جن

یکی از آفریده های خداوند موجودی است به نام جن. این موجود همانند انسان دارای تکلیف است و هدف از خلقت او، همانند انسان، عبادت و بندگی خداوند است. قرآن در سوره ذاریات آیه ۵۶ و سوره الرحمان آیه ۱۵ میفرماید:«جن موجودی است که از آتش آفریده شده است.» (و خلق الجان من مارج من نار(

جن اگرچه موجودی است که قدرت انجام کارهای استثنایی و فوق العاده را دارد ولی از نظر وجودی، ضعیفتر از انسان و تحت تسخیر اوست؛ چنان که میدانیم همین موجودات در حکومت حضرت سلیمان پیامبر خداوند در تحت سلطه او بودند. پیامبری که از جنس انسانها برانگیخته شود پیامبر جنیان نیز هست.

امامان معصوم علیه السلام که به اذن خداوند، قدرت تصرف بر هر چیزی را دارند، بر جنیان نیز مسلط هستند. در تاریخ زندگانی ائمه علیهم السلام موارد متعددی در این مورد به چشم می خورد. گاهی نیز خود جنیان برای انجام خدمت و کمک اعلام آمادگی مینمودند، و پرسشهای دینی و مشکلات خود را با مراجعه به امام برطرف میکردند، زیرا امام برای گروه جن نیز امام است.

خلاصه سخن آن که جنیان در تکلیف و مسؤولیتها و اختیار و اراده و ثواب و عقاب و رهسپار شدن به سوی بهشت و یا فرو افتادن در دوزخ با آدمیان یکسان هستند .

بنابراین، این سخن که “جنیان به معنای میکروب و موجودات زنده ریز و ذره بینی هستند” باطل و نادرست است. آیا آنها هستند که با انسان ها و در ردیف آنها به جهنم میروند؟ آیا میکروب ها هستند که در مکه به حضور رسول خدا رسیدند و ایمان آوردند و آن محل اکنون به نام مسجد جن موجود است و مستحب است که حاجیان در آنجا دو رکعت نماز گزارند؟

منابع:
قرآن کریم، نور ملکوت قرآن، ج ۲ ص ۳۲۲-۳۲۱

« جن » موجودی است ناپیدا که مشخصات زیادی برای آن در قرآن ذکر شده است، از جمله:

۱- جن از شعله آتش آفریده شده؛ بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است. (سوره الرحمن، آیه ۱۵)
۲- جنیان دارای علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است. آیات مختلفی از سوره جن بر این مطلب دلالت می کند.
۳- دارای تکلیف و مسئولیت هستند. آیات سوره جن و آیاتی از سوره الرحمن دلالت بر این دارند.
۴- گروهی از آنان مؤمن صالح و گروهی کافر هستند. (و انّا منا الصالحون و منّا دون ذلک ) (سوره جن، آیه ۱۱ )
۵- آنان نیز چون آدمیان دارای حشر و نشر و معادند. (و امّا القاسطون نکانوا لجهنم حطباً) (سوره جن، آیه ۱۵ )
۶- آنان قدرت نفوذ در آسمان ها و خبرگیری و استراق سمع داشتهاند ولی بعداً ممنوع شدند. (جن، آیه ۹ )
۷- در میان آنها جنهایی یافت میشوند که از قدرت زیادی برخوردارند، همان گونه که در میان انسان ها نیز چنین است. (سوره نمل،آیه ۳۹ (
۸- آنها قدرت انجام بعضی از کارهای انسان را دارند. (سوره سباء،آیه ۱۲ و ۱۳ (
۹- خلقت آنها بر روی زمین قبل از خلقت انسانها بوده. (سوره هجر، آیه ۲۷ (

منابع:
تفسیر نمونه،ج ۲۵،ص ۱۵۴ و ۱۵۵

شايد به جرات بتوان بحث در وادي موجودات ماوراءالطبيعه را به قدمت تاريخ بشري دانست،چه در ميان عوام وچه در ميان روشنفكران،دانش پژوهان و محققين هر عصر.از اين رو بعد از گذشت قرن ها اين بحث هنوز هم به همان تازگي دنبال شده و چنانچه وقتي نوشته

اي،گفتگويي،داستاني ويا حتي فيلمي در مورد آنها تهيه مي شود از استقبال عموم برخوردار مي گردد،چرا كه بشر هميشه تشنه برداشتن حجاب از مستورهاي پيرامون خويش است،تا بتواند حس غريزي كنجكاوي خود را نسبت به اين موجودات به طريقي تسكين بخشد.شايد يك وجه اشتراك را بتوان در ميان عوام و روشنفكران و دانشمندان يافت وآن شك و ترديد نسبت به واقعيت وجودي آنان است؛چراكه حتي سير تكاملي علم در قاره اروپا و آمريكا هم نتوانسته آن را از محالات بداند و علي

رغم همه پيشرفت هاي علوم بشري هيچ راه حل علمي براي پي بردن به چگونگي اين موجودات عنوان نشده و همه چيز مانند ازل در شك و ترديد است؛اما در جهان بيني اسلامي همه چيز زيبا و بجا آفريده شده است،حتي موجود ماوراء الطبيعه اي با نام «جن»،موجودي كه حتي برخي از مسلمانان،روشنفكران و دانش پژوهان در زمينه ديني يا به ديده شك و ترديد در آن نگريسته،ويا سكوت كرده اند.

جن يك واقعيت است يا افسانه
در ميان انسان ها بر خلقت نظام عالم دو ديدگاه كلي وجود دارد،عده اي كه همه چيز را ناشي از خلقت ذات الهي مي دانند و گروهي ديگر كه سر منشاء خلقت نظام دو عالم را در طبيعت جستجو مي كنند.اگر چه در ميان آنان اختلاف نظرها بسيار عميق واساسي است،ولي هيچ يك از اين دو گروه نتوانسته اند وجود موجودات ماوراء الطبيعه را انكار كنند.

آنهايي كه خدا باورند و به روح و معاد معتقدند(غير از مسلمانان)از آنها به عنوان ارواح خبيثه ويا ارواح شرير يا شيطان ياد مي كنند،برخي هم آنها را موجودات فضايي قلمداد مي كنند،ماديون هم اعتقادي به ذات الهي و قدرت پروردگار ندارند،اين موجودات را همان انسان هاي اوليه اي مي دانند كه در سير تكامل بين انسان وميمون حيوان مانده وبه شكل و شمايل غريب در آمده اند و يا حتي برخي از آنها معتقدند كه اينان انسان هاي وحشي و بدوي در اعماق جنگل هستند و گاهي خود را نمايان ساخته و موجب اذيت و آزار انسان هاي متمدن ميشوند.

بنا به نص صريح قرآن،موجودات عالم به سه گروه تقسيم مي شوند:
۱٫ جامدات
۲٫ نباتات
حيوانات؛كه يا داراي عقلند مانند انسان،فرشتگان و جنيان و يا فاقد عقل و شعور مانند حيوانات وباز بنا به آيات نوراني قرآن كريم، بايد بدانيم كه بدون هيچ شك و ترديدي موجودي با نام«جن» در جهان آفرينش وجود دارد كه از نظر تكليف و شايستگي مورد خطاب پروردگار قرار گرفته و مشابه انسان مي باشد، چرا كه:

۱٫ سي و چهار بار نام جن در قرآن كريم آورده شده است.
۲٫ هفتادودومين سوره قرآن با نام اين موجود مزين گرديده است.
۳٫ احاديث و روايات فراواني از پيامبر اكرم (ص)،حضرت علي(ع)،امامان و بزرگان علوم ديني در اين خصوص،موجود بوده ودر دسترس قرار دارد.
۴٫ به وسيله بسياري از انسان ها رؤيت شده اند.
به آياتي از قرآن كريم كه وجود جن را مبرهن مي داند اشاره مي كنيم:
• سپاهيان سليمان از جن و آدمي و پرنده گرد آمده و به صف مي رفتند.(سوره نمل،آيه ۱۷)
• براي خدا شريكاني از جن قرار دادند و حال آن كه جن را خدا آفريده است.(سوره انعام،آيه۱۷)
• بگو از جن و انس گرد آيند تا همانند اين قرآن بياورند،نمي توانند،هر چند كه يكديگر را ياري دهند.(سوره اسرا،آيه۸)

ازاين آيات چنين برمي آيد كه نه تنها آنها هم مانند انسان مرگ دارند بلكه مانند انسان از عقوبت خدا بر حذر نيستند.
تكاليف جنيان در مقابل ذات پروردگار
همان طور كه در مباحث قبل گفتيم انسان، فرشته و جن سه موجودي هستند كه بنابر مصلحت خداوند خلق شده اند و هدف از آفرينش آنها نيز عبادت پروردگار است.
چنانكه در قرآن كريم آمده است:جن و انس را جز براي پرستش خود نيافريده ام.(سوره ذازيان،آيه۵۶)
جن نيز مانند انسان مختار است و حق انتخاب دارد و مانند ما در اجراي قوانين ديني مكلف است چگونگي عبادت و اجراي احكام در ميان آنها مشخص نيست ولي آنچه مسلم است اين است كه پيامبراني كه براي هدايت مخلوق برگزيده شده اند جنيان را نيز هدايت گرند.
چنانكه علامه طباطبايي فرمودند:اتفاقاًدر اين باره از خود جنيان هم سؤال شده كه آيا پيغمبر شما از جنس خود شماست در پاسخ گفته اند:پيامبران ماانسانند و اينك ما به رسالت ختمي مرتبت ايمان آورده ايم و او را آخرين پيامبر مي دانيم.(جن و شيطان)

از بسياري از آيات روايت و احاديث نيز اين طور استنباط مي شود كه در بعضي از جنيان كافرو بعضي مسلمانند و حتي قبل از ظهور اسلام برخي از آنها يهودي بودند كه بعد از اسلام به پيشگاه حضرت محمد(ص)آمده و مسلمان شده اند و براي آنها عقوبتي همانند عقوبت انسان ها در نظر گرفته مي شود در قرآن آمده است:بعضي از ما مسلمانند و بعضي از دور.آنان كه اسلام آورده اند در جست وجوي راه درست بودند ،اما آنان كه از حق دور ند هيزم جهنم خواهند بود واگر بر طريق راست پايداري كند ازآبي فراوان سيرابشان كنيم(سوره جن آيه۱۴و۱۵و۱۶) از اين آيه چنين برمي آيد كه جن ها همانند انسان به گونه اي مختلفند بعضي كافر و بعضي فاسق و ظالم البته برخي نيز نيكوكار و صالح بوده و داراي عقايد مختلف و اديان مختلف هستند.

