تأثير نماز در بهداشت رواني

تآثير نماز بر بهداشت روانی:
هر انسان طبيعي در حدود ۳/۱ عمر خود را در خواب به سر مي برد و تآثير خواب بر روان و جسم انسان از دانسته هاي مسلم علم پزشكي است . بطوريكه امروزه تغييرات خواب انسان از پيش آگهي هاي مهم و قابل توجه در زمينه ابتلا به بيماريها ، به حساب مي آيد .

به عنوان مثال ، در اشخاص مبتلا به افسردگي ، ميزان خواب به نحو چشمگيري ، افزايش و يا به ندرت كاهش مي يابد . تغييرات خواب انسان در بيماريهاي جسمي نيز بسيار چشمگير است . بخصوص اگر تآثير ناراحتي هاي روان انسان بر جسم او را در نظر داشته باشيم .و به يادآوريم كه بيش از ۶۰ درصد مراجعه كنندگان به بيمارستانهاي عمومي ، در واقع از يك مشكل رواني رنج مي برند .

به اين ترتيب ايجاد بهداشت خواب ، در واقع يك ركن مهم بهداشت رواني و جسمي به حساب مي آيد و هر عاملي كه در تنظيم بهداشت خواب مؤثر باشد ، پيشگيري كننده و حتي درمانگر بسياري از بيماريهاي جسمي و رواني است.

امروزه تخستين اصلي كه در ايجاد بهداشت خواب ، ائسط جديدترين منابع علمي دنيا توصيه مي شود بيدار شدن هر صبح سر يك موقع مشخص از خواب است .
يك نگاه كلي به جدول اوقات شرعي ، نشان مي دهد ، كه وقت نماز صبح ، در تمام طول سال ، با در نظر گرفتن ، تغييرات ناشي از حركات وضعي و انتقابي زمين اساسي ترين گام را دز جهت رعايت بهداشت خواب و در نتيجه آن ، سلامت بدني و تعادل رواني برداشته است .

تآثير نماز بر بيماري افسردگي:

حديثي از حضرت علي :
خداوند هر گاه خيري بر بنده اش بخواهد به او كم خوابي و كم خوري و كم حرفي را تلقين مي كند .
دانش پزشكي ظرف چند دهه اخير موفق به اكتشاف مهمي پيرامون خواب شده است و آن كشف بخشي مهم در طول خواب انسان به نام خواب REM بوده است . پس از آنكه حدود ۴۵ دقيقه از به خواب رفتن انسان گذشت ، مرحله REM آغاز مي شود و به مدت كوتاهي حدود ۱۰ تا ۱۵ دقيقه ادامه مي يابد
در طول مرحله REM از خواب ، به طرز اسرار آميزي تمام عضلات اسكلتي بدن از كار مي افتد و شخص كاملاً بي حركت مي شود و نوار مغزي شخص به جاي حالت خواب ، حالت بيداري كامل را نشان مي دهد . بطوريكه در اين حالت مغز از فعاليت بالايي برخوردار است.

در طي درجه حرارت بدن و ضربان قلب به طور غير منتظره بالا مي رود و حركات سريعي در چشمان خرد ديده مي شود كه وجه تسميه اين مرحله نيز مي باشد ( مرحله حركات سريع چشم) و چنانچه شخص را دز اين حالت بيدار كنيم به احتمال بسيار قوي ابراز مي كند كه در حال خواب ديدن بوده است .
مرحله پس از ۱۰ تا ۱۵ دقيقت متوقف مي شود و پس از آن در طول خواب و له طور دوره اي و بطور منظم تكرار مي شود . با اين وجود كل دوران در طول يك خواب ۸ ساعتي در اشخاص طبيعي ۹۰ دقيقه خواهد بود و قسمت اعظم آن در ساعات نزديك صبح به وقوع مي پيوندد.

