روانشناسي و تربيت كودكان از نگاه پيامبر اسلام (ص)

مدت يك قرن است كه غرب تحقيقات دامنه دار و عميقي پيرامون روان شناسي كودك به انجام رسانده است كه به واقع، نتايج چشمگيري از آن پژوهش ها به دست آمده است؛ هرچند به بسياري از پژوهش هاي آنان نمي توان به ديده اطمينان كامل نگريست. تا اين زمان همچنان پيروان ژان پياژه (زيست شناس، فيلسوف و روان شناس سوئيسي، متوفاي ۱۹۸۰م. )، اسكينر، باندورا، كلارك هال، اريكسون و هاينزوانر، با يكديگر نسبت به عقايد استادان خود اختلاف عقيده دارند.

جمعي كودك را بزرگسالي كوچك (به تعبير آنان: مينياتور بزرگسال) و بعضي او را كاملاً متمايز با بزرگسال تعريف مي كنند. عده اي او را متمايل به بدي، و برخي او را پاك سرشت مي دانند.
در باره تربيت، تغذيه، رشد، عادت ها و رفتارهاي كودك نيز نظريات متفاوت و متناقض بسي

اري ميان پژوهشگران وجود دارد كه به واقع آدمي گاه در انتخاب نظريه درست ميان آنان سرگردان مي شود.
انبوه نتايج علمي كه امروزيان بدان دست يافته اند در سايه آزمايش هاي ساليان متمادي، استفاده از فن آوري و استمداد از تجربيات گذشتگان است؛ با اين حال پيوسته طرح ها و نظريات جديدي به دست مي آيد كه گاه به طور كامل، ناقض نظريات گذشته است. اما در صدها سال پيش كه هيچ يك از اين زمينه ها و امكانات پژوهشي وجود نداشته است، از سوي حضرت محمد امين(ص) نسبت به كودكان، گفتارها و رفتارهايي مشاهده شده است كه امروزيان در ژرفاي آن درمانده اند و فهم عميقي از آن به دست نياورده اند. معجزه حضرت محمد امين(ص) تنها آيات قرآن نبود. گفتار و رفتارش، همه معجزه بود. چه آن كه معجزه پديده اي است كه بشر از ارائه نمونه آن ناتوان باشد.
در عقايد امروزيان متمدن و متفكر]؟[ چنين آمده است كه: اگر كودكان، وحشي و پرخاشگرند بايد آنان را رام و مطيع گردانيد. زيرا آنان ماهيت حيواني دارند و غرايز نقش اساسي در انگيزش رفتارشان دارد.
اين در حالي است كه ما بارها اين جمله را از سخنان رسول اكرم(ص) شنيده يا خوانده ايم كه: پنج چيز است كه تا آستان مرگ آنها را ترك نمي كنم؛ يكي از آنها سلام كردن به كودكان است.
به راستي، ژرفاي مفهوم اين جمله را كدام متفكر روان شناس درك مي كند؟ در افكار خردسالان چه مي گذرد كه حضرت امام صادق(ع) در پي نقل آنچه از رسول خدا(ص) فرا گرفته، مي فرمايد: احبوا الصبيان و ارحموهم و اذا وعدتمو هم ففو لهم فانهم لايرون الا

انكم ترزقونهم؛ به كودكان محبت بورزيد و مورد شفقت شان قرار دهيد و هرگاه به آنان وعده اي داديد، وفا كنيد. زيرا

آنها شما را روزي دهنده خود مي دانند۴٫ در اين رفتار رسول خدا(ص) چه حكمتي نهفته بوده است كه همه روزه كه صبحگاه از خواب برمي خاست، دست محبت به ي حضرت محمد

