مقدمه
حجاب در فرهنگ ملی و اسلامی ما از جایگاه رفیعی برخوردار است به همین دلیل نویسندگان وگویندگان باید پیرامون آن بیشتر سخن بگویند. گرچه در این باره اندیشمندانی چون استاد مطهری فیلسوف و دانشمند بزرگ جهان اسلام تحقیقاتی به عمل آورده اند اما به دلیل اهمیت موضوع شایسته است که این سنت اسلامی، اجتماعی هر بیشتر مورد بحث قرار گیرد و از آثار و ارزش آن سخن به میان آید.

خصوصا که این منش اسلامی به شدت مورد هجوم اسلام ستیزان قرار گرفته است و استعمارگران برای از بین بردن فرهنگ جوامع اسلامی آن را اولین مانع برای رسیدن به اهداف خود دانسته اند، دشمنان همواره تلاش کرده اند بین حجاب و اصل دین پیوندی ناگسستنی ایجاد کنند تا اولین فتحشان شکست دین باشد. آنها ارزشی به مراتب بیشتر از آنچه مورد نظر دین است برای حجاب ترسیم کرده اند و تمام دینداری را در حجاب داری خلاصه کرده اند و سپس با همین دستاویز در کشورهایی مثل ایران تهاجم فرهنگی و اسلام زدایی را، با مقابله

با حجاب آغاز کرده اند و متاسفانه در این راه موفقیت چشمگیری هم بدست آورده اند و چنانچه گفتیم گویی که به محض اینکه حجاب را از پیکر زن مسلمان ربودند ، همه دینش را به یغما بردند. از آن پس دیگر زن مسلمان هم نمازش و هم روزه اش را و سرانجام دینش را همراه حجاب از دست داد حال آنکه در کشورهای دیگر زن مسلمان هم بی حجاب بود و هم متمسک بی دین گرچه این رویه و شیوه نیز ناپسند است . نوشته حاضر برای رفع شبهات و روشنگری بانوان تدوین گشته و در پاسخ به نیاز کنونی اجتماع اسلامی ماست،امید است مورد قبول حق تعالی واقع شود.

واژه حجاب
پیش از اینکه استنباط خود را در این باره ذکر کنیم لازم است یک نکته را یاد آوری کنیم آن نکته این است که معنای لغوی حجاب که در عصر ما این کلمه برای پوشش زن معروف شده است چیست؟

کلمه حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب. بیشتر استعمالش به معنی پرده است، این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست، آن پوشش حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت می گیرد. در قرآن کریم در داستان سلیمان، غروب خورشید را اینطور توصیف می کند: « حَتّی تَورات بِالحِجاب » یعنی تا آن وقتی که خورشید در پشت پرده مخفی شد.

استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتا جدید است.در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقها کلمه « ستر» که به معنی پوشش است به کار رفته است. فقها چه در کتاب الصلوة و چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شده اند کلمه « ستر» را به کار برده اند نه کلمه حجاب را.

بهتر این بود که این کلمه عوض نمی شد و ما همیشه همان کلمه پوشش را به کار می بردیم زیرا چنانکه گفتیم معنی شایع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. پوشش زن در اسلام اینست که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و

 

خود نمایی نپردازد.آیات مربوطه همین معنی را ذکر می کنند و فتوای فقها هم مؤید همین مطلب است و ما حدود این پوشش را با استفاده از قرآن و منابع سنت ذکر خواهیم کرد در آیات مربوطه لغت حجاب بکار نرفته است. آیاتی که در این باره هست چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره مبارکه احزاب حدود پوشش و تماسهای زن و مرد را ذکر کرده است بدون آنکه کلمه حجاب را بکار برده باشد.

می دانیم که در قرآن کریم درباره زنان پیغمبر(ص) دستورهای خاصی وارد شده است. اولین آیه خطاب به زنان پیغمبر با این جمله آغاز می شود: « یا نِساءَ النََّبیِّ لَستُنَّ کَاَحَدٍ مِنَ النِّسآءِ»: یعنی شما با سایر زنان فرق دارید. اسلام عنایت خاصی داشته است که زنان پیغمبر چه در زمان حیات آن حضرت و چه بعد از وفات ایشان در خانه های خود بمانند و در این جهت بیشتر منظورهای اجتماعی و سیاسی در کار بوده است.

