برنامه ريزي براي ايجاد نيروگاه هاي جديد

مقدمه
ساخت يك نيروگاه معمولاً ۵ تا ۶ سال از زمان تصميم گيري براي ساخت تا زمان بهره برداري از اولين واحد آن بطول مي انجامد. بنابراين برنامه ريزي سالانه CEGB شامل اقدام در مورد نيروگاه هاي جديدي است كه قرار است در مدت هفت الي نه سال آينده (كه به اين مدت اصطلاحاً سالهاي پياده سازي گفته مي شود) به مرحله بهره برداري برسند قبل از هر تصميم جدي در مورد سفارش يك نيروگاه جديد CEGB بايستي موافقت و زير كشور را تحت بخش دوم از قانون

روشنايي الكتريكي مصوب ۱۹۰۹ همراه با هر نوع رضايت و امتياز مربوط به آن را كسب كرده و همچنين بايد بطور جداگانه مجوز مالي را از طرف دولت دريافت نموده باشد. CEGB بايستي نياز به ايجاد نيروگاهها را در پرتو وظايف قانوني خود بدقت بررسي كند . اوست كه بايد بررسي نمايد كه آيا نياز به ظرفيت جديد به منظور تامين اطمينان از بابت دسترسي به برق كافي ، يا درآمد بيشتر و يا ايجاد اطمينان در مورد تنوع در ذخيره سازي انواع سوخت وجود دارد يا نه علاوه بر آن ممكن است كه ساخت يك نيروگاه جديد با ظرفيت مورد نظر به منظور زمينه سازي جهت منافع آتي توجيه پذير باشد.

ملاحظات ظرفيتي
ظرفيت مورد نياز بر اساس حداكثر تقاضاي ساليانه برآورد مي گردد. لذا اولين قدم در تخمين ظرفيت پيش بيني حداكثر تقاضا براي هر زمستان در طول سالهاي برنامه ريزي است.

در اين پيش بيني فرض بر آنست كه بار حداكثر عمدتاً در اثناي روزهاي كاري هفته در ماههاي دسامبر تا فوريه هنگامي كه هوا از سردي با شدت متوسط برخوردارست ، روي مي دهد و لذا به آن ميانگين تقاضاي حداكثر زمستاني (ASC) گفته مي شود . شرايط ASC بوسيله تحليل آماري اطلاعات هواشناسي و تغييرات تقاضا كه بر اثر تغييرات آب و هوا بوجود مي آيد تعيين مي شود .

رعايت امور اقتصادي
پيش بيني ظرفيت جديد كه تقاضاي مورد نياز را تامين نمايد تنها دليل و توجيه براي ساخت يك واحد توليدي جديد نيست. ساخت و ساز جديد بايستي از لحاظ اقتصادي غير قابل توجيه باشد و همچنين اجازة از كار اندازي بعضي از واحدهاي قديمي موجود را نيز بدهد.
در اصل يك واحد تا زماني كه از نظر اقتصادي از يك واحد جديد با صرفه تر باشد در حال سرويس نگه داشته مي شود. از انواع هزينه ها مي توان هزينه قابل اجتناب خالص (NAC) و هزينه موثر خالص (NEC) را نام برد.
شكل ۱ ـ ۱ دياگرام مربوط به تركيبي از واحدهاي ممكن در آينده كه در سال ۱۹۸۵ توسط CEGB مد نظر قرار گرفته است را نشان مي دهد .
مطالعات برنامه ريزي سيستم :

عمل برنامه ريزي اوليه با بررسي شدت بار سيستم و تشخيص ميزان توليد آينده و نيازهاي انتقال برق شروع مي شود. در مراحل مقدماتي نوع و اندازه نيروگاه انتخاب مي شود براي هر نيروگاه مي توان ارزيابي فني اوليه ، هزينه هاي كلي و برنامه ساخت را تهيه كرد.
هنگامي كه اين مطالعات كامل شد ليست نيروگاههاي گوناگون تهيه شده و در برنامه توسعه اولويت بندي مي گردد.
اخذ مجوز جهت تأسيس يك نيروگاه جديد :

