حضرت حجت و معجزه تولد او

قضیه حضرت مهدی(عج)فرزندامام حسن عسگری(ع)قضیه ای دقیق است که ازپیش برای آن خط سیری معین رسم شده که هرکدام ازائمه معصومین علیهم السلام آن را می دانستندوبرای محقق شدن آن فعالیت می کردند.

وهنگامی که نوبت امام هادی(ع) رسید یکی از یارانش را فرستاد که کنیزی بخرد تا با امام حسن عسگری ( ع) ازدواج کند ومادری برای امام مهدی (عج) باشد.
و برای آ ن شخص صفت های کنیزرا مشخص نمود: ا ونرجس دختر قیصربن یشوعا پادشاه روم ، مادرش ازنواد گان حواریون که همراه حضرت عیسی(ع) بودند،می باشد.
زنی ا ست د راوج کمال و نور وعلم . مسلمانان ا و را درجنگشان با رومیها اسیرکردند.

نرجس با پدرش وسپاهیان برای مداوا کردن زخمی شد گان درمیدان جنگ رفته بود. دررویا دیده بود که حضرت محمد (ص) وهمراهش عیسی(ع) ونیزفاطمه زهرا (س) وهمراهش حضرت مریم (س)همگی با هم آمده تا اورا برای امام حسن عسگری (ع) خواستگاری کنند.
دراین رویا حضرت زهرا (س) برای نرجس چگونگی رسیدن به امام
حسن عسگری (ع ) را توضیح داد تا برای ا وهمسری باشد. بنابراین هما نگونه که حضرت زهرا( س) معین کرده بود نرجس لباس پوشید
سپس به صف اسرا پیوست.

پس کسی اورا اذیت وآزارنکرد تا اینکه همراه اسیران به بغداد رسید ومانند بقیه کنیزان در معرض فروش قرار گرفت.
امام هادی (ع) به ابی هاشم جعفری فرموده بود: درسمت راست پل بغداد
می ا یستی پس می بینی که کنیزان درآنجا ایستاده اند تو نفرسوم ازصف
رااختیارکرده اورا می خری وهمراه خود به اینجا می آوری.

ابی هاشم جعفری رفت ونامه ای ازامام هادی(ع) به آن کنیز داد. نرجس
چون از فرهنگ وعلم بسیاری برخورداربود و پدرش به او زبانهای بسیاری از جمله زبان عربی تعلیم داده بود.
نامه امام هادی (ع) را که به زبان عربی بود گرفت و خواند و بر سر خویش قراردادودرحالیکه چشمانش ازاشک پرشده بودهمراه ابی هاشم نزد امام هادی (ع) آمد.
حکیمه خواهرامام هادی (ع) می فرماید: درخانه امام هادی (ع) بودم

که ابی هاشم همراه نرجس آمد. سپس امام هادی (ع) به اوا شاره کرد وگفت:ای حکیمه این همان زن است.
حکیمه اورا گرفت و به اوخد مت می کرد وامام حسن عسگری (ع) با اوازدواج کرد و نرجس باردار شد.
معجزه د وم این است که خدای تعالی مظاهروآثاربارداری درنرجس را مخفی کرد وهیچ اثری ازآثار بارداری بر او ظاهر نشد تا اینکه فرزنش را به دنیا آورد .
در شب نیمه شعبان امام حسن عسگری (ع) به عمه اش حکیمه فرمود: دراین شب پیش نرجس باش که نرجس به کمکت محتاج خواهد بود. حکیمه گفت : چرامگر خبری شده است ؟ امام فرمود : امشب همان شب

موعود است .امشب فرزند مبارکی به دنیامی آید که زمین مرده راحیات
می بخشد و زنده می سازد. حکیمه گفت : من که هیچ اثری ازبارداری دراونمی بینم. امام فرمود: عمه جان هنگام سپیده دم آثاربارداری دراو ظاهرمی شود.
زیرا مهدی آل محمد شباهتی باموسای پیامبردارد مادرموسی هم آثاری ازبارداری نداشت وتاهنگام به دنیاآمدن موسی هیچکس ازرازاوخبردار نشد .
حکیمه می گوید درآن شب نزداوبودم وتا نزدیک فجربراوچیزی ندیدم تا
اینکه بعد ازمدتی آثاردرد دروجودش ظاهرشد. نزد او رفتم واورا کمک و یاری کردم…خواب مرا فرا گرفت وهنگامی که بیدار شدم وچشمانم را باز کردم حضرت حجت را د ر حالی که بر روی زمین سجده کرده بود دیدم.

