اقتصاد چین

همچنين برآوردهاي اصلاح شده نسبت به برآوردهاي پيشين شرح تحمل پذير و سالمتري از اقتصاد چين را نشان مي دهند. علاوه بر مجموع ارقام جديد توليد ناخالص داخلي، برآوردهاي جديدي از بخش هاي مختلف توليد ناخالص داخلي وجود دارد. به ويژه اينكه برآوردهاي جديد در بخشي از GDP ناشي از سرمايه

گذاري تعديل اندك و در بخشي از GDP ناشي از مصرف تعديل بسيار ايجاد نموده اند.تخمين زده شده است كه سرمايه گذاري تحت شرايط جديد در اوايل دهه ۲۰۰۰ براي ۳۸/ از GDP تشكيل شده است. برآوردهاي اصلاح شده نشان دادند مصرف تقريبا برابر ۶۰/ GDP است و اين حاكم از آن است كه قدرت مصرفي به نيروي اصلي در رشد اقتصاد چين تبديل شده است. اين وضعيت سالمتر از وضعيتي است كه صادارات سرمايه گذاري جديد تحرك اصلي در اقتصاد چين بودند.

انتظار داريم در طي چند سال آينده بر‌آورد مجدد در اعداد GDP ادامه يابد. به عبارت ديگر، بخش خدمات و ميزان مصرف در رشد اقتصاد چين به كمك كننده هاي مهمي تبديل خواهند شد. اينها با نوين سازي اقتصاد چين سازگار هستند. بعلاوه علائمي كه نشان مي دهند در چين ميزان پس انداز تا حدودي كاهش خواهد يافت. و بر اساس تقاضاي مصرف كننده خواهد بود. احتمال اينكه بازارهاي ملي بيش از يك مليون مصرف كننده به واقعيتي تبديل خواهد شد را افزايش مي

دهند. RMA: چين در حوالي ۲۰۰۵ RMA را برابر دلار با ۱/۲ دوباره برآورد نمود و نشان داد كه آن مي تواند ميزان تبادل RMA را در مقابل سبد پولهاي رايج مديريت كند. اين حركت بعلاوه آزادي بيشتر فشار سياسي وارد بر چين را كه حاكي از اصلاح پول رايج در مابقي سال ۲۰۰۵ بود را كاهش داد. با اين وجود RMA از آن

زمان تا كنون نسبت به دلار امريكا تا اندازه اي ترقي كرده و عملكرد دلار را در برابر پول هاي رايج ديگر دنبال نموده است. بنابراين نشانه هايي وجود دارد كه نشان مي دهد RMA منحصرا در مقابل دلار امريكا سبد پول هاي رايج مديريت شده است. در اواخر ۲۰۰۵ قدرت نسبي دلار امريكا به پولهاي رايج ديگر برخي از

فشارهاي وارده به RMA را كاهش داد، البته اين قدرت بر دلار و خزانه داري امريكا تاثيري نداشت. چين به وسيله مازاد تجاري اش كه در سال ۲۰۰۶ به ۱۷۸ بيليون U SD رسيد و مازاد متقابل تجاري بيش با ايالت متحده كه در همان سال ۲۳۵ بيليون U S D بود توانست رشد سريعي از RMB را در مقابل دلار پول هاي رايج ديگر شركاي تجاري اش به منصه ظهور برساند. چين محتملا به سه دليل اساسي به مقاومت در برابر اين فشار ادامه خواهد داد. اولين دليل اين است كه

آن مي تواند تا زمانيكه چين بخواهد براي ضد عفوني كردن دلارهاي آمريكايي اش هزينه صرف كند و مايل به طرح واكنش سياسي جغرافيايي باشد مي تواند در فقدان پول رايج گردش پذير آنچه راكه مي خواهد از نظر تبادل ارزي انجام دهد.دوم احساسي وجود دارد كه نشان ميدهد اگر مكانيسم نرخ ارزي چين شكسته

