برزخ ازنظرلغت واصطلاحات

 

 

 

        کلمه (برزخ) معمولاً درمحاورات، همرا ه باکلماتی مثل(مابین)، (مابینهما) بکارمی رود، مثلاً  گفته می شود: (برزخ ما بین این دو) یا (برزخ بین دو چیز) و یا (برزخ بین دنیا و آخرت) و در قرآن شریف آمده است:

(بینهما برزخ لا یبقیان)۱ (و جعل بینهما برزخا و حجراً محجورا)۲

 

مشاهده می شود که، (برزخ) در دو آیه فوق همراه با کلمه (بینهما) به کار رفته است و این بدان علت است که (برزخ) در لغت به معنای (حاجز و مانع) است، و حاجز و مانع در محاورات یک معنای مستقلی نیستند، درست مثل معنای (فی) در عربی و کلمه (در) در فارسی است.اگرچه این دو کلمه به خودی خود دارای معنا و مفهومی هستند ] یعنی: تُو، داخل، درون[ اما این معنا، معنای مستقلی نیست و برای تمام شدن معنای آن احتیاج به کلمه و یا کلمه های دیگر است، مثل اینکه می گوییم: (در خانه، در مدرسه و … ) که کلمه (در) همراه با (خانه و مدرسه) توانسته است معنای خود را ایفا کند. روی همین حساب اگر معنای لغوی (برزخ) حاجز و مانع باشد باید معلوم شود حاجز میان چه و چه چیزی، و یا مانع میان کدام دو چیز.

برزخ در کتب لغت

۱- برزخ مانع میان دو چیز است، و زمان میان دنیا و آخرت از هنگام مرگ تا قیامت.

___________________________

۱- سوره ۵۵ آیه ۲۰

۲- سوره ۲۵ آیه ۵۳

۲- برزخ مانع و حد فاصل بین دو چیز است، و برزخ در قیامت همان فاصله بین انسان و رسیدن او به درجات رفیع در آخرت است، و از همین باب است فرمایش خداوند که فرموده: (پشت سر اینها) (مردگان) برزخی است تا روز قیامت.

۳- برزخ مانع بین دو چیز است، و در این حدیث از امام صادق (ع) که فرمود: (من از هول و سختی برزخ برای شما می ترسم) مقصود همان زمانی است که فاصله میان دنیا و آخرت  از هنگام مرگ تا قیامت است. پس هرکس که مرد، داخل عالم برزخ می شود، و از همین باب است حدیثی که فرموده:  ( همه شما در بهشت هستیدجزاین که من ازعالم بر:زخ شمامی ترسم،سوال شد:برزخ چیست. ؟

حضرت فرمود:(قبراست اززمان مرگ تاقیامت)

عالم برزخ کجاست؟

طبق مطالب قبل فاصله زمانی بین مرگ وقیامت عالم برزخ نامبده شدکه مردگان تا برپایی قیامت درآنجا بسرمی برنداینک به این نکته میپردازیم که:آیا عالم برزخ جزاین عالم است،یعنی آیاعالم برزخ درهمین دنیاست ومثلا همین خورشیدوماه برآن طلوع وغروب دارد ،وارواح اموات چه مومن وچه کافردرروزاین عالم یک حالت ودرشب این عالم دارای حالت دیگری هستند؟یا اینکه طلوع وغروب خورشید برای اهل این دنیا تاثیر دارد وشب وروز برای برزخیان تاثیری ندارد ؟

 

۱- عالم قیامت هنوز بر پا نشده ویکی از مقدمات برپایی آن نابودی نظام این عالم است وبه تعبیر قرآن قیامت وقتی برپا می شودکه:

(اذاالشمس کورت، واذاانجوم انکدرت، واذاالجبال سیرت، و… واذاالبحارسجرت…)۱ اذاالسماءانفطرت، واذاالکواکب انتثرت، واذاالبحارفجرت، واذاالقبوربعثرت…)۲ (واذاوقعت الواقعه، لیس لوقعتها کاذبه، خافضه رافعه، اذا رجت الارض رجا، و بست الجبال بسا، فکانت هباءً منبثا)۳          

خورشید منکدر و نابود شود، ستارگاندر هم بریزند، کوه ها غبار پراکنده شوند، دریاها دگرگون شوند، ستارگان درهم و برهم شوند، قبرها زیر و رو شوند، زمین آنچنان به خود بلرزد که کوه ها مانند پنبه زده شوند و زمین مانند غباری خفیف شود و … . اینها همه علائم فروپاشیدن نظام این عالم است و باید بدانیم تا این نظام وجود برپاست، عالم قیامت برپانشده و مردگان در عالم دیگری بنام «عالم برزخ» بسر می برند.

