رابطه بين جهانگردي و جرم

در اين مقاله نقاط مثبت صنعت جهانگردي در افزايش درآمد كشورها، كاهش تعداد بيكاران آنشا شدن بيگانگان با فرهنگ خودي و نظاير آنها مورد بحث قرار گرفته است. نكات منفي جهانگردي نيز طي چهار عنوان (جهانگران به عنوان قربانيان جرم ) ، (جهانگردان وتهديد ارزشهاي اجتماعي ) ، (جهانگردان به عنوان مجرم ) و (توريسم و تروريسم ) بررسي شده و در پايان ، در بخش نتيجه گيري ، ابراز اميدواري شده است كه كشور ما بتواند از نكات مثبت اين پديده ضمن پرهيز از نكات منفي آن بهره مند شود.

صنعت جهانگردي طي دهه هاي اخير رشد چشمگيري داشته است كه دليل آن را مي توان د رعواملي چون درآمد و وقت آزاد بيشتر مردم نسبت به گذشته ، پائين آمدن سن بازنشستگي ، تسهيل رفت وآمد بين شهرها و كشورهاي مختلف ، هم از حيث وسايل نقليه وهم از لحاظ مقررات راجع به صدور رواديد، و نظاير آنها جست. اين صنعت در بسياري از كشورها منبع درآمد اصلي براي كشور محسوب مي شود.براي مثال در كشوري مثل استراليا در سال ۱۹۹۷تعداد۳/۴ ميلوين نفر از اين كشور ديدن استراليا شده است ، كه ۴/۸ درصد

نيروي كار اين كشور را تشكيل مي دهند. طبق تخمينهاي موجود تعداد جهانگردان بازديد كننده از استراليا تا سال ۲۰۰۰ ميلادي به ۶/۴ ميليون و تا سال ۲۰۰۷ به ۶/۷ ميليون نفر خواهد رسيد.

تاثير مثبت جهانگردي در اقتصاد بسياري از كشورهاي ديگر،مثل انگلستان ، آمريكا، تركيه ، مصر، تونس ، مراكش ، مالزي ، تايلند، هنگ كنگ و نظاير آنها حتي از اين هم بيشتر است و به طور كلي تخمين زده مي شود جهانگردي موجب ايجاد۲۰۴ ميليون شغل و ده درصد توليد داخلي در سطح جهان است و اين ارقام همه ساله در حال افزايش مي باشد. در ايران نيز، به موجب يك پيش بيني ، در پايان برنامه سوم توسعه حدود چهارميليون جهانگرد وارد ايران مي شوند كه از اين تعداد حدود دو ميليارد دلار درآمد ملي تحصيل خواهدشد

عليرغم نكات مثبتي كه جهانگردي از لحاظ ازدياد درآمد،ايجاد اشتغال ، شناساندن فرهنگ به بيگانگان و نظاير آنها دارد، مثل هر پديده ديگري ، داراي مشكلاتي نيز مي باشد كه از جمله مي توان به تهديد شدن ارزشهاي اجتماعي و خانوادگي و ازدياد جرم در جوامع جهانگرد پذير اشاره كرد. هدف از اين مقاله ، كه به بهانه حادثه اخير گروگان گيري جهانگران واعمال مجرمانه مي باشد. اميد آن كه اين تحقيق در عمل بتواند در جهت حل معضلاتي كه در اين زمينه وجود دارد راهگشا بوده و كاهي در راستاي رفع موانع جهت پذيرش جهانگردان بيشتر در ايران بدون تحمل آثار زيانبار آن باشد. جهت تسهيل مطالعه ، اين مقاله به پنج بخش تقسيم شده است كه در آنها، به ترتيب ، به موضوعات جهانگردان به عنوان قربانيان جرم ،

جهانگردان و تهديد ارزشهاي اجتماعي ، جهانگردان بعنوان مجرم ، توريسم وتروريسم و نتيجه گيري پرداخت شده است .
۱- جهانگردان به عنون قربانيان جرم

ترديدي وجود ندارد كه در مناطق داراي جهانگردان زياداشخاصي نيز حضور پيدا مي كنند كه از اين موقعيت سوءاستفاده كرده و جرايمي را عليه جهانگردان مرتكب شوند. دلايل واضحي براي اينكه جهانگردان ، بيش از اشخاص محلي ، قرباني جرم واقع شوند وجوددارد. آنان معمولا\” مقدارزيادي پول نقد، جواهرات و وسايلي چون دوربين به همراه دارند كه سارقين ، پس از از سرقت آنها، به سهولت بيشتري قادر به فروختنشان مي باشند. جهانگردان ، براي حداكثر استفاده از وقت و امكانات ، معمولا\” تا ديروقت مشغول گشت وگذار بوده و چه بسا محلها و امكنه اي بروند كه حتي براي اشخاص محلي ناامن محسوب مي شوند. آنان معمولا\” فرصت و حوصله لازم را براي تعقيب جرايم و مجرمين و حتي اقامه دعوي ندارند.

