 مقدمه
لزوم پوشيدگي زن در برابر مرد بيگانه يكي از مسائل مهم اسلامي است ، در خود قرآن كريم در باره اين مطلب تصريح شده است ، عليهذا در اصل مطلب از جنبه اسلامي نمي توان ترديد كرد .
پوشيدن زن خود را از مرد بيگانه يكي از مظاهر لزوم حريم ميان مردان و زنان اجنبي است ، همچنانكه عدم جواز خلوت ميان اجنبي و اجنبيه يكي ديگر از مظاهر آن است .

چنانكه مي دانيم در ميان حيوانات هيچگونه حريمي ميان جنس نر و ماده وجود ندارد ، آنها آزادانه با يكديگر معاشرت مي كنند ، قاعدة اولي طبيعي اين است كه افراد انسان نيز چنين باشند ، چون موجبي سبب شده كه ميان جنـس زن و مرد حريم و حائلي به صورت پوشيدگي زن يا به صورت ديگر به وجود آيد ؟
اختصاص به پوشش ندارد ، در مطلق اخلاق جنسي جاي چنين سئوالي هست ، در باره حيا و عفاف نيز همين پرسش هست ، حيوانات در مسائل جنسي احساس شرم نمي كنند ولي در انسان بالاخص در جنس ماده حيا و شرم وجود دارد .
آيا اسلام طرفدار پرده نشيني زن است همچنانكه لغت « حجاب » بر اين معني دلالت
مي كند ، يا اسلام طرفدار اين است كه زن در حضور مرد بيگانه بدن خود را بپوشاند بدون آنكه مجبور باشد از اجتماع كناره گيري كند ؟

 تاريخچه حجاب
قبل از اسلام در ميان بعضي از ملل حجاب وجود داشته است . در ايران باستان و در ميان قوم يهود و احتمالا” در هند حجاب وجود داشته است و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است . اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و بوسيلة اسلام در عرب پيدا شده است حجابي كه در قوم يهود معمول بود بسي سخت تر و مشكل تر از حجاب اسلامي بوده است . در جلد اول تاريخ تمدن صفح ۵۵۲ راجع به ايرانيان قديم مي گويد :
« در زمان زرتشت زنان منزلتي عالي داشتند ، با كمال آزادي و با روي گشاده در ميان مردم آمد وشد مي كردند » .

آنگاه چنين مي گويد :
« پس از داريوش مقام زن مخصوصا” در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد . زنان فقير چون براي كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادي خود را حفظ كردند ، ولي در مورد زنان ديگر ، گوشه نشيني زنان حيض كه برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگي اجتماعي شان را فرا گرفت ، و اين امر خود مبناي پرده پوشي در ميان مسلمانان به شمار مي رود ، زنان طبقات بالاي اجتماعي جرات آن را نداشتندكه جز در تخت روان روپوش دار از خانه بيرون بيايند ،‌ و هرگز به آنان اجازه داده نمي شد كه آشكارا با مردان آميزش كنند ، زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردي را ولو پدر يا برادرشان باشد ببينند ، در نقش هايي كه از ايران باستان برجاي مانده هيچ صورت زن ديده نمي شود و نامي از ايشان به نظر نمي رسد ۰۰۰ »

چنانچه ملاحظه مي كنيد حجاب سخت و شديدي در ايران باستان حكمفرما بوده ، حتي پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده مي شده اند .
به عقيده ويل دورانت مقررات شديدي كه طبق رسوم و آئين محبوسي در باره زن حائض اجرا مي شده كه در اتاقي محبوس بوده همه از او در مدت عادت زنانگي دوري مي جسته اند و از معاشرت با او پرهيز داشته اند . سبب اصلي پيدا شدن حجاب در ايران باستان بوده است در ميان يهوديان نيز چنين مقرراتي در بارة زن حائض اجرا مي شده است .