نشود حداقل براي چين دليلي براي متمركز شدن بر آن وجود ندارد.اين موضوع با ترس ناشي از مديريت امري پيچيده تر از تبادل ارزي ثابت روندي كه چين تجربه اي واقعي از انجام دادن آن ندارد، آميخته شده است. سومين دليل اين است كه RMB در برابر دلار امريكا در سطوح كنوني واقع نمي باشد. به گونه اي كه بتواند صادرات را حمايت كند. بنابراين، مكانيسم نرخ ارزي د ركاربردي واقعي حالت تهاجمي دارد تا تدافعي. بعد از همه اين حرفها مناطق نسبتا فقير چين با نمايندگي هاي متناسبي از صنايع سنگين در رقابت با بازار داخليكه شامل وارداتي از كره، تايوان و ژاپن هستند. آسيب پذير مي باشند. نه مناطق ثروتمند با صادرات شكوفا انتظار داريم چين در طي چند سال آينده به تدريج RMB را ترقي دهد. در حالي كه پيش بيني آن دشوار مي باشد با ديدن افزايشي در مقياس چند درصد در سالها كمي بيشتر در برابر دلار امريكا و درك اين نكته كه RMB نسبت به پولهاي رايج ديگر به طور گسترده دنباله رو دلار امريكا است شگفت زده نمي شويم با وجود آنكه ممكن است چين سبد پول هاي رايج را تا حدودي متنوع كند، هر گونه حركت عمده فروشي جدا از دلار ك با تغييري در سند دارايي هاي ذخيره اش

همراه است، حاكي از ارزش نهانگاه بزرگ چين خواهد بود. با اين وجود، به دليل تمايل چين به حركتي آهسته و نداشتن تجربه مديريت انتظار نداريم با تغييري ناگهاني مواجه شويم. و نه منتظرRMB گردش پذير آزاد هستيم. همچنين تصور من بر اين است كه انعطاف پذيري چين با نوين سازي صنايع سنگين در چين و توسعه اقتصاد غرب و مناطق شمال شرقي نسبت به تحت فشار قرارگرفتن سازگاري بيشتري دارد. آيا مناطق متوسط چين بايد شكوفا شوند چين دلايلي براي

حفظ نرخ ارزي دارد كه اكثر تحليل گران آن را بي اهميت تلقي مي كنند. در همان زمان شناسايي رهبر هاي ترازهاي متزلزل از نظر مستمري هاي بودجه بندي نشده و ادامه يافتن چالش تبديل در آمدهاي مالياتي به نت اجتماعي فشارهاي اقتصادي را تعديل خواهد نمود. و مي تواند محدوديت هايي بر ميزان افزايش قرار دهد. ارزش RMB به دخاير در حال رشد چين سرمايه كه پيش بيني كننده رشد آن است، بستگي دارد . رهبري چين سعي دارد با ايجاد مشكلاتي براي

خريداران خارجي مانع از ريزش سرمايه در آن شود. علاوه بر اين آن به منظور اداره نمودن بخش كلاني در سرمايه گذاري در اثناي استخدام مديران بودجه اي بين المللي است. اين بودجه ها مزايايي از جمله به گردش در آوردن پول در خارج از چين و توليد در آمدي بالاتر از گنجينه هاي امريكا دارد. اگر چنين بودجه اي در

مناطق خاص سرمايه گذاري شود مي تواند ايفا گر نقش مهمي باشد. اقتصاد صادرات چين: چين در اقتصاد بين المللي روندي روبه رشد را در پيش گرفته است. چين صادر كننده و وارد كننده اصلي جهان سوم است. مازاد تجاري چين از ۳۰ بيليون U SD در سال ۲۰۰۴ به حدود ۱۰۰ بيليون USD در سال ۲۰۰۵ و ۱۷۸ بيليون USD در سال ۲۰۰۶ رسيده است. طبق آمار ايالت متحده متحده چين در سال ۲۰۰۵ به ۲۰۰ بيليون U SD و در سال ۲۰۰۶ به ۲۳۵ بيليون U SD دست يافته است. با اين حال در همين زمان كسر در آمد هنگفتي را با ديگر كشورهاي آسيايي تجربه نمود. اين بدين معني است كه كالاهاي حامل برچسب ساخته شده چين

