تاریخ علم شیمی

شيمي علمي كه ازساختمان ماده وتغييرات باطني ان صحبت مي كند وبعبارت ديگرمي توان گفت كه شيمي ازتركيبات اتمهابحث مي كند .انسان براي زندگي بهتربه موادي احتياج داردكه بيشتر انهابطورطبيعي ساخته واماده نيست وناچاراست كه هريك رابنحوي تهيه نمايد وازانهااستفاده مخصوصي نمايد.علمي كه ازاين مواد بحث مي كند شيمي نام دارد.به عقيده محقق هنديا((مهدي حسن )) لغت ((شيمي))ازكلمه چيني ((چين اي)) به مفهوم((عصاره طلاسازي))اشتقاق يافته است كه درلحجه فوكين واقع درجنوب چين كيميا تلفظ مي شود پس اين خاطرنشان مي كندكه فعاليتهاي شيمي توسط اعراب وچيني هادرنواحي مذكورصورت ميگرفته است واين لغت نيزبه وسيله بازرگانان عرب به غرب راه يافته است. هدف ازاين مقاله تحقيقي شناخت تاريخي شيمي ميباشدبنابراين مطالب ان به وسيله فصول زير مورد بررسي قرار مي گيرد:
۱ -فصل اول:دانش شيمي ومختصري ازتاريخچه تكامل ان
۲-اغازشيمي نوين وگستر ش ان

صفحه۲

فصل اول
دانش شيمي ومختصري ازتاريخچه
تكامل آن

صفحه۳
چگونگي پيدايش وتكامل علم شيمي
شيمي درزندگي بشردخالت داشته والان نيز اهميت بيشتري يافته است هرچه مردم پيشرفت مي كنندنقش شيمي درشئون مختلف زندگي بارزترمي شود.
احتياجات مادي انسانهارامجبوركرده است كه تلاش نمايندوزندگي بهتري بسازدبدون شك اولين قدم راكه در راه ترقي علم شيمي برداشته شده است باكشف اتش واستفاده ازان اغازگرديد.بشرطي ساليان دراز از اتش براي گرم كردن وپختن غذاهااستفاده مي نمود.

ازوجودبعضي ازفلزات كه درپارهاي ازسنگهابوده اطلاع حاصل كرده وبه تهيه اجروشيشه پرداخت.اثارگذشتگان نشان مي دهد كه معلومات انهانسبت به اشياء باگذشت قرون متمادي ضمن تجربيات متعددوطولاني حاصل گشت شواهدزيادحكايت داردكه عده اي ازفلزات مانندمس رادرشش هزارسال قبل مي شناختند.درچهارهزارسال پيش الياژهايي نظيرمفرغ(الياژي است ازمس وقلع)رامورداستفاده قرارمي داده اندوخواص ان رابطورتجربي مي دانستند .طلانيزدران اعصاركشف شد زيرافلزي است كه درطبيعت بصورت خالص يافت مي .شود

هنرلعاب دادن ظروف كه بعداًمنجربه ساختن شيشه گشت چندي پيش از ان رواج پيداكردونقاشيهاي روي اجسادموميائي انجام گشته ودرمصريافت شده نشان مي دهدكه كارگران وهنرمندان ان عصرقادربه ساختن شيشه رنگي بوده اند وجواهرهاي قيمتي رامي تراشيده اند.
دانشمندان درپي ان بودندكه به رموز و اسرار طبيعت واقف گردندوحقيقت ماده رادريابندولذالفظ حكيم به كسي اطلاق مي شد كه علت العلل اشياء رابداند.فلاسفه راجع به ماده عقايدمختلفي ابراز مي داشتندبرخي راعقيده بر ان
صفحه۴

بودكه تمام اجسام موجود در دنيا از يك ماده اوليه بنام(ماده المواد)تشكيل شده است بنابر اين هركسي ان راجسم بخصوصي تصورمي كردمثلاً تالس اصل اشياء را آب وذيمقراطيس آتش مي پنداشت.