 

۲- در جای خود ثابت است که این خورشید و ماه در عالم قیامت وجود ندارند و خداوند متعال عالم قیامت را به وسیله نیروی دیگری روشن می کند و البته در آن هم اختلاف است که آیا نور و روشنایی قیامت، بوسیله اعمال صالح هر شخص و آنهم برای خود اوست.

در صور دمیده می شود و همه آنهایی که در آسمان و زمینهستند از بین می روند مگر انهایی را که خدا نمی خواهد. (پایان دنیا)،  برای مرتبه دوم در صور دمیده می شود، آنگاه است که قیامت برپا می شود و زمین قیامت بنور پروردگارش روشن می شود و … ).

در اینجا به نقل چند حدیث پیرامون این موضوع می پردازیم:

___________________________

۱- سوره ۸۱ آیات ۱ تا ۶

۲- سوره ۸۲ آیات ۱ تا ۴

۳- سوره ۵۶ آیات ۱ تا ۶

۱- مرحوم شیخ کلینی در کافی به نقل از علی بن ابراهیم آورده است:

«حسین بن میسرگفت: از حضرت صادق (ع) در مورد بهشتی که حضرت آدم (ع) در آن بوده سؤال کردم. حضرت فرمودند: آن باغی است از باغهای دنیا که خورشید و ماه بر آن طلوع و غروب می کنند، و اگر از باغهای قیامت بود هرگز آدم (ع) از آن خارج نمی شد.

و حدیث فوق از چند جهت قابل توجه است:

– حضرت آدم (ع) در آن بهشتی که در عالم قیامت وعده داده شده خلق نشده و آن بهشت را مشاهده نکرده است.

–  در جائی از این دنیا بهشتی وجود دارد که قابل رؤیت و مشاهده انسانهای عادی نیست و نمی توانند به آن جا رفت و آمد کنند و در حقیقت می توان گفت: آن بهشت در عین حالی که در دنیاست ولی برای بشر از عالم غیب محسوب است و البته باید توجه داشت که منحصر به کره زمین و چند صد کیلومتر اطراف آن نیست.

همین خورشید و ماه، آن بهشت را روشن می کنند و برآن طلوع و غروب دارند و بهترین «الف و لام» دلیل عهد حضوری است که حضرت بر کلمه «شمس و قمر» در آورده و در حقیقت مثل این است که فرموده باشند: این خورشید و ماه برآن طلوع و غروب دارند، وگرنه باید «شمس و قمر» را بدون «الف و لام» و با تنوین ذکر می کردند و می فرمودند : «شمس و قمر» یعنی ماه و خورشیدی بر آن طلوع و غروب دارند.

برهوت کجاست

یکی از مباحثی که در ارتباط با عالم برزخ مطرح است «برهوت»  است. برهوت مانند وادی السلام جایگاه ارواح پس از مرگ است،  با این تفاوت که جایگاه ارواح مؤمنین وادی الاسلامو جایگاه ارواح کفار، مشرکین و منافقین در برهوت است.

بدترین آبهای روی زمین آبی است که در برهوت است و آن در بیابان حضرموت واقع است، ارواح کفار را به آنجا می برند.

رسول خدا (ص) فرمود: بهترین آبهای روی زمین آب زمزم، و بدترین آبها، آب برهوت است که در بیابان حضرموت واقع شده ارواح کفار با بدن های مثالی خود به آنجا منتقل می شوند.

امام صادق (ع) فرموده است: پشت «یمن» بیابانی است که به آن وادی حضرموت می گویند، در این بیابان از جانداران به جز مارهای سیاه و جغد، موجود زنده دیگری یافت نمی شود. سپس  فرمود: در این بیابان چاهی است که به آن «بلهوت» می گویند، این بیابان محل سکونت ارواح مشرکین است، آنها به آن چاه رفت و آمد می کنند و از آب آن چاه که مانند چرک و خون است می آشامند.