امروزه دانش پزشكي به اثبات رسانيده است كه در بيماري افسردگي يكي از تظاهرات مهم،افزايش يافتن طول خواب نسبت به ميران طبيعي است . بطوريكه شخص افسرده به ميزاني بيش از ساير اشخاص خواب مي بيند . يعني زمان بيشتري را در مرحله بسر مي برد.

از اين جها يك مبناي مهم در توليد داروهاي ضد افسردگي ايجاد داروهايي است كه كاهش دهنده مرحله خواب باشند . (‌از جمله داروهاي ضد افسردگي ۳ حلقه اي )علاوه بر اين يك روش درماني جديد براي بيماران افسرده ، بيدار نگه داشتن آنها براي كاهش ميزان مي باشد . زمان نماز صبح كه در سوره مباركه اسراء با عنوان ان قران الفجر كان مشهودا از آن نام برده شده اس و مورد تآكيد فراوان مي باشد . بگونه اي قرار گرفته است كه سبب كاهش دادن قابل ملاحضه ميزان خواب در اشخاص مي شود . چرا كه خوانديد قسمت اعضم خواب در حوالي صبح بوقوع مي پيودند و چنانچه شخص خود را ملزم به بيداري صبحگلاهي كند در حقيقت جلوي ورود خود به مرحله قابل توجهي از خواب را گرفته است .

از اين جهت بيداري صبحگاهي براي نماز خود به تنهايي م يتواند به عنوان واكسني در پيشگيري از افسردگي و حتي دارويي در درمان افسردگي مطرح باشد
لازم به توضيح است كه خواب در حد تعادل براي سلامت و رفع خساگي لازم است اما زيادي آن منجر به مشكلات مختلف از جمله افسردگي مي شود و نقش نماز بعنوان متعادل كننده ميزان مطرح است.

تآثير نماز بر شادابي جسم و روان:
حديثي از پپامبر اكرم :
مومن ؟ شوخي كند و لبخند بر دهان باشد و منافق بد خلق و گره ابرو.
.امروزه ضرب المثل ايراني خنده بر هر درد بي درمان دواست مصداق كاملاً علمي پيدا كرده است . دانش پزشكي در قرن حاضر به وضوح ميداند ، اشخاصي كه اصطلاحاً يك لب و هزار خنده گفته مي شوند ، نسبت به آنان كه به اصطلاح با خودشان نيز قهزند ! و نسبت به زندگي بديبن و عبوس هستند ، بسيار كمتر دچار بيماري جسمي و رواني مي شوند .

به اين ترتيب هر عاملي كه شادابي را به انسان هديه كند ، در واقع به سلامتي جسم و روان او كمك كرده است. اما نكته بسيار مهمي كه دانش طب به بشر آموخته است ، اين مطلب ايت كه شادابي و افسردگي انسان در سلسله اعصاب مركزي انسان است و ما اين مطلب را در ادامه مباحث ۴۰ نكته پزشكي پيرامون نماز از جمله مبحث تعادل ناقلهاي عصبي روشن تر خوايهم كرد.

اما در اينجا ذكر همين نكته كافي است كه مثلاً افزايش يك ماده شيميايي به نام دوپامين در بدن سبب مي شود ، كه انسان بدون آنكه خود بخواهد ، دچار ناراجتي و كاهش اين ماده نيز سبب شاد شدن غير ارادي انسان خواهد شد .

بعنوان مثال ، عصبانيت و ناراحتي غير ارادي و بدون علت صبحگاهي كه حالت شديد آن بعنوان ملانكولي يا همان ماليخوليا ( افسردگي درونزاد صبحگاهي ) شناخته مي شود ، در اثر تغييرات و كم و زياد شدن همين مواد شيميمايي بوقوع مي پيوندد.

اما از جمله اين مواد شيميايي داخل بدن كه به صورت غير ارادي سبب شادي انسان مي شود و به او شعف و شنه بي نظير مي بخشد ، ماده اي به نام كورتيزول مي باشد ..كه ميزان آن در داخل بدن انسان در ساعات سحرگاهي بشدت افزايش مي يابد و در صورت بيداري انسان در اين ساعات ،‌لذت و شعف سرمست كننده اي نصيب او مي شود كه بي شك بر زندگي او در تمام طول روز تآثير گذار است.

