بیماری های روحی

۱ ـ آزاد ـ حسين ( ۱۳۶۸) روان شناسي مرضي كودك ـ انتشارات پاژنگ ، چاپ دوم .
۲ ـ شاملو ، سعيد ( ۱۳۶۸ ) آسيب شناسي رواني، انتشارات رشد، چاپ دوم .
۳ ـ ميلاني فر ـ بهررز ( ۱۳۷۰ ) روان شناسي كودكان و نوجوانان استثنايي ـ انتشارات قدس ـ چاپ سوم .

۴ ـ Ds mtv (1994 ) diaynostic _ and statistical _ Manual d . c
5 ـ ما هيانه پرورش وزارت آموزش و پرورش ـ تربيت ـ شماره چهارم ـ سال پنجم ـ دي ماه ۱۳۶۸ .
۶ ـ كاپلان ـ سادوك ـ گرب ـ ترجمه ـ نصرت الله پورافكاري ـ ( ۱۳۷۵ ) ـ خلاصه روان پزشكي علوم رفتاري ـروان پزشكي باليني ـ جلد ۱ و۲ ـ انتشارات شرآب ـ چاپ اول
Dsm _ IIL _ R .

۷ ـ طبقه بندي بين اللملي اختلالهاي رواني و رفتاري ـ سازمان بهداشت جهاني ـ ترجمه توزندجاني ـ حسن ( ۱۳۷۵ ) انتشارات بخشوده ـ چاپ اول ICD _ 10 .
8 ـ حق جو ـ محمد حسين ـ اظطراب و نگرش ـ انتشارات مركز فرهنگي انصارالمهدي .
۹ ـ مقاله با فشارهاي رواني ـ مترجم : مجتبي جزايري ـ نشر پيكان ـ چاپ اول .
۱۰ ـ مجله اطلاعات علمي ـ سال شانزدهم ـ شماره ۱۲ ـ شماره پي در پي ۲۷۷ مهرماه ۸۱

.
مقدمه:
مفهوم اضطراب ودرمان رفتاري آن
اضطراب عبارت است از دلشورمنتشره ناخوشليند و مبهم كه اغلب علائم تحريك سيستم عصبي خودكار همراه آن مشاهده مي شود . با تعريف فوق در مي يابيم اضطراب با ترس متفاوت است . حذف اضطراب از زندگي روزانه لازم است ونه ممكن بلكه حدود مطلوبي از اضطراب باعث كارايي اشخاص براي تطابق با مشكلات قريب الوقوع مي گردد. اختلالات مربوط به اضطراب به صورت متفاوت تظاهر پيدا ميكند . مثلا اضطراب اجتماعي كه ممكن است ناشي از يادگيري و يا نوع نگرش و باورهاي شخص به محيط خويش باشد.

در هر صورت اين اضطراب موجب عدم توانايي ابراز وجود ( كه اين امر خود اضطراب را تقويت مي كند) افسردگي و يا تقويت افكارخودكار منفي گردد. به طوركلي آموزش بيانگر ي به منظور افزايش مهارتهاي بين فردي طراحي شده است . دراين روش ابتدا موارد زير ارزيابي مي شود.
الف) موقعيتهاي مورد توجه مراجع وآنچه كه مراجع دراين گونه موقعيتها انجام مي دهند.

ب ) تغييرهاي خاص در رفتارهاي كلامي وغير كلامي براي كارآوري مراجعين
ج ) موانع اجتماعي مانند افراد مهم: محيط اجتماعي محدود. منابع شخصي ومحيطي
د) بازبين بد فهمي ها وانتظاراتي كه درحين به بيانگرتر شدن مداخله مي كنند براي مثال اين باور كه ( نبايد تقاضاي ديگران رارد كرد چرا كه اين امر به احساسات آنها لطمه مي زند) مورد بحث قرار مي گيرد.