(ص) در باره كودكان مي پردازيم .
نامطمئن بودن نظريات رايج كنوني و سرمشق بودن رفتار پيامبر(ص) براي ما -به تصريح آيه-۶ قرآن ما را بر آن مي دارد كه به فرموده ها و كردار حضرت رسول اكرم(ص) عميق تر بنگريم و به واقع اعتقاد داشته باشيم كه آنچه او به جاي آورده -به فرض درستي روايت- فراتر از اكتشافات علمي امروزيان است. كوچك ترين عمل او در پي ارائه معياري است كه براي معاصران وي ناشناخته ماند و برخي تا اين زمان نيز ناشناخته باقي مانده است. از آن نمونه، در جمله اي ساده از آن بزرگوار مي خوانيم:
«اكرموا اولادكم و احسنوا آدابكم؛۷ فرزندانتان را گرامي بداريد و با آداب و روش پسنديده با آنان رفتار كنيد».
در نظر سطحي، اين فرموده تنها سفارش به احترام كودكان و رفتار صحيح با آنان است. اما اين كه چه رفتاري در شأن كودك نيست تا از آن پرهيز شود، و چه روشي نادرست است تا نسبت به وي انجام نگيرد جاي گفتگو است. آيا والدين و مربيان براي يافتن پاسخ صحيح اين دو پرسش، خود نبايد پيش تر پيرامون تربيت كودك آگاهي هايي به دست آورند، پدر ومادري كه با آداب و روش صحيح زندگي ناآشنايند چگونه مي توانند فرزندشان را با آداب درست تربيت كنند؟! آيا بوسيدن كودكان- دختر و پسر- تا چه سني روا است؟ آيا از جا برخاستن در برابر بچه هاي كم سن بجا است يا نابجا؟ آيا تنبيه و كتك آنان تا چه ميزان سفارش مي شود؟ تفاوت گذاري ميان آنان تا چه اندازه صحيح يا ناصحيح است؟ بازي كودك و «بازي با كودك» چه لزوم و فايده اي دارد؟
بنابراين، سفارش به گراميداشت كودك، تاكيد بر تاسيس بنيادي است كه به خانواده ها آموزش دهد چگونه با فرزندانشان رفتار كنند. خانواده و مجالس خانوادگي، آموزش و پرورش، صدا و سيما و مراكز فرهنگي، هر يك بنيادي است كه بايد بدين مهم توجه كند .
از طرف ديگر بايد مشخص شود كه بي احترامي به كودك و ترك آموزش وي چه پيامدهايي دارد! اگر اطرافيانش با آداب و روش درست با او برخورد نكنند چه پيش خواهد آ

مد؟ كودك در هر حال بزرگ خواهد شد. اگر او در بزرگسالي دريابد كه بسياري از رفتارهاي بزرگسالان با وي در كودكي، ناصحيح بوده است، نسبت به آنان چگونه خواهد انديشيد؟ آيا والدين چنين كودكي اكنون در بزرگسالي اين كودك مي توانند اميدوار باشند كه وي آراي امروز آنان را بپذيرد و بدان عمل كند؟ چگونه بسياري از والدين بدين امر توجه ندارند كه يكي از علت هاي تمرد نوجوانان و جوانان، پي بردن آنان به اشتباه روش پدر و مادر در كودكي

 

ايشان است !
به هر تحليل، توجه رسول خدا(ص) به دنياي كودكان را در چندين جنبه مي توان جستجو كرد:
.۱ كوشش براي تولد فرزندان سالم
برخلاف عقيده بسياري از نظريه پردازان كه تربيت كودك را از شش ماهگي يا دو سالگي به بعد نتيجه بخش مي دانند، تعاليم رسول خدا(ص) زماني پيشتر از اين را در تربيت كودك موثر مي شمارد. نوزاد بيشتر صفات خوب و بد را از طريق ژن از پدر و مادر به ارث مي برد. بنابراين، تربيت او نه از دوران حمل كه پيش از ازدواج آغاز مي شود.
دختر و پسري كه پيش از ازدواج به اصول اخلاقي و ديني پايبند نباشند بسيار دشوار مي توان اميد داشت كه فرزند آنان درستكار تربيت شود. البته سهم محيط تربيتي و عوامل و استثنائات روزگار را ناديده نمي انگاريم .
اگر تربيت كودك از شش ماهگي يادو سالگي آغاز مي شود، اين دستور رسول اكرم (ص) چه مفهومي مي يابد كه مي فرمايد: هر كس صاحب فرزندي شد در گوش راست كودكش اذان و در گوش چپ او اقامه بگويد تا از شر شيطان در امان باشد. امير مومنان علي(ع) مي فرمايد: زماني كه دو پسرم حسن و حسين (ع) تولد يافتند، آن حضرت همين عمل را انجام داد و دستور فرمود تا در گوش آن ها سوره حمد و آيه الكرسي و آيه هاي سوره حشر و سوره اخلاص و ناس و فلق را بخوانند.
اگر كودك دو ماهه استعداد تربيت و پذيرش ندارد و مشاهدات و شنيده هاي او در درونش تاثير نمي نهد به چه سبب رسول خدا(ص) مي فرمايد: هرگز مبادا كه كودكي در گهواره، نظاره گر رفتار زناشويي زن و مرد باشد۹٫ اگر در چنين موقعيت صداي زن و مرد را بشنود به راه رستگاري و ]پاكي و خير[ قدم نمي نهد۱۰٫
به راستي، آيا سلامتي مادر در دوران حمل، تغذيه، ترس و نگراني ها و نيز اعتياد وي بر سلامتي روحي نوزاد اثر نمي گذارد؟! آنگاه چگونه مي توان نوزاد ناسالم را درست تربيت كرد؟!
امام باقر(ع) مي فرمايد: در عصر رسول خدا(ص) مردي از انصار ]در مدينه[ به

