انواع اختلالات:
اختلالهاي اضطرابي، اختلالهاي ساختگي، اختلالهاي تجزيه اي، اختلالهاي جنسي، اختلالهاي خوردن، اختلالهاي خواب، اختلالهاي كنترل تكانه، اختلالهاي سازگاري، اختلالهاي شخصيت،

انواع اختلالهاي اضطرابي:
۱ – وحشت زدگي:
يك حمله ي وحشت زدگي (painc attack) عبارت از دوره اي متمايز و با شروع ناگهاني ترس شديد، بيمناكي، يا وحشت است كه اغلب با احساس قريب الوقوع سرنوشت شوم همراه است. در جريان اين حمله ها، نشانه هايي مانند تنگي نفس، تپش قلب، احساس درد و ناراحتي در قفسه ي سينه، احساس خفگي، و ترس از «ديوانه شدن» وجود دارد.
۴ يا بيش از ۴۰ مورد از نشانه هاي گفته شده در دوره ي ترس يا ناراحتي شديد بطور ناگهاني ظاهر مي شود و در مدت (۱۰ دقيقه يا كمتر) به اوج خود مي رسد. افرادي كه به خاطر حمله هاي وحشت زدگي غير منتظره در صدد دريافت درمان بر مي آيند معمولاً ترس را شديد توصيف مي كنند و گزارش مي دهند كه گمان كرده اند در شرف مرگ، از دست دادن كنترل، حمله ي قلبي، سكته كردن يا «ديوانه شدن» هستند.

گلگون شدن چهره در حمله هاي وحشت زدگي وابسته به موقعيت و در رابطه با اضطراب اجتماعي يا عملكردي متداول است نوع اضطرابي كه مشخصه ي حمله وحشت زدگي است بر حسب ناپيوسته بودن آن، ماهيت تقريباً غافليگرانه و شدت خاص و زياد آن از اضطراب فراگير تميز داده مي شود.

ويژگي هاي توصيفي افراد مبتلا به اختلال وحشت زدگي:
۱ – نگراني درباره ي حملات وحشت زدگي

۲ – اكثر اين افراد احساس پايدار و يا متناوب اضطراب را گزارش مي كنند.
۳ – درباره ي بسيار از تجربيات بيم ناك هستند.
مثلاً مبتلايان به اين اختلال از روي يك نشانه ي خفيف جسمي يا عوارض جانبي يك دارو و نتيجه فاجعه آميزي را پيش بيني مي كنند (مثلاً تصور اينكه سه سردردشان حاكي از تومور مغزي يا نشانه ي بحران فشار خون بالاست) در ۵۰ تا ۶۵ درصد افراد مبتلا به اختلال وحشت زدگي دچار افسردگي هم هستند.

۲ – هراس:
ويژگي اصلي هراس، ترس آشكار و مستمر از اشياء يا موقعيت هاي اجتماعي يا عملكردي است كه ممكن است موجب شرمندگي شود. قرار گرفتن در برابر محرك هراس آور تقريباً هميشه موجب بروز اضطراب مي شود. در افراد زير ۱۸ سال، نشانه هاي بايد به مدت ۱۸ ماه قبل از تشخيص هراس مشخص، دوام داشته باشد. بزرگسالان متبلا به اين اختلال متوجه هستند كه هراس آنان، مفرط يا غير منطقي است در مورد فردي كه از آسانسور اجتناب مي كند زيرا معتقد است كه عمداً مورد خرابكاري قرار گرفته است و متوجه نيست كه اين ترس مفرط و غير منطقي است، به جاي هراس مشخص به اختلال هذياني تشخيص داده خواهد شد.

ويژگي هاي توصيفي افراد متبلا به اختلال هراس:

۱ – حساسيت زياد نسبت به انتقاد
۲ – ارزيابي منفي
۳ – عزت نفس ضعيف يا احساس حقارت

۴ – اشكال در ابراز خود
مطالعات اجتماعي حاكي از آن است كه هراس اجتمعي در زنان بيشتر از مردان است اما نمونه هاي باليني شيوع را در هر دو جنس برابر يا در مواردي مبتلايان آقا بيشتر است.
در كودكان، اضطراب ممكن است با گريه، قشرق، سفت كردن اندامها، يا محكم كردن خود و چسبيدن ابراز شود.

نسبت جنسي در بين انواع گوناگون هراس هاي مخشص فرق مي كند: تقريباً ۱۵ تا ۹۰ درصد مبتلايان به هراس مشخص نوع حيواني و محيط طبيعي زن هستند. (به جز ترس از بلندي كه نسبت زنان مبتلا ۵۵ تا ۷۰ درصداست) به همين ترتيب تقريباً ۷۵ تا ۹۰ درصد مبتلايان به هراس مشخص نوع موقيعت زن هستند. تقريباً ۵۵ تا ۷۰ درصد مبتلايان به نوع خون- ترزيق را زنان تشكيل مي دهند.

