مقدمه
تصویرگر و گرافیت علی الاصول، معمولاً و عموماً وقتی در موضوع تصویرگر و گرافیت قرار دارند موضوع کار خود را خود کشف و انتخاب نمی کنند بلکه روش های خوب ارائه موضوع را می یابند و به کار می برند. بنابراین تصویرگر و گرافیت تابع احساسات و عواطف و اندیشه های هنری خود نیست بلکه فقط بخش کوچکی از عاطفه و احساس خود را به جنبه های هنری اثر وا می سپارند و الباقی قدرت خود را صرف تعقل منطقی و تطبیق دادن اندیشمندانه و آگاهانه ی شکل با مضمون تحت شرایطی خاص می کنند.

بنابراین تصویرگر و گرافیت هیچ یک بنا به تعریف و برداشتی که ما از هنر داریم هنرمند نیستند یعنی در سمت اینکه انسان زمانی که خود را در موضوع تصویرگر گرافیت قرار می دهد دیگر نمی تواند و مجاز نیست که خود را در موضوع یک هنرمند هم قرار بدهد بلکه فقط می تواند از شم هنری، شناخت و مهارت های هنری خود جهت تطبیق دادن هرچه مفیدتر و موثرتر مضمون با شکل استفاده کند.

پس تصویرگری که موضوع بحث ما در این جزوء است به عنوان یک هنر یا یک هنر خالص مورد مطالعه و شناخت قرار نمی گیرد همانگونه که تصویرگر به عنوان یک هنرمند با اختیارات هنرمندانه.
کلیاتی در مورد تصویر سازی
تاریخچه تصویر سازی
تصویر سازی در طول تاریخ چیزی جز روایت گری با داستان پردازی نبوده است. اما شروع داستان سرایی به صورت مکتوب خود با آغاز تمدن های اسطوره ای و پیدایش اشکال خطوط نوشتاری بوده است که به کمک آنها افسانه های اساطیری در کتیبه های سنگی و مهرها یا پاپیروس نوشته می شد.
هنر تصویرسازی قبل از پیدایش خط در دوران پارینه سنگی و میان سنگی در نمونه هایی مثل نقاشی غارها چیزی جز نقاشی جادویی نبوده است. در آن دوران نقوش در ارتباط با انتقال جادویی قدرتهای مرموز جهان طبیعت به درون زندگی جمعی انسانها و در مواقع شکار برای سبطره بر قدرت حیوانات یا در مواقع دیگر به همراه مراسم در رقص های آئینی به منظوره پیرگی بر قدرتهای تخریبگر طبیعت و … به تصویر کشیده می شوند.

در مشرق زمین مثلاً در سرزمین چین تصویر سازی بازگویی نمادین گونه نقوش بود و به تدریج تحت تاثیر تعلیمات فرزانگانی چون لائوسه تصویرسازی، حکایتی اندرزگونه و پرداختی شاعرانه از پدیده های طبیعی می شود.

در سرزمین ایران سنت نقاشی مینیاتور پس از دوره عباسی و سلجوقی تا دوره تیموریان و پس از آغاز عصر نوین در عهد صفویه، نقوش تصویری روایی قصص و حکایت های منظوم بوده اند. در دوره صد ساله اخیر تصویرسازی معاصر در سبک قهوه خانه ای و سقاخانه ای، دیگر بار داستان های حماسی شاهنامه در پرده سازی ها و حکایت های مذهبی مانند داستان های مربوط به واقعه کربلا به تصویر کشیده اند.

تصویر سازی
هنر تصویر سازی از شاخه هنرهای کاربردی می باشد که تصویرگر برای بیان ایده ها و ادراک خود از عناصر تجسمی به بهترین نحو سود می جوید.
تصویرساز باید فراگیرد که ضمن ایجاد تصویر و رعایت اصول آن سلایق مختلف سفارش دهندگان و اذهان عمومی را زیرنظر داشته باشد. تصویرگر باید سعی کند پیام هایی را که درصدد انتقال آن می باشد از نظر موضوع و محتوای فکری و شکل و قالب افکارش را بسیار غنی و باارزش و با رعایت همه جانبه ی اصول زیبا شناسی ارائه نماید.
در گذشته و قبل از پیدایش هنرهای کاربردی فعالیت های برخی از هنرمندان بیشتر در حیطه چاپ بود و هنرمندان تصویرساز تنها تصویرران صنعت چاپ بودند. هنر تصویرسازی که از جمله هنرهای کابردی است شاخه ای از گرافیک می باشد.