نام عنصر اولين دفعه به وسيله افلاطون برده شدوپس از ان ارسطو وپيروانش ماده را ازچهارعنصرآب؛آتش؛بادوخاك مي دانستندوبراي هريك خواصي درنظرمي گرفتندبه عقيده ارسطوچهارعنصرمذبورمبداكليه موادمي باشدبه عبارت ديگردانشمندمذكوراعتقادداشت ازتركيب عناصربه نسبتهاي مختلف اجسام گوناگون بوجودمي ايد.مثلاآب را يكي از عناصر مي دانست كه درساختمان فلزات يافت مي شود واستدلال مي كردچون فلزات مانندآب مايع مي گردند تئوري عناصرچهارگانه تا اواخرقرن هفدهم دوام يافت.

دموكراتوس (۳۷۰ -۴۶۰ ق.م)فيلسوف يوناني حدود۴۵۰ سال قبل ازميلاداعلام كرد كه ماده ازذرات ريزي بنام اتم (غيرقابل تجزيه)تشكيل يافته است.تااينكه دالتن درسال۱۸۰۸ فرضيه اتمي خويش رامعرفي كرد.
كيمياگري

هنركيمياگري كه مصريان قديم آن را هنر مقدس مي خوانندمنحصراً دراختيار روحانيون مصربوداين علم ازاسكندريه كه مركز علمي ان زمان بود به ايران امد وازاينجا به اروپاي غر بي رفت.

كيمياگران به وجودجسم مرموزي بنام سنگ فيلسوفان (اكسير)معتقدبودندوخيال مي كردندكه باكشف اين سنگ مس رابه طلاوسرب رابه نقره تبديل كنندولي هيچگاه دراين راه موفق نشدندليكن درخلال اين كارها و ازمايشات پاره اي ازموادكه مورداستفاده مي باشدوهمچنين روش عملياتي كه درازمايشگاههاي شيمي متداول است ازان دوره ها به جاي مانده است.

صفحه۵
عده اي ازكيمياگران متوجه گياهان شده بودندوازراه تصفيه وتقطيير توانستندعصاره هاي مختلفي بدست اورند كه بعداً به تدريج داروهاي گياهي ازانهاساخته شد.طي اين كاوشها پزشگان و كاوشگران درپي اكسيري بودندكه تمام بيماريها را درمان كندوبه انسان حياتي جاوداني بخشد گرچه اين تلاش بي اثربود ولي منجر به تهيه بسياري از ادويه هاي مختلف شد.

در تمام قرون وسطي پيشرفت قابل توجهي در شيمي نشد زيرا كيمياگران اطلاعات خود را پنهان مي داشتند وتا اواخر قرن هفدهم جزء علوم اسراراميز بشمار مي رفت ليكن در قرن هيجدهم وضع كيمياگران از هم پاشيد ومعلومات انان به صورت علم شيمي درامد علت امر پيشرفت فلسفه، فيزيك،رياضيات و پيدايش روشهاي علمي بود كه واقع را اشكارا بيان مي كرد.

اولين كسي كه با تئوري عناصر چهارگانه مخالفت كرد رابرت بويل (۱۶۹۱-۱۶۲۷ ) انگليسي بود به عقيده بويل عنصر جسمي تجزيه ناپذير بود و از تركيب عناصر اجسام مختلف بوجود مي امدند.

لاوازيه(۱۷۹۶-۱۷۴۳ ) فرانسوي بنيانگذار علم شيمي جديدمحسوب مي شود اين شيميدان گفت ما مجبوريم استدلال خود را بر پايه ازمايش قرار دهيم و جز به واقعيت وتجربه به چيز ديگر فكر نكنيم لاوازيه علم و عمل رابا هم توام ساخت و انها راتوسط يكديگر تكميل كرد.روشي كه لاوازيه در پيش گرفت و موجب تكامل شيمي شد روش شيمي ناميده مي شود.