از طرفي از عوارض خطرناك احتمالي اقدامات فوق مانند ازدست دادن فرصت ها ونيز خطر رخداد آثار منفي به دقت ارزيابي شود واگر فقدان رفتار جسورانه ناشي ازنقص درمهارتهاي اجتماعي واكنش هاي هيجاني مداخله گر ووجود اضطراب باشد .افزايش مهارت دركنترل اضطراب مورد توجه قرار مي گيرد چنانچه مراجع فاقد مهارتهاي لازم باشد از روشهاي ارائه مدل ( اجراي زنده توسط مشاور _ ويدئو ) پس خوراند مثبت .رهنموددادن برنامه ريزي تغيير استفاده مي شود .
طول دوره آموزشي بيانگري به دامنه رفتارهاي اجتماعي وشدت موانع شخصي ومحيطي بستگي دارد.

تغيير عبارتهاي دروني يكي از اشكال تفكر اتوماتيك يا خودكار عبارت دروني مي باشد .دراين فرم (دروني) جمله هايي كه در اصل بصورت واضح اظهار مي شوند بدون آگاهي لازم حذف مي شوند و بطور پنهاني در ذهن بيان مي گردند.
معمولا افراد اين عبارتها را در مورد يك رويداد يا معناي آن به خود مي گيرند مثلا فرد مبتلا به هراس اجتماعي با اين فكر خود كاركه ممكن است رفتارم مورد نقد وبررسي ديگران قرار گيرد سركار داردتغيير عبارات و گفتارهاي دروني خودكار در يك مراحل سه گانه انجام مي پذيرد:
الف) آگاهي و مشاهده از آنچه كه فرد به خود مي گويد .

ب) جايگزين عبارتهاي متضاد با عبارتهاي اتوماتيك ومخرب قبل وحذف آنها
ج ) ارزيابي مجدد شخص از عبارتهاي دروني جديد احساس وحالات ناشي از آنها وواكنش تغيرات بعدي دراينگونه افكار در صورت نياز به تعديل عبارتهاي دروني تغير يافته .
اين روش دردرمان اختلالهاي عاطفي واضطرابي فشارهاي رواني واختلال كنترل تكانه كاربرد دارد.دراينجا ما قصد اي راداريم تا مسئله اضطراب رااز زواياي مختلف بررسي كرده وروشهاي درماني آنرا ارائه دهيم.

شناخت بيماري هاي جسمي »
اصولا خانواده ها نسبت به بيماري هاي جسمي ، شناخت لازم را دارند بوسيله مطالعه مقالات علمي تبليغات وسايل ارتباط جمعي و آموزش ها مراجعه به پزشك متخصص نسبت به بيماري هاي جسمي تا حدودي آگاهي داشته و روش برخورد با آن را مي دانند .

همين علم و آگاهي و شناخت مسا ئل و مشكلات و بيماريهاي جسمي باعث مي شود كه با مشاهده كوچكترين آثار بيماري جسمي ؤ خانواده ها فورا در صدد تماس با پزشك بر مي‎آيند و مراجعه نكردن به پزشك را يك تقصير به حساب مي آورند و آن را گناه مي‎شمارند.
يك مادر با مشاهده تب شديد در فرزند او را به پزشك مي رساند زيرا مي داند كه تب نشانه بيماري است و احتمال مي د هد، منشا تب عفونت هاي مختلف چون ، برونشيت منژيت و ساير بيماريهاي حاد تنفسي و گوارشي باشد .

اين مادر ميداند كه تب شديد توام با تشنج و عوارض بيشمار دستگاه هاي گوناگون بدن است . لذا با هر وسيله ممكن و گاه صرف بودجه هاي گزاف ، سعي در تماس با پزشك و بيمارستان دارد .
در مقابل صرف هزينه ها ي زياد نگران نيست ، زيرا سلامت فرزندش تا آخر عمر ، ضربه بي دقتي و بي كفايتي اورا بخود دارد . فرزندش دچار فلج شده و يا از نظر هوش ضعيف يا عقب مانده جسمي حركتي شود .