در سوره احقاف آمده است كه:حضرت رسول پس از آنكه از مكه به طايف رفت تا مردم را به سوي اسلام دعوت كند كسي به دعوت او پاسخ مثبت نداد در بازگشت به محلي رسيد كه آن را وادي جن شب را درآنجا ماند و به تلاوت آيات الهي مشغول شد در آن هنگام گروهي از جنيان صداي صوت آن حضرت را شنيدند پس از آنكه رسول اكرم از تلاوت فراغت يافت جنيان به سوي قوم برگشتند و اين طور مشاهدات خود را بازگو كردند:اي قوم كتابي را شنيديم كه بعد از موسي نازل شده و تصديق كننده مطالب آن است و به حق و راستي هدايت مي كند.(سوره احقاف،آيه۲۹و۳۰)
وروايت است كه حتي برخي از جنيان از گروه شيعيان مي باشند از آن جمله روايتي است كه از

ابوحمزه ثمالي نقل شده:روزي جهت شرف يابي به حضور امام باقر اجازه خواستم گفتند كه عده اي خدمت آن حضرت هستند لذا اندكي صبر كردم تا آنها خارج شوند پس كساني خارج شدند كه آنها را نمي شناختم و غريب به نظرم آمدند چون اجازه شرفيابي گرفتم داخل شدم و به حضرت عرض كردم فدايت شوم الان زمان حكومت بني اميه است و شمشيرهاي آنها خونريز مي باشد.امام فرمود اي ابا حمزه اينان گروهي از شيعيان از طايفه جن بودند تا از مسايل ديني خود سؤال كنند.(جن و شيطان،ص۵۶)

آيا فرشتگان و شياطين از تبار جنيانند؟
همان طور كه گفته شد بنابر قرآن كريم سه موجود انسان، فرشته و جن داراي عقل و شعورند و بنابر مصلحت خداوند در صحنه گيتي ظاهر شدند و نامي از شيطان به طور مستقل به ميان آورده نشده است.بنابراين شيطان يا بايد از جنس فرشته باشد و يا از جنس جن بهتر است باز از قرآن كريم مدد بگيريم:آنگاه كه به فرشتگان گفتيم تا آدم را سجده كنيد همه جز ابليس كه از جن بود و از فرمان پروردگارش سربرتاخت سجده كردند(سوره كهف،آيه۵۰)

همچنين خداوند در قرآن كريم فرشتگان را معصوم و مبرا از خطا دانسته:فرشتگان هرگز نافرماني خدا را نمي كنند و همان كاري را مي كنند كه به آن ما‏مور شده اند.(سوره تحريم،آيه۶)
وبنابر روايتي از زسول خدا :فرشتگان از نور آفريده شده اند بنابراين ابليس كه بزرگترين خطا را در درگاه خدا وند مرتكب شده هرگز نمي تواند از جنس فرشته باشد اگرچه با همه اين مستندات هنوز در بين علماي اسلامي در نوع خلقت ذاتي شيطان اختلاف نظر وجود دارد.

ارواح شرير كدامند و چه تفاوتي با جن دارند؟
مطالعات بر روي آثار بشر بدوي از قبيل نقاشي ها و كنده كاري هاي غارها نشان مي دهد كه انسان از ابتداي آفرينش وجود موجوداتي غير از خود را در محيط پيرامونش حس كرده است موجوداتي كه ترس و وحشت و حتي نوعي پرستش و كرنش را در آنها ايجاد مي كرده است پس از اختراع زبان و خط هر قوم و قبيله اي نامي بر آنان گذاردند و براي ارتباط يا دفع آنان آدابي را براي خود قائل شدند و اين آداب نسل به نسل تداوم يافت چنانكه امروز هنوز در آفريقا رسومي با همان روش سنتي براي ارتباط با اين موجودات ويا دفع آنان صورت مي گيرد به عنوان مثال در آيين

مسيحيت جن گيري يك سابقه ديرينه دارد كه اغلب كشيش ها اقدام به آن مي كنند و در واقع معتقدند كه شيطان در قالب جسم فردي رسوخ مي كند البته تقريباً به غير از مسلمانان همگي اين موجودات را ارواح شرير مي نامند وبراي دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند.

مثلاًبرخي از اروپاييان امروزي بر مبناي يك تفكر سنتي وقتي در خيابان راه مي روند دست هاي خود را تكان مي دهند تا از ارواح شرير دور بمانند ويا در روز معين از سال مراسمي برپا مي كنند كه در آن عده اي بسيار از مردم لباس شبيه به لباس اتاق عمل مي پوشند،بوقي در دست مي گيرند ودر آن مي دمند.اما بنابراعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماواء الطبيعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتي كاملاًاز بدن انسان خارج شود نه تنها قدرتي ندارد بلكه انسان هم نمي تواند هيچ گونه تسلطي بر آن داشته باشد مگر به خواست خداوند.

در كتاب ارتباط با ارواح اين طور آمده :تسلط ارواح عقب مانده بر انسان ها را در اصطلاح جن زدگي مي گويند كه در واقع به همان مفهوم افسون وتسخير است ما استفاده از اين اصطلاحات را به دو علت صلاح نمي دانيم اول اين كه جن واژه اي است مخصوص موجودات هوشمند كه بر طبق روايتي عاميانه معمولاًبراي ايجاد شر خلق گشته اند و همواره محكوم به بدي كردن مي باشند حال آنكه هيچ موجودي به خاطر بدي كردن آفريده نمي شود معشيت پروردگار چنان است كه راه تكامل و تعالي همواره به روي تمام موجودات هوشمند باز باشد دوم اين كه اصطلاح جن زدگي غالباًبدين

دو نوع سكونت درقالب يك بدن و اين فقط يك نوع استثناست نه يك تصرف يا دشمن و آزار بدين جهت واژه جن زدگي به مفهوم عاميانه براي ما قابل قبول نيست آنچه از اين متون و بسياري از متون ديگر برمي آيد اين است كه واژه جن در فرهنگ هاي ديگر نيز وجود دارد ولي عموماً آن را شيطان ويا ارواح شرير مي نامند در حالي كه ما مسلمانان معتقديم كه در ميان جنيان جن صالح و نيكوكار نيز وجود دارد.

اسماعيل حسين زاده سرابي در كتاب سيماي جن اين طور مي نويسد: سال ها پيش در مشهد مسئله احضار روح غوغايي عجيب به راه انداخته بود تا اين كه دو نفر از علماي معتبر مشهد خواستار شركت در آن مجلس شدند و پس از حضور از نزديك جريان حركت ميز را مشاهده كردند در جلسه ديگر يكي از دو درخواست كرد كه ميز مقصود ،ميز مخصوص احضار روح است كه روي آن همه حرف ها نوشته شده و جن ها توسط اشاره اي ميز را تكان مي دهند تا روي حرف مورد نظر

بايستند را بگردانند اين عالم چون داراي علوم و معنويت خاصي بود و راه مكالمه صحيح با موجودات نامرئي را بلد بود گرداننده ميز را به اسمايي كه حضرت سليمان مي دانست و با آن اسما جنيان را مسخره كرده بود،قسم داده و پرسيده بود شما روح انسان هستيد يا موجودي ديگر و شروع به خواندن حروف الفبا كرده كه در نهايت اين جمله ها حاصل شد«من جن هستم».

زمرديان نيز در كتاب شيطان كيست مي گويد:مدت هاست ارتباط گيرندگان با روح به وسيله هاي گوناگون با جن تماس مي گيرند البته جن خود را بانام روح يكي از افراد معرفي مي كند وآنها بر اين باورند كه با روح آدمي تماس گرفته اند در حالي كه اغلب تماس آنها با جن و شيطان است.
آيا جن علم غيب دارد؟

قابليت هاي موجود در جن كه ناشي از نوع خلقتش مي باشد مانند پنهان بودن از چشم طي كردن مسافت و غيره اين تصور را در ذهن انسان ها اجاد مي كند كه اين موجودات از عالم غيب آگاهند البته بسياري از ارتباط برقرارگنندگان آگاهانه به قصد سوء استفاده و فريب مردم ويا نا آگاهانه به اين باورها دامن زده اند ولي حقيقت آن است كه تنها خداوند است كه آگاه به غيب مي باشد ولاغير.چنانچه مي فرمايد:خداوند داناي غيب است وغيب خود را بر هيچ كس آشكار نمي سازد مگر برآن پيامبري كه از او خشنود باشد.

والبته بسيار ديده شده در جريان همين احضار روح كه ما آن را احضار جن مي دانيم.جنيان توانسته اند پاسخ هاي درست و مناسبي ارائه دهند كه آن را نبايد ناشي از علم غيب آنان دانست زيرا جن ها از آن جايي كه براحتي مي توانند طي چند لحظه مسافت طولاني راطي كنند مي توانند از همنوعان خود كه در جريان ماجرا قراردارند پاسخ را جويا شده و به شخص رابط اطلاع دهند ويا از امكانات ديگري استفاده كنند كه ما از آن بي خبريم به هر حال علم غيب چه براي انسان و چه براي جن منتفي است مگر براي عده اي كه از طرف خداوند اين توانايي برايشان ممكن مي شود.
ترس از جنس

آيا بايد از جن ها ترسيد براي در امان ماندن از آنها چه بايد كرد ظرفيت ها و عكس العمل هاي انسان ها در ارتباط با موجودات ناشناخته بسيار متفاوت است و غير قابل پيش بيني است بنابراعتقاداتي كه سينه به سينه و نسل به نسل منتقل شده همواره جن ها موجوداتي آزار دهنده و موجب شر و فساد بوده اند و هرگاه بيماري لاعلاجي پيش آمده و يا اتفاق غير قابل توجيهي روي داده به جن و شيطان نسبت داده شده است موارد زيادي از بيماران روان پريش ديده شده اند كه

بيماري خود را ناشي از ديدن اين موجودات مي دانند و از سوي اطرافيان جن زده لقب گرفته اند.
مسلم است كه وحشت ،ترس و اضطراب بيش از حد موجب بسياري از اختلالات روحي ورواني خواهد شد.به راستي كدام انسان است كه در برخورد با اين موجودات بيم در دلش راه نيابد.ولي آيا مي توان همه اين بيماري ها را منسوب به جن و شيطان دانست.

به طور حتم شما هم عارضه آل زدگي را به كرات از سالخوردگان شنيده ايد عارضه اي كه مردم در قديم در برخي از روستاها ومناطق دور افتاده آنرا باور داشته و معتقدند كه اين موجودات جان زن زائووطفلش را به خطر مي اندازد چنانكه چند پياز پوست كنده را در بالاي سر زائو مي گداشتند تاآل و جن از بوي بد پياز فرار كند.
در حالي كه امروزه از طريق علمي ثابت شده است عامل بسياري از بيماري ها،ميكروب زدايي پياز عامل سلامت و محافظت بوده و نه بوي بد آن.ويا عوام بيماري بسياري از كساني كه به بيماري صرع گرفتارند را به جن نسبت مي دهند حال اين ها تا چه حد واقعيت دارد سؤالي است كه مي توان با استناد بر اين آيه آن را پاسخ گفت:آنان كه ربا مي خورند در قيامت چون كساني از قبر بر مي خيزند كه به افسون شيطان ديوانه شده اند.(سوره جن،آيه۲۶و۲۷)

بنابراين بسياري از اعمال نادرست كه جنبه شيطاني دارند و در واقع در اثر نفوذ شيطان در روح انسان اعمال مي شوند موجب اختلالات روحي.رواني گشته و در واقع يك جنون شيطاني در فرد ايجاد مي كند علامه طباطبايي(ره)مي گويد:تشبيهي كه در اين آيه شده كه ربا خوار را به كسي تشبيه كرده كه از طريق تماسي با شيطان ديوانه شده خالي از اين معنا نيست كه چنين چيزي (يعني ديوانه شدن)امري است ممكن چون هر چند آيه شريفه دلالت ندارد كه همه ديوانگان در اثر مس شيطان ديوانه شده اند ولي اين قدر دلالت دارد كه بعضي از جنون ها در اثر مس شيطان رخ مي دهد.(سوره بقره،آيه۲۷۵)

شايد بهترين راه باي در امان ماندن از آزار جنيان بالا بردن دانش و آگاهي نسبت به آنهاست.چرا كه جنيان نيز مانند انسان خوب وبد دارند و از آنجايي كه در ميان انسان ها زندگي مي كنند و تعدادشان نيز بسيار زيادتر از انسانهاست ديدار با آنها براي هيچ كس غير ممكن نيست ولي چه بسا بسياري از اختلالات روحي،رواني كه به جسم هم آسيب جدي وارد مي سازد ناشي از ديدار با يك جن خوب و نيكوكار بوده و تنها ترس از ديدار با اين موجود فرد را دچار عارضه ساخته و هيچ قصد و عمدي از سوي جنيان در كار نبوده است.

