ترویج کشاورزی

مقدمه:
امروزه با مطرح شدن مقوله پايداري در تمامي موضوعات مربوط به انسانها ، پايداري در بخش كشاورزي نيز مورد توجه بسياري از انديشمندان، سياستگزاران و كشاورزان قرار گرفته است. كشاورزي پايدار در واقع سيستمي است كه به سطح دانش بالا و مديريت تخصصي نياز دارد و رهيافتي است كه در بلند مدت به كشاورزان كمك مي كند تا توليد و سودمندي خود را

حفظ و يا افزايش دهند. تا به امروز راهكارهاي مختلفي براي حصول به اهداف كشاورزي پايدار و مواجهه با چالشهاي پيش روي آن بيان شده است، اما آنچه كه امروزه بيشتر كشورها و بخصوص كشورهاي اروپايي مدنظر دارند مديريت تلفيقي مزرعه مي باشد كه نويد بخش غذاي سالمتر، با كيفيت و ارزش غذايي بالاتر و مراقبتهاي زيست محيطي بيشتر مي باشد.

(Anonymous,2002) هم اكنون اين رهيافت در بسياري از كشورهاي اروپايي پذيرفته شده و به نظر بسياري از متخصصان، يك راه حل عملي براي مسائل و مشكلات كشاورزي در قرن ۲۱ مي باشد از طرفي با توجه به مشكلات پيش روي كشاورزان ايران از جمله مصرف نادرست كودهاي شيميايي، از بين رفتن مقادير زيادي از محصولات در اثر آفات و بيماريها، كاهش منابع و نهاده هاي مورد نياز و عدم توجه به مسائل زيست محيطي و همچنين لزوم توجه اولويتهاي جهاني از جمله جهاني شدن بازار محصولات و توجه به خواسته هاي اين بازارها

مبتني برارگانيك بودن محصولات و پايداري در توليد و قابل تامين بودن آنها، اهميت توجه به روشهاي پيشنهادي در اين رهيافت بيشتر نمايان مي شود. اين مقاله ضمن بيان مفهوم ، مزايا و اصول اين رهيافت به معرفي برخي شيوه هاي كاربردي آن مي پردازد.

 

كشاورزي پايدار
نورمن و همكاران به نقل از جامعه زراعي آمريكا در سال ۱۹۸۹ كشاورزي پايدار را چنين تعريف كردند: كشاورزي پايدار درتمام دوران باعث بهبود محيط زيست و استفاده بهينه از منابع موجود شده و در تامين نيازهاي غذايي انسان و ارتقاء كيفيت زندگي كشاورزان و جوامع بشري نقش مهمي دارد و باعث پويايي اقتصادي مي شود. ديبرتين و پاجوليز به نقل از شوراي علمي كانادا كشاورزي پايدار رااين چنين تعريف كرده اند: كشاورزي پايدار سيستمي است كه تامين نيازهاي جامعه را از لحاظ مواد غذايي مدنظر داشته و بر حفاظت منابع طبيعي و بهبود كيفيت محيط زيست براي نسلهاي آتي تاكيد دارد.

كشاورزي پايدار يك نظام سودمند، پايدار و متكي بر حفظ منابع طبيعي است و سودمندترين نحوه استفاده از انرژي خورشيد و تبديل آن به محصولات كشاورزي، بدون تخريب حاصلخيزي خاك و كيفيت محيط زيست را توصيه مي كند. كشاورزي پايدار ديدگاهي ماوراي اقتصاد توليد صرف را مدنظر داشته و در آن همبستگي بين اقتصاد توليد، ثبات اكولوژيكي و كيفيت محيط زيست به صورتي جامع نگريسته مي شود (محبوبي، ۱۳۷۳).يك برنامه كشاورزي پايدار موفق در برگيرنده هفت هدف زير مي باشد:
۱٫ فراهم كردن امنيت غذايي همراه با افزايش كمي و كيفي آن، ضمن در نظر گرفتن نيازهاي نسلهاي بعدي؛

۲٫ حفاظت از منابع آب، خاك و منابع طبيعي؛
۳٫ حفاظت از منابع انرژي در داخل و خارج مزرعه؛
۴٫ حفظ و بهبود سودآوري كشاورزان؛
۵٫ قابليت پذيرش از سوي جامعه؛
۶٫ حفظ نيروي حيات جامعه روستايي؛

۷٫ حفظ تنوع زيستي (Mahler et al, 1997)

چالشهاي پيش روي كشاورزان پايدار در جهان و ايران
مالرو و همكاران (۱۹۹۷) سه چالش اصلي پيش روي كشاورزان پايدار را رشد جمعيت، توليد موادغذايي و تقاضاي انرژي مي دانند و خاطرنشان مي سازند كه تنها راه حصول به كشاورزي پايدار كنترل اين سه عامل است.

