بي ترديد انديشه حكومت ديني و
بنيان گذاري نظام جمهوري اسلامي در
ايران از سوي امام خميني(قده) رويكرد ِ
جديدي را به دين به همراه داشت. موج
جديد نگاه به دين از يك سو افق هاي
روشني را از منظر تفكر و خردورزي ديني
نويد مي داد, و از سوي ديگر, دل نگراني
و دغدغه هاي خاطر ايجاد مي كرد.

دل نگراني از اين كه رويكرد ِجديد به دين
از سر شوق زدگي به نظريه پردازي
شتاب زده در معارف و حقايق دين بپردازد
و با چشم پوشي از تمام ابعاد دين و

جامعيت آن آرا و ديدگاه هاي يك بُعدي و
متغيّر را جايگزين ديدگاه هاي جامع و
ثابت اصول و معارف دين كند.
و افق هاي روشن و اميدهاي تازه به
اين كه رويكرد ِنو به دين و حكومت ديني
سمت وسوي تحليل منطقي و پژوهشي و

|۹۸|
ماهيت دين شناسانه داشته و با جامع نگري
همراه باشد; روي كردي كه با انگيزه,
بازشناسي آموزه هاي ديني با توجه به
تحولات بنيادين شرايط زندگي اجتماعي,
فرهنگي, سياسي انسان و با توجه به دو
اصل خاتميت اسلام و جهان شمولي آن
باشد كه در اين صورت رويكردي مبارك

بوده و شاهد نمودي ديگر از ورود تفكر و
انديشه ديني در عرصه هاي جهاني دين و
فرهنگ خواهيم بود.
البته آن چه تا هم اكنون با اين ماهيّت
و انگيزه انجام يافته بسيار درخشان و از
برجستگي هاي ِتاريخ دين پژوهي به شمار

مي رود. با ارج نهادن به تمامي گام ها و
پژوهش هاي ارزنده اي كه در اين مقوله
انجام يافته است و يا در حال انجام است,
به نظر مي رسد هم چنان اولويت ها و
محورهايي با زمينه و نياز كامل به پژوهش
وجود دارد كه بايسته است از نگاه
پژوهش گران و صاحب نظران دور نماند كه
در اين جا به مواردي هر چند كوتاه و
فشرده اشاره مي كنيم:
۱٫ تحليل ماهيت حكومت ديني و
جايگاه و نسبت آن با مجموعه دين; ۲٫ نسبت و رابطه فلسفه دين با فلسفه
حكومت ديني;
۳٫ حوزه هاي ورود و نوع ورود
حكومت ديني در حريم هاي فرد و جامعه;
۴٫ تأثيرگذاري حكومت ديني
بنابر مبناي اولي بودن حكومت درمحدوده
قوانين و احكام ديگر;
۵٫ تأثيرگذاري حكومت بنابر مبناي
ثانوي بودن در محدوده هاي قوانين و
احكام ديگر;

۶٫ نوع و ماهيت روابط حكومت
ديني با جهان خارج از مرزهاي جغرافي
خود.
اين محورها برخي از بايسته هاي
تحليل نظريه حكومتي ديني است كه نه تنها
براي اثبات و تبيين برخي ابعاد احكام
اجتماعي, سياسي اسلام روشن گر است
بلكه خود پاسخي به برخي شبهه افكني ها
در عرصه انديشه و تفكر حكومت ديني

اين نوشتار پيش درآمدي است كوتاه
در محور “امام خميني و روابط بين الملل”;
به ديگر سخن روابط بين المللي حكومت
اسلامي از منظر امام خميني كه با توجه به

|۹۹|
اهميت و گستره موضوع آن, اميد است
اين مقال كوتاه زمينه ساز تحليلي جامع و
كامل گردد.
روابط يك كشور با جهان خارج از

مرزهاي جغرافيايي خود از منظرهاي
متفاوتي مورد توجه قرار مي گيرد: گاهي
مديريت سياسي يك كشور از منظر
ارتباطات خاصي, سياسي و ديپلماتيك به
رابطه با كشورهاي ديگر مي نگرد. و اين
نگاه فلسفه روابط را هم مشخص مي كند,