﴿ بسم الله الرحمن الرحیم ﴾
قل اوحی الی انه استمع نفر من الجن فقالوا انا سمعنا قرآنا عجبا ﴿۱﴾ یهدی الی الرشد فآمنا به ولن نشرک بربنا احدا ﴿۲﴾ وانه تعالی جد ربنا ما اتخذ صاحبة ولا ولدا ﴿۳﴾ وانه کان یقول سفیهنا علی الله شططا ﴿۴﴾ وانا ظننا ان لن تقول الانس والجن علی الله کذبا ﴿۵﴾ وانه کان رجال من الانس یعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا ﴿۶﴾ وانهم ظنوا کما ظننتم ان لن یبعث الله احدا ﴿۷﴾ وانا لمسنا السماء فوجدناها ملئت حرسا شدیدا وشهبا ﴿۸﴾ وانا کنا نقعد منها مقاعد للسمع فمن

یستمع الآن یجد له شهابا رصدا ﴿۹﴾ وانا لا ندری اشر ارید بمن فی الارض ام اراد بهم ربهم رشدا ﴿۱۰﴾ وانا منا الصالحون ومنا دون ذلک کنا طرائق قددا ﴿۱۱﴾ وانا ظننا ان لن نعجز الله فی الارض ولن نعجزه هربا ﴿۱۲﴾ وانا لما سمعنا الهدی آمنا به فمن یومن بربه فلا یخاف بخسا ولا رهقا ﴿۱۳﴾ وانا منا المسلمون ومنا القاسطون فمن اسلم فاولئک تحروا رشدا ﴿۱۴﴾ واما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا ﴿۱۵﴾ والو استقاموا علی الطریقة لاسقیناهم ماء غدقا ﴿۱۶﴾ لنفتنهم فیه ومن یعرض عن ذکر ربه

یسلکه عذابا صعدا ﴿۱۷﴾ وان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا ﴿۱۸﴾ وانه لما قام عبد الله یدعوه کادوا یکونون علیه لبدا ﴿۱۹﴾ قل انما ادعو ربی ولا اشرک به احدا ﴿۲۰﴾ قل انی لا املک لکم ضرا ولا رشدا ﴿۲۱﴾ قل انی لن یجیرنی من الله احد ولن اجد من دونه ملتحدا ﴿۲۲﴾ الا بلاغا من الله ورسالاته ومن یعص الله ورسوله فان له نار جهنم خالدین فیها ابدا ﴿۲۳﴾ حتی اذا راوا ما یوعدون فسیعلمون من اضعف ناصرا واقل عددا ﴿۲۴﴾ قل ان ادری اقریب ما توعدون ام یجعل له ربی امدا ﴿۲۵﴾ عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا ﴿۲۶﴾ الا من ارتضی من رسول فانه یسلک من بین یدیه ومن خلفه رصدا ﴿۲۷﴾ لیعلم ان قد ابلغوا رسالات ربهم واحاط بما لدیهم واحصی کل شیء عددا ﴿۲۸﴾
مكان جنيان

از آنجايی كه نوع خلقت جنيان با انسانها و حيوانات متفاوت است، واضح است كه مكان زندگی آنها نيز متناسب با نوع خلقت آنها باشد، ولی آن مكانها كجاست. در بين عوام شايع است كه زيرزمينها، جاهای تاريك و مرطوب مانند حمامها، چاهها و عمق جنگلها جايگاه جنيان است. اما بررسی ها حاكی از آن است كه قطعا آنها در جايی زندگی میكنند كه از انسانها به دور باشند. در روايتی از

امام صادق (ع) نقل شده كه: «در وادی شقره (بيابانی كه رنگ خاكش سرخ مايل به زرد است) نماز نخوان، زيرا در آن جا منازل جن است.» (وسائل الشيعه، ص ۴۵۲) قابل ذكر است يكی از معروفترين مساجد مكه با نام «مسجد الجن» در غرب شهر مكه محل نزول جنيان در مكه است و مستحب است حاجيان در آن مسجد رفته و دو ركعت نماز به جا آورند.

توليد مثل جنيان
آنچه مسلم است اين است كه بنابر ذات وجودی جنيان آنها نيز مانند انسان دارای غريزه جنسی بوده و توالد و تناسل دارند و لازمه ادامه و بقای نسلشان آميزش جنس مونث و مذكر است، اما اين سوال كه آيا آنها هم مانند انسانها و يا ساير جانداران با عمل لقاح
و تشكيل نطفه تولد میيابند، چيزی نيست كه از كلام خداوند بتوان استنباط كرد ولی ابن عربی در فتوحات گفته است: «تناسل بشر به القای آب نطفه در رحم است و تناسل جن به القای هوا در رحم اثنی (جنس ماده) میباشد». (جن و شيطان ص ۵۷)

روايتی است از بخشی از وصيت حضرت رسول (ص) به اميرالمومنين (ع) كه فرمود: «ای علي، در شب اول، وسط و آخر ماه آميزش مكن و… همانا جنيان در اين سه شب به پيش زنان خويش (برای مقاربت) میروند». (وسائل الشيعه، ص ۹۱) و در آيه ای برای وصف حوريان بهشتی آمده است: «حوريان بهشتی را قبل از شوهرانشان، نه آدمی و نه جن دست زده است». (سوره الرحمن، آيه ۵۶ و ۷۴)

خواب جنيان
«الله خدايی است كه هيچ خدايی جز او نيست. زنده و پاينده است. نه خواب سبك او را در برمی گيرد و نه خواب سنگين». (سوره بقره، آيه ۲۵۵) و از حضرت صادق (ع) روايت است كه میفرمايند: «به غير از خداوند متعال همه خواب دارند، حتی فرشتگان». (ميزان الحكمه، ص ۲۵) و حديثی است از رسول خدا(ص) كه میفرمايند: «خواب به چهار گونه است، پيامبران به پشت میخوابند، مومنين به دست راست، كافرين و منافقين به دست چپ و شياطين به رو میخوابند». (شيخ حر عاملي، ص ۱۰۶۷) آنچه از اين مطالب میتوان دريافت اين است كه به غير از ذات اقدس الهی همه موجودات دارای خواب هستند.

مرگ جنيان
جنيان نيز مانند هر جانداری همان طور كه دارای حيات هستند مرگ هم شامل حالشان میشود. چنان كه در قرآن كريم آمده: «و بر آنها (خطا كاران) نيز همانند پيشينيانشان از جن و انس عذاب مقرر شد». (سوره فصلت، آيه ۲۵) «به ميان امتهايی كه پيش از شما بوده اند، از جن و انس در آتش داخل شويد». (سوره اعراف، آيه ۳۸) از اين آيات چنين برمی آيد كه نه تنها آنها هم مانند
انسان مرگ دارند، بلكه مانند انسان از عقوبت خدا بر حذر نيستند.

تكاليف جنيان در مقابل ذات پروردگار
همان طور كه در مباحث قبل گفتيم، انسان فرشته و جن سه موجودی هستند كه بنابر مصلحت خداوندخلق شده اند و هدف از آفرينش آنها نيز عبادت پروردگار است. چنان كه در قرآن كريم آمده است: «جن و انس را جز برای پرستش خود نيافريده ام». (سوره ذاريات، آيه ۵۶) ناصر خسرو نيز اين طور میسرايد: داخل اندر دعوت او جن و انس تا قيامت امتش هر نوع و جنس جن نيز مانند

انسان مختار است و حق انتخاب دارد و مانند ما در اجرای قوانين دينی مكلف است، چگونگی عبادت و اجرای احكام در ميان آنها، مشخص نيست ولی آنچه مسلم است، اين است كه پيامبرانی كه برای هدايت مخلوق برگزيده شده اند، جنيان را نيز هدايتگرند. چنان كه علامه طباطبايی (ره) فرمودند: «اتفاقا در اين باره از خود جنيان هم سوال شده كه آيا پيغمبر شما از جنس خود

شماست؟ در پاسخ گفته اند: «پيامبران ما انسانند و اينك ما به رسالت حضرت ختمی مرتب ايمان آورده ايم و او را آخرين پيامبر میدانيم». (جن و شيطان) از بسياری از آيات، روايات و احاديث نيز اين طوراستنباط میشود كه بعضی از جنيان كافر و بعضی مسلمانند و حتی قبل از ظهور اسلام برخی از آنها
يهودی بوده اند كه بعد از اسلام به پيشگاه حضرت محمد(ص) آمده و مسلمان شده اند، و برای آنها عقوبتی همانند عقوبت انسانها در نظر گرفته میشود. در قرآن آمده است: «بعضی از ما مسلمانند و بعضی از حق دور و آنان كه اسلام آورده اند در جست
و جوی راه راست بوده اند، اما آنان كه از حق دورند هيزم جهنم خواهند بود و اگر بر طريق راست پايداری كنند، از آبی فراوان سيرابشان كنيم». (سوره جن، آيه ۱۴، ۱۵ و ۱۶) از آيه اين چنين برمی آيد كه جنها همانند انسان به گونه های مختلفند، بعضی كافر و بعضی فاسق و ظالم البته برخی نيز نيكوكار و صالح بوده و دارای عقايد مختلف و اديان مختلف هستند. در سوره احقاف آمده است كه: «حضرت رسول (ص) پس از آن كه از مكه به طايف رفت تا مردم را به سوی اسلام دعوت كند، كسی به دعوت او پاسخ مثبت نداد، در بازگشت به محلی رسيد كه آن را «وادی جن» میگفتند، شب را در آنجا ماند و به تلاوت آيات الهی
مشغول شد، در آن هنگام گروهی از جنيان صدای صوت آن حضرت را شنيدند، پس از آن كه رسول اكرم (ص) از تلاوت فراغت يافت، جنيان به سوی قوم برگشتند و اين طور مشاهدات خود را بازگو كردند: «ای قوم، كتابی را شنيديم كه بعد از موسی نازل شده و تصديق كننده مطالب آن است و به حق و راستی هدايت میكند». (سوره احقاف، آيه ۲۹ و ۳۰) و روايت است كه حتی برخی از جنيان از گروه شيعيان میباشند از آن جمله روايتی است كه از ابوحمزه ثمالی نقل شده: «روزی جهت شرفيابی به

حضور امام باقر (ع) اجازه خواستم، گفتند كه عده ای خدمت آن حضرت هستند، لذا اندكی صبر كردم تا آنها خارج شوند. پس كسانی خارج شدند كه آنها را نمی شناختم و غريب به نظرم آمدند. چون اجازه شرفيابی گرفتم، داخل شدم و به حضرت عرض كردم، فدايت شوم، الان زمان حكومت بنی اميه است و شمشيرهای آنها خونريز میباشد. امام فرمود: ای اباحمزه! اينان گروهی از شيعيان، از طايفه «جن» بودند و آمده بودند تا از مسائل دينی خود سئوال كنند». (جن و شيطان، ص ۶۵)

آيا فرشتگان و شياطين از تبار جنيانند؟
همان طور كه گفته شد بنا بر قرآن كريم سه موجود انسان، فرشته و جن دارای عقل و شعورند و بنا بر مصلحت خداوند در صحنه گيتی ظاهر شدند و نامی از شيطان به طور مستقل به ميان آورده نشده است. بنابراين شيطان يا بايد از جنس فرشته باشد و يا از

جنس جن. بهتر است باز از قرآن كريم مدد بگيريم: «آن گاه كه به فرشتگان گفتيم تا آدم را سجده كنيد، همه جز ابليس كه از جن بود و از فرمان پرودگارش سر برتافت سجده كردند». (سوره كهف، آيه ۵۰) همچنين خداوند در قرآن كريم فرشتگان را معصوم و مبرا از خطا و گناه دانسته: «فرشتگان هرگز نافرمانی خدا را نمی كنند و همان كاری را میكنند كه به آن مامور شده اند». (سوره تحريم، آيه ۶) و بنا به روايتی از رسول خدا(ص): «فرشتگان از نور آفريده شده اند». بنابراين ابليس كه بزرگترين خطا را در درگاه

خداوند مرتكب شده هرگز نمی تواند از جنس فرشته باشد. (اگر چه با همه اين مستندات هنوز در بين علمای اسلامی در نوع خلقت ذاتی شيطان اختلاف نظر وجود دارد.)