مطالعات مربوط به مكان و طراحي نيروگاه تا آنجا كه رضايت دولت را براي توسعه يك مكان جلب كند ادامه مي يابد . سپس بر اساس روند قانوني كار ، طبق مقررات بخش ۲ قانون روشنايي الكتريكي مصوب سال ۱۹۰۹ درخواست ساخت نيروگاه به وزير ايالت داده مي شود . علاوه بر رضايت نامه بخش ۲ ، CEGB درخواست مجوز برنامه ريزي براي ساخت را بر اساس مقررات قانون برنامه ريزي شهر و منطقه مصوب ۱۹۷۱ داشته باشد. بخشي از اين قانون به وزير ايالت اين اجازه را مي دهد كه مجوز برنامه ريزي را همزمان با رضايت نامه بخش ۲ صادر نمايد. در عين حال وزير ايالت ممكن است شرايط اصلي را كه بدنبال رضايت نامه بخش ۲ و همچنين مجوز مالي CEGB طراحي و ساخت پروژه را شروع مي كند. شكل ۳ ـ ۱ يك نمونه از برنامه زمان بندي براي طراحي و ساخت مقدماتي نيروگاه را نشان مي دهد.

قسمت عمده اي از برنامه مطالعاتي را مشاوره با مقامات مسئول وزارتي و ايالتي و همچنين مقامات قانوني ديگر مانند مسئولين آب تشكيل مي دهد.
سند جزئيات توسعه نيروگاه همچنين شامل يك بخش فني است كه در رابطه با اتصالات سيستم انتقال و پارامترهاي نيروگاه اصلي است ، بويژه ترانسفورماتور ژنراتور كه بايد بطور مناسب با سيستم انتقال متناسب باشد. جزئيات مربوطه شامل موضوعاتي از قبيل ضريب قدرت امپدانس سن كرون ، تنظيم فركانس و عكس العمل ديناميكي واحد در مقابل تغييرات ميزان تقاضاي برق و همچنين راهنماي هاي لازم در مورد سيستم كمكي است كه موجب مي گردد كه اين شبكه داراي اطمينان كافي باشد.

تحقيق در انتخاب محل نيروگاه :
نيازهاي اصلي محل نيروگاه
يك نيروگاه به طور ساده كارخانه ايست كه انرژي ذخيره شده در سوخت را به انرژي الكتريكي تبديل مي كند. بنابراين نيازهاي اصلي يك نيروگاه مشابه كارخانجات ديگر است .
• وجود منبع ماده خام اوليه (سوخت) با قيمت رقابتي.
• دسترسي به بازار براي فروش محصولات (انتقال).
• نيروي كارگر با ميزان و كيفيت لازم.
• در دست داشتن وسايل براي رفع نشتي ها و محصولات جانبي .
• زمين لازم براي ساخت و عمليات .

مادة خام اوليه كه از آن در يك نيروگاه حرارتي الكتريسيته بدست مي آيد مي توان ذغال سنگ، نفت ، اورانيوم و يا گاز طبيعي باشد. الكتريسيته بعنوان محصول اصلي از طريق سيستم انتقال و توزيع به مراكز مصرف فرستاده مي شود. محصولات جانبي مانند خاكستر و يا پس مانده هاي سوخت اورانيوم و همچنين روش مقرون به صرفه اي براي رفع اين فضولات اغلب از مسائل عمده هستند. نشتي هاي نيروگاه مقادير بسيار زياد حرارت مي باشد كه دفع آنها معمولاً نيازمند منابع بسيار زياد آب است كه بخاطر قيمت بايستي در نزديكي محل نيروگاه در دسترس باشد. محصولات احتراق نيز كه همراه گازهاي سوخته شده با حجمهاي زياد خارج مي شوند نيز بايد به گونه اي به محيط داده شوند كه با مقررات هواي پاك مغايرت نداشته و يا آلودگي جوي ايجاد نكند.
به نيازهاي تكنيكي عمده براي جايگاه ن

