جنگ بر پایه فناوری اطلاعات it
در فرهنگ قدیم، جنگ بهمعنای دویدن، جاخالی دادن و پرتاب کردن اشیاء به سمت یکدیگر بود. گرچه کمکم پرتاب دستی جای خود را به پرتاب با ماشینهای مختلف بخشید و یا اینکه اختراع باروت باعث شد توانایی پرتابی اشیاء به سمت نیروهای دشمن افزایش پیدا کند. بعد از آن نوبت به سلاحهای خودکار رسید که ارتش آمریکا در آخرین سالهای جنگ جهانی اول از آنها استفاده کرد. گرچه این پیشرفتها بسیار قابل توجه بودند و میتوانستند جنگ را به نفع طرفی که بیشترین امکانات اینچنینی دارد به پایان برسانند اما مشکل آنها این بود که تنها میتوانستند دشمنی را که دیده و شنیده میشود مورد هدف قرار دهد.

از آنجایی که انسان همیشه سعی در پیشرفت داشته است! در این مورد نیز به پیشرفت خود ادامه داد تا مبادا از قافله عقب بماند! اختراع ادوات الکترونیکی و بخصوص رادار نقطه عطفی در این زمینه بود که باعث شد چهره جنگ دستخوش تغییرات اساسی شود. بهاینترتیب کشتیها و هواپیماها قادر شدند بر روی دشمنانی آتش کنند که از آنها چیزی بهجز یک سایه سبزرنگ نمیدیدند. بعد از آن سروکله روباتهای نظامیپیدا شد. موشکهای کروز نمونهای از این روباتهای نظامیبودند که میتوانستند بهطور خودکار ماموریتهایی را انجام دهند که قبلا باید توسط سربازان انجام میگرفت. رادارهای پیشرفتهتر هم که آمدند به خلبانان

کمک کردند هواپیماهایی را هدف بگیرند که اصلا قادر به دیدنش نبودند.بهزودی سیستمهای روباتیک از این هم پیشرفتهتر و مستقلتر شدند بهطوریکه جنگافزارهایی ساخته شدند که بهطور خودکار توانایی اکتشاف، ارزیابی هدف، موقعیتیابی، ردیابی، درگیری و در نهایت کشت و کشتار را داشتند. این کار درواقع مدیون ساخت حسگرهای الکترونیکی و پردازشگرهای پیشرفتهای بود که توانایی تشخیص هدف ثابت و سیار و نیز شناسایی روشهایی برای هدایت صحیح و خودکار را به جنگجویان میدادند.

با تمام این پیشرفتها در جنگ و فنآوریهای مربوط به آن امروزه انسانها به این فکر افتادهاند که سلاح را بهطور کامل از دستان همنوعانشان بیرون بکشند و این بار سنگین را به دوش کامپیوترها بیندازند. مهمترین اقدام در این زمینه ترقی سیستمهای اطلاعاتی کامپیوتری است که با تکثیر سیستمهای خودکار و نیمهخودکار سیار مثل روباتها ترکیب شده است. بهاینترتیب هم سرعت بالا میرود و هم محدودیتهایی که بهواسطه زمان واکنش در انسان وجود دارد از بین خواهد رفت. سلاحهای مدرن کامپیوتری توانایی درگیری با سرعت نور را دارند. بهطور خلاصه باید گفت سیستمهای نظامیامروزه خیلی سریع، خیلی کوچک و در تعداد خیلی زیاد هستند و باعث شدهاند محیطی بسیار پیچیده از جهت نظارت و کنترل برای انسانها بهوجود آید.

● کاربرد فناوری اطلاعات در جنگ
فنآوری همیشه جزء مهمیاز جنگ بوده است. در عصری که تعریف فنآوری همان تعریفی است که از فنآوری اطلاعات میکنند جای تعجب نیست که IT هسته مرکزی شکلگیری و تکامل هر جنگی باشد. ارتشهای دنیا امروزه بر این باورند که “اطلاعات” اصلیترین دستگاه تقویتکننده هر جنگی است. اهمیت اطلاعات در جنگها حتی بیشتر از اهمیت سربازان و سلاحها و دیگر استانداردهای قدیمیاست.

