طرح تحقيق
شامل:
موضوع و طرح مسئله ي علمي
 علت و اهداف انجام تحقيق
فرضيه سازي
تعريف مفاهيم و واژه ها
 انتخاب روش تحقيق
 مشكلات و موانع تحقيق

موضوع و طرح مساله علمي:
بررسي ميزان توجه جوانان به نقش وحضور امام زمان (عج) در زندگي روزمره
تعريف موضوع و بيان مسئله:
پيامبر (ص) فرموده اند: «مردم تازماني كه امر به معروف و نهي از منكر نمايند، خير و خوبي از آن ها زائل نمي شود.»

حال چه معروفي بالاتر از تعجيل درظهور امام عصر (عج) و آمادگي جهت استقبال از آن حضرت و چه منكري بدتر از فراموش و غفلت از امام زمان (عج) كه اين خود منشا تمام منكرات است.
مساله اي كه در اينجا مطرح است اين مي باشد كه:
۱- آيا معرفت صحيح نسبت به امام (عج) و جايگاه وي مي تواند در توجه ي بيشتر جوانان به حضور امام موثر باشد؟
۲- آيا درك صحيح از مقوله انتظار و شخص منتظر در توجه به امام موثر است؟

علت و اهداف انجام تحقيق
جمعه ها يكي پس از ديگري مي آيند و مي روند، باز هم غروب جمعه اي ديگر از راه مي رسد و هنوز مسافري در راه… چقدر ما بي انصافيم نمي دانم، انتخاب موضوع اين تحقيق هم نياز به تشريح علت دارد!

پس از شما مي پرسم، اگر امام واقعا هست و جهت و محبت خداست، آيا نبايد او را بشناسيم؟ آيا نبايد به او اظهار محبتي كنيم و با او همراهي نماييم.
با او حرف بزنيم و با او ارتباط روحي معنوي برقرار كنيم؟!
و ضرورت شناخت امام چيست؟
طبق آيه شريفه «اطيعوا…. و اطيعوا الرسول و اومي الامرمنكم»

اطاعت از خدا، رسول و لومي الامر واجب است و منظور از اولي الامر در اين آيه بر اساس حديث نبوي حضرت علي (ع) و فرزندان اويند.
به راحتي مي توان دريافت كه شناخت امام زمان يك تكليف واجب است چرا كه شناخت مقدمه اطاعت است همچنين از اين حديث پيامبر (ص) كه فرموده اند «هر كس امام زمان (ع) خود را نشناسد و بميرد به مرگ جاهليت مرده است» نيز مي توان به ضرورت شناخت حضرت پي برد.
و البته شناختن درجات و مراتبي دارد، در مورد امام (عج) هم اولين قدم و حداقل شناخت اين هست كه شخص او را بشناسيم كه كدام فرد است.

اما از اين حدقال شناخت كه بگذريم، هر چه بيشتر در مورد امام خود بدانيم، خير و سعادت و رستگاري نزديك تر مي شويم و بهره مندي ما از بركات وجودي ايشان بيشتر مي گردد.
بصورت كلي هدف خود را از ارائه اين تحقيق مي توانيم دستيابي به شناخت هر چه بيشتر و عميق تر از امام بيان نماييم و نيز بسط فرهنگ مهدويت كه اين رسالت، رسالتي همگاني است.

در جهان كنوني يكي از مهمترين دغدغه هاي بشر رسيدن به آرامش حيات و راحت ممات است كه در پرتو قرآن بتواند به اعتدال فكري،عقيدتي و روحي برسد.
در تعاليم انسان ساز و تكامل گراي اسلام و مذهب تشيع اين مهم محقق نمي گردد مگر با وصال به سرچشمه الاميزان الهي و تقرب به امامان معصوم (ص) و معرفت و شناخت آن بزرگواران كه به يقين تنها راه رسيدن به كمالات تلقي مي شود.

