روانشناسی جنایی

روان‌شناسی جنایی شاخه‌ای از دانش روان‌شناسی است که به امور روحی و روانی مربوط به جرم و بزهکاری می‌پردازد.
کار روان‌شناسان جنایی معمولاً یافتن روش‌هایی برای پیشگیری از جنایت دوبارهٔ مجرمین باسابقه یا جنایتکاران دارای اختلال روحی است. از وظایف دیگر این گونه روان‌شناسان، تهیه کردن پرونده‌های روان‌شناختی برای بزهکاران باسابقه و پرسابقه و بررسی دلایل روحی و روانی این جنایت‌ها است.
ما برای اینکه بدانیم روانشناسی جنایی چیست، در ابتدا به تعریف کوتاهی از روانشناسی می پردازیم؛ اهداف روانشناسی را بیان می کنیم واز رشته ها دیگری که با روانشناسی جنایی تعامل دارند نام می بریم.

تعریف روانشناسی:
روانشناسی علم مطالعه رفتار و فرایندهای ذهنی است. ( Hockenbury & Hockenbury 2007 – p3 )
رفتار: به هر نوع پاسخ ارگانیزم که در مقابل محرک های درونی و بیرونی ارائه می شود رفتار می گوییم؛ که به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم و با ابزار قابل رویت است( اتکینسون و همکاران – ترجمه رفیعی : ص ۲۸۷).

فرایند ذهنی: به اندیشه ها، هیجان ها، احساس ها، و انگیزه هایی که افراد تجربه می کنند، فرایندهای ذهنی گفته می شود؛ که برای افراد دیگر به طور مستقیم قابل مشاهده نیست( همان منبع ).

روانشناسان کوشش می کنند که انسان ها را به وسیله روش های علمی مورد مطالعه قرار دهند. هدف آن ها از این کار شامل توصیف، تبیین و پیش بینی رفتار های آدمی می شود.
توصیف: شامل تعریف کردن وضع موجود و رفتارهای در حال حاضر افراد می شود؛ که بوسیله روش های علمی جمع آوری شده اند.
تبیین: توضیح رفتار انسان بر اساس شرایط پیشایند یک واقعه یا رویداد ( ایروانی – ص ۵۲ ).
پیش بینی: توانایی پیش بینی کردن بعضی رفتارها در آینده با توجه به شرایط موجود.

تعریف روانشناسی جنایی:
روانشناسی جنایی علم مطالعه ی شخصیت تبهکار و شناخت دلایل و انگیزه های تبهکاری است که این دلایل و انگیزه ها به شیوه های جامعه پذیری، اجتماعی شدن، تجربه های دوران کودکی و محیط زندگی و همچنین نقش ژنتیک و اختلالات روان شناختی در ایجاد شخصیت فرد تبهکار در هنگام اعمال جرم اشاره می کند. به بیان دیگر روانشناسی جنایی را می توان (( مطالعه ی علمی رفتار جنایی و فرایند های ذهنی ای که در ارتکاب جرم نقش دارند))، تعریف کرد( بارتول ۱۹۹۵ به نقل از ستوده و همکاران۱۳۸۴ ص ۲۱ ).
به رفتار هایی که مخالف با قوانین جامعه است رفتار جنایی گغته می شود. رفتار جنایی خود نوعی رفتار اجتماعی است. به هر گونه رفتاری که در بافت اجتماعی رخ می دهد و از دیدگاه روانشناسی اجتماعی مورد مطالعه قرار می گیرد رفتار اجتماعی گفته می شود.