تصویر سازی هنری است که تصویرگر در آن اقدام به روایت گری مصر می نماید. موضوع کار تصویرگر می تواند یکی از داستان های مذهبی، ادبی، تاریخی، علمی و … می باشد.
هنرهای مختلف علی رغم این که هر کدام از وسایل و شیوه های اجرایی خاصی استفاده می کنند ولی نقطه مشترک در بین آنها بیان تصویری می باشد. استفاده از همه امکانات در هنر تصویرگری، موجب تعدد و گوناگونی تخصص ها و روش ها در این هنر شده است که با گسترش فن آوری بشری روز به روز به این اشعابات افزوده می شود و منجر به پیدایش شگردهای بدیع و نوظهور گردیده است.

تصویر سازی صورتهای مختلفی دارد که برخی از هنرمندان به تصویرسازی کتب با موضوعات مختلف مشغول می باشد. این موضوعات می توانند شامل متون داستانی، تصویرسازی خبری مطبوعاتی، تصویر سازی فرهنگ عامیانه (فولکلوریک) تصویرسازی آموزشی، تصویر سازی فنی و تصویر سازی کاربردی که بیشتر با محیط جوامع انسانی سر و کار دارند و … را شامل می شود. تصویرسازان علاوه بر مصور ساختن کتاب ها و جملات، پوسترهای تبلیغاتی، در زمینه تصویرسازی برای فیلم های نقاشی متحرک و همچنین تابلوهای محیطی رایانه ای تبلیغاتی مشغول می باشد. در یک تعریف کلی می توان گفت کار تصویرگری تجسم تصویری یک موضوع برای نمایش بهتر فضای مطلب و در نهایت درک بهتر آن می باشد که عناصر بصری را در غالبی زیبا ترکیب نموده و عرضه نماید.

اهداف تصویرسازی
امروزه، تصویر محیط زندگی انسان را احاطه کرده و در فعالیت های اجتماعی او نقش اساسی را بر عهده دارد. همان گونه که کلام و نوشته از عناصر ارتباطی انسان ها با یکدیگر می باشد. تصویر نیز با ویژگی های منحصر به فرد خود، بدون محدودیت زمانی و مکانی نقش مهمتر و عام تری را در ارتباطات انسانی دارا می باشد.
امروزه تصویرگران به طریف ترین نکات محیط زندگی خود توجه دارند که شاید از دید بسیاری از محققان و اندیشمندان علوم نظری به دور مانده باشد. تصویرگر با به وجود آوردن تصاویر آموزشی و علمی آگاهی افراد جامعه را از دنیای پیرامون خود افزایش می دهد.