«اللهم عرفتي جهتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللتا عن ديني»
و حال شيعيان و پيروان ائمه ي معصومين (ع) به اميد و اشتياق به دولت كريمه كه موجب عزت و سرافرازي اسلام و مسلمين گردد به انتظار موعود نشسته كه فرموده اند «افضل الاعمال امتي انتظار الفرج»

فرضيه سازي:
۱- بي توجهي به حضور امام زمان (عج) در جامعه، به دليل اين است كه امام از نظر ها پنهان هستند.
۲- بين عاشورا و انتظار، امام حسين (ع) و حضرت مهدي (عج) رابطه اي وجود دارد.
۳- توجه به حضور امام زمان (عج) و مدد جويي از حضرت در موفقيت هاي شخصي جوانان موثر است.

۴- خصوصيات دوران جواني باعث مي شود كه فرد بهتر بتواند با امام زمان ‌آشنا شود.
۵- ضرورت شناخت امام و آشنايي با فرهنگ انتظار باعث افزايش توجه به امام زمان و (عج) مي شود.
۶- ملاقات حضوري با امام نقش امام را در زندگي موثر تر مي سازد.
فرضيه صفر آماري
۷- بين تعداد فرزندان خانواده و توجه به جوانان به حضور امام زمان (عج) رابطه اي وجود ندارد.
تعريف مفاهيم و واژه ها:
الشباب: ريشه «شب» است و الشين و الباء اصل واحدي است كه دلالت بر نمو و رشد چيزي همراه با قوت و حرارتي كه موجب آن رشد است، دارد.
الشباب: مرد جوان، جمع آن الشان، الشباب است.
الشابه: زن جوان، جمع آن، الشواب است.
الشبيه، معناي خلاف پيري را دارد و به معناي دوران جواني است و البته الشباب هم به معناي دوران جواني است.

الفتي: ريشه آن الفاد و التاء و الحرف المعتل است كه دلالت بر طراوت و شادابي و نيكويي مي كند.
الفتي: مرد جوان وجمع آن فتيه و فتيان است.
الفتيه: زن جوان، همچنين الفتاء، زن جوان و جمع ‌آن فتاه و فتيات است.
الحدث: به معناي جوان است.

الغلوم: به لغت عربي غلام، معناي نوجوان مي باشد.
ذريه: اسمي است ثلاثي كه شامل نسل انسان مي شود كه پسر و دختر مانند فرزندان فرزندان الي آخر
تجافي: از مثالي استفاده كنم تا معناي «انتظاري روشنتر شود، در نماز انساله اي فقهي داريم به نام ركوع، به امام جماعت اقتدا مي كند و هنگامي كه امام جماعت پس از ركعت دوم براي تشهد نشست،

وظيفه فردي كه در ركعت دوم به اقتدا كرده بود، اين است كه نيم خيز بنشيند، و پس از اينكه تشهد امام جماعت تمامشد با او برخيزد، عرب از اين حالت نيم خيز نشستن با نام و تعبير « تجافي» ياري مي كند يعني «خالي كردن بدن از زمين»

دكترين مهدويت
مراد از دكترين مهدويت، آموزه اي اعتقادي، جهاني و بر محور مهدويت است كه تفسيري راهبردي از عرصه هاي اساسي حيات بشري ارائه مي دهد و در نگرش، انگيزش و كنش انسان ها و ساحت هاي مختلف زندگي اجتماعي آنها، تحولي بنيادين ايجاد مي كند.
دكترين مهدويت،

يعني نگرش به مقوله مهدويت به عنوان يك آموزه جامع و فراگير و يك موضوع راهبردي و استراتژيك طبق پژوهش هاي مذكور در دائره المعارف دين و بيش تر فرهنگ هاي لغت، دو معنا براي كلمه دكترين بر شمرده شده است معناي نخست آن: تصديق نمودن يا اعتقاد داشتن به يك حقيقت و معناي دوم آن آموزه و مترادف با كلماتي همچون tenet < اعتقاد و آيين < dogme مي باشد.

مكفر: از كفر و تكفير گرفته شده، اسم مفعول از باب تفعيل و به معناي (كفران شده) و يا (پوشيده شده) است. مكفر در اصطلاح به كسي اطلاق مي شود كه از او قدر داني نشود و نعمت وجودش مورد كفران واقع شده باشد.

