سلاح هاي كشتار جمعي

مقدمه
دردي كه ما مي كشيم، تنها از اين نيست كه ما هدف اين سلاح ها قرار گرفته ايم، درد اين است كه عوارض اين سموم بر فرزندان ما نيز تأثير گذاشت. وقتي درمي يابي كه فرزند عزيزت نيز به واسطه وراثت و انتقال عوارض مهلك سموم شيميايي و ارتباط مداوم با ما با بيماري دست و پنجه نرم مي كند، وقتي رنج كودك بي گناهت را مي بيني،

اين درد از تحمل يك انسان بسيار فراتر مي رود.» اين بخشي از درددل «رضا برجي» عكاس و خبرنگار دوران دفاع مقدس است كه جراحات شيميايي يكي از يادگارهاي هميشه همراه او تا امروز بوده، هر چند كه كمتر گوشي براي شنيدن آنها فراغت دارد.
۸ تير ماه سالروز مبارزه با سلاح هاي شيميايي و ميكروبي است..

در يك نگاه كلي سلاح هاي كشتار جمعي به سه گروه
۱- اتمي
۲- باكتريولوژيك (ميكروبي)
۳- شيميايي تقسيم و طبقه بندي مي شوند.

آنچه متعارف جهت شناخت و تمايز اين نوع سلاح ها از انواع ديگر تجهيزات نظامي محسوب مي شود، اولاً قدرت تخريب آنها است؛ چرا كه معمولاً اين گروه از سلاح ها داراي قدرت ويرانگري بسيار بالا و ضررهاي چشمگيري مي باشند. معيار دوم نيز اهداف اين قبيل تجهيزات در شناسايي كشتار جمعي بودن يا نبودن محسوب مي گردد.

به عبارت ديگر سلاح هايي كه جز در انهدام اهداف گسترده و وسيع و همچنين با درجه ضايعات و ويراني بالا به كار نمي روند، سلاح هاي كشتار جمعي اطلاق مي شوند. در اين مختصر نگاه، قصد داريم تا به گروه سوم از اين سلاح ها يعني سلاح هاي شيميايي پرداخته و به بيان گوشه اي از آثار مخرب و جبران ناپذير آنها در هشت سال دفاع جانانه غيورمردان و زنان ايراني بپردازيم.

سندرم وحشتناك
سلاح هاي شيميايي بنا بر تعريف سازمان ملل متحد و متخصصان، عبارتند از تمام مواد شيميايي، خواه به صورت گاز، مايع و يا جامد كه به خاطر تأثير سمي مستقيم بر روي جانداران به كار مي روند. اين تعريف مبناي تصويب كنوانسيون منع گسترش، توليد، انباشت و به كارگيري سلاح هاي شيميايي در سال ۱۹۹۳ مي باشد. البته مدت ها پيش از اين پروتكل ۱۹۲۵ نيز به منظور جلوگيري از گسترش و كاربرد اين نوع سلاح ها در ژنو به تصويب رسيده بود. بر اساس بند ۱ ماده ۲ كنوانسيون ،۱۹۹۳ سلاح هاي شيميايي عبارتند از: مواد شيميايي و سمي و پيش سازهاي آنها و همچنين مهمات وارداتي كه تنها براي كشتار با ديگر كاربردهاي سلاح هاي شيميايي مورد استفاده قرار مي گيرند.

از جمله نكاتي كه يادآوري آنها نيز ضروري است اين است كه از جمله مشخصه هاي اين سلاح ها، عدم تشخيص تأثيرات و عوارض آتي آن در محيط است كه همين موضوع موجب مي شود تا راه هاي مقابله با آثار مخرب سلاح هاي شيميايي بسيار دشوار و گاهي غيرممكن شود. سازمان ملل متحد و اعضاي آن بارها و در مقاطع مختلف به كارگيري سلاح هاي شيميايي را منع كرده اند.