۳ – اختلال وسواس فكري- عملي:
اختلال وسواس فكري: عقايد، افكار، تكانه يا تصاوير ذهني پايدار كه فراحم و نامناسب مي نمايد و منجر به اضطراب مي گردند ترديد در مورد اينكه عملي را انجام داده يا نه مثلاً ترك خانه بودن قفل كردن درب و … اين پديده حاكي از آن است كه فرد با محتواي وسواس فركي بيگانه است، آن را تحت كنترل خود نمي داند و از نوع انديشه اي نيست كه او انتظار دارد. شايع ترين وسواس فركي عبارتند از افراط افكار درباره ي آلودگي (مانند آلوده شدن در اثر از دست دادن)، ترديدهاي مكرر مانند ترديد در مورد اينكه آيا فرد عملي را انجام داده است يا نه، (مانند مجروج كردن يك فرد در حادثه ي رانندگي) لزوم قرار گرفتن اشيا با يك نظم خاص (مانند پريشاني شديد، در زماني كه اشيا نامنظم مي شوند)( تكانه هاي پرخاشگرانه (مانند آسيب رساندن به كودك خود) فرد داراي وسواسهاي فكري مي كوشد اين قبيل افكار يا تكانه هاي را ناديده گرفته يا سركوب كند.

وسواس عملي:
رفتارهاي تكراري (مانند شستن دست، منظم كردن، بازبيني) يا اعمال ذهني (مانند دعا كردن، شمارشش، تكرار، واژه ها به آرامي، هستند كه هدف آنها پيشگيري يا كاهش اضطراب يا پريشاني است نه به دست آوردن و رضايت، در اكثر موارد شخص احساس مي كند كه مجبور به انجام وسواس عملي است تا پريشاني را كه با وسواس فكري همراه مي شود كاهش دهد. متداولترين وسواسهاي عملي شامل شستن و تميز كردن، شمارش و بازبيني، درخواست يا مطالبه ي اطمينان و خاطر جمعي، اعمال تكراري و منظم كردن هستند.
ويژگي هاي اصلي اختلال وسواس فكري- عملي عبارتند از وسواسهاي فكري يا عملي برگشت كننده كه به دليل شديد بودن وقت گير هستند. (يعني بيش از يك ساعت در روز وقت مي گيرند).

۴ – اختلال در معرض يك محرك تنش زاي به شدت آسيب زا است كه به تجربه ي مستقيم شخص رويدادي مانند مرگ واقعي يا تهديد به مرگ يا آسيب جدي يا ساير رويدادهايي كه تماميت جسمي فرد با تهديد مي كنند، يا مشاهده ي مرگ، مجروح شدن يا تهديد عليه تماميت جسمي شخص ديگر است.

اختلال فشار رواني حاد:
ويژگي اصلي اختلال فشار رواني حاد ظهور نشانه هاي بازر اضطراب، تجزيه اي و ساير نشانه هايي است كه طي ۱ ماه پس از روريارويي با يك محرك تنش زاي به دشت آسيب‌زا روي مي دهد.
ويژگي هاي توصيفي و اختلالهاي رواني مربوط:
احتمال دارد در اختلال فشار رواني حاد نشانه هايي ياس و نااميدي وجود داشته باشد كه ممكن است به اندازه اي شديد و پايدار باشند.
متبلايان به اين اختلال در معرض خطر فزاينده ي بروز اختلال فشار رواني پس آسيبي قرار دارند رفتار و خطر جويي ممكن است پس از آسيب روي دهند.

۵ – اختلال اضطراب فراگير:
اضطراب و نگراني مفرط (انتظار توام با دلواپسي) درباره تعدادي از رويدادها از ويژگي‌هاي اصلي اين اختلال است.
اضطراب و نگراني همراه با حداقل سه نشانه ي اضافي از فهرستي است كه شامل بيقراري، خستگي پذيري اشكال در تمركز، تحريك پذيري، تنش عضلاني و اشكال در خواب است.
بزرگسالان متبلا به اختلال اضطراب فراگيري اغلب درباره شرايط زندگي روزمره و عادي مانند مسئوليتهاي شغلي، احتمالي، اوضاع مالي، سلامت اعضاء خانواده حوادث ناگوار براي فرزندانشان يا موضوعهاي جزئي (مانند خرده كاري هاي خانه، دير آمدن سر ملاقات، احساس نگراني مي كنند.
كودكان مبتلا به اين اختلال تمايل به نگراني مفرط درباره توانايي با كيفيت عملكردشان دارند. در جريان سير اين اختلال، كانون نگراني ممكن است از يك موضوع به موضوعي ديگر تغيير كند.

