توليد مثل و تشکيلات کندوي زنبور عسل

توليد مثل و تشکيلات کندوي زنبور عسل(بخش اول)
زنبورهاي يک کندو شامل يک ملکه، چند صد زنبور نر ون چندين هزار زنبور کارگر مي باشد. در تابستان و بهار که زنبورها فعاليت زيادي براي جمع آوري شيره دارند کندو ممکن است ۵-۷ کيلو زنبور داشته باشد و تعداد زنبورهاي نر در اين موقع زيادتر از هر موقع ديگر در کندو ديده شوند. هر يک از اين دو نوع زنبور وظيفه خاصي دارند ولي منظوري که يک کندو تعقيب مي نمايد عبارت از بقاي نسل و يا دفاع و نگهداري کندو مي باشد و نظر انفرادي در بين نيست و هيچکدام از آنها در نتيجه سعي انفرادي قادر نيستند که براي مدت طولاني زنده بمانند و بنابراين هدف آنها به طور دسته جمعي انجام مي گيرد.

ملکه
ملکه زنبور عسل بسادگي از کارگران و زنبور نر مشخص مي شود. ملکه نسبتا درشت تر و درازتر از کارگران و درازتر از زنبوران نر است، ولي پهن تر از آنها نيست. از آنجا که شکم ملکه طويل و در سطح زيرين پهن است، طول بالهايش نسبت به بدن از بال کارگرها و زنبوران نر کوتاه تر است.

نيش ملکه کمي خميده است و نسبت به نيش کارگر داراي دندانه هاي کمتري است و فقط براي از بين بردن ملکه هاي رقيب به کار مي رود. حرکت ملکه در حالت عادي ملايم است ولي در مواقع احتياج مي تواند با سرعت حرکت کند. ملکه اي که جفتگيري کرده و در حالت تخم گذاري است روي شانه هايي قرار دارد که جوانترين نوزادان در آن زندگي مي کنند. ملکه در اين حالت، اغلب بوسيله عده اي محافظ احاطه شده است. سر محافظين اغلب به طرف ملکه مي باشد. محافظان در اين حالت، با شاخک هاي خود ملکه را آرايش مي کنند و با دهان خود او را مي ليسند يا غذا مي دهند؛ بعلاوه مدفوعات وي را بيرون مي برند.

امروزه کاملا واضح است تمام تخمهايي که در سلولها قرار دارد، بوسيله ملکه واحد کندو گذاشته مي شود. اين ملکه در جواني در هواي آزاد با يک يا چند نر پشت سر هم جفتگيري و براي خود تا آخر عمر اسپرم ذخيره مي کند. زنبورهاي کارگر مي توانند تعداد کمي تخم بگذارند ولي قادر به جفتگيري نيستند و معمولا در حالتي که ملکه کندو زنده است تخمگذاري براي آنها ممنوع است. نوزاداني که از تخم زنبوران کارگر بوجود مي آيند به علت اينکه فکنده نيستند تبديل به زنبورهاي نر مي شوند. چنين نرهايي معمولا از نرهاي طبيعي که از ملکه بوجود مي آيند، کوچکترند.

فصل پرورش نوزادان در شرايط آب و هوايي معتدل، به مقدار کم، از اواسط ديماه شروع شده مرتب توسعه مي يابد؛ و اوايل ارديبهشت، به حداکثر خود مي رسد. در صورتيکه شرايط اجازه دهد، فعاليت توليد مثل آنها، به همين وضع، تا اواخر خرداد ماه ادامه پيدا مي کند و از آن به بعد رو به نقصان مي گذارد. در ماههاي آبان و آذر فعاليت زاد و ولد بکلي متوقف مي گردد. نژادهاي مختلف زنبورعسل از اين حيث داراي خصوصيات متفاوت هستند. هنگامي که توليد مثل کلني در حداکثر توسعه خود مي باشد، يک ملکه ممکن است ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ تخم در روز بگذارد.