فصل اول: میلاد
۱- میلاد
مورخان ومحدثان ولادت ( حجت بن الحسن المهدی) را به سال ۲۵۵ یا ۲۵۶هجری- قمری دانسته اند.
گفته اند : حضرت مهدی (ع) در شب جمعه نیمه ماه شعبان سال یا د شده پای به این جهان نهاد.

۲- چونان ابراهیم وموسی

پس ازدوقرن واندی که ازهجرت پیامبر(ص) گذشت وامامت به امام دهم و یازدهم رسید کم کم در میان حکومتگران مسلمین در مرکز خلا فت نگرانیی عمیق جان گرفت.
این نگرانی مربوط به اخبارو احادیث بسیاری بود که درآنها آمده بود: از امام حسن عسگری(ع) فرزندی تولد خواهد یافت که برهم زننده اساس حکومتهاست.
این پیشگویی در کتابهای پیشین آمده بود و به وسیله آگاهان از آن کتابها در میان مسلمین نقل می شد.
به هنگام تولد امام مهدی(ع) در شهر سامرا حدود ۳۵ سال از ساختن آن شهر که در کنار ویرانه های شهر قدیم بنا شده بود می گذشت. و با اینکه به عنوان پایتخت دوم برای خلا فت بغداد ساخته شده بود از همان آغاز مقر خلیفه عباسی شد.

معتصم عباسی هشتمین خلیفه بنی عباس که خلا فت اواز سال ۲۱۸ آغاز شد به ساختن این شهر فرمان داد و سپس خود بدانجا انتقال یافت وبدین گونه سامرا مرکز خلا فت او گشت.

امام دهم۲۰ سال در این شهر تحت نظرو زندانی بود وسپس امام یازدهم درآنجا تحت نظر و زندانی به سر می برد.
به هنگامی که ولا دت(مهدی) نزدیک گشت و خطروجود اودر نظر جباران قوت گرفت در صدد برآمدند تا از پدید آمدن این نوزاد جلوگیری کنند واگرپدید آمد و بدین جهان پای نهاد اوراازمیان بردارند.

بدین علت بود که چگونگی احوال مهدی دوران حمل و سپس تولد او همه همه از مردم پنهان شده بود وجزچند تن معدود از نزدیکان یا شاگردان واصحاب خاص امام حسن عسگری کسی اورا نمی دید.آنان نیزمهدی را گاه به گاه می دیدند نه پیوسته و به صورت عادی. نوشته اند که راز مخفی داشتن ولادت مهدی این بود: خلفای بنی عباس از طریق روایاتی که از پیامبر(ص) وائمه طاهرین(ع) نقل شده بود دانستندکه دوازدهمین امام همان مهدی است که زمین را پرازعدل وداد می کندودژهای گمراهی وفساد را درهم می کوبد ودولت جباران
را سرنگون می سازد.وطاغوتیان را به قتل می رساندوخود امیرمشرق و مغرب جهان می شود. چون این امررا دانستند درصدد بر آمدند تا این نور را خاموش کنندو این امام را به قتل برسانند. از این رو جاسوسان و مراقبانی چند گماشتند و حتی قابله هایی را مامور کردند تا داخل خانه امام حسن عسگری (ع) را زیر نظر بگیرند . لیکن خداوند درهر حال نورهدایت را پاینده خواهد داشت.

این بود که خدا به اراده خویش دوران بارداری مادراو( نرجس) را پنهان ساخت .
مورخان گفته اند:معتمد عباسی قابلگان راامرداده تاوقت وبیوقت سرزده وارد خانه امام حسن عسگری(ع) شوند درون خانه را بگردند وتفتیش کنند واز حال همسراوبا خبر گردند وگزارش دهند اما آنان ازهیچ چیز آگاه نگشتند.

خداوند درباره مهدی همان کار را کرد که درباره موسی کرد . چنان که دشمنان مهدی نیز همان روش فرعونی و سیاست فرعونی را دنبال کردند.
فرعون دانست که زوال سلطنت او به دست مردی از بنی اسرائیل خواهد افتاد. این بود که بازرسانی گماشت تازنان حامله بنی اسرائیل رازیر نظرگیرند و کودکانی را که متولد می شوند تحت مراقبت شدید قراردهند و اگر کودک پسر بود اورا می کشتند. بدینگونه کودکان بسیاری را کشتند تا موسی پدید نیاید.