صفحه۶
تاريخ تكامل علم شيمي
در تاريخ دانش شيمي پنج دوره متمايز به چشم مي خورد :
۱-در دوره اول كه به سيصد سال بعد از تولد مسيح ختم مي شود . چيني ها،شيشه و مصريها رنگ، مواد داروئي و سمي ويونانيان روش استخراج فلزات وتهيه الياژها، نمك،وكربنات سديم را كشف كردند.

۲-دوره دوم كه تا سال ۱۵۲۵ ميلادي ادامه داشت دوره فعاليت كيمياگران است كه تمام سعي انان صرف پيدا كردن اكسير يا سنگ دانشمندان شده تا بتوانند فلزات ارزان قيمت را به فلزات گران قيمت تبديل كنند.نا گفته نماند كه همين كيمياگران بودند كه موفق به كشف عناصر و تركيباتي شدند.
۳-دوره سوم كه دوره شيمي پزشگي است كه از ۱۵۲۵ ميلادي شروع مي شود در اين عهده است كه شيميدانان معتقد شدند كه هدف علم شيمي يافتن اكسير نيست بلكه تهيه داروهاي شيميايي است.

۴-دوره چهارم:دوره شيمي فلوژيستها مي باشد اين گروه در سال ۱۷۷۷ فرضيه احتراق را منتشر كردند وطبق نظريه انها كليه سوختها داراي ماده اي به نام فلوژيستن است.وچون بسوزد ماده مذبور مي پرد. در سال۱۷۶۶ كه كاونديش (۱۸۱۰-۱۷۳۱ )هيدروژن را كشف كرد پنداشتند كه فلوژيستن بدست امده است.
دوره پنجم از اواخر قرن هيجدهم ميلادي (زمان لاوازيه) شروع مي شود در اين دوره است كه شيمي به عنوان يك علم مستقل شناخته شد لاوازيه واضع فرضيه ضد فلوژيستن مي باشد او ثابت كرد كه اگر وزن جسمي زياد گردد قطعاً با ماده ديگري تركيب شده است و اگر كم شود حتماً در نتيجه جدا شدن جزئي از ان تركيب است.
صفحه ۷
پس از لاوازيه علم شيمي با سرعت رو به ترقي رفت دالتون ،فرضيه اتمي واوگادرو فرضيه مولكولي،مندليف وباير جدول تناوبي عناصر را عرضه كردند كشف راديم وخواص راديواكتيو فرضيه ومدل اتمي بوهر ونخستين تخريب اتم به وسيله روترفورد و شكستن هسته اتم به وسيله پرفسور هان وتهيه عناصر مصنوعي پيشرفتهايي بود كه بشر درقلمرو علم شيمي نمود تا اين علم به پايه اي رسيد كه امروزه هست وهنوز هم با سرعت ادامه دارد.
دانش شيمي در اسلام
در ميان دانشمدان مسلمان تحقيق مسائل هيئت،تواًم با نجوم بود .علم شيمي هم با فن طلاسازي مختلط گشت ولي بااينكه يكي از دو موضوع واقعي وديگري خيالي بود معهذا هيچ توفيقي در فعاليتهاي انان نگشت.

معلومات شيمي كه اعراب از يونانيان دريافت كردند محدود بوده است بنابر اين بسياري از مواد مهم مثل تيزاب سلطاني -الكل -جوهر گوگرد-جوهرشوره و عيره منحصراً از اكتشافات مسلمين ميباشد علماي اسلامي عمل تقطير ونظاير ان را كه كارهاي اساسي شيمي است جاري ومعمول داشتند اينكه در كتب شيمي مي نويسند لاوازيه به وجود اورنده علم شيمي است بايد گفت كه هيچ دانشي خواه شيمي دفعتاً ايجاد نشده چنانچه لابراتورهاي ۱۰۰۰ سال پيش مسلمين واكتشافات ارزنده انان دراين علم نبود هيچ وقت لاوازيه نمي توانست قدمي به جلو بگذارد.