تقريبا ۲۵/ يا كمتر موجب افزايش ارزش كالاهاي چين مي شود. چين به جاي اينكه تنها مكان توليد شود به آخرين ايستگاه در سامانه توليدي آسيا كه كالاهاي سرمايه و نقديندگي از ژاپن،كره و تايوان و ديگر اجزاء و دستگاههاي جزعي را از جنوب شرقي آسيا دريافت مي دارد، تبديل شده است. اين سيستم نه تنها

موجب افزايش صادرات چين شده است بلكه بيشتر كشورهاي آسياي شرقي در سالهاي اخير به وسيله اين سيستم هر سال ۲۰يا ۲۵/ يا بيشتر رشد داشته اند ويژگي مهم ديگر مهم اين اقتصاد صادرات چين اين است كه حجم وسيعي از صادرات آن كه در سالهاي اخير ارزشي بالغ بر ۶۰/ داشتند توسط سرمايه گذاران

خارجي توليد شده است. وقتي ادارات بين المللي خرده فروشان چند مليتي در صادرات بعنوان ميانجي عمل مي كنند و شركتهاي تجاري هنگ كنگ نيز عاملي در نظر گرفته مي شوند. مشخص مي شود كه بيشتر فعاليت هاي مرتبط با صنعت صادرات چين از جمله تحقيق، توسعه، طرح، بازاريابي مديريت لجستيك و … توسط شركتهاي چيني انجام نگرفته و اصلا در چين صورت نگرفته است. اين موضوع موجب محدود شدن ارزش هاي وارده به چين مي شود. موفقيت صادرات چين به دليل تجمع در صنايع بخصوصي است تا حضور در زنجيره هاي كامل توليد به عنوان مثال صادر نمودن الكتريسته از چين جايي كه اكثر شركت هاي صادر

كننده خارجي هستند اكثر شركت هاي توسعه يافته محصول واردات مي باشند و بيشتر امور توزيع و بازاريابي به وسيله شركت هاي غير چيني انجام مي پذيرد و پديده اي متفاوت از صادرات الكتريسته از ژاپن مكاني كه اغلب منشاء تكنولوژي اوليه محل سازندگان متبحر و شركتهايي كه كار توزيع و بازاريابي را انجام مي دهند است.نشاني ويژه مبني بر كند شدن رشد صادرات چين در آينده اي نه چندان دور وجود ندارد. صادرات گسترده پوشاك در اوايل ۲۰۰۵ در حالي كه سهميه

كاهش يافته يا حذف شده بود نشان مي دهد كه چين به طور گسترده در سايه كالاهاي توليد شده در حال رقابت است. رشد صادرات پوشاك و منسوجات چين با تحميل معيارهاي امنيتي كاهش يافته است. اما اين مقياس ها موقتي است. بيشتر اين معيارها در سال ۲۰۰۸ يا ۲۰۱۰ پايان خواهند يافت . بدين صورت

چين قادر خواهد بود رقابتش را كه با تمايل به كاهش اختلافات بالقوه تجاري، افزايش هزينه و تمايل طبيعي خريداران به استفاده از بيش از يك منبع محدود شده به روال طبيعي خود برگرداند رشد چين در رابطه با ديگر كالاهاي ساخته شده سبك به طور قابل توجه باتقاضاي جهاني محدود خواهد شد.چون چين عملا به محل توليد محصولات گسترده تبديل شده است. همچنين چين در صدد بهبود بخشيدن موقعيت خود در زمينه توليد كالاهاي ديگر است. چين هم اكنون مركز