اگر چه يک زنبور کارگر بتنهايي مي تواند يکي دو هفته در قفس زنده بماند ولي هيچ زنبور کارگري مايل نيست که به حالت انفرادي زندگي کند و در اولين فرصت، به يک کلني مي پيوندد. زنبورهاي کارگر اغلب بوسيله بو، ارتعاشات صوتي، ديد و حرارت به هم جذب شده به صورت دسته در مي آيند. زنبورهاي يک کندو وقتي که فاقد ملکه نيز باشند از هم پراکنده نمي شوند و باز هم تقسيم کار در بين آنها حکمفرما مي باشد. عده اي به صورت دسته جمعي در کندو مي مانند و عده قليلي براي آنها غذا مي آورند.
با اينکه ملکه در بهم آمدن افراد يک کلني تاثير عمده ندارد ولي براي بقاي کلني نهايت ضرورت را دارد.

الف – پرورش ملکه: در يک کلني زنبور عسل، پرورش ملکه ممکن است به يکي از علل زير صورت گيرد:
۱)نشاندن ملکه جديد به جاي ملکه اي که به علت نا معلوم معدوم شده است.
۲)تعويض ملکه اي که پير شده ولي هنوز مايل است فعاليت داشته باشد.
۳)براي ازدياد کلني يا بچه بيرون کردن.

در هر يک از حالات فوق، کارگزاران موقعي اقدام به ساختن خانه ملکه و پرورش آن مي کنند که ماده بخصوص جلوگيري کننده به آنها نرسد.
در حالت اول، چندين ملکه در خانه هاي اضطراري که با تغيير شکل خانه کارگران ساخته شده، پرورش داده مي شوند. در اين خانه ها اغلب يک لارو يا ندرتا يک تخم قرار دارد. چگونگي انتخاب اين خانه ها و لاروها براي پرورش ملکه کاملا روشن نيست. در چنين خانه هايي، قسمت تحتاني سلول به خط وسط شانه موم منتهي مي شود و بر عکس، خانه هايي که در شرايط عادي ساخته مي شوند قسمت ضخيم سلول، بوسيله ساقه کوتاه مومي، به سطح يا لبه قاب چسبيده است. در اين حالت، نوزاد بطرف پايين آويزان است. در ابتداي ساختمان خانه اضطراري، سلول اصلي (سلول کارگر) بوسيله مايع بخصوصي که از غده زير فکي کارگران ترشح مي شود، انباشته شده، لارو داخل سلول اصلي در سطح آن شناور مي شود. به اين ترتيب، لارو وارد قسمت ويژه اي که براي پرورش

ملکه ترتيب داده شده مي گردد. لاروهايي که براي پرورش اضطراري ملکه انتخاب مي شوند اغلب دو روزه هستند ولي لاروهاي سه روزه هم مي توان يافت. معمولا کارگران کوشش مي کنند که در پرورش اضطراري ملکه از لاروهاي مسن تر استفاده کنند. تجربه ثابت کرده است، لاروهايي که از سه روز بيشتر عمر داشته باشند براي پرورش ملکه مناسب نيستند و در آنها نقايصي يافت مي شود.

در صورتي که لارو انتخاب شده براي پرورش ملکه دو روزه باشد، در حدود ۱۱ روز بعد، ملکه کامل از سلول خارج مي شود و اگر شرايط هوايي مساعد باشد، در فاصله ۱۰ روز بعد جفت گيري کرده خود را براي تخم گذاري آماده مي کند. در اين صورت، از وقتي که کندو ملکه اي را از دست مي دهد تا هنگامي که ملکه تخمگذاري جانشين آن گردد حداقل سه هفته طول مي کشد.

ملکه هايي که از لاروهاي دو روزه يا کمتر به دست مي آيند فرقي با ملکه معمولي که از طريق تخمگذاري مستقيم ملکه در خانه ملکه به دست مي آيند ندارند. بايد توجه داشت که در هر خانه ملکه بيش از يک بار ملکه پرورش داده نمي شود و پس از آن خانه منهدم مي گردد. اندازه و شکل ظاهري سلولهاي ملکه اغلب با هم تفاوت دارند. طول آنها در حدود ۵/۲ سانت است و قطرشان از قاعده به بعد تقليل مي يابد. و دهانه آن اغلب حدود يک سانتي متر است.