و گاهي چشم انداز روابط يك كشور با
كشورهاي ديگر را تحولات, نياز و شرايط
اقتصادي ترسيم مي كند و گاهي هم نگاه
پيوند به اردوهاي قدرت و سلطه هاي
منطقه اي, جهاني, آنچه در همه نگاه ها به

روابط بين المللي يك كشور مشترك است
تفكر حاكم بر مديريت سياسي جامعه
است.
از آن جا كه ماهيت حكومت ديني از
اصول و مباني ديني شكل مي پذيرد به كلام
امام خميني در بيان آن مي نگريم, امام در
بيان مباني تفكر حاكم بر مديريت سياسي
در حكومت اسلامي مي فرمايند:
“الف: حكومت اسلامي به آن طوري كه خداي تبارك و تعالي مقرّر
فرموده, شرايط حاكم را شرايط
مأمورين دولت را, كيفيت حكومت

را, آن طوري كه در اسلام مقرّر
است, همان طوري كه در صدر اسلام
بود. [۱]
ب: حكومت اسلامي مشروطه است
از اين جهت كه حكومت كنندگان در
اجرا و اداره مقيد به يك مجموعه
شرط هستند كه بايد رعايت و اجرا
شود, از اين جهت حكومت اسلامي

حكومت قانون الهي بر مردم است. [۲]
ج: روابطي را كه هر فرد بشر با
خداوند دارد, روابطي را كه هر فرد
بشر با پيغمبر اسلام(ص) دارد, با
حكومت دارد, روابطي را كه هر فرد

با فرد ديگر بايد داشته باشد, روابطي
را كه هر فرد با غير ملت خودش بايد
داشته باشد, كليه روابطي را كه امكان
دارد بين يك فرد بشر با افراد ديگر بشر
يا جوامع بشري باشد در اسلام مطرح
است و حكم دارد. [۳]
د: بنابراين ما يك كتابي داريم كه
مصالح شخصي, مصالح اجتماعي,

|۱۰۰|
مصالح سياسي, كشورداري و همه
چيزها در آن هست, البته با آن
تفسيرهايي كه از اهل تفسير وارد شده
است. [۴]”>
دراين فرازها از كلام امام اصول

حاكم بر مديريت سياسي, قوانين, ضوابط
در تمامي ابعاد حكومت اسلامي از جمله
روابط بين المللي حكومت اسلامي ترسيم
شده است.
روابط بين المللي به شكل كنوني, در
دوران صدر اسلام ابعاد و شكل ديگري
داشته است و با عنوان روابط مسلمانان با
غير مسلمانان شناخته مي شود.
البته نگاه به اين موضوع مي تواند نگاه
تاريخي به روابط باشد كه در آن صورت
عوامل و فراز و نشيب آن روابط از آغاز
تاكنون بررسي و تحليل مي شود و

مي تواند نگاه به اصول و مباني رفتاري
روابط مسلمانان با غيرمسلمانان و در اين جا
نگاه به روابط را براساس احكام اسلام و
اصول آن بررسي مي كنيم.
مسئله روابط مسلمانان با غير مسلمانان
از جمله موضوعات خاصي است كه در
قرآن مجيد با عناوين مختلفي چون: شركت در مجالس كافران, دوستي با
كافران, هم رازي با كافران, ازدواج با
كافران و… مورد توجه قرار گرفته است.

ديدگاه قرآن نسبت به روابط با غير مسلمانان
چون ديگر ديدگاهاي اين كتاب جامع
آسماني به پديده ها و حقايق فردي و
اجتماعي همه جانبه, جامع و بنيادي
است, تا آن جا كه حتي در اين مسئله به
ظاهر ساده, انگيزه هاي انساني, عاطفي,
اجتماعي, سياسي از نظر دور نمانده
است.
با توجه به تعدّد آيات و نياز گسترده به
تفسير تحليلي نسبت به عناوين و موضوعات
بررسي شده در آيات در اين مقام فقط
اشاره اي كوتاه و گويا به پيام نخستين آيات
قرآن در موضوع مي كنيم.

