زندگی نامه هانس هولاین

۱۹۸۵ ۵ ئودیت
هانس هولین در سال ۱۹۳۴ در وین اتریش به دنیا آمد. از اولین روزهای ابتدایی مدرسه، یک استعداد خوب نقاشي از خود آشکار کرد. اگر چه او به عنوان حرفه ی اصلی خود معماری را انتخاب کرد، اما کارهای او در رابطه با هنر در خیلی از کلکسیون های رسمی و خصوصی دنیا موجود است.

شخصیت او خیلی بیشتر از یک معمارتوصیف می شود. هنرپیشه، نویسنده، معلم، طراح وسایل خانه و ظروف نقره این. او از دانشکده ی هنری فاين مدرسه ی معماری در وین در سال ۱۹۵۶ فارغ التحصیل شد . او موفق به کسب هزینه تحصیلی شد که به او فرصت سفر به آمریکا را می داد. او از موسسه مهارت های فنی در استان شیکاگو فارغ التحصیل شد و مدرک استادی خود را از دانشگاه کالیفرنیا در سال ۱۹۶۰ گرفت. در طول چنین سال هایی او توانست که معمارهای مورد علاقه ی خود را دیدار کند و در کنار آنها درس بخواند از جمله ی آن ها می توان به مارکون در روح، فرانک لیود رایت و ریچارد نئوترا، نام برد.

کنجکاوی از ویژگی های خاص او بود که وقتی شنید در آمریکا هفت دهکده و یا شهر به نام وین است، توانست وقتی پیدا کند تا تمامی آن ها را دیدن نماید. این هنگامی بود که او با شولت دست دوم خود به این مسافرت های می رفت.

بعد از کار در شرکت های معماری در سوئد و آمریکا، او در وین مستقر شد جایی که برای اولین بار کاری در ۱۹۶۵ انجام داد که مجله ی معماری اینگونه آن را توصیف کرده است. «اگرچه کوچکتر از ا ولین دستمزد است. یک مغازه و اتاق نمایش با ۱۲ فوت وسعت برای یک شمع ساز.» آنها آن را اضافه کردند هرچند « این برای مشتری های علاقمند و مکان برجسته را»یکی از خیابان های معروف وین را به ارمغان آورد.»

نام شمع فروشی رتي هنر هولاين و با این دستمزد کم یک توجه بین المللی برای او ساخت.طوری که جایزه رنیلور به مبلغ ۲۵۰۰۰دلار به او تعلق گرفت. این برای اولین بار بود که در طول یک دهه این جایزه برای کاری تعلق می یافت که خیلی ارزش آن پایین تر از مبلغ جایزه بود.

در سال ۱۹۷۰ او را به خاطر اولین کارش در نیویورک مورد ستایش قرار دادند در گالری ریچارد فین در فبریه ۱۹۷۰ یک مجله ترقی خواه یک مقاله در مورد یک ساختمان منتشر کرد، «معماری فابرگي» و بعد از آن هولاين یک طرح ترکیبی طراحی کرد. «یک حس معمارگونه ی فضاسازی با یک هنر زرگرانه برای ساخت یک محیط عالی برای هنر»

یک مقاله دیگر به نام هولاين چاپ شد در مورد «یکی از معدود معماران معاصر باهنر، لطافت طبع و پشتیبانی مالی برای بازسازی اتاق خواب خصوصی معبد وریسل›› و این برمی گشت به شاهکار اولیه هولاين شمع فروشی. دور از تعجب نیست که دیگر کارهای او در این سطح تخسسی باشد که شامل ۲ فروشگاه جواهر فروشی برای شولين در وین است که دوباره مورد تحصین ملی قرار گرفت. اخیراً او به اتمام رسانده است یک مغازه ی جزئی فروشی را برای شرکت بک در برج ترامپ در نیویورک.