انتخاب روش تحقيق:
در اين تحقيق ما از دو نوع روش تحقيق بهره گرفته ايم:
I) روش توصيفي
II) روش علي
كه در روش توصيفي به بيان و توصيف عيني وقايع و حوادث كه در ارتباط با حضرت بوده مي پردازيم و همچنين كساني كه با امام ارتباط داشته اند و بهره هايي كه از اين ارتباط برده اند و در روش علي نيز به بيان علت ها و چگونگي نقش امام در زندگي روزمره خواهيم پرداخت.

مشكلات و موانع تحقيق
اين مشكلات و موانع عبارتند از:
۱- زمان بسيار زيادي براي جمع آوري اطلاعات، طبقه بندي و تجزيه و تحليل آنها مورد نياز بود كه متاسفانه به دليل تقارن با يكي از مشكلترين ترم هاي تحصيلي فشار بسياري را متحمل شديم.

۲- به دليل اينكه توزيع پرسشنامه ها همزان با تعطيلي ترم دانشجويان شد با مشكلات عديده اي در توزيع پرسش نامه ها رو برو گشتيم.
۳- پايان نامه ها و كارهاي تحقيقاتي مبسوط و در اين مورد بسيار اندك و در صورت وجود بسيار غير قابل دسترس بود.

۴- عدم دسترسي كافي به اساتيد كه در اين زمينه صاحبنظر بود و مد نظر ما هم باشند.
۵- تمامي مشكلات بالا را مي توان در يك عبارت كمبود زمان كافي خلاصه نمود كه وقت و انرژي زياد را از ما گرفت.

جواني فصل شور انگيز زندگي و مظهر نشاط و سازندگي است. روح لطيف و قلب ظريف جوان جلوه زيباي آفرينش و صحيفه مفاي هستي است. شور زندگي و آهنگ سازندگي در نگاه روشن و اميدوار جوان متجلي است. اگر شور و احساس جواني با شعور عميق ديني و سلاح توانايي ايمان الهي تجهيز شود، سعادت نسل جوان و سلامت جامعه تضمين خواهد شد.
بيان واژه جوان
«جوان يعني برنا، هر چيز كه از عمر آن چندان نگذشته باشد مقابل پير»
در لغت عربي «الشاب» و «الفتي» و «الحدث» به معناي جوان و «الشبيه» و «الشباب» و «الفتاء» و «الحداثه» به معناي ؟ جواني مي‌باشد.

تعريف جوان از ديدگاه علم روانشناسي
جواني، مدخل زندگي بزرگسالي است، مرحله اي است كه ديگر نشاني از صفات كودكي نمي‌باشد و فرداز نظر شكل ظاهر همچون بزرگسالان مي‌باشد و سعي دارد كه به كسب موقعيت اجتماعي بزرگسالي نيز دست يابد.

در حقيقت پس از سپري شدن تحولات بلوغ، در طول نوجواني، ايام جواني فرا مي‌رسد و جوانان به ميط وسيع جامعه قدم مي‌گذارند و مي‌خواهند كه فردي مفيد و فعال بوده و مورد پذيرش جامعه قرار بگيرند لذا درصد كسب شخصيت اجتماعي لازم بر مي‌آيند.
بيان واژه جواني در قرآن و روايات
در قرآن مشتقات «فقي» «فقيه» به كار رفته همچنين «غلامين» ولتي شباب و مشتقات آن در قرآن نيامده است.
در احاديث «شاب»، «شباب» و «شبيه» به كار رفته و همچنين «فتي» و مشتقات آن و «حديث» و الاحداث» هم در روايت آمده است.

جوان در اصطلاح قرآن
روايتي در ذيل تفسير آيه شريه «اذا اوي الفيته الي الكهف فقالو اربتناء اتنا من لدنك رحمه و هي لنا من امرنا رشدا، آمده است كه بدين قرار است. از سيمان بن جعفر النهري، روايت شده است از امام صادق (ع) كه امام از ايشان سواد فرموه كه مقصود از فتي كيست