تعداد خانه هاي ملکه که در يک کلني ساخته مي شوند، کاملا متفاوت است و بستگي به نژاد و اندازه کلني دارد. بطوري که اظهار مي شود، نژادهاي ايتاليايي و قفقازي کمتر از نژادهاي ديگر براي بچه بيرون کردن خانه ملکه مي سازند. کلني هاي نژادهاي قبرسي، سوري و مصري گفته مي شود که گاهي تا صد عدد ملکه در هر دفعه پرورش مي دهند. اينکه مي گويند، تعداد ملکه هاي پرورش داده شده در حالت تعويض ملکه کمتر از حالتي است که زنبورها بچه مي کند، تقريبا حقيقت به نظر مي رسد. در حالتي که کلني بخواهد ملکه عوض کند، عده ملکه هاي تازه از ۲ تا ۳ تجاوز نمي کند ولي در بعضي موارد به تعداد بيشتر نيز مشاهده شده است.

خانه هاي ملکه همگي در يک لحظه ساخته نمي شود و لاروهايي که براي پرورش انتخاب مي شوند ممکن است همگي در يک سن نباشند. نکته جالب اين که هميشه اولين ملکه که از خانه خود بيرون مي آيد به عنوان ملکه کندو انتخاب نمي شود و چه بسا که ملکه هاي بعدي اين سمت را به عهده بگيرند.

ب – به وجود آمدن افراد کارگر يا ملکه: زنبورهاي کارگر و ملکه همگي ماده اند و از تخمهايي که تلقيح شده اند پديد مي آيند. تنها وجود خانه ملکه و غذاي مخصوص است که موجب پرورش ملکه يا کارگر مي گردد. اين وضعيت به زنبورداران اجازه مي دهد که با انتقال (پيوند) لارو يا تخمهايي که در خانه هاي کارگر وجود دارند و خانه هايي که مصنوعا براي ملکه مي سازند و در کندوهاي بدون ملکه قرار مي دهند، ملکه هاي زيادي پرورش دهند. در اين صورت، واضح است که اختلاف بين ملکه و کارگر ژنتيکي نيست بلکه بسته به طرز پرورش و تغذيه است. سالها قبل ( درحدود ۱۸۸۸) پلانتا متذکر شد که زنبورهاي پرستار، براي تغذيه نوزادان ملکه منحصرا از ترشحات دهان خود استفاده مي کنند و حال آنکه در مورد نوزادان کارگر، پس از روز سوم، مقدار زيادي عسل به غذاي آنها مي افزايند. مواد مترشحه بزاقي محتوي مقدار نسبتا زياد پروتئين و اسيدهاي چرب از نوع اسيد ۱۰- هيدروکسي دسنوئيک مي باشد که بوسيله غدد زير فکي ترشح مي شود.

متاسفانه تجزيه مواد غذايي که براي تغذيه لاروهاي ملکه يا کارگران در
سه روز اول به کار مي رود بوسيله متخصصين مختلف نتايج متفاوتي داده است. به همين دليل هيداک نتيجه گرفته است که مواد تشکيل دهنده غذاي لاروي اغلب متغيير است.
اختلاف بين ملکه و کارگر در اختلاف مواد تشکيل دهنده غذاي لارو نيست بلکه به علت تفاوت در ميزان مصرف آن بوسيله لارهاي ملکه مي باشد. هيداک متذکر مي شود که تمام لاروها در سه روز اول زندگي خود، به مقدار مساوي و به حد وفور از غذاي لاروي بهرمند مي شوند ولي از روز سوم به بعد، لاروهايي که براي ملکه شدن پرورش داده مي شوند به همان ترتيب سابق، تغذيه مي شوند و حال آنکه از ميزان جيره غذايي لاروهاي کارگر به مقدار معتنابهي کسر مي شود. در اين صورت، سرعت رشد آنها در سه روز اول مساوي است ولي از آن به

بعد، لاروهاي ملکه بسرعت رشد مي کنند و نشو و نماي لاروهاي کارگر کند مي شود. کثرت مواد غذايي براي ملکه چنان است که حتي بعد از بسته شدن خانه هنوز مدتي از آن استفاده مي کند؛ در حالي که لاروهاي کارگر بعد از بسته شدن سلولها اصلا غذايي در خانه ندارند و يا مقدار آن بسيار ناچيز است. در اثر نبودن غذاي کافي، تخمدانها در مرحله لاروي بدون رشد مي مانند و در نتيجه هرمونهايي که بايد از آن ترشح شده موجب صفات ثانوي ملکه مي گردند، هرگز ترشح نمي گردند.