چنانچه در قرآن کریم ذکر شده است. و با این همه خداوند متعال پیامبر خود موسی را حفظ کرد و ولادت اورا مخفی داشت و سپس
به مادر موسی امر فرمود تا اورا در صنوقی گذارد وبه رود نیل سپارد.
در احادیث بسیاری آمده است که حضرت مهدی(ع) شباهتهایی به حضرت ابراهیم وحضرت موسی دارد.
۳- مشاهده مهدی

مهدی (ع) از نخستین روز ولا دت نیز همواره در نهان می زیست و مردمان به طورعموم او را نمی دیدند واین به آن دلیل بود تابه اوگزندی نرسد.
سعی برآن بود که مردمان اورا نبینند وازحا ل و احوال او آگاه نگردند تا اطلاعاتی درباره او شایع نگردد و به دربارعباسی نرسد.
با این وصف در مدت ۵-۶ سال از آغاز عمراو که امام یازدهم در قید حیات بود برخی از نزدیکان امام و کسانی چند ازخواص نیز او را دیدند و به درک حضوراو نایل آمد ند
تا بدین گونه به تولد او و وجود او یقین حاصل شود وایشان به موقع
لزوم به دیگران و بویژه به حوزه های تشیع اطلاع دهند و آنان رااز
وجود وصی دوازدهم آگاه سازند.
درمیان یاران واصحاب امام یازدهم کسانی بودند که به دلیل یاد شده ازاوطلب می کردند تاجانشین خویش را به آنان نشان دهد. وامام یازدهم در مواردی این تقاضارا برآورده می ساخت ومهدی را
به کسانی و گاه به گروهی نشان می داد و معرفی می کرد.

۴- طلوعی گذرا

چنانچه یاد شد مهدی در نهان می زیست و مرد م به طورعموم ازاو خبرنداشتند وجز تنی چند کسی اورا ندیده بود.
کار بدین منوال می گذشت تا روز درگذشت امام یازدهم فرارسیدیعنی : روز هشتم ماه ربیع الاول سال ۲۶۰ هجری- قمری .
دراین روز چهارامرباعث شد تامهدی خود را به گروهی ازمردم بنمایاند وبه حوزه کسانی که برای مراسم تشییع و خاک سپاری امام یازدهم حاضر شده بودند آشکارا پا نهاد:
۱- این موضوع که باید امام بر جنازه امام نماز گذارد . مهدی(ع) برای رعایت این سنت الهی و سر ربانی لازم بود که ظاهر شود وبر پیکر پدر نماز گزارد.
۲- اینکه جلوگیری شودازاین امرکه کسی ازسوی خلیفه بیاید

وبرپیکرامام یازدهم نمازبخواند وسپس جریان امامت ختم شده اعلام گرددوخلیفه جابرعباسی وارث امامت شیعی معرفی شود.
۳- اینکه جلوگیری شودازروی دادن انحراف داخلی درجریان امامت

زیراکه جعفربن علی الهادی معروف به جعفرکذاب که برادرامام حسن عسگری بوددرصدد ادعای امامت بودآمد تا برپیکرامام درگذشته نمازگذارد.
۴- اینکه ادامه جریان امات حقه وولایت اسلامیه ثبت شودوبرمعتقدان امامت معلوم گرددکه پس از امام حسن عسگری امام دیگری امام دوازدهم حامل این وراثت معنوی ورسالت اسلامی وولایت دینی

ودنیایی است وا وهست تولد یافته وموجوداست .
به این علتهابودکه مردمی که برای انجام مراسم آمده بودندناگاه مشاهده کردند که کودکی خردسال اما درنهایت شکوه وحشمت
همچون خورشیدی فروزان ازاندرون

سرا درآمدوعموی خودجعفرراکه آماده نمازگزاردن برپیکرپیشوای فقیدشده بودبه یک سوزد وبرپیکرپدرنمازگذارد.
هجوم ابرهای سیاه …

آری … مهدی درآن روزخویشتن رانشان داد. پای ازدرون خانه بیرون نهادودرکنارمردم ودرمیان مردم قرارگرفت وآن روزروزی آفتابی شد. لیکن این تجلی همایون که کودکی خردسال بزرگانه گام پیش گذارد وجعفرکذاب راکنارزدوخودپیش ایستادوبرخلق امامت کردوبرپیکرپیشگاه فقید نمازخواند.
مسئله راروشن کرد واخبارآن منتشرشد و به زودی به گوش مراقبان وماموران رسید وسفاکان دربارعباسی را آگاه ساخت که آنکس که سالها مراقب بوده اند تاپدید نیاید پدید آمده است وخود مسئولیت ادامه جریان امامت راومبارزه باستم وستمگران رابه عهده دارد.

