حوريان بهشتي

اوصاف حوریان بهشتی از نظر آیات و روایات
در قرآن مجید آنچه درباره اُنس با حورالعین آمده و ذكر شده از همه جالبتر است. و شاید علّتش این باشد كه انسان بیشتر به انس و گفتگو و مُسامره میل دارد تا به خوردن و آشامیدن. در «تفسیر عیّاشی » از جَمیل بن دَرّاج از حضرت صادق علیه السلام آورده است كه: «إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّه مَا یَتَلَذَّذُونَ بِشَیْءٍ فِی الْجَنَّه

أَشْهَی عِنْدَهُمْ مِنَ النِّكَاحِ، لاَ طَعَامٍ وَ لاَ شَرَابٍ؛ اهل بهشت در بهشت از هیچ چیز مانند نكاح لذّت نمی برند، نه غذا خوردن و نه آشامیدن» («بحار الانوار» طبع حروفی، ج ۸، ص ۱۳۹). و معلوم است كه حورالعین موجب اُنس، و رفع غربت، و ائتلاف و استیناس است به همین خاطر داریم كه: «كَذَلِكَ وَ زَوَّجْنَـ’هُم بِحُورٍ عِینٍ؛ همچنین است ای پیامبر كه ما متّقین را با حورالعین تزویج می نمائیم» (آیه ۵۴، از سوره الدّخان).

حُور جمع حَوراء است، و حوراء زن سیاه چشم را گویند كه سیاهیش بسیار، و سپیدی آن نیز شدید باشد. و عِین جمع عَیناء است، و آن زن سیاه چشمی است كه سیاهی چشمش در عین حال درشت باشد، و بنابراین معنای عیناء زن درشت چشم و مشكین چشم است. و حورُ العین زنانی را گویند كه

چشمهایشان سیاه و درشت، و سیاهی چشم در سپیدی آن خوش و نمایان باشد، یعنی سیاهیش شدید و سپیدیش نیز شدید باشد. و در سوره واقعه داریم :« وَ حُورٌ عِینٌ * كَأَمْثَـالِ اللُؤْلُوءِ الْمَكْنُونِ؛ برای بهشتیان حور العین هستند كه آنان مانند لؤلؤی می باشند كه در صدف خود باقی است و هنوز دست نخورده است» ( آیه ۲۲ و ۲۳، از سوره الواقعه ).

 

خداوند در سوره الرحمن آیات ۷۲ تا ۷۵ می فرماید:«حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِی الْخِیامِ* فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ* لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ*فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ؛ و در آن باغهاى بهشتى زنانى هستند نیكو خلق و زیبا. پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟ حوریانى كه در خیمه هاى بهشتى مستورند. پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟ زنانى كه هیچ انس و جن قبلا با آنها تماس نگرفته (و دوشیزه اند). پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

در ادامه توصیف این زنان بهشتى اضافه مى كند:” آنها حوریانى هستند كه در خیمه هاى بهشتى مستورند.” حور” جمع” حوراء” و” احور” به كسى مى گویند كه سیاهى چشمش كاملا مشكى و سفیدى آن كاملا شفاف است، و گاه به زنان سفید چهره نیز اطلاق شده است. تعبیر به” مقصورات” اشاره به این است كه آنها تنها تعلق به همسرانشان دارند و از دیگران مستور و پنهانند. ” خیام” جمع” خیمه” است، ولى به طورى كه در روایات اسلامى آمده خیمه هاى بهشتى شباهتى به خیمه هاى این جهان ندارند، از نظر گستردگى و وسعت و زیبایى. این نكته نیز قابل توجه است كه” خیمه” طبق آنچه علماى لغت و بعضى از

مفسران گفته اند تنها به معنى خیمه هاى پارچه اى كه در میان ما معروف است نمى باشد، بلكه به خانه هاى چوبى و یا حتى هر خانه مدورى كلمه” خیمه” اطلاق مى شود، و گاه گفته شده” خیمه” عبارت است از هر خانه اى كه از سنگ و مانند ساخته نشده است. و بار دیگر همان سؤال پر معنى را تكرار كرده مى گوید:” كدامین نعمت از نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید”؟