ارواح شرير كدامند و چه تفاوتی با جن دارند؟
مطالعات بر روی آثار بشر بدوی از قبيل نقاشی ها و كنده كاريهای غارها نشان میدهد كه انسان از ابتدای آفرينش وجود موجوداتی غير از خود را در محيط پيرامونش حس كرده است. موجوداتی كه ترس، وحشت و حتی نوعی پرستش و كرنش را در

آنها ايجاد میكرده است. پس از اختراع زبان و خط، هر قوم و قبيله ای نامی برآنان گذاردند و برای ارتباط يا دفع آنان آدابی را برای خود قائل شدند و اين آداب نسل به نسل تداوم يافت چنان كه امروز هنوز در افريقا رسومی با همان روش سنتی برای ارتباط با اين موجودات و يا دفع آنان صورت میگيرد. به عنوان مثال در آيين مسيحيت، جن گيری يك سابقه ديرينه دارد كه اغلب كشيش ها اقدام به آن میكنند و در واقع معتقدند كه شيطان در قالب جسم فردی رسوخ میكند. البته تقريبا به غير از

مسلمانان همگی اين موجودات را ارواح شرير مینامند و برای دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند. مثلا برخی از اروپاييان امروزی بر مبنای يك تفكرسنتی وقتی در خيابان راه میروند دستهای خود را تكان میدهند تا از ارواح شرير دور بمانند و يا در روز معينی از سال مراسمی برپا میكنند كه در آن عده ای بسيار از مردم لباسی شبيه به لباس اتاق عمل میپوشند، بوقی در دست میگيرند و در آن میدمند. اما بنا بر اعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماوراؤالطبيعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتی كاملا از بدن انسان خارج شود، نه تنها قدرتی ندارد بلكه انسان هم نمی تواند هيچ گونه تسلطی برآن داشته باشد، مگر به خواست خداوند.

در كتاب «ارتباط با ارواح» اين طور آمده: «تسلط ارواح عقب مانده بر انسانها را در اصطلاح عاميانه «جن زدگی» میگويند كه در واقع به همان مفهوم افسون و تسخير است. ما استفاده از اين اصطلاحات را به دو علت صلاح نمی دانيم؛ اول اين كه، جن
واژه ای است مخصوص موجودات هوشمند كه برطبق روايتی عاميانه معمولا برای ايجاد شر خلق گشته اند، و همواره محكوم به بدی كردن میباشند حال آنكه هيچ موجودی به خاطر بدی كردن آفريده نمی شود، مشيت پروردگار چنان است كه راه تكامل و

تعالی همواره به روی تمام موجودات هوشمند باز باشد. دوم اين كه اصطلاح «جن زدگی» غالبا بدين معنی به كار میرود كه جسم شخص جن زده را يك جن ديگر و يا روح متصرف شود. يعنی در واقع دو نوع سكونت در قالب يك بدن و اين فقط يك نوع
استثناست نه يك تصرف يا دشمنی و آزار، بدين جهت واژه جن زدگی به مفهوم عاميانه آن برای ما قابل قبول نيست».

آنچه از اين متون و بسياری از متون ديگر برمی آيد اين است كه واژه «جن» در فرهنگ های ديگر نيز وجود دارد ولی عموما آن را شيطان و يا ارواح شرير مینامند. در حالی كه ما مسلمانان معتقديم كه در ميان جنيان، جن صالح و نيكوكار نيز وجود دارد.
اسماعيل حسين زاده سرابی در كتاب «سيمای جن»اين طور مینويسد: «سالها پيش در مشهد مسئله احضار روح غوغايی عجيب به راه انداخته بود تا اين كه دو نفر از علمای معتبر مشهد خواستار شركت در آن مجلس شدند و پس از حضور، از نزديك جريان حركت ميز را مشاهده كردند. در جلسه ديگر يكی از آن دو درخواست كرد كه ميز (مقصود ميز مخصوص احضار روح است كه روی آن همه حرفها نوشته شده و جنها توسط اشاره ای ميز راتكان میدهند تا روی حرف مورد نظر

بايستد) را بگردانند، اين عالم چون دارای علوم و معنويت خاصی بود و راه مكالمه صحيح با موجودات نامرئی را بلد بود، گرداننده ميز را به اسمايی كه حضرت سليمان (ع) میدانست و با آن اسما جنيان را مسخر كرده بود، قسم داده و پرسيده بود: شما روح انسان هستيد يا موجودی ديگر؟ و شروع به خواندن حروف الفبا كرده در نهايت اين جمله ها حاصل شد: من جن هستم». زمرديان نيز در كتاب «شيطان كيست» میگويد: «مدتهاست (ارتباط گيرندگان با روح) با وسيله های گوناگون با جن تماس میگيرند… البته جن خود را به آنها با نام روح يكی از افراد معرفی میكند و آنها بر اين باورند كه با روح آدمی تماس گرفته اند، در حالی كه اغلب تماس آنها با جن و شيطان است.»

آيا جن علم غيب دارد
قابليت های موجود در جن كه ناشی از نوع خلقتش میباشد (مانند پنهان بودن از چشم، طی مسافت كردن و غيره) اين تصور را در ذهن انسانها ايجاد میكند كه اين موجودات از عالم غيب آگاهند. البته بسياری از ارتباط برقراركنندگان آگاهانه به قصد سوؤ
استفاده و فريب مردم و يا ناآگاهانه به اين باورها دامن زده اند، ولی حقيقت آن است كه تنها خداوند است كه آگاه به غيب میباشد و لاغير، چنان چه میفرمايد: «خداوند دانای غيب است و غيب خود را بر هيچ كس آشكار نمی سازد، مگر بر آن پيامبری كه از اوخشنود باشد». و البته بسيار ديده شده در جريان همين احضار روح كه ما آن را احضار جن میدانيم، جنيان توانسته اند پاسخ های درست و مناسبی را ارائه دهندكه آن را نبايد ناشی از علم غيب آنان دانست، زيرا جنها از آنجايی كه به راحتی میتوانند طی طريق كنند، میتوانند از همنوعان خود كه در جريان ماجرا قرار دارند پاسخ را جويان شده و به شخص رابط اطلاع دهند و يا از امكانات ديگری استفاده كنند كه ما از آن بی خبريم. به هر حال علم غيب چه برای انسان و چه برای جن منتفی است مگر برای عده ای خاص كه از طرف خداوند اين توانايی برايشان ممكن میشود.
ترس از جن
آيا بايد از جنها ترسيد؟

برای در امان ماندن از آنها چه بايد كرد؟ ظرفيتها و عكس العملهای انسانها در ارتباط با موجودات ناشناخته بسيار متفاوت و غيرقابل
پيش بينی است. بنابر اعتقاداتی كه سينه به سينه و نسل به نسل منتقل شده همواره جن ها موجوداتی آزاردهنده و موجب شر و فساد بوده اند، هرگاه بيماری لاعلاجی پيش آمده و يا اتفاق غيرقابل توجيهی روی داده به جن و شيطان نسبت داده شده است. موارد زيادی از بيماران روان پريش ديده شده اند كه بيماری خود را ناشی از ديدن اين موجودات میدانند و از سوی اطرافيان جن زده لقب گرفته اند. مسلم است كه وحشت، ترس و اضطراب بيش از حد، موجب بسياری از

اختلالات روحی و روانی خواهد شد. به راستی كدام انسان است كه در برخورد با اين موجودات بيم در دلش راه نيابد. ولی آيا میتوان همه اين بيماريها را منسوب به جن و شياطين دانست؟ به طور حتم شما هم عارضه «آل زدگی» را به كرات از سالخوردگان شنيده ايد، عارضه ای كه مردم در ايام قديم و امروزه در برخی از روستاها و مناطق دورافتاده آن را باور داشته و معتقدند كه اين موجود جان زن زائو
و طفلش را به خطر میاندازد. (چنان كه چند سيخ پياز پوست كنده را در بالای سرزائو میگذاشتند تا آل و جن از بوی بد پياز فرار كرده و به زائو نزديك نشوند.) در حالی كه امروزه از طريق علمی ثابت شده است عامل بسياری از بيماری ها، ميكروب و موجودات
ميكروسكوپی بوده و وجود ميكروب و نفوذ آن در بدن ضعيف زائو و طفلش موجب بيماری میشده و خاصيت ميكروب زدايی پياز عامل سلامت و محافظت بوده و نه بوی بد آن. و يا عوام بيماری بسياری از كسانی كه به بيماری صرع گرفتارند را به

جن ها نسبت میدهند. حال اين ها تا چه حد واقعيت دارد، سوالی است كه میتوان با استناد بر اين آيه آن را پاسخ گفت:
«آنان كه ربا میخورند، در قيامت چون كسانی از قبر برمی خيزند كه به افسون شيطان ديوانه شده اند». (سوره جن، آيه ۲۶ و ۲۷) نابراين بسياری از اعمال نادرست كه جنبه شيطانی دارند و در واقع در اثر نفوذ شيطان در روح انسان اعمال میشوند موجب اختلالات روحي، روانی گشته و در واقع يك جنون شيطانی را در فرد ايجاد میكنند.علامه طباطبايی (ره) میگويد: «تشبيهی كه در اين آيه شده كه رباخوار را به كسی تشبيه كرده كه از طريق تماس با شيطان ديوانه شده، خالی از اين معنا نيست كه چنين چيزی (يعنی ديوانه شدن) امری است ممكن، چون هر چند آيه شريفه دلالت ندارد

كه همه ديوانگان در اثر «مس شيطان» ديوانه شده اند ولی اين قدر دلالت دارد كه بعضی از جنونها در اثر مس شيطان رخ میدهد». (سوره بقره، آيه ۲۷۵) شايد بهترين راه برای در امان ماندن از آزار جنيان بالا بردن دانش و آگاهی نسبت به آنهاست؛ چرا كه جنيان نيز مانند انسان، خوب و بد دارند و از آنجايی كه در ميان انسانها زندگی میكنند و تعدادشان نيز بسيار زيادتر از انسانهاست ديدار با آن ها برای هيچ كس غير ممكن نيست ولی چه بسا بسياری از اختلالات روحي، روانی كه به جسم هم آسيب جدی وارد میسازد، ناشی از ديدار با يك جن خوب و