ج – ملکه باکره: وقتي که لارو ملکه به رشد کافي رسيد، زنبوران کارگر خانه آنها را با ورقه نازکي موم مي بندند. وقتي لارو غذاي خود را به اتمام رسانيد، بوسيله رشته هاي ابريشمي که از غده هاي سينه اي ترشح مي شود پيله نازکي در داخل سلول خود مي سازد و در حالتي که سرش پايين است به خواب يا به حالت استراحت مي رود. سپس تبديل به شفيره شده، بعد به حشره بالغ مبدل مي گردد. وقتي ملکه مي خواهد خارج گردد ابتدا بوسيله آرواره هاي خود، پيله و پوشش مومي سلول خود را قطع مي کند بطوريکه بتواند از سلول خارج گردد. وقتي خارج شد سلول و بقاياي آن فورا بوسيله زنبوران کارگر تميز مي گردد. زمانيکه کلني آماده بچه دادن باشد، معمولا زنبورهاي کارگر براي مدتي مانع خارج شدن ملکه جوان از

سلول مي گردند(اين مدت ممکن است چند ساعت و حتي يک روز باشد) و او را از روزنه اي که در قسمت خارجي سلول تعبيه کرده بود تغذيه مي کنند. هنگامي که ملکه مادر بوسيله عده اي از زنبوران از کندو خارج شد، يا اينکه ملکه باکره ديگري که قبلا اجازه خروج يافته است با عده اي بيرون آمد، به اين ملکه اجازه مي دهند که خارج شود و دسته ديگري از زنبوران را با خود ببرد. اين عمل ممکن است چندين بار تکرار گردد و سپس در صورتيکه ملکه مادر هنوز در کندو مانده باشد، معمولا ملکه تازه با او به جنگ پرداخته پس از نابود کردن آن، خود به اداره کندو مي پردازد.

معمولا وقتي يک کلني آماده بچه کردن نيست، اولين ملکه باکره اي که به حالت بلوغ مي رسد اجازه خروج از سلول را پيدا مي کند. وقتي از سلول خارج شد ابتدا متوجه سلولهايي مي شود که در آنها عسل ذخيره شده و مدت دو تا سه روز فقط تغذيه مي کند. در اين مدت، کارگرانکمتر به او توجه دارند و بندرت دورش جمع مي شوند(اگر چه گاهي اوقات ديده شده که عده کمي کارگر در اطراف ملکه جمع مي شوند). چند ساعت بعد از خروج، معمولا ملکه در صدد از بين بردن ملکه موجود در کندو و ملکه هاي ديگري که قبلا از سلولهاي خود خارج شده اند و شفيره هايي که حتي از سلول خارج نگرديده اند بر ميآيد. گاهي ملکه جوان توجهي به مادر خود ندارد و در صدد منازعه با وي بر نمي آيد و چند روزي در کنار هم با هم زندگي مي کنند و حال آنکه وقتي دو ملکه باکره به هم برخورد مي کنند شروع به جنگ مي کنند و آنقدر مي جنگند تا يکي کشته شود. گاهي نيز ملکه باکره اقدام به حمله به سلولهاي ملکه مي کند و آنها را قبل از آنکه به رشد کامل برسند نابود مي کند. در اين حالت، ابتدا به سلولي که بسته شده حمله مي کند.

ملکه باکره وقتي که تقريبا ۳-۵ روزه است، قبل از پروازهاي مخصوص جفتگيري يا نو پتال پروازهاي اکتشافيدر اطراف کندو مي نمايد. پروازهاي قبل از جفت گيري يا پري نو پتال . جفتگيري معمولا در گرمترين اوقات روز صورت مي گيرد. گاهي ملکه بعد از چند دقيقه جفتگيري کرده به کندو بر مي گردد. ولي اکثر موارد، مدتي که در خارج از کندو مي گذراند از ۱۰ تا ۳۰ دقيقه طول مي کشد.