يروگاههاي هسته اي و ذغال سنگي همراه با اندازه نيروگاهي كه هم اكنون مورد نظر هستند در جدول ۱-۱ آمده است.
طرح ريزي مقدماتي نيروگاه :
به منظور ارزيابي متناسب يك محل بخصوص براي نيروگاهي كه مدنظر قرار مي گيرد لازمست كه طراحي مقدماتي نيروگاه انجام شود. اين موضوع مشخص خواهد كرد كه جاي واحد اصلي و يا مجموعه واحدها در محوطه ساختمانهاي نيروگاه كجا باشد. نتيجه اين عمل تعيين شكل و اندازه ساختمانها و سپس دسته بندي تك تك آنها و همچنين موارد خارجي ديگر كه به طراحي اقتصادي نيروگاه با كمترين مخارج و علاوه بر آن راحتي ساخت و عملكرد موثر نيروگاه و تعمير و نگهداري آن مربوط مي شود مي باشد.

طرح ريزي مقدماتي نيروگاه كمك مي كند كه كارهاي زمين شناسي بر روي منطقه انجام شود و ارزيابي بر روي بلندي نيروگاه ، جاي واحد مناقصه كاران و مناطق ذخيره و موارد زيست محيطي صورت مي گيرد.

طرح ريزي نيروگاه در مدت زمان مطالعه محل انجام مي شود تا از مزيت ممكن و مناطق در دسترس و نقطه نظرات و توصيه هاي آرشيتكت ها و مشاوران محوطه سازي استفاده كامل برده شود.

مساحت مورد نياز براي ساخت نيروگاهها :
مساحتي كه توسط يك نيروگاه ۱۸۰۰ مگاواتي ذغال سنگي با برج خنك كن اشغال مي شود ممكن است بالغ بر ۱۰۰ هكتار شود. (صرفنظر از محل دفع خاكستر)
ساختمانهاي نيروگاه فقط قسمتي از كل محل را در بر مي گيرند. قسمت هاي باقيمانده بستگي به نياز براي ذخيره ذغال سنگ و خطوط راه آهن مورد نياز يك نيروگاه هسته اي ۱۲۰۰ مگاواتي ۱۶تا ۲۰ هكتار زمين به منظور عمليات لازم دارد.

مقدار زمين قابل توجهي در مدت زمان ساخت ساز هر دو نيروگاه ذغال سنگي و هسته اي مورد نياز است . بطور معمول ۲۸ تا ۳۴ هكتار براي محوطه كار به محوطه ذخيره سازي مقاطعه كاران و همچنين پارك نمودن اتومبيل ها و اتوبوسهاي ساختماني لازم است. بيشتر محوطه هاي موقتي ساخت و ساز براي يك نيروگاه ذغال سنگي احتمالاً براي ذخيره سازي ذغال سنگ مورد استفاده قرار خواهند گرفت ، گرچه مقدار زمين اضافي نيز ممكن است مورد نياز باشد . اين زمين اضافي براي نيروگاههاي هسته اي جنبه موقتي دارند. بنابراين محل مناسب براي نيروگاه ذغال سنگي ممكن است ۱۰۰ هكتار و براي نيروگاه هسته اي در حدود ۶۰ هكتار باشد. بعضي زمينهاي جنبي به منظور گلكاري و محوطه سازي نيز ممكن است لازم باشد.

شكل ۶-۱ بعنوان نمونه زمين مورد نياز براي يكي نيروگاه با رآكتور آبي تحت فشار (PWR) كه در نزديكي يك نيروگاه هسته اي موجود قرار خواهند گرفت را نشان مي دهد.

آب خنك كننده :
ميزان آب خنك كننده CW لازم بستگي به ظرفيت نهايي نيروگاه مورد نظر دارد. بعنوان نمونه يك نيروگاه ذغال سنگي با توربيني به ظرفيت ۹۰۰ مگاوات تقريباً به ۲۴ متر مكعب بر ثانيه آب خنك كننده نياز دارد. براي يك نيروگاه PWR با توربيني به ظرفيت ۶۰۰ مگاوات تقريباً ۲۳ متر مكعب بر ثانيه آب خنك كننده مورد نياز است.