نيكوكار بوده و تنها ترس از ديدار با اين موجود، فرد را دچار عارضه ساخته و هيچ قصد و عمدی از سوی جنيان در كار نبوده است.
و رابعاً: هر كداماز ما بهنوبةخود در دورانزندگيخوابياز مردهديدهايمكهاو كمو بيشحالخود را
بيانكردهاست. و چهبسا خبرهائيدادهكههيچكساطّلاعنداشتهاست، مثلاً گفتهاستمنفلان
مبلغبهفلانكسكهساكنفلانمحلّ استقرضدارم، قرضمرا بدهيد؛ چونبديننشانيمراجعهشده
معلومشدهاستكههمانمقدار بدونكمو زياد مقروضبودهو چهبسا خود شخصطلبكار نيز اطّلاع
نداشتهو پساز مراجعةبهدفتر محاسباتخود معلومكردهاست. و سپسخوابهمانشخصمردهرا
ديدهو گفتهاستراحتشدم، و از دهندةقرضاظهار تشكّر و امتناننمودهاست.
اينها ارتباطاتياستكهنفسانسانبا عالممثالپيدا ميكند، و يا در خوابو يا در هوشياريمطالبيرا از آنجا اخذ نمودهو براياينعالمحسّ ميآورد. چهبسا افراد روشندلو پاكنيّتيدر عالمبيداريِ محضبا عالمبرزخسر و كاريپيدا كرده، با أرواحتكلّمنموده، كيفيّتمحاسباتعالمقبر كههمانعالمبرزخسترا برايما بيانكردهاند. و اينافراد اوّلاً آنقدر حائز مقامعدالتو تقويو صدقبودهاند كهدر هزار هزار احتمال، يكاحتمالدروغدر آنها نميرود. و ثانياً اينافراد گرچهنسبتبهقاطبةمردمو عامّةآنها مردمياندكاند وليفيحدّ نفسهافراد

كثيريبودهاند. و ثالثاً كيفيّتإخبار اينها نيز از نقطةنظر بيانواقع، با يكدگر مشابهو بصور و اشكالمختلفيهر يكبرايما از آنپردةغيبداستانهائيبيانكردهاند.
كسانيكهدر دنيا زندگيميكنند و دلبهظاهر دنيا ميدهند و ابداً با باطنكارينداشتهو از وجدانخود كهدر حقيقتمربوطبا خداستنيرو نميگيرند، و حواسّ خود را جمعنميكنند بلكهسرسريو بدونحسابو مسؤوليّتو بدونتعهّد زندگيمينمايند، پيوستهدر دلآنانمحبّتدنيا و آثار آنرو بهفزونيميرود تا بهجائيكهگوئيهيچمحبوبيو مقصوديغير از آننميپندارند. مردنبراياينافراد بسيار سختاست. چونيكعمر زندگيكرده، و آنعمر

سرمايةوجودياو بودهو ساعاتعمر را برايبدستآوردنامور دنيويّهاز مالو جاهو اعتبار مصرفكردهو برايداخلكردنموقعيّتو هستيوجوديخود در دلمردمفعّاليّتنمودهو زحمتكشيده، براياولاد رنجبردهو متحمّلمشكلاتشده، سرمايهايگرد آوردهو بداناعتماد كرده، در سرما و گرما ايّامو ساعاتعمر خود را برايبدستآوردناينامور مصرفنمودهاست؛ خلاصهتمامدورانعمر خود را كهمنطبقاستبر قطعاتزماناز سالها و ماهها و روزها و ساعتها و دقيقهها و لحظهها، برايبدستآوردناينچيزها مصرفكردهاست. بنابراينبههر يكاز آنها قهراً محبّتپيدا نمودهاستو هر يكاز آنها مانند زنجيريدلو خواستاو را بهخود ميبندد؛ حالا ميخواهد از دنيا برود، دلخود را متّصلبههزارانزنجير ميبيند كهاز هر طرفاو را بهاينامور دوختهاست. اموالاو هر يكدلاو را بسويخود ميكشند، دوستانو احباببهسمتخود ميكشند، اولاد و زنو

عشيرهبهسمتخود ميكشند، آرزوهايدراز كهدر خيالخود پروريدهو بر اثر توهّمو تخيّل، موجوديّتتخيّليو موهوميپيدا كردهبهسمتخود ميكشند؛ و اينشخصميخواهد برود، حركتكند، يعنيچه؟ يعنيبار سفر آخرتبندد، وداعكند! رجوعينيست، ديگر حتّيبراييكلحظهروياينعالمرا نميبيند، و تمامايناندوختهها و محبوبها و مقصودها بهخاكنسيانسپردهميشود. و حتّيدر مقابلديدگانخود ميبيند كهعشقيكهبا بدنخود ميورزيد و برايخراشپوستدستشبهطبيبمتوسّلميشد، بايد تمامبدنرا در خاكببيند و طعمةمارانو مورانزمينكند، و محلّ و مدفناو جايآمد و شد خزندگانزير زمينگردد. سوراخهايبدناو محلّ رفتو آمد مارها و عقربها شود، و خاكسنگينبر رويپيكر او انباشتهگردد و خود در ميانآنتبديلبهخاكو خاكستر شود. همةاينها را در مقابلديدگانخود مجسّمميبيند. و از طرفيهمبر اساسوجدانو عقلحركتنكرده، راهآخرترا روشنننموده، با ناموسخدا آشنائيپيدا نكرده، با علومباطنيّهو موجباتتجرّد نفسپيوستهدر جنگو جدالو قهر بوده، از راهعدالتمنحرفو بهحقوقخود و سائر افراد مردمكهدر نزد مبدأ اصيلعالم، خداوند عزّوجلّ محترمند تجاوز كرده، و در مقامعبوديّتخدا نبوده، سر بهسجدةتسليمو خاكساريدر مقابلظاهركنندةاينمظاهر عجيبو اينمناظر شگفتعالمنگذارده، ايثار نكرده، دستگيرياز بيچارگانو

درماندگانننموده، و با اعمالصالحهجانخود را بهحياتآنعالمزندهنكرده، و برايتاريكيها و عقباتو كورهراههايطبعيچراغينيفروختهاست. با اينحالو كيفيّتميخواهد از دنيا برود! با اينمشكلاتيكهاز هر سو بدو رويآوردهو او را احاطهنمودهو درهمپيچيدهاست؛ حيرتزده، خسرانزده و زيانكار، با زيانو ندامتو حسرتيكهاز سر تا قدماو ميبارد ميخواهد كوچكند. بانگرحيلزدهشدهو ديگر وقتدرنگو تداركنيست. بالاخصّ اگر بهاينامور فانيةدنيا با رنجو زحمترسيدهباشد و آنها را با مشقّتتحصيلكردهباشد، در اينصورتعلاقهبيشتر بودهو بالنّتيجهدلكندناز آنها مشكلتر است. چونبهموازاتو بهنسبتمستقيم،

هرچهكوششو تحمّلزحمتبرايبدستآوردنچيزيبيشتر شود بههمانميزانمحبّتبهآنبيشتر و دلبستگيبهآنشديدتر و دلكندناز آنناهموارتر است. با اينخصوصيّاتاگر بهكسيبگويند: يكسالديگر ميميرييا مثلاً دهسالديگر ميميري، دنيا در چشماو تاريكميشود؛ گوئيتمامعذابها را بر او وارد كردهو كوهها را بر سر او خرابمينمايند.
طول عمر جن ها
اگر ميانگين عمر انسانها رو ۸۰ درنظر بگيريم، ميانگين عمر جن ها ۱۰۰۰ ساله اما مثل انسانها ممکنه از ميانگين بيشتر يا کمتر هم زندگي کنند. فکر مي کنيد موجوداتي که تا الان مثلا ۵۰۰-۶۰۰ سال زندگي کردن حتما پير و فرسوده هستن، نه؟ اما اينطور نيست. نکته جالبي که در مورد عمر جن ها وجود داره، روند رشد جسمي شونه.
جن ها از نظر فيزيکي بسيار کند رشد مي کنند. جسمشون تقريبا ۱۱ برابر کندتر از انسان رشد مي کنه. يعني اونا ۱۱ برابر ديرتر از ما پير مي شن.
يه مثال مي زنم.
فرض کنيد همين امروز يه نوزاد انسان و يه نوزاد جن همزمان به دنيا اومده باشند.
۱۱ سال ديگه اون نوزاد انسان چه شکلي مي شه؟
يه بچه مدرسه اي کلاس پنجم دبستان در نظرتون مياد. درسته؟
حالا نوزاد جن چي؟… اون بعد از ۱۱ سال تازه اندازه ي يه بچه ي يکساله شده.
برعکس اين جريان ، جن ها از نظر رشد عقلي و احساسي خيلي خيلي سريع تر از انسان هستند.
يعني يک جن هر روزي که از عمرش مي گذره به اندازه ي ۵-۶ سال آگاهي و شعورش بيشتر مي شه. طوري که نوزاد جن ۳ هفته بعد از تولدش تمام آگاهي هايي که يه انسان عادي در طول زندگيش مي تونه بدست بياره، در ذهنش داره.
البته مقياس ها و اعدادي که من استفاده کردم، تقريبي بودند و يه چيز حدودي گفتم که بتونيد تصور کنيد وگرنه محاسبات دقيق نيست.د نشانه و آيت عظمت خالق تواناست(فتبارك الله احسن الخالقين). از اين روست كه ميتواند كارهاي خارقالعاده و غير طبيعي انجام دهد، اين گونه كارها معمولاً از ابعاد فيزيك و متافيزيك وجود بشر منشاء ميگيرد. در بعد فيزيك انسان ميتواند با كمك ابزار و با انجام تمرينات، سرعت خود را در انجام برخي كارها افزايش دهد و يا نسبت به برخي پديدهها عادت پيدا كند كه براي سايرين عجيب مينمايد. در بعد متافيزيك انجام اين كار با استفاده از نيرويهاي رواني، فرارواني و روحي صورت ميگيرد. برخي افراد با بهرهگيري از اين تواناييهاي

خارقالعاده اقدام به پيشبرد اهداف شوم خود ميكنند و يا حداقل اين امور را بهانهاي براي كسب درآمدهاي مالي و مادي قرار ميدهند. البته محدود افرادي نيز يافت ميشوند كه از اين توانمنديها براي خدمت به خلق و يا در انجام كارهاي خير و مثبت بهره ميگيرند. در جامعه امروز عليرغم تمام پيشرفتهاي صنعتي و علمي، هنوز افراد زيادي براي حل مشكلات خود به اين روشها روي ميآورند و به اين بهانهها مورد سوء استفاده قرار ميگيرند. لذا بر آنيم تا با تشريح و نقد و بررسي اين مقولات آگاهي لازم را به عموم منتقل نموده تا جلوي سوء استفاده برخي افراد فرصت طلب گرفته شود، همچنين ميخواهيم يادآور شويم كه يگانه قدرت مؤثر در عالم خداي قادر ميباشد(لله الواحد القهار)، لذا بهتر است براي حل مشكلات بجاي روي آوردن به سحر، طلسم، جادو و امثال آن به درگاه رحمت حضرت حق پناه بريم، جاي بسي تأسّف است كه هنوز در عمل، به اين مطلب مهم اعتقاد پيدا نكردهايم كه«و من يتوكل علي الله و كفي بالله وكيلا».