ملکه بعد از جفتگيري به فاصله ۲ تا ۳ روز شروع به تخم ريزي مي کند. عقيده عمومي بر اين استکه از اين تاريخ به بعد، ملکه زنبورعسل هرگز جفتگيري نمي کند و از کندو نيز خارج نمي شود مگر اينکه همراه با عده اي زنبور کارگر کندوي خود را به منظور تشکيل کلني جديد ترک نمايد. سني که ملکه در آن جفتگيري مي کند بستگي به شرايط آب و هوايي دارد؛ و بعضا مربوط به نژاد زنبور نيز مي باشد؛ ولي به نظر مي رسد که در فاصله روز ششم تا دهم ملکه جفتگيري مي کند.

مشاهده جفتگيري که مطمئنا در آسمان انجام مي گيرد خيلي کم صورت گرفته است. بنابر گزارشي که در اين خصوص در دست است، زنبورهاي نر در آسمان بسرعت در اطراف ملکه پرواز مي کنند و هر يک کوشش دارند که خود را به او برسانند. اين پرواز دسته جمعي مدتي به طور زيگزاگ ادامه دارد. زنبور نري که موفق به جفتگيري مي شود آلت تناسلي و قسمتي از اعضاي مربوط را از دست داده و مي ميرد و گاهي اوقات وقتي ملکه وارد کندو مي شود اين قسمت از بدن زنبور نر به انتهاي شکمش چسبيده است.
در مدت کوتاهي که عمل جفتگيري انجام مي گيرد، اسپرم نر به واژن

ملکه وارد مي شود. براي جلوگيري از خروج و ريزش اسپرم از واژن، حشره نر بلافاصله دهانه خروجي واژن را با ماده ژلاتيني مخصوص مسدود مي کند. اسپرماتوزوئيدها سپس به سمت کيسه اسپرم شناور و در آن متمرکز مي شوند. در کيسه اسپرم، اسپرماتوزوئيدها بطور منظم، پهلوي هم و تقريبا بدون حرکت قرار مي گيرند. آخرين مطالعات نشان مي دهد ملکه معمولا قبل از اينکه شروع به تخم گذاري کند، چندين بار جفتگيري کرده به اندازه کافي براي آينده خود اسپرم ذخيره مي کند.

د – تخمگذاري: کمي بعد از اينکه ملکه جفتگيري کرد، توجه کارگران نسبت به ملکه بيشتر مي شود. درهر جا که ملکه قرار گيرد حلقه اي از کارگران که اعضاي آن مرتب تغيير مي کند، تشکيل مي گردد. زنبورهاي کارگر جوان اقدام به تغذيه ملکه مي کنند و بدن او را به وسيله شاخک هاي خود لمس نموده با دهان مي ليسند تا مواد مترشحه ملکه را دريافت کرده بين ساير زنبورها تقسيم کنند. اين کارگران همچنين مواد دفعي و تخمهايي را که ملکه مي گذترد جابجا مي نمايند. ملکه هنگام تخمگذاري در روي شانه ها، روي قاعده مشخصي حرکت مي کند.ابتدا سر خود را وارد تک تک سلولها نموده آنها را آزمايش مي کند و سپس تخمي در آن قرار مي دهد. براي اين منظور، شکم خود را خم کرده انتهاي آن را داخل سلول مي کند.

در زمستان و اوايل بهار، معمولا ملکه تخمهاي خود را در سلولهاي مرکزشان قرار مي دهد. وقتي ملکه به سن دو تا سه سالگي مي رسد، مقدار تخم آن بشدت تقليل مي يابد و حتي تخمهايي که مي گذارد، ممکن است تلقيح شده نباشد. در اين صورت، زنبورهاينر حاصل مي شوند. چنين ملکه اي بزودي بوسيله کارگران نابود خواهد شد ولي در صورتي که ملکه جوان جايگزين آن نشود، ملکه پير در بين ۳ تا ۴ سالگي در اثر پيري مي ميرد. در شرايط استثنايي، يک ملکه ممکن است تا هفت سال هم زنده بماند.

ه – توليد مثل به طريق بکرزايي: در گذشته چنين تصور مي شد که تخم حشرات و ساير حيوانات فقط در صورتي تفريخ مي شود که فکنده شده باشند. اگر چه اين عقيده در مورد خيلي از جانوران صادق است ولي کليت ندارد و هستند جانوراني که ممکن است تخم آنها، بدون انکه فکنده شود، نشو و نما پيدا کند. اين طريق توليد مثل را بکر زايي مي گويند. در زنبور عسل تخمهاي فکنده نشده توليد افراد نر مي کند.