اين بدين معني است كه با در نظر گرفتن موارد ديگري كه به آن خنك كننده احتياج دارند يك نيروگاه ۱۸۰۰ مگاواتي ذغال سنگي تقريباً به ۵۲ متر مكعب بر ثانيه و يك نيروگاه PWR با ظرفيت ۱۲۰۰ مگاوات تقريباً به ۵۰ متر مكعب بر ثانيه آب خنك كننده احتياج دارد.

به تدريج كه آب خنك كننده از درون لوله هاي كنداكتور عبور مي كند دمايش بالا رفته و اين افزايش دما بطور نمونه مي تواند بين ۸ تا ۱۲ درجه سانتيگراد باشد. اين آب گرم شده بايستي بنحوي خنك شود و يا مثلاً در مورد نيروگاههاي كه بطور مستقيم خنك مي شوند با تخليه آب به منبع آب و پخش آن در درون منبع به ظرفيتي كه كمترين مقدار آن به لوله ورودي آب خنك كننده به كندانسور برگردد تا موجب افت و نوسان سيكل مجاز گردد.

استفاده از برج هاي خنك كن ايجاب مي كند كه مقدار مناسبي آب جبراني مشخص شود كه اين مقدار بطور نمونه مي تواند ۲ تا ۳% كل آب خنك كننده باشد. در حاليكه ميزان واقعي آب خنك كننده مي تواند تحت تاثير كيفيت آب مورد نياز نيروگاه تغيير كند ولي معمولاً به اندازه دو سوم آب ورودي بايستي به منبع آب برگردانده شود تا غلظت آب در حد استاندارد سيستم خنك كننده باشد. اين آب خروجي معمولاً ۱۰ درجه سانتيگراد گرم تر از دماي آب محيط است.
اگر اين چنين منبع آبي لازم باشد كه از رودخانه گرفته شود آنگاه بايد مطالعات لازم جهت تعيين ميزان حداقل آب بر گرفته از رودخانه و تاثير آن بر روي شرايط زيست محيطي رودخانه انجام شود.

در انگلستان سازمانهاي مسئول آب ، ركورد شدت جريان آب رودخانه و ميزان مجاز آب برگرفته از رودخانه را براي مدت طولاني نگه مي دارند . در مورد رودخانه ها اغلب يك حداقل شدت جريان مجاز كه در هر فصل نيز متغير است اعمال مي شود كه هنگامي كه شدت آب رودخانه از حد معيني پايين تر مي آيد از برداشت آب ممانعت بعمل آيد.

از نظر دسترسي به آب خنك كننده محل مناسب براي يك نيروگاه بايستي كنار يك رودخانه بزرگ نزديك مصب و يا ساحل دريا باشد تا بتوان حجم بزرگي از آب با حداقل دما را برداشت نمود. بنابراين يكي از مسايل عمده كه در مقابل طراح سيستم خنك كننده وجود دارد اينست كه بهترين مكان را براي برداشت آب و همچنين جداسازي محل برداشت آب و محل خروج آن را از سيستم معين نمايد.

مسئله مهم ديگر آنكه سيستم طوري طراحي شود كه كمترين تاثير را بر روي اكولوژي داشته در اين رابطه بايد اطمينان حاصل شود كه آب گرم خروجي بطور كافي پخش شود بطوري كه هرگونه تاثير مخربي بر روي زندگي موجودات آبي پرهيز شود. لذا جمع آوري اطلاعات مربوط به شدت آب و دماي آن در يك دامنه وسيع از دريا براي مطالعات مربوط به اين نوع سيستم خنك كننده ضروري است. ي داشته باشد . در اين رابطه بايد اطمينان حاصل شود كه آب گرم خروجي به طور كافي پخش شود بطوري كه از هر گونه تاثير مخربي بر روي زندگي موجودات آبي پرهيز شود. لذا جمع آوري اطلاعات مربوط به شدت آب و دماي آن در يك دامنة وسيع از دريا براي مطالعات مربوط به اين نوع سيستم خنك كننده ضروري است.