جواهر لعل نهرو نخست وزير فقيد هند نيز معتقد است كه حجاب از ملل غير مسلمان : روم و ايران به جهان اسلام وارد شد . در هند نيز حجاب سخت و شديدي حكمفرما بوده است ولي درست روشن نيست كه قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و يا بعدها پس از نفوذ اسلام در هند رواج يافته است و هندوان غير مسلمان تحت تأثير مسلمانان و مخصوصا” مسلمانان ايراني حجاب زن را پذيرفته اند .
آنچه مسلم است اين است كه حجاب هندي نيز نظير حجاب ايران باستان سخت و شديد بوده است . نهرو مي گويد : « متاسفانه اين رسم ناپسند كم كم يكي از خصوصيات جامعة اسلامي شد و هند نيز وقتي مسلمانان بدين جا آمدند آنرا آموخت » .

به عقيده نهرو حجاب هند بواسطة مسلمانان به هند آمده است ولي اگر تمايل به رياضت و ترك لذت را يكي از علل پديد آمدن حجاب بدانيم بايد قبول كنيم كه هند از قديمي ترين ايام حجاب را پذيرفته است . زيرا هند از مراكز قديم رياضت و پليد شمردن لذات مادي بوده است . به هر حال آنچه مسلم است اينست كه قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتكر آن نيست .

 علت پيدا شدن حجاب
در بابت علت پيدا شدن حجاب نظريات گوناگوني ابراز شده است ، و غالبا” اين علتها براي ظالمانه يا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذكر شده است . بعضي نظريان فلسفي و بعضي اجتماعي و بعضي اخلاقي و بعضي اقتصادي و بعضي رواني است . كه ذيلا” ذكر مي شود :‌
۱- ميل به رياضت و رهبانيت ( ريشه فلسفي )
۲- عدم امنيت و عدالت اجتماعي ( ريشه اجتماعي )

۳- پدرشاهي و سلطه مرد بر زون و استثمار نيروي وي در جهت منابع اقتصادي مرد
( ريشه اقتصادي )
۴- حسادت و خودخواهي مرد ( ريشه اخلاقي )
۵- عادت زنانگي زن و احساس او به اينكه در خلقت از مرد چيزي كم دارد ، به علاوه مقررات خشـني كه در زمينه پليدي او و ترك معاشرت با او در ايام عادت وضع شده است ( ريشه رواني ) .
علل نامبرده يا به هيچوجه تأثيري در پيدا شدن حجاب در هيچ نقطه از جهان نداشته است و به جهت آنها را به نام علت حجاب ذكر كرده اند و يا فرضا” در پديد آمدن بعضي از سيستم هاي غيراسلامي تأثير داشته است در حجاب اسلامي تأثير نداشته است ، يعني حكمت و فلسفه اي كه در اسلام سبب تشريع حجاب شده نبوده است .

مخالفان حجاب گاهي آن را زائيده يك طرز تفكر فلسفي خاص دربارة جهان و لذات جهان معرفي مي كنند و گاهي ريشه سياسي و اجتماعي براي آن ذكر مي كنند و گاهي آن را معلول علل اقتصادي مي دانند و گاهي جنبه هاي خاص اخلاقي يا رواني را در پديد آمدن آن دخالت مي دهند .

 ارتباط مسأله پوشش با فلسفة رياضت و رهبانيت
ارتباط مسأله پوشش با فلسفه رياضت و رهبانيت از اين جهت است كه چون زن بزرگترين موضوع خوشي و كامراني بشر است اگر زن و مرد معاشر و محشور با يكديگر باشند ، خواه ناخواه دنبال لذت جويي و كاميابي مي روند . پيروان فلسفه رهبانيت و ترك لذت براي اينكه محيط را كاملا” با زهد و رياضت سازگار كنند بين زن و مرد حريم قائل شده پوشش را وضع كرده است .

يكي از علل پديد آمدن اينگونه افكار و عقايد ، تمايل بشر براي وصول به حقيقت است ، اين تمايل در بعضي افراد فوق العاده شديد است ، و اگر با اين عقيده ضميمه گردد كه كشف حقيقت از براي روح آنگاه حاصل مي شود كه بدن و تمايلات بدني و جسماني مقهور گردد ، قهرا” منجر به رياضت و رهبانيت مي گردد . اين انديشه كه وصول به حق جز از راه فنا و نيستي و مخالف با هواي نفس ميسر نيست ، علت اصلي پديد آمدن رياضت و رهبانيت است .