اين که يک ملکه چگونه مي تواند به اختيار خود تخم تلقيح شده يا نشده بگذارد، مربوط به وجود کيسه ذخيره اسپرم است. اين کيسه کروي شکل انبار اسپرماتوزئيدهاست و بوسله لوله باريکي به زهدان ارتباط دارد. اين لوله باريک مجراي اسپرم نام دارد. قسمتي از اين لوله که معبر اسپرماتوزئيد است، عمل تلمبه تحت کنترل را، در خالي کردن اسپرماتوزئيد، انجام مي دهد. بدين ترتيب که ملکه بوسيله آن قادر است مانع خروج اسپرم شده يا اراده به خارج کردن اسپرماتوزوئيد و هدايت آن به داخل زهدان نمايد و تخمهاي در حال خروج از زهدان را تلقيح نمايد.
معمولا يک يا دو اسپرماتوزوئيد از سوراخ ميکروپيل وارد تخم مي گردد.

و – ديدن ملکه: بعضي از مربيان وقت زيادي براي جستجوي ملکه صرف مي نمايند ولي بهتر است بجاي اين کار اطلاع حاصل کنند که ملکه خوب کار مي کند يا خير. اگر در کندو به مقدار کافي نسل زنبور در مراحل مختلف ديده شود که در قابها بطور منظم برقرار شده اند، نشان مي دهد که فعاليت ملکه رضايت بخش مي باشد. بنابراين، احتياجي نيست که تمام کندو بازرسي شود و امتحان يکي دو قاب نسل کافي است. ولي اگر حتما لازم باشد که ملکه ديده شود بايد کندو را با آرامش کامل باز نمود و حتي الامکان کمتر دود داد و اگر کندو دو طبقه و نسل در هر دو طبقه وجود دارد بايد طبقه بالا را برداشت و آن را روي سرپوش کندو قرار داد و به آزمايش طبقه بالا پرداخت؛ يعني قاب مجاور جدار را خارج و به بدنه کندو در خارج تکيه داد تا جا براي حرکت قابهاي ديگر فراهم گردد. سپس قابهاي ديگر را، يکي بعد از ديگري، امتحان نمود.

هر قابي که خارج مي شود بايد يک نگاه سطحي، در داخل کندو و در روي قاب بعدي انداخت تا اگر ملکه واضح باشد ديده شود. و بايد هر قاب را که خارج شده است با دقت معاينه کرد؛ مخصوصا قابهايي که داراي تخم مي باشد. زيرا معلوم مي کند که ملکه بايد روي اين نوع قاب باشد، و اگر در قابهاي اين طبقه تخم و لارو جوان ديده نشود، بايد حدس زد که ملکه در طبقه ديگر کندو است و بايد قابهاي طبقه مزبور را نيز با دقت بررسي کرد. اگر کندو در اين موقع تکان داده شود يا دود زيادي به کار برود، ممکن است ملکه خود را مخفي کند؛ حتي ممکن است در جدار طرفي کندو يا روي تخته کف زير قابها برود که در اين صورت پيدا کردن آن مشکل است.

عملياتي که روي ملکه انجام مي گيرد:
اين عمليات قطع بال يا علامتگذاري است. براي اين کار بايد ملکه را گرفت و چون کار مهمي است و بايد با دقت کامل صورت گيرد، بهتر است ابتدا در روي زنبورهاي نر آزمايش کرد و پس از ورزيده شدن، در مورد ملکه اجرا کرد.

بايد با ملايمت بالهاي ملکه را گرفته آن را از روي قاب بلند کرد؛ و نبايد در اين موقع به شکم آن فشار وارد شود. بعد از گرفتن بايد آن را به دست ديگر بطوريکه اقلا دو پاي يک طرف آن بين انگشت شست و سبابه گرفته باشد منتقل نمود و از آوردن فشار زياد خودداري کرد. در اين حالت، بايد بالهاي آن آزاد باشد. معمولا ملکه نيش نمي زند و در اين صورت، مي توان يک بال آن را قيچي کرد و يا با مرکب مخصوص، پشتش را علامتگذاري نمود. براي چيدن بال، بايد قيچي مرتبي به کار برد و نصف طول بال را بريد و نبايد بيشتر قطع شود.