 

آن حضرت شكايت كرد كه : همسرم دختر عموي من است و خانواده و اجداد ما همه

سفيد پوست هستيم و اينك او فرزندي به دنيا آورده كه سياه پوست و شبيه سياهان حبشي است .
رسول خدا(ص) اندكي تامل كرد و سپس از زن توضيح خواست. زن به پاكي خود سوگند ياد كرد. پيامبر فرمود: بين هر انسان تا حضرت آدم (ع) عرق (پيوند، ژن، ريشه) وجود دارد كه در ساختمان فرزند فعاليت مي كنند… فرزند شبيه يكي از آنها مي شود… اين نوزاد سياه پوست شبيه يكي از اجداد دور شماست. كودك را بگير كه فرزند خود تو است .
هنگامي كه نوزاد رنگ پوست خود را به وسيله ژن از اجدادش به ارث ببرد، آيا صفات خوب يا بد به همين وسيله از آنان به وي سرايت نمي كند؟
آن حضرت در همين باره فرموده است: انظر في اي شيء تضع ولدك فا ن العرق دساس، خوب بنگر كه نطفه خود را در چه جايگاهي جاي مي دهي. زيرا ريشه ها ]و ژن آدمي[ به طور پنهان تاثير گذار است. ]و از طريق آن، اخلاق اجداد به فرزندان منتقل مي شود .[
نيز در جاي ديگر فرمود: الشقي شقي في بطن امه والسعيد سعيد في بطن امه، بدبخت در شكم مادر بدبخت مي شود و سعادت مند در شكم مادر چنين مي شود.
در روايتي ديگر آن حضرت به نقش برادر (دايي فرزندان) در تربيت فرزند اشاره مي كند و مي فرمايد: اختاروالنطفكم فان الخال احدالضجيعين؛۱۴ همسر ]شايسته[ براي نطفه هاي خود انتخاب كنيد. زيرا دايي يكي از دو ستون ]مهم تشكيل دهنده[ نوزادتان است .
و نيز فرموده است: از ازدواج با زنان زيبارويي كه در خانواده بد پرورش يافته اند، بپرهيزيد۱۵٫
۲- توجه به سلامت جسمي و روحي مادر
فرزندان ما -به ويژه دختران- بيشتر اوقات خود را در كنار مادر سپري مي كنند و از تعليمات او چيزها مي آموزند. براين اساس، آنان كه دغدغه تربيت فرزند دارند نخست بايد به تربيت همسر بپردازند. دختران و زنان نيز تأثيرپذيرتر از پسران و مردان اند. بنابراين در آست

انه زندگي، مرد بايد مهم ترين همت خود را آموزش و تربيت همسرش قرار دهد. زماني كه مادر خانواده درست آموزش ببيند و تربيت شود، تربيت فرزندان او با سهولت انجام مي پذيرد. چنان كه اگر مادر نكوهيده خوي باشد، تربيت فرزند خيلي دشوار است. زيرا او اولين آموزگار كودك شماست .
رسول خدا(ص) در اين باره فرموده است: «اياكم و تزويج الحمقاء، فان صحبتها بلاء و ولدها ضياع؛ از ازدواج با زنان كودن بپرهيزيد كه همنشيني آنها ]نوعي[ بلا و فرز

ندشان تباه است.»