عباسیان دانستند که فروکشنده جباران ودرهم کوبنده ستمگران وبرباددهنده تاجهاوویران کننده کاخها تولد یافته ورشد کرده است.
همینکه این خبرپخش گشت بیدرنگ ازسوی خلیفه عباسی دستورهجوم به خانه امام حسن عسگری (ع) وتفتیش آن خانه وجلب مهدی وچه بساقتل اوصادرشد.
ماموران خلیفه همچورعدوبرق غریدندوجهیدندوچون توده های ابرسیاه برسرخانه امام حسن عسگری خیمه زدند .همه جارابه دقت گشتندازاین خانه به آن خانه دویدندوازاین روزن به آن روزن سرکشید ند تامهدی رابیابندونزدخلیفه برده وگردن زنند.

درچنین شرایطی امرغیبت امام دوازدهم – برای بقای سلسله امامت حقه وتشکیل حاکمیت اسلامی درآخرالزمان ومسائل ومصالحی دیگرپیش آمد.
فصل دوم: شمایل وسیرت
۱- شمایل
محدثان معتبرازشیعه واهل سنت بنابراحادیث بسیارازپیامبراکرم (ص) وامام علی ابن ابیطالب(ع) ودیگرامامان شمایل واوصاف امام مهدی(ع) را در کتابهای خویش آورده اند:
چهره اش گند مگون – ابروانش هلا لی وکشیده – چشمانش سیاهو درشت و جذاب – شانه اش پهن- دندانها یش براق وگشاده -بینیش کشیده وزیبا – پیشانیش بلند وتابنده- استخوان بندیش استوار

وصخره سان- دستان وانگشتانش درشت- گونه هایش کم گوشت و اندکی متمایل به زردی که از بیداری شب عارض شده – بر گونه راستش خالی مشکین- عضلا تش پیچیده ومحکم – موی سرش برلاله گوش ریخته- اندامش متناسب وزیبا- هیبتش خوش منظر ورباینده – رخساره اش درهاله ای از شرم بزرگوارانه- قیافه اش ازحشمت شکوه رهبری سرشار- نگاهش دگرگون کننده- خروشش دریاسان و فریادش همه گیر.
۲- مقام
محدثان وعالمان ا سلام کمال معنوی وولایت امام را در سن کودکی به سرگذشت عیسی مسیح، یحیی بن زکریا که در قرآن آمده است –همانند دانسته اند وگفته اند : در میان شانه اش اثری است،چون اثر نبوت واو صاحب علم و حکمت بسیار است، ودارنده ذخایر پیامبران است.مهدی فرزند پیامبر است واز اولاد بانوی اکرم، حضرت فاطمه زهرا، ونهمین امام است از نسل امام حسین (ع).
مهدی(علیه السلا م) اکنون غایب است او خلیفه حق،و ولی متلق است او خاتم اولیاء و وصی اوصیاء منجی نهایی ، و قائد جهانی و انقلابی اکبر و مصلح اعظم است .
چون در آید، به کعبه تکیه کند وپرچم پیامبر (ص) را در دست گیرد ودین خدا را زنده سازد واحکام خدارا در سراسر گیتی جاری کند. او با شمشیر درآید وزمین پر شده از جور وبیداد را، پراز مهربانی وداد گرداند.

۳- سیرت
د رباره روش و رفتاروسیرت مهدی(ع)، مطالب ومسائل بسیاری در احادیث آمده است. این مطالب و مسائل، سیرت های مهدی را روشن می سازد.
الف – سیرت دینی:

مهدی(ع) در برابرخداوند وجلال خداوند، فروتن است بسیار فروتن، همچون عقاب به هنگامی که بال خویش فرو گشاید و سر به زیر انداخته، از اوج آسمان فرو آید. مهدی در برابر جلا ل خداوند اینسان خاشع وفروتن است .

