پیشگفتار :
استان کردستان همواره در طول تاريخ ; عنوان يک منطقه حساس را داشته و در برگيرنده آثار کهن و قديمي بوده است.
آثار تاريخي و معماري استان کردستان به دليل وقوع جنگ تحميلي آسيب هاي زيادي ديده ولي اين منطقه هنوز آثار و نشانه هايي از دوره هاي مختلف تاريخي همراه خود دارد.

بيشترين آثار تاريخي و جاذبه هاي معماري اين استان را قلعه ها و پل هاي تاريخي ، عمارت هاي اعيان و اشراف و غارهاي باستاني تشکيل مي دهند.
غار معروف کرفتو در محدوده استان کردستان قرار گرفته و از مهم ترين و باستاني ترين غارهاي ايران به شمار مي آيد. در روي کتيبه هاي اين غار متوني نقش بسته که از اين غار به عنوان معبد هراکلوس (هرکول) نام برده شده است. ساختمان اين غار را به دوران اشکاني و حدود قرن سوم پيش از ميلاد نسبت مي دهند.

سد باستاني شو در بانه که در نزديکي روستاي “شو” واقع شده ، از آثار دوره ساساني و تپه قلعه زيويه در سقز نمايان گر عظمت معماري در سه هزارسال پيش در اين منطقه است.
سنگ نبشته معروف اورامانات که در سينه کوه زينانه و در طاق نمايي به ارتفاع ۱۷۰ و پهناي ۱۵۰ سانتي متر قرار گرفته ; به صورت هلالي حجاري و کنده کاري شده و از ديگر آثار قابل توجه اين منطقه به شمار مي رود.

پل هاي قديمي چون پل چم گردلان ، پل قجور ، پل صلوات آباد و پل قشلاق در استان کردستان از ديگر بناهاي تاريخي اين منطقه به شمار مي روند. روستاي اورامانات تحت مرکز دهستان اورامانات که در جنوب باختري شهرستان مريوان قرار دارد ، از ديگر مکان هاي ديدني کردستان به شمار مي رود.
خانه هاي روستا از سنگ و اغلب به صورت خشکه چيني و پلکاني ساخته شده است.

روستاي درکي نيز در فاصله ۴۲ کيلومتري جنوب خاوري مريوان و در يک منطقه پاي کوهي استقرار يافته است. کوه ها، دره ها ، پوشش گياهي و حيات وحش متنوع از جاذبه ها و عناصر طبيعي اين روستا به شمار مي آيند که اين منطقه را به مکاني ديدني تبديل کرده است.

بازار بيجار در بافت قديمي شهر بيجار واقع شده و از آثار دوره قاجاريه مي باشد . همچنين بازار سنندج و آصف نيز دو بازار معروف که به سبک معماري دوره صفويه ساخته شده ، از ديگر ديدني هاي معماري استان کردستان به شمار مي روند. قلعه قمچقاي در ۱۲ کيلومتري روستاي قمچقاي از توابع بيجار واقع شده است. اين قلعه بي مانند از دژهاي باستاني و بسيار کهن کردستان به شمار مي رود و در شمار شاهکارهاي باارزش تاريخي که از گذشته هاي دور به يادگار

مانده است . مسجد دار الاحسان يا مسجد جامع سنندج نيز از بناهاي تاريخي و معماري استان کردستان است . قرآن نفيس نگل که به خط کوفي و روي پوست نوشته شده از جايگاه خاص معنوي و ارزش هاي تاريخي برخوردار است. بر اساس روايات موجود اين قرآن که در روستاي نگل در نزديکي سنندج نگهداري مي شود ، يکي از چهار قرآني است که در قرون اوليه اسلامي نوشته شده و به چهار اقليم جهان فرستاده شده است.

عمارت هاي قديمي و اعياني که در دوره هاي مختلف تاريخي توسط افراد مختلف ساخته شده ; بخش ديگري از جاذبه هاي معماري و تاريخي استان کردستان را تشکيل مي دهند . خانه سالار سنندجي که امروزه به موزه سنندج تبديل شده ، بسيار زيبا و ديدني طراحي شده و امروزه به يکي از جاذبه هاي مهم گردشگري اين استان تبديل شده است . شيوه و سبک معماري و ساخت اين عمارت نشان از معماري عصر قاجاريه دارد .

خانه آصف وزيري که از ديگر بناهاي ديدني سنندج است نيز در مرکز شهر واقع شده و داراي سبک معماري زيبا و منحصر به فرد و در نوع خود بسيار هنرمندانه و زيبا ساخته شده است.

مقدمه :

استان کردستان همواره در طول تاریخ؛ عنوان یک منطقه ی حساس را داشته و در برگیرنده ی آثار کهن و قدیمی بوده است. آثار تاریخی و معماری استان کردستان به دلیل وقوع جنگ تحمیلی آسیب های زیادی دیده اند ولی این منطقه هنوز آثار و نشانه هایی از دوره های مختلف تاریخی همراه خود دارد.
بیش ترین آثار تاریخی و جاذبه های معماری این استان را قلعه ها و پل های تاریخی، عمارت های اعیان و اشراف و غارهای باستانی تشکیل می دهند. غار

معروف کرفتو در محدوده استان کردستان قرار گرفته و از مهم ترین و باستانی ترین غارهای ایران به شمار می آید. در روی کتیبه های این غار متونی نقش بسته که از این غار به عنوان معبد هراکلوس (هرکول) نام برده شده است. ساختمان اين غار را به دوران اشکانی و حدود قرن سوم پيش از ميلاد نسبت می دهند.

