چکیده
معراج از جلوه های عظیم زندگی رسول خدا و از نقاط عطف زندگی بیست و سه ساله آن بزرگوار است.از این حادثه شگرفت و سیر و سفر هیجان بار الهی، در کتاب های الهی و منابع اسلامی با تعبیر اسراء و یا معراج سخن رفته است.
به بیانی دیگر معراج عبارت از سیر و حرکتی است که به دور دست ترین زمان و مکان نشانه رفته است

و به آن اشاره دارد و متضمن معانی و اهدافی است که با یک نگاه نخستین به مساله معراج روشن می گردد و برای پیامبر اکرم حضرت ختمی مرتبی علاوه بر صدها بار تجربه اعتلا و عروجی که مقارن با دریافت وحی و با واسطه فرشته آن روی داده است، تجربه ای است که عالیتر از آنهاست که از آن به معراج یاد می شود. معراج اعتلا و فرا رفتن نبی اکرم از مراتب عالم ملکوت به سوی عرش است.

کلید واژه: معراج – پیامبر – جبرئیل- مسجدالقصی- سدره المنتهی

فهرست مطالب

مقدمه ۶
فصل اول: مسجد الحرام تا مسجد القصی ۷
فصل دوم- در بیت المقدس ۹
فصل سوم: عروج از بیت المقدس ۱۰
فصل چهارم: تجسم اعمال ۱۲
فصل پنجم ولایت علی در معراج ۱۳
منابع ۱۸

مقدمه
آنچه که باعث شد چنین موضوعی را برای تحقیق انتخاب کنم کنجکاوی ام در رابطه با این موضوع عظیم بود. گفته های بسیاری شنیده بودم اما بسیار پراکنده و در مورد توالی اتفاقات معراج هیچ نمی دانستم.
در آغاز تحقیق تا آنجه که ممکن بود پژوهشها و تحقیقات محققان و کتابهای چندی را بررسی کردم که کاستیها و کمبودهای فراوانی در این بحثها وجود داشت. این بحثها غالبا مختصر بوده و به گونه حاشیه ای به بررسی این موضوع پرداخته اند.

بحث معراج از جهانی برایم شوق انگیز و جالب بود و از یک طرف در معرفت الهی توحید حق تعالی و آگاهی از عظمت های پیامبر سودمند است و از سوی دیگر در آگاهی از جان هستی و لایت علوی و جایگاه امت رسول الله نکات ارزشمند و جالبی دارد.
گفتگوی خداوند در این سفر با رسولش از دل انگیزترین بحثهای معراج است. گزارش پیامبر از این سفر از تنبه آخرین ترس و تکان دهنده ترین آنها می باشد.

فهم دقیق موضوع به لحاظ ماورائی بودن بخش عظیم آن و فراتر بودن از درک و فهم عادی از مشکلات جدی این بحث است که با الهام از سخن معصومانه و چنگ زدن به ریسمان استوار این خاندان و توجه به گفتار عالمانه که از چشمه زلال معارف این خاندان سیراب گشته اند در هر چه بهتر روشن شدن آن کوشیده ام.
فرایند این پژوهش حاصل تلاشی است که در حد توانم برای تعیین این موضوع به کار بسته ام و امیدوارم با ارشادها و راهنماییهای استادان و صاحبنظران به کمال آید.

فصل اول: مسجد الحرام تا مسجد القصی
بنا به احادیث اسراء و معراج در اواخر دوره ای که محمد (ص) در مکه زندگی می کرد اندکی قبل از هجرت به مدینه اتفاق افتاد. هیچ گوشه دیگری از زندگی پیغمبر نیست که بیش از سیر آسمانی علاقه خاورشناسان و مورخان ادیان را به خود معطوف کرده باشد. دلیل برتری مقام محمد به همه پیامبران دیگر نیز همین است که در نهایت قرب حق تعالی، چشمش نه برگشت و نه به سویی میل کرد.

محمد می گوید « آن شب من در مکه بودم و دیدم که سقف خانه شکافت و جبرئیل از آن وارد گردید. جبرئیل سینه ام را شکافت و بعد با آب زمزم آن را شست و سپس ابریقی آورد که پر از حکمت بود و آنچه در ابریق وجود داشت در شکاف سینه ام ریخت و شکاف سینه ام را بست و دستم را گرفت و گفت برخیز مرا سوار براق (اسب بالدار) کرد و به راه افتاد و بدوا در شهر حبدون توقف کرد. زیرا قبر ابراهیم آنجا بود و محمد بر سر قبر وی دعا خواند.