جایگاه پیامبر (ص) و ائمه طاهرین (ع) در عالم برزخ

راوی حدیث ابوبصیر است، می گوید: حضرت صادق (ص) اشاره ای فرمودند و خداوند با دست قدرت خود دریائی نمایان فرمود که روی آن چند کشتی از نقره وجود داشتحضرت سوار شدند من هم همراه آن حضرت سوار شدم، مقداری راه رفتیم تا به جائی رسیدیم که تعدادی خیمه سرپا بود، حضرت از کشتی  پیاده شدند و به داخل یکی از خیمه ها رفتند و بعد از چندی از آن خیمه خارج شدند و پیش من آ»دند و فرمودند: آن خیمه ای که در آن داخل شدم دیدی؟ گفتم بلی یا ابن رسول الله، فرمود: آن خیمه از رسول خدا (ص) بود و خیمه بعدی از علی بن ابیظالب است و خیمه سوم حسن مجتبی و ششم از امام حسین و خیمه هفتم از امام سجاد و هشتمین خیمه از پدرم امام محمد باقر و خیمه نهم از من است. آنگاه فرمود: نمی شود یکی از ما بمیرد مگر اینکه برای او خیمه ای است که در آن سکونت خواهد نمود.

آنچه از حدیث فوق ] بر فرض صحت صدور آن از معصوم[ در این مورد استفاده می شود این است که: ائمه هدی نیز در عالم برزخ در جایگاه مخصوص به خود می باشند، و اینکه حضرت  صادق (ع) عالم برزخ را از عوالم غیب است برای ابوبصیر ظاهر نموده یکی از کرامات و معجزات آن حضرت است.

زیارت اموات و اهل قبور چیزی است که بین اقوام و ملل دنیا مرسوم است، حتی اقوامی که به سوزانیدن اجساد خود اموات خود معتقدند پس از سوزانیدن اجساد، خاکستر آن را در جعبه و یا جای مخصوصی قرار می دهند و هرچند وقت یکبار برای ادای احترام به آن مکان می روند و گاهی هم با روشن کردن شمع و چراغ در آن مکان روح مرده خود  را شاد می گردانند.

مسلمانان جهان که افتخار پیروی همه جانبه از حضرت ختمی مرتبت محمدبن عبدالله علیه واله وسلم و وصیاء طاهرین آن حضرت را دارند با تبعیت کردن از آن بزرگواران و الگو قرار دادن آنها  به اعمال خود مهر صحت زده اند.

مشروعیت  زیارت اهل قبور از نظر سیره پیامبر و امامان (ع)

۱- مرحوم مجلسی به نقل از کتاب کامل الزیاره از صفوان جمال آورده است:

صفوان گفت از حضرت صادق (ع) شنیدم که فرمود: کار دائمی پیامبر خدا (ص) این بود که عصر هر پنجشنبه با عده زیادی از اصحابشان به قبرستان  بقیع در مدینه می رفتند و اهل قبور را زیارت می کردند.

کار مستمری حضرت فاطمه زهرا (ع) این بوده که: هر صبح شنبه به زیارت قبور شهداء می رفت و از جمله بر مزار حمزه می رفت و برای او طلب رحمت و مغفره می کرد.

حضرت صادق (ع) فرمودند: جدم امیر المؤمنین (ع) فرمود: مرده های خود را زیارت کنید؛ زیرا آنها از رفتن شما به زیارت قبورشان خشنود می شوند.

باقیات الصالحات

معنای «باقیات» ضد «فانیات» و آنهم جمع «فانیه» و مؤنث «فان»  می باشد و معنای آن: فانی شدنی ها و از بین رفتنی ها است. پس «باقیات» یعنی: ثابت ماندنی ها و در قرآن شریف آمده است: «ما عندک ینفد و ما عندالله باق» یعنی چیزهائی که پیش شماست ]مانند: اموال دنیا، ریاست دنیا و … [ از بین رفتنی است و آنچه پیش خداست ]مانند: کارهای خیر و خوب و یا کارهای شر و ناپسندی که انسان در دوران عمر خود انجام می دهد[ ثابت و ماندنی است.

«صالحات» نیز به همین منوال جمع «صالحه» و مونت «صالح» می باشد و معنای آن در فارسی «نیکوست» و در مقابل «زشت» قرار دارد. «باقیات الصالحات» را به این اعتبار جمع مؤنث آورده اند که این دو واژه صفت برای «اعمال» قرار می گیرند؛ مثلاً می گوییم: «الاعمال الباقیات الصالحات» یعنی کارهای «ماندنی نیکو» و در مقابل آن، کارهای ماندنی غیر صالح است.