در يك سيستم خنك كننده مستقيم برداشت آب و برگرداندن آن به دريا و يا مصب رودخانه و نهايتاً دفع حرارت آن به آتمسفر يك پروسه طولاني است و در اين مدت توزيع آب گرم خروجي از نيروگاه را به چند مرحله مجزا مي توان تقسيم كرد.

اولين مرحله (مرحله نزديك) بيانگر مخلوط شدن فوري آب گرم خروجي با آب درياست پس از يك مدت مختصر گذرا مرحله مياني شروع مي شود كه در اين مرحله جريان آب گرم وارد شده به عمق دريا بر اثر نيروي ارشميدس بسمت سطح آب كشيده مي شود . شدت اين كشش بستگي به جرم مخصوص آب گرم و آب دريا تاثيرات حركتي و اثر جريان هاي امواج دارد. اين جريان نهايتاً مي تواند صدها متر عرض داشته باشد و يك تا دو كيلومتر در جهت جريان امواج امتداد يابد. (شكل ۷ ـ ۱)

سيستم آب خنك كننده :
به طور كلي دو نمونه سيستم آب خنك كننده در نيروگاه ها مورد استفاده قرار مي گيرد.
• سيستم هاي خنك كننده مستقيم ـ كه در ا، آب خنك كننده از منبع گرفته مي شود ( اين منبع ممكني است رودخانه ، دريا يا دهانة رودخانة بزرگ باشد ) و بوسيله پمپاژ مستقيماً از كندانسور ها عبور مي كند و مجدداً به منبع بر مي گردد .
• سيستم هاي برج خنك كنندة بسته ـ كه در آن آب خنك كنندة كندانسور در يك سيستم بسته كه

شامل برج هاي خنك كننده مي باشد پمپ مي شود . در برج خنك كننده گرماي گرفته شده از كندانسور دفع مي شود . براي اينكه كمبود آب حاصل از افت هاي تصفيه و تبخير در برج خنك كننده جبران شود به يك منبع آب خارجي (مانند رودخانه ، دهانه رودخانة بزرگ ، كانال آب و غيره ) نياز است.

سيستم خنك شوندة مستقيم :
معمولاً هنگامي كه نيروگاه در كنار دريا يا در دهانة رودخانه بزرگي قرار داشته باشد بطوريكه هميشه آب به اندازة كافي در دسترس باشد از اين نوع سيستم خنك كننده استفاده مي شود . در شكل ۲۶ ـ ۱ نمونه أي از اين نوع سيستم خنك كننده نشان داده شده است . اجزاي اصلي اين سيستم عبارتند : ساختار ورودي ، پمپ خانة آب خنك كننده ، آبراههاي ورودي ، آبراههاي خروجي ، سر ريز سيفوني ، محفظه آب بندي شده و ساختار خروجي .
سيستم برج خنك كننده مدار بسته :
هنگامي كه آب مصرفي به اندازة كافي براي خنك كردن به روش مستقيم وجود نداشته باشد و كندانسور در يك مدار بسته كار كند از سيستم آبي برج خنك كنندة بسته يا سيستم مستقيم
استفاده مي شود.

يك طرح نمونه در شكل ۲۸ ـ ۱ نشان داده شده است . اجزا مهم سيستم عبارتند از : پمپ خانه آب خنك كننده ، آبگير جلو ، آبراههاي ورودي و خروجي ، برج هاي خنك كننده و مجراهاي برگشتي به آبگير جلو براي كنترل كردن غلظت نمك موجود در سيستم كه ناشي از چرخش دائمي آب مي باشد از يك سيستم دفع و جبران استفاده مي شود ( مقداري از آب سيستم دور ريخته شده و مقدار مساوي آب تازه به آن اضافه مي شود ) . همچنين براي جبران كردن كمبود آب ناشي از تبخير در برج سيستم خنك كننده از سيستم جيراني استفاده مي شود موقعيت پمپ خانه (شكل ۲۹ ـ ۱) تحت تاثير دو عامل زير تعيين مي شود.
۱ ) مسائل ساخت و ساز

