حرکت است.
پوشش هوایی محافظ زمین

خداوند در آیه ٣٢ سوره انبیا توجه ما را به جو زمین جلب می کند و می فرماید:«وَ جَعَلنا السَّماءَ سقفاً محفوظاً وَ هُم عَن آیاتِها مُعرِضونَ» (و آسمان را سقفی محافظ قرار دادیم ولی آنها از نشانه های آن رو گردانند)

ویژیگی حفاظتی جو زمین در قرن ٢٠ ثابت شد جوی که اطراف زمین را فراگرفت دارای ویژگی های حفاظتی مهمی می باشد که به آنها اشاره می شود:
جو تشعشعات خورشیدی را تصفیه می کند و به همه ی این تشعشعات اجازه ورود به زمین را نمی دهد تنها تشعشعات مفید و ضروری مانند نور مرئی و محدوده ای از اشعه ی فرابنفش و اموج رادیویی را از خود عبور می دهد.

فرکانس محدوده ی فرابنفش که جو زمین تنها به حدود یک درصد آن اجازه ی عبور می دهد برای فتوسنتز در گیاهان ضروری است.
نقش دیگر جو دفاع از زمین در برابر سنگ های آسمانی می باشد که خطر بزرگی برای زمین محسوب می شوند.مثلا اگربه سطح ماه نگاه کنیم فرورفتگی های عمیقی را می بینیم که حاصل برخورد سنگهای آسمانی به سطح این سیاره است .این اجرام آسمانی مانند سیارات به صورت مجموعه های بزرگ درمداری به دور خورشید درحرکت اند اما به هنگام نزدیک شدن به زمین بر اثر نیروی جاذبه تعداد زیادی از آنها به سمت زمین کشیده می شوند وبا سرعتی حدود ٥٠ تا ٦٠ کیلومتر در ثانیه به سوی زمین سقوط می کند ولی هنگام وارد شدن به جو براثر سرعت زیاد واصطکاک شدید با ذرات هوا،می سوزند ونوری به دنبال خود بر جا می گذارند وبه این ترتیب محو می شوند .برخی دیگر نیز به حدی بزرگ اند که کامل نمی سوزند واز لایه هوایی می گذرند و به سطح زمین برخورد می کنند.

همچنین زمین از پوشش محافظ دیگری نیز برخوردر است به نام کمربند ون آلن.این کمربند که صدها کیلومتر بالاتر از جو زمین قرار دارد یک میدان مغناطیسی است که زمین را در برابر بمباران تشعشعات خورشیدی حفظ می کند.انرژی ساطع شده از خورشید به حدی زیاد است که قابل تصور نیست .یک انفجار خورشیدی معادل ١٠٠ میلیارد بمب اتمی است که آمریکا در شهر هیرو شیما ژاپن انداخت.هر لحظه ده ها انفجار در سطح خورشید رخ می دهد. ٥٨ ساعت بعد از یکی از انفجارها مشاهده شد که عقربه قطب نماها حرکاتی غیر عادی انجام می دهند و دمای جو در ارتفاع ٢٥٠ کیلومتری به بیش از ٢٥٠٠ درجه سانتی گراد رسید.ببدون وجود جو و کمربند ون آلن این تشعشعات زندگی را روی زمین نابود

می کنند.
قابل ذکر است که کمربند ون آلن مختص کره زمین است و حتی خواهر زمین (زهره ) غیر از این میدان مغناطیسی محروم است.
پیدایش جهان

خداوند در آیه ١١ سوره فصلت می فرماید:«ثُمَّ استوی اِلی السَّماءِ و هیَ دَخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلارضِ ائتِیا طوعاً اَو کَرها قالَتا أَتَینا طائِعینَ» (پس اراده ی آفرسنش نمود در حالی که به صورت دود بود.به آن و به زمین دستور داد به وجود آیید و شکل گیرید،خواه از روی اطاعت و خواه از روی اکراه .آنها گفتند ما از روی اطاعت می آییم.)

همچنین در آیه ٣٠ سوره انبیا فرموده است:«أَوَلَم یَرَالَّذینَ کَفَرُوا اَنَّ السَّماواتِ وَ الأَرضَ کانَتا رَتقاً فَفَتَقناهُما وَ جَعَلنا مِنَ الماءِ کُلُّ شَیءٍ حَیٍّ أفَلا یُومِنُونَ» آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین یه هم پیوسته بودند و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم و هر موجود زنده ای را از آب قرار دادیم.آیا ایمان نمی آورند.)
در این آیات به سه نکته مهم در باره ی آفرینش جهان و موجودات زنده اشاره شده است:
١)جهان در اغاز به صورت گاز و دود بود.

