راه هاي بازرگانی بین فلات ایران و دره سند در پیش از تاریخ

طرح فرضيه
شاهراه هاي ارتباطي در دوران پيش از تاريخ ۱- خشكي ۲- آبي همان جاده هاي بزرگ امروزي است كه در حاشيه دو ناهمواري طبيعي يا دو رشته كوه البرز و زاگرس ايجاد مي شود يك راه ديگر كه متفاوت از آن دوره راه است ، مسير آبي است . كه جنوبي ترين راه ارتباطي بين فلات ايران و دره سند در حاشيه هاي خليج فارس، درياي عمان و درياي مكران از جنوب غربي به سمت جنوب شرقي است.
درآمد
از هزاره ششم پیش از میلاد به بعد که انسان در فلات ایران یکجا نشین شد، اوقات فراغت و بیکاری وی نسبت به قبل که فقط در فکر شکار و فراهم کردن سرپناهی موقتی برای خود بود، بیشتر شد و دغدغه های دیگر پیدا کرد، با اهلی کردن گیاهان و آوردن نوع وحشی آنها از کوهپایه ها در نزدیکی محل سکونت خود و کشت آنها در زمین های اطراف روستای خود حیوانات و به کارگیری آنها در کارهای کشاورزی و بعدها بازرگانی .

جوامع پیش از تاریخ ارتباطات فرهنگی و تجاری ساده ای را با هم آغاز کردند.
فلات ایران در غرب منطقه ای بزرگ که در اصطلاح باستان شناسي به آن دره سند می گویند قرار دارد و در این یادداشت سعی می کنیم. درباره مسیرهای ارتباطی که در پیش از تاریخ بین فلات ایران و دره سند رایج بوده و بازرگان ها کالاهای خود را در این راه مبادله می کردند گفتگو کنیم.

اگر به ناهمواري هاي طبیعی فلات ایران و دو برون زدگی یا همان رشته کوههای بلند نگاهی کنیم متوجه می شویم دو مسیر در نزدیکی دامنه های این دو رشته کوه و در امتداد آن كه به شکل طبیعی ایجاد شده است، ابتدا رشته کوه البرز را در شمال ایران مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

رشته کوه های البرز در شمال فلات ایران به شکل کشیدگی شرق به غرب دیده
می شود، این رشته کوه حاصل فعالیت های آتشفشانی در دوره سوم؟ زمین شناسی است که از برخورد و فشار گسل ها سربرآورده اند کوه های البرز که بزرگ ترین قله ی آن دماوند است فرق ایران را به شرق وصل می کند و در شمال شرقی ایران، جایی که از مرزهای کنونی خارج می شود به رشته کوه های هند و کش در افغانستان

می پیوندد. این رشته کوه که بخش تقریباً میانی آن در دشت قزوین و تهران قرار گرفته است و قسمتی از آن نیز در جنوب دریای خزر به صورت کشیدگی به سمت شمال شرق ایران جایی که ابتدا دشت گرگان و سپس شاهرود قرار دارند دیده
می شوند و بعد از گذشتن از نزدیکی اين ها از دشت به سمت شمال شرق فلات ایران، نیشابور و پیوند با رشته کوه های بینالود، امتداد دارد.

راه ارتباطی فلات ایران و دره سند
درآمد :
جایی که ما در این تحقیق از نظر باستان شناسی دره سند از آن بحث می کنیم، حوزه فرهنگی، جغرافیایی کشور پاکستان است.
این کشور، از سمت جنوب شرقی با فلات ایران هم مرز است پاکستان از نظر زیست محیطی به دو بخش تقسیم می گردد.
در ابتدا باید نگاهی گذرا نیز به منطقه سیستان و بلوچستان ایران داشته باشیم، دشت پهناور سیستان به وسعت ۹۸۰ هکتار از جنوب به بلوچستان و کوههای ملک سیاه، از غرب به کویر لوت و استان خراسان و از شمال به کشور افغانستان محدود می شود (معصومی۱۳۸۳ ).

بلوچستان
ناحیه ای کم آب است که بخش جنوب شرقی فلات ایران را از کویر کرمان در شرق کوه های بم و بشاگرد تا مرزهای غربی سند و پنجاب را شامل می شود (معصومی، ۱۳۸۳ ، ۴۷۸ ).
این پهنه سرزمینی است که کوه های سلیمان در شرق و چند رشته کوه به بلندي ارتفاع ۴۱۱۴ متر در غرب آن قراردارد رودهای این منطقه کوچک هستند. که در غرب آن بلوچستان پاکستان قرار دارد از رودهای مرزی بین بلوچستان ایران و بلوچستان پاکستان می توان از باهوکلات که به دریای عمان می ریزد و رودهای بمپور، بم پشت و ماشکید را نام برد.
هوای این مناطق درارتفاعات شمالی و دامنه کوه ها معتدل ، در سواحل دریا بسیار گرم و مرطوب و در نواحی کویر خشک و تحمل ناپذیر است. ریگ های بیابان همراه با بادهای موسمی، مزارع و جاده ها پوشیده و زیان های فراوانی به بار می آورد
(معصومی ۱۳۸۳ ).

