سازه هاي موثر بر بروز رفتارهاي فحلي در گاو

مقدمه:
بي حرکت ايستادن و اجازه سواري دادن به گاو نر و يا يک گاو ديگر، اصلي ترين و مطمئن ترين نشانه فحلي، و بهترين شاخص است که نشان مي دهد ماده گاو يا تليسه، در گامه پيش از تخمک ريزي قرار دارد و آماده پذيرش جنسي است.شدت و طول دوره بروز رفتارهاي فحلي در خلال چرخه فحلي، بين گاوهاي مختلف، بسيار متغيير است.تعداد جفتگيري موفقيت آميز با گاو نر، مي تواند تا ۲۰ بار نيز برسد. “برهم کنش اجتماعي”، سازه هاي مديريتي، نوع ساختمانهاي نگهداري و امکانات آن ،محيط فيزيکي، تغذيه،سن، وضعيت فيزيولوژيکي ، سازه هاي ژنتيکي، و بود يا نبود گاو نر در گله، بر بروز رفتارهاي فحلي تاثير مي گذارند. هدف اين مقاله،بررسي جنبه هاي مهمتر اين سازه ها ، بررفتارفحلي در گاواست.
برهم کنش های اجتماعی

بر هم کنش هاي اجتماعي، از جمله “چيرگي اجتماعي”(Social dominance)چيره بودن بر ديگر افراد گله بر بروز رفتارهاي فحلي، تاثير مي گذارند. در تليسه هايي که به شکل گروهي نگهداري مي شوند، برخي از تليسه هاي فحل، سواري مي گيرند. گاو هاي درشت جثه چيره، ممکن است از سواري گرفتن گاوهاي زيردست(Subordinate)با جثه کوچک، جلوگيري کنند، هر چند که در برخي پژوهش ها، رابطه اي بين درجه اجتماعي(Social Rank) و بسامد سواري از نظر تعداد سواري داده شده و تعداد سواري گرفته شده، مشاهده نشده است. بر هم کنش هاي اجتماعي، بر زمان بندي بروز رفتار فحلي در گله و احتمالا بر ساز و کارهاي فيزيولوژيک موثر بر فحلي، تاثير مي گذارند. در شرايطي که فحلي در گاوهاي گله همزمان

شده بود، درجه اجتماعي گاوهاي چيره، اثر بسيار شديدي بر طول دوره فحلي و نيز تعداد گاوهايي داشت که در هر زمان معين، فحل بودند. زماني که اقدام به همزمان سازي فحلي در گله مي شود، ماده گاوها، تمايل به تشکيل گروه هايي دارند که انها را “گروه فعال جنسي”(Sexuall Active Group)مي نامند. جابجايي گاو ها در اين گروه ها، اغلب بسيار زياد است و اعضاي گروه، پيوسته، تغيير مي کنند. عملکرد جنسي گاوهاي نري که پيش از جفتگيري با ماده گاو ، سواري گرفتن و يا سواري دادن ديگر گاوها را مشاهده کرده اند، افزايش مي يابد. با همزمان کردن فحلي، تعداد گاوهايي که در تشکيل ” گروه جنسي فعال ” شرکت مي کنند، افزايش مي يابد. همزمان شدن فحلي ماده گاوها، به طور طبيعي نيز اتفاق مي افتد و

بين گاوهاي جوان تر، شايع تر است. پديده همزمان شدن فحلي در طبيعت نيز نشان مي دهد، گاوهاي فحل به گونه اي بر فحلي ديگر گاوهاي فحل در گله، اثر مي گذارند. متراکم شدن بروز فحلي، بين گاوهاي اصطبل هاي جاور نيز رخ ميدهد، به ويژه اگر امکان تماس حسي وجود داشته باشد. در گروه هاي جنسي فعال، ماده گاوها، گاوهاي ماده ويژه اي را به عنوان شريک جنسي،(Sexual partner) بر مي گزينند و اين تمايل، در گاوهاي مسن تر بيشتر ديده مي شود. ماده گاوها ، جذابيت جنسي کمتري براي ديگر گاوهاي گروه دارند اما بندرت به سوي آنها مي روند و يا در زمان فحلي تمايل به سواري گرفتن دارند. برخي گاوها، درست بر عکس اين رفتار را نشان مي دهند.

