جذب فسفر توسط گیاهان:از خاک تا سلول

مقدمه
P یک عنصر غذایی مهم در گیاهان است که حدود ۲/۰ درصد از وزن خشک گیاه را تشکیل می دهد. P یک جزء مولکولهای کلیدی مانند اسیدهای نوکلئیک، فسفولیپیدها و ATP است و در نتیجه گیاهان بدون مقدار کافی از این ماده غذایی نمی توانند رشد کنند. P همچنین در کنترل و اکنشهای آنزیمی کلیدی و در تنظیم مسیرهای متابولیسمی نقش دارد.

بعد از N ، P دومین عنصر غذایی پر مصرف محدود کننده برای رشد گیاه است. این مقاله درباره P در خاک و جذب آن توسط گیاهان، انتقال از میان غشاهای سلولی، تقسیم بندی و بازپراکنی در داخل گیاه تمرکز می کند. ار بر روی P در گیاهان عالیتر متمرکز می شویم در حالیکه مکانیسم های تشابهی نشان داده شده اند که در جلبکها و قارچها بکار می روند.

 

فسفر در خاک
اگر چه مقدار کل P در خاک ممکن است زیاد باشد، اما اغلب به فرمهای غیر قابل استفاده یا به فرمهایی که فقط در خارج از ریزوسفر قابل استفاده است وجود دارد. در بسیاری از سیستم های کشاورزی که در آنها کاربرد P در خاک برای تضمین محصول زیاد گیاه ضروری است، بازیافت P بکار برده شده بوسیله گیاهان درفصل رویش بسیار پایین است، زیرا در خاک بیش از ۸۰ درصد از P بخاطر جذب سطحی، بارندگی یا تبدیل شدن به فرم آلی تثبیت شده و قابل جذب توسط گیاها نخواهد بود.
P در خاک به شکلهای مختلفی مانند P آلی و معدنی یافت می شود(شکل۱). مهم است تاکید شود که ۲۰ تا ۸۰ درصد از P در خاکها به فرم آلی یافت می شود، که از آن فیتیک اسید(اینوریتول هگزافسفات) معمولا جزء اصلی است. باقیمانده در بخش معدنی که شامل ۱۷۰ فرم معدنی از P است یافت می شود.

میکروبهای خاک فرمهای بی حرکت P را به محلول خاک آزاد می کنند و همچنین مسئول توقف تحرک P هستند. مقدار کم P موجود در خاک جذب آن توسط گیاه را محدود می کند. بیشتر مواد معدنی محلول مانند K در خاک از طریق جریان توده ای و انتشار حرکت می کنند اما P عمدتا بوسیله انتشار حرکت می کند. از آنجا که سرعت انتشار P پایین است( تا متر مربع بر ثانیه)، سرعت جذب توسط گیاهان ناحیه۸ ای در اطراف ریشه بوجود مس اورد که خالی از P است.

مورفولوژی ریشه گیاه برای افزایش جذب P اهمیت دارد زیرا ساختارهای ریشه ای که نسبته سطح به حجم بیشتری دارند(سطح تماس بیشتری با خاک داشته و دسترسی به منابع غذای خاک دارند.) به این دلیل میکرویزاها برای کسب P توسط گیاه اهمیت دارند زیرا ریسه های قارچی مقدار خاکی که ریشه های گیاهان جستجو می کنند، سطح تماس ریشه های گیاهان با خاک را افزایش دهند. در گونه های گیاهی خاص، دسته های رشیه ای(ریشه های پروتئوئید) د

ر واکنش به محدودیت P شکل گرفته اند. این ریشه های تخصص یافته مقادیر زیادی از اسیدهای آلی(تا ۲۳ درصد از فتوسنتز خالص) تراوش می کنند که خاک را اسیدی کرده و یونهای فلزی اطراف ریشه ها را شلات می کنند که منجر به آماده سازی(تحریک) P و تعدادی از ریز مغذی ها می شوند.
جذب P از میان غشای پلاسمایی و تونوپلاست