اختلال اضطراب فراگير در اكثر موارد با اختلالهاي خلقي (مانند، اختلال افسرگي عمده يا اختلال افسرده خويي، ساير اختلال اضطرابي مانند وحشت زدگي هراس) و …
در كودكان و نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب فراگير، اضطرابها و نگرانيها اغلب به كيفيت عملكردشان توسط ديگران ارزيابي نمي شود.
در موقعيتهاي باليني، اين اختلال در زمان تا حدودي بيشتر از مردان تشخيص داده مي‌شود (در حدود ۵۵ تا ۶۰ درصد از مبتلايان به اين اختلال را زنان تشكيل مي دهند). يعني بيشتر و در اكثر موارد از مطالعات نسبت جنسي زنان بيشتر از مردان است. (۲ به ۳)

 

۶ – اختلال اضطرابي ناشي از بيماري جسماني
اضطراب بازر، حمله هاي وحشت زدگي يا وسواس هاي فكري يا عملي در تصوير باليني را شامل مي شود اين اختلال باعث نقص در كاركرد اجتماعي و شغلي مي شود. ويژگي اختلال اضطراري ناشي از بيماري جسماني اضطراب قابل ملاحظه ي باليني است كه رابطة آن را اثرات فيزيولوژيك اضطراب ناشي از يك بيماري جسماني هستند يا نه، متخصصين باليني بايد براي تعيين اينكه آيا نشانه هاي اضطراب ناشي از يك بيماري جسماني هستند يا نه، متخصيص باليني بايد نخست وجود بيماريهاي جسماي را تاييد كند.

اختلالهاي جسماني شكل
ويژگي مشترك اختلالهاي جسماني شكل وجود نشانه هاي جسمي است كه حاكي از يك بيماري جتسماني هستند. (به همين دليل اصطلاح جسماني شكل به كار گرفته مي شود) و به طور كامل به حسب يك بيماري جسماني، اثرات مستقيم مصرف مواد، يا يك اختلال رواني ديگر (مانند اختلال وحشت زدگي) توصيه نمي شوند. اختلالهاي جسماني شكل شامل اين بخش ها هستند:
۱ – اختلال جسماني كردن

۲ – اختلال جسماين شكل نامتمايز
۳ – اختلال جسماني شكل نامتمايز
۴ – اختلال تربيتي
۵ – اختلال درد
۶ – اختلال بدشكلي بدن

۱ – اختلال جسماني كردن:
اختلالي چند نشانه اي است قبل از ۳۰ سالگي شروع شده چندين سال دوام مي يابد آميزه اي از نشانه هاي درد شامل درد سر، شكم، پشت، مفاصل، دست ها، پا، قفسه ي سينه، راست روده … ناراحتيهاي معدي، روده اي مشكلات جنسي و عصبي است.
ويژگيهاي توصيفي و اختلالهاي رواني مربوط: مبتلايان به اختلال جسماني كردن معمولاً شكايتهايشان را با آب و تاب و اغراق آميز بيان مي كنند، اما اغلب اطلاعات اختصاصي واقعي وجود ندارد.
آنها اغلب گزارشان بي ثباتي هستند. نشانه هاي اضطراب بارز و خلق افسرده بسيار شايع‌اند و ممكن است علت مراجعه آنها به مركز بهداشت رواني باشد. رفتار تكانشي و ضد اجتماعي، تهديد به خودكشي يا اقدام به آن و اختلافف زناشوئي ممكن است وجود داشته باشد. اختلال افسردگي عمده، اختلال وحشت زدگي و اختلالهاي مرتبط با اختلال جسماني كردن همراه مي شود. اختلالهاي شخصيت نمايشي مرزي و ضد اجتماعي بيشترين اختلالهاي شخصيت همراه با اين اختلال هستند.

۲ – اختلال جسماني شكل نامتمايز:
ويژگي اصلي اختلال جسماني شكل نامتمايز وجود يك يا چند شكايت جسمي است كه به مدت ۶ ماه يا بيشتر استمرار مي يابند. فروانترين شكايتها عبارتند از خستگي مزمن، از دست دادن اشتها، يا نشانه هاي معدي- روده اي يا ادراري- تناسلي. اختلال جسماني شكل نامتمايز يك طبقه ي باقيمانده براي نمونه هاي جسماني شكل پايدار است كه با همه‌ي ملاكهاي تشخيص اختلال جسماني كردن يا يك اختلال جسناني شكل ديگر مطابقت ندارد.
مسير شكايتهاي جسمي بدون توجيه، غير قابل پيش بيني است تشخيص نهايي يك بيماري جسماني يا يك اختلال رواني ديگر به فراواني صورت مي گيرد.
ساير اختلالهاي رواني كه اغلب با شكايتهاي بدون توجه همراهند عبارتند از اختلال افسردگي عمده، اختلاهاي اضطرابي و اختلالاتي سازگاري، بر خلاف اختلال جسماين شكل نامتمايز، نشانه هاي جسمي اختلالهاي ساختگي و تمارض به عمده وانموده يا ايجاد مي شوند.