۱ـ رشد جمعيت: افزايش جمعيت انسانها باعث استفاده بيشتر آنها از محيط و منابع طبيعي مي شود. جمعيت جهان هر يازده سال يك ميليارد نفر افزايش مي يابد و هر ۶۰ سال دو برابر مي شود، تا سال ۲۰۷۰ ميلادي جمعيت جهان به ۱۲ ميليارد نفر مي رسد.

۲توليد موادغذايي: با افزايش جمعيت، نياز به غذا نيز افزايش مي يابد. همين امر باعث استفاده بي رويه از زمينهاي زراعي و كودهاي شيميايي شده و مسائل زيست محيطي را بوجود مي آورد. از طرفي آمار نشان مي دهد كه مقدار زمين در جهان در سال ۱۹۵۰ از ۵/۰ ايكر براي هر شخص به ۲۸/۰ ايكر در سال ۲۰۰۰ كاهش مي يابد. همچنين ميزان رشد بازده محصولات در دهه هاي گذشته نيز كاهش يافته است. اين عوامل باعث شده كه دستيابي به كشاورزي پايدار مشكل شود.
همانگونه كه ذكر شد مقدار رشد بازده محصولات نيز در حال كاهش است. بازده محصولات بين سالهاي ۱۹۶۰ ـ ۱۹۵۰ حدود ۴۰ درصد افزايش داشته در صورتيكه بين سالهاي ۲۰۰۰ ـ ۱۹۹۰ بازده تنها ۵ درصد افزايش داشته است.

 

۳ـ تقاضاي انرژي: با افزايش جمعيت و نياز بيشتر به موادغذايي، نياز به انرژي نيز بيشتر مي شود و براي تامين اين انرژي عمدتاً از سوختهاي فسيلي استفاده مي شود و محدوديت اين سوختها و استفاده بي رويه از آنها مي تواند براي حصول اهداف توسعه پايدار كشاورزي مشكل ساز باشد (Mahler et al, 1997)

در ايران نيز علاوه بر افزايش جمعيت، نياز به توليد موادغذايي بيشتر و افزايش تقاضاي انرژي، به عنوان چالشهاي پيش روي كشاورزي پايدار مطرح هستند. تحقيق چيذري و همكاران (۲۰۰۰) نشان داد كه دانش پايين كشاورزان درباره كشاورزي پايدار، مشكل فرسايش خاك, كمبود آب و نامناسب بودن وضعيت اقتصادي آنها، از مشكلات پيش روي كشاورزي پايدار در ايران است. كرمي (۱۹۹۵) نيز بيان مي كند كه وضعيت بداقتصادي كشاورزان باعث شده كه مسائل زيست محيطي را در نظر نگيرند و آن را به عنوان چالشي براي حصول اهداف كشاورزي پايدار در ايران معرفي مي كند.

 

رضوي (۱۳۷۹) مسأله جمعيت و روند افزايش آن را چالش عمده فراوري توسعه پايدار كشاورزي و روستايي در جهان مي د اند و چالشهاي ويژه پيش روي توسعه پايدار كشاورزي روستايي در كشور ايران را بدين شرح معرف مي كند: تخريب كيفيت منابع آب، پوشش گياهي و فرسايش شديد منابع آب و خاك, الگوي نادرست مصرف و مساله ضايعات، مطرح شدن تجارت آزاد و لزوم آمادگي براي حضور در بازارهاي جهاني و منطقه اي، مساله امنيت سرمايه گذاري در بخش كشاورزي، بيكاري در مناطق روستايي و ضعف مديريت توسعه روستايي.

مديريت تلفيقي مزرعه
مديريت تلفيقي مزرعه يك سيستم زراعي جامع نگراست كه ضمن حفظ محيط زيست و مسئوليت پذيري در قبال آن، باعث توليد سودآور محصول مي شود. مديريت تلفيقي مزرعه با تلفيق فرايندهاي طبيعي سودمند و فنون مدرن كشاورزي كار مي كند و نظارت و مراقبتهاي زيست محيطي را به خوبي مدنظر قرار مي دهد. هدف مديريت تلفيقي مزرعه اين است كه احتمال خطرات وارد بر محيط زيست را كاهش داده و در عين حال كيفيتهاي مناسب و مهم زيست محيطي را ايجاد و از آنها مراقبت كند (LEAF, 2002a) . در واقع مديريت تلفيقي مزرعه مترادف كشاورزي پايدار است بگونه اي كه كشاورزان با كمك مديريت تلفيقي مزرعه, فعاليتهاي خود را ارزيابي مي كنند و احتمال خطرات وارد بر موادغذايي و محيط زيست را كاهش مي دهند (LEAF, 2001).