سد باستانی شو در بانه که در نزدیکی روستای «شو» واقع شده است از آثار دوره ی ساسانی است و تپه قلعه ی زیویه در سقز نمایان گر عظمت معماری در سه هزارسال پیش در این منطقه است. سنگ نبشته معروف اورامانات که در سینه کوه زینانه و در طاق نمایی به ارتفاع ۱۷۰ و پهنای ۱۵۰ سانتی متر قرار گرفته؛ به صورت هلالی حجاری و کنده کاری شده است و از دیگر آثار قابل توجه این منطقه به شمار می رود.
پل های قدیمی چون: پل چم گردلان، پل قجور، پل صلوات آباد و پل قشلاق در استان کردستان ازدیگر بناهای تاریخی این منطقه به شمار می روند.

روستای اورامانات تخت مركز دهستان اورامانات که در جنوب باختری شهرستان مريوان قرار دارد از دیگر مکان های دیدنی استان کردستان به شمار می رود. همه ی خانه های روستا از سنگ و اغلب به صورت خشكه چينی و پلكانی ساخته شده است. روستای دركی نیز در فاصله ۴۲ كيلومتری جنوب خاوری مريوان و در يک منطقه ی پای كوهی استقرار يافته است. كوه ها، دره ها، پوشش گياهی و حيات وحش متنوع از جاذبه ها و عناصر طبيعی این روستا به شمار می آیند که این منطقه را به مکانی دیدنی تبدیل کرده است.

بازار بيجار که در بافت قديمی شهر بيجار واقع شده و از آثار دوره قاجاريه است و بازار سنندج و آصف نیز دو بازار معروف است كه به سبک معماری دوره صفويه ساخته شده و از دیگر دیدنی های معماری استان کردستان به شمار می روند.

قلعه قمچقای در ۱۲ كيلومتری روستای قمچقای از توابع بيجار واقع شده است. اين قلعه ی بی مانند از دژهای باستانی و بسيار كهن كردستان به شمار می رود و در شمار شاهكارهای باارزش تاريخی است كه از گذشته های دور به يادگار مانده است.

مسجد دار الاحسان یا مسجد جامع سنندج نیز از بناهای تاريخی و معماری استان کردستان است که ارزش های گردشگری نیز دارد. قرآن نفيس نگل که به خط کوفی و روی پوست نوشته شده از جايگاه خاص معنوی و ارزش های تاریخی برخوردار است. بر اساس روايات موجود این قرآن که در روستای نگل در نزدیکی سنندج نگه داری می شود، يكی از چهارقرآنی است كه در قرون اوليه اسلامی نوشته شده و به چهار اقليم جهان فرستاده شده است.

عمارت های قدیمی و اعیانی که در دوره های مختلف تاریخی توسط افراد مختلف ساخته شده اند؛ بخش دیگری از جاذبه های معماری و تاریخی استان کردستان را تشکیل می دهند. خانه سالار سنندجی که امروزه به موزه سنندج تبدیل شده است بسیار زیبا و دیدنی طراحی شده و امروزه به یکی از جاذبه های مهم گردشگری این استان تبدیل شده است. شيوه و سبک معماری و ساخت اين عمارت نشان از معماری عصر قاجاريه دارد

خانه آصف وزيری که از دیگر بناهای دیدنی سنندج است نیز در مرکز شهر واقع شده و دارای سبک معماری زيبا و منحصر به فردی است و در نوع خود بسيار هنرمندانه و زيبا ساخته شده است.

هویت پنهان در معماری ناشناخته غرب ایران
در نواحی کردستان، کرمانشاه و آذربایجان‌غربی مناطقی با بافتی ساده اما حیرت‌انگیز وجود دارد که می‌توان مؤلفه‌های واقعی معماری منطقه را در آنها شناسائی کرد. مؤلفه‌هائی که هویت پنهان این معماری را در خود حفظ کرده و اینک زمان باز شناخت آنها فرا رسیده است.

دراین مقاله معماری منطقه غرب کشور به‌ویژه روستاهای کوهستانی این منطقه مورد بررسی قرار گرفته است. در بخش اول مقاله ساختار معماری منطقه معرفی شده و در بخش دوم بخش‌هائی مشخص از این مناطق به لحاظ بافت معماری و شهرسازی و جزء فضاهای تشکیل دهنده، تحلیل شده است. در بخش پایانی نیز تشابهات بنیادین این معماری با برخی از سبک‌های بین‌المللی مورد مقایسه قرار گرفته است.پرافتخار این سرزمین آغاز شده و همچنان متداوم

است. در نواحی کردستان، کرمانشاه و آذربایجان‌غربی مناطقی با بافتی ساده اما حیرت‌انگیز وجود دارد که می‌توان مؤلفه‌های واقعی معماری منطقه را در آنها شناسائی کرد. مؤلفه‌هائی که هویت پنهان این معماری را در خود حفظ کرده و اینک زمان باز شناخت آنها فرا رسیده است. البته در این مقاله به لحاظ محدودیت، امکان بررسی همه‌جانبه این معماری میسر نیست، لذا سعی می‌شود، این نوشتار آغازی باشد بر مسیر تحقیق و پژوهش در این زمینه.

 

شنائی با سوابق معماری منطقه
محدوده مورد نظر این پژوهش ناحیه غرب ایران در کنار سلسله جبال زاگرس در گستره‌ای از استان‌های آذربایجان‌غربی، کردستان و کرمانشاه می‌باشد. ارارتوها نژادی از اقوام اولیه ایرانی بوده‌اند که در حدود ۱۵۰۰ الی ۱۰۰۰ پیش از میلاد در این منطقه ساکن شده و نخستین نشانه‌های معماری به‌دست آمده، متعلق به آنان می‌باشد.ساختار ابتدائی معماری ارارتوها متکی به تیر و ستون در فضاهائی که به احتمال فراوان، کاربری مذهبی (معبد) داشته‌اند؛ پایه و مبنای معماری این ناحیه تا قرن‌های متمادی بوده است.

