خاک و ما

یشگفتار
به حکم وظیفه جهت ارائه تحقیق به موضوعات مخلتفی فکر کردم ولی خوشبختانه در نهایت حکم وظیفه جای خود را به حکم علاقه داد و بیش از همه سه موضوع نظرم را به خود جلب کرد – جمع آوری اطلاعات در مورد پرورش و نگداری گلهایی که قدمت داشته و از کودکی علاقه زیادی به آنها داشتم.
– مبارزه بیولوژیکی با آفات کشاورزی

– احیای کویر
– در رابطه با موضوع اول جز در چند مورد مطالب زیادی نیافتم.
– در مورد موضوع دوم هیچ چیز نیافتم

در رابطه با موضوع آخر موفق به یافتن مطالبی در سایت های اینترنتی و چند کتاب البته نه چندان جدید شدم که خوشبختانه از نظر نحوه نگارش و ارائه مطالب بسیار خوب و حتی به کتب جدید نیز ارجحیت داشتند. بنابراین حین موضوع را اصل قرار داده و به جمع آوری اطلاعات در این زمینه پرداختم. البته چون به مطالب جامعتری دست یافتم احیا( عمران) کویر را بخشی از تحقیق قرار داده و« خاک و ما» را جهت عنوان کلی درنظر گرفتن که شامل دو بخش« خاک را دریابیم» و« عمران کویر، شور شیرین» می باشد. امیدوارم که مورد تأئید استاد گرامی نیز قرار گیرد.

 

بخش اول

خاک
را
دریابیم

آغازه
زمین که خود به ظاهر جماد و بی جان می نماید پناهگاه موجودات زنده و منشأ رویش و بالندکی و بستر و زیست گاه امن گیاهان و جانوران و انسان بوده و از آنچه را که در اختیار داشته و دارد به موقع و به اندازه و با کمال سخاوت به هر خواهنده ای هدیه کرده و می کند.
و اما انسان!

با کمال تأسف باید گفت که انسان امروزی در مقابل دریافت تمامی هدایای بی دریغ زمین که خود شعاعی از لطف و رحمت پروردگارند، جز فقر و نابودی ارمغانی برای آن نداشته و باخودخواهی، کوته نظری، لحظه نگری و بی توجهی به چشم انداز دور عملکرد غیر عادلانه و غیرمنطقی خود نه تنها داشته های زمین را به نابودی کشانده بلکه عدم سلامت جهانی را نیز در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و بهداشتی عاید بشر کرده است. والحق نیز اندیشیدن به منافع آنی و نادیده گرفتن عواقب آن در ر درازمدت نتیجه ای جز این نباید داشته باشد. پس بیائیم همه با هم دست به سوی آن یکتای لطیف بلندکرده و از او بخواهیم که انسان را از این همه خودخواهی و لحظه اندیشی نجات داده و او را بیش از پیش متوجه روح لطیف ولی خفته و غبارگرفته خویش گرداند تا شاید با خود و سرشت خود و با طبیعت پیرامون جز این باشد که هست.

به امید آن روز

(۱)
شناخت خاک
خاک این گنجینه حیات؛ نزد انسان به ودیعه گذاشته شده است. البته ودیعه ای با حق استفاده از طرف خاک مالک حقیقی. پس انسان نه تنها به عنوان یک امانتدار موظف به حفظ آن است بلکه باید تلاش کند تا بهتر از آنچه که پیشنیان تحویل گرفته، به آیندگان تحویل دهد.

لازمه حفظ و حفاظت از خاک شناخت آن در جنبه های مختلف تشکیل، حاصلخیزی، کاهش حاصلخیزی، آلودگی ها و عوامل مثبت و منفی مؤثر در آن می باشد و این شناخت در نهایت باید منجر به ارائه راهکار هائی مناسب جهت تقویت عوامل مثبت و سازنده و تضعیف و دفع عوامل منفی و مخرب گردد.
شناخت خاک

خاک سطحی ترین قسمت پوستة جامد زمین است که به صورت لایه نازکی سنگهای زیرین را پوشانده است.
ضخامت این لایه در شرایط مختلف معمولاً از(۲-۵/۰) متر متغیر بود و در مواردی به کمتر از ۵/۰ متر هم می رسد.
قشر خاک بین آتمسفر یعنی پوشش هوایی زمین و بخش سخت و تخریب نشده زمین یعنی لیتوسفر قرار دارد. این لایه علیرغم ضخامت بسیار ناچیز خود در مقایسه با سایر لایه ها، منبع تولید و درآمد و محل زندگی موجودات زنده بوده و اساس تمدن مادی است.

خاک حاوی مواد معدنی( ریگ، شن، ماسه و رس) و مواد آلی( بقایای گیاهی و جانوری) و آب وهوا می باشد.
حال ببینیم که خاک چگونه تشکیل شده و در تعامل با عوامل گوناگون چه وضعیتی پیدا می کند.
لایه ها و محیط های تشکیل دهنده خاک و یا مرتبط با آن عبارتند از:

– آتمسفر : (هوا و آب نزولات جوی)
– لیتوسفر: سنگهای تحخریب نشده
– بیوسفر: گیاهان و جانوران و موجودات ذره بینی

– مجموع محیط ها یا لایه های فوق پدوسفر یعنی محیط واقعی خاک را تشکیل می دهند.
– خلاصه اینکه خاک از مواد و قسمت های مختلفی تشکیل شده و تحت تأثیر عناصر آنها در حال تغییر و تکامل دائمی است. البته تغییرات با هدف رسیدن به نقطه و یا شکل خاصی صورت نمی گیرد، بلکه مداوم بوده و به منظور برقراری توازن و تعادل بین تخریب و تشکیل صورت گرفته و پیوسته تکرار می شود.
– بعنوان مثال در اثر عواملی موادی مانند آهن، آلومینیوم، رس و ماده هوموسی که از اجزاء خاک هستند پدید می آیند. ولی این مواد به همین شکل و صورت ثابت در زمین باقی نمی مانند بلکه آنها نیز علاوه بر کاربردهای اولیه تغییر وتحول یافته یا روی خاک انباشته شده یا به زیر خاک انتقال می یابند و با تخریب و تجزیه مود جدیدی را بوجود می آورند.