از اين دقت نظر اولياء نسبت به بيماريهاي جسمي مورد تحسين است و نشا نگر علم و
آگا هي عمومي مردم است و جا دارد از مسولين صداو سيما و مجلات علمي و روزنامه ها كه در بالا بردن سطح آگاهي افراد جامعه نقش موثري دارد ، تشكر شود.
« عدم شناخت نسبت به بيماري روحي»

متاسفانه ، خانواده ها آنقدر كه به بيماري جسمي فرزند خويش اهميت مي دهند ، نسبت به مسائل و بيماريهاي روحي يا آگاهي ندارند و يا نسبت به ‎آن بي توجه هستند .
بسياريازبيماريهاي روحي ، در فرزند يا جوان و حتي ميانسال و پير مرد وجود دارند كه ‎
متا سفانه هرگز خانواده ها به فكر شناخت بيماري روحي ،بالا بردن آگاهي ، شناخت درمان وراه هاي پيشگيري از بيماري هاي روحي نيفتاده اند و هرگز در صدد برنيامده اند تا عوامل و علل بيماري هاي روحي را بشنا سند ودرصدد رفع بيماري برآيند و اگر تلاشي هم در اين مورد انجام شده باشد بسيار محدود است .

چنا نكه تب ، نشانه عفونت در دستگاه هاي مختلف بدن و نشان و نماد بيماري است ، بسياري از اعمال و حركات فرزندان خانواده نيز نشانه بيماري و ناراحتي روحي است و اگر معالجه نشود ، چنانكه تب عوارض جسمي شديد به د نبال دارد ، بيماري روحي نيز بر جسم و روان انسان اثر مخرب دارد .

گاه عقده هاي رواني از كودكي در روح فرزند ، ريشه مي دواند و تا آخر عمر ، اورا با مسائل جسمي و روحي درگير مي نمايد . اين عقده هاي رواني گاه در ابتدا با تدابير مفيد و لازم در كوتاه مدت قابل درمان هستند اما وقتي فشار عصبي مداوم باشد بيماري كم كم بصورت مزمن و يا بدون علائم بروز ميكنند ، ريشه بسياري از بيماري هاي روحي در خانواده و اجتماع مي باشد .
« خجالت از طرح بيماري »

اگر فردي مبتلا به بيماري جسمي شود ، از مطرح كردن بيماري خجالت نمي كشد و آن را زود بيان مي كند تا درمان شود .
كسي هم كه بيماري روحي، رواني دارد، مثلا دچار اضطراب است ، ترسو بوده يا مبتلا به فوبياست كمروئي دارد ، عقده اي است ، احتياج به محبت دارد . عصبا ني است ، از طرح بيماري نبايد خجالت كشيد همانگونه بيماري جسم ، خجالت ندارد و عواملي موجب بيماري مي شوند بيماري هاي روحي نيز عواملي دارند كه بايد شناخته و درمان شوند ، تا اثرات سوء اين بيماري هاي روحي جسم و روح انسان را مورد مخاطره قرار ندهد .

« اهميت آگا هي خا نواده »
مراكز علمي ، مربيان تربيتي و مسولين وسايل ارتباط جمعي ، مي بايستي ، مسائل و مشكلات رواني و عوارض ناشي از آن ها ، روش برخورد و مقابله صحيح بيماري ها را به خانواده ها منتقل كنند .

خانواده ها بايد هما نقدركه در فكر سلامت جسم كودك هستند روان و روح فرزند را نيز در نظر داشته باشد . گاه مشكلات رواني مسائل و مشكلات فراوان جسمي را نيز به دنبال دارد و منشا بسياري از بيماري هاي جسمي ، مشكلات روحي مي باشد . بسياري از مشكلات رواني و روحي در ابتدا خيلي حاد و مشكل نيستند و با برخورد صحيح خانواده براحتي از بين مي روند ، اين مسايل در جايي حاد و گاه بي درمان و خطر آفرين مي شوند كه بجاي دلجوئي ، مراقبت و توجه به بيمار ، بيمار از نظر روحي آزرده تر شود با او برخورد خشن انجام گيرديا طرد و منزوي گردد .