۱) ویژگی‌های معماری کوهستانی
۱.۱) تعریف واژه کمبود واژه در تعریف این معماری به چشم می‌خورد، شاید معماری کوهستانی، پلکانی یا طبقاتی تا این مقطع، کامل‌ترین واژه‌هائی باشد که بتوان به ساختار معماری این منطقه اطلاق کرد. برای شناخت دقیق‌تر به‌صورت موردی و نمونه‌ای، معماری منطقه اورامان در استان کردستان مورد بررسی قرار می‌گیرد.از نمونه‌های شاخص این مجموعه می‌توان به روستاهای، پالنگان و اورمان تخت در دهستان اورامان استان کردستان اشاره کرد.این روستاها به لحاظ بافت، وسعت، استقرار در بدنه کوه و ساختار معماری از مهم‌ترین نمونه‌های این معماری محسوب می‌شوند.
۱.۲) اهم ویژگی‌ها
۱.۲.۱) جهت‌یابی روستا، نحوه استقرار
اکثر روستاها در طرفین دره‌ای کم عرض با شیب عمومی بالای ۵۰% واقع شده‌اند. جهت عمده ساختمان‌ها رو به ساختمان‌ها رو به سمت جنوب و جنوب‌شرقی بوده تا بیش‌ترین بهره ممکن از تابش آفتاب میسر باشد. در بسیاری از موارد در یک سمت دره خانه‌های مسکونی و در سمت دیگر، زمین‌های محدودی که به باغ‌داری اختصاص یافته، مستقر می‌باشند.

۱.۲.۲) مسیرهای حرکتی:
بافت روستا کاملاً از شیب عمومی تبعیت کرده و عمدهٔ مسیرهای حرکتی براساس جهت و به‌صورت لایه‌های موازی و شبکه‌های عمومی در هم تنیده شده درون روستا به‌وجود آمده است.کوچه‌ها در کمرکش کوه قرار گرفته و معمولاً یک معبر اصلی با بیشترین عرض به‌عنوان محور عمده حرکتی، طرفین روستا را به یکدیگر متصل می‌کند. کوچه‌های دیگری نیز به موازات آن در بافت روستا مسیرهای فرعی را تشکیل داده و همگی تابع شیب غالب هستند. به تناسب

کشیدگی عرضی روستا، و درجه شیب، تعدادی معبر عمودی، ارتباطات در بالا و پائین روستا را برقرار کرده‌اند. نکته حائز اهمیت در این مورد، بخش‌هائی از معابر هستند که از زیر فضاهای مسکونی عبور می‌کنند و به نوعی ساباط در معماری مناطق کویری و روستای ابیانه را تداعی می‌کنند.

۱.۲.۳) تعریف مرکز:
یکی از مهم‌ترین ویژگیظهای معماری مناطق گرم و خشک، داشتن ساختار مرکزگرایانه است. ایجاد مرکزی با وسعت نسبتاً زیاد و به‌صورت میدان یا میدانگاه، در این نواحی مشهود و مشخص است. عناصر پیرامون این مراکز، مسجد، بازار و برخی از عملکردهای خدماتی و رفاهی به نسبت بزرگی ناحیه بوده و در ابعاد خردتر این مرکزگرائی در معماری منازل و جزء فضاها تعریف شده است.در روستاهای مورد اشاره در این نوشتار، به‌دلیل صعب‌العبور بودن ناحیه، نداشتن زمین و

منطقه وسیع تخت، کشیدگی روستا، مرتفع بودن و بافت عمومی، مرکز به‌صورت خطی سازماندهی شده و در برخی از روستاهای بزرگ‌تر دارای بیش از یک مرکز هستند.عرض این مرکز که معمولاً در امتداد معبر اصلی قرار دارد؛ اندکی بیش‌تر بوده و با حداقل خدمات، محل تجمعات مردم ساکن در روستا نیز می‌باشد. دسترسی سخت و مشکل از نواحی مختلف به روستا به یک مرکز خاص باعث پراکندگی خدمات در امتداد معبر اصلی شده و بدین ترتیب چندین مرکز با حداقل خدمات مورد نیاز ساکنان، به‌وجود می‌آید.

 

۱.۲.۴) تیپولوژی عمومی مسکن:
اگر مرحوم دکتر پیرنیا، مواردی را تحت‌عنوان اصول معماری ایرانی تبیین می‌نماید، باید به این نکته اشاره کرد؛ واژه صحیح‌تر ”ویژگی‌های معماری ایرانی در ناحیه گرم و خشک“ است. به‌عنوان مثال، ساختار مسکونی روستاهای مورد بحث، از اصل درون‌گرائی پیروی نمی‌کند. معماری برون‌گرا نیز در این محدوده تعریف نشده است. شاید واژه ”معماری طبقانی“ مناسب‌تر باشد. عملکردگرائی براساس نیاز از مهم‌ترین ویژگی‌های این مجموعه محسوب می‌شود. به‌دلیل این‌که، بستر

کافی جهت احداث خانه وجود ندارد و هم‌چنین محدودیت در توسعه روستاها، اکثر منازل در طبقات احداث شده و به طرز ماهرانه‌ای تعادل این مجموعه‌ها حفظ شده است.ارتباط قابل توجه هر خانه با خانه‌های پیرامون، بالاخص بخش بالائی و پائینی، در نهایت به استحکام روابط اجتماعی در این روستاها انجامیده است.
جدال انسان با طبیعت را به عینت می‌توان در این مناطق مشاهده کرد. بدنه سخت و سترگ کوه تراشیده شده و در بستر کوچکی که به‌وجود آمده و با همان