حجاب از دیدگاه قرآن
بعضی که در ظاهر نمی توانند قرآن را منکر شوند و در عالم عوامی خود در هر مسأله ای می گویند در کجای قرآن چنین نوشته است با اینکه عمده احکام از روایات و گفتار پیامبر(ص) و ائمه اطهار (ع) بدست می آید، از این رو لازم است که در اینجا به طور فشرده مسأله حجاب را از دید قرآن بررسی کنیم.
مهمترین آیه حجاب در قرآن آیه ۳۰ سوره نور است که می خوانیم : قُل لِلمُؤمِناتِ یَغضُضنَ مَن اَبصرِهِنَّ و …

ای پیامبر! به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را از نگاه به نامحرم فرو خوابانند و دامن عفت خود را حفظ کنند و زینت و آرایش خود را جز آنکه قهراً آشکار می شود بر بیگانه آشکار

نسازند و باید بوسیله مقنعه و چارقد سینه و گردن خود را بپوشانند و زینت خود را آشکار نسازند جز برای شوهران و سایر افراد محرم خود…!
همه مفسران و علماء اتفاق نظر دارند که طبق این آیه، زنان باید بدن و موی خود را از نامحرم بپوشانند. تنها بحث و گفتگو در این است که منظور از استثناء ( اِلاّ مَا ظَهَرَ مِنها ) چیست؟ که کشف این مقدار اجازه داده شده است.

بعضی گویند: منظور صورت و دستها تا مچ است و یا صورت تنها است. بعضی گویند: منظورانگشتروالنگو وخلخال و یا سورمه وانگشتر و رنگی که بوسیله خضاب در دست می ماند می باشد.بعضی هم می گویند: منظورلباس روشن زن آنچه قهراً پیداست، می باشد.
در مورد چهره و دو دست باید خود انسان مجتهد باشد و نظر خود را از روی اجتهاد از آیه فوق با توجه به آیات دیگر و روایات و گفتار اهل لغت استنباط کند و یا اگر مجتهد نیست، نظر مرجع تقلید خود را ملاک قرار دهد.

ابن عباس که چهره معروف دیگر از مفسران و صحابه است، جمله ( اِلاّ مَا ظَهَرَ مِنها ) را به چهره و دو دست تا مچ تفسیر کرده است. صورت زن یکی از دلرباترین اعضاء زن است، و از روایات و قرائن استفاده می شود که فلسفه حجاب و پوشش صورت باید بیشتر رعایت شود. فرضاً اگر وجه و کفین ( صورت و دستها تا مچ) استثناء شده باشند و پوشش آن از دیدگاه اسلام واجب نباشد، شاید این استثناء در مواردی است که تربیت اسلامی حکومت کند، اما در محیطهایی که تربیت اسلامی نیست و اکثر جوانان با چشم های آلوده و تند عادت به نگاه کردن و در مسیر هرزگی و سبکسری و آزارمتلک گفتن گام برمی دارند، در چنین محیطهایی عدم پوشش وجه و کفین (صورت و دستها تا مچ) هیچگونه صلاحیت ندارد بلکه نارواست از این رو بعضی معتقدند: آنانکه قائل به جواز نپوشیدن وجه و کفین هستند، در همه جا نمی توانند

 

این مطلب را بگویند. در مواردی که نگاه کردن به بدن محرم، در صورتی است که از روی تلذّد نباشد و اگر تلذّد در میان باشد مسلماً جایز نیست، منظور از تلّذد یعنی قصد لذت کردن و لذت بردن از نگاه، که در نگاه خوف آنست که انسان به گناه سوق داده شود و به معصیت بیفتد، حتی نگاه مرد به بدن مرد و زن به بدن زن و با نگاه مرد و زن به بدن بچه ، از روی لذت شهوانی و همچنین در موردی که خطر افتادن به گناه باشد، حرام است.
تفسیر آیاتی از سوره نور

در اولین آیه به روشنی بیان نموده اند که پوشش و ستر عورت را برای مردان قرار داده و از چشم چرانی منع کرده و این کار را عاملی برای پاکی و طهارت روحشان قرار داده است در واقع اینگونه است که وقتی مردان و زنان پاک و پاکیزه باشند اجتماع آنها مدینه فاضله بوده و در سعادت می باشند و فساد و تباهی در آن نیست چون جامعه ای که فساد کمتری داشته باشد کنترل آن راحت تر است.