جذب P یک مشکل برای گیاهان مطرح می کند، زیرا غلظت این ماده معدنی در محلول خاک پاین است اما نیاز گیاه بالاست. شکلی زا P که به آسانی توطس گیاهان دریافت می شود Pi است که غلظت آن به ندرت از ۱۰ میکرومول در محلولهای خاک تجاوز می کند. بنابرانی گیاهان باید ناقلین خاصی در مرز ریشه / خاکم برای اخذ Pi از محلولهای با غلظت میکرومولار داشته باشند، علاوه بر مکانیسم های دیگر برای انتقال Pi از میان غشاهای بین بخشهای درون سلولی، جایی که غلظت Pi ممکن است ۱۰۰۰ مرتبه بیشتر از محلول خارجی باشد. همچنین باید یک سیستم برون ریزش وجود داشته باشد که در باز پراکنی این منبع گرانبها زمانی که P خاک دیگر در دسترس و یا کافی نیست، نقش ایفا کند.

 

شکلی که Pi در محلول وجود دارد نسبت به PH تغییر می کند. PK ها برای تفکیک H3PO4 به H2PO4 به به ترتیب ۱/۲ و ۲/۷ است. بنابراین در PH زیر ۶، بیشتر Pi بصورت انواع مونووالان وجود خواهد داشت، در حالیکه H3PO4 و فقط به نسبت های جزئی وجود خواهند داشت. بیشتر مطالعات بر روی جذب Pi وابسته به PH در گیاهان عالیتر نشان داده اند که میزان جذب در PH بین ۵ و۶ جایی که غالبیت دارد، بیشترین است، که پیشنهاد می کند که Pi به فرم مونووالان جذب می شود.

تحت شرایط فیزیولوژیک طبیعی یک نیاز برای انتقال پر انرژی Pi از میان غشاهای پلاسمایی از خاک به گیاه وجود دارد بخاطر غلظت نسبتا بالای Pi در سیتوپلاسم و پتانسیل غشایی منفی که ویژگی سلولهای گیاهی است. این نیاز یه انرژی برای جذب Pi بوسیله اثرات مهار کننده های متابولیک که جذب Pi را به سرعت کاهش می دهند اثبات شده است. مکانیکهای دقیق انتقال غشایی هنوز روشن نشده، اگر چه کوترسپورت Pi با یک یا چند پروتون بهترین انتخاب بر مبنای مشاهدات زیر است.

افزودن Pi به ریشه های گرسنه منتهی به دپلاریزاسیون غشای پلاسمای و اسیدی شدن سیتوپلاسم می شود. دپلاریزاسیون نشان می دهد که Pi به آسانی بصورت و یا وارد نمی شود، هر دوی آنها منجر به هیپر پلاریزاسیون غشا می شوند. از این نتایج احتمال می رود که Pi با یونهای با شارژ مثبت کوتر سپورت می شود. کوترسپورت Pi با یک کاتیون وابسته به بیش از ۱ / C+ یا بیش از ۲ / C+ کاتیون است که منجر به درون ریزش خالص شارژ مثبت می شود و بنابراین به دپلاریزاسیون غشایی مشاهده شده منتهی می شود. اسیدی شدن سیتوپلاسم وابسته به انتقال Pi پیشنهاد می کند که کاتیون H+ است، اما اگر انواع