قرآن و روابط عاطفي با خويشاوندان كافر

“يا ايها الذين آمنوا لاتتخذوا اباءكم و
اخوانكم اولياء ان استحبوا الكفر علي
الايمان…; [۵] اي كساني كه ايمان
آورده ايد, اگر پدرانتان و برادرانتان
كفر را بر ايمان ترجيح دهند [آنان را]

|۱۰۱|
به دوستي مگيريد.”
“لاتجد قوما يؤمنون بالله واليوم الاخر
يُوادّون مَن حادّ الله ورسوله ولو كانوا
آباءهم أو… [۶]; قومي را نيابي كه به
خدا و روز باز پسين ايمان داشته
باشند [و] كساني را كه با خدا و
رسولش مخالفت كرده اند ـ هر چند
پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان
يا عشيره آنـان باشنـد ـ دوسـت
بدارند….”>
در اين آيات قرآن مجيد مسلمانان را
از دوستي و روابط دوستانه با خويشاوندان
كافر نهي مي كند. تفاوت دو خطاب و
توجه به زمان و شرايط ِنزول قابل تأمل
است.

روشن است كه دوستي ِنامطلوب و
نهي شده در اين آيات, حالت و وصف
قائم به نفس ـ كه خارج از اختيار انسان

است ـ نيست, بلكه آن رابطه دوستانه و
محبتي مورد نكوهش قرار گرفته كه بر
محبّت ايجاد شده از منشأ ايمان به خدا و به
پيامبر(ص) غلبه كند و بر رفتار اسلامي و
عقايد آنان تأثيرگذار باشد; چنان كه در آيه
ديگر اشاره مي فرمايد: “قل ان كان اباؤكم و ابناءكم و
اخوانكم و ازواجكم و عشيرتكم و
اموال اقترفتموها و تجارة تخشون
كسادها و مسكن ترضونها احب اليكم
من الله و رسوله…; [۷] بگو:اگر پدران
و پسران و برادران و زنان و خاندان
شما و اموالي كه گرد آورده ايد و

 

تجارتي كه از كسادش بيمناك ايد و
سراهايي كه خوش مي داريد, نزد
شما از خدا و پيامبرش و جهاد در راه
وي دوست داشتني تر است, پس
منتظر باشيد تا خدا فرمانش را [به
اجرا در] آورد.”>

توجه به شرايط عمومي مسلمانان
دوران صدر اسلام كه برخي از خويشاوندان
آنان “پدران, فرزندان, برادران و همسران”>
هم چنان كافر بوده و در جمع مخالف
مسلمانان شركت داشتند و مسلمانان با آنان
ألفت ديرينه خويش را حفظ نموده بودند,
در زمان هجرت و دوري خويشاوندان
نوعي دل نگراني پنهان آنان را احاطه كرده
و چه بسا ظهور نموده اند اعلام خطر و نوع

بيان قرآن مجيد بسيار لطيف است كه
چگونه نسبت به تأثيرگذاري اين نوع

|۱۰۲|
عواطف بر عقايد و انديشه هاي ديني
حساسيت نشان مي دهد.

قرآن و روابط دوستانه با كافران

“لايتخذ المؤمنون الكافرين اولياء من
دون المؤمنين… [۸]; مؤمنان نبايد
كافران را ـ به جاي مؤمنان ـ به دوستي
بگيرند, و هر كه چنين كند, در هيچ
چيز [ او را] از [دوستي] خدا

[بهره اي] نيست, مگر اين كه از آنان
نوعي تقيّه كند.”>
“يا ايها الذين آمنوا لاتتخذوا الكافرين
اولياء من دون المؤمنين أتريدون ان تجعلوا
لله عليكم سلطانا مبيناً; [۹] اي كساني
كه ايمان آورده ايد, به جاي مؤمنان,