سنگ‌ها، خانه‌ای زیبا، استوار و رفیع ساخته شده است. سنگ‌های به‌دست آمده از همان بستر، استادانه و هنرمندانه در دل دیوارها جای گرفته و سطوحی کاملاً صاف و عمودی را تشکیل داده‌اند. رنگ دیوارها همان رنگ کوهستان بوده و فقط فرم متفاوت آن است که در دیدگاه ناظرین، جلوه می‌کند. تمامی خانه‌ها آن‌چنان به تبعیت از شیب زمین، بر سینه صخره‌ها خزیده و به یکدیگر پیوسته‌اند که گوئی پیکره واحدی را تشکیل داده‌اند.پلان هر خانه در متنهای سادگی و دقت طراحی شده و در بیش‌تر آنها بدنه کوه آخرین جدارها اتاق‌ها را در بر گرفته است.یکی از بزرگ‌ترین معایب طراحی این خانه‌ها، دسترسی سخت و دشوار طبقات

است. اکثر ارتباطات معمولاً از طریق فضای باز یا نیمه باز انجام می‌شود. به‌دلیل موقعیت خاص زمین و شیب فراوان و کمبود بستر مناسب، بیشتر فضای درون خانه‌ها به عملکردهای اصلی اختصاص یافته و پله‌های چوبی یا سنگی یا بیرون آمده تیرهای ساختمان، ارتباط عمومی را برقرار می‌کند.در بسیاری از خانه‌ها بالکن و تراس نیز به چشم می‌خورد. فضای نیمه‌باز به‌صورت عقب‌رفتگی در بخش مرکزی نما و یا به‌صورت پیش‌آمدگی لبه‌های ساختمان، طراحی و اجراء شده

است. جسارت و مهارت معماران سنتی در اجراء این پیش‌آمدگی‌ها و با حداقل مصالح بومی قابل تحسین است.استفاده از رنگ آبی، که در فرهنگ و باورهای مردمان این مناطق جایگاه خاصی دارد به ساختمان‌ها جلوه زیبائی بخشیده و کاملاً در بافت خاکستر کوهستان ترکیب هنرمندانه‌ای را تداعی می‌کند.

۱.۳) مصالح:
دیوارهای این خانه‌ها خشکه چین است، یعنی این دیوارها بدون استفاده از ملاط و با استقرار سنگ‌ها بر روی یکدیگر ساخته می‌شوند. سنگ مورد نیاز برای ساخت خانه‌ها از کوه‌ها همان منطقه تأمین می‌شود

۱.۴) مراحل ساخت:
جهت احداث بنا، ابتدا مکان مورد نظر، مشخص شده و سپس بستر لازم به اندازه حدودی نیم‌متر کنده می‌شود. آنگاه با استفاده از سنگ پی خانه را پر نموده و در مرحله بعدی دیوارهای مختلف را تا دو متر بالا می‌آورند. پس از آن در فواصل مختلف دیوار، تخته‌هائی از جنس چوب درختان توت، گردو یا چنار قرار داده شده و دیوار چینی ادامه پیدا می‌کند. این تخته‌ها مانع از ایجاد فشار بسیار شدید بر بدنه‌های سنگی دیوار می‌شود. ضمن این‌که چنانچه ترکی به‌دلیل نیروهای

رانشی و یا نشست موضعی در بدنه دیوار ایجاد شود: این ترک سرتاسرری نبوده و در محل استقرار لایه‌های چوب متوقف می‌شود. پس از اتمام ساخت دیوار، تیرهای چوبی بر عرض دیوارها قرار داده شده و روی این تیرها تخته کوبی می‌شود. پیش از شفته‌ریزی روی تخته را با گونی یا قطعات ریزدانه سنگ پوشش داده و در مرحله بعدی شفته‌ریزی بر روی تخته‌ها انجام می‌شود. پس از این مرحله با استفاده از سنگ‌های مدور (بام غلتان)، سطح بام را مسطح نموده و در آخری

ن مرحله روی بام کاملاً با کاهگل پوشیده شده و مجدداً مسطح می‌شود. سقف برخی از فضاها نظیر مطبخ یا محل پخت نان دارای سوراخ مدوری است که به‌ نوعی یادآور گنبدهای معماری کویری ایرانی می‌باشد.دیوارها از داخل با گل، کاه‌گل و گل سفید، اندود می‌شود. چنانچه فضاهای درونی اتاق‌ها دارای دهانه‌های بزرگی باشد، از ستون‌های چوبی جهت ایستائی و پایداری سقف استفاده می‌شود. با توجه به بافت شیبدار منطقه، در عمده خانه‌ها بدنه کوه به‌عنوان یکی از جداره‌های مسکن عمل نموده و از داخل نیز منظره زیبائی را پدید آورده است.امروزه نیز با استفاده از مصالح جدید ساختمانی، معماران این مناطق، با ترکیب استادانه‌ای، تیرها و ستون‌های فلزی را در ساخته‌های خود همراه با مصالح سنتی به‌کار می‌برند.

 

۲) فضاهای معماری مسکونی
در اکثر نمونه‌های این منطقه، خانه‌ها در دو طبقه احداث شده‌اند. براساس معیشت، غالب فضاهای خانه‌ها با یکدیگر متفاوت است. به‌عنوان مثال خانه‌های افراد باغ‌دار، کشاورز، دامدار و کسانی‌که بر روی زمین‌های دیگران کار می‌کنند کمابیش با هم متفاوت است.در بسیاری از موارد طبقه همکف به محل نگهداری احشام و انبار اختصاص دارد. فضای اصلی مسکونی در طبقه یا طبقات بالاتر واقع بوده و از بخش‌های مختلفی تشکیل می‌شود. نکته حائز اهمیت تعریف دقیق