و ايشان پاسخ داده كه فدايتان گردم در نزد ما فتي يعني جوان «الشباب» و امام صادق (ع) به ايشان فرموده مگر نمي‌داني كه اصحاب كهف همگي نشان كامل مرداني بودن و مع ذلك خداي تعالي ايشان را جوانان ناميده است. به سبب ايمانشان اي سليمان كسي كه ايمان به خدا آورده و پرهيزگاري و تقوي پيشه ساز پس او «فتي» است

.
بنابراين مي‌توان گفت: منطق دين به كسي كه ايمان و تقوي داشته باشد جوان گفته مي‌شود.
سنين جواني
در مطالعات روان شناسي مطرح مي‌گردد كه نوجواني و جواني مفاهيمي‌نسبي هستند و بنا بر افراد و جوامع متفاوت مي‌باشند با اين وجود شروع نوجواني را كه همراه با بلوغ جنسي است تبا قاطعيت بيشتري بيان مي‌كنند و به طور ميانگين آغاز آنرا از ۱۲ سالگي تعيين مي‌كنند.

جواني دوره انسجام هويت و مدخل زندگي بزرگسالي است. نوجواني كه دوران بلوغ را سپري مي‌كنند به دنياي جواني مي‌پيوندند. به گونه اي بحران هويت به اسنجام هويت رسيده رشد و تكامل بدني دوران بلوغ به حد كامل خود مي‌رسد توانايي هاي شناختي در رشد اجتماعي از حالت هاي ساده به كفيفت برتر رسيده و با آغاز نقش آفريني هاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و … دوران جواني آغاز مي‌گردد.

و اذا بلغ الد طفال منكم الحلم فليستئذ نواكما استئذن الذين من قلبهم
بنا به اين نوجواني از اين زمان شروع مي‌شود و سپس انسان به مرحله جواني مي‌رسد كه به تعبير قرآن مرحله بلوغ اشد است.

و اما ؟ پايان اين دوره در قرآن اشاره به رسيدن به سن چهل سالگي شده است.
ارزش دوران جواني از ديدگاه قرآن بدينگونه سطوح مي‌شود كه جواني منزل قوت و نيرومند زندگي دنياست. و از دو طرف محفون به ضعف و ناتواني است از طرفي منفعت ايام كودكي و از طرف ديگر ناتواني دوران پيري.

پيامبر گرامي‌مي‌فرمايد:
در روز قيامت بنده قدم از قدم بر نمي‌دارد مگر اينكه ۵ چيز از او سوال شود از عمرش كه چگونه سپري كرده است و از دوران جوانيش كه چگونه تمام كرده است از ثروتش كه از كجا به دست ‌آمده است و در چه راهي مصرف كرده و از علمش كه در چه راهي به كار برده است.
از اين روايات به خوبي استفاده مي‌شود كه دين مبين اسلام تا چه پايه با جواني ارزش آن توجه مخصوصي دارد اين سرمايه در پيشگاه الهي به اندازه اي مهم است كه روز حساب از صاحب سوال مي‌شود كه چگونه آ‌ن را صرف كرده است.

اهميت استفاده از دوران جواني
علاوه بر پي بردن به ارزش دوران جواين استفاده و بهره برداري از اين فرصت نيز مورد توجه اولياي اسلام است.
اما علي (ع) مي‌فرمايند:
« بايد در شبايك قبل مك و ضحتك قبل ستمعك»

از جوانيت قبل از فرا رسيدن پيري بهره برداري كن همچنين از سلامت و توانمندي قبل از ناتواني و ضعف
پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايند:
«ان الله تعالي ملكا ينزل في كل ليله فيناري يا ابناء العشرين جدوا و اجتهدوا»
بدرستي كه خداوند متعال فرشتگاني دارد كه هر شب نزول مي‌كنند و ندا مي‌دهند اي جوانان بيست ساله كوشش و جديت كنيد و براي نيل به كمالات انساني مجهاهده نماييد.
نفوذ اسلام در نسل جوان

پيامبر اسلام مي‌فرمايد: «اوصيكم بالشبان خيرا فانهم ارق افئده. ان الله بعثني بشيرا و نذيرا مخالفتي الشبان و خالفتي الشيوخ ثم قرا خطال عليهم الا موفقست قلوبهم»
به شما درباره نوجوانان و جوانان به نيكي سفارش مي‌كنم كه آنها دلي رقيق تر و قلبي فضيلت پذير تر دارند خداوند مرا به پيامبري برانگيخت تا مردم را به رحمت الهي بشارت دهم .و از عذابش بترسانم