انجام امور خارقالعاده معمولاً از طريق علوم غريبه صورت ميگيرد. علوم غريبه داراي پنج شاخه اصلي ميباشد كه عبارتند از: علم كيميا، علم ليميا، علم هيميا، علم سيميا و علم ريميا. البته اين علوم داراي شاخههاي فرعي نيز ميباشند كه از آن جمله ميتوان به علم اعداد و اوفاق، علم احضار ارواح، علم تنويم مغناطيس و خافيه اشاره كرد. موضوع علم كيميا، چگونگي تبديل صورت يك عنصر به

صورت عنصر ديگر ميباشد. اين همان است كه در طول تاريخ افراد زيادي به دنبال آن بودهاند و قصد تبديل خاك به طلا داشتهاند. داستانهاي زيادي در ادبيات ملل مختلف دربارة كيميا وجود دارد، ظاهراً عرفا داراي اين قدرت بودهاند(آنان كه به يك نظر خاك را كيميا كنند). علم ليميا، علم تسخيرات است. در اين شاخه چگونگي تأثيرهاي ارادي در صورت اتصالش با موجودات ماورائي مورد نقد و بررسي قرار ميگيرد. ليميا منجر به كسب قدرت تسخير جن و روح ميشود. منظور از تسخير آن است كه موجودات در اختيار و به فرمان انسان باشند.

معمولاً افـراد سودجـو معمولاً افـراد سودجـو براي رسيدن به اهداف خود(كه عمدتاً اهداف غير معنوي و مادي است) از اين موجودات تسخير شده بهره ميبرند. در علم هيميا، تركيب قواي عالم بالا با عناصر عالم پايين مد نظر است و به آن علم طلسمات نيز ميگويند. در طلسم از طريق برخي ابزار و وسايل مادي(عناصر عالم پايين) نيروهاي ماورائي جهت انجام كارها به خدمت گرفته

ميشوند. ظاهراً طالعبيني نيز زير مجموعة هيميا ميباشد. در طالعبيني اعتقاد بر اين است كه محل و موقعيت قرار گرفتن ستارگان در لحظه تولد نوزاد، بر سرنوشت و آينده او تأثير ميگذارد و از اين طريق نسبت به پيشگويي در مورد آينده اقدام ميشود. طالعبينان معمولاً با استناد به تأثيرات ماه، خورشيد و ستارگان ديگر پيشگويي ميكنند. در كل پيشگويي و اطلاع از اخبار آينده مورد تأييد نميباشد، هرچند كه ممكن است اين كار عملي باشد. اگر لازم بود انسان از آينده با خبر باشد، مسائل آينده در حجاب و پوشش قرار نميگرفت و يقيناً پوشيده بودن آن حكمت الهي داشته و خير عموم در آن است. سيميا علم تركيب نيروهاي رواني و جسماني است. به عبارت ديگر هماهنگ ساختن و خلط كردن قواي ارادي با قواي مخصوص مادي ميباشد. از اين علم براي دستيابي و تحصيل قدرت در تصرفات عجيب و غريب در امور طبيعي استفاده ميشود. براي مثال تصرف در خيال مردم و تغيير آن از اين دسته است. علم ريميا استفاده از قواي مادي در انجام امور خارقالعاده است. مانند كاري كه معمولاً شعبدهبازان انجام ميدهند. اين افراد از توان نهفته در امكانات و وسايل مادي با ظرافت خاصي براي انجام كارهاي عجيب و غريب بهره ميگيرند. كهانت و سحر نيز از همين مقولات ميباشند. كهانت خبرگيري و يا طلب ياري از جن يا ارواح و امثال آن است.

در كلام مـعصومين از كـاهن به عنوان كافر ياد شده است. سحر، انجام امور خارق عادت از طريق دعا، افسون و طلسم ميباشد. سحر كفر به خداست و تصرف و دست يازيدن در عالم بر خلاف وضع عادي آن ميباشد. سحر ماية شر بوده، شومترين منابع فساد در اجتماع بشري است. منشاء سحر ابليس ميباشد و از اين طريق نيز به ساير شياطين(انسي و جني) منتقل شده است. كساني كه از سحر و جادو استفاده ميكنند با شياطين در ارتباط هستند. امروزه وجود و تأثيرات سحر، طلسم و امثال آن از ديدگاه دين و علم اثبات شده است ولي دين رفتن به سمت اين امور و استفاده از آن را شديداً نهي ميكند. مبين آن اينكه حضرت علي(عليهالسلام)ـ امام عارف و آگاه به علوم غيب ـ

ميفرمايند:«هر كه چيزي از جادو بياموزد، كم يا زياد، كافر است.» موضوع ديگر از اين مقولات نجوم ميباشد، كه از دو ديدگاه قابل بررسي است. اول علم نجوم كه توسط دانشمندان فيزيك، رياضي و ستارهشناسان و به صورت علمي و يا روشهاي تجربي مورد نقد و بررسي است. دوم علم نجوم كه بيشتر توسط طالعبينان و با روشهاي متافيزيك براي كشف امور پنهاني مورد استفاده ميباشد. ظاهراً حالت اول بلامانع و حالت دوم محل اشكال است. در حالت دوم ميتوان به سه صورت به موضوع نظر داشت. اول اعتقاد به تأثير حركات كواكب در موجودات و عالم هستي كه تحريم شده

است، دوم اعتقاد به خداي سبحان به عنوان تنها مؤثر در عالم هستي كه انديشهاي بسيار عالي است، سوم اعتقاد به اينكه ارتباط حركات كواكب با حوادث و رخدادها از نوع ارتباط كاشف و مكشوف است كه اين ديدگاه اشكال ندارد(تحريم نشده ولي تأييد نيز نشده است). خلاصة كلام آنكه اگر انسان، ستارگان و كواكب و حركات آنها را عامل مؤثر بر سرنوشت بداند(و يگانه قدرت مؤثر بر هستي را از ياد برد) و از اين طريق پيشگويي كند، راه را خطا رفته و از سبيل اليالله خارج شده است. در پاورقي صفحة ۶۲۳۵ كتاب گرانقدر”ميزان الحكمه” به نقـل از مبحث تنجيم كتاب مكاسب

آمده است:«پيشگويي كردن از روي اوضاع كواكب و حركات آنها اشكال ندارد، به اين معنا كه كسي، با مشاهدة وضع معيني در ستارگان مانند نزديكي و دوري و مقابله و اقتران ميان دو ستاره، به صورت گمان و تخمين حكم به وقوع فلان حادثه در آينده بكند… و بلكه عليالظاهر، پيشگويي كردن به صورت قطع و جزم نيز اشكالي ندارد…» سحر و طلسم عليرغم وجود و تأثيرات غير قابل انكار آن، قابل ابطال است. ابطال سحر و طلسم از طرق مختلف امكان پذير است. احتمالاً تنها كار مجاز در امور سحر و طلسم نيز ابطال آن به قصد كمك به خلق با نيت رضاي حق تعالي ميباشد. بهترين شيوه براي ابطـال طلسمات، توكـل به خداوند قهـار و جبار و پناه بردن به اقيانوس بيكران رحمت او، قرآن كريم ميباشد، چرا كه«و ننزل من القرآن ما هو شفاءٌ و رحمه للمؤمنين». براي جلو گيري از تأثيرات سحر و طلسم قرائت قرآن كريم بخصوص سورههاي كافرون، اخلاص، فلق و ناس بسيار مؤثر است. بخصوص تلاوت سورههاي فلق و ناس در ابطال تأثيرات سحر و طلسم بينهايت مفيد ميباشد. جاي بسي تأمل و تعمق است كه انسان ميتواند آن همه توان و نيروهاي خارقالعادة خود را(كه موهبتي الهي است) در راه شناخت حق تعالي صرف كند و جزو سالكان طريق اليالله قرار گيرد، با اين حال چگونه با استفادههاي منفي از توانمنديهاي خود جزو سالكان در طريق الي شيطان ميشود؟! (اعوذ بالله من الشيطان الرجيم)

جن داراي حركات بسيار سريع ميباشد و به همين دليل قبلاً ميتوانست در آسمان نفوذ و استراق سمع كند ولي با ظهور حضرت مسيح(عليهالسلام) جلوي ورود و نفوذ آنها به آسمانها به صورت نسبي گرفته شد و با ظهور پيامبر گرانقدر اسلام حضرت خاتم الانبياء(صلياللهعليهوآلهوسلم) كاملاً از ورود آنها به آسمانها جلوگيري گرديد، پس جن نميتواند از آينده و اسرار غيب خبر دهد و آنهايي كه مدعي اين گونه امور هستند، آگاهانه يا ناآگاهانه دروغ ميگويند. خلقت انسان بعد از خلقت جن روي زمين بوده است و جنها هفت هزار سال پيش از انسان در كره زمين زندگي ميكردند. همانطور كه انسان ها از نسل آدم و حوا بوده، جن ها از نسل مارج و مارجه ميباشند. طول عمر جن از انسان بسيار زيادتر است ولي جن نيز داراي مرگ، تولد و عمر محدود و مشخص ميباشد، همچنين داراي حشر، نشر، معاد، حساب و كتاب اخروي است. از لحاظ مرفولوژي و ظاهري، قيافه واقعي

جن با انسان تفاوت دارد(اين موجودات ميتوانند با قيافه و ظاهر كاذب نمايان شوند). جن يك امتياز از لحاظ ظاهري نسبت به انسان دارد و آن اينكه ميتواند به هر شكلي كه ميخواهد اعم از انسان و حيوان دربيايد، ولي به شكل پيامبران، ائمه معصومين و شيعيان واقعي ظاهر نميشود. طول قد جن بسته به سن او، بين سي تا هشتاد سانتيمتر است. جن داراي دو جنس مذكر و مؤنث است و توليد مثل ميكند. نطفه جن بر خلاف انسان از جنس و ماهيت شبيه هوا ميباشد. برخي معتقدند كه انسان و جن ميتوانند با همديگر ازدواج نموده، حتي توليد مثل نمايند. دستگاه گوارش جن با

انسان تفاوت دارد، جن از پس مانده غذاي انسان بصورت بو كشيدن و يا مزه مزه كردن استفاده ميكنند. بطور معمول جن انسان را ميبيند ولي براي انسان قابل رؤيت نميباشد.
جن مانند انسان داراي علم، ادراك، قدرت تشخيص، مسئوليت و تكليف است. پيغمبر گرامي اسلام بر جنها نيز مبعوث شدند و در بين جنها نيز دين و مذهب و فرقه وجود دارد. جان به دو گروه مسلمان و غيرمسلمان تقسيم شده و مسلمانان آنها نيز در دو گروه اهل تشيع و اهل تسنن قرار ميگيرند. رهبر جنهاي شيعه«سعفر ابن زعفر»ميباشد و لوحي مزيّن به جملة مبارك«يا ابا عبد الله الحسين»برگردن دارد. پدر زعفر در صدر اسلام توسط حضرت علي(عليهالسلام) كشته شد و خود نيز به دست آن حضرت مسلمان گرديد. زعفر و لشكريانش در واقعه كربلا به ياري حضرت امام

 

 