پس از انتخاب همسر شايسته و توجه به آموزش و تربيت او، مهم ترين وظيفه، ايجاد محيط رواني سالم در خانه است. اين نخستين ابزار هر طرح تربيتي موفق است. هركه دلسوز فرزند خود است پيش از هر كار بايد بكوشد تا حد امكان فضاي خانه آكنده از آرامش و مهرورزي شود. تا زماني كه كودك شما خود را در چنين فضايي نبيند زمينه اي براي شكوفايي استعدادهاي خود نمي يابد و بيشتر توان او صرف مبارزه با ترس و اضطراب ها و مقابله با عوامل رنج آور زندگي مي گردد. هرچه محيط آنان صميمي تر و درس آموزتر و روان ايشان مطمئن تر و بي هراس تر باشد ،آموزش و تربيت آنها هموارتر و آموختن هايشان از محيط بيشتر و پايدارتر است .
حضرت محمد(ص) در اين باره فرموده است: «حق الولد علي والده… ان يسفره امه…؛
حق فرزند بر پدر اين است كه ]پدر[ مادر را احترام كند.»
زماني كه فرزند،، مادر را در نگاه پدر محترم ببيند، احساس امنيت و آرامش مي كنند.
مادري كه در خانه از احترام پدر محروم باشد، نخواهد توانست نقش مادري خود را به درستي ايفا نمايد.
۳- پيشگيري بهتر از درما ن ن
اصل نامبرده در روان شناسي تربيتي جايگاهي ويژه دارد و كوشش مي شود تا پيش از پديد آمدن ناهنجاري هاي رفتاري، عوامل پديدآورنده آن شناسايي و پيشگيري شود.
از طرفي امروزه والدين از بسياري از رفتارهاي فرزندان خود ناخشنودند و اميد دارند كه كسي از راه برسد و فرزندشان را به حقوق والدين آشنا كند، حال آن كه گاه كوتاهي خود والدين سبب بروز چنين مشكلي است. زيرا در تربيت و پرورش آنان سهل انگاري نموده اند. رسول خدا(ص) در همين باره فرموده است: «رحم الله من اعان ولده علي بره؛ خداي رحمت كند كسي كه فرزند خود را به نيك رفتاري كمك كند. »
از آن حضرت پرسيدند، چگونه؟ فرمود :
۱- آنچه كودك در توان داشته و انجام داده، از او بپذيرند .
۲- آنچه انجام آن در توانش نيست، از او نخواهند .
۳- او را به گناه و طغيان وادار نسازند .
۴- به او دروغ نگويند و در برابر او رفتار نابخردانه انجام ندهند .

به واقع هر يك از ما دوست داريم فرزندانمان نسبت به ما چگونه رفتار كنند؟ با خود بينديشيم كه اگر ما خويشتن را براي نيل بدين منظور كمك نكنيم، ديگران چگونه و تاچه ميزان خواهند توانست ما را در اين هدف مدد رسانند! پس همان بهتر كه فهرست همه انتظاراتمان را نسبت به فرزندانمان يادداشت كنيم و آن گاه بينديشيم كه براي موفقيت فرزند در اين برنامه، خود ما چه