كافران را به دوستي خود مگيريد….”>
در اين آيات, نهي الهي به نوعي
خاص از رابطه دوستانه با كافران تعلق
گرفته است و آن رابطه با كافران كه به جاي
رابطه با مسلمانان باشد. چه اين كه
معاشرت و دوستي با كافران بدون توجه و
با چشم پوشي از دوستي با مسلمانان به
مفهوم ورود به جمع و مجموعه كافران و

خالي گذاردن مجموعه مسلمانان است كه طبعا آثار خاصي به همراه دارد و ابتدايي ترين
آن آسيب پذير شدن روح جمعي مسلمانان
و اظهار توان مندي ِظاهري از ناحيه كافران
و ايجاد خلل بر پيوند اجتماعي و عاطفي
مسلمانان است; اگرچه اين نوع رابطه,

انگيزه خاصِ دوستانه داشته باشد.

قرآن و روابط اجتماعي با كافران

از آن جا كه روابط اجتماعي شكل ها و
گونه هاي متفاوتي داشته و دارد قرآن مجيد
به نمونه هاي برجسته اي از آن اشاره نموده
است:

الف ـ شركت در مجالس كافران:

آميختگي زندگاني مسلمانان با غير
مسلمانان در شهرهاي مكه و مدينه, وجود
قبيله ها و طايفه هايي از غير مسلمانان,

مسلمانان و… نوعي زندگي جمعي و
روابط فشرده اجتماعي, فرهنگي, سياسي
ضروري و طبيعي بين مسلمانان و غير مسلمانان
ايجاد كرده بود. در اين شرايط, حضور
مسلمانان در اجتماعات كافران به مفهوم
تصميم و اراده مسلمانان براي شركت و
همراهي با كافران نبوده است. با اين

|۱۰۳|
وصف, قرآن كريم اين شرايط را از نظر
دور نداشته و با جداسازي و تفكيك آن به
نقطه خاصي از اين آميختگي در روابط
اجتماعي مسلمانان اشاره مي فرمايد:
“وقد نزّل عليكم في الكتب ان اذا
سمعتم آيات الله يكفر بها و يستهزأ بها
فلاتقعدوا معهم حتّي يخوضوا في

حديث غيره, انكم اذا مثلهم…; [۱۰] و
البته [خدا] در كتاب [قرآن] بر شما
نازل كرده كه: هرگاه شنيديد آيات
خدا مورد انكار و ريشخند قرار
مي گيرد, با آنان منشينيد تا به سخني
غير از آن در آيند, چرا كه در اين
صورت شما هم مثل آنان خواهيد
بود….”>

قرآن مجيد با بياني شگفت و حكيمانه
تأثير گذاري تلاش فرهنگي تبليغاتي كافران
را از نظر دور نداشته و براي در امان ماندن
مسلمانان دستوري صريح و قاطع
مي فرمايد. البته تعيين زمان و ملاك حكم
را بيان نموده تا در آن شرايط زندگي
مسلمانان در عسر و حرج قرار نگيرد.

ب ـ هم رازي باكافران:

 

“يا ايها الذين آمنوا لاتتخذوا بطانة من
دونكم لايألونكم خبالا…; [۱۱] اي كساني
كه ايمان آورده ايد, از غير خودتان,
[دوست و] هم راز مگيريد [آنان] از
هيچ نابكاري در حق شما كوتاهي
نمي ورزند. آرزو دارند كه در رنج

رابطه همرازي با كافران با انواع ديگر
رابطه با كافران تفاوت هاي روشني دارد كه
صورت پنهاني و اعلام نشده آن بخشي از
تفاوت ها است. با توجه به شأن نزول آيه
شريفه اين نوع رابطه پنهاني و اطلاعاتي با
كافران نهي شده است اگرچه ماهيت
جاسوسي و خيانت نداشته باشد.