به تدریج، بیشمار طرح ها و مطالعاتی در دیگر زمینه های از یک خانواده و محل اقامت تک نفره، به یک خانه ی آپارتمانی و دفتر و موزه کشیده خواهد شد. در سال ۱۹۷۸ یک دفتر توریستی را در وین او به اتمام رساند .

در ابتدای ۱۹۸۲، موزه ی مونی یسپال آبتبگری در مونچن گلاوباخ نزدیک دوسلدوف به اتمام رساند این کار بزرگ برایش بیشتر تشویق و فرصت اصلی فراهم کرد برای پروژه های یکسان طبیعی . در سالی که او برنده ی جایزه ی پریت کر شد، او دو مسابقه ی بین المللی را برنده شد. یکی برای موزه ی هنرمدرن در فرانکفورت ، بعد از به اتمام رسیدن آن دیگری برای میدان فرهنگی در برلین . اگر چه در همان سال طراحی کرد او نمایشگاه فرهنگی در وین را به نام «خواب و واقعیت». که در وین گشوده شد و سپس در چندین کشور دیگر نیز گشوده شد. یکی از بهترین شناخته شده های او برای باز کردن موزه ی کوپر- هویت در نيويورك بود ‌«تغيير شكل انسان» در نماي ظاهر آن بود.

هولاين اخيراً پيشنهادي داشته است از طرف بيل ليسي، منشي جايزه ي پرتيكر و نويسنده ي كتاب ۱۰۰ معمار معاصر مبني بر اين دادن طرحي براي يك رشته ي جديد از موزه ي سالومون آر. گاگن هيم در سالزبرگ. با خاصيت دوگانه ي طراحي انسان و حالت طبيعي صخره هاي عمودي شبيه به اتاق و با چراغ ها و پرتو افكني تماشايي، هولاين يك بار ديگر ثابت كرد ذوق و استعداد خويش را براي با سليقه بودن و هيچ بودن كارهايش.

در اوايل سال ۱۹۶۳ هولاين در مجله ي هنر+معماري گفت « امروز براي اولين بار در طول تاريخ زندگي انسان» در اين لحظه كه علم بي اندازه گسترده شده و تكنولوژي پيشرفته در اختيار ماست، ما هر آنچه را كه مي خواهيم مي سازيم، كارهاي معماري از خود بجا مي گذاريم كه با تكنيك قابل مشخص شدن نيست، اما از علم و تكنيك بهره مي جويد.«البته به وسيله معماران قهار امروز، انسان شاهكار دنياي بي كران است.»

همانطور در سال ۱۹۶۳ بود كه هولاين ، همراه والترپيچلر ، دو مدل از شهرهاي رويايي كه ليسي در كتابش توصيف كرده بود ارائه دادند. «پله ها و ميدان غول پيكر، اين پروژه در طراحي منطبق بر احتياج بود، زيبايي رايج را داشت و ادعاي دوستي بود با اين طرح بود كه دوباره معماري به عنوان يك هنر در نظر گرفته شد.»
نقل قولي از هيئت داوران جايزه ي پرتيكر

هيأت داوران جايزه ي پرتيكر هانس هولاين را به عنوان استاد حرفه خودش شناختند – كسي كه با لطافت طبع و ذوق منحصر به فردي از ميان دنياي گذشته و سنتي دنياي جديد را منعكس مي كند طوري كه منحصرا شبيه به همان حالت قديمي را دارد. معماري كه همچنين يك هنر پيشه است، او استعداد خوبي در طراحي موزه كه بعدها آن مكاني مي شود كه ديوارهايش حاكي از هنر دست هاي اوست، هر چند در نوع ترسيم آن از رنگ هاي مختلف در طراحي موزه ها،