در دومین آیه: تمام دستورات پوشش برای زنان تأکید شده است پس در اصل حجاب زن و مرد با هم برابرند.
منظور از حجاب در این آیه خویشتن داری از شهوترانی است که چشم چرانی مقدمه آن است: زدست دیده و دل هر دو فریاد ز هر چه دیده بـیند دل کند یـاد
بسـازم خنجری نیشـش ز پولاد زنـم بر دیــده تا دل گـردد آزاد

و اما اینکه بیشتر زنان را به حفظ حجاب و رعایت شئونات ملزم نموده اند برای آنست که مردان از خطر سقوط در گناه محفوظ بمانند چون مردان با دیدن زیبائیها دل می بازند.
یک نگاه آنها را به پرتگاه گناه بیندازد ولی زنان کمتر این مشکلات را دارند. به همین

خاطر خداوند امر فرموده که زنان پوشش بیشتر داشته باشند تا مردان از فساد در امان بمانند. اگر زن بیشتر از مرد به شهوت رانی علاقه نشان می داد مطمئناً خداوند پوشش و حجاب را برای مردان امری ضروری می کردند پس وجوب حجاب برای زن دلیلی متقن بر پاکدامنی بیشتر او بر مرد دارد و بر شرافت و عفت بیشتر او اشاره دارد.
پس حجاب است که زن را محترم ساخته، بی حجابی از ارزش و اعتبار او کاسته است برتری زن در خویشتن داری از گناه مسّلم شده و در این امر مرد بیقرار معرفی شده که نوعی تحقیر برای اوست که در آیه ۲۱ سوره روم بیقراری مردان را عنوان نموده و بر آنها منت گذارده. اکنون می توان گفت حجاب نه تنها زن را تحقیر نکرده بلکه به احترام و اعتبار او افزوده و بر عکس مرد که نگاهی بیجا او را ملتهب می سازد برای رفع التهاب او باید زن خود را از او بپوشاند با کنایه تحقیر فرموده است.

آنقدر که اسلام به زن خدمت کرده است خدا می داند به زن خدمت نکرده است.
امام خمینی( قدس ره)
به طور کلی اگر برای زن در جهان امنیت واقعی از سوی مرد نصیب می گردید، نیازی به چنان پوششی برای زن در بین نبود اما از آنجا که مهار نفس برای مرد در برابر زن از مشکل ترین ابتلائات و بلکه با وجود تماس مستقیم با زن آن هم در حالی که از تعلیم و تربیت اصولی و تزکیه حقیقی بویی نبرده است از محالات است، اینست که در برخورد با زن گر چه خود مؤمن، مکلف به کنترل دل و دیده خویش است اما زن هم مکلف است که عمل به احتیاط نموده و با استفاده از سلاح حجاب نه خود را به معصیت کشاند و نه مرد غافل و طاغی را!
از این رو اسلام حجاب را برای زن هم به عنوان وسیله دفاعی تجویز می نماید و هم یک

وسیله حفظ عفت و عصمت فطری و پاکدامنی طبیعی و مواهب دیگر خدادادی، و خلاصه

حجاب را به عنوان یک سمبل تمام عیار عزت و شرف زن، زنی که فطرتاً به پاکی و تقوی هم
استعداد و آمادگی دارد و هم گرایش و تمایل طبیعی!

در اینجا می توان مراتب تعجب یا اعجاب ملل غرب را با پاسخی اعجاب انگیزتر، فرو نشانده و یادآور شد که :
اگراز حجاب زن مسلمان، یک مرد غربی ظاهراً متمدن متعجب بوده و یا متحیر است که چرا او خود را پوشانده است، تعجبی بی جاست، چرا که او همواره در برابر شرارتهای همه مردانی که به اصول درست زیستن آگاهی ندارند، احساس نا امنی کرده و بدینوسیله می خواهد که خود را از دل و دیده ناپاک شان در امان دارد که شاید خود این مرد یکی از آنها باشد!