علت ديگر پديده رياضت آميخته بودن لذات مادي به پاره اي از رنج هاي معنوي است . بشر ديده است كه همواره در كنار لذتهاي مادي يك عده رنج هاي روحي وجود دارد مثلا” ديده است كه هرچند ،‌ داشتن ثروت موجب يك سلسله خوشي ها و كامراني ها است اما هزاران ناراحتي ها و اضطراب ها و تحمل ذلتها در تحصيل و در نگهداري آن وجود دارد ، بشر ديده كه آزادي و استغنا و علو طبع خود را به واسطة اين لذات مادي از دست مي دهد ، از اين رو از همه آن لذات چشم پوشيده تجرد و استغناء را پيشه خود ساخته است .

علل ديگري نيز براي پديد آمدن رياضت و گريز از لذت ذكر كرده اند ، از آن جمله اينكه محروميت و شكست در موفقيت هاي مادي مخصوصا” شكست در عشق ، سبب توجه به رياضت مي گردد ، روح بشر از اين نوع شكستها انتقام خود را از لذت هاي مادي بدين صورت مي گيرد كه آنها را پليد مي شناسد و فلسفه اي براي پليدي آنها مي سازد . اصولا” اسلام با فكر رياضت و رهبانيت سخت مبارزه كرده است و اين مطلب را مستشرقين اروپايي هم قبول دارند .

 عدم امنيت
ريشه ديگري كه براي به وجود آمدن پوشش ذكر كرده اند ناامني است . در زمان هاي قديم بي عدالتي و ناامني بسيار بوده است . دست تجاوز زورمندان و قلدران به مال و ناموس مردم
بي باكانه دراز بوده است . همانطور كه در مورد ثروت امنيت نبود ، راجع به زن هم امنيت وجود نداشت ، هركس زن زيبايي داشت ناچار بود او را از نظر زورمندان مخفي نگهدارد ، زيرا اگر آنها اطلاع پيدا مي كردند ، او ديگر مالك زن خود نبود .

ايران دورة ساساني ناظر جنايت ها و فجايع عجيبي در اين زمينه بوده است . شاهزادگان و موبدان و حتي كدخداها و ارباب ها هرگاه از وجود زن زيبايي در يك خانه مطلع مي شدند به آن خانه مي ريختند و زن را از خانه شوهرش بيرون مي كشيدند اما اين كه بگوييم علل حجاب هاي افراطي و عقايد افراطي در مورد پوشش زن عدم امنيت مي باشد ، زيرا در عصر ما امنيت كامل در مورد زن كاملا” برقرار است ، در عين دنياي صنعتي آمريكا و اروپا كه به غلط آن را دنياي تمدن مي ناميم . احيانا” آمارهاي وحشت آوري از زناي به عنف مي خوانيم ، چه رسد به دنياي به اصطلاح نيمه متمدن و تمام وحشي .

تا در جهان حكومت شهوت برقرار است هرگز امنيت ناموسي وجود نخواهد داشت ، منتها شكل قضيه تفاوت مي كند . پس اين ادعا كه در عصر ما امنيت ناموسي كامل برقرار است و صاحبان نواميس بايد از اين نظر خاطرشان جمع باشد ياوه اي بيش نيست . مسلما” علت دستور پوشش در اسلام عدم امنيت نبوده است .

لااقل علت ؟؟؟؟؟ و اساسي ، عدم امنيت نبوده است زيرا اين امر نه در آثار اسلامي به عنوان علت پوشش معرفي شده است و نه چنين چيزي با تاريخ تطبيق مي كند . در ميان اعراب جاهليت پوشش نبود و در عين حال امنيت فردي بواسطة زندگي خاص قبيله اي و بدوي وجود داشت . يعني در همان وقت كه در ايران ناامني فردي و تجاوز به ناموس به حداعلي وجود داشت و پوشش هم بود در عربستان ، اينگونه تجاوز بين افراد قبايل وجود نداشت .