ج ـ ازدواج با كافران:

“ولاتنكحوا المشركات حتي يؤمن
ولامة مؤمنة خير من مشركة ولو
اعجبتكم, ولاتنكحوا المشركين حتي
يؤمنوا و لعبد مؤمن خير من مشرك ولو
اعجبكم; [۱۲] و با زنان مشرك ازدواج
نكنيد, تا ايمان بياورند, قطعاً كنيز با
ايمان بهتر از زن مشرك است هر چند

|۱۰۴|
[زيبايي] او شما را به شگفت آورد, و
به مردان مشرك زن مدهيد تا ايمان
بياورند. قطعاً برده با ايمان بهتر از
مرد آزاد مشرك است, هر چند شما را
به شگفت آورد. آنان [شما را] به
سوي آتش فرا مي خوانند و خدا به
فرمان خود, [شما را] به سوي بهشت
و آمرزش مي خواند.”>
از مواردي كه دين براي پيروان خود
جايگاه و منزلت خاصي قائل مي شود و به
صورت كنايي اين منزلت را به مؤمنان
يادآور شده مسئله ازدواج مسلمانان با

كافران است تعبير “خيرٌ من مشركة” و
“خيرٌ من مشرك” در آيه شريفه است.
اگرچه اين تعبير معناي كنايي حكمي داشته
و انشاي حكم مي باشد, اما به زبان بيان
مصلحت و با حكمت حكم براي مؤمنان و
توجه دادن به رعايت مصالح در روابط
حقوقي و اجتماعي و اين روش در عموم
مسائل عرفي و جاري زندگي كه دين براي
آن دستور و برنامه دارد جاري است چه به

صورت عام و چه خاص و اين روش بيان
مصلحت اگرچه حكم در مقام ثبوت ملاك
و حكمت ديگري هم داشته باشد اما در مقام اثبات موجب مي گردد مسلمانان
آگاهانه رفتار اجتماعي خود را با احكام و
مصالح تبيين شده از سوي دين تطبيق
كنند.

احسان به كافران

“لاينهيكم الله عن الذين لم يقاتلوكم
في الدين ولم يخرجوكم من دياركم
ان تبروهم و تقسطوا اليهم ان الله
يحب المقسطين; [۱۳] [امّا] خدا شما
را از كساني كه در [كار] دين با شما
نجنگيده و شما را از ديارتان بيرون
نكرده اند, باز نمي دارد كه با آنان
نيكي كنيد و با ايشان عدالت ورزيد,
زيرا خدا دادگران را دوست
مي دارد.”>
جداسازي كافران محارب و در حال
جنگ از كافران ديگر و توجه به ارزش هاي

انساني و برجسته نمودن ارزش عدالت
ـ حتي در حق غيرخودي ها ـ در اين بخش
از روابط مسلمانان با غير مسلمانان پيام
صريح و روشن اين آيه شريفه است. از
برجستگي هاي ديدگاه هاي قرآن به مسائل
و موضوعات چند بعدي اين كه

|۱۰۵|
موضوعات را اندام واره مي بيند, اما در
همان حال از پيوند اجزاي آن در تركيب
ديگر و در شرايط ديگر غفلت نمي كند و
براي آن شرايط هم نظر و حكم مي دهد.

قرآن و دفاع در برابر كافران

“انما ينهيكم الله عن الذين قاتلوكم
في الدين و أخرجوكم من دياركم…; [۱۴]
فقط خدا شما را از دوستي با كساني
باز مي دارد كه در [كار] دين با شما

جنگ كرده و شما را از خانه هايتان
بيرون رانده و در بيرون راندتان با
يكديگر همنشيني كرده اند, و هر كس
آنان را به دوستي گيرد, آنان همان
ستمگران اند.”>
ديدگاه دين به مسائل و موضوعات
حقوقي بسيار دقيق و حساس است.
طبقه بندي حقوق و تعيين و مشخص
نمودن حقوق خدا, حقوق انبيا, حقوق
انسان ها, با تعيين اولويت, تعيين روش
اثبات و دريافت حقوق, جايگاه و منزلت
حقوق را در انديشه ديني مشخص
مي كند. دين آن گاه كه به حقوق انسان ها

