بررسی عوامل بروز جرم در زنان سر پرست خانوار

چکیده: این بررسی با شیوه مطالعه پس رویدادی به ارزیابی عوامل بروز جرم وموانع پیشگیرانه آن از دیدگاه زنان زندانی سرپرست خانوار زندانهای خوزستان در سال ۱۳۸۴ می پردازد.جامعه آماری شامل تمام زندانیان زن در شش ماهه پایان سال است که به هر دلیلی سرپرستی خانوار خودرا برعهده دارند؛ لذاذ جامعه ونمونه آماری پژوهش یکسان می باشد.
روش تحقیق تبیینی- علی با تکنیک پرسشنامه ومصاحبه با مددجویان بوده که به سنجش میزان اثرگذاری عوامل بروز جرم با ۲۸ آیتم عاملی مادری، پدری، والدینی، فردی واقتصادی به

عنوان متغیرهای مستقل اثرگذار برمتغیر وابسته(جرم زنان) پرداخته شد. با روش آماری رگرسیون چند متغیره سطح وشیب اثرات متغیرهای عاملی در بروز جرم زنان بررسی وبا فن تحلیل مسیر نمایه این اثرگذاری ترسیم گردید. با کمک این تکنیک نیز رابطه مداخله گرایانه متغیر مستقل ثانویه(رفاه اجتماعی خانوار) با فاکتورهای عاملی سنجیده شد.آیتم های متغیر مداخله گر متشکل از سواد مددجویان ومادرانشان، تعداد خانوار ومیزان درآمد ریالی با توجه به سرپرستی خانوار بودند.فرضیه های پژوهش با فرض تاثیر متغیرهای عامل مادری، پدری، والدینی، فردی واقتصادی به ترتیب درجه اثرات با شیب بتا در تحلیل رگرسیونی متغیرها بودند.آزمون آماری فرضیه ها نشان داد عامل اقتصادی بالاترین ضریب اثر (بتا۴۸%) وبعد ازآن به ترتیب عامل

مادری ۴۲%، پدری ۴۰%، والدینی ۳۹% و عامل فردی ۳۶% در بروز جرم زنان نقش داشته؛ رد فرضیه های پژوهش در سطح معنا داری معین با ضریب اطمینان۹۸% بدست آمد. شیب اثر تعدیل گرانه متغیر مداخله گر بر متغیرهای مستقل به ترتیب به میزان ۱۴/۰- بر فاکتورهای مادری،، پدری۳۵/۰- ، اقتصادی۳۰/۰- ،آموزشی ۲۵/۰- وفردی ۱۴/۰- بودند. تحلیلهای آماری نشان داد با وجود اهمیت الگو پذیری جنسیتی دختران از مادر وفرض اثرگذاری بیشتر فاکتورهای جرمزای مادری برزنان بزهکار ولی این عوامل اقتصادی بودندکه بالاترین شیب اثرگذاری رابر بروز جرم زنان سرپرست خانوار داشته اند. این امر موقعیت خاص وتعهدآور زنان مجرم را به عنوان سرپرستان خانوار خود نشان می دهد.

واژگان کلیدی: زنان سرپرست خانوار، عوامل وموانع جرم، رگرسیون چندمتغیره، تحلیل مسیر، زندانیان زن خوزستانی

مقدمه:
مطالعه علل و عوامل وقوع جرایم در جامعه همواره از مشغله های ذهنی – علمی پژهشگران آسیب شناسی اجتماعی بوده است . با کشف اولیه این عوامل ، کوشش در طبقه بندی آنها دومین گام جامعه شناسان می باشد . در این میان پدیده ی مهم مطالعه در حوزه ی آسیب شناسی جنسیت محرمان زن همیشه در پرده ای از راز و حریم عفت آلود نهفته است که خود باعث نوعی عدم شناخت و دامن زدن به به پاره ای از کج اندیشی ها و تحلیل های عرض آلود بر ضد جنیست زن از قدیم الایام بوده است تا بو بودن جنیست و مسائل و البته به

آن درجامعه شرقی ایران و. سایپکتبوتیه نظر کردن به زن به عنوان نماینده ی سمبلیک این تابو هر گونه مطالعه در این حوزه را سرکوب ، منکوب ، غیر لازم ، انگ آلود ، مغرضانه و به دور از حریم عفت جامعه می داند ، هر چند این تابو گرایی میراث دار گذشته در حال نابودی است ولی برای ورود به حوزه ی مطالعات زنان پژوهش های بیشتری را لازم می داند . زنان را به

عنوان عضوی همانند مردان در جامعه به علل خاصی با آسیبها و انحرافات روبرو بوده اند . بویژه زمانی که به هر دلیل سرپرستی خانواده را نیز عهده دارباشند . هدف مهم این بررسی مطالعه و کشف عوامل اصلی بزهکاری زنان سرپرست خانوار و طبقه بندی آنها در زندان سپیدار اهواز از دید خود زندانیان و هم چنین زمینه ها و راهکاری پیشگیری و بطور کلی موانع بروز جرم زنان می باشد.