تصویرگر متعد تلاش می کند آثاری را به وجود بیاورد که همواره با خلاقیت و نوآوری و بهره گیری از شیوه های نوین اجرایی و از حیث تکنیک نیز غنی باشد. رسیدن به جامعه سالم و بی آلایش که در آن فرم ها و رنگها بیان کننده آلام جامعه می باشد و همچنین خطوط برای بیان احساسات پاک و ایجاد روابط عمیق بین تک تک افراد جامعه می باشد و این از اهداف تصویرگر می باشد.
تصویرگری که دارای تخیل و ایده های سازنده می باشد قادر خواهد بود که پیام های درونی خود را موافق با تمایلات جامعه از عالم درون به عالم بیرون منتقل کند. تصویرگر با مطالعه زندگی و فرهنگ جامعه خود با چگونگی پوشش لباس، رنگ چهره، آداب و رسوم، مقررات و … آشنا شده و این ویژگی ها را در تصویرسازی های خود به کار گیرد.
تصویرگر می تواند یک روان شناس و جامعه شناس هنری باشد که از ماورای صفحه تصویرش به معانی و مفاهیم دقیق آنها پی برده و با خلق تصاویری که ناشی از شناخت کامل او از ارزش های حاکم بر جامعه می باشد ضمن احترام گذاشتن به آنها ارزش ها هرگز با خلق اثری که ناآگاهانه صورت گرفته است و نتیجه آن می تواند موجب بر هم ریختن نظم اجتماعی جامعه و جریحه دار شدن احساسات عمومی جامعه باشد اقدام به تصویرسازی می کند.
هنگامی که فردی به تصویری علاقمند می شود، از احساس درونی او آگاه شده. زیرا آن تصویر این امکان را به او می دهد که احساس نهفته خود را ابراز و آشکار نموده و در واقع این کلیدی برای راهیابی و حل مشکلات روانی و درونی می باشد.
طبقه بندی انواع تصویرسازی
هنر تصویرسازی معاصر از اواخر قرن نوزدهم میلادی به دو شاخه تصویرسازی داستانی و تصویر سازی تبلیغاتی تقسیم شد که به تدریج با معرفی تکنولوژی بصری و وسایل ارتباطات جمعی نظیر سینما و دوربین هایسینما توگراف و تلویزیون از تصویرسازی داستانی شاخه تصویرسازی متحرک که همانا پویانمایی باشد پدیدار گشت.
تصویرسازان به پنج گروه عمده تقسیم شده اند که عبارتند از :
تصویرسازان نشریات : ( که در روزنامه ها و مجلات غالباً کاریکاتوریست های اجتماعی سیاسی یا تصویرسازان خبری فعالیت دارند. )
تصویر سازان کتاب ها : ( که با عنوان ها وموضوعات را به شکل طرح جلد یا مضامین داستانی را در کتاب های داستانی تصویرسازی می کنند. )
تصویر سازی تبلیغاتی : ( تصویرسازی پوسترهای تبلیغاتی، آگهی های تجاری و تصویرسازی مربوط به بسته بندی کالاهای مصرفی نظیر مواد غذایی و دارویی .)
تصویرسازان بنیادها و موسسات و نهادها : (نظیر تصویرسازانی که پیام های موسسات و نهادهای هنری و اجتماعی، خیریه، ورزشی، خدماتی، سیاسی و آکادمیک با علمی را به مخاطبین خود منتقل می سازند .)
تصویرسازان بین المللی : ( که در آثارشان هویت های فرهنگی، بومی، نژادی، تاریخی و جغرافیای ملت ها و کشورها انعکاس می یابند. )
تکنیک های تصویرسازی
تکنیک مهارت تصویرگر در اجراهای مختلف می باشد که از طریق آن تصویرگر اقدام به خلق آثار نموده که این امر در ارتباط با موضوع و محتوای آن مشخص می گردد. موضوعات مختلف، تکنیک های مختلف اجرایی را نیز می طلبد.
تکنیک دقیقاً با فکر طراح در ارتباط است. تصویرگری که به تکنیک های زیادی مسلط است همانند مترجمی است که به زبان های مختلف جهانی آشنا می باشد. سبک یک پدیده ذهنی در ارتباط با زاویه دید فردی می باشد در صورتی که تکنیک با چگونگی اجرا و کیفیت مواد همراه است.
تکنیک اجرایی و قدرت دست تصویرگر موضوعی است که همواره همه صاحب نظران مسایل هنری بدان اتفاق نظر دارند و در نگاه اول قبل از آن که فکر و ایده در تصویر مشاهده شود ابتدا کیفیت اجرایی و زیبایی تکنیک استفاده شده رخ نمایی می کند. اگردر تصویرگری تکنیک ضعیفی به کار برده شود فکر و هدف تصویرگر به سختی می تواند به مخاطب انتقال یابد. چرا که تصویر فوق پایه های لرزانی دارد که هر چقدر فکر و ایده قوی به دنبال آن باشد قدرت عرضه و خودنمایی آن از بین خواهد رفت.
تصویرگری آثار ویژه ی کودکان، مشارکت تصویری ست در بیان مفاهیم مطروح در آثار نوشته شده یا موضوع های انتخاب شده برای کودکان به شکلی ظریف، مفید و موثر به مدد مجموعه ی یا برخی از ابزارهای هنرها و فنون بصری.