از مجموعه قوانين و مقررات وضع شده در اين سازمان و البته ديگر مجامع بين المللي، ممنوعيت ساخت، انباشت و استفاده از هر نوع سلاح كشتار جمعي خواه در درگيري هاي داخلي كشورها و خواه در مخاصمه ميان دولت ها برداشت مي شود. به همين دليل روز ۲۸ ژوئن (۸ تير) هر سال به عنوان يك بهانه براي بشريت معرفي گرديد تا از حق مسلم خود در برابر آلودگي جهان از اين قبيل سلاح ها دفاع كند. اما به راستي قربانيان حقيقي اين سلاح ها چه كساني هستند؟ آيا مي دانيد بسياري از قربانيان فجايع سلاح هاي شيميايي در اطراف شما تنفس كه نه، بلكه به سختي جان مي دهند؟

عراق، ايران و جنگ شيميايي
ابعاد گوناگوني از هشت سال دفاع جانانه جوانان اين مرز و بوم همچنان در پرده نامهرباني تاريخ و رسانه هاي ما گرفتار است كه تنها يكي از اين ابعاد، جنگ ناجوانمردانه شيميايي- ميكروبي عراق عليه ايران است. به راستي عراق چرا و چگونه به سلاح هاي شيميايي دست يافت؟ عده اي بر اين باورند كه دولت معدوم صدام در آغاز جنگ به اين سلاح ها دسترسي نداشت

؛ چرا كه نخستين بار زمستان سال ،۶۱ جبهه هاي جنوب شاهد به كارگيري اين نوع سلاح ها در سطح محدود بود. اما شواهد و قراين نشان مي دهد كه از حدود سال ،۱۳۵۵ رژيم بعث عراق با جمع آوري برخي از استادان دانشگاه و صرف بودجه هاي گزاف به جمع آوري اطلاعات درباره سلاح هاي شيميايي- ميكروبي و راديواكتيو پرداخت و در هر سه زمينه موفقيت هايي را نيز به چنگ آورد. اسناد و مدارك نشان مي دهد كه طي اين سالها مقادير قابل توجهي از عوامل و مواد پيش ساز سلاح هاي شيميايي از طريق شوروي سابق، برخي دولت هاي اروپايي و در نهايت آمريكا در اختيار دولت عراق قرار گرفته است.

مشت نمونه خروار
كشورهايي كه امروز داعيه طرفداري از حقوق بشر و حمايت از نوع انسان در اقصي نقاط عالم، گوش همه حتي خودشان را كر مي كند از پيش قراولان فروش كارخانجات و مواد اوليه شيميايي به عراق هستند. نوعاً قراردادهاي مذكور ميان دولت عراق و اروپايي ها توسط برخي شركت هاي چندجانبه و با هدايت و نظارت دولت هاي مزبور انجام مي شده است.

گستاخي اين دولت ها و شركت هاي صوري كه اين قبيل فعاليت ها را مرتكب مي شدند تا حدي است كه گاهي پس از به بار آوردن رسوايي و افشاي اين موضوع، نه تنها آن را تكذيب نكردند بلكه حمايت و البته در موارد معدودي هم به خاطر حفظ آبروي ناداشته خود اين شركت ها را به مبلغي بسيار ناچيز جريمه مي كردند.

به عنوان نمونه دادستاني آلمان غربي آن زمان، دفاتر ۱۲ شركت آلماني كه متهم به فروش اين تسليحات به عراق بودند را مورد بازرسي قرار داد كه در جريان اين بازرسي ها مدارك و شواهد فراواني به دست آمد كه اين شواهد و مدارك در ۱۰۰۰ پرونده مجزا ثبت شد كه كمتر پرونده اي از اين ميان به نتيجه مطلوب رسيد.

يكي از مقامات بلندپايه پنتاگون در سال ۶۶ در مورد فعاليت هاي شركتهاي آلماني در اين رابطه مي گويد: ما مي دانيم دو كارخانه آلمان غربي به عراق در توليد سلاح هاي شيميايي ياري مي رسانند. اين كارخانه ها علاوه بر ماده پستيزيدن (Pestiziden)، احتمالاً گاز خردل و گاز اعصاب هم توليد مي كند. يك كارخانه ديگر آلماني به نام كارل كلب (Karl Kolb) در نزديكي فرانكفورت يكي از اصلي ترين منابعي است كه تأسيسات ساخت سلاح هاي شيميايي در عراق را مهيا مي كند.