خدا و عظمت خدا، در وجود او متجلی است وهمه هستی او را در خود فرو برده است.
مهدی(ع)عاد ل است وخجسته وپاکیزه.او ذره ای ازحق را فرو نگذارد. خداوند دین اسلام رابه دست او عزیزگرداند.
مهدی همواره بیم خداوند را به دل دارد وبه مقام تقربی که نزد خدا دارد مغرورنشود. او به دنیا دل نبندد وسنگی روی سنگی نگذارد . در حکومت او به احدی بدی نرسد مگر آنجا که حد خدایی جاری گردد.

ب – سیرت خلقی:
مهدی(ع)، صاحب بزرگی ووقاراست. مهدی جامه های درشتناک پوشد و نان جوخورد. علم وحلم مهدی ازهمه مرد مان بیشتر است. مهدی، همنام پیامبراست وخلق او، خلق محمدی است.
مهدی(ع) درجهان، با مشعل فروزان هدایت سیرکند وچون صالحان زندگی کند.
ج – سیرت عملی:

به هنگام رستاخیزشدن مهدی(ع) آنچه وجود دارد، دوستی ویگانگی است تاآنجا که هرکس هرچه نیاز دارد ازجیب دیگری بر می دارد.
بی هیچ ممانعتی در زمان مهدی(ع)، مومنان در معاملا ت ازیکدیگر سود نگیرند. کینه ها از دل بیرون رود وهمه جا را آسایش و امنیت فرا گیرد.
مهدی، بخشنده است وبیدریغ مال وخواسته به این وآن دهد.نسبت به عمال وکارگزاران و ماموران دولت خویش بسیار سختگیر می باشد
وبا ناتوانان و مستمندان، بسیاردل و مهربان است.

مهدی(ع)، دررفتارچنان است که گویی با دست خود، کره وعسل به دهان مسکینان می گذارد.
مهدی(ع) چون امیرالمومنین(ع) زندگی کند ونان خشک بخورد وبا پارسایی زنگی را به سر برد.

د – سیرت انقلابی:
مهدی(ع) حق هرحقداری را بگیرد وبه اوبدهدحتی اگرحق کسی زیردندان دیگری باشد،اززیردندان انسان متجاوزغاصب بیرون کشد و به صاحب حق باز گرداند. چون مهدی قیام کند مالیات برداشته
شود وغیرمسلمانی نماند.
او مردم را با شمشیربه دین خدا دعوت کند هرکس نپذ یرد گردن زندهرکس راسرکشی کند فرد سازد.
مهدی(ع)، وارد شهر کوفه شود وهرمنافق وشک باوری را بکشد وکاخ هارا ویران سازد و ارتش مستقردرآنجا رااز دم تیغ بگذراند.
زراره بن اعین می گوید:ازامام محمد باقر(ع) پرسیدم:آیاحضرت مهدی(ع)، بامردمان مانندپیامبر(ص) رفتارمی کند؟ فرمود:
هیهات،هیهات! پیامبر باملا یمت با مردم رفتارمی کردومی کوشید تا محبت مردم را، در راه دین جلب کند.
را، در راه دین جلب کند. اما حضرت مهدی(ع) با شمشیروقتل با مردم روبرو شود. خدا به اواین گونه امر کرده است که بکشد و توبه ای ازکسی نپذیرد.وای به حال کسی که با مهدی برسرستیزآید.مهدی،
فقط و فقط شمشیر بشناسد. اوازکسی توبه نپذیرد و درراه اجرای حکم خدا واستقرار بخشیدن به دین خدا، به سخن کسی گوش ندهدونکوهش
احدی را نشنود.

ه – سیرت سیاسی:
به هنگا م حکومت مهدی(ع)، حکومت جباران ومستکبران ونفوذ سیاسی منافقان وخائنان نابود گردد.
شهرمکه قبله مسلمین، مرکزحرکت انقلابی مهدی شود. نخستین افراد قیام اودرآن شهرگردآیندودرآنجا به او بپیوندند.
مهدی(ع) به نفوذ یهود و مسیحیت در جهان خاتمه دهد. از غارانطاکیه، تابوت سکینه را بیرون آورد نسخه اصلی تورات وانجیل درآن است و بدین گونه درمیان اهل تورات با تورات واهل انجیل با انجیل حکم کندوآنان رابه متابعت خویش فراخواند برخی به او بگروند.
با دیگران جنگ کند وهیچ صاحب قدرتی وصاحب مرامی باقی نماند ودیگرهیچ سیاستی و حکومتی جز، حکومت حقه اسلامی و سیاست عد له قرآنی درجهان جریان نیابد.
بدین گونه حکومت مهدی، شرق و غرب عالم را فرا گیرد. عیسی(ع) ازآسمان فرود آید و پشت سر مهدی(ع) نمازگذارد وفریاد زند: که( دربیت المقدس را باز کنید!) دررا بازکنند دراین میان،