بنابراین خاک برخلاف سنگ یک ماده کامل و تمام شده نیست بلکه پیوسته تغییر وتکامل یافته وطبق اصول و قواعد صحیح خود را با تغییرات داخلی و خارجی تطبیق داده وهرگز به سکون نمی رسد.

عوامل گوناگون محیطی و تأثیر آنها در تحول و تشکیل خاک
محیط و خاک دو جزء لاینفک بوده و پیوسته در حال تأثیر و تأثرند. هر یک از لایه های متشکله خاک با عوامل خاص خود خاک را تحت تأثیر قرار داده و موجب تغییراتی در آن می گردند. این عوامل عبارتند از:

الف: عناصر آب وهوایی
ب: موجودات زده
ج: نوع سنگها
د: آب اضافی
ه: ناهمواریها
و: انسان
ز: زمان

عوامل فوق ضمن تأثیرگذاری بر خاک بر یکدیگر نیز مؤثر واقع می شوند. مانند تأثیر نوع سنگها و لایه ها در میزان نفوذ آب و یا تجمع آب اضافی در زمین و یا تأثیر آب وهوا در پیدایش نوع خاصی از موجودات زنده و …..

الف:عناصر آب وهوایی
عناصر آب وهوایی عبارتند از:
۱- رطوبت:
تغییرات فیزیکی وشیمیایی خاک پیوسته تابع رطوبت و آب ناشی از نزولات جوی است. بگونه ای که افزایش نزولات سبب تسریع در تغییر شکل مواد آلی و معدنی شده و کاهش شدید آن سبب کندی یا عدم تشکیل خاک می گردد، و همچنین افزایش و کاهش شدید دما. مثلاً در بیابانهای خیلی خشک و در قطبها خاک تشکیل نمی شود. زیرا در بیابانها به عللی از جمله خشکی فوق العاده و در قطب ها به دلیل سرمای شدید گیاه نمی روید و در نتیجه هوموس تشکیل نشده و تخریب شیمیایی نیز صورت نمی گیرد.

افزایش و کاهش رطوبت تنها تابع میزان بارندگی نبوده و به نوع و پراکندگی و فصل ریزش آنها نیز بستگی دارد. ضمن اینکه سایر عوامل نیز به نوبه خود تأثیرگذار هستند.

۲- دما
دما نیز از عوامل مؤثر در خاک می باشد. این عامل در شرایط مختلف زمانی و مکانی تأثیرات متفاوتی از خود بجا می گذارد. بعنوان مثال در آب وهوای اقیانوسی خاک یخ نمی زند و امکان شستشوی خاک در تمام سال وجود دارد ولی در آب وهوای خشک با زمستان سخت خاک معمولاً تا عمق زیادی یخ زده و در طول این مدت شستشو و تجمع مواد در خاک اتفاق نمی افتد. یعنی با یک عامل واحد الزاماً، تغییر یکسان و مشابهی را بدنبال نخواهد داشت بلکه نوع این تأثیر و تغییر بسته به شرایط و موقعیت متفاوت خواهد بود.

۳- باد
باد سبب خشکی و خشکی سبب عدم تشکیل خاک می گردد. زیرا در این شرایط پوشش گیاهی تنگ و ضعیف شده و نیروی مقاومت خاک در مقابل باد کاهش می یابد در نتیجه موجبات کنده شدن خاک توسط باد و تشکیل ماسه بادی فراهم گشته و فرآیند تشکیل خاک ضعیف می گردد.
ب: موجودات زنده
۱- گیاهان
گیاهان خاک را در مقابل فرسایش ناشی از تأثیرات باد، باران و تابش شدید خورشید محافظت می کنند.
ریشه های عمیق گیاهان، مخصوصاً درختان جنگلی اب را به اعماق هدایت کرده و در شرایطی با ترشحات اسیدی خود گیاهان در مناطق شور به حل شدن آهن و سایر اجزاء حل شدنی خاک کمک می کنند مقدار زیادی از کلرورسدیم و سولفات سدیم ر جذب کرده و مانع تأثیرات بد آنها در خاک می گردند.
گیاهان از طریق ایجاد هوموس در تشکیل خاک و نوع آن مؤثر واقع شده و به حفظ حاصلخیزی آن کمک می کند که نتیجه آن افزایش محصول خواهد بود.
هوموس چیست؟

هوموسها بقایای گیاهی هستند که با گذشت زمان و تحت شرایط خاص تشکیل شده و با توجه به شرایط آب و هوایی و نوع و تیپ خاک منطقه انواع متفاوت و تأثیرات متفاوتی دارند. مانند:

هوموس های اسیدی یا نارس( خام) ، قهوه ای، و خاکستری
هوموس های اسیدی: معمولاً در خاک های فقیر نواحی مرطوب تشکیل شده و بنا به عللی مانند فقر مواد آلی،ا سیدی بودن محیط و عدم فعالیت موجودات مفید خاکزی، باکتریها و کرمها، با خاک مخلوط نشده وقادر به محافظت آن در مقابل عوامل فرسایش نیستند.