حجاب در روایات
۱- در مورد آیه مبارکه وَ لا یُبدَینَ زینَتَهُنَّ… ( زنان زینت خود را آشکار نکنند مگر آنچه پیداست) می فرماید: زینت ظاهر عبارت است از جامه، سرمه، انگشتر، خضاب دستها، النگو. سپس فرمود : زینت سه نوع است: یکی بر همه مردم و آن همین است که گفتیم، دوم زینت برای محارم است و آن جای گردنبند به بالاتر و محل بازوبند و خلخال به پایینتر است، سوم زینتی است که اختصاص به شوهر دارد و آن تمام بدن زن است. از حدیث امام باقر(ع) استفاده می شود که محارم زن مانند: برادر، پدر و… حق ندارند به همه جای زن بنگرند و زن نیز نباید بگذارد پایین تر از جای گردنبند و بالاتر از بازوبند و مچ پا آشکار گردد. چنین نیست که زن نزد محرمها هر لباسی بپوشد و با هر آرایشی بیرون آید و خود را بنمایاند.
۲- علت حجاب در کلام امام رضا(ع)

آن حضرت درباره علت حجاب فرمود: حَرُمَ اَ لنَّظَرُ النَّساءِ … حرام شد نگاه به موهای زنان

برای آن که اگر موهای آنها در برابر مردان نامحرم آشکار شود باعث تحریک و جلب نظرخواهد شد.این جلب شدن مردان به زنان فساد و بی بند و باری را به دنبال دارد و سبب می شود که مردم در کارهای حرام وارد بشوند.
۳- گفتاری از دختر امیرالمؤمنین(ع)

حضرت زینب در شام خطاب به یزید فرمود: اَمِنَ العَدلِ یَا بنَ الطُّلَقاءِ، تَخدیرُکَ حَرائِرَکَ وَ اِمائَکَ وَ سَوقُکَ …
ای پسر! آن کسی که جد من اسیرش کرد و سپس آزادش فرمود: آیا این عدالت است که زنان کنیزان خود را در پناه پرده و مکان مناسب قرار دهی؛ ولی دختران رسول خدا را در حال اسیری به این سو و آن سو بکشانی و پرده و پوشش آنها را از بین ببری و چهره هایشان را نمایان کنی و دشمنان آنها را شهر به شهر ببرند و بومی و غریب به آنها چشم بدوزند و دور و نزدیک ( پست و شریف ) صورتهای آنها را ببیند؟!

شگفتا حضرت زینب (س) در میان آن همه مصائب کمرشکن که دید، به نداشتن حجاب اشاره می کند و آنچه او را زجر می دهد و دلش را می آزارد ناپوشیدگی چهره آنان و نگاه نامحرمان به ایشان است.
امّ کلثوم فرمود: اِذا دَخَلتَ بِنا البَلَدَ فَاحمِلنَا في دَربٍ قَلیلِ النِّظارَة … هنگامی که ما را به شهر شام بردی از دری وارد کن که کمتر تماشاگر آنجا باشد تا به ما کمتر بنگرند و بگو
تا این سرهای شهداء را از بین کجاوه ها بیرون ببرند تا مردم متوجه سرها نشوند و به ما
نظر نیفکنند. زیرا در اثر نگاه نامحرم بسیار ما رنج و عذاب کشیدیم.