افزايش كورايزول در ساعات صبح و ارتباط آن با سرخوشي صبحگاهي ، كه امروزه از مسلمات پزشكي است ، در واقع ائوجيه قابل توجهي بر همه مضاميني كه در فرهنگ و ادب و عرفان پيرامون اسرار سحر معرفي مي شوند ارائه مي دهد .
از نمونه توجه بسيار به سرخوشي و شادابي سحرگاهي و تآثير آن در زندگي انسان در اشعار خواجه شيرين سخن شيراز حضرت حافظ بسيار مي توان يافت :

هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ
از يمن دعاي شب و ورد سحري بود
ضرب المثل ايراني مشهور كه منسوب به بزرگمهر مي باشد . يعني : سحر خيز باش تا كامروا باشي نيز اشاراتي نغز به تآثير بيداري صبحگاهي بر زندگي شادكامانه و سعادت آميز دارد .
به اين ترتيب واضح است ، امر واجب نماز صبح با ارزاني داشتن بيداري صبحگاهي به انسان تقديم كنده شادابي جسم و روان به ا مي باشد . يك نتيجه مهم اين شادابي ،سلامت جسم و روان خواهد بود .

صبح خيزي و سلامت طلبي چون حافظ
هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم

تآثير نماز بر بيماري فشار خون:
افزايش فشار خون يكي از شايعترين دلايل مراجعه به پزشك در سرتاسر دنياست . بعنوان مثال يكي از جديدترين آمار ها ، در ايالات متحده آمريكا، شاغترين بيماريي كه افراد را ناگزير بع استفاد از دارو، مي كند افزايش فشار خون ذكر كرده است ،به علت عوارش خطرناك و متعددي كه اين بيماري در بسياري از اغضاي بدن از جمله قلب و مغز و كليه و چشم و …. دارد ، سعي و اهتمام فراواني در دانش پزشكي برتي پيشگيري و كنترل اين بيماري در پيش گرفته شده است.
در تمامي منابع معتبر علمي ، براي پيشگيري از ابتلا به افزايش فشار خون و همچنين كنترل تعداد زيادي از بيماران كه افزايش فشار خون در حد خفيف يا متوسط دارند ، رعايت برخي اصول و استفاده از درمانيهاي غير دارويي توصيه مي شود . درمانهاي غير دارويي ضمن آن كه هزينه چناني را بر بيمار تحميل نمي كنند . در پايين آوردن فشار خون و ممانعت از برز و پيشرفت آن مؤثرند .

از جمله چهار درمالن اوليه و بسيار مهم غير دارويي كه در منابع جديد علمي براي كنترل فشار خون مورد
توجه قرار مي گيرند ، عبارتند از : ۱- كاهش دادن اضطراب و استرس عا ۲- كاهش يا عدم مصرف الكل
۳- كم كردن وزن ۴- انجام ورزش هاي سبك بطور منظم در شبانه روز .

اما با توجه به نقش بسيار مهمي كه نمازهاي واجب يوميه ، در ايمن كردن انسان در مقابل استرس ها و مشكلات گوناگون زندگي ايفا مي كنند ( از جمله تآثير نماز بر اضطراب ) و نيز با توجه به الزامي كه نماز به شخص نمازگزار مبني بر عدم مصروف مشروبات الكي مي دهد ، مي توان اين امر را قدم مؤثري در پيشگيري و كنترل فشار خون تلقي كرد .