آیه بعد توصیف دیگرى است در باره حوریان بهشتى، مى فرماید: هرگز پیش از این جن و انس دیگرى با آنها تماس نگرفته، و دوشیزه اند. نه یک زن هر جایی که گاهی پیش این، گاهی پیش آن، هیچ انسی و جنی با او تماس پیدا نکرده است. «کانهن الیاقوت و المرجان، الرحمن ،۵۸» گویی در صفا یاقوت یا مرارید هستند یعنی بدنهای اینها این طور با صفاست. علاوه بر اینها باز «حور مقصورات فی الخیام» حورالعین هایی که منحصرا در خیمه هایی هستند. همان مفهوم «قاصرات الطرف لم یطمثهن انس قبلهم و لا جان» را با تعبیر دیگر گفته است، یعنی ” نه هر جایی “.

این «حور مقصورات فی الخیام» باز مفهوم ” نه هر جاییی ” را می دهد. همان کلمه «لم یطمثهن انس قبلهم و لا جان» تکرار شده. معلوم است که قرآن به جنبه طهارت و عفاف و پاکی خیلی عنایت دارد یعنی این را برای بشر یک ارزش اصیل می داند. «متکئین علی رفرف خضر و عبقری حسان» ترجمه: این در حالى است كه بهشتیان بر تختهایى تكیه زده اند كه با بهترین و زیباترین پارچه هاى سبز رنگ پوشانده شده است. (الرحمن،۷۶). درباره آنها هم داشتیم:

«متکئین علی فرش بطائنها من استبرق و جنا الجنتین دان» ترجمه: این در حالى است كه آنها بر فرشهایى تكیه كرده اند با آسترهایى از دیبا و ابریشم، و میوه هاى رسیده آن دو باغ بهشتى در دسترس است! (الرحمن،۵۴). درباره اینها داریم: «متکئین» تکیه زن ها هستند « علی رفرف خضر» بر متکاهای سبز و بر بساطهای بسیار قیمتی و بسیار نیک «فبای الاء ربکما تکذبان» پس چه نعمتی را شما می توانید تکذیب کنید؟
زنان بهشتي
در سوره مبارکه « الرّحمن » می خوانیم:

«فیهِنَّ قاصِراتُ الطَّرفِ لَم یَطمِثهُنَّ اِنسٌ قَبلَهُم وَ لا جانٌّ »

« در این قصرهای بهشتی زنانی هستند که جز به همسران خود چشم ندوخته، و جز به آنها عشق نمی ورزند و هیچ انس و جن قبلا با آنها تماس نگرفته است.»

از « ابوذر » نقل شده است که« همسر بهشتی به شوهرش می گوید: سوگند به عزّت پروردگارم که چیزی را بهتر از تو نمی یابم، سپاس مخصوص خداوندی است که مرا همسر تو، و تو را همسر من قرار داد.»
سپس به توصیف بیشتری از این همسران بهشتی پرداخته، می گوید:
…« کَاَنَّهُنَّ الیاقوتُ و المَرجان»…

به سرخی و صفا و درخشندگی« یاقوت» و به سفیدی و زیبائی شاخه«مرجان» هستند که هنگامی که این دو رنگ(یعنی سفید وسرخ شفاف) به هم می آمیزند زیباترین رنگ را به آنها می دهند.
باز هم در آیه ۷۰ می فرماید:

…« فیهِنَّ خَیراتٌ حِسانٌ»…
در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است:« دو بهشت از طلا برای مقربان است و دو بهشت از نقره برای اصحاب یمین.»
«خَیراتٌ حِسان» زنانی هستند که جمع میان «حُسن سیرت» و «حُسن صورت» کرده اند و در این بهشت به سر می برند.
آنان زنانی هستند که تمام صفات کمال و جمالی که در یک همسر مطلوب است در آنها جمع است و آنچه خوبان همه دارند آنها تنها دارند .
« حُورٌ مَقصوُراتٌ فی الخِیام»

«حور» جمع « حَوراء» است و «احور» به کسی می گویند که سیاهی چشمش کاملاً مشکی و سفیدی آن کاملاً شفاف است و گاه به زنان سفید چهره نیز اطلاق می شود.