منتقل شده باشند علیرغم نوع کاتیون اسیدی شدن اتفاق می افتد چون در سیتوپلاسم دستخوش تفکیک به و H+ می شود. برای اثبات کوتر سپورت H+ نیاز به سنجش همزمان یا حداقل قابل مقایسه درون ریزش Pi و تغییر القا شده در PH سیتوپلاسمی است. جذب Pi از میان غشاهای پلاسمایی در سلولهای جانوری بطور طبیعی شامل کوترسپورت با Na+ است. سیستم های جذب Pi با تمایل بالا با انرژی Na (سدیمی) همچنین در سیانو باکتریها و جلبکهای سبز یافت شده اند. در بعضی از موجودات مانند ساکارومیس سرویزیه هر دو سیستم های جذب Pi وابسته به H+ و Na+ شرح داده شده اند. وابستگی جذب Pi به Na+ در گیاهان عالیتر هنوز اثبات نشده است، اما این ممکن است تا حدودی بخاطر این باشد که مطالعات اندکی این شیوه ممکن از جذب Pi انرژی دار شده را بررسی کرده اند.

انتقال Pi از سیتوپلاسم به واکوئل شامل یکسری پارامترهای ترمو دینامیکی متفاوت از آنهایی که برای غشای پلاسمایی بکار می روند، می باشد که این عمدتا بدلیل غلظتهای میلی مولار در سیتوپلاسم و واکوئل در مقایسه با غلظتهای میکرومولار در خاک است. برآوردهای اندکی از غلظتهای سیتوزولی و واکوئلی Pi موجود است. هر چند زمانی که ذرت در غلظتهای Pi مشابه آنچه در خاک یافت می شود.(یعنی ۱۰ میکرومول) رشد داده شد غلظت Pi سیتوپلاسم سلول ریشه تخمین زده شد که بیشتر از غلظت واکوئلی باشد. همچنین زمانیکه گیاهان سویا در محلولهای ۵۰ تا ۱۰۰ میکرومول Pi رشد داده شدند، معلوم شد که

غلظتهای Pi سیتوپلاسم سلول برگ بیشتر از غلظتهای واکوئلی است. از آنجا که پتانسیل غشایی واکوئل نسبت به سیتوپلاسم معمولا اندکی مثبت تر است انتقال Pi به واکوئل نیاز به انرژی ندارد. در گیاهان تامین شده با غلظتهای بالایی از P ، به نظر می رسد که Pi در عرض تونوپلاست نزدیک به تعادل

الکتروشیمیایی باشد. در یکی از اندک مطالعاتی که در آن انتقال تونوپلاستی بررسی شده است، جذب Pi به داخل واکوئل های جدا شده از برگهای جو با P کافی نشان داده شده است که از یک وابستگی غلظت مونوفازی تقریبا خطی وابسته به تا حداقل ۲۰ میلی مول پیروی می کند و مستقل از انرژی ATP بود. اگرچه در واکوئلهای جداشده از سلولهای محروم از Pi ، سرعت جذب Pi بسیار بالاتر و وابسته به ATP بود، علیرغم این واقعیت که غلظتهای پایین تر Pi در واکوئل ها باعث تجمع غیر فعال Pi می شود. این موضوع یک حذف مهار یا فعالسازی یک ناقل ثانویه در تونو پلاست را در واکنش به گرسنگی Pi پیشنهاد می کند.

وابستگی غلظت جذب Pi در واکوئلها از سلولهای محروم از Pi گزارش نشده است، یک واکنش دوفازی وجود یک ناقل ثانویه را حمایت می کند که ممکن است زمانیکه میزان Pi محدود شده است، نقش مهمی در حفظ هومئوستاز Pi ایفا می کند فرایند آماده سازی Pi واکوئلی بدنبال گرسنگی Pi احتمالا نیاز به انتقال وابسته به انرژی از میان تونوپلاست دارد که مکانیسم آن شناخته نشده است، اگر چه یک سیمپورت / H+ از لحاظ ترمودینامیکی محتمل است. هنوز مطالب زیادی درباره مکانیسم های ویژه انتقال Pi واکوئلی در گیاهان عالیتر و نقشه که این مکانیسم ها در بافری کردن غلظت Pi سیتوپلاسمی ایفا می کند ناشناخته باقی مانده است.