جوانان سخنانم را پذيرفتند و با من پيمان محبت بستند. لوي پيران از قبول دعوتم سر باز زدند و به مخالفتم برخاستند، سپس به آيه اي از قرآن اشاره كرد و درباره مردم كهنسال كه مدت زندگي آنها به درازا كشيده و دچار قساوت سخت دلي شده اند سخن گفت:
پيامبر گرانقدر اسلام كه ابتداي بعثت براي آن كه از شر مشركين و بت پرستان مصون باشند، سه سال مردم را به طرز پنهاني به اسلام دعوت مي‌كردند.

در مدت دعوت پنهاني فقط چهل نفر از زن و مرد به آيين مقدس اسلام گرويدند كه اكثريت قريب به اتفاق آنها كودكان و نوبالغان و جوانان بودند و سنشان بين ده تا بيست و پنج سال بود».

فطرتهاي پاك و جوانهاي بيدار جوانان، سخنان حضرت را موافق طبع فضيلت دوست خود مي‌يافت و مجذوب مقام عاليه اسلام مي‌شوند. و هسته مركز اسلام را گروهي از جوانان تشكيل دادند و پيامبر اكرم (ص) همواره جوانان را حمايت كرده و دوباره آنان با پيروان خود به نيكي سفارش مي‌نمودند مخصوصا اصحابي كه براي سفرهاي تبليغي مي‌رفتند

به طور كلي نسل جوان و نو بالغ اكثريت گروندگان به دين مبين اسلام بوده اند و نماينده سخنگوي آنان جعفر بن ابي طالب در محضر پادشاه حبشه با بيان قضاوتهاي عاقلانه و حرفهاي منطقي و تكيه بر وجدان فكري و اخلاقي پادشاه حبشه را به حقانيت دعوت اسلام معترف گردانيد. و اين خود نشان اين است

كه جوانان استدلالهاي درست و منطقي را مي‌پذيرند و عقل سليم و شكوفائي آنان اگر با سخنان صحيح و جوابهاي درست و محكم قانع گردد و احكام و دستورات اگر با فطرت و وجودان خدايي آنان مانوس و همسو باشد آن شريعت را مي‌پذيرند و هرگز از ‌آنان دست بر نخواهند داشت.

دوران بلوغ و جواني دوران بروز احساسات مذهبي و شكفته شدن تمايلات ايماني و اخلاقي است و جوانان به طبع انساني خود در جستجوي حق هستند و در راه پي بردن به حقيقت سعي و تلاش مي‌كنند تا تمايل فطري خود را با شناخت و معرفت ارضاء نمايند.
در همين راستا روايتي از امام صادق (ع) مي‌باشد ك

ه تاكيد بر تسريع آموزش احاديث و احكام اسلامي‌به نوجوانان نموده است.
اما صادق (ع): «با دروا اداثكم با لحديث قبل ان تسبقكم اليهم المر حبئه»
در سخن گفتن با جوانانتان «در مورد موضوعات ديني» ترسيع نماييد قبل از آنكه مرجئه «گروهي كه در آن عصر ازابا حيون بودند و از انجام تكاليف شرعي شانه خالي مي‌كردند» بر شما پيشي بگيرند و سخنان نادرست خويش را در ضمير پاك آنان چا مي‌دهند و گمراهشان سازند.

نمونه قرآني گرايش جوان به دعوت توحيدي
در قرآن، خداوند متعال گروهي از نوجوانان و جوانان را معرفي مي‌كند كه دعوت حق و راه توحيد را لبيك گفتند در حاليكه در شرايط بسيار سخت اجتماعي قرار داشتند.
«فما امن لموسي الا ذرله من قومه علي خوف من فرعون و ملايهم ان يفتنهم …»

پس به موسي ايمان نياورد مگر زريه اي از قومش آنهم با ترس از فرعون و لشكرش كه مبادا غذابشان كنند نمونه ارائه شده در قرآن با توجه و دقت انسانها را به اين نكته معطوف مي‌كند كه در سنين نوجواني و جواني بالاترين درجه پذيرش دعوت حق وجود دارد- حتي در شرايط بسيار سخت اجتماعي- و بهره برداري از اين صفت بايد مورد توجه والدين و مربيان امور پرورشي و آموزشي قرار بگيرند و با استفاده از اين موقعيت راههاي سعادت و تعالي را در برابر آينده سازان بگشايند.