از طرفي نماز با حركات موزون و قيام و قعود و ركوع و سجود منظمي توام است كه قابل قيس كامل با يك نرمش سبك روزان مشابه آنچه كه در درمانهاي غير دارويي فشار خون توصيه مي شود ، مي باشد . همچنين اگر به ياد آوريكم كه مسلمان نمازگزار رو به قبله مكتبي نماز مي خواند كه خداي آن مكتب از پرخوري و شكمبارگي بيزار است و مثلاً عالمان فربه و چاق را دشمن مي انگارد متوجه خواهيم شد كه هر چهار درمان غير دارويي مذكر ، براي كنترل و پيشگيري افزايش فشار خون ، در وراي احكام نوراني نماز نهفته است . هر چند كه مادر ادامه مباحث ۴۰ نكته پزشكي پيرامون نماز ، اشارات ديگري در اين مورد خواهيم داشت و في المثل پيرامون تآثير نماز بر احساس امنيت رواني سخن خواهيم گفت .

تآثير نماز بر آرامش عضلات
گروهي از نويسندگان مسلمان ، كوشيده اند ، در حركات حين نماز اعم از قيام و قعود و ركوع و سجود جنبه هاي از نرمش عضلاني و ورزش بدني را بجويند و آن را با نرمش هاي متداول ديگر كه منجر به استراحتي و آمادگي عضلاني مي شوند ، مقايسه كنند . اما ديدگاه ما به آرامش عضلاني ناشي از نماز ، از دريچه ديگري است .

دانش پزشكي امرزوه به اثبات رسانيده است كع اگر شخصي در ساعت حدود ۱۰ شب بخوابد و حدود ساعت ۵ صبح از خواب بيدار شود ( يعني حدود ۷ ساعت خواب ) در ساعت حدود ۱ بامداد ، در بدن او برخي مواد شيميايي شبه مورفين كه به عنوان گروهي اندورفين ها و آنكفالين ها نامگذاري شده اند ، ترشح مي شوند كه اين مواد اثر مستقسم بر روي قسمتهاي مختلف بدن از جمله عضلات اسكلتي دارند و منجر به راحتي عضلاني ، در طول روز آينده براي فرد مي شوند.
اما چنانچه شخص در ساعت حدود ۱۲ شب بخوابد و صبح روز بعد ساعت ۱۰ صبح از خواب برخيزد ( يعني حدود ۱۰ ساعت خواب ) اندروفين ها و آنكفالين ها

برخلاف حالت گذشتع افزايش ترشح كافي پيدا نمي كنند و در نتيجه اين امر ، سبب مي شود با اين كه اين شخص حدود ۳ ساعت بيشتر از شخص قبلي خوابيده است ، از آرامش و استراحت عضلاني به اندازه كافي بهره مند نشوند .
و درست به همين علت است كه هر چه خواب انسان بيشتر ادامه پيدا كند ومثلاً تا ساعت ۱۰ صبح به دراز بكشد ، احساس خستگي و كوفتگي عضلاني پس از آن بيشتر خواهد بود .

و اما فريضه نماز با اثر درخشان و بي نظيري كه در ايجاد بهداشت خواب دارد در اين مورد نيز نقش بسيار مؤثري ايفا مي كند . چرا كه نماز صبح ضمن ايجاد الزام و وجوب براي سحر خيزي ، انسان را خود بخود به سوي آرامش عضلاني ناشي از مواد شيميايي دور نزاد ، سوق مي دهد.