زمينه ديگري كه ارتكاب جرم عليه جهانگردان را تقويت مي كند، برخوردهاي بين آنان با اشخاص محلي است ، كه در ايران نيزنمونه هائي از آن مشاهده شده است. اين برخورد مي تواند ناشي ازعواملي چون عدم رعايت معيارهاي مورد قبول افراد محلي از لحاظ طرزلباس پوشيدن ، سخن گفتن يا رفتاركردن باشد، كه گاهي باعث مخالفت شديد اشخاص محلي با پديده جهانگردي و جهانگردان مي شود.

مطابق تحقيقي كه در برخي از مناطق آمريكا انجام شده است ، اشخاص محلي با جهانگردان داخلي ، به عنوان هموطنان كه از خانه خود دور هستند، برخوردي ملاطفت آميز دارند، ليكن جهانگردان خارجي را به سهولت نمي پذيرند. همين طور برخي از اشخاص مسن تر استراليائي ، كه تعدي ژاپن را داير بر اشغال استراليا در جريان جنگ جهاني دوم به خاطر مي آورند، سيل گسترده جهانگردان ژاپني رابه استراليا قابل تحمل نمي دانند.

جهانگردان مي توانند قرباني جرايم متعددي مثل سرقت ، قتل ، تجاوز حنسي ، گروگان گيري و نظاير آنها قرارگيرند. تحقيقي كه در استراليا انجام شده شده است نشان مي دهد كه نرخ متوسط جرم در دو محل توريستي ايالت كوئينزلند( يعني گولدكوست وكيونز) از ساير محلها بيشتر است. در امريكاتحقيقي كه در سال ۱۹۷۴ انجام شد، نشان مي دهد كه برخي از اعمال مجرمانه در ميامي با عوامل فصلي مثل سرازيرشدن جهانگردان به اين ناحيه ارتباط دارد. درسال بعد از آ; تحقيق مشابهي در۳۲ ايالت مكزيك انجام شد و نشان داد كه جرايمي مثل كلاهبرداري و سرقت رابطه نزديكي با پديده جهانگردي دارند. تحقيقات مشابه رابطه بين رشد جهانگردي و بالارفتن ميزان جرايم را نشان داده است. علاوه بر جرايم ذكر شده در بالا، ارتباط بين جرايمي مثل فحشاء، مستي وتكدي نيز با پديده جهانگردي در تحقيقات مختلف نشان داده شده است. تحقيقي كه براي يك دوره هفده ساله (۱۹۷۸-۱۹۶۱) انجام شده جهانگردي را بزرگترين عامل در رشد جرم در هونولولو دانست .

در هرحال ، عليرغم آمار فوق مي توان گفت كه با توجه به آمار متضادي كه گاهي ارائه مي شود، تمامي مناطق جهانگرد پذيرا مي شود در اين زمينه نقش موثر و مهمي را ايفا مي كند، ولي در هر حال ترديد وجود ندارد كه ارتكاب جرم عليه جهانگردان ، با توجه به اينكه معمولا\” بازتاب تبليغي وسيعي پيدا مي كند، باعث كاهش شديد تعداد جهانگردان مي گردد. براي مثال تبليغات انجام شده در پي حمله به جهانگردان انگليسي و آملاني در اوايل دهه نود ميلادي در فلوريدا باعث كاهش يازده درصدي در تعداد بازديدكنندگان خارجي و كاهش بيست

ودودرصدي در تعداد بازديد كنندگان آلماني وانگليسي از فلوريدا(كه سالانه حدود چهل ميليون جهانگرد را پذيرامي شود) گشت ، عليرغم اينكه در اين ايالات تعداد جرايم ارتكابي عليه جهانگردان بسيار پائين است ، براي مثال در سال ۱۹۹۲ تنها۲/۳ درصد از جرايم عليه اشخاص غير مقيم ارتكاب يافته اند. همين طور پس از كشته شدن سه جهانگرد خارجي و مجروح شدن تعدادي ديگر وتبليغات پيرو اين حادثه ، مصر در عرض يك سال قريب يك ميليارد دلار درآمد حاصل از جهانگردي را از دست داد. گروگان گيري اخير جهانگردان اروپائي در ايران نيز قطعا\” چنين تاثير سوئي بر تعداد جهان گردان خارجي كه مايل به بازديد از ايران هستند خواهد گشت ، چرا كه طبق تحقيقات و پرسشهاي به عمل آمده يكي از مهمترين عوامل در