هوموس های قهوه ای: در دو نوع اسیدی و کمی قلیایی دیده می شوند و در مقایسه با هومس های اسیدی دارای مواد آلی بیشتری هستند، بیشتر تجزیه می شوند و تا حدی با ذرات معدنی خاک مخلوط می شوند در نتیجه بهتر از هوموس های اسیدی قادر به محافظت از خاک هستند.
هوموس های خاکستری: این نوع هوموس ها از لحاظ مواد غذایی نسبتاً غنی بوده وبیشتر زیر گیاهان استپی و در جنگلهای درخت

ان پهن برگ تشکیل می شوند.
هوموس خاکستری بهترین نوع هوموس محسوب می شود و به دلیل مخلوط شدن با مواد معدنی خواص فیزیکی و شیمیایی خاک را بهبود بخشیده و در مقابل عوامل فرسایش از خاک محافظت می کند.
۲- جانوران

موجودات ذره بینی و حیوانات کوچک خاکزی
قبلاً گفته شدکه بیوسفر زمین زیست گاه موجودات زنده از جمله موجودات ذره بینی و حیوانات خاکزی است. این موجودات دو دسته هستند که هر یک نقش و تأثیری متفاوت با دیگری داشته و در تشکیل و تکامل خاک دخالت دارند. این دو دسته عبارتند از:
۱- فلورا = باکتری ها و قارچها

این دسته در تجزیه مواد آلی و تبدیل آنها به مواد معدی، ایجاد هوسوس و قابل جذب شدن مواد برای گیاهان مؤثرند.( تأثیرشیمیایی)
۲- فونا- کرم، هزارپا، موش، خرگوش و ….
این دسته بیشتر در کندن خاک و مخلوط کردن آن با مواد آلی و ایجاد مجاری و منافذ برای نفوذ آب، هوا وریشه گیاهان مؤثرند( تأثیر فیزیکی)
ج: نوع سنگها

سنگ ها به دلیل تفاوت در بافت و ترکیب تأثیرات متفاوتی در تشکیل خاک دارند،علاوه بر این میزان این تأثیر بسته به مراحل تکامل و منطقه آب و هوایی نیز متفاوت است. مثلاً تأثیر آنها در خصوصیات خاک در مراحل اولیه تکامل بیشتر از سایر عوامل بوده و بتدریج این تأثیر ضعیف می گردد و یا اینکه در مناطق حاره تأثیرگذاری آن در خاک کمتر از مناطق معتدل و مرطوب است.
د: آبهای زیرزمینی
آبهای زیرزمینی که به آنها بیگانه یا اضافی( زائد) نیز می گویند بطور مستقیم تابع نزولات جوی نبوده بلکه بصورت آب اضافی ضمن نزولات جوی در اختیار خاک قرار می گیرند این آبها اغلب در کف درّه ها و چاله ها و امثال آن وجود دارند، و تأثیر آنها در تشکیل خاک و روئیدنی ها در مناطق خشک که باران خیلی کم می بارد بیش از سایر مناطق است. در این مناطق بر اثر تبخیر و بالا آمدن آب شورف خاکهای شور تشکیل می شوند. تأثیر این آبها در مناطق مرطوب به نوع دیگری بوده و سبب تشکیل خاکهای مرطوبی مانند خاکهای چمنی با یاگلای یا خاکهای مردابی و امثال آن می گردند.

در مناطق مرطوب گاهگاهی نیز آبهایی که به آنها آبهای مسدود می گویند وجود دارند این آبها براثر بارندگی زیاد بوجود آمده وروی لایه های نفوذناپذیر به صورت موقتی جمع می شوند. این آبها نیز سبب پیدایش خاکهای مرطوبی از نوع دیگر می شوند.( پسیدوگلای)

آبهای مسدود را می توان در مناطق کاملاً هموار در جایی که آب راهی به خارج ندارد پیدا کرد آبهای فوق چون از نظر اکسیژن ضعیف بوده و از نظر حیاتی شرایط نامساعدی دارند سبب پدیده احیاء در خاک می گردند. بر اثر این پدیده رنگ خاک خاکستری می شود. و در لایه هایی که هوا به آن نمی رسد، بر اثر اکسیداسیون مجدد ترکیبات آهنی، لکه ها وخطوطی به رنگ قهوه ای و سرخ بوجود می آید.

ه: ناهمواریها
ناهمواریها بصورت غیرمستقیم از جمله از طریق پوشش های گیاهی بر خاک مؤثر واقع می شوند. مثلاً میزان رطوبت در تمام نقاط در ناهمواریها یکسان نیست. دریای دامنه ها، در درّه ها و چاله ها میزان رطوبت بیش از نقاط مرتفع بوده و در جهات مختلف نیز میزان آن متفاوت است. این تفاوت موجب پیدایش پوشش های گیاهی متفاوت، هم از نظر نوع و هم از نظر تراکم و پرپشتی می گردد. در نتیجه هرجا که پوشش گیاهی قویتر باشد میزان محافظت از خاک نیز قوی تر خواهد بود. علاوه بر آن نوع پوشش ها نیز در درازمدت در نوع خاکهای تشکیل شده مؤثر خواهند بود.
و: انسان

نقش انسان در تغییرات خاک چه در بعد منفی و چه در بعد مثبت می تواند نقشی بسیار مهم وتأثیرگذار باشد، که متأسفانه! درحال حاضر در جنبه های منفی قوی تر عملکرده است. از جمله اینکه انسان با تبدیل و تغییر کاربریهای اراضی، کشت و کار غیراصولی، آبیاری بی رویه و نادرست و ….. سبب تغییرات منفی در خاک شده و در صورت عملکردی در خلاف جهت اعمال مخرب می تواند بسیار مثبت وسازنده، برخاک مؤثر واقع گردد.
که در رابطه با این عامل درجای خود به آن پرداخته خواهد شد.