بزرگان عرصه غلم و انديشه مانند استاد شهيد مرتضي مطهري (ره )‌نيز برنامه زندگي خود را مبناي خوابيدن در ساعت حدود ۱۰ شب و برخاستن از خواب ، حدود نيم ساعت قبل از اذان صبح تنظيم كرده بودند تا از مواهب خدادادي و بي حد و حصر نماز ، حداكثر فيض و بهره را ببرند.
نکات پزشكی درباره نماز
نكته اول :
تاثیر نماز بر بهداشت خواب :
هر انسان طبیعی در حدود ۳/۱ عمر خود را در خواب به سر می برد و تاثیر خواب بر روان و جسم انسان از دانسته های مسلم علم پزشكی است . بطوریكه امروزه تغییرات خواب انسان از پیش آگهی های مهم و قابل توجه در زمینه ابتلا به بیماریها ، به حساب می آید.
به عنوان مثال ، در اشخاص مبتلا به افسردگی ، میزان خواب به نحو چشمگیری، افزایش و یا به ندرت ، كاهش پیدا می كند . تغییرات خواب انسان در بیماریهای جسمی نیز بسیار چشمگیر است بخصوص اگر تاثیر ناراحتی های روان انسان بر جسم او را در نظر داشته باشیم و به یاد آوریم كه بیش از ۶۰ درصد مراجعه كنندگان به بیمارستانهای عمومی ، در واقع از یك مشكل روانی رنج می برند.
به این ترتیب ایجاد بهداشت خواب ، در واقع یك ركن مهم بهداشت روانی و جسمی به حساب می آید و هر عاملی كه در تنظیم بهداشت خواب موثر باشد ، پیشگیری كننده و حتی درمانگر بسیاری از بیماریهای جسمی و روانی است .
امروزه ، نخستین اصلی كه در ایجاد بهداشت خواب ، توسط جدیدترین منابع علمی دنیا توصیه می شود “ بیدار شدن هر صبح سر یك موقع مشخص از خواب است ” (۱)
یك نگاه كلی به جدول اوقات شرعی ، نشان می دهد ، كه وقت نماز صبح ، در تمام طول سال ، با در نظر گرفتن تغییرات ناشی از حركات وضعی و انتقالی زمین ، زمان ثابتی است و اقامه كننده نماز صبح ، با برخاستن پس از اذان در واقع اساسی ترین گام را در جهت رعایت بهداشت خواب و در نتیجه آن ، سلامت بدنی و تعادل روانی برداشته است .
نكته دوم
تاثیر نماز بر بیماری افسردگی :
حضرت علی (ع) :
“ خداوند هر گاه خیری بر بنده اش بخواهد به او كم خوابی و كم خوری و كم حرفی را تلقین می كند .” در مقاله گذشته از تاثیر نماز بر بهداشت خواب به نكته ای اشاره كردیم . حال در ادامه همان موضوع باید گفت كه دانش پزشكی ظرف چند دهه اخیر موفق به اكتشاف مهمی پیرامون خواب شده است و آن كشف بخشی مهم در طول خواب انسان به نام خواب REM بوده است .(۱) پس از آنكه حدود ۴۵ دقیقه از به خواب رفتن انسان گذشت ، مرحله REM آغاز می شود و به مدت كوتاهی حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه ادامه می یابد .

در طول مرحله REM از خواب ، به طرز اسرار آمیزی تمام عضلات اسكلتی بدن از كار می افتد و شخص كاملا بی حركت می شود و نوار مغزی شخص به جای حالت خواب ، حالت بیداری كامل را نشان می دهد . بطوریكه در این حالت مغز از فعالیت بالایی برخوردار است .
در طی REM درجه حرارت بدن و ضربان قلب به طور غیر منتظره بالا می رود و حركات سریعی در چشمان فرد دیده می ش

ود كه وجه تسمیه این مرحله نیز می باشد ( مرحله حركات سریع چشم RAPID EYE MOVEMENT) و چنانچه شخص را در این حالت بیدار كنیم به احتمال بسیار قوی ابراز می كند كه در حال خواب دیدن بوده است

مرحله REM پس از ۱۰ تا ۱۵ دقیقه متوقف می شود و پس از آن در طول خواب و به طور دوره ای و بطور منظم تكرار می شود . با این وجود كل دوران R EM در طول یك خواب ۸ ساعتی در اشخاص طبیعی ۹۰ دقیقه خواهد بود و قسمت اعظم آن در ساعات نزدیك به صبح به وقوع می پیوندد.
امروزه دانش پزشكی به اثبات رسانده است كه در بیماری افسردگی یكی از تظاهرات مهم ، افزایش یافتن طول خواب REM نسبت به میزان طبیعی است . بطوریكه شخص افسرده به میزانی بیش از سایر اشخاص خواب می بیند . یعنی زمان بیشتری را در مرحله REM بسر می برد .