تعبیر به «مقصورات» اشاره به این است که آنها تنها به همسرانشان تعلق دارند و از دیگران مستور و پنهانند.
البته چنانکه از آیات دیگر قرآن استفاده میشود که زنان و مردانی که در این دنیا همسر یکدیگرند، هرگاه هر دو با ایمان و بهشتی باشند در آنجا به هم ملحق می شوند، و با هم در بهترین شرائط و حالات زندگی می کنند و حتی از روایات استفاده می شود که مقام این زنان برتر از حوریان بهشت است؛ به خاطر عبادات و اعمال صالحی که در این جهان انجام داده اند.

در سوره واقعه در مورد این زنان میخوانیم:
…«وَ حورٌ عین* کَاَمثالِ اللؤلؤ المکنون»
« همسرانی از حورالعین دارند* و همچون مروارید در صدف پنهان»
«مکنون» به معنی پوشیده است و در اینجا منظور پوشیده بودن در صدف است؛ زیرا مروارید به هنگامی که در صدف قرار دارد و هیچ دستی به آن نرسیده از همیشه شفافتر و زیباتر است. به علاوه ممکن است اشاره به این معنی باشد که آنها از چشم دیگران کاملا مستورند، نه دستی به آنها رسیده و نه چشمی بر آنها افتاده است!
… «اِنّا اِنشاءناهُنَّ اِنشاءاً »…

در این آیه به اوصاف دیگری از همسران بهشتی پرداخته، میگوید:« ما آنها را آفرینشی نوین بخشیده ایم».
این جمله ممکن است اشاره به همسران مؤمنان در این دنیا باشد که خداوند آفرینش تازه ای در قیامت به آنها می دهد، و همگی در نهایت جوانی و طراوت و جمال و کمال ظاهر و باطن وارد بهشت می شوند که طبیعت بهشت تکامل و خروج از هرگونه عیب و نقص است.
و اگر منظور حوریان باشد خداوند آنها را آفرینش نوینی بخشیده به گونه ای که هرگز گرد و غبار پیری و ناتوانی بر دامان آنها نمی نشیند.
سپس می فرماید:

« فَجَعَلناهُنَّ اَبکاراً» …
« ما همگی آنها را بکر قرار دادیم.»
و شاید این وصف همیشه برای آنها باقی باشد، چنانکه بسیاری از مفسران به آن تصریح کرده اند و در روایات نیز به آن اشاره شده، یعنی با آمیزش، وضع آنها دگرگون نمی شود.
وصف دیگرشان این است که « آنها هم سن و سال با همسرانشان هستند و همگی در خوبی و جمال ظاهر و باطن همانندند و یک از یک بهتر»
زنان بهشتی در سن و سال نسبت به همسرانشان شبیه و برابرند و به اصطلاح، احساسات یکدیگر را کاملاً درک می کنند و زندگی با هم برای آنها لذّت بخش تر است….
و در آخر می فرماید: « همه این نعمتها برای اصحاب الیمین است».

بهشت اين مومنين” چهارپايه”را ببين!تهوع آور است! دنيايي است دنياي “بيعاري” ،”عياشي” و “مصرف”.انبار “طعام”و “جماع” و دگر هيچ !
جويبارهاي بهشتي شان چيست؟شير و عسل!همدم همدلشان كيست؟حور و غلمان!زن هاي عظيم الكپل دمبه دار خوش كله پاچه.فاصله ي ميان دو پله ي نشيمن گاهشان به اندازه ي فاصله ي ميان مشرق تا مغرب!و براي مقدسيني هم كه داراي انحرافات جنسي هستند غلمان آماده اند!

بچه خوشگل هاي سبزخط و سيه خال زيرابرو برداشته ي عشوه گر !طول مدت هر جماعي هفتصد و هفتاد و هفت هزار سال و هفت ماه و هفت روز و هفت ساعت و هفت دقيقه و هفت ثانيه!آن هم نه از اين سال هاي اين دنيا ،از سال هاي قيامت كه هر روزش هفتصد و هفتاد و هفت هزارسال و …!!
چه اشتهاي كثيف و متعفني!
“دكتر علي شريعتي”

هميشه ي خدا از اين حوريان بهشتي بدم ميومده.ميون اون همه وعده اي كه خدا به مردان و زنان مومن داده اين يكي واقعا حرصمو در مياره.هرچند كار خدا بي حكمت نيست .شايد براي اين انسان هاي پست “چهارپايه” اي كه فقط دنيا و لذاتش براشون مهمه اين وعده وعيدهاي مزخرف لازم بوده تا مثلا به خدا بپيوندند و اهل بشند و بفهمند كه اگه تو اين دنيا لذت هست ،اون دنيا قشنگ تره.