مي نگرد. آن چنان كه در تعيين حدود آن نظر مي دهد, به لزوم اثبات و دريافت
حقوق هم توجه مي كند تا آن جا كه از
فروگذاري و فراموشي حقوق هم
نمي گذرد نگاهي به احكام و ظرافت هاي
فقهي در كتاب قضاوت, احكام فقهي
جهاد, ارزش گذاري دين به حيثيات و

آبروي انسان ها و مسائلي چون غيبت,
تهمت و توبه از غيب و تهمت بخشي از
نمودهاي توجه خاص دين به حقوق
اجتماعي, و حقوق انساني است.
از ريزنگري هاي دين در حقوق,
ديدگاه هاي دين در تزاحم حقوق است,

تزاحم حقوق خدا با حقوق پدر, مادر,
تزاحم حقوق جامعه با حقوق فرد.
در آيه شريفه حق دفاع در برابر
متجاوزان مانع از احسان و دوستي [كه حق

مشخص هر انساني است] به متجاوزان
بيان گرديده و بسيار ظريف است, بخش
آيه كه مي فرمايد دوستان متجاوز همان
ستمگران اند از اين آيات ـ كه بخشي
از اصول بيان شده در موضوع رابطه با
غير مسلمانان مي باشد ـ اين نكات استفاده
مي شود:
۱٫ مسلمانان از روابط دوستانه و

|۱۰۶|
دوستي با كافران تا آن جا كه بر محبت
ايماني مسلمانان و بر عقايد و انديشه هاي
مورد پذيرش آنان تأثيرگذارد منع شده اند;
۲٫ مسلمانان از رابطه پنهاني و
اطلاعاتي با كافران حتي با انگيزه عاطفي

منع شده اند;
۳٫ مسلمانان از شركت در مجالس
كافران كه با هدف استهزاي احكام اسلام
برگزار مي شود تا زماني كه مجلس كافران
در اين سمت و سوي قرار دارد منع
شده اند;
۴٫ در صورت تقيه حكم روابط
مسلمانان با غير مسلمانان تابع شرايط
جديد است;
۵٫ كافران طرف رابطه و موضوع
احكام, روابط كافران در حال جنگ, در
زمان جنگ و شرايط جنگي مي باشند و
كافران غير محارب از موضوع استثنا
شده اند و شمول اهل كتاب در برخي
احكام قابل بررسي است.
روابط مسلمانان ِدوران صدر اسلام
در شهر مدينه با غير مسلمانان و نوع
آميختگي زندگاني آن ها با قبيله هاي ديگر
مثل يهود بني نضير, بني قريظه و… با روابط جاري مسلمانان با غير مسلمانان
تفاوت هاي بسيار دارد اگرچه در برخي از
جهات شباهت نيز وجود دارد.
آن چه اكنون به عنوان روابط
بين المللي شناخته مي شود ماهيتي

مستقل و بسيار پيچيده يافته است اگرچه
روابط عاطفي كه در دوران صدر اسلام
بين مسلمانان و غير مسلمانان قهري و
غير ارادي مي نمود امروز كمتر وجود
دارد اما روابط فرهنگي, اقتصادي به

شكلي گسترده اما بسيار طبيعي و در
برخي موارد قهري و غيرقابل جداسازي
گرديده است.
مشخصه هاي روابط بين المللي در
جهان امروز بايد شناخته شود تا بتوان
نسبت به آن از منظر دين داوري كرد.

مشخصه هاي روابط بين المللي

۱) روابط بين المللي هم اكنون از مرحله
لازم حكومت عبور كرده و از اركان و
مصالح اداره جامعه و مديريت سياسي
گرديده است. تا آن جا كه حتي تصوير
ذهني از اداره نظام اجتماعي, سياسي,
بدون رابطه با جهان خارج غيرممكن و يا