انتخاب محل براي گردش و مسافرت از سوي جهانگردان ايمن بودن آن است. اين افراد طبيعتا\” مايل نيستند كه در حين سفر مدام نگران ايمني وسلامتي خود باشند. نه تنها ارتكاب جرم ، بلكه وقايع طبيعي نيز مي تواند باعث كم شدن شديد تعداد جهانگردان خارجي ، به ويژه در كوتاه مدت ، گردد، چنان كه زلزه اخير تركيه چنين تايري را بر جاي گذاشت .
۲- جهانگردان وتهديد ارزشهاي اجتماعي

يكي از مهمترين آثار جهانگردي بر كشورها و مناطق جهانگرد پذير تاثير منفي است كه جهانگردان بر اخلاق وارزشهاي اجتماعي در كشورهاي مذكور مي گذارند. به قول هريسون قماربازي و فحشا اساس صنعت توريسم شده است. در مورداين دومي ، يعني فحشا، مناطق توريستي مي تواند امكان ارتكاب فحشا را بدون خطر شناخته شدن هم براي زني كه به اين كار دست مي زند و هم براي جهانگردي كه بي ميل نيست كه دور از خانه وكاشانه دست به ارتكاب اعمالي زندكه ارتكاب آنها را در شهر محل اقامتش غير قابل تصور مي داند فراهم آورد. بدين ترتيب پس از آمستردام ، كه روزگاري يايتخت سكس اروپا لقب گرفته بود، اينك شهرهائي مثل بانكوك ، پايتخت تايلند و مانيل ، پايتخت فيليپين ، چنين لقبي را به خود اختصاص داده اند.
در اين شهرها فحشا منبع درآمد سرشاري براي دولت ، هتلداران ، برگزاركنندگان تورهاي مسافرتي و نظاير آن شده است و به همين دليل به طور ضمني مورد تشويق دولت نيز قرار مي گيرد. طبق آمار پليس تايلند، حدودهشتصد هزا رنفر در اين كشور به فحشا اشتغال دارند، كه ده درصد آنها مرد هستند.

قمار نيز مثل فحشا، از جمله مونت كارلو ولاس وگاس به دليل كازينوهايئي ك دارند به عنوا مناطق توريستي شناخته شده اند. در آنتلانتيك سيتي ، براي جلوگيري از كاشه تعداد جهانگردان از كاهش تعداد جهانگردان ، راه اندازي كازينو قانوني شد. اين امر مسلما\” آثار ناروائي برا يمنطقه جهانگردپذير دارد، كه از جمله آنها مي توان از افزايش خشونت ، جرايم سازمان يافته ، فحشا و نظايرآنها نام برد كه مستقيما\” باراه اندازي كازينوهامرتبط دانسته شده اند.

۳- جهانگردان به عنوان مجرم
گاهي جهانگردان خود دست به ارتكاب جرايم مختلفي مي زنند،كه از جمله مصاديق بارز اين امر آن چيزي است كه در سالهاي اخير تحت عنوان (اوباشگري در فوتبال ) شناخته شده است. اين افراد با ايجاد درگيري ، تخريب و غارت ، امنيت كشورهاي پذيرنده را با خطر مواجه مي سازند. بدمستي هاي شبانه در برخي از مناطق جهانگردپذير نيز موجب سلب آسايش مردم مي شود. همين طور، جهانگردان ممكن است با آزردن اشياء ممنوعه به داخل كشورهاي خود به خيل مجرمين بپيوندند.ب راي مثال يك جهانگرد انگليسي پس از مراجعت از اسپانياچمداني حاوي پانصد عدد از نوعي سوسمار كوچك خطرناك رابه انگلستان آورد.
هر چند كه شايد اين را نتوان با موضوع جرم و جهانگردي به طور مستقيم مرتبط دانست ، چرا كه شايد از همان آغاز هدف فردگردش و جهانگردي نبوده است ، ليكن در عين حال نشانگر امكاناتي است كه سفرهاي مرتبط با جهانگردي مي تواند در جهت ارتكاب جرم در اختيار افراد قر ردهد.
۴- توريسم وتروريسم
با توجه به اينكه حملاتي كه عليه جهانگردان انجام مي شود بيشترين تبليغات رسانه اي را به خود اختصاص مي دهد و يكي از اهداف تروريستها نيز دستيابي به تبليغات رسانه اي است ، و نيز با توجه به اينكه جهانگردي از زمره درآمدهاي اصلي برخي از دولتها است ، در سالهاي اخير حملات گروههاي تروريستي عليه جهانگردان افزايش يافته است تا هم بدين طريق به تبليغات مطلب خوددسترسي پيدا كنند و هم با محروم كردون دولت از يكي از منابع درآمدي خود ضربه اي كاري به آن وارد نمايد، يعني اين كه افراد از ترس حملات تروريستي