جوانان در قرآن
قرآن مجيد به داستان بعضي از پيامبران الهي اشاره كرده كه در دوران جواني به آزمايش هاي بزرگ الهي امتحان شده اند كه سبب عبرت و پند آموزي، ما مي‌گردند

در قرآن به داستان حضرت ابراهيم و دعوت نمرود به يكتا پرستي، حضرت اسماعيل و آمادگي او براي قرباني شدن در راه رضاي حق تعالي و حضرت يوسف و شيفته شدن زليخا زن عزيز مصر و شعله ورشدنش در آتش عشق يوسف و سر بلند آمدن آن جوان پاك و زيبا از آن امتحان سخت و حضرت موسي دختران شعيب و همچنين لفياح لقمان حكيم به فرزند جوانش اشاره شده است.

جوانان و قرآن كريم
قال الصادق (ع) ين قرا القرآن و هوشاب مومن و اختلط القرآن بلمه و دمه …
هر كه قرآن بخواند و در حالي كه جوان مومن باشد، قرآن با گوشت و خونش آغشته شود و خداي عزوجل او را با سفيران بزرگوار و نيكو رفتارش همراه كند و قرآن او را در روز قيامت از آتش دوزخ نگه دارد.

عبادت در جواني
رسول اكرم (ص) مي‌فرمايند:
«ان الله تعالي يباهي بالشاب العابد الملائكه يقول: انظر و الي عبدي ترك شهوته من اجلي»   

به راستي كه خداي تعالي به وسيله جوان عابد به فرشتگان خود مباهات كند و گويد: به بنده من بنگريد كه شهوت خود را به خاط من ترك و رها كرده
در روايت ديگري كه رسول اكرم (ص) مي‌خواهيم برتري و فضيلت جوان عابدي كه در كودكي عبادت كرده و پيري ؟ كه پس از سالمندي عبادت كرده همانند فضيلت پيامبران مرسل است بر ديگر مردم.

در روايتي ديگر آن حضرت مي‌فرمايند:
هيچ جواني نيست كه دنيا و سرگرمي‌هاي آن را به خاطر خدا رها كند و جواني خود را در راه اطاعت خدا به پيروي رساند جز آن كه خداوند پاداش هفتاد دو صديق به او دهد.
چه زيبا و با شكوه است فصل جواني و جوان عابدي كه ذات باري تعالي به عبارت و نيايش او بر ملائكه الله مباهات نموده و طبق مفوره نبي خدا و حضرت دوست هفتاد دو صديق به او مي‌دهد. پس از عزيز بيدا باش و به گفته پروين