در اينجا ست كه بيماري كم كم در عمق جان ريشه كرده و كم كم او را دچار مشكل مي‎سازد .
بعضي از خانواده ها نسبت به بيماري روحي رواني شناخت غلطي دارند و فكر مي كنند كسي كه بيماري روحي داشته با شد ديوانه است ، در صورتي ممكن است كسي بيماري روحي داشته باشد و عاقل هم باشد درست مثل كسي كه دندان و گوش او درد مي كند ، او فردي زنده است ، ولي ناراحتي جسمي دارد .

جنون از نظر دانشمندان نوعي مرگ است . ولي بيماري روحي مجنون نيست حتي كسي كه ناراحتي در او بسيار پيشرفته باشد ، اين فرد، انسا ني عاقل و زنده است ولي يك نارسايي روحي دارد كه بايد درمان شود . خانواده بايد بداند ، بعضي از ناراحتي هاي روحي ، مقطعي و گذراست ، مسئله مهم آنجاست كه بيماري در وجود فرد رخنه كرده و جسم و روح را تحت تاثير خود بگيرد .
« اضطراب »

يكي از بيماري هاي مهم رواني ، اضطراب مي باشد . اضطراب منشاء بسياري از بيماريهاي جسمي ، رواني ، روحي ، عا طفي و معنوي انسان مي باشد .
از آنجا كه استرس يا اضطراب در بين اكثر خانواده ها شيوع دارد . يكي از مباحثي است كه بايد بعد از روانشنا سي ، علم بيولوژي ، مسا ئل عاطفي واز نظر اسلام مورد بحث قرار گرفته است ، و قرار بگيرد .
يكي از نيازهاي علمي خانواد ها ، شناخت نسبت به عوارض اضطراب است . و شناخت به عوامل اضطراب ، آثار روحي ، رواني ، د نيوي و اخروي اضطراب مي باشد .
خانواده بايد بداند كه اضطراب چيست ؟ بوسيله چه عواملي بوجود مي آيد و عوارض ناشي از آن چيست ؟

اضطراب يك بيماري روحي است . اگر به آثار جسمي و روحي اضطراب دقت كنيم . مي‎بينيم چنا نكه دست زدن به سيم برق كشنده است ، يا كسي كه طناب به گردنش مي بندد و زير پايش خالي مي شود مي ميرد و يا اگر با تيغ دست خود را ببرد خون مي آيد . اين آثار به خاطر كاري است كه انسان در حق خود انجام مي دهد و خود را معلول مي كند يا از بين مي برد . اين آثار ظا هري و جسمي است ، اضطراب و فشار جسمي نيز كمتر از اين ها نيست

. اضطراب نيز منشا خطرات روحي و جسمي براي انسان را با خطر مرگ مواجه مي‎كند . چنانكه اگر انسان بلاهاي جسمي براي خود بياورد از زندگي محروم مي شود ، اگر اضطراب و فشار عصبي در انسان مداومت داشته باشد ، آثاري دارد كه انسان را از يا زندگي سالم محروم مي كند . اضطراب موجب اختلال در سيستمهاي مادي و روحي مي‎شود و انسان را بيمار مي كند .

« عوامل ايجاد اضطراب »
بيماريهاي روحي و اضطراب به علت و عوامل بسيار زيادي بستگي دارد انسان يك مرتبه دچار بيماري روحي نمي شود ، بلكه علل و عواملي بتدريج موجب مي شوند كه انسان دچار اضطراب شود .
هما نگونه اگر ميوه يك درخت دچار نارسايي شود . مقصر خود درخت نيست ، بلكه عوامل تشكيل دهنده و يا زمينه ساز پرورش در خت ، در نارسايي ميوه سهيم و شريك مي باشند .
از جمله عوامل نارسايي ماده مي توان ، زمين ، آب ، هوا ، خورشيد و باغبان را نام برد و كاستي هر كدام از اين ها موجب مي شود كه محصول درخت ، دچار نوعي نارسايي شود .