ولي خدايي از حوريا بدم مياد .احساس مي كنم كه حضورشون يه جورايي توهين به شخصيت زنه.
آخه چرا ما آدما بايد اينقدر احمق باشيم كه خدا براي اهل كردن ما از باغ ها و نهرهاي زيباي بهشت و حورياني كه دست هيچ بشري به آنها نرسيده استفاده كنه…
واقعا مايي كه مسلمونيم بايد دنبال اين مسائل باشيم؟واقعا چيزي كه ما مي خوايم و تو اين دنيا پيدا نمي شه اين لذات زودگذره؟
د آخه مسلمونااين چيزا رو كه تو همين دنيا هم داريم.حالا با شدت كمتر…
كجاست اوني كه داد بزنه و بگه چيزي كه مي خواد” حوري” نيست.باغ انار و نهر و رودخونه نيست؟…

توصیف بهشت از دیدگاه قرآن و حدیث (۱

در قرآن‌ آمده‌ است‌ که‌: هرکس‌ کار خطایی‌ بکند به‌ خاطر آن‌ کارش‌ مجازات‌ خواهد شد و او کس‌ دیگری‌ را غیر از خدا، به‌ عنوان‌ حامی‌ و یاور نخواهد داشت‌.
هدف‌ نهایی‌ هر مسلمانی‌ رسیدن‌ به‌ بهشت است‌. با توجه‌ به‌ تمام‌ جوانب‌ غیر مشهود، بهشت‌، فقط‌ از طریق‌ شبیه‌ سازی‌ ذهنی‌ امکان‌ تصورش‌ وجود دارد. اما باید توجه‌ داشت‌ که‌ حقیقت‌ بهشت‌، در فراسوی‌ توصیف‌ زبان‌ و اندیشه‌ هر انسانی‌ است‌ و خداوند سبحان‌ الله‌ و تعالی‌، آن‌ را برای‌ بندگانش‌ فراهم‌ آورده‌

است‌ (آنچه‌ که‌، هیچ‌ چشمی‌ نمی‌تواند نمی‌بیند و هیچ‌ گوشی‌ نمی‌تواند بشنود و هرگز در قلب‌ انسان‌ به‌ وقوع‌ نپیوسته‌ است‌). «کتاب‌ البخاری‌، مسلمان‌ و دیگران‌» البخاری‌ در کتابش‌ می‌گوید این‌ سر منزل‌ ابدی‌، به‌ آنچه‌ در لذت‌های‌ مادی‌ و معنوی‌ که‌ توصیف‌ شده‌، محدود نیست‌، زیرا بهشت شامل‌ تمام‌ ارواح‌ انسانی‌ در طول‌ زمان‌ می‌شود و سرانجام‌ بزرگترین‌ و کامل‌ترین‌ لذت‌های‌ فوق‌ تصور است‌ یعنی‌ درک‌ حضور و قرب‌ انسان‌ به‌ خالق‌.

حال‌ سؤال‌ این‌ است‌ که‌ چه‌ کسانی‌ وارث‌ یک‌ چنین‌ خیر و برکتی‌ هستند؟ و ارواحی‌ که‌ ارزش‌ چنین‌ پاداشی‌ را دارند کدامند؟ یک‌ باور عمومی‌ در بین‌ مسلمانان‌ وجود دارد مبنی‌ بر اینکه‌: هر کسی‌ اقرار کند یا «لا اله‌ الا الله‌ محمد رسول‌ الله‌» به‌ زبان‌ بیاورد وارد بهشت می‌شود. اما این‌ شهادتین‌ چیزی‌ بیشتر از یک‌ بیان‌ لفظی‌ است‌، این‌ یک‌ عهد است‌، عهدی‌ که‌ باید تکمیل‌ شود، این‌ عهد دارای‌ شرایط‌ و لوازمی‌ است‌ که‌ بر تمامی‌ جنبه‌های‌ زندگی‌ تأثیر می‌گذارد، این‌ عهد متمرکز بر اقتدار فرد است‌ یعنی‌ آن‌ چیزی‌ که‌ حقیقتاً رفتار و کردار ما را در اختیار خودش‌ می‌گیرد.