عملکرد هر فضا با گویش‌های محلی است که نشان‌دهنده توجه ساکنان این مناطق به نوع کاربری فضا و طراحی آن متناسب با کاربری مورد نیاز است. برخی از این واژه‌ها و عملکرد نظیر آن عبارتند از:نیشتمان اتاق بزرگ خانه و در مقیاس امروزی، نشیمن منزل به شمار می‌آید. در وسط اتاق جای کرسی مخصوص اوقات سرد سال ساخته شده و بالای آن در سقف سوراخی موسوم به کوناوانچه جهت تهویه و نورگیری تعبیه شده است. در گوشه برخی از این اتاق‌ها به کمک

قطعات کوچک سنگ مکانی برای پخت غذا به نام ئارگا ایجاد می‌شود. اتاق بزرگ دیگر در این خانه‌ها مخصوص مهمان است که در اصطلاح محلی دیواخان یا یانومیمانی نامیده شده و دارای وسایل کامل پذیرائی می‌باشد. معمولاً به طبقات زیرین خانه، ژیرو یا ژیرخان و طبقات بالاتر سه‌رو یا سه‌رخان، اطلاق

می‌شود.ایوان خانه‌ها که یکی از ویژگی‌های معماری این مناطق به شمار می‌آید، هیوان نام داشته و جلوه خاصی به نمای اکثر منازل در دامنه کوه داده است. هیزم‌دان مکان نگهداری هیزم جهت مصرف عمده سوخت در گذشته بوده و در طبقه زیرین قرار داشته است.محل نگهداری دام و احشام که در بخش زیرین خانه است، گه‌ور نام داشته و به تناسب نوع حیوانات، دارای فضاهای مجزائی با دیوارهای سنگی یا حصارهای چوبی می‌باشد. برای تأمین نور و تهویه این فضاها پنجره‌های کوچکی تعبیه شده که بدان ویله می‌گویند. محل نگهداری ماکیان کولانه در گوشه‌ای از گه‌ور قرار دارد. کایان یا کاگان مکان نگهداری و انبار کاه است که در کنار گه‌ور ساخته می‌شود.عمده خانه‌های این مناطق دارای راهرو نیستند. به راهروی کوچک ورودی منزل ناودرگا می‌گویند. فضاهای خدماتی نظیر سرویس بهداشتی (و گاه حمام) در حداقل اندازه ممکن، سایر بخش‌های معماری مسکونی این مناطق را تشکیل می‌دهد.

 

۳) نگاهی به معماری ارگانیک ـ راهکاری جهت تبیین معماری منطقه
به‌دلیل ساختار عملکردگرایانه و همگامی با طبیعت در معماری مناطق اورامان، در این بخش یکی از مشهورترین سبک‌های معماری بین‌المللی در دوره مدرنیسم (معماری ارگانیک) به‌عنوان الگوی نمونه‌ای برای تبیین اصول معماری در این منطقه مورد بررسی قرار می‌گیرد.لفظ معماری ارگانیک بیشتر به آثار

معماران برجسته‌ای نظیر فرانک لوید رایت اطلاق می‌شود. زیگفرید گیدئون مؤلف کتاب مشهور فضا، زمان و معماری معتقد بود که رایت توانائی بیان و توصیف معماری ارگانیک را نداشت اما با آثار خود هم‌چون خانه آبشار معماری طبیعت‌گرایانه را عرضه کرد.برای بسیاری از نظریه‌پردازان معماری مدرن که به دنبال تعبیری معمارانه از زیبائی بودند، طبیعت فلسفه مهم تلقی می‌شد. معماری می‌بایست ترکیبی را به‌وجود می‌آورد که به موازات طبیعت باشد و چرخه حیات، رشد و

توسعه را به‌صورت انتزاعی نشان دهد.در آثار معمارانی نظیر لوئی سالیوان و فرانک لوید رایت، معماری ارگانیک به بارزترین شکل ممکن و در تک بناها به نمایش درآمده است. این نظریه یا سبک معماری امیدی را به‌وجود می‌آورد که در صورت تحقیق و پژوهش کامل در خصوص معماری منطقه غرب کشور به تعریف یک

معماری مؤلف و تبیین اصول منطبق با آن، در این منطقه دست یافت. در زمان اوج معماری ارگانیک نظریه‌پردازان مشهور در خصوص ارتباط معماری و طبیعت موارد متعددی را بیان کردند. فردریش ویلهم شیلینگ (یکی از بنیانگذاران فلسفه رمانتیک)، معتقد بود که طبیعت جزئی از خود انسان است و بین انسان و طبیعت جدائی نیست.در این‌جا به هیچ عنوان هدف از نام بردن معماری ارگانیک اطلاق این سبک به معماری غرب ایران نیست؛ چرا که اصولاً بستر این نوع معماری با یکدیگر تفاوت داشته و معماری ارگانیک در ساختار مشخص و کاملاً تعریف شده‌ای قرار دارد. فقط این نکته حائز اهمیت است که با توجه به ساختار طبیعت گرایانه معماری مورد نظر، می‌توان اصولی را در لابلای معماری مناطقی نظیر اورامان یافت و آنها را بسط و گسترش داد.

۴) برخی از ویژگی‌های معماری اورامان ـ تطبیق با اصول ارگانیک
۴.۱) حداقل دخالت در محیط طبیعی
ساخت و ساز در معماری منطقه اورامان با کم‌ترین لطمه به طبیعت شکل گرفته و تمامی ساختمان‌ها منطبق با شیب و توپوگرافی ساخته شده‌اند.

۴.۲) تلفیق ساختمان با محیط طبیعی به‌گونه‌ای که مکمل یکدیگر باشند:
نگاهی به سایت پلان اکثر مناطق کوهستانی و حتی شهرهای بزرگ در این ناحیه نظیر سنندج (مرکز استان کردستان)، به وضوح تلفیق ساختمان با محاط پیرامون را نشان می‌دهد.