اقدم واشهر علماي كيمياگران جابر ميباشد كه در اغاز خلافت عباسيان(اواخر قرن هشتم)ميلادي حيات داشت براي اينكه شرح بيشتري درباره اين دانشمند داشته باشيم ميگوئيم كه : ابوموسي ،جابرابن حيان از علماي مشهور علم كيميا است تصنيفات وي زياده از ۱۰۰۰ جلد مي باشد سر

صفحه۸
گذشت و حالات او درست معلوم نيست مي گويند كه وي ساكن خراسان بوده است جابر را دانشمندان كيمياگر مشرق مانند جلوكي ،شيخ محمد قمري ،ابن وحشيه ومظفر عليشاه كرماني ربيب امام جعفر صادق (ع) دانسته اند در اينكه شاگرد ان حضرت بوده شكي نيست زيرا درمؤلفات خود مكرر به نام و عنوان آن بزرگوار ياد مي كند قسمت بزرگ دانش جابر در حقيقت گياه شناسي مي باشد او در سال ۷۶۵ ميلادي مي زيست.
همانطور كه اشاره شد نوشته هاي جابر خيلي زياد است ولي چون جابر نام در عرب بسيار بود لهذا تميز دادن تأليفات وي مشكل مي باشد و چندين كتاب او به لاتين ترجمه شده است كه مشهورترين آن نتايج التكميل است كه در سال ۱۶۷۲ به زبان فرانسه ترجمه گشت وچنين معلوم مي گردد تا مدتي اين كتاب مستند شناخته شده و مورد استفاده بوده است .

تصانف جابر مانند دائرالمعارف علمي مشتمل بر خلاصه اي از مجموع مسائل شيمي مي باشد دراين تصنيفات تركيباتي ذكر شده كه قبلا معلوم نبوده اند واز انها بر مي ايد كه جابر از خواص بعضي گازها نيز اطلاع داشته است.

مسئله تبديل فلزي به فلز ديگر از مسائلي است كه علماي كيميائي اسلام تا چندين قرن مشغول تحقيق ان بودند هر چند اين عقيده مخالف با اصول علمي حاضر ماست ولي مسئله مذبور به اصل دانش شيمي خدمت نماياني نمود زيرا از اين راه عملا بررسيهايي به عمل امده و اكتشافات مهمه اي بدست امد كه بدون طمع طلا ان كارها انجام نمي گشت راست است كه چيزي كه اصل مقصود بود بدست نيامد اما در عوض نتايج ديگري حاصل شد كه اگر براي تبديل فلزات كوشش به عمل نمي امد ان بهره ها هيچ وقت حاصل نمي گشت .

در نوشته هاي جابر تركيباتي ذكر شده كه قبلا معلوم نبودند:جوهر شوره،تيزاب سلطاني وقلياب ونوشاد وسنگ جهنم وجيوه قرمز مي باشد او
صفحه۹

اولين كسي است كه در اين كتب يك سلسله عمليات شيميايي از قبيل تقطير تبخير ،تبلور،انحلال،تجزيه و تركيب را بيان نموده است.
ديگر از شيميدانان در اسلام ابوبكر محمد ابن زكرياي رازي مي باشد كه در شيمي و فلسفه ومخصوصا طب مقام شهرت را حائز گشته است از تاريخ برمي ايد كه رازي ابتدا رياست طبي مريضخانه ري را دارا بوده است و بعد زمان خليفه (مكتفي بالله) به بغداد امده كتابهايي نوشته ودر برخي از انها تهيه جوهر گوگرد را از تقطير زاج سبز ،الكل را از تخمير مواد نشاسته اي يا قندي را متذكر شده است اكثر نويسندگان اسلام كه هم انان مصروف علوم بوده داراي علم كيميا هم بوده اند ولي به استثناي كتب رازي و جابر بقيه مفقود گرديده وچيزي از ان در دست نيست.