وظايفي بر عهده داريم.
چندي پيش، دوستي از فرزندانش سخت گله مند بود كه آنها بيشتر

اوقات روزانه شان را به تماشاي تلويزيون مي گذرانند. به وي گفتم: كمي به جاي گله از آنها خود را نكوهش كن. چون غيبت طولاني شما و همسرت از محيط خانه، سبب دلتنگي آنها را فراهم مي آورد. آنها براي رفع اين دلتنگي به تماشاي تلويزيون پناه مي آورند و زماني كه بدين روش عادت كردند، ديگر در وقت حضور شما نيز نمي توانند از عادات خود دور شوند .
۴- درمان روحي با اعطاي شخصيت
احساس ضعف شخصيت، نه فقط بزرگسالان را رنج مي دهد و به ناهنجاري رفتاري وا مي دارد، كودكان را نيز دچار مشكل مي كند. بعضي مي پندارند چون كودك پيكري كوچك تر از بزرگسالان دارد، شخصيت خود را هم كوچك مي پندارد؛ حال آنكه چنين نيست و چه بسا بي توجهي به شخصيت كودكان زيانبارتر از بي توجهي به شخصيت بزرگسالان باشد. زيرا احساس ضعف شخصيت در كودكي سبب بروز رفتارهاي ناصواب و ويرانگر در بزرگسالي است. به همين سبب است كه امام هادي (ع) فرموده است: از شر آن كه خود را حقير و بي مقدار بپندارد، در امان مباش.
از رفتارهاي متداول حضرت رسول اكرم (ص) در مقابل فرزندش فاطمه (س) و نيز نوه هاي عزيزش امام حسن و امام حسين (ع)، احترام وصف نشدني و برخاستن در مقابل آنان است. شيعه و سني نقل نموده اند كه آن جناب پيوسته با حضور دختر خردسالش، تمام قامت در برابر مي ايستاد و احترامش مي كرد .
گاه به احترام و نيز مراعات خردسالي نوادگانش، سجده نماز را طولاني مي ساخت يا براي برآوردن حاجت آنان، نماز را با سرعت به پايان مي برد. هر روز صبح بر سر فرزندان و نوادگانش دست نوازش مي كشيد و مهرباني و عطوفت نسبت به كودكان، خوي هميشگي آن حضرت بود.
با اين همه، در بزرگداشت شخصيت كودكان بايد همواره توجه داشت كه اين امر براي ارضاي حس شخصيت طلبي آنان است. بدين سبب بايد در انجام آن به شيوه اي گام برداشت كه زمينه غرور و نازپروري كودكان فراهم نشود و اين امر زماني است كه ما همه شيوه هاي تربيتي را همگام عمل كنيم؛ چنان كه رسول خدا (ص) عمل مي كرد .
۵- توجه به بهداشت رواني كودكان
در مباحث روانشناسي عمومي، در بخش «يادگيري، حافظه و فراموشي» به عوامل تاثيرگذار بر رشد بدن و حافظه پرداخته مي شود و يادآوري مي كنند كه يكي از مهمترين عوامل اختلال در حواس و حافظه كودكان و مانع جدي از رشد استعدادهاي آنان، و بلكه عامل عقب ماندگي ذهني، محروميت از بهداشت رواني است. كودك به هر علت آرامش روان خود را از دست دهد، بخشي از فعاليت هاي مغز وي كه تنظيم كننده رشد ذهني اوست مختل و آينده وي دچار مخاطره مي شود. مشكلات خانوادگي، فقر، بدرفتاري والدين با يكديگر و با فرزندان، خشونت، تاكيد بي اندازه بر رعايت نظم و مقررات و ترس هاي موهوم، همه عواملي است كه روان كودك را نابسامان مي نمايد .
اگر رسول خدا (ص) هر صبحگاه كه از خواب برمي ميزد و دست نوازش بر سر فرزندان و نوادگانش مي كشد، اين رفتار از هر هديه براي كودك مناسب تر است و ما به درستي نمي توانيم تاثير عميق اين رفتار ساده را لمس كنيم. كودكي كه در آغاز صبح از چنين نوازشي بهره مند شود احساس آرامش، امنيت، پذيرفتگي، اميد و شادي مي كند. اطمينان مي يابد كه وجودش در خانه زايد نيست. جايگاهش نزد والدين شناخته شده و محفوظ و مورد توجه است .
روانشناسان معتقدند بهره مندي از محبت والدين در ماه هاي آغاز طفوليت و آغاز هر روز، از مهمترين عوامل تاثيرگذار بر تامين بهداشت رواني كودك است. كودكي كه از مهر ومحبت پدر و مادر برخوردار است، نگرش مطلوبي نسبت به خود مي يابد و روابط سالم تر و پذيرفته تر