۴- امام علی ( ع ) فرمود: یک شخص نابینا به در خانه حضرت زهرا (س) آمد و اجازه خواست که به حضورش برسد، حضرت زهرا (س) خود را پوشانید، پیامبر (ص) به ایشان

فرمود: چرا خود را پوشاندی با اینکه او نابیناست و تو را نمی بیند؟ فاطمه (س) فرمود: اگر او مرا نمی بیند من او را می بینم، وانگهی او بوئیدنی ها را استشمام می کند.
رسول خدا ( ص) از گفتار فاطمه (س) آنچنان شاد و خرسند شد که فرمود: اَشهَدُ اَنَّکَ بَضعَةٌ مِنّی : گواهی می دهم که تو پاره تن من هستی.
حجاب از دیدگاه شعر و ادب

چنانکه از آثار و تألیفات متعددی برمی آید زمزمه مخالفت با حجاب به صورت پراکنده و در زیر پرده از اواخر دوران قاجار و به صورت علنی به دوران پیدایش مشروطیت برمی گردد که آثار ادبی فارسی و نظرات گذشتگان به وضوح این واقعیت را نشان می دهد تا آنجا که در کتاب تاریخ انقلاب مشروطیت ایران و از صبا تا نیما شرحی در این زمینه آمده است که خلاصه آن در نشریه فرهنگ و زندگی بدین شرح نقل گردیده:
« بعد از ظهور مشروطیت به قول ملک زاده : اول کسی که از حقوق زنان دفاع کرد

و در روزنامه عدالت مقالاتی چند نگاشت و به همین جهت نیز مورد تعقیب و تکفیر قرار گرفت که اگر از تبریز فرار نکرده بود کشته می شد سید حسین خان عدالت مدیر همان روزنامه بود و پس از وی اندک اندک روزنامه ها از زنان و حقوق آنان سخن به میان آوردند اما روزنامه نگاران و گویندگان و شعرای این دوره تا حد زیادی متأثر از ترکان عثمانی بودند و روشن تر اینکه از آنان تقلید می کردند به طوری که حبل المتین در شماره ۳۰۰ خود به ترکی اشعاری منتشر ساخت که مضمونش چنین است :
گـل با همه پـرده پوشـی خود بـی پـرده عیـان شـود به گـلزار
این چیست گرفته ای به پیکر وین چیست نهاده ای به رخسار

و نیز ابوالقاسم لاهوتی شعر معروف خود را درباره زن را تحت عنوان ( دختر ایران) در سال ۱۹۱۸ میلادی به زبان فارسی سروده است که در آن نسبت به حجاب انتقاد نموده و در شعر خود چند بیت زیر را آورده است:
ننــگ باشد که تــو در پـــرده و خلــقی آزاد شرم باشد که تو در خواب و جهان بیدار
ترک چادر کن و مکتب برو و درس بخوان شاخــه جـــهل دارد ثـــمری جــز ادبـــار
گرچه شعر مذکور ظاهراً در تشویق زن ایرانی به تحصیل علوم و سواد آموزی بوده وظاهراً برای متدن شدن زن ایرانی سروده شده اما در عین حال دیدگاههای شاعر را که متأثر از جو تحصیلی شرایط زمان خود بود در این مورد به خوبی نمایان می سازد.

یحیی دولت آبادی در کتاب چهارم ( حیات یحیی ) از علل عقب ماندگی ایران از کاروان تمدن و نقصان تعلیم و تربیت زن ها و عدم شرکت آنها در امور اجتماعی نام برده و ضمن شرحی از یک نمایشگاه در آن زمان که زنان و مردان جدا از هم حق بازدید داشتند در مقام انتقاد در همان کتاب چنین می نویسد: هنوز اختلاط زن و مرد به طور آزاد در مجامع عمومی ایران رسم نشده است و زنها در میان مردان باید رو بسته باشند از صبح تا ظهر ورود به نمایشگاه به بانوان اختصاص داده می شود و بعد از ظهر تا نیمه شب به آقایان و با اینکه غرفه ها مشغول کار خود و پذیرایی از واردین هستند خانم ها در حین ورود به نمایشگاه و بازدید از آن حتی در قسمتهای تفریحی تقریباً رو گشوده می باشند و اخلاق و رفتاری از خود بروز می دهند که ما را امیدوار می کند به آینده ای شرافتمندانه و سعادتمندی که پرده نشینان این ملت دیر یا زود سر از این چادر و نقاب سیاه یا روبند سفید متروک بیرون آمده ، جامعه تاریک ما را روشن خواهد کرد. یکی دیگر از نمونه ها و شواهد موجود در زمینه مبارزه با حجاب که در نوع خود حادترین انتقاد موجود در ادبیات فارسی است

 

نمایشنامه ای است که توسط میرزاده عشقی سروده شده است:
میرزاده عشقی از شعرای معروف انقلابی بعد از مشروطیت، در آثار قلمی و ادبی خود تحت عنوان کفن سیاه به نقد عوام پسندانه ای از حجاب پرداخته است که برای درک روح مطلب و افزایش علم و آگاهی به تفصیل چندی از ابیات می پردازیم.