از ديدن تركيبات شيميايي كه در كتب طبي عرب ذكر شده روشن مي شود كه در فن پايه فكر و دامنه معلومات انان تا چه درجه وسيع بوده است و مخصو صا دوا سازي از جمله چيزهايي است كه ايجاد ان مخصوص مسلمين مي باشد و در رنگ سازي ،استخراج فلزات،ساختن فولاد و چرم سازي مهارتي كه داشته اند ثابت مي شود كه انان در صنعت وحرفه هم از علم كيميا استفاده نموده وان را بكار مي بردند.
فنون واكتشافات(اطلاعات صنعتي)

مسلمين بطور عمل در صنايع با تحقيقات علمي دوش به دوش جلو رفتند و به واسطه همين معلومات بود كه تازگيهايي در حرفه هاي انان موجود مي باشد نتايجي كه از بررسيها بدست امده است انان در استخراج معادن از قبيل طلا واهن ،مس ،فولاد ،گوگرد،جيوه و از شمشيرهايي كه ساخته اند بر مي ايد كه در اب دادن فولاد درجه كامل را داشته اند منسوجات ،اسلحه ،چرمهاي ساخته

صفحه۱۰
و كاغذ انان در دنيا مشهور بوده يكي از اكتشافات مهم مسلمين كشف باروت بوده است كه بطور مختصر در اين باره توضيح مي دهيم :
اقوام وملل مختلف اسيا در قديم مواد ناريه در جنگ استعمال مي نمودند و تا قبل از قرن هفتم ميلادي اين مواد به اروپا نيامده بود .مي گويند اول كسي كه ان را به قاره مذكور اورد كالينكcallinique مي باشد كالينك يك نفر معمار شامي بوده است زماني كه اعراب قسطنطنيه را محاصره كردند يونانيان اين مواد اتشزا را

بكار بردند و پيشرفت نماياني حاصل نمودند امپراطور روم انرا جزء اسرار دولتي قرار داده بود طبق تحقيقات جرم محروق از گوگرد،قطران وچربيها تركيب گشته و نسخه ان هم در كتب قديم موجود است مسلمين نسخه مذكور را خيلي زود بدست اوردند و استعمال ان تا اين درجه شايع بود كه مطابق اقوال نويسندگان جزء اعظم الات و مهمات جنگي انان شمرده مي شد ارتش اسلام اين ماده ناريه را به صدها روش و با ادوات مختلف به طرف دشمن پرتاب مي كرد واز بيانات صليبيان معلوم مي شود كه انان فوق العاده از اين اتش ترسناك بودند.

بيانات دو نفر از مستشرقين ثابت مي كند كه باروت گلوله كه بتوان الات حربي را به فاصله زيادي پرتاب كرد به وسيله مسلمين اختراع شده است اين اكتشافات فن جنگ را يك دفعه تغير داد.
بررسيهاي برخي از شرق شناسان معلوم مي دارد چينيها فقط شوره را پيدا نموده اند در اتش بازيها ان را بكار مي بردند اما باروتي كه نيروي پرتاب كردن ان را داشت به وسيله مسلمين قبل از چينيها بدست امده بود.
از برخي كتب خطي چنين بر مي ايد كه اسلحه اتشي در ميان مسلمانان از جمله الات دفاعيه بوده است واستعمال ان شيوع داشته وبيش از هر ابزاري

صفحه۱۱
در جنگها بكار مي بردند چنانكه الفوس يازدهم (پادشاه اسپانيا)كه در سال ۱۳۲ ميلادي با لشكر خود به الجزاير حمله برد اعراب براي حفاظت شهر بيشتر ادوات ناريه را بكار بردند در تاريخ چنين دارد مراكشيها مواد اتشزا مثل رعد وبرق پرتاب مي كردند وانها گلوله هاي اهني به درشتي سيب بزرگ بودند كه به طرف سپاه مخالف مي انداختند واين گلوله ها انقدر مسافت طي مي كرد كه بعضي از انها از محل اردو مي گذشته وبرخي در ميان لشكر مي افتاد.
ساختن كاغذ