طرح مساله و بیان موضوع :
رشد جرایم در سالهای اخیر در اهواز توجه برانگیز و مساله را گردیده است . بطوریکه یک پژوهش در این زمینه شاخص رشد جرایم را در مناطق پیرامونی و حاشیه نشینان این شهر حاد ارزیابی نموده و اظهار می دارد از هر یکصد هزار نفر ۱۹۳۳ نفر از مناطق فقیر نشین تحویل زندانها خوزستان شده اند . ( براتوند ۱۳۸۴) مساله مهمتر تحول و دگرگونی در نقش جنسیتی جرایم دراین استان سنتی با حاکمیت مردان است . ما شاهد رشد روز افزون جرایم در میان زنان هستیم . ( ۶۴% جرایم مواد مخدر و سرقت در زنان زندانی به نقل از اسدالهی ۱۳۸۴) زین پس تعریف جرم و بزه بر مبنای نقش مردانه دیگر معنای واقعی و حوزه مجرمان حقیقی را معرفی نمی نماید . ( گرت ، ۱۹۹۸ ، صص ۸۰ -۱۷۰ )

در بروز جرایم سرقت و اعتیاد که سابقاً و سنتاً در استیلای مردان بود، حضور زنان چشمگیر است ( ۳۶%) این امر نشان دهنده یک مساله اجتماعی برای جامعه و زنان بوده و شناخت عوامل بروز این نابهنجاری و آسیب ها مهم است . یک سوی نظر به این بزهکاری طبقه بندی آنها از دید خود عاملان ای کژ رفتاریهاست ؛ سویه ای که کمتر بدان توجه شده است . سویه دیگر راهها و پدیده های منع کننده و پیشگیرانه از جرایم زنان می باشد ؛ زنانی که به دلایل مثبت یا منفی وظیفه سرپرستی خانواده را برعهده دارند .
حوزه های نظری و پژوهشهای وابسته به جرایم زنان
پژوهشهای نظری فراوانی بزهکاران زن و جرایم آنها را مورد مطالعه قرار داده اند . لذا مطابق آنها با توجه به فاکتورهای آزمون در این بررسی ، عوامل خانوادگی بروز در زنان در شش حیطه اند :

٭ عامل پدارنه : آیتمهای اعتیاد ، زندانی شدن ، بی اعتقادی پدر به اصول اخلاقی ودینی .
٭ عامل مادارنه : شامل تمام موارد مورد قبلی بجز زندانی شدن که جایگزین آن شاتغال مادر لحاظ شده است . حضور مادر در محیط خارج از خانه بستری برای سردی عاطفه ، کاهش تماسهای رو در روی دختران با مادر و ضعف در ارتباط هیجانی بین آنها می گردد. ( فارینگون ۱۹۸۹ به نقل از پولادی ۱۳۷۸) گزینه حضور نامادری در این عامل جایگزین فاکتور ناپدری شده است .

٭ عامل والدینی : بطور مشترک به عنوان فاکتورهای بروز جرم از سوی پدر و مادر زینه سازی می گردد : شامل عدم پذیرش فرزند نزاع و ناسازگاری زناشوئی آنها ، مقایسه بین فرزندان ، تبعیض ، غیبت و عدم حضور هر دو ، محبت افراطی

٭عامل آموزشی : فاکتورهای بی سوادی اکثر اعضای خانواده و کم اهمیتی سواد و علم نزد والدین مسیر ارائه گردید .
*عامل فردی_روانشناختی:عدم تامین نیازهای عاطفی روانی،انزوا،ترس از جدایی والدین، عدم اعتماد به نفس، تنفر از خانواده، دوست ناباب بی توجهی به فرد در جمع وبد رفتاری فرزند
*عامل اقتصادی: بویژه از زمان طرح مارکسیست وانگلس بر اهمیت عوامل اقتصادی ومادی در بروز جرم وبزهکاری تاکید شده است،این فاکتور در مردان به عنوان تولید گران اقتصادی درخشان تراست(ستوده ۱۳۷۶ وفرجاد۱۳۷۱) در پژوهش هر چند بر عامل مادری و خانوادگی تاکید می گردد و جامعه پژوهشی زنان مجرم اند ولی دو فاکتوراقتصادی فقر خانوادگی وعدم تامین نیاز های مادی در نظر می باشد.