جرات سفر به كشور مورد نظر را پيدا نكنند. مثالهاي زيادي را مي توان از تاثير سوء حملات تروريستي بر تعداد جهانگردان ارائه كرد كه يكي از نمونه هاي بارزي آن تغييربرنامه سفر حدود دو ميليون آمريكائي در سال ۱۹۸۶ پس ازعمليات تروريستي سال قبل از آن و مواجهه نظامي آمريكا و ليبي است. مثالهاي ديگر عمليات گروهائي چون جدائي طلبان باسك در اسپانيا، بريگاد سرخ در ايتاليا نئونازيه در آلمان است كه با حمله به جهانگردان خارجي سعي در رسيدن به اهداف تبليغاتي خود دارند. گاهي نيز گروههاي تبهكار با آگاهي از حساسيت دولت نسبت به گروههاي جهانگردي و در راستاي رسيدن به خواسته هاي خود به گروگان گيري از جهانگردان خارجي اقدام مي كنند، كه از جمله در مورد اخيرگروگان گيري اتباع خارجي در ايران هدف قاچاقچيان گروگان گير، آزادشدن همدستانشان از زندان بود. به دليل شدت يافتن اين گونه اعمال اكثر شركتهاي بيمه خسارات و جراحات ناشي از عمليات ترويستي را مشمول بيمه قرار نمي دهند و پرداخت خسارت به مسافريني كه را كه بر اثر شرايط سياسي مجبور به لغو سفر خود مي شوند نمي پذيرند، چرا كه در صورت پوشش دادن به چنين خطارتي شايد يك حادثه باعث ورشكسته شدن آنها شود.

۵- نتيجه گيري
آنچه كه اين تحقيق مختصر نشان مي دهد از يك سو تاثير بسيار مثبت جهانگردي ، از لحاظ ايجاد درآم و اشتغال و شناساندن فرهنگ خودي به بيگانگان ، و از سوي ديگر تاثير منفي آن در ازديادجرم و به خطر انداختن ارشها و فرهنگ ملي است. بنابراين ، از يك سو، نبايد با نگاهي خوش بينانه ، و بدون توجه به عواقب سوء، دروازه هاي كشور را بر روي جهانگردان خارجي گشود و بدين ترتيب امكان لازم را براي به وجود آمدن آثار سوءاين پديده ها، كه مورد اشاره قرار گرفت ، فراهم آورد. از سوي ديگر نبايد، با تنگ نظري ، كشور و مردم را از اين منبع عظين بالقوه محروم ساخت و با برخوردهاي نسنجيده باعث خودداري اتباع ساير كشورهاي از سفر به ايران شد، كه لاجرم تاييدي بر تبليغات بيگانگان در مورد فقدان امنيت در ايران و

تروريست بودن ايرانيان خواهد بود. نبايد تصور كرد كه همه جهانگردان مثل اوباشان طرفدار فوتبال هستند يا به دنبال جاذبه هاي آنچناني موجود در خيابانهاي آمستردام ، مانيل يا فليپين ، يا كازينوها و قمارخانه هاي لاوگاس و مونت كارلو يا سواحل آفتابي اسپانيا و تونس ومراكش مي باشند. امروزه تعداد زيادي از مردم دنيا به دنبال ديدن آثار بكر تاريخي ، و مذهبي ، مناظر طبيعي و فرهنگ غني كشورها هستند كه خوشبختانه جلوه هاي زيبائي از همه اينها در كشور ما كه داراي آداب و رسوم ،فرهنگها و آب وهواي متنوعي مي باشد، يافت مي شود بايد با انديشدن تمهيدات لازم نسبت به جذب اين دسته از جهانگردان به كشوراقدام كرد. در اين زمينه مي توان از تجربه كشوراستراليا استفاده كرد كه بادادن پرسشنامه هائي به جهانگردان از آنان در موارد مختلف ، از جمله مشكلاتي كه در زمينه اعمال مجرمانه در اين كشور با آنها برخورد كرده اند، نظرخواهي كرده و از حاصل اين نظرات در جهت رفع موانع موجود در راه جهانگردي استفاده كرده است .
نویسنده : دكتر حسين ميرمحمدصادقي