ز: زمان
زمان بطور غیرمستقیم و از طریق عوامل گفته شده در تشکیل و تکامل و تحول خاک مؤثر واقع می گردد. یعنی هرقدر این عوامل زمان بیشتری برای تأثیرگذاری داشته باشند به همان نسبت تغییرات حاصله بیشتر و شاید متفاوت خواهند بود یعنی هرقدر این عوامل زمان بیشتری برای تأثیرگذاری داشته باشند به همان نسبت تغییرات حاصله بیشتر و شاید متفاوت خواهند بود.

خلاصه اینکه هریک از عوامل بسته به نوع و شرایط و نحوة تأثیر می تواند موجب تغییرات منفی و یا مثبت در خاک گردند.

( ۲)
تغییرات منفی خاک

خاک به عنوان یک عامل مهم اقتصادی که می تواند حیات بخش بوده و سبب ترقی و تعالی مادی و فرهنگی و اجتماعی می گردد، بر اثر استفاده بی رویه و بی توجهی و عدم اطلاع انسان از اصول صحیح کشاورزی بتدریج کم قوه و حتی غیرقابل استفاده می گردد. در این تغییرات برخلاف تصوّّر عده ای، فرسایش هیچ نقشی نداشته بلکه عوامل دیگری هستند که موجبات کاهش درجه حاصخلیزی کاهش محصول و در نهایت از بین رفتن آن می گردد، بدون اینکه خاک فرسایش یابد.
این تغییرات عبارتند از:
۱- کم شدن ذخیره بازی و موادغذایی گیاه در خاک
۲- سخت شدن زمین
۳- کاهش یا نابودی هوموس
۴- رویش و رشد شدید علفهای هرز
۵- آلودگی های خاک
۱- کم شدن ذخیره بازی و موادغذایی درخاک

کم شدن ذخیره بازی در خاک، سبب اسیدی شدن آن و کاهش میزان محصول می گردد عواملی که منجر به چنین مشکلی می گردند بسیارند از جمله:
الف: بارندگی و آبیاری زیاد

 

نتیجه بارندگی یا آبیاری زیاد شسته شدن بازاء و موادغذایی و دورشدن آنها از دسترس گیاه می باشد، که ممکن است به دو صورت عمودی و افقی روی دهد.
عمودی: براثر نفوذ آب زیاد در زمین بازها و موادغذایی از لایه های سطحی به عمق منتقل می شوند.
افقی: در نتیجه سرعت و فشار آب خواه آب باران و یا آبیاری موادغذایی به صورت افقی از دسترس گیاه خارج می شوند.
تحت تأثیر عامل فوق ضمن اینکه مقداری از مواد به داخل زمین و به اعماق می روند، در اثر اشباع خاک، مواد مخلوط و یا محلول همراه با آب از پایین زمین مورد کشت خارج می شوند( بن آب). بن آب ممکن است به زمینی ریخته شود که مورد کشت قرارنگرفته و به این ترتیب از طرفی زمین موردکشت دچار فقر غذایی می شود و از طرف دیگر موادغذایی در زمین کشت نشده انباشته شده و بلااستفاده می ماند.

دراین تغییر نه تنها آب و موادغذایی هدر می رود بلکه دیگر خواص خاک نیز دستخوش تغییر می گردد مانند نامرغوب شدن بافت خاک، نامنظم شدن جریان آب وهوا، اسیدی شدن خاک و غلبه علفهای هرز برگیاهان زراعی و……

ب: مصرف موادغذایی و بارها توسط گیاه بدون اینکه جبران گردند.
با اینکه عمل جذب موادغذایی توسط گیاه امری طبیعی و بسیار مطلوب بوده و جذب هرچه بیشتر آنها نیز امری مطلوب تر است ولی به این نکته نیز باید توجه شود که این امر نباید باعث کاهش ذخیرة غذایی و بازی خاک یعنی سرمایه اصلی آن گردد. در این صورت روزی خواهد رسید که زمین به کلی« از حال رفته » وهیچ بهره ای نخواهد داد و کشت در اینگونه زمین جز خسارت مالی حاصلی نخواهد داشت.

کم شدن ذخیره غذایی همانطور که در قسمت الف گقته شد از جنبه های مختلفی موجب ضرروزیان خاک می گردد.
از آنجا که کم شدن موادغذایی خاک- تحت تأثیر هر یک از عوامل فوق که روی داده باشد- معمولاً در مناطق مختلف ایران، توسط کشاورزان جبران نمی شود و یا به شیوة درستی صورت نمی گیرد، خاکهای ایران از نظر موادغذایی وضعیت رضایت بخشی ندارند.
راههای جلوگیری از کم شدن ذخیرة بازی و موادغذایی
با اقدامات زیر می توان مانع کاهش ذخیره بازی و غذایی و در نتیجه کاهش محصولات کشاورزی شد.
– زمین موردکشت تحت کنترل مداوم باشد.
– یعنی موادغذایی از دست رفته، هرساله با دادن کود، مجدداً به خاک بازگردانیده شود.
– آبیاری گیاه متناسب با احتیاج گیاه و نوع خاک صورت گیرد.
– زارعین در مناطق مرطوب جهت جبران کمبود موادغذایی، باید به زمین کودهای حاوی موادغذایی وآهکی بدهند. زیرا رطوبت این نواحی سبب شسته شدن بازها و کاهش آنها در زمین مزروعی می گردند.
– زارعین مناطق خشک کم آب باید سعی کنند تا آنجا که ممکن است زمین را با آب شیرین آبیاری کنند. زیرا در این مناطق بازها شسته نمی شوند بلکه آبهای زیرزمینی، به هنگام تبخیر، مقدار قابل توجهی از بازهای محلول در خود را بالا آورده ودر سطح باقی می گذارند. به همین دلیل خاک این زمینها اغلب بازی است و نیازی به این نوع کود ندارد.