سابقه ی مجرمانه والدین، غفلت از فرزندان و بی توجهی از آنها، پرخاشگری وناسازگاری را پژوهش مک کورد ۱۹۸۰ رفتارهایی پیش برای بروز جرم دانسته اند(پولادی وهمکاران ۱۳۷۸ و ص۱۲ وگورمن و اسمیت ۱۹۹۸)
تحقیقات مک ناهالان ۱۹۸۳، مک لوید۱۹۹۰،ویلسون۱۹۹۱،سامپسون۱۹۹۴، شولمایر۱۹۹۶، به وجود ارتباط معنادار و عاملی بین پدیده بزهکاری با دسته عوامل ۱، ۲،۳،۴ و۵اشاره کرده اند.(پولادی صص ۴-۲۰)

پژوهش پاگانی و همکاران ۱۹۹۸ ونظریه مبتنی بر نقش محرومیتهای مادری در دوران کودکی با بروز پرخاشگری وبزهکاری در بزرگسالی رابطه هبسته را اعلام کرده اند(ستوده ۱۳۸۲وماسن۱۳۷۶)
پژوهشهای دوهان وگاوانسون ۱۹۹۷، فرجاد ۱۳۷۱،قربا ن حسینی ۱۳۷۱،وکوهن به نقش فاکتور اقتصادی در بروز بزهکاری اشاره نموده اند تحقیق پولادی ۱۳۷۸ بیشتر از همه رابطه بین فاکتورهای اقتصادی با نوع خاص از جرائم در زنان(مواد مخدر وسرقت) اشاره نمود (پولادی و همکاران ۱۳۸۰ صص ۳۰-۱۱۹)
ویلیام گود ۱۳۵۲در ننظریه آنومیک خود غیبت غیر ارادی و عدم مشروعیت و نزاع خانوادگی را در بروز جرم رفتاری پیش بینی در خانواده های اعلام می نماید(محسنی تبریزی ۱۳۸۳ ص۶۸)

الیزلبت هارلوک ۱۹۷۴با اشاره به عوامل۱،۲و۵به بحث خانوادگی ناشی از ناامنی عاطفی ضعف در اصول اخلاقی و اعتقادی والدین که منجر به تسهیل درشیوع بزهکاری فرزندان در آینده است اهمیت فراوانی دارد(همان منبع صص ۳-۷۲)

نظریه درون فهمی دیوید ماتزا ۱۹۹۰نیز بی اعتقادی به اصول اخلاقی وهنجارهای جامعه را مهم تر می داند(همان صص ۱۰۷-۱۱۲)
همسو با نظریات بالا دروتی لاونولت در نظریه فضای عاطفی خانواده و جان بالبی در نظریه محرومیت مادری، رفتارهای پیش بین تبعیض فرزندان ،افراط در محبت، بدرفتاری، ناسازگاری والدین وعدم پذیرش والدین و عدم پذیرش فرزندان وغفلت از آنها بستر ساز اقدام مجرمانه می داند(محسنی تبریزی ص۶-۷۵ به نقل از مرادی ۱۳۷۹،ص ۱۳۰ و مادسن۱۳۸۲)
در نظریه خرده فرهنگ بزهکار والتر میلر(به نقل از هارالامبوس۱۳۷۰) وتئوری همنشینی افتراقی ادوین ساترلند ۱۹۶۶به عامل پنجم اشاره کرده اند وگروه های بزهکار جوان و دوستان خلافکار را تسهیل گر رفتار خلافکارانه در فرد بویژه در جوانان می دانند.

عدم اعتماد به نفس، تنفر فرد از جامعه و خانواده در بروز بزهکاری از از سوی هیک وفرایدی ۱۹۷۶ به عامل پنجم در نظریه کنترل اجتماعی تئوریزه شده است (محسنی تبریزی ص۸۹-۹۲)
طبق بیان اشرف ص۲۰۷ در نظریه انگل ومارکس به فقر خانوادگی و عدم تامین نیاز های مادی فرزندان و خانواده را به عنوان متغیر عامل و تاثیر گذار اهمیت داده شده اند (همان منبع صص ۱۲-۱۰۷)
در اشاره به عوامل اول ودوم نظریه یادگیری اجتماعی-مشاهده ای آلبرت بندورا ۱۹۷۴درباره اعتیاد والدین وسابقه زندانی شدن آنها، بدرفتاری وتبعیض به عنوان قابل بررسی در بروز جرم اشاره دارد (ماسن وهمکاران ۱۳۸۲ صص ۹-۲۷۴)
احساس انزوا، ترس از جدایی وتنفر در عامل فردی از سوی ملوین سیمن به عنوان عاملی مجرمانه مورد توجه قرار گرفته است. (همان منبع صص ۵-۲۸۲ ) همسو با نظریه یادگیری اجتماعی-مشاهده ای آلبرت بندورا در تئوری همنوایی ورفتار جمعی سولومن اش وپل لازارسفیلد۱۹۵۸به مشاهده رفتار خلاف بزهکارانه والدین از سوی فرزندان نظر داشته اند(محسنی صص ۸-۱۵۷)
در نظریه آر کلارک وآر هویز ۱۹۹۵به فاکتورهای عاملی عدم نیازهای عاطفی فرزندان، عزت نفس پایین، انزوا و عدم پذیرش فرزندان وناسازگاری والدین اهمیت داده اند (همان منبع صص ۹-۱۶۴)
انزوا، پرخاشگری، شرایط بد آموزشی وخانوادگی و نارضایتی از زندگی از سوی محسنی تبریزی ۱۳۸۴ عامل مهم بروز پرخاشگری و رفتار بزهکاری وندالیستی در فرزندان اشاره دارد (همان منبع صص ۷-۲۷۲)