در انسان نيز اين مساله صدق مي كند كه بيماري ها وابسته به عواملي هستند كه تشكيل مجموعه بيماري روحي را مي دهند . اين نكته قابل اهميت است كه بيماري روحي گاهي مصري ميشود . مثل ويروس و ميكروبي كه در بعد از جسم رشد مي كند و ديگر ان را مبتلا مي سازد در بعد بيماري روحي بايد به اين نكته توجه داشت كه اين بيماري ها قابل انتقال به ديگران است . اگر پدر ومادر يا معلم عقده حقارت داشت . به فرزند و دانش آموز هم سرايت مي كند واو هم تحت تاثير قرار مي گيرد .

لذا بيماري هاي روحي اگر درمان نشده ودر روح انسان متراكم شوند ، بصورت بد خيم و فزاينده اي جلوه گير مي شوند ، و گاه اگر زياد پيشرفته باشند ، ديگر قابل درمان هم نيستند
همانگونه كه در جسم نيز درمان جسمي لازم است و اگر بيماري در اغاز شناخته و درمان نشود بدخيم و گاه غير قابل درمان خواهد بود اين مسئله در بيماري روحي اهميت زيادي دارد كه سرايت و شيوع بيماري به نسل هاي بعدي ممكن است نسل هاي آينده را نيز تحت تاثير خود بگيرد . زيرا مهمترين ، عامل در دوران كودكي اعمال و رفتار اوليا مي باشد و اگر اين رفتار دچار خلل ، عارضه بيماري مسري باشد ، به فرزند منتقل خواهد شد .

« خانواده »
يكي از عوامل مهم اضطراب ، نارساييهاي روحي و مشكلات ناشي از آن خانواده مي باشد . خانواده نقش مهمي در تربيت كودك دارند . لذا مكتب فراگير اسلام درمورد خانواده بحث هاي فراواني دارد . دختر يا پسر ابتدا بايد خود سازه كند ، عيوب خود را از بين ببرد ، در صدد رفع بيماريهاي اخلاقي و روحي خود برآيد سپس تصميم به تشكيل خانواده بگيرد .

« ازدواج و انتخاب همسر »
اسلام عزيز قبل از تشكيل خانواده ، نسبت به تربيت نسل آينده توجه دارد ، اسلام توصيه مي فرمايد : كه مرد مومن با زن مومن ازدواج كند واز مشركين دوري نمايد . زيرا مهمترين اصل در انتخاب همسر ايمان و تقوا مي باشد ، بعد از ايمان مهمترين شرط ازدواج ، ادب و اخلاق است از شرايط ديگر مهم تر است .
« اجتماع »
از جمله عوامل بيماري هاي روحي اجتماع مي با شد . مسايل و مشكلات اجتماعي مي تواند موجب فشار و اضطراب روحي در افراد شوند ، مسائل اجتماعي بسيار متعدد مي باشند كه هر كدام از اين مشكلات علل و عوامل خاصي دارند .
اجتماع خانه دوم افراد است و بايد از هر گونه ويروس و ميكروب روحي و جسمي سالم باشند ، تا از بروز بيماري در افراد جلوگيري شود .

« ترشحات غدد »
در بدن انسان ۵ غده مهم وجود دارد كه طبيعي بودن حالات روحي انسان ، بستگي به تعادل ترشح اين غدد دارد و اگر ترشح هورمن هاي اين غدد كم يا زياد شود ، مشكلات روحي و رواني براي انسان بوجود مي آيد اين غدد عبارت اند از : ۱ ) هيپوفيذ ۲) تيروئيد ۳ ) پارا ـ تيروئيد ۴ ) فوق كليوي ۵ ) لوالمعده .

هر كدام از اين غدد كه كار طبيعي خود را از دست بد هند و ترشحات اضافه ياكم داشته باشند، موجب مي شوند كه تعادل عصبي انسان از بين برود و فرد به ناراحتي هاي روحي ، رواني و اضطراب ، مبتلا شود . لذا مصرف داروهاي هورموني ، در افراد مستعد اضطراب ايجاد كرد و موجب عدم تعادل روحي مي شود .