سازه های مدیریتی
تشخيص فحلي، يکي از مهمترين نگراني هاي گاوداريهايي است که علاقه مند به بکارگيري تلقيح مصنوعي هستند. دقت و کارايي مشاهدات مستقيم، به بسامد مشاهدات، طول دوره هر مشاهده، و زمان بندي دوره هاي مشاهده، بستگي دارد. براي افزايش کارآيي تشخيص فحلي، مي توان از روش همزمان سازي فحلي، بهره گرفت. بسامد بروز فحلي و طول دوره فحلي، کاملا متغيير بوده است و از اين نظر، بين گاوهايي که فحلي طبيعي داشتند و آنهايي که با پروستاگلاندين همزمان شده بودند، تفاوتي ديده نشده است. در گاوهاي کوهان دار در مکزيک، طول ميانگين دوره فحلي در حالت طبيعي و در گاوهاي همزمان شده با پروستاگلاندين به ترتيب، ۳/۱۵ و ۳/۱۳ ساعت و در تليسه ها ۷/۲۱ و ۸/۱۹ ساعت بود. کارايي

تشخيص فحلي در روش PRID و ايمپلاتست پروژسترون تقريبا برابر با ۷۰ درصد ولي براي روش پروستاگلاندين، ۴۴ درصد بود. مطالعه گاوهاي اروپايي نشان داده است که تراکم دام درواحد سطح موجب افزايش بسامد و برهم کنش هاي جنسي بين ماده گاوها مي شود. گاوهايي که در اصطبل نگهداري مي شوند نسبت به آنهايي که در مراتع هستند، در هر دوره فحلي، سواري بيشتري مي دهند. در مرتع ، زمان بيشتري صرف چرا مي شود و از اين رو، زمان کمتري براي بروز برهمکنش هاي رفتاري وجود دارد. نوع مواد بستر نيز مي تواند بر بسام

د رفتاري فحلي اثر داشته باشد. سطوح لغزنده، تاثير نامطلوبي بر بروز فحلي دارند. سواري گرفتن گاوهاي فحل روي سطوح چوبي بيشتر از سطوحي است که با کاه پوشيده شده اند(به ويژه، براي گاوهاي مسن تر) و براي سطوح سيماني بيشتر از خاکي است.برخي پژوهشگران، نشان داده اند که سطوح بتوني، به ميزان زيادي بسامد سواري دادن و طول دوره فحلي را نسبت به سطوح خاکي، کاهش مي دهند.زماني که مشکلات سم در گله شايع تر باشد، تفاوت بين سطوح بتوني و خاکي از نظر بسامد سواري، به مراتب بيشتر است. سروصداي بلند از ديگر سازه هايي است که فعاليت سواري دادن را کاهش مي ده، به ويژه اگر صدا نا منظم و غير عادي باشد. سقف هاي کوتاه ساختمان، عمق زياد گل ولاي، در انتظار زمان شيردوشي و تغذيه (شرطي است) بودن نيز بسامد سواري دادن را کاهش مي دهند.
سازه های محیطی

سازه هاي محيطي، بر فعاليت هاي جنسي و بازدهي توليد مثل گاو، تاثير مي گذارند. حتي “فاز ماه”(Lunar phase) مي تواند بر فعاليت فحلي تاثير داشته باشد. در اواخر پاييز و اوايل زمستان رفتار فحلي، در مقايسه با تابستان، کمتر، و چرخه هاي فحلي نا منظم و تعداد روزهاي باز در ماه هاي زمستان بيشتر گزارش شده است. تداوم دماي محيطي بالا، موجب کوتاه شدن دوره فحلي و کاهش شدت فحلي در گاوهاي شيري مي شود. انتقال گاوهاي اروپايي به نواحي نيمه گرمسيري و گرمسيري موجب کوتاه شدن طول دوره فحلي شد که ناشي از تاثير تغييرات تغذيه اي، آب و هوا، و انگل ها بر توليد مثل است. در حالي که نزادهاي کوهان دار، در ماههاي گرم سال، رفتارهاي فحلي بيشتري را نشان مي دهند، در گاوها