پیشینه پژوهش های باستان شناسی در دره سند (پاکستان)
خانم دکتر جودیت ماروچک از دانشگاه نیویورک آمریکا طی بررسی های میدانی در این حوزه انجام داد که گزارش این بررسی را با عنوان «بررسی مناطق استقرار فصلی در شمال بلوچستان» در گزارش های چهارمین گردهمایی سالانه کاوش ها و پژوهش های باستان شناسی در ایران، ۱۳۵۴ چاپ کرده است.
دکتر ریچارد مدوو هم در سالهای ۱۳۵۲ و ۱۳۵۴ در منطقه بلوچستان و دریای عمان بررسی های علمی انجام داد (معصومی ۱۳۸۳ ).

بادهای شدیدی معروف به بادهای ۱۲۰ روزه که باعث حرکت شن های روان در این دشت می شود، مهم ترین دلیل تخریب آثار باستانی این منطقه است و مانع گسترش کشاورزی نیز می شود.

رودخانه هيرمند به طول حدودی ۱۱۵۰ متر بلندترین رود این منطقه است، عرض این رود بر حسب بارش سالیانه باران بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ متر قابل تغییر است و بین ۲ تا ۵ متر عمق دارد. این رود از کوه های هندوکش افغانستان سرچشمه می گیرد و از زابل وارد ایران می شود و به دریاچه هامون می ریزد.
از نظر زیست محیطی پاکستان به دو بخش تقسیم می گردد

ناحیه کوهستانی بلوچستان در غرب و شمال غرب پاکستان که حدود یک سوم کل مساحت این کشور را تشکیل می دهد و دشت گسترده رودخانه سند که شامل
بخش هاي های شرقی پاکستان می شود، از نظر محمد رفیق مغول بلوچستان از نظر جغرافیایی ادامه فلات ایران به سمت شرق است (سید سجادی ۱۳۶۹ : ۱۵ ) و الگوی استقراری انسان در بلوچستان پیش از تاریخ و امروزه بسیار شبیه الگوی استقراری در فلات ایران است.

رشته کوه های سلیمان و کرتهار در شمال و جنوب بلوچستان بخش های شرقی و مرز بین ایران و پاکستان را دربر گرفته اند کوه های سلیمان که بالاترین نقطه آن به ۳۷۷۵ متر می رسد کشیدگی آنها به دره کویته در مرکز بلوچستان می رسد. و نیز سلسله

کوه های مرکزی مکران که در جنوب بلوچستان واقع شده اند و در امتداد سواحل دریایی پاکستان و ایران قرار دارند.
از نظر مقایسه رودها بین فلات رودها بین فلات ایران و پاکستان، رودخانه های بلوچستان، مانند بيشتر رودهای فلات ایران دایمی نیستند (سید سجادی ۱۳۶۹ ).
متوسط ریزش باران در مناطق مرزی بین ایران و پاکستان کمتر از ۲۵ سانتی متر گزارش شده است. کشاورزی در این سرزمین ها به زمین های قابل کشت کف دره ها و دشت ها و منابع موجود آب بستگی دارد.

در کل پدیده های توپوگرافی نشان دهنده این است که بخش های شرقی و شمال شرقی ایران با سرزمین هایی که امروزه خاک ترکمنستان شوروی، افغانستان و پاکستان را تشکیل می دهند، روابط بیشتری داشته اند تا با دیگر بخش های فلات ایران (سید سجادی ۱۳۶۹ ).
زمین ریخت شناسی (زمین ساخت)

پیشینه ی زمین ساخت های منطقه ی مرزی بین افغانستان ، ایران و بلوچستان با چند بستره کوچک سنگواره دار متعلق به دوره کرتاسری زیرین است
(فورون ۱۳۶۸ : ۲۰ ) و در پایان این دوره به وسیله یک پسرفتگی عمومی دریا مشخص است و در پایان آن روی آخرین ردیف ته نشست های دریایی، آهک های آب شیرین و لایه های عمومی دریا مشخص است و در پایان آن روی آخرین ردیف ته نشست های دریايی، آهک های آب شیرین و لایه های آتشفشانی که هم دوره تراپ یا گدازه های بازالتی که مانند پله روی هم قرار می گیرند، شبه جزیره هندوستان است.