گهر دقت بدين خيرگي از دست مده
آخر اين در گرانمايه بهايي دارد.
بوته جوان
حضرت علي (ع) فرموده اند: « التوبه حسن و هو من الشاب احسن…
«شش چيز نيكو است ولي از هر ۶ نفر نيكوتر است، عدل نيكوست ولي از ناحيه ا؟ نيكوتر، صبر نيكوست و از فقرا نيكوتر، ورع نيكوست و از علما نيكوتر، بخشش نيكوست ولي از ثروتمندان نيكوتر، توبه نيكوست ولي از جوانان نيكوترف حيا نيكوست ولي از زنان نيكوتر است و جواني كه توبه ندارد و همانند رودخانه اي است كه آب ندارد.
رسول اكرم (ص) فرموده اند: معا من شيء الي الله عزوجل من شاب نائب»
هيچ چيز نزد خداوند محبوبتر از جوان توبه كار نيست.
ارزش و اهميت دوران جواني از ديدگاه قرآن
از نظر قرآن مجموع فراز و نشيب دوران زندگي بشر در سه مرحله خلاصه مي‌شود به كودكي، جواني، پيري
«الله الذي خلقكم من ضعف ثم جعل من بعد ضعف قوه ثم جعل من بعد قوه ضعفا و شيبه يخلق مايشا و هو العلم القدير»
خدا همان كسي است كه شما را آفريد در حالي كه ضعيف بوديد، سپس بعد از اين ضعف و ناتواني قوت بخشيد و باز بعد از قوت ضعف و پيري قرار داد او هر چه بخواهد مي‌آفريند و اوست عالم و قادر.
ارزش دوران جواني از ديدگاه قرآن بدينگونه مطرح شده كه جواني منزل قوت و نيرومندي زندگي دنياست و از دو طرف محفوف به ضعف و ناتواني است، از طرفي ضعف ايام كودكي و از طرف ديگر ناتواني دوران پيري
قال امير المومنين عليه السلام: دشيئان لايعرف فضلها الا من فقدهمان الشاب و العافيه»
امام علي (ع) فرموده اند: دو چيز است كه قدر و قيمتشان را نمي‌شناسد مگر كسي كه آن دو را از دست داده باشد، يكي جواني و ديگري تندرستي و عافيت است.
در اين حديث حضرت علي (ع) نعمت جواني را در دين بزرگترين نعمت هاي الهي يعني صت و سلامت آورده است و به اندازه اي آن را مجهول القدر دانسته كه مي‌فرمايد تنها در موقع فقدان جواني مي‌توان به ارزش پي برد.
«از ديدگاه حضرت علي (ع) انسان در جزيره اي به نام فرصت قرار گرفته كه بين دو اقيانوس نيستي» گذشته و آينده قرار گرفته و بايد قدر زمان را بداند.
دوران جواني نيز نسبت به كودكي و پيري به تعبير قرآن دوران قوتي است كه بين دو دوران ضعف محصور است و فرصتي است كه بايد آن را غيبت شمرده و بهره برداري لازم را نمود.
پيامبر گرامي‌اسلام (ص) فرموده اند:
«ان العبد لاتزول قد ماه يوم القيامه حتي سيال عن خمس خصال، عن عمره فيما افناده و عن شبا به فيما ابلاه و عن ماله من اين اكتسبه و فيما انفقه و عن علمه معاذا عمل فيما علم»
در روز قيامت بنده قدم بر نمي‌دارد مگر اينكه پنج چيز از او سوال مي‌شود، از عمرش كه چگونه سپري كرده و از دوران جوانيش كه چگونه تمام كرده از ثروتش كه از كجا آورده و در چه راهي مصرف كرده واز علمش كه در چه راهي به كار برده است.
همچنين روايت شده كه پيامبر اكرم (ص) فرموده اند:
«لا نزول قدما عبد يوم القيامه حتي سيئال عن اربع، عن عمره فيما افناه، و عن شابه فيما ابدوه و عن ماليه من اين كسبه و فيما انفقه و عن جبنا اهل البيت»
در روز قيامت بنده قدم بر نمي‌دارد تا اينكه از او سوال از چهار چيز شود. از عمرش كه چگونه سپري كرده از جوانيش كه در چه راهي به پايان رسانده و از مالش كه از كجا به دست آورده و در چه راهي خرج كرده واز محبتش به ما اهل البيت.
از اين روايات به خوبي استفاده مي‌شود كه دين مبين اسلام تا چه پايه به چواني و ارزش آن توجه مخصوصي دارد. اين سرمايه در پيشگاه الهي به اندازه اي مهم است كه روز حساب از صاحبش سوال مي‌شود كه چگونه آن را صرف كرده است؟
پس براي ما به عنوان قشر جوان و به خصوص جوانان مسلمان شيعه جاي بي تامل دارد تا هنوز فرصت باقي است پاسخي مناسب براي اين سوال و فرآهم آوريم.
در مقدمه به اين حديث اشاره نموديم كه:
« افضل الاعمال امتي انتظار الفرج»
و نيز در روايات به اين مساله اشاره شده كه ياران اما عصر (عج) را جوانان تشكيل مي‌دهند و ميانسال و كهنسال در ميانشان- جز به ندرت- پيدا نمي‌شود.