اصول مديريت تلفيقي مزرعه عبارتند از:
– تعهد به كشاورزي خوب و توجه به حيات وحش
– مديريت كارآمد خاك و كاربرد فنون مناسب كشت
– استفاده از تناوبهاي صحيح زراعي
– حداقل اتكا به موادشيميايي و كودها

– انتخاب مناسب و دقيق نوع خاك
– نگهداري و حفظ فضاهاي سبز و محيط روستايي
– افزايش سكونتگاههاي حيات وحش
– تعهد به اخلاق گروهي براي ارتباطات، كارآموزي و مشاركت (LEAF, 2002a)

مزاياي مديريت تلفيقي مزرعه

۱ـ سودآوري
مديريت تلفيقي مزرعه شامل فعاليتهاي مي شود كه از هدررفتن منابع و محصولات جلوگيري و كارآيي انرژي را افزايش مي دهد و در ضمن با توليد محصولات داراي كيفيت مناسب و در نظرگرفتن مسائل زيست محيطي كار كشاورزي، محصولات آن در مدت زمان كوتاهي موقعيت مناسبي در بازارهاي محلي و جهاني پيدا خواهند كرد. مطالعات انجام شده در اروپا نشان داده است كه مي توان ضمن كاهش نهاده ها و حفاظت از محيط زيست، سودآوري كار كشاورزي را حفظ و حتي در برخي شرايط آن را افزايش داد؛ مديريت تلفيقي مزرعه نه فقط از طريق افزايش محصول بلكه با كاهش هزينه ها مي تواند سودآوري را افزايش دهد (Anonymous. 2002)

 

۲ـ حفظ محيط زيست
فعاليتهاي مربوط به توليد و مصرف انسانها باعث تخريب محيط زيست شده است، براي مثال افزايش سطح بيابانها و كاهش حاصلخيزي خاك در نتيجه كشت بيش از حد در زمين است و يا آلوده شدن خاك و آبهاي زيرزميني در نتيجه بقاياي كشاورزي، صنعتي و شهري مي باشد. اما بايد در نظر داشت كه توليد پايدار كشاورزي به حفظ كيفيت آب، خاك و هوا وابسته است.مديريت تلفيقي مزرعه شرايطي را فراهم مي كند كه در آن استفاده بي رويه از منابع طبيعي و فشار بر خاك جلوگيري شده و در عين حال موادمصنوعي و شيميايي موردنياز در حدي و به طريقي مورداستفاده قرار مي گيرند كه كمترين اثرات نامطلوب زيست محيطي را به همراه داشته باشند. تحت اين سبك مديريتي، بين انسان و طبيعت هماهنگي و تعادل ايجاد مي شود و در واقع از پيدايش و گسترش تضاد بين اهداف تامين غذاي انسانها و حفظ منابع طبيعي جلوگيري شده و باعث مي شود اين دو همديگر را تكميل كنند.

۳ـ ترجيح بازار
امروزه بازار، متقاضي محصولاتي است كه ضمن دارا بودن كيفيت، طعم و رنگ مناسب و مطبوع، از سلامتي برخوردار باشد و مراقبتهاي زيست محيطي نيز در ضمن توليد آن در نظر گرفته شده باشد. مشتري خواهان محصولاتي است كه بتواند در موقع نياز به آن دسترسي داشته باشد و از پايداري مناسب برخوردار باشد (Uk Agriculture., 2002).
كسب كيفيتهاي بازارپسند و توليد پايدار تنها با استفاده از روشهاي پايدار مقدور است و مديريت تلفيقي مزرعه روشهايي را پيشنهاد مي دهد كه پايدارند. در واقع مديريت تلفيقي مزرعه اولويتهاي بازار را مدنظر قرار داده و سعي مي كند اهداف و روشهاي خود را تا حد امكان مدنظر قرار داده و سعي مي كند اهداف و روشهاي خود را تا حد امكان مطابق آنها سازد.