« غذاهاي محرك »
از جمله عواما ايجاد يا تشديد اضطراب و فشار عصبي ، غذاهاي محرك مي باشد . در افرادي كه زمينه تحريك عصبي و بيماري روحي وجود دارد : اين نو.ع غذا ها توليد حساسيت بيشتري مي نمايند . اين غذاها موادي هستند كه از ادويه جات ، ترشيجات ، فلفل پياز و سير و سركه تشكيل مي شوند .

غذاي داغ نيز محرك است ودر انسان عوارض روحي و جسمي مي كند . برخي از شيريني جات ، مصنوعي كه از مواد محركي چون وانيل در آن استفاده مي شود ، نيز محرك مي‎باشند .
« علل عا طفي »
يكي از عوامل ايجاد اضطراب و بيماريهاي روحي ، اختلالات عاطفي است . كسي كه از نظر فهم ودرك ضعيف باشد ممكن است كه ديگران اورا تمسخر وسرزنش كنند ، تحقير شود و مرتب بخاطر حافظه ضعيف يا علم كم ، مورد اذيت و آزار واقع شده واز نظر روحي سرخورده گردد . چنين فردي بخاطر افت در تحصيل و ضعف حافظه ، قدرت خود را به وسيله خشم و خشونت ابراز مي دارد . زيرا دچار اضطراب و فشار روحي است ، نمي داند اين فشار را چگونه تخليه مي كند و خود را را حت كند . لذا به وسيله وسايل مختلف ميخواهد شخصيت خود را بروز دهد هر چند اين شخصيت خشن و پر دردسر باشد .

بايد توجه داشت ممكن است اين افراد ، از نظر ضعف در درس ضعيف باشند ، ولي از نظر بعد فيزيكي و كار ، زرنگ و كار آمد مي باشند . اين استعدادها در افراد شناخته وروي اين استعداد ها و توانايي ها سرمايه گذاري شود تا به مرحله شكوفاي برسد .
از نظر روانشنا سي ، سرزنش و ملامت ،راه تربيتي صحيحي نيست و از اين روش نمي‎توان براي پرورش استعداد ها سود جست حتي مقايسه كردن دو نفر از يك خانواده نيز ، از نظر روانشنا سي درست نيست . هر كس بواسطه وراثت ، عامل ژنتيك ، محيط و …..بگونه اي رشد مي كند و استعدادهاي هر فرد با فرد ديگري متفاوت است .

« حسادت »
حسادت مي تواند منشاء اضطراب و بيماري روحي باشد ، حسادت بيماري خطرناكي است واز نظر اسلام مطرود است و انسان بايد حسادت را از خود دور كند .
« احساس گناه »
يكي از عوامل ايجاد اضطراب و بيماري روحي ،احساس گناه است ممكن است فردي بواسطه گنا هي كه كرده است ، روحش دچار هيجان و اضطراب شود و متراكم شدن اين هيجا نات در اوبيماري روحي بوجود مي آورد .

اگر اين فرد به دامن خشونت پناه ببرد ، حالت خشم و غضب هيجا نات روحي اورا شديد تر مي كند و تمام آثار خشم در وجود او پايدار خواهد شد .
اگر فردي گناهي كرد ، اين گناه از نظر شرعي راه جبران دارد . اما اگر فردي گناه كرد و مرتب خود را سرزنش كرد كه چرا گناه كردم ؟ حالا چه كنم ، كاش نمي كردم . پس من آدم
بدي هستم . اين تلقينات ، مشكل اورا حل نمي كند ، بلكه اين سرزنش ها متراكم شده واورا دچار بيماري روحي ميكند .
« ترس »
يكي از عوامل ايجاد اضطراب و بيماري روحي ، رواني ، عصبي ، ترس و احساس ناامني مي‎باشد .اگر انسان از جهت خانوادگي ، محيط اجتما عي ، دوست ، مدرسه و آنچه در ارتباط با اوست احساس ناامني و ترس كند ، اين احساس ناامني در انسان ، توليد اضطراب مي كند. اگر در جامعه جو ، ناامني بروز كند ،

افراد جامعه مضطرب و پريشان خواهند بود . اينگونه موارد در زمان جنگ و موشك باران يا بمباران ها بخوبي مشهود مي شود . البته اين يك نوع ناامني و ترس مي شوند ، از شكست در معاملات مي ترسند . از ضرر وزيان وحشت دارند و از مشوش بودن دچار روحيه ناامني و ترس مي شوند ، اضطراب ، دلهره ، و تشويش در رخسار آ“ ها بخوبي ديده مي شود ، حتي در برخي از موارد پيشرفته شخص
د چار سكته قلبي نيز مي شود .