حسين(عليهالسلام) شتافتند ولي آن امام بزرگوار اجازه نفرمودند. در منابع مختلف از جمله قرآن كريم، تفاسير، احاديث و كتب علمي از جن ياد شده است. دانشمندان غربي از جن به عنوان ارواح صدادار ياد ميكنند. پيامبر گرامي اسلام كه درود خدا بر او باد ميفرمايند:«خداوند جن را در پنج صنف آفريد: باد، مار، عقرب، حشرات و انسان.»برخي از انسانها جن را ميپرستند، علّامهطباطبائي(رضواناللهتعالياليه) ميفرمايند:«مشركان سه دسته ميشوند، اول آنهاييكه جن ميپرستند، دوم آنهاييكه ملائكه ميپرستند و سوم آنهاييكه مقدّسيني از بشر را پرستش ميكنند.» ابليس از طوايف جن است و در قرآن صراحتاً به اين مطلب اشاره شده است. ابليس شش هزار سال عبادت كرد و همين امر باعث شد از زمين به آسمان برود و در رده ملائك قرار بگيرد و به درجهاي رسيد كه مرتبة استادي برخي از ملائك را داشت. برخي از جنها علاقمند به داشتن ارتباط با انسان ميباشند، بعضي انسانها نيز به ايجاد رابطه با جنتمايل دارند، ايجاد اين ارتباط امكان پذير

است ولي به هيچ عنوان توصيه نميشود و نهي شده است، برخي از علما نيز آن را مجاز نميدانند.
ارتبـاط با جن و تسخير جن نه تنها هيچ سودي براي انسان ندارد بلكه مضر نيز ميباشد، اگر انساني با جن ارتباط گرفت، ديگر نميتواند آنرا قطع كند و يا حداقل قطع اين ارتباط داراي عواقب خطرناكي است. قابل ذكر است كه جن در مقابل ارتباط با انسان و بعضاً خدماتي كه ارائه ميكند، چيزهايي از انسان ميگيرد كه جبران آن بسيار سخت بوده، يا غيرقابل جبران است. در صورتيكه جن از طرف انسان احساس خطر كند و يا آسيب ببيند، اقدام به تلافي خواهد كرد و به شخص مورد نظر يا بستگان نزديك، از جمله همسر و فرزندان او آسيب ميزند و يا آزار و اذيّت ميرساند، پس بهتر است در مورد جن به همين مقدار اطلاعات رسيده از منابع ديني و بزرگان اكتفا نموده، جن را بهانهاي براي تفكّر و تدبّر در عظمت خالق آن قرار دهيم. براستي كه اگر انسان تمام عمر خويش را نيز صرف انديشيدن در بزرگي و عظمت حق تعالي نمايد، بسيار اندك خواهد بود.

چگونه موکل داشته باشیم
چطور موکل داشته باشيم: براي اينکه موکل داشته باشيد بايد اولا قدرت تسلط بر جن داشته باشيد (ارثي يا اکتسابي) و روشهاي قسم دادن و مطيع کردن جنها رو بلد باشيد. بعد يک جن بيچاره اي رو پيدا کنيد و تحت تسلط بگيريد و مجبور به همراهي هميشگي با خودتون بکنيد. روش ديگه اينه که شخصي که تعدادي جن رو تحت تسلط خودش داره، يکي از اونها رو براي مراقبت از شما مامور کنه. هر جني که اسير و مطيع انسان باشه، ميشه بعنوان موکل، مامور مراقبت از

کسي کرد. اينطوري نيست که يک جن خاص مخصوص مراقبت از شما باشه و بگرديد پيداش کنيد.

احضار موکل: از اونجا که موکل هم يه جن مثل بقيه ي جنهاست، احضارش هم مانند سايرين با روشهاي معمول احضار جن انجام مي شه. من هنوز در مورد ارتباط با جن مطلب دارم. در قسمتهاي آخر ارتباط باجن، يک يا چند روش احضار رو مي نويسم.

من و موکل: يه زماني که زندگيم در خطر بود جنهايي در فواصل زماني مختلف از طرف استاد.م مامور شده بودند مراقب من باشند. همه ي اونها الان از دوستان صميمي من هستند و گه گاه مي بينمشون و براي لطفهايي که به من داشتند هميشه ازشون ممنونم.

کارهاي موکل: کارها و مدت زمان همراهي موکل بستگي به وظيفه اي که بهش داده شده داره. گاهي ممکنه جني مامور باشه فقط ۲۴ ساعت مراقب جان يک نفر باشه يا اينکه مامور باشه نگذاره کسي براش سحر و اينجور چيزا بگيره و ممکنه ماموريت خاصي نباشه و موکل فقط همراه و مراقب سلامتي کلي باشه. در هر کاري مي شه از جن همراه کمک گرفت. لازم نيست شما اونو ببينيد. کافيه ازش چيزي بخوايد و بين ۱ تا ۳ ساعت بعد معمولا انجام مي ده. گاهي فقط ديدن ناراحتي شما کافيه که کاري براتون انجام بده و لازم نيست حتي بهش بگيد. موکل اگر محدود

نشده باشه ( توسط کسي که اسير و قسم خورده ش کرده ) در زندگي انسان دخالت مي کنه و اونو به سمتي که خودش مايل باشه مي کشه. مي تونه براي رسيدن به هدفهاتون کمکتون کنه و شرايط رو به نفع شما تغيير بده. خلاصه موجودي که مي تونه نامرئي باشه، مسافتهاي طولاني رو در کسري از ثانيه بره و برگرده، از تمام علمهاي دنيا آگاهي داره و روي ذهن و رفتار شما و ديگران تاثير و تسلط داره، رو تصور کنيد و ببينيد چه کارهايي مي تونه انجام بده

.
در مورد جن
در قرآن اهمیت ویژهای به “اجنه: داده شده، بهطوریکه ۴۸ آیه به آنان اختصاص یافته است، ولی در دو کتاب توحیدی دیگر، تورات و انجیل سخنی از جن به میان نیامده است. حتی در قرآن سورهای بهنام سورهجن وجود دارد.به روایت قرآن، در دوران پیش از نزول این کتاب گروهی از اجنه کوشیده بودند خود را به آسمان برسانند تا در آنجا استراق سمع کنند و از اسرار عالم بالا آگاه شوند ولی این جنیان پس از نزول قرآن دریافتند که آسمان شدیداً تحت مراقبت است و اجنهای که قصد رخنه بدان را داشته باشند هدف تیر شهاب ملائک پاسدار قرار میگیرند (جن، ۸ و ۹۹). همچنین به حکایت قرآن، بخشی از سپاهیان سلیمان از اجنه بودند و فرماندهانی از گروه خودشان داشتند (نمل، ۱۷).

در قرآن درباره جن اینگونه آورده شده است:
نخست: این نوع از آفریدگان پیش از نوع بشر خلق شده‏اند.
دوم: این نوع آفریدگان از جنس آتش خلق شده‏اند، همچنان که نوع بشر از جنس‏خاک خلق شده‏اند، و در این باب گفته: “جن را ما قبلا از آتشی سموم آفریده بودیم” (۱)
سوم: این نوع از مخلوقات مانند انسان زندگی و مرگ و رستاخیز دارند، و در این‏باب گفته: “اینان کسانیند که همان عذابهایی که امت‏های گذشته جنی و انسی را منقرض کرده بود، برایشان حتمی شده” (۲)
و چهارم: این نوع از جانداران مانند سایر جانداران نر و ماده و ازدواج و توالد وتکاثر دارند، و در این باره گفته: “و اینکه مردانی از انس بودند که به مردانی از جن پناه می‏بردند” (۳)

پنجم: این نوع مانند نوع بشر دارای شعور و اراده است، و علاوه بر این، کارهایی ‏سریع و اعمالی شاقه را می‏توانند انجام دهند، که از نوع بشر ساخته نیست، همچنان که درآیات مربوطه به قصص سلیمان و اینکه جن مسخر آن جناب بودند، و نیز در قصه‏شهر سبا آمده است.
ششم: جن هم مانند انس مؤمن و کافر دارند، برخی صالح و بعضی دیگر فاسدند، و در این باره گفته” من جن و انس را خلق نکردم مگر برای اینکه مرا عبادت کنند” (۴)

• سوره حجر، آیه ۲۷
• سوره احقاف، آیه ۱۸
• سوره جن، آیه ۶
• سوره ذاریات، آیه ۵۶

آیات بیشتر در مورد جن ویا اشارهبهجنیان:
گروهی از اجنه آیات قرآن را شنیدند و با تعجب گفتند که این کتاب مارا به راه هدایت میبرد و لاجرم دیگر به خدای واجد شرک نخواهیم ورزید (جن، ۱ و ۲)
اما بعضی دیگر از آنها کافر ماندند و هیزم کش جهنم شدند (جن، ۱۴ و ۱۵)

اینها اسلام آوردند و البته اگر در راه راست پایدار بمانند خداوند به آنها آب گوارا نصیب خواهد کرد (جن، ۱۶)
و به آنان میگوئیم شما نیز جزو آن گروهی از اجنه و آدمیان شوید که پیش از شما به آتش دوزخ داخل شدند (اعراف، ۳۸)
چون محمد برای دعوت به خدا قیام کرد طایفه جنیان بر او ازدحام آوردند(جن، ۱۹)
در روز محشر به اجنه خطاب شود کهای گروه جنیان، شما از حیث تعداد بر آدمیان فزونی گرفتید، ولی آیا ما برای شما رسولانی از جنس خودتان نفرستادیم که آیات مارا بر شما بخوانند و شمارا از چنین روزی بترسانند؟ (انعام، ۱۳۰)

خب اما جن چيست؟
۱-جن جانوريست داراي شعور و فیزیکي غير ارگانيک که از لحاظ شان وجودي از ديد اديان ابراهيمي پايينتر از انسان و بالاتر از حيوان جاي مي گيرد در فرهنگ فارسي به آن ديو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتين demon ياjinn نام گرفته است.جن به معناي چيزي است که پوشيده شده و منظور پوشيده ماندن او از حواس ماست
۲-خصوصيات فيزيکي جن از ديد انسان اعجاب آور است عنصر اصلی وجودي جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک در وجودش مانند بارباپاپا مي تواند به هر شکل و اندازه اي تبديل شود و بسياری از چيزها را در يک آن جا به جا کند همچنين سرعت نقل مکا

ن بسيار بالايي دارد مي تواند مثلا ظرف ۵ دقيقه فاصله بین لاهور و تهران را طي کرده و برگردد
۳-جن ابزار ساز نيست وبه علت خصوصيات فيزيکي منحصر بفرد قادر است در هر مکان و شرايطي زندگي کند وبراي همين به خانه و مسکن نيازي ندارد زيرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نيست جن به وسايل حمل و نقل بي نياز است و از اينجا مي توان فهميد که جن ها داراي صنعت و تکنولوژي نيستند و شهر و کاشانه اي ندارند مکان معمول زندگي آنها کوه وجنگل و دشت است
۴-جن مانند همه جانداران غذا مصرف می کنداما به مقداري بسيار کمتر از انسان

۵-جن ها مثل انسان جنسيت ونر يا ماده دارندتوليد مثل مي کنند و تشکيل خانواده مي دهند و به صورت جماعت زندگي مي کنند و جامعه ندارند
۶- جن نسبت به انسان زياد عمر مي کند حدود ۱۰۰۰ سال به بالا .جن هايي که در سوره ي جن از آنها نام برده شده که وقتي اولين بار آيات قرآن را شنيدند از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب مي شدند احتمالا هنوز زنده اند جن ها مانند انسان داناونادان .فرمانده و فرمانبردار ارباب و بنده کافر و متدين شفيق و شرور دارند.وقتي که مردند از بين میروند و نيازي به قبر و گورستان ندارند
۷-جن داراي عقل است اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفي و خلاقيت هنري .عقل جن به معناي قوه ي ارزيابي امور روزمره يا همان عقل معاش و قوه تشخيص است به اضافه هوشي سرشار اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و يافتن گذشته و آينده
۸-جن ها مانند انسان نامگذاري مي شوند و داراي اسم و رسم و شهرت هستند داراي زبان خاص و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدميان
۹- معروف ترين جن ابليس يا همان شيطان نام دارد که وصف حال او را شنيده ايد که چون بسيار در قرب به حق کوشيد به جايگاه فرشته هاي مقرب رسيداما چون حاضر به سجده بر انسان يعني شريک قرار دادن بر خدا نشد از درگاه رانده شد!!!