 استثمار زن
بعضي ها براي پوشش زن ريشه اقتصادي قائل شده ، گفته اند حريم و پوشش يادگار عهد مالكيت و تسلط مرد است . مردان به خاطر اينكه از وجود زنان بهره اقتصادي ببرند و آنها را مانند بردگان استثمار كنند ، آنها را در خانه ها نگه مي داشتند و براي اين كه فكر زن را قانع كنند كه خود به خود از خانه بيرون نرود و بيرون رفتن را كار بدي بداند فكر حجاب و خانه نشيني را خلق كردند .

قدر مسلم اين است كه حجاب در اسلام بدين منظور نيست ، اسلام هرگز نخواسته مرد از زن بهره كشي اقتصادي كند ، بلكه سخت با آن مبارزه كرده است اسلام با قاطعيت تامي كه بهيچوجه قابل مناقشه نيست ، اعلام كرده است كه مرد هيچ گونه حق استفاده اقتصادي از زن ندارد . اين مسأله كه زن استقلال اقتصادي دارد . ازمسلمات قطعي اسلام است . اگر اسلام در حجاب ، نظر به استثمار اقتصادي زن داشت بيگاري زن را براي مرد تجويز مي كرد . معقول نيست كه از يك طرف براي زن استقلال اقتصادي نائل شود و از طرف ديگر حجاب را به منظور استقلال و استثمار زن وضع كند پس اسلام چنين منظور نداشته است .

 حسادت
ريشه ديگري كه براي پيدا شدن حجاب ذكر كرده اند جنبة‌ اخلاقي دارد در اينجا نيز مانند نظريه سابق علت پيديد آمدن حجاب را تسلط مرد و اسارت زن معرفي كرده اند . با اين فرق كه در اينجا براي تسلط جويي مرد ، به جاي ريشة اقتصادي ريشة اخلاقي ذكر شده است : گفته اند علت اينكه مرد ، زن را بدين شكل اسير نگه مي دارد حس خودپرستي و حسادت وي نسبت به مردان ديگر است . حسادت و غيرت صفت كاملا” متفاوت اند و هر كدام ريشه اي جداگانه دارد . ريشه حسادت خودخواهي و از غرايز و احساسات شخصي مي باشد ولي غيرت يك حس اجتماعي و نوعي است و فايده و هدفش متوجه ديگران است و اما اينكه آيا نظر اسلام در بارة حجاب و پوشش احترام گذاشتن به حس غيرت مرد است يا نه ؟

جواب اين است كه بدون شك اسلام همان فلسفه اي كه در حس غيرت هست يعني حفاظت ، پاكي نسل و عدم اختلاط اساب را منظور نظر دارد ، ولي علت حجاب اسلامي منحصر به اين نيست .

 عادت زنانگي
به عقيده بعضي حجاب و خانه نشيني زن ريشه رواني دارد ، زن از ابتدا در خود نسبت به مرد احساس حقارت مي كرده است . از دو جهت :‌
يكي احساس نقص عضوي نسبت به مرد ، ديگري خونريزي ماهانه و حين زايمان و حين ازاله بكارت . اين كه عادت ماهانه نوعي پليدي و نقص است ، فكري است كه از قديم در ميان بشر وجود داشته است و به همين دليل زنان در ايام عادت مانند يك شيئ پليد در گوشه اي محبوس بوده اند ، و از آنها دوري و اجتناب مي شده است .

در ميان يهوديان و زرتشتيان با زن حائض مانند يك شيئي پليد رفتار مي شده است و اين جهت ، هم در زن و هم در مرد اين فكر را به وجود آورده كه زن موجود پست و پليدي است و مخصوصا” خود زن در آن حالت احساس شرم و نقص مي كرده خود را مخفي مي ساخته است . درباره اينكه زن ابتدا در خود احساس نقص مي كرده است و سبب شده كه هم خود او و هم مرد ،‌ او را موجود پست بشمارد ، سخنان زيادي گفته شده است ، خواه آن سخنان درست باشد و خواه نادرست ، با فلسفة اسلام در باره زن و پوشيدگي زن رابطه اي ندارد . اسلام نه حيض را موجب پستي و حقارت زن مي داند و نه پوشيدگي را به خاطر پستي و حقارت زن عنوان كرده است ، بلكه منظورهاي ديگري داشته است .