در قرون قبل نوشته ها روي پوست يا استخوان بوده است و انقدر گران تمام مي شد كه رهبانان روم و يونان تصانيف خود را حك مي كردند وقتي مسلمانان صنعت كاغذ سازي را اختراع نمودند پس از ان غربيها توانستند ياداشتهاي ارزنده خود را روي كاغذ ثبت نمايند .

قديميترين كتاب خطي كه در كتابخانه هاي اروپايي مكتوب است در سال۱۰۰۹ ميلادي نوشته شده است وان از كاغذ پنبه تهيه شده است.
راجه به اكتشافات كاغذ بايد گفت كه چينيها از پيله ابريشم كاغذي اختراع نموده بودند اوايل پيشرفت اسلام اختراع كاغذ از چين به سمرقند امده و در انجا شايع گرديد.زمانيكه اعراب سمرقند را فتح كردند از همين كاغذ كارخانه ايي را يافتند و ليكن بايد دانست تا وقتي به جاي ابريشم چيز ديگري اختراع نمي شد اكتشافات مذكور به حال اروپائيان نافع نبوده است ولي عرب به جاي ابريشم پنبه را بكار مي بردند واز كاغذ كتب مسلمين معلوم مي شود كه انها در اين فن نهايت درجه ترقي را داشته اند و در ان زمان مرغوبتر از ساخت انان ساخته نشده بود.

صفحه۱۲
اين مطلب ثابت مي باشد كه از كهنه،كاغذ ساختن بي مشكل نبوده و محتاج به دستكاريهاي زياد است واين كار مخصوص مسلمين بود.پيدا شدن اين عقيده ازانجاست كه ايشان خيلي پيشتر از مسيحيان شروع به استعمال كاغذ نمودند مثلا قديميترين نوشته هايي كه در اروپا روي كاغذ به عمل امده مربوط به سال۱۲۷۰ ميلادي است وحال انكه كتب متعلق به يكصد سال قبل از تاريخ مذكور مربوط به مسلمانان موجود مي باشد كه روي كاغذ نوشته شده است كه از كهنه ساخته بودند.

شرحي كه در خصوص دانشمندان شيمي در كشورهاي اسلامي ان زمان داده شد ثابت مي كند تحقيقات اهل اسلام درشيمي و علوم تجربي كمتر از ترقيات واكتشافاتي نبود كه در رياضي و هيئت حاصل نمودند از مندرجات زير برتري انان معلوم مي شود :
۱-اكتشاف مواد اساسي درشيمي مثل الكل، جوهر شوره ،جوهرگوگرد واعمال اصلي ان از قبيل تقطير وغيره
۲-دواسازي ،استخراج معادن ،ساختن فولاد،رنگ سازي وبه كار بردن اصول شيميايي.
۳- اختراع باروت واسلحه ناريه.
۴- ساختن كاغذ از كهنه.

صفحه۱۳

فصل دوم

گسترش شيمي نوين

صفحه ۱۴
لاوازيه،پايگذار علم شيمي
پايه گذار شيمي مدرن لاوازيه شيميست فرانسوي است نامبرده در زمان پادشاهان فرانسه وبا استفاده از كمكهاي مادي انان دست به تحقيق در علم شيمي زد و به وسيله تهيه ترازوهاي دقيق در خصوص هوا واجسام مركب مانند اكسيدها و… تتبعات عميقي نمود و معلوم داشت كه هوا جسم ساده نيست بلكه مخلوط است وهميشه مجموع اوزان اجسام حاصل در يك فعل انفعال مساوي جمع وزنهاي مواد وارد عمل.