۴.۳) تلفیق فضای داخل و خارج
بالکن‌ها و تراس‌هائی که با مهارت فراوان ساخته شده‌اند؛ به نوعی فضای داخل و خارج را به یکدیگر مرتبط ساخته‌اند. از سوی دیگر بخش‌های پشتی خانه‌ها کاملاً درون کوه قرار گرفته و در بسیاری از فضاها، آخرین جداره، همان بستر طبیعی صخره و کوه است.

۴.۴) استفاده از مصالح طبیعی
همان اصلی که مرحوم پیرنیا تحت عنوان خودبسندگی از آن یاد کرده است، در معماری این مناطق قابل مشاهده می‌باشد. استفاده از سنگ و چوب که برگرفته از بستر طبیعی منطقه هستند این اصل را نیز در این‌جا تأیید می‌کند.
آثار معماری استان

عمارت آصف دیوان
این بنا در ضلع شمالی خیابان امام خمینی در شهر سنندج واقع شده است.
سردر ورودی بنا با نمای آجری، به شكل نیم هشتی و متأثر از سبك باروك است. تالار تشریفات بنا دارای ایوان ستون دار با اُرُسی (نوعی در قدیمی كه دارای چهارچوب مخصوص بوده و با بالا و پایین رفتن باز و بسته می شده است)پر كار است و از بخش های بسیار زیبای بنا محسوب می شود. در بخش غربی نیز اُرُسی های زیبایی تعبیه شده است. در این عمارت تزیینات معماری مانند گچ بری، آینه كاری و كار چوب با مهارت به كار رفته است.

این ساختمان دارای چهار حیاط است كه به ترتیب عبارت اند از: بیرونی، اندرونی، حیاط مطبخ و اصطبل. یكی از این حیاط ها تخریب شده است. این عمارت دارای یك رشته قنات است كه آب حوض بزرگِ آب نمای مقابل تالار و دو حیاط دیگر از آن تأمین می شود.

در ضلع جنوب غربی عمارت، حمام خصوصی با سبك و اسلوب معماری حمام های ایرانی ساخته شده است كه دارای نقش های آهك بری و ستون های سنگی بسیار زیبا است.

براساس نقل قول های مختلف ، احداث بنای اصلی عمارت آصف كه به تالار تشریفات معروف است، احتمالاً مربوط به دوران صفویه است كه در دوره های بعدی ، به ویژه در دوران قاجار و پهلوی به تدریج بخش هایی به آن افزوده شده است. عمارت آصف در نوع خود از نظر معماری منحصر به فرد است.

عمارت و باغ آیت الله مردوخ
روستای ” نوره” در ۱۸ كیلومتری جنوب غربی شهر سنندج واقع شده و بیش از سه هزار نفر جمعیت دارد.” نوره” روستایی با معماری بومی منطقه كردستان است كه در معماری آن از مصالح محلی، به ویژه سنگ های منطقه استفاده شده است.

بنای آیت الله مردوخ در دامنه یكی از تپه ماهورهای غرب كوه ” آبیدر” و به فاصله ۷۰۰ متری روستای نوره قرار دارد. این اثر قابل توجه، در جنوب روستا واقع ، و از موقعیت خاصی برخوردار است. نوع معماری آن قلعه ای و دارای چشم اندازی زیباست و اشراف كامل به محیط پیرامون و روستا دارد. این بنا در زمینی به مساحت ۶۰۰ متر مربع ( اعیان ۵۰۰ متر مربع و عرصه ۵۵۰ متر مربع ) از مصالح محلی و در دو طبقه ساخته شده و در طرفین گوشه های شمالی و جنوبی دارای برج دیده بانی است. حیاط آن در ضلع غربی قرار دارد. طراحی و اجرای این بنا و باغ به وسیله ” آیت الله مردوخ ” انجام شده و توسط استادكاران بومی به ویژه استاد ” عنایت الله ” و استاد ” علی محمد بنا” در سال ۱۳۲۲ شمسی ساخته شده است.

عمارت احمد زاده
این عمارت در ضلع شمالی بلوار نمكی شهر سنندج واقع شده و زمان ساخت آن به دوران حكومت پهلوی اول برمی گردد.
بنا دارای یك حیاط چهار گوش كوچك است و ساختمان آن در چهار طبقه با نمای جنوبی و تزیینات آجر تراش بسیار زیبا و پركار در قسمت نمای اصلی، ساخته شده است.
عمارت احمد زاده نسبت به سایر بناهای مسكونی استان، از شیوه اجرایی و تزیینات منحصر به فرد برخوردار ، و نوع معماری آن برون گرا است. از این رو با وجود یك حیاط در ضلع جنوبی، می توان گفت سبك معماری كردستانی كه ویژگی بارز آن ایوان های ستون دار است در این عمارت به بهترین وجهی رعایت شده است.

عمارت امجدالاشراف
عمارت ” امجدالاشراف ” در خیابان صلاح الدین ایوبی شهر سنندج قراردارد. این بنا به سفارش ” میر ابوطالب” كه از تجار اصفهان بود، با چیره دستی و مهارت معماران و استادكاران اصفهانی در سال ۱۲۱۷ هـ.ق ساخته شد.
این عمارت در اصل شامل تالار تشریفات كه در ایام محرم محل عزا داری سالار شهیدان بود و نیز بناهای مسكونی مجاور بود كه بعدها دچار تغییرات و دگرگونی هایی به ویژه در قسمت جنوبی شد.
فضاها و اطاق های سه دری و پنج دری در دو طبقه، گچ بری های پر كار با نقوش اسلیمی و در جوار آن نقاشی هایی متآثر از نقاشی غربی، قاب بندی های سقف حسینیه با نقاشی های زیبای منحصر به فرد در شهر سنندج، پنجره ها با شیشه های رنگی و سایر عناصر تزیینی به كار رفته در بخش های مختلف این عمارت، از جمله خصوصیات شاخص و منحصر به فرد این بنا است و آن را در زمره یكی از مهم ترین بناهای استان از نظر معماری، به ویژه تزیینات معماری قرار داده است. در نمای بنا، تزیینات آجركاری خفته و راسته به خوبی كار شده است. این ساختمان دارای حیاط با حوض مستطیل شكل و سنگ فرش تخته پوش سنندجی است.