از این جهت یك مبنای مهم در تولید داروهای ضد افسردگی ایجاد داروهایی است كه كاهش دهنده مرحله REM خواب باشند .( از جمله داروهای ضد افسردگی ۳ حلقه ای) علاوه بر این یك روش درمانی جدید برای بیماران افسرده ، بیدار نگه داشتن آنها ، برای كاهش میزان REM می باشد . زمان نماز صبح كه در سوره مباركه “ اسراء ” با عنوان “ ان قران الفجر كان مشهودا ” از آن نام برده شده است و مورد تاكید فراوان می باشد . بگونه ای قرار گرفته است كه سبب كاهش دادن قابل ملاحظه میزان خواب REM در اشخاص می شوود . همانطور كه خواندید قسمت اعظم خواب REM در حوالی صبح بوقوع می پییوندد و چنانچه شخص خود را ملزم به بیداری صبحگاهی كند در حقیقت جلوی ورود خود به مرحله قابل توجهی از خواب REM را گرفته است .

از این جهت بیداری صبحگاهی برای نماز خود به تنهایی می تواند به عنوان واكسنی در پیشگیری از افسردگی و حتی دارویی در درمان افسردگی مطرح باشد . لازم به توضیح است كه خواب REM در حد تعادل برای سلامت و رفع خستگی لازم است اما زیادی آن منجر به مشكلات مختلف از جمله افسردگی می شود و نقش نماز بعنوان متعادل كننده میزان REM مطرح است.
نكته سوم
تاثیر نماز بر شادابی جسم و روان :
پیامبر اكرم (ص):
“ مومن ، شوخ و لبخند بر دهان باشد و منافق بدخلق و گره بر ابرو .”
امروزه ضرب المثل ایرانی “ خنده بر هر درد بی درمان دواست ” مصداق كاملا علمی پیدا كرده است . دانش پزشكی در قرن حاضر به وضوح می داند اشخاصی كه اصطلاحا یك لب و هزار خنده گفته می شوند ، نسبت به آنان كه به اصطلاح با خودشان نیز قهرند ! و نسبت به زندگی بدبین و عبوس هستند ، بسیار كمتر دچار بیماری های جسمی و روانی می شوند .
به این ترتیب هر عاملی كه شادابی را به انسان هدیه كند ، در واقع به سلامتی جسم و روان او كمك كرده است . اما نكته بسیار مهمی كه دانش طب به بشر آموخته است ، این مطلب است كه شادابی و افسردگی انسان پیش از آنكه تحت كنترل اراده او باشد ، زیر فرمان تغییرات مواد شیمایی در سلسله اعصاب مركزی انسان است و ما این مطلب را در ادامه مباحث “ ۴۰ نكته پیرامون نماز ” از جمله مبحث “ تعادل ناقلهای عصبی ” روشن تر خواهیم كرد .
اما در اینجا ذكر همین نكته كافی است كه مثلا افزایش یك ماده شیمیایی به نام “ دو پامین ” در بدن سبب می شود ، انسان بدون آنكه خود بخواهد ، دچار ناراحتی و كاهش این ماده نیز سبب شاد شدن غیر ارادی انسان خواهد شد .(۱)
بعنوان مثال ، عصبانیت و ناراحتی غیر ارادی و بدون علت صبحگاهی كه حالت شدید آن بعنوان ملانكولی یا همان مالیخولیا ( افسردگی درونزاد صبحگاهی ) شناخته می شود ، در اثر تغییرات و كم و زیاد شدن همین مواد شیمیایی بوقوع می پیوندد.
اما از جمله این مواد شیمیایی داخل بدن كه به طور غیر ارادی سبب شادی انسان می شود و به او شعف و نشئه بی نظیر می بخشد ، ماده ای به نام “ كورتیزول می باشد كه میزان آن در داخل بدن انسان در ساعات سحرگاهی بشدت افزایش می یابد (۲) و در صورت بیداری انسان در این ساعات ، لذت و شعف سرمست كننده ای نصیب او می شود كه بی شك بر زندگی او در تمام طول روز تاثیر گذار است.
افزایش كورتیزول در ساعات صبح و ارتباط آن با سرخوشی صبحگاهی ، كه امروزه از مسلمات پزشكی است ، در واقع توجیه قابل توجهی بر همه مضامینی كه در فرهنگ و ادب و عرفان پیرامون “ اسرار سحر ” معرفی می شوند ارائه می دهد .
از نمونه توجه بسیار به سرخوشی و شادابی سحرگاهی و تاثیر آن در زندگی انسان در اشعار خواجه شیرین سخن شیراز حضرت حافظ بسیار می توان یافت
هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ از یمن دعای شب و ورد سحری بود
ضرب المثل ایرانی مشهور كه منسوب به بزرگمهر می باشد یعنی : “ سحر خیز باش تا كامروا باشی ” نیز اشاراتی نغز به تاثیر بیداری صبحگاهی بر زندگی شادكامانه و سعادت آمیز دارد .