۲- سفت وسخت شدن زمین مزروعی
سخت شدن زمین سبب کاهش محصول و بلااستفاده ماندن زمین می گردد. این امر تحت تأثیر لگدمال شدن، سم کوب شدن، و شخم بی موقع و فقر موادآلی روی می دهد. وجود موادآلی در خاک سبب افزایش حجم و پوکی آن می گردد که خود موجبات تغذیه گیاه و بهبود فیزیکی خاک را به دنبال خواهد داشت.
یکی از راههای مؤثر در پیشگیری از سخت شدن خاک و یا اصلاح آن شخم بموقع می باشد. بهترین موقع برای شخم زدن هنگامی است که باصطلاح زمین« گاورو» شده باشد. یعنی نه آنقدر خیس که گاو در آن فرو رود و نه آنقدر خشک که اثری از آن باقی نماند. در این رابطه باقی ماندن اثر مختصری از سم گاو و یا لاستیک چرخ های تراکتور نشانه مناسب بودن زمان شخم، می تواند باشد.

۳- کاهش یا نابودی هوموس خاک
قبلاً در مورد انواع هوموسها و نقشهای متفاوت آنها مطالبی بیان شد، لذا دراینجا باختضار به آنها اشاره شده و سپس به عوامل کاهنده و راههای افزایش آن پرداخته می شود.
تأثیرات مختلف هوموس عبارتند از:
– پوک شدن خاک
– کاهش تبخیر شدیدآب
– حفظ رطوبت
– بهبود خواص حیاتی خاک
– جلوگیری از فرسایش خاک
– کمک به افزایش کمی و فعالیت موجودات خاکزی، مثل باکتری ها
– بهبود خواص فیزیکی و شیمیایی خاک به دلیل کلوئیدی بودن هوموس، این خاصیت سبب جذب آب و موادغذایی توسط هوموس نیز شده و بتدریج در اختیار گیاه قرار می گیرد.

عوامل کاهندة هوموس عباتند از:
– تجزیه شدید موادآلی توسط باکتریها

– کمبود یا نبود کود حیوانی
– کاشت گیاهان وجینی به صورت متمادی در یک زمین
– آتش زدن بقایای گیاهان و کم قوه شدن خاک

– چرانیدن احشام در زمینهای کشاورزی پس از برداشت محصول
راههای حفظ و افزایش هوموس خاک
۱- جلوگیری از کاهش هوموس
۲- افزایش مستقیم و غیرمستقیم هوموس

۱- راههای جلوگیری از کاهش هوموس:

الف : خودداری از شخم های متعدد و بی موقع
ب: خودداری از آتش زدن بقایای گیاهان
ج: خودداری از کشت گیاهان وجینی بصورت ومتمادی در یک زمین
د: خودداری از مصرف بقایای گیاهی بعنوان ماده سوختی
ه: خودداری از چرانیدن احشام در زمین ها پس از برداشت محصول
الف: خودداری از شخم های متعدد و بیش از اندازه
شخم بی رویه ل به دلایل مختلف موجب کاهش هوموس می گردد. از جمله:
– دراثر ورود بیش از اندازه اکسیژن به خاک، فعالیت باکتری ها شدت یافته و موجب تجزیه سریع و شدید موادآلی می گردد، که این امر به کاهش هوموس می انجامد.

– میدانیم که کرمهای خاکی از موجودات زندة مفیدخاک محسوب می شوند زیرا دراثر فعالیت آنها فضاها و مجاری مناسبی برای ورود هوا و آب ایجادشده و از طرفی شرایط جهت پیشروی ریشه در خاک مساعد می گردد. ولی شخم بی رویه سبب نابودی آنها شده و پس از تخریب حتی اگر شرایط مناسب باشد مدتها طول می کشد تا آن موجودات بتوانند خاک را به شرایط مطلوب برگردانند.
– کرمهای خاکی با مخلوط کردن مواد آلی و خاک، در بدن خود، نقش اساس

ی را درتشکیل هوموس ایفا می کند، در اثر شخم بی موقع و نامناسب تشکیل هوموس متوقف شده و یا به تعویق می افتد.

ب: خودداری از آتش زدن بقایای گیاهی
آتش زدن بقایای گیاهی، بطورکلی به زیان خاک تمام می شود ولی این زیان درمناطق خشک بیشتر از مناطق مرطوب می باشد. زیرا:
خاک مناطق خشک بطور طبیعی فقیرتر از مناطق دیگر بوده و این عمل سبب فقیرترشدن آن می گردد.
– خاک مناطق خشک کم آب بوده و اغلب دارای نمک بیشتری است. در اثر آتش زدن بقایای گیاهی، ماده آلی که بخصوص در این مناطق دارای ارزش خاصی است. تبدیل به ماده معدنی یعنی خاکستر می گردد، و از آنجا که خاکستر در حکم نمک است خاک این مناطق شورترشده، در نتیجه هوموس و حاصلخیزی خاک روبه کاهش گذاشته و درمواردی سبب کویری شدن منطقه می شود.

البته در مواردی مانند آفت زدگی یا تراکم زیاد علفهای هرز اقدام به آتش زدن محصول و یا بقایای آن می شود ولی در مناطق خشک ترجیحاً باید از سموم کم ضرر و کم خطر استفاده شود.