عمارت سرهنگ آزموده اردلان
این عمارت در بافت قدیمی محله قطارچیان سنندج، در كوچه خسروی نزدیك عمارت وكیل الملك واقع است. این بنای قدیمی كه مالك اولیه آن فردی از خانواده ” اردلان” بود، اكنون در تملك میراث فرهنگی كردستان قرار دارد.

این عمارت دارای بخش های مختلفی است؛ سردر ورودی به فرم نیم هشتی و سكوهای قرینه سنگی با قوس های متداخل نیم دایره آجری و گره چینی است. حیاط چهار ضلعی مركزی ساختمان با آب نما و باغچه، یاد آور معماری درون گرای ایرانی است. فضاهای دیگر شامل سه دری ها، دودری و پنج دری، تالار، اُرُسی زیبا و بدیع در هر یك از مدخل های ورودی فضاها، بسیار حساب شده و زیبا است. تمام فضا در پیرامون حیاط مركزی و در دو طبقه ساخته شده است. تزیینات آن تركیبی از اُرُسی، گچ بری رنگی، حجاری روی سنگ، آجر كاری به صورت خفته و راسته و استفاده از نرده های فلزی است. تاریخ ساخت دقیق منزل مشخص نیست، اما با توجه به نوع و ویژگی معماری بنا، به نظر می رسد كه در دوره قاجار ساخته شده باشد.

 

مجموعه عمارت شیخ محمد باقرغیاثی
این ساختمان كنار عمارت وكیل الملك ، در ضلع شمالی خیابان كشاورز و در محله قطارچیان سنندج واقع است. این منزل كه از خانه های بزرگ شهر سنندج محسوب می شود، دارای بخش های مختلف است كه طی چند دوره ساخته شده است.
سردر ورودی، مهم ترین بخش ساختمان، از نظر نوع معماری دارای ویژگی های منحصر به فرد است. بخش دیگر كه ساختمانی سه طبقه است، در اوایل دوره پهلوی، در داخل حیاط اصلی و در كنار قنات ساخته شده است.

برای رسیدن به داخل ساختمان باید سلسله مراتب خاصی را طی كرد؛ ابتدا باید از سردر، هشتی، حیاط بیرونی و سپس از حیاط اصلی و محلی كه شیخ در آن ساكن بود، عبور كرد. فضاهای مختلف این مجموعه شامل پنج دری ها، سه دری ها، انبار، زیرزمین، هشتی، تراس، راهروها، هفت دری و مسجد است.
تزیینات معماری این ساختمان شامل اُرُسی سازی كه در نوع خود دارای طرح های اسلیمی قابل توجهی است، قاب بندی، گچ بری، حجاری روی سنگ و همچنین تزیینات آجر كاری است.

امروزه بخش هایی از ساختمان ، تخریب شده ولی قنات آن به خوبی باقی مانده است. این بنا متعلق به ” شیخ محمد باقرغیاثی” از عارفان برجسته سنندج بود و هنوز وراث آن مرحوم در آن زندگی می كنند. معمار بنا ، استاد” ابراهیم مختار پوریان” بود.

عمارت آصف
براساس نقل قول‌هاي مختلف احداث بناي اصلي عمارت آصف كه شامل تالار تشريفات است به دوران صفويه باز مي‌گردد؛ كه در دوره‌هاي بعدي بويژه در دوران قاجاريه و پهلوي بتدريج بخشهايي به آن افزوده شده است.
سر در ورودي اين بنا با نماي آجري كه به شكل نيم هشتي است براساس سبك باروك ايراني ساخته شده است.
تالار تشريفات آن ايوان ستوندار بااروسي پركار آن از بخشهايي بسيار زيباي بنا محسوب مي‌شود عمارت داراي يك رشته قنات است كه اكنون آب آبنماي مقابل تالار ازآن تامين مي‌شود.

اين محل شامل تزئينات معماري همانند گچبري ، آينه كاري و كار چوب است درضلع جنوب‌غربي عمارت حمام مخصوص با سبك واسلوب معماري حمام‌هاي ايراني ساخته شده است كه داراي نقش‌هاي آهكبري است.

مرمت اين بنا از سال ۱۳۷۷ با عمليات حفاظتي شروع شد و در سال‌هاي بعدي تا سال ۱۳۸۱ همچنان ادامه پپدا كرده است و قسمت‌هايي كه درآن آسيب ديده بود مرمت شد و همچنين تزيينات آن نيز مرمت و بازسازي شد آهكبري‌هاي حمام خصوصي آن نيزكه از بين رفته بود دوباره احياء شده است.

همچنين سيستم آبرساني اين عمارت كه از آب‌جاري و قنات مي‌باشد رهاسازي و احياء شده است. درقسمت جنوبي و درابتداي ورودبه عمارت ومسيردالان منتهي به حياط مركزي دري به سمت راست باز مي‌شود كه درگذشته حياط مستخدمين بوده و باتوجه به اينكه بخش‌هاي مختلف اين قسمت به كلي تخريب شده و هيچ آثار و شواهدي از گذشته به جاي نمانده بود ، بامسقف كردن بخش عمده‌اي از اين فضا به وسيله گنبدهاي آجري و احياء كردن حوض اصلي و

ساخت رواق در اطراف آن، بخشي از اين قسمت به نگارخانه و بخش ديگر آن تبديل به چايخانه سنتي مي‌شود با توجه به اتمام عمليات مرمتي دراين بنا وباتوجه به نفاست وارزش تاريخي بنا تاسيس موزه مردم شناسي غرب كشور ( خانه كرد) دراين بنا مورد توجه قرار گرفته است واين موزه همزمان با روز جهاني موزه وبزرگداشت ميراث فرهنگي افتتاح مي‌شود.