مدارس، فروشگاه ها و خانه هاي رسمي، از آميختن رنگ ها و ديوارهاي خشن گريز نمي كند، يك حالت سخت تزكيه مطالب جزئي و هيچگاه ترسي از جمع آوري با هم سنگ هاي مرمري باستاني و آخرين مدل پلاستيك ندارد. هيأت داوران بر او درود مي فرستند به عنوان معلم عالي كسي كه با جوان ها بحث مي كند بنا به تجربه هاي خود براي كسب شانس هاي بزرگ و اطمينان کامل می دهد که طراح نه ولی اجزاء طراحی شده اهمیت بالایی دادند. او به طور استوار ادامه می دهد به تمرین آنچه که اظهار داشته بابت معمار مورد علاقه خود در حدود ربع قرن پیش در شروع حرفه متفاوتش گفت: « ما به مردان سخت کوشی سازنده تبدیل می شویم.»

نکاتی در مورد وین:
وین شهر زادگاه هانس هولاين ، مجموعه ای از حوادث و رخدادهایی بود که باعث شد این شهر بهترین شهر طراحی شده در سطح جهان تبدیل شود و یکی از مناطق جالب توجه و زیبا و مناسب برای زندگی و تفریح است.

تناقض هایی که شما را بهتر بر می انگیزد بهتر است به عنوان مثالی باشد یا دو حادثه ی شهری؟
خیلی خوب، پس : با حفظ دیوارهای باستانی، مستحکم شده تا میانه قرن ۱۹، وین در آخر آنها را خراب کرد و فضایی فراهم ساخت برای ساخت ساختمان های زیبای عمومی، پارک و گردشگاه. بدین گونه اشتباهی رخ داد برای فعالیت های خردمندانه اما در یک زمان طرح جدید شهری در قرن نوزدهم پخش شد، که مناسب بود برای پایتخت فرمانروایی پهناور، بعد از جنگ جهانی دوم کشف شد که پایتخت یک کشور کوچک بوده است. بدین گونه :فعالیت خردمندانه نقشه ی شهر یک اشتباه بزرگ بود.

خیلی از این بدشانس ها در طول قرن ها باعث سقوط وین شد و به خاطر هر کدام از آنها که با چند اتفاق مخفي دیگر ترکیب می شد. به خاطر این فراوانی بوده که باعث شده خیلی جک در مورد شهر گفته شود که خود مردم وین کوچک به شمار می آید. یک تفکر مربوط به لطیفه های همیشگی تکرار شده مربوط به تأثیر شرایط نا امید کننده وین است.

اما جدی نیست و دیگر تفکر، همچنین مربوط به مجلس وین می شود به علت تحریک اروپا برای متحد شدن بعد از سقوط ناپلئون «که توبيخ شد»
از طرف فرانسوی ها به علت رقصیدن به جای کار کردن بر کار محوله. واقعاً رقصیده! و رسوایی در مقابل تماشاچی ها به بار آورده اما ما هیچ راه شناخت دیگری نداریم، حتی اگر مجلس رقص به پاکرده باشد. خیلی بهتر است به خاطر صمیمیت آنها.

برای جدی بودن باید به طور طاقت فرسا کار کرد، و هیچ چیز در وین نیست که تاریخچه دوری داشته باشد برای اشاره کردن که همیشه احساس می شود. یک آرزوی بزرگتر برای جدی بودن طوری که به یک خانم خوشکل همیشه فکر می کند. بدقیافه است.

بدون هیچ دلیلی، بنابراین وین به تدریج به نظر می رسد که در برابر چشم جهانیان قرار می گیرد یک واژه مترادف برای موزیک، شراب، زن ها، و موسیقی واقعی برای تمام خوش گذران ها، موسیقی «جان استراس» برای احضار کردن در آمریکا به کار برده می شود. این به عنوان یک شهر دست نخورده به حساب می آید که قادر به یک برتری خاص است خواه برای رقص، یا برای دیگر مسائل: شیرینی میت شلاگي و شاید همچنین برای هنر و معماری میت شلاگی.