۲ ) به حداقل رساندن طول آبراه هاي خنك كننده تحت فشار .
ژئولوژي :

نيروگاههاي مدرن اعم از ذغال سنگي و يا هسته أي فشار زيادي روي لاية خاك كه بايستي وزن نيروگاه را از طريق فونداسيون مناسب تحمل نمايد وارد مي كنند.

طبيعت عمومي خاك معمولاً از سوابق و نقشه هاي زمين شناسي طبعه أي قابل حصول هستند قبل از آنكه تصميم نهايي در مورد محل نيروگاه گرفته شود لازم است كه مطالعات مربوط به شرايط لاية خاكي انجام شود تا معلوم گردد كه قابلست تحمل بار را دارد يا نه و آنگاه بتوان هزينة فونداسيون مناسب كه مي تواند تغييرات وسيعي داشته باشد را حدس زد.
در محل هايي كه كارهاي ساختماني لازم براي

سيستم

خنك كننده ايجاب مي كند كه تونلهايي از رودخانه يا دريا به نيروگاه و بالعكس از نيروگاه به رودخانه يا دريا ايجاد شود ( كه اين عمل معمولاً يك كار عمده محسوب مي شود) مطالعات لاية خاك ضرورت مي يابد اين مطالعات مي تواند شامل تست نفوذپذيري و تست آبهاي زير زميني باشد تا عملي بودن سخت تونل ها و همچنين هزينه مربوطه
معين گردد.
ارتفاع محل و ارتفاع نيروگاه :
محل نيروگاه بايد بطور معقول ارتفاع داشته باشد البته نه آنچنان پايين كه در معرض سيل باشد و نه آنچنان بالاتر از سطح آب خنك كننده كه انرژي زيادي براي پمپ كردن آب لازم گردد. اگر محل نيروگاه براي بالاتر از سطح سيلاب احتياج فوق العاده أي به پر كردن و يا براي نشست ساختمانها احتياج به خاكبرداري زيادي داشته باشد هزينة كلي آماده سازي محل را بالا خواهد برد. در عين حال براي رسيدن به ظرفيت توليدي كه در حال حاضر مورد نياز است اينگونه هزينه هاي فوق العاده و خاك شرايط مناسبي را داراست خاكبرداري عميق براي فونداسيون توربين خانه به منظور كم كردن هزينة پمپاژ آب مي تواند اقتصادي باشد.
تحقيقات دقيق در رابطه با ايمني تشعشعات هسته اي :

هنگامي كه يك محل براي تآسيس نيروگاه هسته أي مناسب تشخيص داده مي شود لازم است كه مواردي كه به ايمني مربوط مي شود نيز مورد مطالعه قرار گيرد اين موارد مي تواند به چهار دسته زير تقسيم بندي شود . سه مورد اول منابع احتمالي خطر براي نيروگاه هستند در حاليكه چهارمين دسته شامل ايمني مردم در مقابل حوادث است.

الف ) زلزله : (زمين لرزه )
زمين شناسي محل و محوطة پيرامون آن مورد مطالعه دقيق قرار مي گيرند تا هر گونه اشكال محلي در مقابل زلزله شناسايي شوند.
مقرراتي وجود دارد كه طلب مي كند كه تركيبي از طراحي و فونداسيون كه كمترين حد قابل قبول ريسك را در مقابل نشست غير قابل كنترل تشعشعات كه در اثر زمين لرزه مي تواند به وقوع پيوندد انجام شود . اين ريسك به اندازه احتمال يك مرتبه زلزله در ده ميليون سال مي باشد.
ب ) خطرات طبيعي ديگر :