ناقلین متعدد Pi
این پرسش که آیا چندین ناقل Pi با خصوصیات عملکردی متفاوت در غشاهای سلول گیاهی وجود دارد و یا فقط یک ناقل با خصوصیاتی که با وضعیت Pi داخلی یا غلظت خارجی تغییر می کند موجود است، با استفاده از آنالیزهای کینتیکی جذب ساکارومیسیس سرویزیه نشان می دهند که چندین Pr دارای قلمروهای تراغشایی احتمالی ممکن است برای تشکیل یک کمپلکن ناقل Pi میانکنش کنند. اگر چه ارتباط بین این Pr ها بطور مستقیم ثابت نشده است، و نشان داده شده است که یک Pr ( pho84 ) برای کاتالیز انتقال فسفات در پروتئولیپوزومها کافی است، شواهد ژنتیکی این ایده را حمایت می کنند که ناقلین فسفات از زیر واحدهای متعددی تشکیل شده اند.

بطور خلاصه، اطلاعات کینتیکی ومولکولی نشان می دهند که گیاهان عالیتر ناقلین متعددی برای Pi از میان غشاهای سلولی دارند. اطلاعات مولکولی نشان می دهند که حداقل ۴ ژن وجود دارد که ناقلین Pi راکد می کنند، و اطلاعات کینتیکی وجود ۲ نوع ناقل با تمایل متفاوت برای Pi پیشنهاد می کنند. پیشرفتهای اخیر در زیست شناسی مولکولی این ناقلین ابزار قدرتمندی برای شناخت اینکه چگونه عملکرد آنها در فرایندهای فیزیولوژیکی گیاه تکمیل می شود، فراهم می کنند. مطالعات بیشتری برای بدست آوردن یک شرح جامع از موقعیت(سلولی و درون سلولی) و عملکرد دقیق ناقلین متعدد Pi در گیاهان لازم است.
توزیع فسفر

حفظ غلظت ثابت سیتوپلاسمی Pi برای بسیاری از واکنشهای آنزیمی ضروری است. این هومئوستاز بوسیله ترکیب انتقال غشایی و تبادل بین جایگاههای درون سلولی مختلف Pi بدست می آید. این جایگاهها به چند روش مختلف می توانند طبقه بندی شوند. اول بر طبق موقعیت آنها در قسمتهای فیزیکی مانند سیتوپلاسم، واکوئل، آپوپلاست و هسته. PH این قسمتها شکل Pi را تعیین خواهد کرد. ثانویه برای H3PO4 2/7 است، بنابراین Pi ، در سیتوپلاسم تقریبا بطور مساوی بین اشکال یونی تقسیم خواهد شد، در حالیکه در واکوئل و آپوپلاست اسیدی تر، نوع غالب خواهد بود. دوم بوسیله شکل شیمیایی P، مانند Pi ، استرهای فسفاته(P-esters )، لیپیدهای فسفاته(P-lipids ) و اسیدهای نوکلئویک. نسبت P کل در هر شکل شیمیایی( بجز P در DNA ) با نوع بافت و سن و در واکنش به تغذیه با P تغییر می کند. سوم بر طبق عملکرد فیزیولوژیکی مانند متابولیکی، ذخیره ای و اشکال چرخه ای.

دانسته های ما درباره توزیع P در جایگاههای متابولیکی و قسمتهای فیزیکی از ۳ نوع تحقیق حاصل می وشود. قبل از ۱۹۸۰، اطلاعات درباره ترکیباته فسفاته و توزیع آنها در بافتها از آنالیز اندامکهای جداسازی شده یا از تجزیه P 32 ردیاب رادیواکتیو بین بخشهای شیمیایی مختلف ناشی می شد. اطلاعات دیگر از مطالعه بر روی سرعتی که P 32 به بافت وارد یا از آن خارج می شود بدست آمده است. پیشرفت اصلی در تعیین موقعیت جایگاههای درون سلولی با بکاربردن اسپکتروسکوپی NMR در بافتهای گیاهی بدست آمد. این تکنیک، آنالیزهای invivo برای Pi و سایر متابولیتهای فسفاته مهم بعلاوه کنترل و تنظیم تغییرات وابسته به زمان در تعدادی از این ترکیبات را امکانپذیر کرد. شکل ۲ یک اسپکتروم NMR – P 31 را نشان می دهد، مانند آنچه از نمونه های راسی ریشه یا سلولهای کشت شده در سوسپانسیون مشاهده شده، و نشان می دهد که این ترکیبات در کجای سلول یافت می شوند.