دراين موزه مجموعه اي از شيوه هاي كار وزندگي مناطق كردنشين به معرض نمايش گذاشته مي‌شود.

عمارت و باغ آيت الله مردوخ
روستاي «نوره » در ۱۸ كيلومتري جنوب غربي شهر سنندج واقع شده و بيش از ۳ هزار نفر جمعيت دارد؛ «نوره» روستايي با معماري بومي منطقه كردستان است كه در معماري آن از مصالح محلي، به ويژه سنگ هاي منطقه استفاده شده است.

بناي آيت الله مردوخ در دامنه يكي ازتپه هاي غرب كوه «آبيدر » و به فاصله ۷۰۰ متري روستاي نوره قرار دارد . اين اثر قابل توجه ، در جنوب روستا واقع و از موقعيت خاصي برخوردار است.

نوع معماري آن قلعه اي و داراي چشم اندازي زيباست و اشراف كامل به محيط پيرامون و روستا دارد. اين بنا در زميني به مساحت ۶۰۰ متر مربع (اعيان ۵۰۰ متر مربع و عرضه ۵۵۰ مترمربع )‌ از مصالح محلي و در دو طبقه ساخته شده و در طرفين گوشه هاي شمالي و جنوبي داراي برج ديده باني است؛ حياط آن در ضلع غربي قرار دارد.
طراحي و اجراي اين بنا و باغ به وسيله «آيت الله مردوخ» انجام شده و توسط استادكاران بومي به ويژه استاد «عنايت الله» واستاد «علي محمد بنا» در سال ۱۳۲۲ شمسي ساخته شده است.

خانه آيت‌الله شيخ محمد مردوخ كردستاني
بناي آيت الله مردوخ در محله قطارچيان و ضلع شرقي خيابان مردوخ شهر سنندج واقع شده و اكنون در تملك خانواده ديگري است.
اين ساختمان در دو طبقه و زيرزمين، به شيوه معماري اصفهاني در دوره قاجاريه ساخته شده است. اين منزل داراي دالان ورودي طولاني ، اتاق سرايدار ، حياط چهارگوش و راه پله ورودي از ۲ سمت تالار شاه نشين بود.

در ساختمان از آب جاري و روش دفع سنتي فاضلاب استفاده مي‌شد.
در حياط آن كه داراي آب نما و فضاي سبز است، حريم خصوصي و عمومي كاملاً رعايت شده است.
بر اثركم توجهي مالكين فعلي در ساختمان تغييراتي حاصل شده است.

عمارت امجد الاشراف
عمارت «امجدالاشراف » در خيابان صلاح الدين ايوبي شهر سنندج قرار دارد . اين بنا به سفارش «مير ابوطالب » كه از تجار اصفهان بود، بان چيره دستي و مهارت معماران و استاد كاران اصفهاني در سال ۱۲۱۷ ه.ق ساخته شد.
اين عمارت در اصل شامل تالار تشريفات كه در ايام محرم محل عزاداري سالار شهيدان بود و نيز بناهاي مسكوني مجاور بود كه بعدها دچار تغييرات و دگرگوني هايي به ويژه در قسمت جنوبي شد.

فضاها واطاق هاي سه دري و پنج دري در دو طبقه ، گچ بري هاي پركار با نقوش اسليمي و در جوار آن نقاشي هايي متاثر از نقاشي غربي ، قاب بندي هاي سقف حسينيه با نقاشي هاي زيباي منحصر به فرد در شهر سنندج ، پنجره ها با شيشه هاي رنگي و ساير عناصر تزييني به كار رفته در بخش هاي مختلف اين عمارت ، از جمله خصوصيات شاخص و منحصر به فرد اين بنا است و آن را در زمره يكي از مهم ترين بناهاي استان از نظر معماري ، به ويژه تزيينات معماري قرار داده است.

در نماي بنا ، تزيينات آجركاري خفته و راسته به خوبي كارشده است؛ اين ساختمان داراي حياط با حوض مستطيل شكل و سنگ فرش تخته پوش سنندجي است.

عمارت سرهنگ آزموده اردلان
اين عمارت در بافت قديمي محله قطار چيان سنندج ، در كوچه خسروي نزديك عمارت وكيل الملك واقع است. اين بناي قديمي كه مالك اوليه آن فردي از خانواده «اردلان» بود، اكنون در تملك ميراث فرهنگي كردستان قرار دارد.

اين عمارت داراي بخش هاي مختلفي است؛ سردر ورودي به قرم نيم هشتي و سكوهاي قرينه سنگي با قوس هاي متداخل نيم دايره آجري و گره چيني است؛ حياط چهار ضلعي مركزي ساختمان با آب نما و باغچه ، يادآور معماري درون گراي ايراني است.
فضاهاي ديگر شامل سه دري ها ، دودري و پنج دري ، تالار ،‌غلام گردش بسيار زيبا با ستون هاي چوبي و اروسي زيبا و بديع در هر يك از مدخل هاي ورودي فضاها. بسيار حساب شده و زيبا است.

تمام فضا در پيرامون حياط مركزي و در دو طبقه ساخته شده است. تزيينات آن تركيبي از اروسي، گچ بري رنگي، حجاري روي سنگ، آجركاري به صورت خفته و راسته واستفاده از نرده‌هاي فلزي است. تاريخ ساخت دقيق منزل مشخص نيست، اما با توجه به نوع و ويژگي معماري بنا ،‌ به نظر مي رسد كه در دوره قاجار ساخته شده باشد.