دجال با هفتاد هزاریهودی مسلح پدیدار شود… و چون عیسی آهنگ کشتن دجال کند دجال بگریزد وبکشد یهود یان درگوشه وکناردرپناه هرسنگ ودرخت وچیزدیگری پنهان شوند.اماهمه چیزبه سخن درآیدو بانگ بردارد:ای بنده مسلمان خدا، اینجا یک یهودی است بیا واورابکش! واینچنین جهان از وجود یهود پاک گردد. آری چون مهدی(ع) قیام کند زمینی نماند، مگردرآنجا گلبانک محمدی بلند گردد.

و – سیرت تربیتی:
در زمان حکومت مهدی(ع) به همه مردم حکمت وعلم بیاموزند تاآنجاکه زنان در خانه ها، با کتاب خدا و سنت پیامبر قضاوت کنند. درآن روزگار قدرت عقلی توده ها، تمرکزیابد. مهدی به تایید الهی، عده ای از مردمان را به کمال رساند ودر همگان فرزانگی پدید آورد.
درروزگار دولت مهدی، عیب وآفت ازشیعه برطرف گردد ودلهای آنها چون پاره های فولاد شود. یک مرد، به نیرو چون چهل مرد باشد وحکومت وسروری روی زمین به دست آنها افتد.

ز – سیرت اجتماعی:
چون مهدی(ع) درآید- پس از سختی ها که افتد و جنگ ها که رود- ظلم و ستم را براندازد و سراسر زمین را ازعدل وداد پرکند. هیچ جای در زمین باقی نماند مگراینکه ازعدل واحسان او پرشده باشد حتی جانوران و گیاهان نیزازاین برکت وعدالت و داد ونکویی بهره مند گردند وهمه مردم درزمان مهدی،توانگر وبی نیاز شوند.
عدالت مهدی چنان باشد که برهیچ کس وهیچ چیز به هیچ گونه ستمی نرود. نخستین نشانه عدل اوآن است که سخنگویان حکومت او، درمکه فریاد زنند: (هر کس نماز فریضه خویش را درکنارحجرالاسود و محل طواف خوانده است واکنون می خواهد نماز نافله بخواند به کناری رود تا حق کسی پایمال نگردد هر کس می خواهد نماز فریضه بخواند، بیاید وبخواند.)

ح – سیرت مالی:
همه اموال جهان، در نزد مهدی(ع) گرد آید آنچه در دل زمین است وآنچه بر روی زمین. آنگاه مهدی به مرد م بگوید:( بیایید! واین اموال رابگیرید! اینها همان چیزهایی است که برای بدست آوردن آنهاقطع رحم

کرده اید وخویش خود را رنجاندید و خونهای به ناحق ریختید ومرتکب گناه شدید. بیایید وبگیرید!)
پس دست به عطا گشاید چنان که تاآن روزکسی آنچنان بخشش اموال نکرده باشد. در زمان مهدی(ع) زمین محصول بسیار دهد و مال وخواسته ها همی خرمن شود هرکس نزد مهدی آید وگوید به من مالی ده، مهدی بیدرنگ گوید: (بگیر)
مهدی(ع) اموال را به صورت مساوی میان همگا ن تقسیم کند وکسی را برکسی امتیاز ندهد.

ط – سیرت اصلاحی:
مهدی(ع) فریاد رسی است که خداوند اورا فرستاده تابه فریاد مردم عالم برسد.درروزگاراوهمگان به رفاه آسایش و وفورنعمتی بی مانند دست یابند. حتی چهارپایان فراوان گردند و با دیگرجانوران خوش و آسوده باشند. زمین گیاهان بسیاررویاند آب نهرها فراوان شود گنج ها و دفینه های زمین و دیگر معادل استخراج گردد.
مهدی(ع) مردم جهان راازآشوبی بزرگ وهمه گیروسردرگم نجات بخشد.