اعراب‌ قریش‌ که‌ از ادای‌ این‌ کلمه‌ امتناع‌ می‌کردند به‌ این‌ دلیل‌ بود که‌ کاملاً التزامش‌ را درک‌ می‌کردند. اما امروزه‌، مسلمانان‌ هر روز چند بار آن‌ را تکرار می‌کنند، بدون‌ اینکه‌ هیچ‌ فکری‌ در خصوص‌ چگونگی‌ عمل‌ به‌ آن‌ داشته‌ باشند. رفتارشان‌، عملشان‌ و شیوه‌ زندگیشان‌ به‌ چیز دیگری‌ که‌ کاملاً متفاوت‌ با عبارت‌ شهادتین‌ است‌، شهادت‌ می‌دهد و همچنین‌ آنها بهشت را استثناء می‌کنند.

در قرآن‌، الله‌ آگاه‌ هست‌ از آنچه‌ که‌ مقابل‌ رضای‌ اوست‌. به‌ عنوان‌ مثال‌ در مذاهبی‌ مانند یهودیت‌ و مسیحیت‌ پیروانش‌ به‌ اشتباه‌ ادعا می‌کنند خداوند آنها را بر دیگران‌ برگزیده‌ است‌ و بهشت تنها متعلق‌ به‌ آنهاست‌.

در قرآن‌ آمده‌ است‌ که‌: هرکس‌ کار خطایی‌ بکند به‌ خاطر آن‌ کارش‌ مجازات‌ خواهد شد و او کس‌ دیگری‌ را غیر از خدا، به‌ عنوان‌ حامی‌ و یاور نخواهد داشت‌. اما، امروزه‌ بسیاری‌ از مسلمانان‌ خودشان‌ را به‌ عنوان‌ افراد برگزیده‌ در نظر می‌گیرند در حالیکه‌ فرمان‌های‌ پروردگارشان‌ را نادیده‌ می‌گیرند و پشت‌ می‌کنند به‌ سنت‌ پیامبرشان‌ (ص‌) و به‌ یک‌ زندگی‌ دنیوی‌ دور از برکات‌ قانون‌ الهی‌ پافشاری‌ می‌کنند و شاید تا جایی‌ پیش‌ بروند که‌ جنبه‌های‌ یقینی‌ آن‌ قانون‌ را انکار کنند.
آداب‌ و سنن‌، دنیا گرایی‌، نظام‌های‌ اجتماعی‌ ساخته‌ دست‌ بشر، رهبران‌ و حتی‌ تعهداتشان‌ را با خداوند یکتا شریک‌ می‌کنند یا به‌ عبارتی‌ برای‌ خداوند شریک‌ قائل‌ می‌شوند.

پاداش‌ بهشت‌، بسیار عظیم‌ است‌. خدائی‌ که‌ بهاء داشته‌ باشد، بهای‌ واقعی‌ نیست‌، بهای‌ واقعی‌ بهشت‌، بهایی‌ است‌ که‌ با فرمانبرداری‌ از خداوند و پیامبرش‌ ثابت‌ می‌شود. قرآن‌ می‌فرماید: آن‌ کسانی‌ که‌ آخرت‌ را می‌خواهند و در آن‌ جهت‌ تلاش‌ می‌کنند اینان‌ معتقدانی‌ هستند که‌ خداوند از تلاششان‌ قدردانی‌ می‌کنند. سوره‌ ۱۷، آیه‌ ۱۹

در هر حال‌، ما باید بازگشت‌ به‌ قرآن‌ داشته‌ باشیم‌ نه‌ به‌ راحتی‌ یک‌ روش‌ احساسی‌ و آکادمیک‌، بلکه‌ با حس‌ فراگیری‌ برای‌ فرمانبرداری‌ و اطاعت‌، باید درک‌ کنیم‌ که‌ رضایت‌ خداوند از ما در چیست‌؟ و بعد آنگونه‌ شویم‌ که‌ مورد رضای‌ خداوند است‌ و…. این‌ راه‌ بهشت است‌.