به این ترتیب واضح است ، امر واجب نماز صبح با ارزانی داشتن بیداری صبحگاهی به انسان تقدیم كننده شادابی جسم و روان به او می باشد و یك نتیجه مهم این شادابی ، سلامت جسم و روان خواهد بود .

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم

بررسي اثر بخشي نماز در ارتقاي بهداشت روان خانواده ها: ورود به گنجينه بزرگ نشاط وسلامت انسان ها به آرامش و سلامت رواني نياز دارند.
زيرا در سايه آرامش مي توانند به رشد و كمال، اهداف عالي و سجاياي اخلاقي برسند. از سويي ديگر، سلامت رواني در گرو جلوگيري از علل و عوامل شرايط

تنش زا نهفته است. به يقين مي توان گفت آرامش رواني و عاطفي مهم ترين نياز روزافزون همه انسان ها در گستره جهان است. زيرا غالب افراد در دنياي امروز به ويژه در غرب از ناامني رواني، اضطراب و افسردگي رنج مي برند و اگر انسان در پي درمان واقعي خويش است بايد خودفريبي نكرده و در پي راه حل هاي بيهوده نباشد. اگر به ريشه هاي بيماري هاي رواني جامعه دقت كنيم، به يكي از علل آن يعني ضعيف بودن ارتباط انسان ها با خدا، انجام ندادن فرايض معنوي و اقامه نكردن نماز مي رسيم.
مطالعه درباره سلامت رواني خانواده، ابعاد آن و عوامل پيش بيني كننده و ارتقادهنده آن به علت اهميت فراوان هميشه توجه روان شناسان، فلاسفه و پزشكان را به خود جلب كرده است. در طول تاريخ عقايد درباره دين، سلامت و عوامل تنش زا، الگوهاي تأثيرگذار بر آنها و شيوه هاي پيشگيري، تشخيص و درمان بيماري ها تغيير كرده است. اكنون ديدگاه «زيستي، رواني و اجتماعي» ديدگاه نظري برجسته اي است كه فرض اساسي آن تأثير متقابل عوامل زيست شناختي، روان شناختي، معنوي و اجتماعي در تعيين سلامت و بيماري است. اين الگو، محور زمينه روبه رشد روان شناسي سلامت و دين است كه بر مراقبت از سلامت با تأكيد بر انجام فرايض ديني نظير نماز و ارتقاي آن تمركز كرده است. يكي از اهداف حوزه روان شناسي سلامت و دين، بررسي عوامل روان شناختي و اجتماعي نظير برپايي نماز، سطوح تنيدگي و صفات شخصيتي است كه بر پيشگيري و درمان بيماري اثر مي گذارد.

طبق تعريف سازمان بهداشت جهاني، سلامت، حالت تندرستي كامل جسماني، رواني و اجتماعي است و نه صرفاً فقدان ضعف يا بيماري. از ديدگاه الگوي زيستي، رواني و اجتماعي سلامت چيزي است كه فرد از طريق توجه به نيازهاي زيست شناختي، روحي، رواني و اجتماعي آن را به دست مي آورد.