رفتار های اجتماعی بر اساس لیست بی پایانی از متغیرها شکل می گیرد. تعداد زیادی فاکتورهای مخصوص وجود دارد که تعاملات اجتماعی را به وجود می آورند. این فاکتورها به طور کلی در پنج دسته ی اصلی جای میگیرند: ۱- رفتار و منش افراد دیگر. ۲- شناخت های اجتماعی ( افکار، نگرش ها و حافظه ی ما در مورد افرادی که در اطراف ما هستند). ۳- متغیرهای بوم شناختی ( به طور مستقیم و غیر مستقیم شامل محیط فیزیکی می شود). ۴- زمینه های فرهنگی-اجتماعی که هنگام رفتار اجتماعی رخ می دهد. ۵- جنبه های ماهیت زیست شناختی ما که مربوط به رفتار اجتماعی می شوند ( baron & byrn – 1987 – p 11)

موضوع روانشناسی جنایی
موضوع روانشناسی جنایی با توجه به مسائل کلی تر روانشناسی عمومی، روانشناسی بالینی، روانکاوی، روانپزشکی مطالعه ی چگونگی تشکیل شخصیت مجرمان و علل و انگیزه های آن ها به هنگام وقوع جرم می باشد.

هدف های روانشناسی جنایی
۱- اولین هدف روانشناسی جنایی شامل موضوع آن یعنی مطالعه و شناخت شخصیت مجرمان و علل و انگیزه های آن ها به هنگام وقوع جرم می شود. این خود سبب هدف بعدی روانشناسی جنایی که در ادامه آمده است می شود.

۲- پیشگیری از وقوع احتمالی جرم به منظور کاهش تکرار جرم توسط افراد دیگر و همچنین تکرار جرم توسط مجرم فعلی که خود شامل موارد زیر می شود:
الف- بازسازی، بازپروری و درمان مجرمان
ب- بازپذیری اجتماعی و ادامه ی درمان مجرمان

پ- سعی در برطرف نمودن عوامل اجتماعی مولد جرم
که این سه مورد باید همزمان و به موازات هم به وسیله ی حمایت سازمان های مسئول اجرا شوند.
۳- کمک به مَراجع قضایی برای به وجودآوردن قوانین جدید با توجه به مسائل اجتماعی، روانشناسی، فرهنگی، اقتصادی، دینی و بین المللی برای بهبود نسبی وضعیت جرم خیزی جامعه و مجرمین.

روانشناسی جنایی و علوم دیگر
روانشناسی جنایی به دلیل سر و کار داشتن با مجرمان با رشته های دیگری نیز ارتباط دارد که همپوشی هایی نیز با آن ها دارد؛ که در ادامه به اختصار به آن ها اشاره می شود.
انسان شناسی جنایی: انسان شناسی جنایی علم مطالعه ی ویژگی های جسمانی و اعمال و اعضای بدن در هنگام وقوع جرم است.
زیست شناسی جنایی: علم بررسی جنبه های ژنتیک، سنخ شناسی زیستی و اثرات هورمون ها در هنگام ارتکاب جرم است.

جامعه شناسی جنایی: جامعه شناسی جنایی جمعیت، نژاد، محیط و علل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جرم مجرم را مورد مطالعه قرار می دهد.
کیفر شناسی ( علم زندانبانی ) : علم شناخت جرم و رده بندی آن و مدیریت زندان ها و فضاهای تأدیب و بازپروری مجرمین است.
رشته های جدید روانشناسی جنایی

روانشناسی قضایی: روانشناسی قضایی به مطالعه ی رفتار های متهمان، شاهدان، تماشاگران و دیگر افراد حاضر در جلسات دادگاه و جلسات بازرپرسی قبل از دادگاه می پردازد.
روانشناسی قانونی: روانشناسی قانونی برای صدور حکم نهایی در مورد متهمان با توجه به نظرات روانشناسی و بیماری شناسی و همچنین قوانین مربوطه، به قضات و شوراهای عالی قضایی کمک می کند.

روانشناسی زندانبانی: روانشناسی زندانبانی با به وجودآوردن برنامه های تغییر رفتار به اصلاح و تربیت محکومین می پردازد و آن ها را برای بازگشت به محیط اجتماعی و زندگی مطلوب تر آماده میکند.