مصورسازی، رشته ای از تولیدات ویژه ی کودکان است که با خلق و ایجاد و ابداع و ارائه ی مجموعه ای از تصاویر سر و کار دارد که همیشه موضوع این تصاویر قبل از شکل ارائه ی موضوع می آید. مصورسازی ارائه ی عینی قدرت بیان تصویری و دانش کودک شناسی است به شکل مجموعه ای از تصاویر در خدمت موضوع های نوشته یا مطرح شده برای کودکان است.

اهداف مصورسازی
تاریخچه نشان می دهد که هدف از مصور سازی دیواره ها، دیوراها، متن ها و کتابها ارسال هر چه موثرار پیام، برقراری ارتباط لازم ایجاد تفهیم و تفاهم، و نفوذ بیشتر به نوشتار تنها بوده است بعد از صدها وهزاران سال هنوز هم این اهداف، در کار مصورسازی وجود دارد. هدف های مصورساختن کتابهای کودکان :
۱ ) فهماندن مهمتر موضوع به کودک ۲ ) جذب کودک به سوی کتاب و سپس دریافت ریزتر و بخش بندی جزئی تر، دقیق تر، و تفکیکی تر به اهداف زیر دست یافت :
۱ ) جذاب و دلنشین ساختن اثر، جهت جلب هر چه بیشتر مشتری و به فروش رفتن هر چه بیشتر کتاب.

۲ ) جذاب و دلنشین ساختن اثر، جهت حیثیت بخشی به کل یک واحد انتشاراتی و در نتیجه کل تولیدات آن واحد انتشاراتی را مورد توجه و تقاضا قرار دادن.
۳ ) کمک کردن به درک هر چه بیشتر مفاهیم نوشته.
۴ ) در زدهن مخاطب نفوذ کردن و خواهان تداوم این نفوذ شدن.
۵ ) کمک کردن به ثبت و ضبط نوشته یا موضوع در ذهن کودک.

۶ ) قابل لمس کردن فضای قصه یا داستان.
۷ ) کودک را به خواندن یا شنیدن مکرر قصه یا اثر تشویق کردن.
ابزارها : (آبرنگ)

ابزارهای کار مصورسازی متنوع تر از ابزارهای کار در هنر نقاشی است، لیکن با ابزارهای نقاشی جدید رابطه ای نزدیک تر دارد چرا که در نقاشی جدید، به کارگیری هر چیز که ممکن است مجاز هم هست.

انواع آبرنگ، بیشتر از هر وسیله ای در مصورسازی امروز مورد استفاده واقع می شود چرا که عموماً چگالی بالایی ارائه نمی دهد و غلظت، ضخامت، و کدورتی را تلقین نمی کند.
روش کار با آبرنگ در صورتی که رنگها در تصویر دارای مرزبندی های مشخص نباشد و تداخل و درهمی ماهرانه ی رخ بدهد روشی است که غالباً به درد موضوع های خیال انگیز می

خورد. در هم دویدگی ملایم رنگها، آن هم رنگهای روشن وزنده، خود به خود فضاهای رویای پدید می آورد. براساس تجربه ها و محصولات فراوان و گوناگون تصویرگران مسلط می توان گفت که روش کار با کاغذ خیس یا آبرنگ تداخلی روشی است احساسی – عاطفی، رقیق، مهربان، رویایی و پرواز دهنده. این روش کار برای تصویرسازی کتابهای شعر، داستانهای رویاروی و داستانهایی که موضوع آنها درخواست تفکر و تشخیص عاطفی قضایا را دارد به کار رفته است و می رود. روش آبرنگ تداخلی معمولاً به درد کودکان ۲ تا ۴ ساله نمی خورد چرا که آنها از تصاویری که به این دو روش ساخته شده باشد چیزی دستگیرشان نمی شود و معطل می مانند.