تجمع بيش زا ۵۰/ از توليد الكترون هاي مصرفي دنيا است. مثالي از اين مورد لب تاپ است كه بخش گسترده اي از ظرفيت توليد دنيا در كمتر از ۱۸ ماه به تنها شهر در چين سوشو، تغيير كرده است. علاوه بر اين، اجزاء الكتريكي و الكترونيكي بسياري در چين توليد شده است. و صورت حساب اجزاء وارداتي به سرعت كاهش يافته است. ممكن است اين موضوع به جذب شدن بخش هاي مهمي از سامانه توليد آسيا به بازار چين منجر شود و همچينين پيامدهاي هم زماني به

ديگر نقاط اقتصادي منطقه داشته باشد. در همين زمان چين در صنايع ديگر كه زماني وارد كننده بزرگي بود به عنوان صادر كننده شبكه اي ظاهر شد.پيشرفت در صادرات خودرو نشان مي دهد كه چين سرانجام خواهد توانست به عرضه كنند اصلي قطعات خودرو و همچنين خودرو تبديل شود. سرمايه گذاري گسترده در بخش فولاد چين را از وارد كننده شبكه اي به صادر كننده تبديل كرده است. اگر چه ممكن است تصور بر اين باشد كه برتري چين در كالاهاي متكي به نيروي

انساني مي تواند به ضعف رقابت در صنايع متكي به سرمايه منجر شود. ولي در واقع بدين صورت نمي باشد چين كشوري است كه سرمايه هنگفتي دارد و صادر كننده شبكه اي اين سرمايه مي باشد. بعلاوه سرمايه و نيروي انساني انحصاري نيستند. فوايد هزينه كارگر در ساخت تجهزات متكي به سرمايه بدين

معني است كه هزينه ساخت تجهزات گسترده در بخش هايي مانند مواد شيميايي فولاد و سيمان يك سوم يا كمتر از موارد سرمايه گذاري شده در كشورهاي ديگر است با گذر زمان مزايا و منافع رقابتي چين فعاليتهاي تجاري پخته اي خواهد شد. انتظار دراريم در طي چند سال آينده شاهد جنبش هايي در اقتصاد چين در چند جهت باشيم.سابقا موقعيت چين در صنايع با وضع سهميه ها محدود شده بود. چين محل تجمع صنايع بيشماري خواهد شد. مثالي در اين مورد بخش

خودرو مي باشد. چين اجزاء بسياري از بخش هاي صنعتي صادرات را توليد خواهد كرد و فعاليتهاي روبه رشدي در چين در زمينه صنايع صادراتي سنتي انجام خواهد گرفت. اين موضوع با توليد موتور، كنترل كيفيت، لجستيك و برخي تحقيقات و طرح هاي انجام گرفته در حال روي دادن است.چين در شماري از صنايع سنگين و مواد كه هم اكنون توليد كننده و مصرف كننده پيشگام است به صادر كننده اي شبكه اي تبديل خواهد شد. توصيف جغرافيايي بخش صادرات چين براي

در برگرفتن بيش از چند ناحيه ساحلي متنوع خواهد شد سرانجام انتظار داريم چين در ارتباط با شركاي تجاري شدن بازار بين المللي و توزيع جهاني در زمينه صادرات نقش بيشتري را ايفا كند.اين گستره محدود مشخصي دارد مانند شركتهاي هير و هاوايي كه به بازار بين المللي نفوذكردند TCL و لنود كه رقباي خارجي به دست آوردند و مانند رونساي چيني كه به شركت هاي چيني توصيه نمودند در سطح بين الملل رقابت كنند و از سيستم تجاري كسب تجربه نمايند. هر يك از