ي اروپايي، هواي سرد(اگر زياد شديد نباشد) تاثير مهاري کمتري بر بروز فحلي دارد تا هواي گرم. در ماههاي تابستان، طول دوره فحلي ماده گاوهاي هولشتن(لا ضريب چاقي لاغري۶/۲)، در محيط کاملا خنک(۱۶ ساعت) بيشتر از محيط نسبتا خنک(۵/۱۱ ساعت) بود. برخي گزارش ها حاکي از اين هستند که فحلي، هنگام شفق و در ساعت هاي روشنايي، اغاز مي شوود در حالي که برخي گزارش ها مي گويند که بيشترين فعاليت سواري، هنگام عصر و شب، رخ مي دهد. اين در حالي است که برخي پژوهشگران تفاوتي در بسامد فعاليت جنسي بين روز و شب مشاهده نکردند. بيشتر يافته ها درباره گاوهاي کوهان دار، نشان مي دهند که احتمال بروز رفتارهاي فحلي، در ساعات هاي تاريکي و يا ساعت هاي

آغازين صبح، بيشتر است. شدت رفتار فحلي، تحت تاثير زمانمي از شبانه روز است که فحلي آغاز مي شود. فعاليت جنسي گاوهايي که فحلي آنها در صبح اغاز شده بود، نسبت به انهايي که در عصر آغاز شده بود، بيشتر بود_۴/۱۱ سواري در ساعت در برابر۶/۷). سازه هاي ديگري مانند باد شديد، باران شديد و رطوبت زياد نيز موجب کاهش فعاليت هاي حرکتي وابسته به فحلي مي شوند.
تغذیه
سازه هاي تغذيه اي مي توانند موجب مهار چرخه تخمداني شوند اما بطور کلي، تا زماني که چرخه هاي تخمداني، طبيعي باشند، تاثيري بر چگونگي بروز فحلي ندارند. افزايش و يا کاهش شديد مقدار خوراک گاوهاي گوشتي، شروع فحلي پس از زايش را در مقايسه با گاوهايي که وضعيت بدني متوسط تا خوبي داشتند، به تاخير انداخت. کمبود شديد پروتئين موجب بروز ناهنجاريهاي توليد مثلي و تغذيه با مقادير زياد پروتئين، موجب تاخير در بلوغ و افزايش تعدا روزهاي باز در گاوهاي شيري مي شود. کمبود ويتامين A، موجب تاخير در بلوغ مي شود. در بسيار موارد، تعادل انرژي تاثير به سزايي بر از سرگيري چرخه هاي تخمداني پس از زايش دارد، به گونه اي که تعادل منفي انرژي بروز فحلي پس از زايش را به تاخير مي اندازد

. تعادل منفي انرژي و يا چاقي زياد تليسه ها تاثيري بر طول دوره فحلي نداشت. تغذيه تليسه ها با جيره هايي که ۸۰، ۱۰۰ و ۱۲۰ درصد نيازهاي انرژي و پروتئين را تامين مي کرد نيز تاثيري بر طول دوره فحلي و فعاليت هاي سواري آنهانداشت. کمبود مينرال ها نيز بر توليد متل تاثير مي گذارد. کمبود فسفر، فحلي پس از زايش را به تاخير مي اندازد اما تغذيه جيره هايي که ۷۳،۱۳۸،۲۴۶ درصد نيازهاي فسفر تليسه هاي شيري شيري را تامين مي کرد. تاثيري بر طول دوره فحلي و بسامد سواري دادن، نداشت. کمبود کبالت، چرخه هاي فحلي را منظم مي کند و کمبود منگنز، فحلي پس از زايش را به تاخير مي اندازد و اگر شديد باشد موجب قطع کامل چرخه هاي تخوداني مي شود. کمبود بتاکاروتن نيز موجب کاهش شدت رفتارهاي فحلي شده است.