جنگ اطلاعاتی نشانهای از دوران مدرن ماست. دنیای مدرن ما شدیدا وابسته به انواع فنآوریها و بخصوص کامپیوتر است. جایی هم که وابستگی وجود داشته باشد، سطح آسیبپذیری بالاتر میرود. اقتصاد، سیاست، دولتها و ملتها همگی به کامپیوتر و اطلاعات وابستهاند. برخی صنایع مثل بانکداری، کارخانجات پیشرفته خودکار و یا صنایع شیمیایی و پتروشیمیبدون کامپیوتر و ارتباطات و یا زیرساختهای شبکه نمیتوانند بهدرستی کار کنند و یا حتی از کار خواهند افتاد. درچنین

دنیایی فلج کردن، فریب دادن و ازهم گسیختن سازمانها و موسسات از طریق دستکاری و یا انهدام زیرساختهای اطلاعاتی آنها را “جنگ اطلاعاتی” میگویند. طرف این جنگ میتواند یک شخص باشد (مثل خالی کردن حساب بانکی و یا خواندن ایمیل وی) و یا اینکه دولتها و موسسات مهم هک شوند و اطلاعات آنها بهصورت پنهانی بهسرقت رود. همچنین تروریسم اطلاعاتی و نیز مقاصد نظامی(یعنی استفاده از تمامیموارد ذکر شده بههمراه تکنیکهای نظامیبرای رسیدن به اهداف نظامی) از دیگر انواع این جنگ هستند. در نوع نظامیجنگ اطلاعاتی هم از تکنیکهای نرمافزاری استفاده میشود و هم از انواع سختافزاری آن. یک مثال از این گروه را میتوان بمبهایی عنوان کرد که هدف آنها مراکز کامپیوتری و یا دیگر نقاط اطلاعاتی دشمن است. جنگهایی مثل جنگهای الکترونیک، که در آنها علم و

عمل از کار انداختن رادارهای دشمن به وسیله انفجار یا پارازیت حرف اول را میزند، چیزی کمتر از یک “جنگ اطلاعاتی” نظامیتخصصی نیست.
در جنگهای اطلاعاتی نیازی به ارتش پرتعداد نیست. درعوض سربازان این جنگ، افرادی هستند که تعداد آنها کمتر از گذشته است اما به اطلاعات آنلاین، که از ماهوارهها و حسگرهای میدان جنگ بهآنها میرسد، مجهز هستند.آنها میتوانند با سرعت نور به محلهایی غیرمنتظره حمله کنند و پیروز شوند. در این جنگ کسی برنده است که بتواند بیشترین اطلاعات را از طرف مقابل کسب کند و آنها را به استثمار بکشد. در چنین جنگی میزان کشتهها نیز در حداقل خود است. در واقع نه تحرک و نه حجم، هیچکدام تعیینکننده نتیجه جنگ اطلاعاتی نیستند؛ درعوض طرفی برنده است که بیشتر میداند.در این جنگ، عملکردهای

نظامیبرطبق قوانین متکی بر اطلاعات هدایت میشوند و در آن سیستمهای اطلاعاتی و ارتباطی تخریب میشوند.
فنآوریهای زیادی در این نوع جنگ استفاده میشوند. این فنآوریها بخصوص در زمینه فرماندهی و کنترل، جمعآوری اطلاعات، پردازش و پخش اطلاعات، مکانیابی دوست و دشمن، سلاحهای هوشمند و …. کاربرد دارند. همچنین کورکردن ادوات الکترونیکی نیروی دشمن، پخش پارازیت، اغفال و هجوم سری به اطلاعات و مدارات ارتباطی دشمن از دیگر کاربردهای این فنآوریهاست.

حمله به شبکه بهطوری که ظاهر صفحات وب بههم بریزد، تبلیغات سیاسی آنلاین برای افرادی که به اینترنت دسترسی دارند و مسموم کردن هوای جنگ، جمعآوری دیتا، ازکارانداختن تجهیزات نظامیکامپیوتری مثل رادارها و نیز حمله به زیرساختهای حیاتی دشمن مثل شبکههای ارتباطی و سوخترسانی و … در طبقهبندی جنگ اطلاعاتی جای میگیرند.

بهگزارش McAfee کشور چین طلایهدار جنگ سایبر است. این کشور متهم به حمله سایبر به هند و آلمان و ایالات متحده است. گرچه خود این کشور اتهام فوق را رد کرده است.