گاه ترس از امتحان ، مردودي ، عدم موفقيت در كنكور ، در جوان ها ايجاد تشنج و اضطراب روحي مي كند و اكثر اين افراد در اين حال خشن و عصبي و تندخو مي شوند .
« آثار اضطراب »
اضطراب در هر فردي باعث ، ايجاد واكنش هاي ظاهري مي شود . فرد مبتلا اعمالي انجام مي د هد كه بيانگر اضطراب دروني اوست . آشنايي با آثار اضطراب ، موجب آگاهي از نتيجه هيجان و فشار عصبي مي شود .

« حوصله كم »
افرادي كه دچار اضطراب مي شوند ، معمولا كم حوصله هستند . صبرنداشته و حوصله انجام كارهاي پيگير و مداوم را ندارند . اين افراد به علت بي حوصلگي نمي توانند متعادل راه بروند متعادل حرف بزنند ، متعادل غذا بخورند ، متعادل بينند و حتي بطور متعادل فكر كنند . با دقت در كارهاي افراد كم حوصله ديده مي شود اين افراد ، حوصله نشستن سر سفره را ندارند ، گاه سير هم نمي شوند . نمي توانند سر سفره با آرامش بنشينند . غذا بخورند ، مضطرب هستند ، بهانه مي گيرند و سرانجام سفره را ترك مي كنند .

« بيماري فكري »
افراد مضطرب از نظر فكري دچار بيماري هستند . بيماري آن ها بصو.رت وهم و خيال بروز مي كند . اين افراد در حال خيالبافي وزندگي پنداره اي و انگاره اي هستند . هميشه در خيال زندگي مي كنند و دنيارا سراب مي دانند . خيالبا في يك بيماري فكري است كه انسان را از رسيدن به مدارج عالي علمي و فرهنگي باز مي دارد .

« عجله و شتاب »
يكي از آثار اضطراب در انسان عجله و شتاب است . افراد عجول اغلب مضطرب هستند ، مي‎ترسند شكست بخورند و يا موفق نشوند لذا هر كاري را با عجله انجام مي دهند و گاه مجبور مي شوند كاري را چند بار انجام دهند عجله در اسلام مطرود است .
« عدم تعادل »
اضطراب موجب مي شود كه انسان در كارهايش ، تعادل نداشته باشد . در برخي موارد تند روي كند ، يا در برخي موارد خونسردي به خرج مي دهد .

فشار عصبي و اضطراب موجب مي شود عدم تعادل در اعضاء نيز ديده مي شود . گاه بواسطه اضطراب و فشار عصبي بدن انسان دچار ناراحتي و بيماري مي گردد .
« كوتاهي عمر »
اكثر افراد مضطرب و عصبا ني عمر كوتاهي دارند . پديد آمدن يك مشكل شغلي و خانوادگي
فردي يا فاميلي مي تواند ، در زمينه سكته و انفار كتوس قلبي را در آن ها ايجاد كرده و آن ها را از پاي در آورد .و مي بينيم اين مسئله اختصاص به سن و زمان مشخصي ندارد . بعلت مشكلات عصبي و هيجان هاي روحي است كه متوسط عمر انسان ها پايين آمده است