اصولاً اعمال نیکو و یا زشت، در مقایسه با شخص انسان یا اموال دنیا که از بین رفتنی هستند، باقی و ثابت است؛ مثلاً وقتی انسان، بیمارستانی که مورد احتیاج جامعه است بسازد، این عمل در مقابل شخص انسان و اموال دنیا و مقامهای آن که از بین رفتنی هستند، ماندنی و باقی و ثابت است و به این عمل، عمل خیر و عمل صالح می گویند و در مقابلش مثلاً ساختن مراکز فحشا و منکرات است که در آن گناه و معصیت خدا شود. این عمل نیز باقی استولی عمل فاسد است. اعمال نییک و بدی که از انسان به عنوان یادگار می ماند تا هنگامی که دیگران از آن بهره می برند عامل نیز در ثواب و عقاب با آنان شریک است؛ مثلاً اگر انسان در طول حیات خود بانی ساختن مسجد، مدرسه، حسینیه, بیمارستان، آسایشگاه، آب انبار، پل و راه شده و يا هر عمل خير ديگري انجام دهد و يا عامل ايجادفاحشه خانه، قمارخانه، ميكده، باشد و هر عمل شرّ و زشت ديگري انجام دهد تا زماني كه آن بنا برجاست و مردم از آن بهره مي گيرند، خداوند سازنده آن را نيز در ثواب و يا عقاب اعمال ديگراني كه در آن مكان عمل خير و يا شرعي انجام مي دهند شريك مي گرداند، گرچه او مرده باشد.

۱- مرحوم صدوق (ره) از حضرت صادق (ع) آورده است:

حضرت صادق (ع) فرمودند: شش عمل از مؤمن به يادگار مي ماندو او از ثواب آن بهره مند مي شود: اول: فرزند صالحي كه براي او استغفار كند، دوم: كتابي كه از خود به يادگار بگذارد، سوم: درختي كه بنشاند، چهارم: جوي آبي كه جاري كند، پنجم: چاهي كه حفر كند و ديگران از آن بهره برداري كنند، و ششم: روش خيري كه از خود بگذارد و مورد استفاده ديگران شود.

حضرت صادق (ع) فرمود:

رسول خدا (ص) فرموده اند: حضرت عيسي بن مريم (ع) به قبري عبور كرد و صاحب آن را در عذاب خداوند معذب ديد، سال بعد كه مجدداً عبورش به آن قبر را آزاد از عذاب خدا ديد، از روي تعجب گفت: خدايا صاحب اين قبر سال گذشته در عذاب تو بود چرا امسال عذاب از او برداشته شده؟ خطاب آمد: اي روح خدا، او پسري داشت كه امسال به تكليف الهي رسيده، او براي مردم راهي ساخته و يتيمي را پناه داده است، ما نيز به پاس عمل صالح او پدر را بخشيديم.

حضرت امام محمد باقر(ع) از رسول خدا (ص) نقل فرمودند كه آن حضرت به مردي فرمود: اگر هنگام شب و هنگام صبح بگوئي: «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر» خداوند در مقابل هر تسبيحي كه بگوئي ده درخت ميوه از انواع ميوه هاي بهشتي براي تو قرار مي دهد. و سپس فرمودند: اين تسبيحات «باقيات الصالحات» است.

فايده خيرات براي اموات در عالم برزخ

كلمه «خيرات» از نظر لغت، معنا و مفهوم وسيعي دارد و به هر كار خوب و مورد پسند ائمه و رهبران ديني گفته مي شود. كارهايي از قبيل: نماز و هر عبادت ديگر، دستگيري زير دستان و بينوايان، دادن صدقات، انجام كارهايي كه منافع اجتماعي دارد مانند: ساختن پل، جاده، مدرسه، مسجد، آب انبار، بيمارستان و … كارهاي نيك و مورد پسند است و به آن خيرات گفته مي شود.

خيرات و صدقاتي كه براي اموات فرستاده مي شود منحصر به دادن مبالغي وجه نقدي يا مقداري نان و خورشت نيست و انسان مي تواند از هر كار خيري كه انجام مي دهد، قصد خيرات و صدقات براي اموات خود بكند. در حديث از قول حضرت خاتم الانبياء (ص) آمده است: «هر معروف و كار نيكي صدقه است». بنابراين هر كار پسنديده و نيكوئي كه به قصد تقرب به خداوندمتعال انجام شود، صدقه و خيرات است.