● رادار و نظامیگری
رادار یک سیستم الکترومغناطیسی است که برای تشخیص و تعیین موقعیت هدف بهکار میرود. با رادار میتوان درون محیطهایی مثل تاریکی، باران، مه، برف، غبار و … را که برای چشم غیر قابل نفوذ است دید. اما مهمترین مزیت رادار توانایی آن درتعیین فاصله یا حدود هدف است. کاربرد رادارها در اهداف زمینی، هوایی، دریایی، فضایی و هواشناسی است.

اختراع رادار از یک پدیده فیزیکی و بسیار طبیعی به نام انعکاس الهام گرفته است. همه ما بارها و بارها بازگشت صدا را در مقابل صخرههای عظیم تجربه کردهایم. امواج رادیویی و الکترومغناطیس نیز قابلیت انعکاس و بازتاب دارند و رادار بر اساس همین خاصیت ساده بهوجود آمده است. سادهترین رادارها در حقیقت از یک فرستنده و یک گیرنده رادیویی تشکیل شدهاند. آزمایش اساسی ارسال امواج الکترومغناطیسی بهسوی هواپیماهای در حال پرواز ، بهوسیله یک دانشمند فرانسوی بهنام “پیر داوید” انجام شد. بعد از آن در آغاز جنگ دوم جهانی بود که تکنسینهای انگلیسی موفق شدند، نخستین مدلهای راداری امروزی را بسازند.

همانطور که امواج دریا و امواج صوتی پس از رسیدن به مانعی منعکس میشوند، امواج الکترومغناطیسی هم وقتی به مانعی برخورد کنند، برمیگردند و ما را از وجود آن آگاه میکنند. به کمک امواج الکترومغناطیسی نه تنها از وجود اجسام در فاصله دور باخبر میشویم، بلکه بهطور دقیق تعیین میکنیم که آیا ساکن هستند یا از ما دور و یا به ما نزدیک میشوند. حتی سرعت جسم نیز بهخوبی قابل محاسبه است.

درجنگ جهانی دوم زمانیکه رادار وارد صحنه نبرد شد، انگلستان پایگاههای وسیعی را مجهز به رادار کرد و بهاینترتیب در کارهواپیماهای آلمانی اختلال ایجاد کرد. به عقیده بسیاری از کارشناسان، این رادار بود که آلمان را علی رغم حملههای گسترده هوایی بر روی شهرهایی نظیر لندن ، ناکام گذاشت. همچنین بسیاری از زیر دریاییهایی که تعداد زیادی از کشتیهای حمل و نقل و ناوهای جنگی متفقین را به قعر دریا میفرستادند، با کمک رادارها شناسایی شدند و در عملیات گوناگون خود شکست خوردند. رادارها حتی در توپخانهها ، موشک اندازها و جنگهای زیر دریاییها نیز وارد عمل شدند و توجه قدرتهای بزرگ تسلیحاتی را ، حتی پس از شکست هیتلر و پایان جنگ جهانی به خودشان جلب کردند.

سیستم رادار در ابتدا با روشن کردن فرستنده ، یک دسته موج رادیویی متراکم در آسمان و در جهات مختلف پخش میکند. این ارسال برای چند میکروثانیه صورت میگیرد، حال فرستنده خاموش شده و گیرنده سیستم رادار مترصد دریافت پژواک امواج که به همراه اطلاعات حاصل از پدیده داپلر نیز هستند میماند. امواج رادیویی با سرعتی معادل سرعت نور حرکت میکنند، تقریباً در هر میکروثانیه ۳۰۰ متر را در فضا طی میکنند؛ حال اگر سیستم رادار مذکور دارای یک ساعت بسیار دقیق و قوی باشد، میتواند با دقت بسیار بالایی موقعیت هواپیما را مشخص کند، با استفاده از روشهای خاص پردازش سیگنال برای تحلیل پدیده داپلر بر روی موجهای برگشتی میتوان به دقت سرعت هواپیما را مشخص کرد.

آنتن رادار ، یک دسته پالس امواج رادیویی کوچک (اما قدرتمند) را با یک فرکانس مشخص منتشر میکند. هنگامیکه امواج به یک جسم برخورد میکنند منعکس شده و در اثر پدیده داپلر فشرده تر یا گسسته تر میشوند. همان آنتن وظیفه دریافت امواج منعکس شده را نیز که البته بسیار کمتر از امواج ارسالی هستند بر عهده دارد.