۴ـ توجه به اولويتهاي جهاني
طي ساليان متمادي، فعاليتهاي انساني باعث بوجود آمدن مشكلاتي شده كه زندگي جهانيان را با تهديد مواجه كرده است و حل اين مسائل مقدور نخواهد بود مگر با اتخاذ مديريت صحيح براي استفاده از منابع و ارتباط صحيح انسانها با طبيعت در تمامي جوامع. مشكلاتي مانند گرم شدن هواي جهان وخطر انقراض برخي گونه هاي گياهي و حيواني، از اين قبيل

مشكلات هستند كه ذهن جهانيان را مشغول ساخته و مديريت تلفيقي مزرعه راه حلهايي براي آنها ارائه داده است. براي مثال مديريت تلفيقي مزرعه نوعي سيستم گردش زراعي را پيشنهاد مي دهد كه ضمن كاهش مصرف انرژي باعث ايجاد زيستگاه زمستاني براي پرندگان مزرعه و حفظ گونه هاي زيستي مي شود. از اولويتهاي ديگري كه مي بايد به آن پرداخته شود فقر و گرسنگي است كه بسياري افراد و بخصوص روستائيان كشورهاي در حال توسعه از آن رنج مي برند و مديريت تلفيقي مزرعه ضمن توجه به افزايش محصول، موضوع عدالت برخورداري از منابع را نيز براي كاهش فقر و گرسنگي ضروري مي داند و براي حصول آن ، برنامه ريزي مي كند.

ديدگاههاي مديريت تلفيقي مزرعه درباره كار در مزرعه

۱ـ موادمغذي خاك
كاهش شديد موادمغذي خاك يكي از مهمترين تهديداتي است كه توليد غذا را به مخاطره انداخته است. كاربرد موادمغذي نيز به علت قيمتهاي بالاي آنها براي برخي كشاورزان و بخصوص روستائيان كشورهاي در حال توسعه كه براي تامين نيازهاي غذاي خود مجبورند فشار بيشتري بر خاك وارد كنند، مشكل است. از طرفي استفاده زياد از مواد مغذي فقط هزينه بر و اسراف نيست بلكه مي تواند منجر به حساس شدن گياه به آفات و بيماريها شود. لذا يكي از راه حلهايي كه به نظر مفيد مي رسد استفاده از بقاياي گياهي و جانوري موجود در

خاك، خردكردن و ادغام آنها براي حفظ حاصلخيزي خاكي مي باشد. همچنين تعادل فسفر و پتاسيم خاك را نيز مي توان با تناوب زراعي محصولات مختلف حفظ كرد. از طرفي امروزه به خوبي مشخص شده كه استفاده از منابع غذايي گياهي و ارگانيك موجود در محل هيچگاه نخواهد توانست غذاي موردنياز جهانيان را تامين كند. لذا بكارگيري روشهاي سنتي و استفاده از موادمغذي ارگانيك ومواد خام گياهي در مزارع تنها در صورتي مي تواند تامين نيازهاي غذاي جمعيت روبه رشد جهان را تضمين كند كه با فناوريهاي كودهاي مغذي ادغام شود. اصلاح

كننده هاي خاك مي بايست تحت يك مديريت صحيح در محل و زمان مناسب و نيز همانند روشهاي آبياري و مصرف آفت كشها بر مبناي مدلهاي چرخش موادغذايي بكار گرفته شوند.

۲ـ تناوب صحيح زراعي
تناوب محصولات متنوع منافع زيادي دارد. كشت محصولات مختلف در يك تناوب صحيح به كاهش حشرات مضر، بخصوص حشراتي كه در خاك هستند از قبيل نماتدها و ريشه خوارها كمك مي كند. تناوب صحيح همچنين مشكلات مربوط به علفهاي هرز را كاهش و قابليت مزرعه را براي بكارگيري روشهاي مختلف كنترل علف هرز افزايش مي دهد. يك تناوب خوب شامل كشت غلات، گياهان پهن برگ و همچنين چمنها يا يك گياه لگومينوز مي شود. در انتخاب محصولات در تناوب همچنين مي بايست حمل و نقل، نوع خاك و بازار را مدنظر قرار داد.

۳ـ حاصلخيزي خاك
افزايش جمعيت و تلاش براي تغذيه آنها بخصوص درمناطق فقيرنشين، در نهايت باعث وارد آمدن فشار بر خاك مي شود. لذا روش مديريت خاك در آينده اهميت بيشتري پيدا خواهده كرد. خاك ورزي بايد متناسب با نوع خاك، نوع محصول، توپوگرافي، خطر فرسايش و جو باشد. فنون خاك ورزي حداقل مزاياي زيادي نسبت به شخم و خاك ورزي مرسوم دارد كه عبارتند از:

• كاهش مصرف انرژي
• كاهش معدني شدن و آبشويي نيتروژن
• بهبود خصوصيات فيزيكي خاك
• قابليت استفاده از استراتژيهاي مختلف كنترل علف هرز
• كاهش خطر فرسايش خاك
افزايش جمعيت فلور و فون مفيد خاك

با توجه به آنچه در بالا اشاره شد، مديريت تلفيقي مزرعه در پي آن است كه هر چه بيشتر فوني را بكار گيرد كه طي آن تخريب بافت خاك كمتر شده و حاصلخيزي و ساختار خاك براي مدت بيشتري حفظ شود.