لاوازيه در زمان خود يكي از بزرگترين شيميدانان اروپا بود و چون رياست اداره باروت را نيز بر عهده داشت در قورخانه نزديك محبس باستيل اقامت مي كرد هر روز صبح زود براي بازديد كوره ها حاضر مي شد ودر عين حال به ساير امور از قبيل اخذ ماليات ،حضور در جلسات اكادمي وملاقات با دانشمندان خارجي كه ضمن عبور از فرانسه به سراغ او مي امدند نيز رسيدگي مي نمود.

در سال ۱۷۷۶ يك چراغ روغني در زير قرعي كه داراي جيوه بود روشن كرد ومدت ۱۲ روز ان را حرارت داد و مشاهده نمود پوسته نازكي از اكسيد جيوه سطح موكور اوليه را پوشاند در اين موقع ملاحظه كرد گازي كه در زير سرپوش بعد از عمل باقي ماده خاصيت زندگي را از دست داده است انگاه پوسته قرقز رنگ را جدا نمود و ان را در درجه حرارت بالاتري گرم كرد پس از ان متوجه شد كه از ان گازي خارج مي شود كه موشها در داخل ان به حيات خود ادامه مي دهند.

صفحه۱۵
پس از ازمايشهاي فوق لاوازيه نتيجه گرفت كه در هوا گازي وجود داردكه با جيوه تركيب مي شود و توليد اكسيد مي كند و براي توليد اين گاز كافي است جسم اخير را حرارت دهيم لاوزيه نام ان را اكسيژن گذاشت.

اين دانشمند صورت تعدادي از اجسام ساده را عرضه نمود كه عبارت بودند از:
اكسيژن،هيدروژن،ازت،گوگرد،فسفر،وكربن.بعلاوه۱۷ فلز،اهك،منيزي،سليس
باريت و الومين را نام برد.در سال ۱۷۸۳هيدروژن را در داخل اكسيژن سوزاند وتركيب اب را تأييد و اثبات نمود.

سال ۱۷۸۹ سال انقلاب شيميايي نيز هست در اين سال بود كه لاوازيه كتابي به نام (اصول مقدماتي علم شيمي )تأليف كرد و ان را انتشار داد در اين سال شيمي نوين متولد شد ونابغه شهير ان را تقديم جهانيان نمود ودانش شيمي تبديل به يكي از بزرگترين عوامل حاكم بر دنياي جديد كرد.
بين لاوازيه و لويي شانزدهم اخرين پادشاه فرانسه رابطه حسنه اي وجود داشت و پس از انكه حكومت به وسيله انقلابيون وجمهوري خواهان سرنگون شد لاوازيه را نيز محبوس كردند و وي را محكوم به اعدام نمودند وپس از ۲۴ ساعت حكم مذكور اجرا گشت در صورت جلسه محاكمه نوشته شده است كه “جمهوري احتياج به علما ندارد”

صفحه۱۶
ايران در قرن هيجدهم ونوزدهم
در اواخر قرن هيجدهم كشور فرانسه پيشرو نهضت علمي اروپائي گشت و اثاري كه در سرزمين مذبور بوجود مي امد بر توده مردم تأثير فراوان مي گذاشت اما در چنين اوقات ايران ما صحنه جنگ وجدال براي گرفتن مسند سلطنت بود اقا محمد خان قاجار جهت بدست اوردن پادشاهي از لطفعلي خان زند خلقي عظيم را كشت و يا كور كرد وبلاخره توانست ۱۲۱۰ هجري قمري سلسه قاجار را تشكيل دهد.

از زمان فتحعلي شاه و بخصوص پس از شكست ايران از روسيه گر چه ظاهرا مملكت ما استقلال داشت ولي در اصل تحت نفوذ روس وانگليس بود ومرداني چون قائم مقام فراهاني با تؤطئه چيني به ديار عدم رهسپار مي شودند.