سپس سوار شد و به راه افتاد و مرتبه‌ای دیگر در بیت اللحم که در محل تولد مسیح است توقف کرد و آنجا نیز دعا خواند. آنگاه سوار بر براق راه بست المقدس را پیش کشید. و وارد مسجد القصی گردید جبرئیل انگشتش را در سنگ مسجد فرو برد و مانند خمیری شد. مرکوب را به آنجا بست و خود به داخل مسجد رفت. مسلمانان تا به امروز جای انگشت جبرئیل را در آنجا می بینند و زیارت می کنند. محمد از ریسمانی که به صورت خورشید و ماه است به داخل مسجد وارد شد. این همان دری است که از قول ابوسفیان راجع به آن گفته شده است:

هنگامی که اینشخص قبل از اسلامش به نزد قیصر پادشاه روم رفت برای اینکه پیامبر را نزد او مرهون سازد و وی را به ضرش بشوراند گفت:
ای پادشگاه من خبر دیگری از او به تو می دهم تا بدانی چقدر دروغگو است. قیصر گفت: بگو آن خبر کدام است؟ – محمد معتقد است که شبانه از مسجد الحرام به کلیسای شما یک شبه رفته و برگشته است

. کشیشی که در دربار حضور داشت بلافاصله گفت- من به آن شب آگاهم زیرا هیچ شبی نبود که من در آخر شب در مسجد را نبندم

. آن شب نیز تمام درها را بستم جز یک در که زورم نرسید از مستخدمین و سایر خدام کمک خواستم آنها نیز نتوانستند به ناچار در را باز گذاشتم تا فردا نجاری بیاوریم و آن را درست کنیم. صبح دیدم سنگ زاویه در سوراخ بیشتری پیدا کرده و به جای بستن چیزی در آن نمایان است. در را تکام دادم و به سهولت چرخید و بسته شد ناگهان آنچه را که در علم قدیم خوانده بودم به خاطرم آمد پیغمبری از داخل بیت المقدس به آسمان عروج خواهد کرد. آن را به همکاران خود گفتن و افزودم که علت بسته نشدن در مسجد همین بوده است.

فصل دوم- در بیت المقدس
پس از ورود محمد به بیت المقدس خدا تمام پیامبران را در آنجا گرد آورد و محمد در داخل مسجد به نماز ایستاد و پشت سر او هفت صف از پیامبران از آدم تا عیسی ایستادند کسی که درست پشت سر محمد بود ابراهیم خلیل الله بود سمت راست او اسماعیل و سمت چپ او اسحاق سپس محمد از قبه ای که بدان قبه معراج می گویند عروج کرد. این قبه در طرف راست سنگ بزرگی است که می گویند از سنگ های بهشتی است و در وسط مسجد ایستاده وتکه گاهی ندارد. در یک طرف دیگر آن جای پای پیامبر است در هنگامی که از آنجا سوار براق شد و در طرف دیگر آن جای دستها و انگشتان فرشتگاه است که در آن سنگ را نگه داشته بوند و آن دو اثر هنوز روی سنگ بزرگ باقی مانده است. امروز هم زیارتگاه مسلمین است.

فصل سوم: عروج از بیت المقدس
قسمت دوم یا مسافرت آسمانی از مسجد الاقصی واقع در بیت المقدس شروع شد قبل از اینکه محمد در آن شب به طرف اسمان حرکت کند اثر پای خود را روی قبه السخره یعنی گنبد سنگی واقع در بیت المقدس باقی گذاشت همچنان که ابراهیم در زمان حیات اثر پای خود را روی مقام ابراهیم باقی نهاد.

وی سوار بر براق از زمین راه آسمان را پیش گرفت و وارد اسمان ماه که آسمان اول و از تمام آسمان ها به زمین نزدیک تر می باشد در آن جا حضرت محمد حضرت آدم را یافت و مشاهده کرد که آدم بین دو گروه از آدمیان قرار گفته است که به تازگی از زمین آمده اند. و بعضی از آنها طرف راست هستند و برخی در طرف چپ آنهایی که در طرف راست آدم بودند کسانی محسوب می شدند. که می باید به بهشت بروند و کسانی که در طرف چپ ادم قرار داشتند می باید راه جهنم را پیش بگیرند وقتی دسته اول را می دید تبسم می کرد واز مشاهده دسته دوم می گریست زیرا او پدر تمام افراد بشر است و مانند یک پدر از خوشحالی فرزندان مسرور و از بدبختی آنها متاثر می شود

.
آد م که بوی خوشی احساس کرده بود گفت: « از جسدی پاک بوی پاکیزه می آید. رسول الله بر آدم درود فرستاد که او نیز جواب داد و بر یکدیگر دعا نمودند و حضرت آدم گفت خوش آمدی ای فرزند شایسته و پیامبر شایسه وای برانگیخته شده در زمان مناسب.