بهشت اقامتگاه ابدی مؤمنان و صالحان رستگار در جهان آخرت است و بهشتیان کسانی هستند که به تصریح قرآن، در ترازوی اعمال، کفه‌ی کارهای نیک‌شان از کفه‌ی بدی‌هاشان سنگین‌تر است. در قرآن مجید، بهشتیان به نام‌ها و صفت‌هایی همچون اصحاب الیمین و اصحاب الجنه خوانده می‌شوند.
بهشت معادل واژه «الجنّة» است و در قرآن مجید با این اسامی و اوصاف به کار رفته است:

جنة المأموی، جنّات المأوی، جنة النعیم، جنات الخلد، دار السلام، دارالمتقین، دار المقامة، عدن، الفردوس.

توصیف بهشت در سه سوره الرحمن، واقعه و دهر به صورت مفصل و در برخی از سوره های دیگر قرآن به صورت گذرا و مجمل بیان شده است و به بسیاری از نعمت های بهشتی همچون میوه‌ها و باغها و چشمه‌ساران و زنان پری‌رو با لباس‌های حریر و … و نیز نعمت‌های معنوی همچون رضوان خداوند و … اشاره گردیده است.
در اینکه آیا آن بهشت موعود، اکنون نیز موجود است یا نه، میان دانشمندان اسلامی اختلاف نظر است. اکثر دانشمندان معتقدند که بهشت هم اکنون وجود خارجی دارد و برای اثبات ادعای خود به ظواهر برخی از آیات استدلال می‌کنند.
در روایات مربوط به معراج و روایات دیگر نیز نشانه‌های روشنی از این موضوع دیده می‌شود. بنابراین می‌گویند بهشت در درون و باطن این جهان است اما برای ما قابل دید و درک نیست؛ به عبارت دیگر عالم آخرت و بهشت و دوزخ، بر این عالم احاطه دارد و این جهان همانند جنین در درون آن جهان قرار دارد.
آیات قرآن و روایات اسلامی دلالت دارد که بهشت نیز همانند جهنم، درهایی دارد.
امام باقر علیه السلام فرمود:
«بهشت دارای هشت در است که عرض هر در، به اندازه چهل سال راه است.»
و در قرآن آمده است که جهنم هفت در دارد.
شیخ صدوق، از علمای بزرگ شیعه، می‌نویسد:
اعتقاد ما درباره بهشت این است که بهشت دارالبقاء و دارالسلام است. مرگ و پیری، بیماری و ناخوشی، زوال و زمینگیری، غم، فقر و خستگی و فرسودگی در آن نیست.

درجات در بهشت
درجات در بهشت متفاوت است:
بعضی‌ از بهشتیان از تسبیح و تقدیس و تکبیر خداوند بهره‌مندند
بعضی از انواع خوردنی‌ها، آشامیدنی‌ها، میوه‌ها، لباس‌های زربفت، حریر و سندس و همنشینی با حور العین.»
منابع:
تفسیر نمونه المیزان؛ مجمع البیان؛ دایرةالمعارف الشیعه العامه، ج ۷، ‌ص ۳۶؛ قرآن پژوهی، ‌ص ۵۷۲

الجنّة و أهل الجنّة
۱- الجنّة خیر مال، و النّار شرّ مقیل ۱۷۶۵٫
بهشت بهترین عاقبت، و آتش بدترین خوابگاه است

۲- ألا و إنّی لم أر کالجنّة نام طالبها، و لا کالنّار نام هاربها ۲۷۶۱٫
آگاه باشید که من ندیدم مثل بهشت، که طلب کننده‏اش در خواب باشد، و نه مانند آتش دوزخ، که گریزان از آن در خواب باشد.
۳- إنّ أهل الجنّة کلّ مؤمن هین لین ۳۴۰۰٫
به راستى که اهل بهشت، هر مؤمن نرمخوى هموارى است

۴- إنّ اللّه تعالى یدخل بحسن النّیّة و صالح السّریرة من یشاء من عباده الجنّة ۳۵۴۴٫
به راستى که خداى تعالى بواسطه حسن نیت، و شایستگى سریره و نهان، از بندگانش هر که را که خواهد داخل بهشت مى‏نماید (یعنى هر چند کارى که استحقاق بهشت را برساند نکرده باشد).