اخرين اميدي كه امكان داشت در طي سالياني نه چندان دور رونقي به ايران دهد تا خود را از نظر علوم به اروپائيان برساند ميرزا تقي خان فراهاني ملقب به اميركبير بود كه ناصرالدين شاه اورا به صدارت عظمي منصوب نمود وي با تاسيس مدرسه دارالفنون قصد داشت جهشي در مردم از نظر علمي ايجاد كند بعلاوه چون عارف به اوضاع واحوال بود معلمين مدرسه مذبور را از كشور اتريش انتخاب كرد زيرا مي دانست اگر از ممالك فرانسه وانگلستان وروسيه معلم استخدام كند انان همراه تدريس جاسوسي خواهند نمود.

سفراي دول ان روز به شخصيت اميركبير واقف گشتند لذا نسبت به وي دشمني اغاز كردند سفير انگليس با تدبير وحيله وبه كمك مادر شاه وسيله عزل او را فراهم نمود پس از ان ميرزا اقا خان نوري راكه از قبل براي دولت انگليس جاسوسي مي كرد به عنوان صدر اعظم منصوب نمودند.
صفحه۱۷

بلاخره شاه جوان وكم عقل پس از چند روز ميرزا تقي خان را به كاشان تبعيد كرد وديري نپاييد كه سلطان قاجار جلاداني را از تهران گسيل داشت وان نابخردان در تاريخ ۱۸ ربيع الاول ۱۲۱۰ هجري قمري اين مدير مدبر وبي نظير در ايران را در حمام فين كاشان به طرز فجيعي به قتل رساندند.
اين واقعه حائله وصدها نظير ان موجب گشت كه ايرانيان به خود امده ورژيم شاهنشاهي را كه سبب اصلي جنايات وعقب ماندگي ايران بودبراي هميشه ملغي نمايد.

همفري ديويد (۱۸۲۹ –۱۷۷۸ )ديگر از شيميدانان بود كه در شيمي معدني تحقيقات زيادي نمودبطوري كه در سال ۱۷۹۵ پروتو اكسيد ازت را بررسي كرد و اثرات اين گاز را درباره شخص خود امتحان كرد در سال ۱۸۰۷ توانست سود و پتاس را الكتروليز نمايد بعلاوه فلزات قليائي خاكي مانند باريم،استرانسيم وكلسيم وهچنين منگنز رانيز بدست اوردبا اينكه دربعضي از اوقات اوضاع سياسي فرانسه نامساعد بود اكادمي فرانسه جايزه بزرگ خود را به ديود تقديم نمود.

در سال ۱۸۰۸ كه ديويد با پتاسيم كار مي كرد اين سئوال را مطرح نمود لاوازيه به ما چنين تعليم داد “هر اسيد داراي اكسيژن مي باشد” اگر اينطور است بايد اسيدكلريدريك نيز اكسيژن داشته باشدو براي استخراج اكسيژن مذبور كافيست پتاسيم رادر مجاورت اسيد مذكور قرار دهيم زيرا پتاسيم به طور قوي جاذب اكسيژن مي باشد .شيميدان بزرگ از اينكه ديد تجربه اش با عدم موفقيت مواجه گرديد بسيار متجعب گشت و براي او مسلم گشت كه اسيد كلريدريك اكسيژن ندارد.

همفري ديويد در قله شهرت و افتخار قرار گرفت و نه تنها از جمله ايجاد كنندگان شيمي نو شمرده مي شد بلكه در عين حال از مخترعين درجه اول
صفحه۱۸
محسوب مي گشت در سال ۱۸۱۵ چراغ اطميناني كه مورد استفاده معدنچيان است اختراع كرد و وسيله احتراز از عمل شيميايي اب دريا را روي بدنه كشتيها بدست اورد خلاصه كم كم انتظار همه چيز را از او داشتند بطوريكه يكي از دانشمندان ان زمان راجع به ديويد اظهار مي داشت:همانطور كه به ديگران تهيه بعضي مصنوعات را سفارش مي دهند به او نيز اكتشافات معيني را توصيه مي نمايند.