گستردگی، تهدید ها، به طور جدی نیست. حقیقت این است که البته که خیلی از مردم وين شبیه مردم لندن و نیویورک هستند. شهر بزرگتر، بیشتر ماباید بر گارد خود محافظت کنیم . برای کاهش این، برای اعتقادات خود، برای رفتار یک نواخت شناخته شده. یک وین تیره وجود دارد همانطور که جایی برای رقص وجود دارد، یک جای معمولی و پیش پا افتاده، بدبختی های هر روزه در مقابل تفریحات، مردم بی عاطفه، شهروندان سخت کوش ما خوب به یاد داریم که وین که اغلب ما آن را انتخاب می کنیم. تنها مورد علاقه ی ما است و صرفاً ساکن آنجا نیستیم.

هرچند یکی از موارد شک برانگیز این است که مقداری فریب خوردگی طبیعی در اکثر سایت های وین وجود دارد، به خاطر این است که یکی از قدیمی ترین مکان های اشغال شده در جهان را داراست.

۸ یا ۱۰ هزار سال پیش اجداد عصر حجر، ما قبلاً ساکن شدند در یکی از محوطه های طبیعی که نزول می کند از دامنه های کوه های آلپ برای حاصلخیزی بی اندازه آبگیر اروپای شرقی. همچنان که سه رودخانه پهن می شده است.
رود دانوب، و نزدیک سرچشمه ی خود جایی که اولین وسایل کشاورزی سر هم شد: سنگ ها صیقل داده شدند. برای ابزار و اسلحه ، کوزه گلی برای نگهداری دانه و آب استفاده می شد.

تشکر از این که به مختصری از تاریخ غیر مستقیم تهیه چنین وسایلی مصنوعی توجه کردید. ما کشف کردیم حضور نسل رومی ها را در آن مکان و عقب نشینی ناخواسته آنها قبل از پیشروی دسته ی ترکان ، مغول ها و ترک های خشم آلود کسانی که هنوز امروز هم وجود دارند. قرن هفدهم و وین رامحاصره کرده اند، جایی که برگردانده شدند از جای دروازه ها یک شکست زمانی، و آنجا را ترک کردند، درست شبیه به خیلی غنیمت های جنگی، هزاران کیسه قهوه، و سپس در دل مردم وین یک تعصبی به وجود آمد نسبت به قهوه که هیچ گاه از بین نمی رود.

معماران و طراحان وجود دارند که هیچ چيزي به کشیش و پرفسورها نمی گویند. کسانی که در ایده آلیسم خواهان تظاهر به عالی شدن شهر از حالت خوب فعلی آن می شده است اما افسوس! ولی گواه و مدرک تاریخی شدیداً خلاف آن را ثابت می کند. به راستی همیشه مواردی که شهرها را عالی نشان می دهد از نظر تناسب در مقابل فساد آنها می توانند حمایت کنند بدون آن که از این کار شانه خالی کنند. به هر جهت ممکن است به طور دیگری باشد، رم، پاریس، و وین سال ها مورد توجه جهانیان بوده است. وقتی که آنها به طور گسترده ای مشاهده شده اند. برای نزول بی انصافانه نسبت به زمان مقایسه ی لحظه ی قبلی آنها: خارج از ترکیب شدن توده ی فساد و جهش آن به فلورز دومالي. ما فراموش کرده ایم نسبت به خطر خودمان که کلمه «فرهنگ» از سطح جهان و دنیوی است و ضمناً احتیاج به یک منبع غنی از حیوانات و سبزیجات داریم. هنوز می گوییم دوست داشتن استوار می کند. توجه را در مکان پس مانده ها:برای بهتر بودن یا بدتر بودن، پس هنر این کار را می کند.