سن ووضعیت فیزیولوژیکی گاو
گفته مي شود که طول دوره فحلي تليسه کمتر از گاو است اما برخي پژوهش ها تفاوت آشکاري در ميانگين طول دوره فحلي تليسه ها (۵/۵± ۶/۱۴ ساعت) و گاوهاي مسن تر را(۴/۴±۱/۱۵ ساعت) نديدند. شدت رفتار فحلي با افزايش سن افزايش يافت (۵/۵ سواري بيش از نخستين ابستني تليسه ها، ۳/۶ سواري در تليسه هاي زايش اول ، و ۹/۷ سواري در گاو هاي مسن تر) و گاوهاي مسن تر، در آغاز دوره فحلي، نسبت به گاوهاي جوان تر، فعاليت سواري بيشتري را نشان دادند. تعداد سواري گرفتن از تليسه ها و گاوهاي فحل، کاملا متغيير است;تعداد سواري در گاوهاي شيرده، بين ۳-۱۴۰ و در تليسه ها، بين ۳-۲۲۵ بار متغيير بود تمايل به تشکيل “گروههاي جنسي فعال” با افزايش سن، کاهش مي يابد و ترکي

ب گروه هاي جنسي فعال ممکن است کاملا متفاوت باشد. در مقايسه با گاوهاي مسن تر، تعداد گروه هاي فعال جنسي در تليسه ها، کمتر اما تعداد افراد در هر گروه، بيشتر بود.”گروه هاي فعال جنسي” که کمتر از ۶ عضو داشتند، ناپايدارتر بودند و گاوها تمايل بيشتري به شرکت در گروه هايي داشتند که پيشينه آشنايي با آنها را داشتند. با پيشرفت دوره فحلي ، تغييراتي نيز در فعاليت جنسي ديده مي شود. سواري دادن يا گرفتن در چند ساعت آغازين دوره فحلي واقعي، بيشتر است و سپس به تدريج، کاهش مي يابد. شيردهي و يا حضور گوساله، موجب تاخير در آغاز چرخه فحلي مي شود و رفتار فحلي را مهار مي کند. در سه ماه اول پس از زايش، ميانگين تعداد سواري هاي داده شده يا گرفته شده به ازاي ه

ر ماده گاو و در هر دوره فحلي، با هر نوبت فحلي پس از زايش افزايش يافت. در فعاليت هاي سواري دادن و يا گرفتن، در ۹۸ درصد موارد، حداقل يکي از گاوها، فحل بود و در ۷۱ درصد موارد، هر دو گاو فحل بودند. در گاوهاي اروپايي، نزديک به ۶درصد گاوهاي آبستن، در فعاليت هاي سواري شرکت مي کنند. اين رقم در گاوهاي زيبو، کمتر از ۲ درصد است. فعاليت سواري گاوهاي آبستن، اغلب به ۱۰۰ روز نخست آبستني، محدود مي شود که غلظت استروژن خون معمولا پايين است. گاوهاي اروپايي، اغلب در مرحله پرواستروس و مت استروس، تمايل به سواري گرفتن دارند اما گاوهاي براهمن در اين مراحل، هم سواري مي دهند و هم سواري مي گيرند.استرس موجب کاهش طول دوره فحلي و يا مهار آن مي شود. انتقال

گاوهاي زيبو به مراتع جديد و يا محصور کردن آنها در اصطبل، فعاليت فحلي آنها را کاهش مي دهد. توفانهاي موسمي گرمسيري نيز تاثير همانندي دارند. تزريق ۳۲۰ واحد بين المللي ACTHدر مرحله پرواستروس، موجب تاخير در بروز فحلي و کاهش طول دوره فحلي در تليسه ها شد. اينفيوژن کورتيزول در مرحله پرواستروس به تليسه ها براي ۹۰ ساعت، به طور کامل موجب مهار سرژLH و رفتار فحلي شد بدون اين که تاثيري بر غلظت پلاسمايي استراديول داشته باشد. يکبار تزريق کورتيزول (تا ۲۰۰ ميلي گرم) به تليسه هاي تخودان برداري

شده اي که استراديول دريافت کرده بودند، تاثيري بر ويژگي هاي فحلي نداشت. يک تزريق ۴ ميلي گرمي دگزامتازون به چنين تليسه هايي، درصد تليسه هاي فحل را کاهش داد اما تاثيري بر رفتار فحلي تليسه هايي تداشت که فحلي نشان دادند. افزايش غلظت استراديول موجب سرژ گونادوتروپين ها و بروز فحلي مي شود اما رابطه مستقيمي بين غلظت استراديول و يا پروژسترون با شدت رفتارهاي فحلي ديده نشد. از سويي، کاهش غلظت پروژسترون و افزايش استراديول موجب تحريک فعاليت جنسي در مراحل پاياني دوره فحلي