در دوران سوم زمین شناسی یا سنوزوئیک، بخش دوم آن یعنی ائوسن (Eocene)، کم و بیش تمام فلات ایران را دریا پوشانیده بود (فورون ۱۳۶۸ ).
و رشته کوه مکران ادامه ی همان رشته کوه زاگرس است که درشمال خلیج فارس و به سمت شرق و به داخل کشور پاکستان می رود.
اين سرزمين در بین درجه ای حدودی ۲۵۰ تا ۲۹۰ درجه عرض شمالی با ایران هم مرز است.

بررسی های زمین شناسان نشان می دهد که ایران مرکزی (فلات مرکزی) منطقه بلندی نیست ولی به شدت چین خورده و کوهستانی است
(یوهان اشتوکلین ۱۳۶۸ : ۴۶ ) و ادامه همان کمربند جنبش های کوهزایی آلپ است.
مسیرهای ارتباطی فلات ایران با دره سندی

با نگاهی به نقشه ایران پی به این نکته می بریم که بخش بزرگی از این رشته کوه در مرکز فلات ایران قرار گرفته است (نقشه ۱ ).
در کل تا به امروز نقشه عوارض طبیعی ایران به ویژه راه ها و کوه ها باشد

محوطه های باستاني زیادی در امتداد این رشته کوه بر اثر نتایج گرفته شده از بررسی های میدانی و نیز کاوش کشف شده اند (دوره چهارم زمین شناسی).
به نظر می رسد که در دوره هولوسن که تقریباً ۱۰ هزار سال پیش آغاز گشت تغییرات آب و هوایی چندانی در زمین رخ نداده است و از آن دوران مسیر جاده های اصلی تغییر چندانی نکرده است و بیشتر جاده های ارتباطی که همکنون استفاده می شوند در دوران پیش از تاریخ نیز کاربرد داشتند.

یکی از این راه ها همان جنوب کوهپایه های رشته کوه های البرز در شمال فلات ایران است که محوطه هایی در دشت قزوین مانند تپه زاغه، قبرستان، تپه حصار دامغان، تورنگ تپه، یاریم تپه و به سمت شرقی تر نیشابور مشهد و هرات (به داخل افغانستان امروزی)، موندیگاک، کله گل محمد و کویته و در نهایت دیر کوت است. در این مسیر عبور فرهنگ های پیش از تاریخی از هزاره پنجم و چهارم پیش از میلاد را شاهد هستیم به ویژه فرهنگ سیلک III از ۴۰۰۰ پ . م به بعد را در منطقه بلوچستان پاکستان شاهد هستیم (مغول ۱۳۶۹ : ۱۸ ).
در دوران سیلک II ( 4000 – ۴۵۰۰ پ . م ) شواهد و یافته های باستان شناسی نشان دهنده این نکته است که تشابه فرهنگی کمی میان فرهنگ های ایران و پاکستان است و اندکی جلوتر این فرهنگ ها در دره سند دیده می شود.

در ادامه همان مسیر که درجنوب کوهپایه های جنوبی البرز تا مشهد ادامه پیدا
می کند در حاشیه کویر از شهر سوخته و به دامین، بمپور و از آنجا به داخل مرزهای امروزی سند و محوطه هایی مانند مهی و کولی می رود.
یکی از مهم ترین کالاهایی که از افغانستان به دره سند و جنوب افغانستان و به داخل فلات ایران راه می یابد سنگ نیمه قیمتی لاجورد است، همان طور که آگاهی داریم، معادن این سنگ، فقط در افغانستان یافته شده است و از آنجا به شرقي و غرب که فلات ایران است می رسد.

راه دیگری که فلات ایران به دره سند را به هم می رساند و به نوعی فرهنگ های
بین النهریني را به داخل فلات ایران یعنی از حلف و حسونا و سامرا را به گیان، شوش و شیراز، تل با کون ، تپه یحیی و به سمت جنوب شرقی بمپور و از آنجا به داخل دره سند راه می یابد، است، بیشترین مسیر این راه دامنه های رشته کوه زاگرس است، به احتمال در هزاره های چهارم و سوم پ . م ارتباط بین ایران و دره سند بیشتر شده است. تشابهات فرهنگی این دو منطقه را ازیافته های سفالی، معماری یعنی داده های مادی انسانی می توان دید، البته با اندکی جدیدتر در محوطه های پاکستان مثلاً در دوره سیلک ۵ – ۴ III و III7 در هزاره های چهارم و پنجم پ . م بر روی سفال ها، نقش های هندسی و جانوری را می توان دید این راه به احتمال زیاد در دوره های جدیدتر در تل باکون به شهر سوخته و از آنجا نیز به افغانستان ادامه داشته است.