رسوايي انگلستان و كشف محموله مواد شيميايي در بندر نرماندي فرانسه يكي ديگر از دلايل محكم و استوار ايرانيان براي اثبات كمك هاي نامشروع غرب در خلال جنگ به دولت بعث عراق است. ماجرا از آنجا شروع مي شود كه يك كشتي عراقي در بندر نرماندي فرانسه توقيف مي شود. پس از توقيف، ۳۵۰۰۰ تن «دي متيل تسنوتات» كه از بندر ليورپول انگليس به مقصد كويت براي تحويل به عراق توسط اين كشتي حمل مي شده توقيف و ضبط مي شود

. پس از آن دولت انگليس در ادعايي مضحك اعلام كرد: اين مواد شيميايي تنها براي توليد حشره كش به عراق ارسال شده است. نمونه ديگر شراكت اروپا درجنايات عراق، نقش شركت پتروشيمي «فيليپين» در بلژيك است كه در سال ۱۹۸۳ ميلادي از طريق سفارش يك شركت هلندي، ۵۰۰ تن تيودي گليگول كه ماده اوليه گاز خردل محسوب مي شود را به عراق فروخت.

 

طنين مظلوميت
هرچند توسل عراق به سلاح هاي شيميايي به طور محدود، از زمان آزادسازي خرمشهر بوده است اما مي توان كاربرد گسترده اين سلاح ها را پس از پيروزي هاي بزرگ ايران و شكست پي درپي ارتش عراق در عمليات هايي چون والفجر ،۲ والفجر ،۴ خيبر، بدر و بعدها در عملياتي نظير والفجر ۸ و كربلاي ۵ به وضوح و وسعت مشاهده كرد. براي پي بردن به عمق اين فجايع به گوشه هايي از آنها اشاره مي كنيم.

در عمليات والفجر ۲ عراق در دو مرحله در بمباران هاي هوايي خود در اطراف پادگان حاج عمران به طور گسترده اي از گاز خردل استفاده كرد. در عمليات خيبر نيز چند روز پس از تصرف جزيره مجنون، بمباران هاي وسيع شيميايي نخست در منطقه شط علي و سپس در تمام جزيره صورت گرفت. براي نمونه تنها در يك روز بيش از صد بمب خردل پرتاب شد كه هريك از آنها حاوي بيش از ۴۰ ليتر مايع خردل بود كه پس از انفجار بخار مي شد و چندين كيلومتر را آلوده مي كرد.

۲۷ اسفند ماه ۶۲ عراق براي اولين بار در تاريخ جنگهاي دنيا از گاز اعصاب استفاده كرد. اين گاز هر چند توسط نازيها در جنگ جهاني دوم ساخته شد اما آلمانها از به كارگيري آن خودداري كردند. از ديگر سلاحهاي شيميايي به كار گرفته شده توسط عراق به كارگيري مشتقات سيانور بود كه براي اولين بار در جنگ ما و سومين بار در تاريخ جنگهاي دنيا مورد استفاده قرار مي گرفت، علت مرگ بيشتر شهيدان ما نيز در اين حملات آلوده شدن به گاز سيانور بود كه حتي فرصت ماسك گذاري را به رزمندگان نمي داد

. از آنجا كه شيوه مناسب مقابله و درمان جانبازان شيميايي در داخل وجود نداشت و بيشتر معالجات و مداواهاي صورت گرفته از ترجمه برخي كتابهاي منتشر شده ارتش آمريكا و انگلستان اقتباس شده بود، تعداد محدودي از اين مجروحين براي مداوا به كشورهاي اروپايي اعزام شدند.

(براساس آمار منتشر شده در فصلنامه سياست خارجي، در سال ۶۲ ، ۵۸ نفر، در سال ۶۳ ، ۳ نفر، در سال ۶۴ تعداد ۱۹۲ نفر، در سال ۶۵ تعداد ۶ نفر، در سال ۶۶ تعداد ۲۴ نفر و در سال ۶۷ تعداد ۵۳ نفر از مجروحان شيميايي كه شدت جراحات آنان بيش از ديگران بود به كشورهايي نظير انگليس، فرانسه، آلمان، اتريش، هلند، سوئد، سوييس، بلژيك، ژاپن، اسپانيا و آمريكا اعزام و تحت مراقبتهاي ويژه قرار گرفتند.) يكي ديگر از نمونه هاي به كارگيري گسترده اين سلاحها، عمليات والفجر ۸ يا همان فتح فاو است. در اين عمليات دشمن از مواد شيميايي خردل، گاز اعصاب،

سيانور، خفه كننده (از املاح سيانور) و يك نوع گاز خفه كننده ناشناخته و تركيبي از برخي ديگر از سلاحهاي شيميايي توسط ۳۲ فروند هواپيماي جنگنده استفاده نمود