اين جهات بايد به ارزشمند شدن چين منجر شدند.راه يافتن به مجمع جديد منابع آسانترين مرحله است و انتظار داريم ظرف چند سال آينده حركت قابل توجهي در اين جهت مشاهده نماييم.ادغام عمومي در طي دهه آتي همه تامين كنندگان خارجي به جز بخش هاي پيشرفته را از صنعت صادرات چين حذف خواهدكرد. ( در طي دهه آتي ادغام عمومي موجب ايجاد تحولي در صنعت صادرات چين خواهد شد) ژاپن وكره و شايد تايوان پيشگام شوند، اما ممكن است بقيه سامانه

توليد آسيا جذب چين شود. در سومين جهت فعاليتهاي مازاد شاهد توسعه به ويژه در طرح و تحقيقات كاربردي خواهد بود، اما در بخش تحقيقات ها توجه به وجود شكافهايي در توانايي ها و حفاظت عقلاني محدوديت هايي وجود دارد و برخي فعاليت هاي كاهشي در مورد مشتري انجام مي پذيرد. در چهارمين جهت تغيير از وارد كننده شبكه اي به صادر كننده در صنايع سنگين در برخي از بخش ها در حال وقوع مي باشد. پنجمين جهت وقت گير خواهد بود اما در حال رويدادن است. افزايش يافتن هزينه ها در سواحل چين به دنبال توسعه زير بنايي جديد و هزينه هاي پايين تر . برخي توليدات در جهت ورود به داخل هستند شركت هاي

چيني كه به پيشگامان دنيا تبديل شده اند با مشكل ترين و وقت گير ترين مرحله ها روبه رو خواهند شد و احتمالا نياز خواهند داشت كه موفقيت گسترده تري كسب كنند. به هر حال انتظار مي رود اقتصاد صادرات چين از سومين كشور صادر كننده در ۲۰۰۶ به صادر كننده پيش گام در ۲۰۱۰ تغيير يابد. سرمايه گذاري مستقيم خارجي: در چند سال گذشته سرمايه گذاري مستقيم خارجي در چين در حدود ۶۰ بيليون USP در سال بوده است. اين سطوح بايد براي آينده قابل

حفظ باشند چين هنوز هم بازاري با فرصت هاي گسترده براي شركتهاي سرمايه گذار خارجي است كه استراتژي هاي سياسي اجرايي و تجاري/ اقتصادي كسب كرده است. چيني با كسب مجوز از سازمان تجارت جهاني ( WTO) اقتصاد چين را بيش از گذشته به روي سرمايه هاي خارجي باز نموده است و به طور كلي رشد اقتصادي آن موجب توسعه بازارهاي جديد محصولات و بازارهاي منطقه اي براي شركتهاي محلي و خارجي شده است. در حالي چين كشور سرمايه است بنابراين نيازي به سرمايه گذاري مستقيم خارجي ندارد. آن نيازمند تكنولوژي و دانش بازاري است.اگر چه كسب توافقنامه WTO توسط چين سرمايه

گذاري خارجي را آسانتر نموده است اما هنوز هم بخش هايي وجود دارند كه براي سرمايه گذاران خارجي فرا مرز هستند يا شركتهاي خارجي سهميه اي اندك دارند. انتظار نداريم چين در اين بخش ها فراتر از تعهدات WTO عمل كند. حتي اگر بخش هاي ديگر نيز از نظر فني به روي شركت هاي خارجي باز باشند باز هم منوط به تاييد نمايندگي بازرگاني مي باشد.به نظر مي رسد پيش نويس قانون رغابت ابزاري براي محدود كردن موقعيت شركت هاي خارجي است. بعلاوه تحت قانون تصويب شده توسط مجلس ملي عوام در مارس ۲۰۰۷ پردازش ماليات هاي خاص كه بيشتر شركت هاي داخلي و خارجي در چين دريافت كرده اند