۵- الجنّة دار الأمان ۳۹۷٫
بهشت سراى امان است.
ص ۱۹۴

۷- الجنّة جزاء المطیع ۴۱۷٫

۸- الجنّة دار الأتقیاء ۴۳۸٫

۹- الجنة غایة السّابقین ۴۷۸٫

۱۰- الجنّة أفضل غایة ۱۰۲۴٫

۱۱- الجنّة مال الفائز ۱۰۷۴٫

۱۲- الجنّة جزاء کلّ مؤمن محسن ۱۴۳۱٫

۱۳- نیل الجنّة بالتّنزّه عن المأثم ۹۹۵۳٫

۱۴- إنّک لن تلج الجنّة حتّى تزدجر عن غیّک، و تنتهی، و ترتدع عن …..
۷- بهشت پاداش فرمانبر است.

۸- بهشت سراى پرهیز کاران است.

۹- بهشت آخرین هدف سبقت گیرندگان، و آتش سرانجام افراط کنندگان است.

۱۰- بهشت افزونترین غرض و مقصود است.

۱۱- بهشت سرانجام کار پیروزمند است.

۱۲- بهشت پاداش هر مؤمن احسان کننده است.

۱۳- رسیدن به بهشت با پاکیزگى، و دورى از گناهانست.

۱۴- به راستى که تو داخل بهشت نخواهى شد، تا آنکه از گمراهى خود باز

ص ۱۹۵

معاصیک، و ترعوی ۳۷۹۵٫

۱۵- إذا آمنت باللّه و اتّقیت محارمه أحلّک دار الأمان، و إذا أرضیته تغمّدک بالرّضوان ۴۱۴۶٫

۱۶- ثمن الجنّة العمل الصّالح ۴۶۹۸٫

۱۷- ثمن الجنّة الزّهد فی الدّنیا ۴۷۰۰٫

۱۸- سادة أهل الجنّة الأسخیاء، و المتّقون ۵۵۸۴٫

۱۹- سادة أهل الجنّة المخلصون ۵۵۹۱٫

۲۰- سادة أهل الجنّة الأتقیاء الأبرار ۵۵۹۹٫

۲۱- طلب الجنّة بلا عمل حمق ۵۹۹۱٫

۲۲- لا تحصل الجنّة بالتّمنّی ۱۰۵۶۶٫
ایستاده و دور شوى، و از گناهان خود دست کشى و باز گردى.

۱۵- هر گاه به خدا ایمان آورده‏اى، و از حرامهایش دورى نمائى تو را در خانه امان فرود آورده چون او را خوشنود گردانى تو را بخوشنودى فرو پوشاند. (شکى نیست در این که خوشنودى خدا از نعمتى بالاتر خواهد، رزقنا اللّه و إیاکم بمحمد و آله الطاهرین صلوات اللّه علیهم أجمعین).

۱۶- بهاى بهشت عمل صالح است. (یعنى هر که بهشت خواهد باید عمل صالح انجام دهد).

۱۷- بهاى بهشت بى‏رغبتى در دنیاست.

۱۸- بزرگان اهل بهشت سخاوتمندان، و خویشتن داران است.

۱۹- بزرگان اهل بهشت افراد مخلصند.

۲۰- مهتران اهل بهشت خویشتن‏داران نیکو کار است.

۲۱- طلب کردن بهشت بدون عمل حماقت است.

۲۲- بهشت با آرزو کردن حاصل نخواهد شد (بلکه نیازمند به عمل است).
ص ۱۹۶

۲۳- لا یدخل الجنّة خبّ و لا منّان ۱۰۷۹۲٫

۲۴- لا یفوز بالجنّة إلّا من حسنت سریرته و خلصت نیّته ۱۰۸۶۸٫

۲۵- کلّ نعیم دون الجنّة محقور ۶۸۶۷٫

۲۶- لن یفوز بالجنّة إلّا السّاعی لها ۷۴۰۳٫

۲۷- لن یحوز الجنّة إلّا من جاهد نفسه ۷۴۲۱٫

۲۸- من اشتاق إلى الجنّة سلا عن الشّهوات ۸۵۹۱٫

۲۹- نیل الجنّة بالتّنزّه عن المآثم ۹۹۵۳٫

۳۰- نال الجنّة من اتّقى عن المحارم ۹۹۵۴٫

۳۱- هیهات لا یخدع اللّه عن جنّته، و لا ینال ما عنده إلّا بمرضاته ۱۰۰۴۳٫

۲۳- بسیار مکر کننده، و بسیار منّت گذارنده وارد بهشت نخواهند شد.