ج: خودداری از کشت گیاهان وجینی به صورت متمادی در یک زمین
دراثر کاهش گیاهان وجینی درچندسالی متوالی در یک زمین از یک طرف علفهای هرز مزرعه در اثر رویش مکرر در یک خاک، به کرات مواد غذایی و مفیدخاک را مصرف کرده، قویترشده و بر تراکم آن افزوده می شود. از طرف دیگر به دلیل اشغال فضا رشد گیاه اصلی و مفید روبه کاهش می گذارد.
از دیگر عواقب مهم این عمل اینکه، چون وجین شده ودور ریخته می شوند، پس از برداشت بقایایی در خاک باقی نمی ماند و این یعنی کاهش هوموس و حاصلخیزی خاک لذا باید با رعایت تناوب درکشت مانع این تأثیر منفی شد.

د: خودداری از مصرف بقایای گیاهی بعنوان ماده سوختنی
جمع آوری بقایای گیاهی بعنوان ماده سوختی توسط کشاورزان تقریباً از امور رایج است لذا باید آنان را متوجه ساخت که چنانچه این بقایا در زمین باقی بمانند سود عایدشده از آن به مراتب بیش از سود حاصل از کاری است که آنان انجام می دهند.

ه: خودداری از چرانیدن احشام در زمین پس از جمع آوری محصول
چرانیدن احشام در زمینهای برداشت شده که توسط خود زارعین و یا اجاره کنندگان آن صورت می گیرد ماننددیگر موارد ذکرشده منجر به از بین رفتن مواد مفید خاک و کاهش هوموس می گردد، لذا باید با اتخاذ تدابیری مانع این کار زارعین شد.
۲-راههای افزایش مستقیم و غیرمستقیم هوموس
یا اقدماتی مانند زیر می توان شرایط افزایش هوموس را فراهم کرد:
– افزودن کودآلی مانند کودحیوانی به زمین(مستقیم)
– افزودن کود معدنی شیمیایی به زمین( غیرمستقیم)
– تقویت خاک توسط کودسبز
– شخم زدن زمین کلش گندم و جو
– ریختن کلش و ساقه های گندم و جو و برنج روی سطح زمین
– افزودن کود آلی(حیوانی) بطورمستقیم موجب افزایش هوموس می گردد زیرا هوموس خود ماده آلی بوده و نیازی به تغییرات خاص جهت تشکیل آن نیست.
– افزودن کودمعدنی غیرمستقیم منجر به افزایش هوموس می گردد. زیرا با مصرف آن میزان محصول و در نتیجه بقایای گیاهی افزایش یافته و سبب بالارفتن ماده آلی درخاک می گردد.
– تقویت خاک توسط «کودسبز»
دراین شیوه گیاهانی از خانواده بقولات( شبدر، یونجه، شنبلیله) کاشته شده و پس از اینکه به حداکثر رشد رسید نه بدون اینکه از آنها استفاده خوراکی و یا علوفه ای شود، زمین شخم زده می شود ، بگونه ای که محصول کاملاً زیرخاک رود. سپس با دیسک و ماله زدن مانع ورود هوابه خاک شده و حداکثر بهره جهت تشکیل هوموس- از آن گرفته می شود.
– شخم زدن زمین کلش گندم و جو
در این شیوه محصول بگونه ای برداشت می شودکه کلش بیشتری در زمین بماند. سپس مقداری کود از ته در سطح زمین پاشیده می شود تا باکتریها بهتر قادر به پوساندن کلش شوند، و پس از آن زمین را شخم ودیسک زده وبه حال می گذارند.
در این شیوه چنانچه پس از شخم آبیاری صورت گیرد باید دقت شود که آبیاری منجر به « بن آب» نگردد.زیرا در این صورت موادغذایی از زمین دور خواهند شد.
چنانچه زمین خشک باشد بهتر است قبل از شخم زدن اقدام به آبیاری زمین شود. مخصوصاً در زمینهای رسی یا شیب دار- سینه ای – این آبیاری شرایط و رطوبت لازم جهت فعالیت باکتریها را فراهم می سازد.
حاصل اعمال ذکرشده طی چندسال آبادی، افزایش موادآلی و آبادانی زمینهای خشک خواهد بود.
-ریختن کلش و ساقه های گندم و جو و برنج روی سطح زمین
از دیگر راههای افزایش موادآلی ریختن کلش و ساقه ها روی سطح زمین است زیرا با این عمل از تبخیر زیاد آب جلوگیری می شود. این روش مخصوصاً در مورد درختان میوه بسیار عملی، مناسب و نسبتاً آسان وکم هزینه است.