وین در اغلب قرون بد نام بوده است. برای هم فساد اخلاقی و هم به خاطر انرژی که این فساد هنر پیشه ها نویسنده ها و خواننده ها را آماده می ساخت. بعدها وین به عنوان پایتخت یک فرمانروایی بزرگ درست شد. در هر شهر بزرگی، برای افراد منحصر به فرد وجه تمایز قایل می شوند کسی که به نظر می رسد سرنوشت ساز است و هیچ گاه دیگر چنین کاری را تکرار نمی کند. در وین از ابتدای قرن حاضر، بیشتر اشخاص که وارد تاریخ شده اند.-کلمیت، چیله، کوکوشکا،

وینگنستین، کراس، ماهلر و دیگران- به خوبی شناخته شده اند.به وسیله ی مردم، اما دو تا از برجسته ترین آنها، فرود و شینتزلر، که دوستی و رفاقت صمیمانه ای داشته اند. مطمئناً همیشه همدیگر را در خیابان می دیدند: شاید با چشم هم دیگر را می دیدند، شاید کلاهشان را در مجالس مختلف با یکدیگر عوض می کردند. با وجود چنین شهرت دوطرفه ای باید ملاحظه شود تا آن ها را جدانگاه داشت. برای فروید خیلی مشکل بود که رابطه ی دوستی خود را بشکند. رابطه ای که بیشتر از دارایی اش به آن وابسته بود تا یک رابطه ی دوستی.

بعد از جنگ جهانی اول، دو معمار برجسته ی وینی، رودلف اشتایدر و ریچارد نئوترا، عازم دنیای تازه ای برای یک سال شدند در حالی که جدا شدند. هردو متوقف شدند در شیکاگو، هر دو برای فرانک لیواد رایت و هر دو جنوب کالیفرنیا ساکن شدند و شهرت به دست آوردند اگر شانس مالی در آنجا نداشتند. این قسمتی از زندگی اشنایدر ونوترا بود که در اواخر سال ۱۹۲۰ هنوز یک معمار برجسته ی وینی نیز، هانس هولاين ، قدم در راه آنها گذاشت. _شیکاگو، فرانک لیود رایت، کالیفرنیا. امروز عصر ما لیوان هایمان را در حال تبریک بالا بردیم و شهربندری او با هم رشد کند. بعد از سال ها، خیلی فرصت برای ما پیش آمده بود. در خارج از وین چوبی اما مطمئناً هیچ کدام از آنها نمی توانست ما را آنقدر خوشحال کند که این یک مورد کرد.

سخنرانی قابل قبول هانس هولاين
من به شدت می خواستم که از طرف هیات داوران برای کسب جایزه پرتیکر انتخاب شوم. من هم احساس سربلندی میکردم و هم تمام تلاش و توجه خود را معطوف به هنر و معماری کردم که به طوریکه کاملاً درک شد و قدردانی کامل در راه بسیار عالی در تمام عمرم انجام گرفت.

اون لحظه ی بزرگی برایم بود و من بسیار خوشحال بودم که در اینجا برایم اتفاق افتاده بود. در لس آنجلس، در آمریکا این کشور بزرگ که من در آن کراوات زده بودم و در مقابل ۵۰ نفر تماشاچی بودم از جمله ی خیلی از دوستانم که آمده بودند و در جشن شرکت کرده بودند.

من می خواهم از خانواده پرتیکر تشکر کنم، نه تنها برای همچنین مراسم خاصی –جایزه ای که به این کوتاه مدتی از طرف جهانیان برای جایزه ی معمار بزرگ. و همچنین برای جزئیاتی که فراهم کرده بودند برای معرفی رسمی یک جشن واقعی و اتفاقی که برای همیشه در خاطره ها باقی می ماند. سال های کار شدید نتیجه ی خود را داد به طوری که اصلاً انتظار آن نمی رفت.

من به طور طبیعی می خواهم از هیأت داوران تشکر کنم برای انتخاب آنها همچنین از افسران جایزه برای انتخاب همچنین جایزه ی ولایی و قطعه ی متنوعی. آن معمار برجسته تاریخ دان هنری، به خوبی تجارت بین المللی، قضاوت دسته جمعی را انجام دادند و رای خود را بسیار عالی دادند و برانگیزنده ی اشخاص متقابل در یک جمع گسترده تر.