سیگنالهای مجزایی برای Pi و سایر ترکیبات فسفاته محلول واقع شده در سیتوپلاسم تقریبا خنثی یا در واکوئل اسیدی قابل کشف است(شکل۲). NMR – P 31 در حال حاضر تنها راه برای اندازه گیری مستقیم ذخایر سیتوپلاسمی و واکوئلی Pi invivo (در داخل) است. در یک اسپکتروم NMR شدت دزونانسها که در مناطق قله نشان داده شده اند، یک نمونه فوری از مقادیر نسبی بخشهای فسفاته محلول مختلف موجود فراهم می کند. مناطق قله ظرفیت Pi را نشان می دهد که می توان غلظت ها را از آن نتیجه گرفت. مطالعات NMR ثابت کرده اند که یک مخزن کوچک از Pi (1 تا ۵ درصد از کل Pi نشان می دهد) در سیتوپلاسم واقع شده و یک مخزن ذخیره ای بزرگ در واکوئل واقع شده است. مطالعات NMR نقش اصلی را در شناخت ما از عملکرد ذخایر سیتوپلاسمی و واکوئلی Pi در داخل گیاه ایفا می کنند.
تنظیم جذب Pi
Pi سیتوپلاسمی در غلظتهای ثابت(۵ تا ۱۰ میلی مول) و کم و بیش مستقل از غلظتهای Pi خارجی، مگر تحت کاهش شدید Pi ، حفظ می شود. در مقایسه، غلظتهای Pi واکوئلی تحت شرایط گرسنگی P بطور گسترده ای تغییر می کند همچنین Pi واکوئل در واکنش به بهبود وضعیت Pi سریعتر از بخشهای فسفاته دیگر افزایش می یابد. هرچند، به نظر می رسد که بیشتر از حدود ۲۵ میلی مول افزایش یابد.
زمانیکهه مقدار Pi محدود شده باشد، گیاهان ریشه های بیشتری تولید می کنند، سرعت جذب از خاک، بوسیله ریشه ها را افزایش می دهند، Pi را از برگهای پیرتر منتقل می کنند و ذخایر Pi واکوئلی را کاهش می دهند. بعلاوه قارچ میکوریزا ممکن است بطور وسیعی ریشه ها را تثبیت کند. برعکس، زمانیکه گیاهان ذخیره کافی از Pi دارند و آنرا با سرعتهایی که بیشتر از میزان تقاضاست جذب می کنند، فرایندهای مختلفی عمل می کنند تا از تجمع غلظتهای سمی Pi

جلوگیری کنند. این فرایندها شامل تبدیل Pi به ترکیبات ذخیره ای آلی(مانند فیتیک اسید)، کاهش در سرعت جذب Pi از محلول خارجی و کاهش Pi بوسیله برون ریزش که می تواند بین ۸ تا ۷۰ درصد درون ریزش باشد، هستند. هریک از این فرایندها ممکن است تدابیری برای حفظ هومئوستاز درون سلولی Pi باشند.
از مطالعات کینتیکی و مولکولی واضح است که قابلیت انتقال Pi از میان غشاهای سلولی به کمک چندین ناقل مختلف است و به طرقی بوسیله میزان Pi