درمجموع تحقیقات پالک ۱۹۶۱ وسمارت ۱۹۷۶در چرایی جرم زنان بیشتر از همه بجای عوامل فوق بر ساختار بیولوژیکی-روانی جنسیت آنها تاکید داشته اند (گرت،۱۳۸۲ ،صص۸-۱۷۷)
روش شناسی پژوهش جامعه و نمونه آماری

حیطه میدانی پژوهش حاضر بند نسوان زنان سپیدار اهواز به عنوان تنها مرکز نگهداری زنان بزهکار و مجرم در استان خوزستان است. جامعه آماری بر طبق آمار کیفری اعلام شده از سوی واحد آمار و رایانه زندانهای خوزستان عبارت است از کلیه زندانیان زن محکوم ومتهم که بر اثر فوت، طلاق، جدایی غیر رسمی، بیماری و معلولیت از کار افتادگی موقت و دائم،فراری یا مفقود بودن و با زندایی شدن شوهر با برادر پدر وبرادر؛ مسوولیت سرپرستی خانواده را برعهده دارند بعد جمع آوری آمار اولیه زنان زندانی و سهم درصدی آنها در کل زندانیان زن، تمام جامعه آماری به عنوان حوزه پژوهشی میدانی-پرسشنامه ای انتخاب شده؛ لذا در این باره نمونه گیری صورت نگرفت.
برازش الگوهای تحلیلی رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر path analysis

به دلیل حوزه میدانی این پژوهش (زنان مجرم) در ارائه فرضیه های تحقیق به فاکتورهای عاملی والدینی و مادری توجه خاص شده و در اعتبار دهی به شاخصها، گزینه سواد مادر به عنوان بخشی از متغیر مداخله گر وتعیین کننده (متغیر مستقل در( ۲x در پیشگیری از بروز جرم وگزینه های رفتاری منفی مرتبط با مادر به عنوان متغیرهای مستقل عاملی ۱x اولویت بخشی بیشتر اعطا شده است، به دلیل دخالت عوامل متعدد (متغیر مستقل) برمتغیرy جرم زنان و برای سنجش تاثیرات جمعی وهمزمان این متغیرها از تکنیک آماری رگرسیون چند متغیره استفاده شده وبا روش تحلیل مسیر آثار مستقیم و غیر مستقیم متغیرهای مستقل بر وابسته بصورت نمودار ترسیم گردید.

با همین تکنیک نیز بررسی نقش تعدیل گرایانه متغیر مداخله گر بر سطح اثرات متغیرهای مستقل بر وابسته پرداخته شد برای تعریف دقیق و مکانیکی از متغیر تعدیل گر به شاخص سازی آن اقدام که با کددهی متفاوت به هر آیتم و ترکیب آنها برای هر آزمودنی رابطه تعدیل گرانه آن را بصورت رگرسیون چند متغیره r وتعیین ضریب تاثیرB بر متغیر مستقل اصلی ۱x در یک نمودار تحلیل مسیر ارائه گردد.

متوسط درآمد زن سرپرست خانوار + تعداد اعضای خانوار ۱+ سواد مددجو ۳+ میزان سواد مادر۳: ( متغیر مداخله گر ( ۲x شاخصه رفاه خانوار
در نمودار ترکیبی بالا برای بدست آوردن شاخص عددی ۲ x از حاصل جمع ایتمهای معین شده با ضریب مشخص استفاده می شود.میزان اعتبار دهی به گزینه های مربوط به مادر و سواد زندانی بیشتر از دیگر آیتمها لحاظ شد در گزینه تعداد اعضای خانوار میزان اعتبار دهی در جهت عکس بوده بدین معنا که هر چه تعداد اعضای خانواده بیشتر بود ؛ نمره آن ایتم پایین تر از بدست آمده است .