جايگزين نرخ ۲۵/ ماليات مشترك شركت هاي داخلي و خارجي خواهد شد. به طور كلي در ميان نخبگان چيني حسي مبتني بر اينكه سرمايه گذاران خارجي از سرمايه گذاري در چين منافع بسيار كسب نموده اند. چين به سرمايه گذاري خارجي كمتر نياز دارد و مصرف كننده و كارگر چيني در مقابل شركتهاي خارجي به حمايت بيشتري نياز دارد. در بررسي مشخص شده گروه هوجين تا و ون جيابائو نسبت به اجدادشان از نظر اقتصادي استقلال طلب تر هستند و در حالي كه

نشانه هايي از نزول سرمايه گذاري خارجي ديده نمي شود. اكثرا معتقدند ممكن است محيط چين براي سرمايه گذاران خارجي محيطي غير دوستانه باشد. از سوي ديگر شركت هايي كه قادرند به منظور تثبيت خود راه هايي ارائه نمايند، پذيرفته خواهند شد.احتمال دارد در چند سال آينده بزرگترين تغيير از ديدگاه وضعيت سرمايه گذاري بين المللي چين موقعيت موقعيت اش بعنوان سرمايه گذاري خارجي باشد. از نظر تاريخي سرمايه گذاري خارجي چين تحت الشعاع

سرمايه گذاري داخلي اش قرار گرفته است، با اين حال شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد شركت هاي چيني در چند سال آينده به عنوان سرمايه گذاران خارجي تهاجم پذيري كمتري نشان خواهند داد. سرمايگذران برجسته چيني كه در خارج از كشور سرمايه گذاري مي كنند در بخش هاي انرژي و مواد كافي هستند. عليرغم CNOOC كه پيشنهاد خريد UNOCOD را ارائه داده بود شركتهاي نفتي چين با چندين كشور از جمله اكوادور، سودان،ونزوئلا،قزاقستان و روسيه وارد گفتگو شد. انجمن ملي نفت خام چين هم اكنون در ۲۲ كشور سرمايه نفت و گاز دارد شركت هاي مواد كاني و فلزي چين موجب ايجاد منابع كاني در

استراليا، برزيل، شيلي،فيليپين و پاپواگينه نو شده است. در حالي كه سرمايه گذاري نفت و مواد كاني در عنوان شركت چيني استنتاج شده است. شركت هاي ديگر به دلايلي در خارج سرمايه گذاري مي كنند.انتظار داريم بخش هايي كه تحت حاكميت توليد چيني هستند به زودي شاهد شركتهاي بين المللي چيني باشند. و صنايع عمده در وهله نخست فعاليت پوشاك،كفش، دستگاه و حتي الكترونيك و اتوموبيل است.سرمايه گذاران خارجي هير (Houier) تلاش بر متوازن نمودن ساختار رقابتي هزينه در بازارهاي جهاني هستند. خريد بخش Iempc توسط لنوو(lenovo) و خريد Tcl تلوزيون اروپايي تامسون تلاشي مبني

بركسب منابع مكمل و قدرت لازم در حركت از شركتهاي چيني متمركز بر فراورده هاي جمعي به شركت هاي رقابتي بين المللي با فعاليت هاي توسعه اي،طراحي،بازاريابي و توزيع مي باشد. مواجه شدن با مشكل حاكي از آن است كه كسب موارد ذكر شده براي ارائه مديريتي موثر چالشي براي شركت هاي چيني خواهد بود.مايليم سرمايه گذاري خارجي چين طرف چند سال آينده به طور قابل توجه اي افزايش يابد. اين موضوع تا حدودي پديده طبيعي اقتصادي است. تا حدودي نيز نتيجه سياست (Go out) سرمايه گذاري در خارج از كشور يا (Go Abrad) است.بدين صورت كه دولت مركزي شركتهاي چيني را ترغيب مي كند كه