● سلاحهای پرانرژی
یکی از سلاحهایی که این روزها در جنگها کاربرد دارد، سلاحهای پرانرژی فرکانس رادیویی هستند. این سلاحها از امواج رادیویی پرقدرت برای از هم گسیختن ادوات الکترونیکی استفاده میکنند. این سلاحها یک نوع از سلاحهای انرژی هدایتشده محسوب میشوند و مشابه تشعشعات الکترومغناطیسی و عمل میکنند و ولتاژی مخرب را درون سیمکشیهای الکترونیکی القاء میکنند. این سلاحها معمولا جهتدارند و میتوانند روی یک هدف بخصوص با استفاده از یک رفلکتور سهمیوار متمرکز شوند.

در جنگ بین كشورها در جهان كنونی، توانایی تأثیر گذاشتن بر روحیه و روان نیروهـــای نظامی ومردم كشور مقابل با استفاده از اطلاعات وتكنولوژی مدرن ، می تواند عامل اصلی پیروزی باشد.

در جنگ وجود اطلاعات كامل دقیق و روشن از دشمن ،كمك مناسبی جهت ایجاد یك جنگ روانی در میان نیروهای نظامی وعوامل پشتیبانی دشمن
اطلاعات، تكنولوژی وجنگ روانی
در جنگ بین كشورها در جهان كنونی، توانایی تأثیر گذاشتن بر روحیه و روان نیروهـــای نظامی ومردم كشور مقابل با استفاده از اطلاعات وتكنولوژی مدرن ، می تواند عامل اصلی پیروزی باشد.

در جنگ وجود اطلاعات كامل دقیق و روشن از دشمن ،كمك مناسبی جهت ایجاد یك جنگ روانی در میان نیروهای نظامی وعوامل پشتیبانی دشمن می‌باشد.
ازآنجاكه جنگ یك پدیده‌ی اجتماعی است؛ طرف‌های درگیر در آن مختار دراستفاده از هر نوع وسیله‌ی دفاعی از جمله سیستم‌های اطلاعاتی وتكنولوژی می‌باشند وكاملاً روشن است كه استفاده از این امكانات جهت غلبه(فیزیكی و روانی)بر طرف مقابل می باشد.جهان رو به سویی نهاده كه شاید به جرأت بتوان گفت كه در عملیات های نظامی آینده وجود سلاح كارآیی چندانی داشته باشد وآنچه كه نتیجه جنگ را مشخص خواهد نمود، وجود اطلاعات و سیستم‌های دریافت ونشر آن مانند رایانه ها ، اینترنت ودر یك كلام تكنولوژی روز است.تكنولوژی می تواند اطلاعات كامل ودقیقی ارایه دهد و این اطلاعات در ایجاد یك جنگ روانی تمام عیار مورد استفاده قرار گیرد.

جنگ چیست:
جنگ را باید یك پدیده‌ی اجتماعی دانست كه قدمت آن به اندازه حیات انسان است، جنگ همزاد بشر می‌باشد .گویا بشر نمی تواند این بلا را از سر خود دوركند.بدون جنگ زندگی سخت،كسل كننده و یكنواخت خواهد بود.از دیدگاه جامعه شناسان كنش‌های‌متقابل‌اجتماعی* به دوصورت ظاهر می گردد:
الف)كنش‌های متقابل پیوسته.
ب)كنش‌های متقابل ناپیوسته.
نوع اول این كنش‌ها به همكاری و یگانگی ونوع دوم به رقابت،ستیز،سبقت وكشمكش منجر می شود ۱٫
در تعریف از جنگ نظر واحدی بین اندیشمندان وصاحب نظران وجود ندارد؛ولی آنچه كه از مجموع تعاریف استنباط می شود در قالب زیر بیان می‌گردد:
جنگ یك پدیده‌ی اجتماعی همراه با خشونت وستیز بین گروه های سازمان یافته می‌باشد كه طرف‌های درگیردرآن ، از تكنولوژی روز وتوان وقدرت خود برای غلبه‌ی(فیزیكی و روانی) بر طرف‌های دیگر استفاده‌می‌نمایند.