بکارگیری این راهکار بسیار ساده و ارزان منافع زیادی برای کشاورز خواهد داشت از جمله:
– بهبود وضع خاک
– صرفه جویی در مصرف آب
– افزایش محصول
– جلوگیری از تابش مستقیم آفتاب
– جلوگیری از تبخیر زیاد
– حفظ رطوبت
– کمک به فعالیت بهتر موجودات خاکزی
– آماده شدن موادغذایی
– جلوگیری از روئیدن گیاهان هرز
– جلوگیری از هدررفتن آب ومواد غذایی گیاه مزروعی
– صرفه جویی در هزینه های مربوط به وجین علفهای هرز و یا حذف کامل آن هزینه ها.
مشاهده می کنیم که با انجام اعمال سهل و ارزان و قابل اجرا تا چه حد می توان به بالابردن سطح کشاورزی و پیشرفت و رفاه بیشتر کشاورزان کمک کرد. که متأسفانه در اثرکم کاریهای گوناگون شاهد سیر قهقرایی کشاورزی در کشورهستیم. امیدواریم که هر چه زودتر شاهد تغییر نگرش عمیق ومؤثر در این امر باشیم.
۴- روئیدن علفهای هرز
عامل چهارم از عوامل مؤثر در تغییرات منفی خاک روئیدن علفهای هرز در مزرعه می باشد.
علفهای هرز هم موجب هدررفتن آب، موادغذایی خاک، کاهش محصول و نامرغوبی آن می گردد و هم تأثیر نامطلوب در خواص خاک گذاشته و حاصلخیزی زمین را از بین می برد.
البته ناگفته نماندکه علفهای هرز در مواردی نیزمنشاء فوایدی در چرخه تغییر و تحول خاک و نیز درچرخه کشاورزی هستند ولی در اینجا با توجه به موضوع ناگزیر به تأثیرات منفی آن پرداخته می شود.
راههای ورود علفهای هرز به زمین
– بذرهای آلوده به تخم گیاهان هرز
– آب آبیاری بویژه آب رودها
– باد
– کودهای حیوانی
– نشخوار آخورها ( بقایای خوراک دامها که همراه ومخلوط با کودحیوانی به مزرعه حمل می شوند) .
– علل افزایش بیش از حد علف های هرز در زمین مزروعی
– وجود تخم گیاهان هرز در بذر در حد زیاد
– وجین نکردن بموقع علفهای هرز و یا مبارزه از طریق دیگر
– خوب پاک نکردن محصول از گیاه هرز
– فقیربودن خاک( در این شرایط رشدگیاهان هرز زودتر و بهتر از گیاهان اصلی صورت می گیرد)
– شخم نزدن یا آیش گذاشتن زمین های تحت تأثیر آب(هیدرومرفی)
– زمینهایی که تحت تأثیر آب هستند مانند حواشی دریای مازندران و یا حواشی کویرهای مرطوب مانند اطراف دشت کویر، چنانچه آیش گذاشته شوند محل رویش علفهای هرز شده وبه سرعت تحت پوشش انبوه آنان قرار می گیرد بگونه ای که حتی ممکن است زمین تبدیل به نی زار و جگن زار شود .
– علاوه بر آسیب فوق حاصلخیزی خاک هم از بین می رود و در صورت کشت،کشاورز را با مشکلات زیادی روبرو خواهد ساخت.
عدم رعایت تناوب در کشت
چنانچه بصورت متوالی یک نوع مخصول در زمین کشت شود علفهای هرز امکان وشرایط مناسبی جهت رشد انبوه خواهند داشت. بعنوان مثال کشت متوالی جو منجر به رشد جو موشه شده واین علف به حدی زیاد می شود که جو اصلی فاقد ارزش می گردد.
شخم نامناسب با ابزارقدیمی
این امر سبب میشود که گیاهان هرز دارای ریشه عمیق ریشه کن نشده و با باقی ماندن در زمین مشکلاتی جهت کشت فراهم کنند.
– ناکافی بودن آب آبیاری
در صورت عدم کفایت آب آبیاری محصول اصلی از بین می رود ولی علفهای هرز رشدکرده تخم ریزی می کنند تا آنجا که زمین تبدیل به مرتع و علفزارشده و علاوه بر از بین رفتن محصول موجبات از بین رفتن حاصلخیزی خاک نیز فراهم می گردد.
با توجه به سرعت رشد و پوشش دهی علفهای هرز و مضرات آنها، در می یابیم که مبارزه با آنها بسیار ضروری بوده و باید بادرنظر گرفتن شرایط و علل مختلف افزایش علفها اقدامات مناسبی صورت گیرند:
– بذر قبل از مصرف یعنی پاشیده شدن در زمین خوب بوجاری شود( پاک شود )
– درصورت آیش گذاشتن زمین با شخم مناسب، در مواقع مناسب از سبزشدن علفهای هرز زیاد جلوگیری شود.
البته حتی الامکان باید از آیش گذاشتن زمین مخصوصاً در نقاط مرطوب خودداری کرده و زمین مورد استفاده قرار گیرد.
– به زراعت کود کافی داده شود تا رشدگیاهان اصلی مانع رشد علف هرز گردد.
– در صورت عدم موفقیت روشهای مکانیکی، با استفاده از علف کشهای مناسب، علف های هرز از بین برده شوند.
– در نقاطی که آب تابستانه خیلی کم می شود ،کشاورزان متناسب با آب محصول بکارند تا در اواخر تابستان مجبور نشوندکه باصطلاح درب زراعت خود را ببندند ( به آن آب ندهند) و با از بین رفتن محصول، شرایط را برای رشد علف های هرز فراهم نکنند.
۵- آلودگی خاک
یکی دیگر از مخاطرات خاک آلودگیهایی است که از طرق مختلف به آن وارد شده و موجب تغییرات نامطلوبی در آن می گرد.
دراین رابطه می توان انسان را بعنوان یک عامل مهم و اساسی به شمار آورد.
چه خاکی آلوده است؟
خاکی که به طور مستقیم – ازطرف هوا- و یا غیرمستقیم( توسط انسان) تحت تأثیر موادی قرار می گیرد که سبب تغییرات نامطلوبی در خواص فیزیکی و شیمیایی آن گردند. خاک آلوده محسوب می شود، که بدنبال چنین تغییراتی موجودات زنده آن کاهش یافته یا نابود می شوند و سلامت حیوانات وافرادی که از گیاهان چنین زمینی تغذیه می کنند بخطر می افتد.
آلوده کننده های خاک کدامند؟
آلاینده های خاک به سه دسته تقسیم می شوند:
صنعتی، زباله ها و فاضلاب ها، کشاورزی
الف- صنعتی : برخی از این نوع آلاینده ها عبارتند از:
– دودکارخانه، موتوراتومبیل ها و سایر موتورها
– ترکیبات سربی و گوگردی
– مواد رادیواکتیو(استخراج، انفجارهای هسته ای، راکتورها و….. )
– موادزائد صنعتی
– فاضلاب های فنلی( نفتی)
و بسیاری دیگر .
ب: زباله ها و فاضلاب ها
زباله ها و فاضلابها هم سلامت انسان را به خطر میاندازد و هم سلامت خاک را لذا انجام اقداماتی جهت مهار آنها ضروری است :
می توان آنها را تحت شرایطی به کود بیولوژیکی تبدیل کرد.
می توان از آنها جهت تهیه کمپوست استفاده کرد.
در صورت عدم توانایی در بهره گیری از آنها، این مواد باید به دورترین نقطه از شهرها منتقل شده ودر اعماق مشخصی با شرایط ویژه دفن شوند، البته این عمل بدترین نحوة برخورد با این آلودگی است.