خارجی تنظیم می شود. Furihata و همکارانش بیان متفاوت ناقلین فسفات را با استفاده از تکنیک های کینتکی نشان دادند که در آن سیستم با تمایل بالا، اما نه سیستم با تمایل پایین، بوسیله غلظت بالای Pi مهار می شود. بیان اعضای خاصی از خانواده رنی ناقل فسفات تونوپلاستی یا غشایی احتمالی در طول دوره هایی از گرسنگی Pi افزایش می یابد. در آرابید و پسیس حداقل ۳ ژن کدکننده ناقل فسفات در ریشه ها بیان می شود و بوسیله گرسنگی Pi تنظیم مثبت می شود. بطور مشابه، در سیب زمینی یک ژن مخصوصا در ریشه ها و ساقه های خزنده بوسیله گرسنگی Pi القا شده بود، در حالیکه ژن دوم تحت شرایط فسفات کم یا زیاد در کل گیاه بیان شده بود.

تغییرات در فعالیت انتقال Pi و بیان ژن ناقل فسفات نشان می دهد که سلولهای گیاهی به تغییرات غلظت Pi در محیط خارجی یا در واکوئل واکنش نشان می دهند. هر چند، سیگنالهای درون سلولی و فاکتورهایی ک بیان ژن را در هسته تغییر می دهند در حالیکه غلظتهای سیتوپلاسمی Pi نسبتا ثابت باقی می ماند ناشناخته اند. پیشرفت در سطح مولکولی ممکن است سرانجام بینشی فراهم کند درباره فرایندهایی که جذب فسفات را تنظیم می کنند از طریق جداسازی ژنهای کدکننده Pr هایی که مکانیسم های انتقال فسفات را تنظیم و میانکنش می کنند.

انتقال P در کل گیاه
مطالعات اخیر تصویری از الگوهای نقل و انتقال Pi در کل گیاهان فراهم می کنند. در گیاهان با P کافی بیشتر P جذب شده بوسیله ریشه ها از طریق گزیلم به برگهای جوانتر منتقل می شود. غلظتهای Pi در گزیلم از ۱ میلی مول در گیاهان با گرسنگی Pi تا ۷ میلی مول در گیاهان رشد یافته در محلولهای شامل ۱۲۵ میکرومول Pi تغییر می کند. همچنین انتقال دوباره قابل ملاحظه Pi در فلوئم از برگهای پیرتر به شاخه های در حال رشد و از شاخه ها به ریشه ها وجود دارد.

در گیاهان با P ناکافی مقدار محدود Pi از ریشه ها به شاخه ها از طریق گزیلم بوسیله افزایش تحریک P ذخیره شده در برگهای پیرتر و انتقال دوباره به برگهای جوانتر و ریشه های در حال رشد تکمیل می شود. این فرایند شامل کاهش ذخیره Pi و همچنین شکستن P آلی در برگهای پیرتر است. یک ویژگی شگرف گیاهان با گرسنگی P آن است که تقریبا نیمی از Pi منتقل شده از شاخه ها به ریشه ها در فلوئم، سپس به گزیلم منتقل می شود، در حالیکه مقدار زیادی P آلی در فلوئم یافت می شود.

تعدادی از جهش یافته ها که تجمع متغیر Pi در برگها نشان می دهند، شناسایی شده اند. آنها ممکن است در شناخت فرایندهایی که تخصیص Pi را در داخل گیاه کنترل می کنند، به ما کمک کنند. یک جهش یافته آرابیدوپسیس(pho1 ) براساس غلظتهای فسفات کاهش یافته در بافت برگ جداسازی شده و نشان داده شده که سرعت جذب Pi ریشه ای مشابه نوع وحشی بود اما سرعت انتقال به شاخه ها کاهش یافته بود. در جهش یافته pho1 شناخته نشده که آیا ژن کدکننده ناقل جهش یافته است یا مولکول تنظیم کننده، هرچند ژنهای ناقل فسفات که کلون شده اند. در لوکوس pho1 (2pho ) واقع نشده اند. این جهش اهمیت مکانیسم های تخصص یافته برای انتقال Pi در گزیلم را نشان می دهد. یک جهش یافته دیگر آرابیدوپسیس، ۲pho، P را تا غلظتهای سمی در برگهایش جمع می کند که نشان دهنده یک نقص در تنظیم غلظتهای Pi در شاخه هاست و اهمیت غلظتهای درون سلولی تنظیم کننده را توضیح می دهد.
نقش میکوریزا در جذب P