ي با ديگران برقرار مي كند. و ترس هاي موهوم و بي پايه را كه مانع شكوفايي ا

ستعدادهاي اوست، از وي دور مي سازد.
.۶ مهرورزي، مهم ترين ابزار تربيت
زماني كه آهن، نرم و گداخته شود به هر صورت كه بخواهيم شكل مي پذيرد. «مهر ورزي» به افراد -به ويژه كودكان- همان حرارتي است كه افراد را نرم، تسليم و گوش به فرمان مي سازد.
تربيت نوعي كوشش براي نفوذ در ناخودآگاه افراد است. رنج و اندوه ها، آرزوها، شكست ها و گفته هاي ناگفته ، پيوسته در ضمير ناخودآگاه جاي مي گيرند. پيرامون اين ضمير، مأموراني آماده به خدمت وجود دارند كه مانع از نفوذ ديگران بدان مي شوند. از طرفي تا فردي به درون آن راه نيابد نمي تواند به اسرار آن پي ببرد و راه حلي براي مشكل آن ارائه كند .
پدر و مادري كه ابزار نفوذ به ناخودآگاه فرزندان خود را نشناخته و شيوه ورود به آن را ندانند هيچ گاه نخواهند توانست ارتباط صميمي با ايشان برقرار سازند؛ دردهايشان را بشناسند و درمان كند.
«مهرورزي به كودك» از مهم ترين ابزار نفوذ به ضمير ناخودآگاه اوست. زماني كه فردي به كودك محبت و مهرباني مي كند، قلب او را در اختيار مي گيرد و آرام آرام مي تواند از رنج هايش آگاه شود و راه درمانش را شناسايي و دنبال نمايد .
اميرمؤمنان علي(ع) مي فرمايد: از همان كودكي، پيامبر خدا(ص) مرا از پدرم برگرفت و من شريك آب و نان او شدم و پيوسته مونس و همسخن وي بودم… او مرا در كنار خود مي نشانيد و بر سينه خويش جاي مي داد و در بسترش [كنار خود] مي خوابانيد، به طوري كه تنم را به تن خويش مي چسبانيد و بوي خوش خود را به مشامم مي رساند .
من پيوسته در پي او روان بودم، مانند بچه در پي مادر، هر روز براي من از اخلاق خود

نمونه اي آشكار مي ساخت و مرا به پيروي از آن وا مي داشت. در سال [چند روزي را] در غار حرا خلوت مي گزيد. من او را مي ديدم و جز من كسي او را نمي ديد… او مرا از كودكي در دامن خود پروراند و… هزينه زندگي مرا برعهده گرفت. در هر صبح و شام يك نشست خصوصي با او داشتم كه در آن احدي جز من و او شركت نمي كرد. در اين اوقات، من با او بودم و هرجا كه او مي رفت و از هر دري كه سخن مي گفت، من با او همراه و هماهنگ بودم .
نيز در همين باره مي نويسد: زماني كه رسول خدا(ص) كودكان انصار را مي دي

د بر سر آنان دست مي كشيد و به آنان سلام مي كرد و دعايشان مي فرمود. روزي پيامبر(ص) از راهي مي گذشت كه كودكان بازي مي كردند. چون نگاهش به يكي از آن ها افتاد نزد او نشست و پيشاني او را بوسيد و به وي محبت نمود… و فرمود: روزي ديدم اين كودك با فرزندم حسين بازي مي كند و خاك هاي زير پاي حسين را برمي دارد و به صورت خود مي مالد. چون او از دوستان حسين است من هم او را دوست دارم.
گاه مي شد كودكي را نزد آن حضرت مي آوردند و او در دامن حضرت، خود را خيس مي كرد. اطرافيان با پرخاش به كودك مي كوشيدند از كار او جلوگيري كنند و وي را از دامن رسول خدا(ص) جدا سازند، كه آن حضرت آنان را از اين كار باز مي داشت و مي فرمود: با تندي از ادرار كردن كودك جلوگيري نكنيد. سپس كودك را به حال خود رها مي كرد تا حاجتش برآورده شود. آنگاه خود مي رفت و لباسش را تطهير مي كرد .
روزي آن حضرت با گروهي از مردم نماز جماعت مي خواند. در هنگام سجده، حسين(ع) كه كودكي خردسال بود، بر پشت رسول خدا(ص) مي نشست و پاهايش را حركت مي داد. وقتي پيامبر(ص) سر از سجده برمي داشت او را مي گرفت و كنار خود روي زمين مي گذاشت و در سجده ديگر اين رفتار حسين(ع) و آن حضرت تكرار مي شد. فردي يهودي كه شاهد اين صحنه بود پس از نماز به رسول خدا(ص) گفت: با كودكان خود طوري رفتار مي كنيد كه ما هرگز رفتار نكرده ايم. حضرت فرمود: اگر شما به خدا و فرستاده او ايمان داشتيد با كودكان خود مهربان

بوديد.
آن مرد پس از مشاهده آن رفتار و شنيدن اين سخن، مسلمان شد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نويسنده : يوسف غلامي
منبع:سايت تربيت وروانشناسي