ج: آلاینده های کشاورزی:
انسان امروزی جهت بالابردن تولید و درآمد بیشتر به شکلی کاملاً غیرمنصفانه از طرق گوناگون سبب آلودگی می گردد که از موارد عمده آن کودهای شیمیایی و سموم هستند. بکارگیری بی رویة کودهای شیمیایی وسموم دفع آفات وبیماریها از جمله عامل مهمی است که توسط انسان ضربه مهلکی بر پیکره سلامت خاک و محیط زیست وارد می کند از پیامد های بسیار فراوان این آلایندهها تنها به چند مورد اکتفا می شود:
کودهای شیمیایی:
-کودهای شیمیایی ضمن آنکه سبب افزایش تولید میگردند موجب تغییرات منفی در خواص خاک نیز می شوند.
– مصرف بعضی از کودها سبب مسمومیت میگردد. مانند مصرف کود ازته در اسفناج
– PH خاک دچار تغییرات نامطلوب شده و موجودات زنده خاک از بین می روند.

سموم:
– اثر سمی بسیاری از سموم تا مدتها، حتی در مواردی تا ۳۰ سال در خاک باقی می ماند.
– سموم سبب آلودگی آبهای زیرزمینی در زمینهای شنی می شوند.
– سبب آلودگی خاک ونابودی موجودات خاکزی می شوند .
– آبهای سطحی از طریق سم پاشی و یا بن آب آلوده می شوند .
– و مسومیتهای فروان افراد نیر حیوانات در رابطه با سمپاشی آنقدر شایع هستند که همگی از آن آگاهیم
راههای پیشگیری از آلودگی های کشاورزی
– کودهای آلی جایگزین کودهای شیمیایی شده و یا بصورت همراه استفاده می شوند.
– در صورت عدم دستری به کود حیوانی کافی ازکاه جهت مخلوط کردن با کود شیمیایی استفاده می شود.
– برای تقویت خاک از روشهای بیولوژیکی استفاده شود
– در صورت الزام در مصرف سموم از انواعی با پایداری کم در خاک استفاده شود.
– به جای مصرف سم از روشهای بیولوژیکی بهره گرفته شود. بعنوان مثال به جای طعمه مسموم ازگربه، جغذ،قرقی و مارهای غیر سمی استفاده می شود و یا از قورباغه جهت مبارزه با نوعی آفت برنج و یا استفاده از نوعی ماهی جهت از بین بردن حشرات مقاوم به د.د.ت و مانند آن و از کفشدوزک برای مبارزه با انگل های کوچک درختان میوه .
– بمنظور مبارزه با علفهای هرز ترجیحاً از روشهای مکانیکی استفاده شود و در صورت امکان با استفاده از مالچ ها اقدام به این کار گردد.

(۳)
شور و قلیایی شدن خاک ها

خاکهای شور یا قلیایی نیز بنوبه خود از موانع و مشکلات عمده واساسی در کار کشاورزی محسوب میشوند. این امر در کشور ما بدلیل وسعت زیاد خاک های شور و عدم بهره گیری از شیوه ای نوین در کشاورزی و بخصوص در رابطه با آبادسازی زمینهای شور تأثیرات مشهودتری از خود بجا گذاشته امیدواریم که با بکارگیری شیوه های صحیح ثروت سبز در حال نابودی به چرخه اقتصادی کشور بازگردد.
چه خاکی شور یا قلیایی است؟
همه خاکها، حتی خاکهای غیرشور دارای نمک هستند. پس وجود نمک به تنهایی دلیل شوری محسوب نمی شود در صورتی خاک، شور بشمار می آید که میزان و نوع نمک موجود در آن سبب کاهش کمی و کیفی محصول گردد. بنابراین ملاک شوری یا قلیایی بودن خاک، میزان،نوع و تأثیر بدنمک موجود می باشد.

عوامل شوری یا قلیایی بودن خاک
خاکهای شور یا قلیایی تحت تأثیر نامطلوب نمکهای خاصی هستند که معمولاً براحتی حل شده و بصورت محلول درمی آید این نمک ها، در درجه اول عبارتند از سدیم، کلسیم، منیزیم، کلرید و سولفات و در درجه دوم پتاسیم، بیکربنات، کربنات، نتیرات، و بُر
مقایسه خاک شور باخاک قلیایی
– در خاک شور سدیم به صورت محلول است ولی در خاک قلیایی جذب ذرات خاک شده است.
– اصلاح خاک شور آسانتر از خاک قلیایی است.
– PHخاک های شور کمتر از ۵/۸ و در خاک های قلیایی بیشتر از ۵/۸است.
– قابلیت نفوذ آب در خاک های شور بهتر از خاکهای قلیایی است.
– درخاک شور امکان شستشو و شیرین سازی خاک هست ولی در خاک قلیایی اینطور نیست.