شد. گاوهايي که دوره فحلي طولاني تري داشتند، نرخ آبستني بالاتري نيز داشتند. شدت رفتارهاي فحلي تاثيري بر نرخ آبستني نداشت اما افزايشي برابر ۱۲ درصد در نرخ آبستني نيز براي گاوهايي گزارش شده است که فعاليت جنسي آنها در فحلي پس از زايش، بيشتر بود.
سازه های ژنتیکی
طول دوره فحلي و شدت رفتارهاي فحلي، تفادت هايگونه اي و ژنتيکي نشان مي دهند. دامنه طول دوره فحلي (پذيرش جنسي) ماده گاوهاي اروپايي بين ۴ تا ۴۸ ساعت(ميانگين هايي بين ۶/۱۳ و ۳/۱۹ ساعت) و ميانگين آن در گاوهاي هندي (کوهان دار) ۸/۰± ۷/۶ ساعت (انحراف معيار) گزارش شده است. تفاوت هايي از نظر شدت رفتار فحلي بين گاوهاي اروپايي و هندي نيز گزارش شده است. گاوهاي براهمن در هر ساعت دوره فحلي، به طور متوسط يکبار سواري دادند در حالي که اين رقم براي گاوهاي شاروله ۸/۲ بود. شدت رفتارهاي فحلي گاوهاي براون سويس، کمتر از نژاد هاي شيري ديگر بود و بطور کلي، نژادهاي تيره رنگ نسبتبه گاوهاي دارايموهاي سفيد يا قرمز، شدت فحلي بيشتري نشان دادند. به طور کلي، شدت رفتارهاي فحلي در گاوهاي مناطق گرمسيري، کمتر است و رفتارهاي شديد فحلي تنها در ۳۰ – ۲۰ افراد گله گزارش شده است. ضريب وراثت پذيري شدت رفتارهاي فحلي، پايين است(۲۱/۰) که نشان مي دهد چرا دخترا هر گاو نر، شدت فحلي، متفاوتي دارند.

اثر گاو نر
در ساعت هاي آغازين روز، گاوهاي نر در گروه هاي “نا هم جنس”،از نظر جنسي فعال تر هستند. در اين ساعت ها، طول دوره فحلي گاوهاي ماده نيز بيشتر است. الگوي فعاليت جنسي گاوهاي نر در برابر همان ماده گاوهاي فحل، نيز متفاوت است. اگر چه حضور گاو نر تي زر (Teaser)موجب بهبود فرايند تشخيص فحلي در گاوهايي مي شود که فحلي طبيعي دارند، اما اين اثر در گاوهايي که با روش هاي هورموني همزمان شده اند، ديده نشده است. گاوهاي تي زر، در بيشتر موارد تنها از برخي گاوهاي فحل همزمان شده، سواري مي گيرند و به برخي از آنها نيز توجه نمي کنند. حضور گاو نرف زمان اولين تخمک ريزي و فحلي پس از زايش را تحت تاثير قرار مي دهد و موجب کاهش برهم کنش بين ماده ها و نيز از هم گسيختگي “گروه هاي جنسي فعال” مي شود. تفاوت هاي موجود در رفتارهاي جنسي بين گاوهاي نر، بر کاربرد آنها براي تشخيص فحلي، اثر مي گذارد. در حالي که يک گاو نر پس از از ۵۰ ساعت نزديک به ۳۰ درصد از ماده گاوهاي فحلي را شناسايي کرده بود، گاو نر ديگري پس از ۶۰ ساعت، نخستين سواري خود را انجام داد. جفتگيري با گاو نر و يا تلقيح مصنوعي، موجب کوتاه شدن طول دوره فحلي مي شود. تحريک سرويکس، موجب آزاد سازي اکسي توسين مي شود که احتمال مي رود ، سازه فيزيولوژيکي براي کاهش طول دوره فحلي باشد.