به رقباي بين المللي تبديل شوند. در مواردي انگيزه اصلي كسب منابع و موادي مي باشد كه رهبري حزب و ايالت معتقدند در ادامه يافتن چين ضروري هستند و در موارد ديگر شركت ها و دولت مركزي مي خواهند توانايي شركت هاي چيني را در آشنا شدن با بازارهاي نشان هاي ويژه تجاري توزيع بين المللي و توسعه

سيستم هاي مديريتي ماهر به نمايش بگذارند. چين بعنوان يك بازار: چين در بسياري از بخش ها به بازار مهمي تبديل شده است. در چندين بخش منابعي مانند مس،آهن،كاسنگ،سيمان، نفت،زغالسنگ، آلومنيوم و … اولين يا دومين مصرف كننده عمده مي باشد.پيدايش تقاضاي چين بر قيمت كالا در سراسر دنيا تاثير گذاشته است. در برخي موارد چين به عنوان كارخانه اصلي در ماوراء قيمت هاي بالا بررسي مي شود. همچنين ارتقاء چين رقابت و كمبود منابع را نيز افزايش داده است چين انتظار دارد به همان مقدار كه عربستان صعودي در سال ۲۰۱۲ نفت صادر خواهد كرد نفت وارد كند. اگر چين براساس مقياس سرانه عم

ل كند احتمال دارد ذخاير جهاني كاملا تمام شود.آنچه كه مبرهن است اين است كه چين تاثير شگرفي بر قيمت منابع، سياست ها، و استراتژي هاي موجود در سراسر جهان خواهد داشت و شيوه اقتصادي آن در مورد مصرف كنندگان عمده ديگر چگونگي پيشرفت اين بازارها را تحت تاثير قرار خواهد داد. به نظر مي رس

د چين معتقد است تنها راه اطمينان يافتن از امنيت منابع دارا بودن آن منابع است به عبارت ديگر به نظر نمي رسد به اين اعتقاد باشد كه دارا بودن بازارهاي

جهاني موجب فراهم آمدن ذخاير كافي مي شود. اين نشان مي د هد كه سرماگذاري خارجي توسط چيني ها تلاش بر خيريد منابع يا حقوق منابع مي باشد.هم اكنون رقابت موجود در منابع بحث راجع به مرز خطوط لوله نفت روسيه و اكتشاف نفت و گاز در دريا بين چين در ژاپن است بعلاوه چين در انواع مختلف كالا به بازار مهمي تبديل شده است. شمار خانوارهايي كه ساليانه در آمدي بيش از ۵۰۰۰ USD دارند به ميزان ۱۸/ فزايش يافته است، درحالي كه ميزان افزايش خانوارهايي با در آمدي بيش از ۱۵۰۰۰USD 34/ مي باشد. چين در سال ۱۹۹۷ كمتر از ۱۴ ميليون مشترك تلفن همراه داشت و اين ميزان در سال ۲۰۰۵ به ۳۹۰

ميليون نفر رسيد و در سال ۲۰۰۶ بيش از ۴۳۰ ميليون چيني تلفن همراه داشتند. مردم چين نسبت به مردم آمريكا تلفن همراه بيشتري دارا هستند. در چين ميزان اتوبوس هاي فروخته شده از ۰۰۰/۵۰۰ در سال ۱۹۹۷ به چهار ميليون در سال ۲۰۰۵ رسيد ميزان رهن مسكن از ۶/۱ بيليون usd در سال ۱۹۹۷ به بيش از ۲۰۰USD در سال ۲۰۰۴ مبدل شد. طبق اظهارات گدمن ساچ چين در سال ۲۰۱۵ تقريبا ۲۹/ از فروش كالاهاي لوكس را تشكيل خواهد داد. انتظار مي رود جهانگردي بين المللي چين كه سال ۲۰۰۵ بيش از ۳۱ ميليون نفر بود در سال ۲۰۱۵ به ۱۰۰ ميليون افزايش يابد.