-۱۰طبيعت بين جن و انسان فاصله گذارده است اين پرده عبارت است از شان وجودي آنها و هراس طبيعي هر دو از هم .جن طبيعتا انسان را مي بيند اما انسان جز در شرايط خاص قادر به رويت جن نيست
۱۱-جن در شرايطي قادر به تسخير انسان و انسان در شرايطي قادر به تسخير جن است انسان مسخر شده را مجنون يا ديوانه يا ديو زده و جن تسخير شده را موکل مي نامند گويند خود جنيان بر سه قسمند ديو.جن وپري که از لحاظ مکانی مادون فرشته هستند

۱۲-جن مي تواند در مواردي تربيت شده به انسان خدمت کند چنين سنتي در ميان جنگيران ايران و پاکستان وهند وجود دارد اما به طور کل نه بودا نه دالاي لاما نه اوليا الله و نه عرفا و نه پيامبران هيچکدام به مدد خواستن از موجوداتي که مثل انسان خطا و اشتباه و گناه مي کنند توصيه نکرده اند اما همگی وجود آنها را تاييد کرده اند .

۱۳-جنيان مانند امواج راديويي و ماهواره اي با ما هستند ظاهر نمي شوند اما حاضرمی شوند و بعضی از انها درخانه ها و بدن شخصيت هاي ضعيف رفت و آمد مي کنند يکی از راه های دور کردن جنهاي مزاحم خواندن و آويختن ۴ آيه از قران است که با قل شروع مي شوند و بسياری ادعيه که درکتب مختلف وجود دارند.اماراه دورکردن انسان شرورچيست!؟!.
۱۴-جن هابعضی از ما را به شکل همزاد و غير همزاد دوست دارند و کمکمان مي کنند همينطور جواهرات و اشياي قيمتي ما ازجمله انگشترهايي با نگين سنگ (مخصوصا عقيق)را بسيار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آيات و اوراد حک شده باشند) اگر دوستمان داشته باشندو سخني باماداشته باشند بيشتربه خوابمان مي ايند و دلسوزی خود را اعلام مي کنند خيلي ازآنها خدمتگذار ارواح اوليا هستند و دست ماراگرفته اندو خيلي ها هم به کرداراکثرآدميان اهل شيطنت.بيشتر آنها بي ضررند و مثل ما گرفتار اين دنيا و درگير و دار تقدير خويشند

۱۵-اماآنان که ماوراي طبيعت و موجوداتش را باور ندارند چند دسته اند :کساني که انچه که نمي بینند را باور ندارند اينها معمولا فقط آنتي تزقصه هاي جن وپري مادربزرگ ها هستند که حتي زحمت دانستن کوچک ترين اطلاعاتي جز نقد داستان گرمابه های تاريک وکوتوله هاي پاسمي و عروسي جن ها رابه خودشان نداده اند اين تيپ آدمها از ۷ سالگي که مادر بزرگه داستان هاي جن وپري را براي ترساندن و خواب کردنشان تعريف مي کرده هنوز زير لحاف هستند.و يا اينکه هارد ديسک کوچکشان از مسئله پر شده و ديگر تاب و ياراي درک و پذيرش راز را ندارندمثل من چهارتا کتاب فلسفه مدرن خوانده اند و تمام ماجرا را در همان چهارتا ديده اند.و گروهي که پوچ يا ابسورد هستند کساني که خويش را منکرند چه رسد به ماوراي خويش و گروه آخر کساني که جنها دستشان مي اندازند و در مجالس احضار ارواح در نقش يک روح برايشان شيرين کاري می کنند تا فردا در مدح روح کتاب چاپ کنند و جايزه بگيرند! از دانسته هاي خويش برايتان گفتم قبل از آنکه

شما با بهايي گزاف تجربه اش کنيد يا اصلا تجربه اش نکنيد چون راه سهل و ايمنی را پيش رو نداريد !جن براي انسان از انسان خطرناک تر نيست همانطور که انسان براي کوسه از کوسه

خطرناک تر است!(در تاريخ بشر حتي يک مورد مرگ انسان به دست جن گزارش نشده در حالي که فقط در دوره حکومت استالين ۳۵ ميليون روس به قتل رسيدند آمار کشتار جنگ هاي مذهبي صليبي و جنگ هاي جهاني و قومي و قبيله اي پيش کش) در حقيقت هيچ چيز هراس ناک تر و هوس ناک تر انسان نيست که به قول توماس هابز انسان گرگ انسان است
۱۶-در کل و بدون در نظر گرفتن موارد خاص انها به ما کاری ندارند ماهم به آنها کاری نداريم ازدود و دم و سر و صداهای شهر و بوی فاضلاب و توالت فراريند مثل ما کارما و مکافات دارند و دست آخر اينکه به عقيده من با تمام اين اوصاف تفاوت اساسی با ما ندارند زيرا که:{آنها هم رنج می کشند}.:confused:

نظر ملاصدرا درباره جن
صدر المتالهين شيرازی معروف به ملا صدرا می نويسد(جن را وجودی در اين جهان حس و وجودی در جهان غيب و تمثيل((عالم مثال))است،اما وجودشان در اين جهان هيچ جسمی که آن را نوعی از لطافت و اعتدال باشد نيست،جز آن که روحی در خور آن و نفسی که از مبدا فعال بر آن اضافه شده است می باشد آنان بدنمای لطيفی دارند که در لطافت و نرمی متوسط بوده و پذيرای جدائی و گرد آمدن است،چون جدا گشت،قوامش نازک و حجمش لطيف گشته و از ديگرن پنهان می گردد.

مطالب خواندنی در مورد جن

يكي از موجودات ناديدني جن است . جهان ما براي جن قابل رويت و لمس است ولي جهان براي ما انسانها قابل رويت و لمس نيست . اين موجودات به سه گروه پري و جن و ديو تقسيم مي شوند كه در عرض هم و از مخلوقات كره زمين هستند :

۱- ديوها پست ترين نژاد ، خاكستري رنگ و خشن اند و چشمانشان حد وسط افقي و عمودي است .
۲- جن ها نژاد متوسط و مثل آتش سرخ رنگ هستند ، چشمانشان عمودي است و پاهايشان كوتاه و گرد است چيزي شبيه سم اسب نه اينكه سم واقعي باشد .

۳- پري نسبت به آندو از نظر خلقت برتري دارد و پري ها سفيد و بسيار زيبا هستند مثل انسانهاي سفيد پوست چشمانشان مثل چشمان انسان افقي است .
هيكل و شباهت آنها تقريبا به اندازه انسان است ، با اين تفاوت كه ديوها ( غولها) كمي درشت تر و جن ها كمي ريزتر از انسانها هستند و شكل كلي اشان مثل انسان است و دو چشم و دو گوش و دهان و … دارند.

 

ديو و جن و پري از هم جدا هستند ، داخل يكديگر مي شوند ولي كاري به كار هم ندارند و بين آنها جنگ و درگيري رخ نمي دهد .
جنيان غذا نمي خورند . استخوان و ضايعات غذاي جنيان است و ممكن است از خوردني ها و آشاميدني ها ي ديگر هم استفاده نمايند . ازدواج هم دارند و بصورت خانوادگي زندگي مي كنند ، جا و مكان برايشان مطرح نيست . نر و ماده دارند ، آلت تناسلي دارند ، جفت گيري مي كنند و مدت بارداري كمتر از انسان دارند و معمولا از هر شكم بيشتر از يك بچه متولد نمي شود .
وضع حمل آنها آسانتر از بشر است ، رشد بچه سريعتر و بلوغ هم دارند ، زاد و ولدشان مثل انسان زياد نيست . طول عمرشان بيشتر از آدمي است مرگ دارند ، جسمشان فنا مي شود و احتياج به قبرستان ندارند .

سرما وگرما و درد ندارند ، اما لذت و خوشي و ناخوشي دارند . الفت خانوادگي و خارجي با هم دارند ، كارو شغل ندارند .
اكثر حيوانات و جانوران آنها را مي بينند و برايشان عادي است از اين رو به آنها حمله نمي كنند و مي توانند خود را به صورت انسان و غير انسان در آورند . آنها پديده هاي بسيار لطيفي هستند و توان انبساط و انقباض خويش را دارند و در حالت عادي در حال انبساطند ، لذا ديده نمي شوند ولي اگر منقبض شوند ، مي توان آنها را ديد . از آنها مي شود عكس گرفت به شرطي كه به اين كار راضي باشند .
به علت نداشتن عنصر خاكي ، قوه طي الارض دارند و در آن واحد مي تونند از يك طرف زمين به طرف ديگر بروند . چون هميشه با ما در ارتباط و تماس هستند به همه زبانهاي ما آشنايي دارند . معايبي دارند بدتر از بشر ولي معايبي كه انسان دارد آنها ندارند . روزي كه خداوند انسان را خلق كرد فاصله اي ميان جنيان و بشر قرار داد كه جنيان بدون اذن خدا اجازه نزديك شدن و آسيب رساندن به آدميان را ندارند و اصولا از طرف خداوند اجازه اذيت كردن مي يابند .
هوش آنها بسيار زياد است و مي تونند افكار را بخوانند ولي آينده انسان را نمي دانند و قوه خلاقه ندارند ، هر چه دارند ذاتي و همان است كه در خلقتشان گذاشته شده است تا به حال چيزي اختراع نكرده اند

حكم فقهي ازدواج انسان با جنيان اين است كه علما در اين باره اختلاف دارند ، عده اي گفته اند : (( جايز نيست ، زيرا اختلاف جنسي موجب امتناع است )) و بعضي ديگر گفته اند : پيامبر نكاح جن را نهي نموده كه اين نهي شامل كراهت هم مي شود . بعضي از مشاهير علماي اهل سنت و جماعت مي گويند : با بودن شرايط نكاح بين انسان و جن و انس ازدواج مانعي ندارد و جايز است .
جن ها داراي روح و نفس هستند ، از بين خودشان پيامبر ندارند و بايستي از دستورات پيامبر آدميان پيروي كنند ، چنانكه عده اي از آنها به حضرت مسيح گرويدند و عده اي ديگر به حضرت محمد (ص) و بعضي از آنها از دستورات خداوند سرپيچي مي كنند . آنها هم خوب و هم بد، ظالم و مومن دارند ، داراي مذاهب گوناگونند .

 

عبادتشان طبق همان عقيده ديني است كه دارند ، مثلا جن هاي مسلمان نماز مي خوانند و روزه مي گيرند و وظيفه دارند تمام آداب را به جا آورند . به خدمت پيامبر و ائمه هدا مي رسند و مسائل ديني و حلال و حرام خود را مي پرسند . سعد اسكاف مي گويد : به منزل امام باقر (ع) رفتم … اشخاصي از اتاق امام خارج شدند كه مانند ملخهاي زرد بودند و پوستين در تن داشتند و از زيادي عبادت لاغر شده بودند … اما فرمودند : آنها برادران ديني تو و از طايفه جن هستند كه به خدمت ما مي آيند و مسائل ديني و حلال و حرام خود را از ما مي پرسند.