٢)جهتن در آغاز به هم پیوسته بود و سپس کرات آسمانی ازهم جدا شدند.
٣)آغاز آفرینش موجودات زنده از آب هستند.
اگرچه درباره ی چگونگی شکل گیری جهان فرضیات مختلفی وجود دارد اما باتوجه به مطالعاتی که روی کهکشان ها و منظومه هایی که در حال شکل گیری هستند به عمل آمده مسلم است که در آغاز جهان به صورت توده ی گازی ابر مانند و فشرده بوده که بر اثر گردش به دور خود،قطعاتی از آن جدا شده و به اطراف پراکنده گشته است و این قطعات پس از سرد شدن به صورت مایع و در مواردی به صورت جتمد در آمده و تشکیل کرات مسکونی و غیر مسکونی را داده اند.
مشاهدات دانشمندان در مورد سحابی ها نیز این مسئله را که دنیا در آغاز به صورت توده گاز دود مانندی بوده به عنوان یک نظریه قطعی معرفی می کند.

دومین آیه نیز اشاره به هم پیوستگی چهان در آغاز امر و سپس جدا شدن اجزای آن از یکدیگر دارد.پیدایش نخستین موجودات زنده در آب دریاها نیز امروز یک نظریه معروف علمی است.قرآن نیز در دومین آیه ی ذکر شده در بالا پیدایش همه ی موجودات زنده را از آب می داند.حتی آیاتی که آفرینش انسان را به خاک نسبت می دهد نیز تصریح دارد که این خاک آمیخته با آب و به صورت «طین» (گل) بوده است.
سیاه چاله ها
خداوند در آیات ١٥ تا ١٧ تکویر برشمرردن مشخصات خاصی به سیاهچاله اشاره می کند.
«فَلا اُقسِمُ بِالخُنَّس ١٥ الجَوار الکُنَّس ١٦ والَّیلِ اِذا عَسعَس ١٧ » (به راستی سوگند به اختران باز آینده، آن روندگان نهان شونده، و به شب چون تاریک شود)
مشخصات:
١)آنها ستارگانی در حال حرکت هستند.
٢)آنها پنهان هستند.
٣)آنها ستارگانی جارو کننده هستند.
امروز به خوبی مشخص شده است که ستارگان در طول عمر خود دچار تغییرات می شوند تا آن که بمیرند. یکی از انواع مرگ ستارگان تبدیل شدن به سیاه چاله است که چهره ای ترسناک دارد.
انواع سیاه چاله ها:
١-نوع کوچک یا کم جرم(نوع کهکشانی)
این نوع از سیاه چاله ها از ستارگانی تشکیل می شوند که جرمشان ١٠٠ برابر جرم خورشید ماست.وقتی که انرژی چنین ستاره ای تمام می شود پوسته ی خارجی خود را پرتاب می کند و هسته ی خود را که هنوز ١٥ برابر خورشید است نگاه می دارد.
٢-سیاهچاله های متوسط
٣-سیاه چاله های بسیار سنگین (١٠٥ تا ١٠١٠ برابر خورشید)
در ستارگان سنگین دو فرایند مهم پوسته رخ می دهد.یکی جوش هسته ای(که هیدروژن را از مرکز ستاره به بیرون می فرستد) و دیگر جاذبه (که هیدروژن را به طرفی که آمده بود می کشد) این دو روند یکدیگر را خنثی می کنند تا این که هیدروژن ستاره سوخته شود و در این موقع،جاذبه غلبه می کند.وقتی که جاذبه غلبه کرد ستاره ناپایدار می شود و منفجر می گردد.وقتی شروع به منفجر شدن کرد دیگر متوقف نمی شود و ستاره
(و در نهایت اتم ها) به داخل خود فرو می ریزند و منجر به تشکیل سیاهچاله می شود.
چرا سیاه چاله ها سیاه می باشند؟

یک موشک باید سریع تر از ٢٥٠٠٠ مایل در ساعت (٧مایل در ثانیه)حرکت کند تا بتواند زمین را ترک کند.به این سرعت،سرعت فرار از زمین گفته می شود و اگر سرعت راکت کم تر از این مقدار باشد توسط جاذبه به زمین بر می گردد.

سرعت فرار از یک سیاه چاله بیش از ١٨٦٠٠٠ مایل در ساعت است پس اگر بخواهیم از آن فرار کنیم باید سرعتی بیش از این مقدار داشته باشیم،حال آنکه سرعت نور ١٨٦٠٠٠ مایل در ساعت است بنابراین نمی تواند از سیاه چاله فرار کند و در نتیجه سیاه چاله دیده نمی شود.
در آیه دوم سوره تکویر به مرگ ستارگان اشاره شده است.
«وَ اذاالنُّجُومُ اَنکَوَرَت» (آنگاه که ستارگان به سیاهی می گرایند)