آنچه كه در تعریف فوق بیشتر از همه مورد نظر است عبارتند از:
۱- استفاده از تكنولوژی روز (سیستم‌های اطلاعاتی)است كه معمولاًدر جنگ ها سعی براین است كه بالاترین وپیشرفته ترین دست‌آوردهای بشری، برای غلبه بر حریف مورد استفاده قرار گیرد و معمولاً هم بدین گونه بوده است.بسیاری از پیشرفت های بشر مرهون جنگ و سلطه طلبی انسان‌ها است.
۲- غلبه روانی بر دشمن می باشد؛ در یك جنگ روانی تمام عیار می بایست اطلاعات درست، صحیح و كاملی وجود داشته باشد تا متخصصان جنگ های روانی با به‌كارگیری این اطلاعات، به موقع بتوانند در تضعیف روحیه‌ی دشمن مؤثر باشند.به عبارت دیگر یك عملیات روانی موفق وابسته به اطلاعات دقیق و درست است.

جنگ روانی :
اعتقاد بر این است كه مورخ و تحلیل گر نظامی بریتانیایی «فولر*»اولین كسی است كه این اصطلاح را در سال ۱۹۲۰٫م به كار برد. اقدام‌های نهفته در دل این اصطلاح سابقه باستانی دارد. فولر بیان می كند كه: «وسایل سنتی جنگ؛ ممكن است جای خود را به جنگ روانی ناب بدهد كه در آن از سلاح استفاده نمی شود بلكه زایل كردن خرد انسان‌ها به‌وسیله نفوذ در اراده آنها می باشد.»

آنچه مسلم شده این است كه اصطلاح « جنگ روانی » در جنگ جهانی دوم و در آمریكا رواج پیدا نمود و از آن به بعد اندیشمندان سعی نمودند كه تعاریفی از جنگ روانی ارایه نمایندكه تعدادی از این تعاریف عبارتند از:
جنگ روانی عبارت است از: (( مجموعه اقداماتی كه برای ضعیف نمودن روحیه‌ی دشمن و تأثیر در عواطف و عقاید او، در جهت پشتیبانی هدف‌هایی كه از طریق عملیات رزمی تعقیب می‌شود . ۲))

در تعریف دیگری از جنگ روانی آن‌را وسیله ای غیركشنده می‌دانند جهت تأثیرگذاری بر روان مردم كشور وهدف آن سست نمودن اراده جنگیدن افراد دشمن. تأثیرگذاری عملیات روانی بر روی نگرش و رفتار مخاطبان بی طرف ، خودی و دشمن می‌باشد وجهت آن دست‌یابی به اهداف سیاسی و نظامی‌است. ۳
صلاح نصر نویسنده‌ی مصری نیز، جنگ روانی را این چنین تعریف می نماید: «جنگ روانی همان جنگ عقیده و كلمه است؛ خواه به صورت مخفی،آشكار و یا تركیبی باشد،اساساً سلاحی است كه به انسان و عقل او توجه دارد و هر گاه امكان برقراری ارتباط عاطفی با مخاطب را داشته باشد می تواند به اعماق او نفوذ نماید . ۴ »

اما آنچه از تعاریف اكثریت اندیشمندان در حیطه‌ی جنگ روانی، می‌توان به عنوان نقاط مشترك بیان كرد عبارت است از:
عملیات روانی (جنگ روانی ) مجموعه اقداماتی است در جهت كاهش،تضعیف و یا از بین بردن روحیه و توان جنگی نیروهای نظامی و مردم طرف مقابل (دشمن).

عملیات روانی می تواند در قالب های سیاسی،فرهنگی،اقتصادی،اجتماعی و نظامی ظاهر گردد، اما نمود این عملیات در بعد نظامی سریعتر و بیشتر است.عملیات نظامی از این حیث كه یك تقابل ناپیوسته اجتماعی مستقیم *می‌باشد ظاهر شدن عملیات روانی در آن از سایر ابعاد سریعتر می باشد.در رویارویی دو گروه متقابل نتیجه نمی تواند از دو حالت بیرون‌باشد:

اول: پیروزی . دوم: شكست یكی از دو طرف منازعه.
آنچه مسلم است این كه عملیات روانی در غلبه بر حریف مؤثر است و استفاده كننده از این روش می تواند خود را در جایگاهی فراتر و بالاتر از طرف مقابل‌ببیند.