« آثار جسمي عصبا نيت »
همچنا نكه عصبا نيت بر روح انسان آثار مخرب دارد ، بر جسم اونيز تاثيرات منفي دارد .
منشاء بسياري از بيماريهاي جسمي ، در عصر حاضر عصبا نيت است . از نظر دانشمندان روانشناسان و پزشكان جسم عصبا نيت اگر شديد و مستمر باشد مي تواند جسم انسان را در معرض نابودي و خطر قرار دهد .
« ميگرن »
يكي از بيماري هاي بسيار شايع در افراد عصبا ني ميگرن است . ميگرن سردردي موضعي است كه در زمينه سروپيشا ني بوجود مي آيد و افرادي به اين بيماري مبتلا مي شوند كه عصبانيت هاي شديد و مشكلات غير قابل تحمل بر اي آن ها پيش مي آيد و زندگي آ ن ها توام با اضطراب و عصبا نيت است .

« سرگيچه و سردرد »
يكي ديگر از آثار اضطراب سردرد و سرگيچه به هنگام عصبا نيت است اين سردردها بواسطه اختلالات عصبي بوجود مي آيد و بهترين روش مداواي اينگونه سردرد ها پرهيز از عصبانيت است .
بايد توجه داشته با شيم سردرد علل مختلف دارد و ما حدود ۲۰ نوع سردرد داريم ، كه يكي از علل اين سردرد ها عصبي است و سردرد هاي ديگر به علت هاي ديگري انسان را مبتلا به بيماري مي سازد . فشار عصبي يكي از شايع ترين سردرد ها در افراد عصبي مي باشد .

« لكنت زبان »
يكي از آثار جسمي عصبانيت لكنت زبان است . يكي از علل لكنت زبان در افراد مي تواند فشارهاي عصبي ، روحي و رواني باشد بسياري از افراد هنگامي كه عصباني مي شوند بخاطر عدم توازن عصبي به لكنت زبان افتاده و نمي توانند درست حرف بزنند و كلمات را درست ادا كنند .
« فلج هاي موضعي »
يكي از علل فلج هاي موضعي فشار رواني و اضطراب ، و واكنش عصبي در اين حالات مي‎باشد . در مواقعي كه اضطراب يا فشار رواني بر فردي وارد مي شود فشار حا صله عصبي مي تواند عصب هاي بعضي از اندام بدن را دچار فلج واز كار افتادگي نمايد .

در جامعه ما بسيارند افرادي كه براثر شنيدن يك خبر ناگوار و فشار عصبي به فلج مبتلا مي‎شوند ، يا دستا نشان فلج شده يا دچار فلج مغزي ، فلج مختلف بدن شده اند . اين فلج ها يا معمولا قابل درمان نيستند و يا درمان آنها با مشقت فراواني همراه است و گاه در اين موارد معجزه كارساز است و با عنايت خاص ائمه اطهار « عليه السلام » اين فلج ها از طريق معجزه قابل درمان هستند .
فشارهاي عصبي عوارضي ديگري ما نند بيماريهاي خوني ، سكته ، سستي و لرزش اعضاء و بيماريهاي دهان و دندان و كاهش قدرت د فاعي بدن دارند .

(نورز اضطرابي)
اضطراب حالتي است كه هسته مر كزي خيلي از بيماري هاي رواني را به وجود مي آورد .اضطراب به عنوان يك واكنش من نسبت بك تهديد دروني . كه از انگيزه هاي غريزي ممنوع بر مي خيزد. در خود اگاهي به صورت درد روحي احساس مي شود. درد به نوبه خود مكانيزم هاي دفاعي من را بر مي انگيزد تا به منظور اجتناب از درد غرايز را تحت كنترل در آورد . وقتي اضطراب ظاهر مي شود. مفهوم آن اين است كه در اندرون شخص چيزي تعادل رواني را در هم مي ريزد.

اضطراب هشداري است براي من كه يك غريزه نا پذيرفتني مي خواهد خود را به خود اگاهي رسانده و ظاهر شود . اين هشدار من را بر مي انگيزد تا در مقابل فشار رواني مقاومت كند . اگر دفاع موفقيت آميز باشد. اضطراب كنترل مي شود . اما بسته به نوع مكانيزم دفاعي به كار گرفته شده . شخص ممكن است علايم نوروتيك مختلف نشان دهد.