یک استنباط کلی وجود دارد که جذب Pi توسط گیاهان بعنوان یک پیامد مستقیم جذب از خاک بوسیله سلولهای ریشه اتفاق می افتد. اگر چه در بیش از ۹۰ درصد از گیاهان خشکی، روابط همزیستی با قارچ میکوریزایی شکل می گیرد. در این گیاهان ریسه ها قارچ نقش مهمی در کسب P برای گیاهان ایفا می کنند. میکوریزا به ۲ گروه اصلی تقسیم می شود: اکتومیکوریزا و اندومیکوریزا، که از میان آنها میکوریزای آربسکولاروزیکولی در سلسله گیاهی فراوانترین است. همزیستی میکوریزایی بر مبنای تبادل متقابل C از گیاه در عوض P و سایر مواد معدنی از قارچ ایجاد می شود. درون ریزش P در ریشه های کلونیزه شده بوسیله قارچهای میکوریزایی نسبت به ریشه های غیر میکوریزایی می تواند ۳ تا ۵ برابر باشد( سرعتهای مول بر متر بر ثانیه).

مطالعات منتشر شده اندک از کینیتیک جذب Pi نشان می دهند که ریشه های میکوریزایی و ریسه های جدا شده سیستم های جذب P با خصوصیات مشابه با آنچه در ریشه های غیر میکوریزایی و سایر قارچها یافت می شود، دارند. لوله های زاینده قارچ میکوریزایی آرسکولاروزیکولی Gigaspora margarito 2 سیستم جذب Pi دارد (km 2 تا ۳ میکرومول و ۱۰۰۰۰ تا ۱۱۰۰۰ میکرومول). یک تحقیق مولکولی جدید ژن GUPT را شناسایی کرده که یک ناقل فسفات قارچی با تمایل بالا(میکرومول = ۱۸ km ) را در ریسه های خارجی کد می کند که از لحاظ ساختار و عملکرد مشابه ناقلین با تمایل بالا در گیاهان است.(جدول۱)

چندین عامل ممکن است موجب سرعت افزایش یافته جذب Pi اندازه گیری شده در گیاهان میکوریزایی شوند. یک شبکه گسترده از ریسه ها از ریشه گسترش می یابد که گیاه را قادر می سازد حجم بیشتری از خاک را برای منابع غذایی جستجو کند، بنابراین بر محدودیتهایی که بخاطر انتشار کند Pi در خاک ایجاد

شده، غلبه کند. تحقیقات مختلف نشان داده اند که ناحیه میکوریزایی بزرگتر از گیاهان غیر میکوریزایی است. قارچ میکوریزا ممکن است همچنین قادر یاشد Pi را از محلول خام نسبت به سایر قارچهای خاک بطور موثرتری دریافت کند زیرا C ( که ممکن است در خاک محدود باشد ) توسط گیاه برای قارچ فراهم می شود. بنابراین ارتباط گیاه/ قارچ می تواند گیاه را قادر سازد تا بطور موثری با میکروارگانیسم های خاک برای مقدار محدود Pi موجود در خاک رقابت کند. قارچ میکوریزا همچنین ممکن است بتواند P را از منابع آلی که بطور مستقیم در دسترس گیاه نیست(مانند فینیک اسید و اسیدهای نوکلئیک) بدست آورد.