در روانشناسی جنایی ۲ مکتب وجود دارد که از مهمترین مکاتب این علم بشمار می آیند
۱- مکتب کلاسیک
۲- مکتب نئو کلاسیک

اعتقاد مکتب کلاسیک : مکتب کلاسیک اعتقاد دارد که انسانها داراری عقل و خرد هستند و در نتیجه آزادند تا بدنبال لذات خود باشند .این مکتب توسط جرمی بنتام و سزار بکاریا آغاز شد.این دو را باید طرفداران مجازات بعنوان بازدارنده ی جرم دانست.
این مکتب به اراده ی انسان فقط معتقد است وبه عوامل محیطی معتقد نیستند.یعنی معتقدند انسان مسئول کارهایش می باشد.یعنی اگر کسی در راه خلافی افتاد و مقاومتی نکرد لذا خودش اینگونه خواسته تا مرتکب جرم شود.پس فرد باید به سزای اعمالش برسد.
مکتب نئو کلاسیک :

این مکتب تفاوت چندانی با مکتب کلاسیک ندارد.تنها تفاوت آن در این است که در مکتب کلاسیک به آزادی و اختیار انسانها تاکید می شود و میگوید انسان بطور آزادانه رفتاری را انجام می دهد ولی نئو کلاسیکها می گویند که آزادی انسان در اثر عواملی مثل بیماری / بی لیاقتی / اختلالهای روانی یا دیگر موارد کاهش می یابد.
مکتب نئو کلاسیک در اثر تاثیر نویسندگانی چون :
ویکتور هوگو

ژرژ ساند
و اوژون سو در مقابل نظریه ی عدالت مطلق بوجود آمد.
مهمترین مکاتب و دیدگاه ها در روانشناسی جنایی
۱- مکتب اثبات گرایی : شامل ۳ نظریه پرداز بنام های
الف ) سزار لمبروزو

ب ) انریکو فری
ج ) رافائل گاروفلو
و دیدگاه ها شامل
۱- دیدگاه جامعه شناختی :تاکید بر سن و نژاد ، جنس و …
۲- دیدگاه روان شناختی: محیط و شخصیت افراد را مهم می داند
۳- دیدگاه روانپزشکی

جنایتکاران بالفطره
این افراد را سزار لمبروزو برای نخستین بار دسته بندی کرد و این نام را برایشان انتخاب نمود
به گزارش های لمبروزو این افراد دارای مشخصات یکسان یا مشابهی هستند که اغلب غیر طبیعی قلمداد می شوند . این موارد عبارتند از
۱- جمجمه ی غیر طبیعی
۲- بینی پهن
۳-گوشهای بزرگ
۴- لبهای کلفت
۵-آرواره ی بزرگ
۶- گونه های استخوانی و برجسته

۷- چشمان مغولی و ……..
مجرمان بالفطره دارای مشخصات مشابهی هستند که عبارتند از
۱- میل شدیدی به خالکوبی روی بدن دارند
۲- بازیهای بی رحمانه انجام می دهند
۳- در بازیهای کودکی نقش منفی یا خشن را انتخاب می کردند
۴- میگساری بیش از اندازه

۵- بدو بیراه گفتن (البته به زبان لاتی )
لمبروزو در یافت که قاتلان بالفطره رفتارهایی که نشان می دهند بیشتر مربوط به انسان های اولیه می باشد.در واقع در یافت که رفتار انسانی این افراد رشد نکرده است.
طبقه بندی مجرمان از نظر لمبروزو
۱- مجرمان عادی یا حرفه ای:
۲- مجرمان اتفاقی:

۳- مجرمان هیجانی یا احساساتی
۴- مجرمان ضعیف و سست عنصر
۵- مجرمان دیوانه یا کم عقل
۶- مجرمان بالفطره
سیمای قاتل هیجانی و عاطفی چگونه است ؟
این فرد غالبا مردی است ۲۵تا ۴۵ ساله.دارای هوش متوسط.اغلب پیشینه ی روانی یا قضایی ندارند.وی همسر ، فرزندان ، معشوقه یا رقیبش را می کشد.عملش به خودی خود و از پیش آماده شده نیست و دقت خاصی ندارد.او تحت تاثیر انگیزه ی آنی اقدام به قتل می کند.در نیمی از موارد قتل های خود را بخاطر الکل انجام داده اند.