مطالعاتي انجام مي شود تا احتمال وقوع خطر در مقابل عوامل طبيعي مانند شرايط فوق العاده گرم هوا و يا سيلاب بررسي شود. مخصوصاً نصب نيروگاههاي هسته أي در كنار سواحل كه به معني احتمال سيل زدي است ايجاب مي كند اين مسئله بدقت مورد مطالعه قرار گيرد.
ج ) خطرات صنعتي :

مطالعة احتمال خطراتي كه ساخت دست انسان است معمولاً دو زمينه را در بر مي گيرد :
برخورد هواپيما و وسايل نقليه و همچنين ذخيره سازي مواد خطرناك .
همچنين هنگامي كه يك نيروگاه جديد در كنار نيروگاه قديمي بايستي ايجاد شود لازم است كه چك شود كه اين دو نيروگاه منبع خطر احتمالي براي يكديگر نباشند.

مقررات ايمني هواپيما ها محدوديت هاي سختي را در مورد ارتفاع ساختمانها ، دودكش ها و برجهاي خنك كن بوجود مي آورد. در نيروگاه هاي مدرن ارتفاع اتاق هاي بويلر اغلب از ۶۰ متر تجاوز مي كند . برج هاي خنك كن امروزه ۱۱۵۰ متر بلندي دارند و برج هاي بلندتر ( تا ارتفاع ۶۵ متري) هم اكنون مد نظرند همچنين دودكش ها مي توانند تا ۲۴۰ متر بلندي داشته باشند.
د) توزيع جمعيت :

اطلاعات سرشماري هاي ملي ( كه هر ۱۰ سال يكبار صورت مي گيرد) كه از مسئولان محلي و خانه هاي سرشماري بدست مي آيند جهت تعيين توزيع جمعيت تا فاصله ۳۰ كيلومتري يك نيروگاه هسته أي احتمالي بكار گرفته مي شوند. وقتي كه نيروگاه هسته اي تاسيس گرديد محدودة ويژه اي جهت توسعه در اطراف نيروگاه گذاشته مي شود. تا اطمينان حاصل شود كه جمعيت مردم محلي از حد غير قابل قبول تجاوز نكند.
رعايت آسايش عمومي :

آسايش عمومي بدين معني است كه شرايطي از نظر محوطه سازي ايجاد شود كه عموم مردم علاقه مند به ديدن آن و بهره بردن از آن باشند. ايجاد اين شرايط از اهداف برنامه ريزي آسايشي است . اين كار سختي است چرا كه نيروگاهها و خطوط انتقال همه جا از فاصله هايي قابل رؤيت هستند و بيشتر مردم دوست ندارند كه تغييراتي در شرايط طبيعي منطقه اي كه در آن زندگي مي كنند و به آن عادت نموده اند داده شود هر چند كه چيز ارزشمندي هم نباشد.

نيروگاه هاي هسته اي از نظر ديد زشتي كمتري نسبت به نيروگاههايي كه با برج خنك كن كار مي كنند دارند و اغلب از نظر ساختن و كاركردن ارزانتر تمام مي شوند. در عين حال نيروگاههايي كه روي رودخانه ها و در قسمت بالا دست مصب قرار مي گيرند به برج خنك كن نياز دارند زيرا در اين محلها آب كافي براي خنك كردن بطور مستقيم وجود ندارد لذا برجها بخاطر تجمعشان بعنوان يك مشخصه مهم به چشم مي آيند. البته ممكن است كه با طرح ريزي مناسب و استفاده از روشهاي معماري كاري كرد كه اين برجها بنظر مطبوع جلوه كنند (كه اين موضوع موجب گذاشتن جايزه اي تحت عنوان جايزه Civic trust شده است ) كه جهت اين كار از هر وسيله أي از نظر فرم ، بافت و رنگ آميزي كه در اختيار يك طراح صنعت مدرن قرار دارد استفاده مي شود.
شكل ۱۵ ـ ۱ مشخصه هاي اصلي كه بوسيله برجهاي خنك كن نيروگاه در اكس در ديد انسان قرار مي گيرد را نشان مي دهد .