یاران مهدی به سراسرجهان پا نهند وهمه جا قدرت را دردست گیرند همه کس وهمه چیز مطیع آنان شوند. حتی درنگان صحرا ومرغان شکاری، همه وهمه، رضا وخشنودی آنان را بطلبند.شادی وشادمانی یافتن به این پیام آوران د ین وصلاح وعدالت، تا بدان جاست که قطعه ای اززمین برقطعه ای دیگرمباهات کند که یکی از یاران مهدی برآنجا پا نهاده است.
هر یک از یاران مهدی، به نیروچون چهل مرد باشد و دل آنان مانند پاره های پولاد. اگر کوهایی ازآهن بر سر راه آنان پیدا شود آنها را بشکافند. یاران مهدی، شمشیرهای خویش را بر زمین نهند تا اینکه خدای عزوجل راضی شود.

آری، هنگامی که جهان را فتنه وآشوب آکنده سازد وهمه جاراغارتگری وفسادوستم بپوشد، خداوند مصلح بزرگ را بفرستد تا دژهای ظلا لت و گمراهی را در دلهای تاریک وسنگ شده بتاباند و سرانجام، درباره سیرت اصلا حی مهدی(ع) به سخنان علی(ع) می رسیم در (نهج البلاغه): شهادت پدردرحق پسر:
(چون مهدی درآید هوا پرستی را به خدا پرستی بازگرداند پس ازآنکه خدا پرستی را به

هوا پرستی بازگردانده باشند. رای ها ونظرها وافکاررا به قرآن بازگرداند. پس ازآنکه قرآن را به رای ها ونظرها وافکارخود بازگردانده باشند… اوعمال وکارگزاران را مواخذه کند
زمین آنچه را دراعماق خویش دارد برای وی بیرون دهد وهمه امکانات وبرکات خویش را در اختیار او گذارد. آنگاه است که مهدی به شما نشان دهد که سیرت عدل کدام است و زنده کردن کتاب وسنت چیست؟)

ی – سیرت قضایی:
درقضاوت ها واحکام مهدی ودرحکومت وی ، سرسوزنی ظلم وبیداد برکسی نرود ورنجی
بردلی ننشیند. مهدی(ع) برطبق احکام خا لص دینی( بدون توجه به آ راء وا فکاردیگران و فقها وعلمای مذاهب) حکم وحکومت کند.
مهدی، میزان عدل را درمیان مردم گذارد وبدین گونه هیچ کس نتواند به دیگری ستمی کند.
مهدی، قضاوتی جدید آورد… مهدی، به حکم داوود وآ ل داوود حکم کند وازمردم شاهدی نطلبد.
شیخ مفید می گوید:( چون قائم آ ل محمد(ص) قیام کند مانندحضرت داوود(ع) برحسب باطن قضاوت کند وبی هیچ نیازی به شاهد حکم دهد. خداوند حکم را به اوا لهام کند واوبرطبق
ا لهام ا لهی حکم کند. مهدی، نقشه های پنها نی هرگروه را بدا ند وبه آ نان آ ن نقشه ها را بگوید. مهدی، دوست ودشمن خود را، با نگاه بشاسد.)

فصل سوم: غیبت

پس ا زهجوم مامورا ن خلفای عباسی، به امام حسن عسگری (ع) وجستجوی فرزند وجانشین آ ن ا مام، روشن گشت که خطری که
جا ن ا مام را تهد ید می کند خطری بس سهمگین ا ست.
ا ین هجوم وپیگیری، درپیدا کردن مهدی ایجاب می کرد تا برای
نگهدا ری جا ن با قیمانده سلسله اما مت وسلا له نبوت ومصلح بزرگ بشریت اقدامی بس جدی به عمل آ ید.
درا مرغیبت امام د وا زدهم وعلل آ ن، مسا ئل بسیاری وجود دارد. یکی ا زعلت های ظا هری وملموس آ ن، همین چگونگی و پیشامد بودکه ا زسوی دشمنا ن پدیدارگشت وباعث ا مرعظیم (غیبت) شد.

غایب شدن امام دوازدهم ا زنظرها، به دومرحله تقسیم گشت: مرحله کوتاه مدت(غیبت صغری) ، ومرحله درازمدت (غیبت صغری)