کفن سیاه

عشقی به مفاخر گذشته ایران زیاد می نازد و از حمله عرب به ایران و تارج تخت و تاج ساسانی دلی پر خون دارد. کفن سیاه یک شعر فانتزی یا به قول خود شاعر چند قطره اشکی است که از دیدن ویرانه های مداین از دیده طبع شاعر بر اوراق چکیده است، در این شعر مسئله حجاب و آزادی زنان ایران مطرح است این مضمون تازگی ندارد و پیش ازعشقی شعرای عهد انقلاب از آن سخن گفته اند. اما عشقی این مسئله را به صورت تازه تر و با شور و هیجان بیشتری بیان کرده است.

هنگامی که خورشید در تکاپوی غروب است و چرخ در رحلت اوسیاه پوشیده، قافله ای با زمزمه زنگ در حوالی مداین به یک ده تاریخی می رسد؛ کاروانیان در پی جستجوی منزل هستند.اما شاعر بیش ازاندیشه منزل مایل به تماشاست، عاقبت در خانه پیرزنی بر لب استخر منزل می کند و در نور لطیف مهتاب که از پنجره به درون تابیده خرابه های ارگ شاهنشاهی و بنگاه شاهان کیان، مهاباد بلند ایوان و کامگاه خسرو و شیرین را می بیند و از دیدن آن آثار با شکوه یاد گذشته در نظر شاعر مجسم می شود و حادثه جنگ عرب در دلش در می گیرد. یکایک شهریاران با شوکت و فر تا یزدگرد ساسانی و سپس عمر فاتح عرب با منظره جنگ و کشتار بر او ظاهر می شود و شاعر دیوانه وار راه صحرا و گورستان در پیش می گیرد و

 

درآن انجمن خلوت خاموشان در دره ای که در آن شب و روز ایرانی به طلسم است ملکه کفنپوشان پیچیده درچادری سیاه،مظلومیت و بیچارگی زنان ایرانی را بدین گونه شرح می دهد:
مر مرا هیچ گنه نیست بجز آنکه زنم زین گناه است که تا زنـده ام در کفـنم
بکَنم گر زتن این جامه گناه است مرا نکَنم،عمر در این جامه تباه است مرا

اظهار نظرهایی چند درباره حجاب
۱- بانو ف. م – بانوی تازه مسلمان شده انگلیسی الاصل – مشهد – خانه دار:
از زمانی که اینجانب به دین مقدس اسلام مشرف شدم، حجاب یکی از چیزهای با ارزشی است که از اسلام بدست آورده ام. لذا از همان ابتدا سعی نمودم تا به طور کلی با قوانین اسلام مخصوصاً قوانینی که شامل حال زنان می شود آشنا شوم. در نتیجه پس از مطالعه و درک مسأله حجاب آن را پذیرفته و تا حدودی احساس امنیت نمودم و بـدین وسیله تصور کردم که می توانم خود را از گزند دنیای ظالم و همچنین از جامعه ای که شخصیت زن در آن به اندازه ظاهر و بازوی او اهمیت ندارد حفظ نمایم. با وجود اینکه پس از پوشیدن حجاب اندکی از تحرک و راحتی من کاسته شده بود ولی در مقایسه با مشـکلات قبل از حجاب این موضـوع نمی توانست برای من مهم جلوه نماید.
۲- بانو ب. ث- متخصص مامایی از امریکا- دانشگاه مشهد:

من قـبل از انقلاب حـجابی بر سرنـداشتم ولی در عین حـال نسـبت به خـیلی از بانوانی که بـا بی بندوباری لباس می پوشیدند، پوشیده تر بودم حجاب واقعی را نیز بعد از انقلاب انتخاب نکردم، یعنی هنوز چندان عقیده ای به آن نداشتم و الگوهای جامعه را هم که حجاب را به صورت محکمی انتخاب کرده بودند قبول نداشتم چـون خیلی از زنها را در حـضور نا محرم
بی حجاب دیده بودم. خود من با وجود حجاب اجباری در سر کار و خیابان و بیرون از خانه هرگز در منزل حجاب بر سر نداشتم. آنچه باعث شد که من حجاب را انتخاب کنم در واقع پس از خواندن جزوه مقدماتی نگاه پاک زن و نگاههای آلوده به او بود و ملاقاتی که با یکی از مردان مؤمن و آگاه و روشن داشتم و تأکیدی که ایشان در این مورد فرمودند و آگاهی که به مضرات بی حجابی پیدا کردم تحت تأثیر قرار گرفتم.آنچه را که اکنون از حجاب گرفتن در خود احساس می کنم این است که خیلی احساس آرامش و آسایش خیال در خیابان و اجتماعات می

نمایم و از اینکه از نگاههای زهرآگین مردان بی شرم بیشماری خود را محفوظ می بینم، از حجاب گرفتن بسیار هم خرسندم و این در حالی است که هنوز خانواده و ضمن معاشرت دوستان رعایت حجاب از طرف من و قبول این امر برای آنها بسیار مشکل است ولی من نه تنها خود را در این میان ناراحت نمی بینم بلکه از خداوند متعال به خاطر چنین لطف بزرگی که در حقم داشت ممنونم.

۳- بانوا. ب – متخصص بیولوژی از امریکا – دانشگاه مشهد:
من فرزند مادری هستم که در سراسر عمرش در حال مبارزه با بی حجابی بوده است و عملاً آن را نزد خانواده اش به ثبوت رسانده است. اما متأسفانه تلاش او برای روشن شدن حقایق چندان به ثمر نرسید. او مرتباً از درگاه خداوند استغاثه می کرد که بتواند یک لحظه قبل از مرگ، فرزندانش را با پوشش ببیند. الگوی ما را بیشتر پدرم تشکیل می داد زیرا که از تحصیلات عالیه برخوردار بود. من پس از گذراندن دوران دبیرستان به دانشگاه راه یافتم ولی پس از اتمام تحصیلاتم خاطره بسیار بدی را از دیار غربت بجای گذاشتم و آن اینکه علت آن همه تباهی را به پای رشته تحصیلی خود گذاشته لذا به تحصیل در رشته زیست شناسی پرداختم و در آنجا تحت عنایت خداوند با دوستان و مربیانی آشنا شدم که زمینه رشد و هدایت را در من

بوجود آوردند. بالاخره به دنبال جستجوی حقایق چه در کلاس درس، چه در میان مردم یا در کلیسا پس از دو سال مؤفق به انتخاب این راه شدم و توانستم افکار پوشالی تزریقی از فرهنگ غرب را از مغزم شستشو دهم و زمینه را برای درک حقایق آماده تر کنم.
۵- بانون.ح- دانشجو- قائمشهر:

من خود از جمله زنانی هستم که هر دو شرایط بی حجابی و با حجابی را درک کرده و تفاوت های آن ها را به خوبی می شناسم زیرا من نیز مانند بسیاری از بانوان در گذشته بی حجاب بودم و پس از درک اهمیت آن حجاب را انتخاب کردم. همه زنها حتی بی حجاب ترین آنها این مسئله را قبول دارند که از دست مردان امنیت ندارند و این مسئله با استقبالی که از کتاب نگاه پاک زن( خصوصاً از طرف زنهایی بی حجاب) می شود قابل اثبات است.
حال همه زنهایی که وجود این ناامنی را تأیید می کنند و خودشان هم می دانند تا مردها اصلاح نشوند این ناامنی باقی خواهد بود و اصلاح مردها هم با این شرایط افسانه ای بیش نیست پس واضح است که چاره زنهایی که می خواهند از دست این فشار خلاصی یابند رعایت حجاب و پوشاندن خود از مردها تا آنجایی که امکان دارد می باشد و هر چه این پوشش بیشتر باشد رفاه حال آنها بیشتر تأمین خواهد شد.